سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » احمدی گیوی؛ كوچ فرزندي از خانواده ادب...

احمدی گیوی؛ كوچ فرزندي از خانواده ادب

چکیده :اوقات فراغت احمدي با امكانات مالي محدودش به گره‌گشايي از مشكلات ديگران صرف مي‌شد. هرچند معلمي با امكانات مالي بسيار محدود بود، اما مراجعانش در تعداد و تنوع آن‌چنان بي‌شمار بودند كه گويي به سياستمداري پرنفوذ رجوع مي‌كردند. ...


حسين عبده تبريزي

در صبحگاه سه‌شنبه تهران، دكتر «حسن احمدي‌گيوي»، اديبي ديگر از خطه اديب‌پرور آذربايجان، از ميان ما ايرانيان رخت بربست. در بازه زماني 65 سال، از مدرسه‌اي در روستاي گيوي خلخال تا دانشكده فني تهران با مهرباني ده‌ها‌هزار دانش‌آموز و دانشجو را معلمي كرد. در جواني گوهري يافته بود كه براي آن زندگي كرد: در لغت‌نامه دهخدا به پيشنهاد دكتر «معين» و در معيت همكاراني چون دكترجعفر شهيدي و دكتر دبيرسياقي بيش از 40سال به شكار واژه‌ها رفت. زبان فارسي را آن‌چنان توانا مي‌دانست تا بتوان روي هر احساس، واقعه و هر چيز قابل‌تصوري نامي گماشت.

ادبيات فارسي او را به شعف مي‌آورد و به كمك حافظه كم‌مانندش از قرآن و گنجينه انبوهي از شعر شاعراني چون فردوسي و ملك‌الشعرا شاهد مي‌آورد تا با دست و دلبازي، شما را بر سر خوان رنگين فرهنگ فارسي نشاند و سرخوشي‌اش را از شعري زيبا با شما تقسيم كند و چنين بود كه حضورش شيرين و مطبوع بود.

دكتر احمدي به شيوه خود، شاعري ملي و سياسي بود، با ارادتي وافر به پير احمدآباد، به طالقاني و شريعتي. وقتي با لهجه شيرين آذري، سروده شاعران نوپرداز را مي‌خواند، دريافتني بود كه مضمون و محتواي انساني و ملي برايش اهميت داشت تا شكل و قالب شعري.

دكتر احمدي به‌راستي متدين بود و بعيد مي‌دانم در طول عمر 85 ساله‌اش كسي از او رنجيده باشد. حتي از كساني به نيكي ياد مي‌كرد كه با افق فكريش نمي‌خواندند؛ و از آناني كه در حقش ظلم روا داشتند و به ميهماني تبعيد و زندان فرستادندش، كينه‌اي به دل نگرفته بود.

در جواني پدر خود را از دست داده بود و مهرباني و قدرشناسي بي‌پايانش باعث شده بود تا مراسم گراميداشت خاطره پدر خود را در عيد فطر هر سال، از سال 1327 به اين سو، با دعوت از انبوه دوستانش برگزاركند و بي‌شك خود هم‌چون پدر، مصداق راستين آيه «الاسماء تنزل من‌السماء» بود.

اوقات فراغت احمدي با امكانات مالي محدودش به گره‌گشايي از مشكلات ديگران صرف مي‌شد. هرچند معلمي با امكانات مالي بسيار محدود بود، اما مراجعانش در تعداد و تنوع آن‌چنان بي‌شمار بودند كه گويي به سياستمداري پرنفوذ رجوع مي‌كردند.

به‌قول «لوتركينگ» هر انساني بايد دو كار را به‌تنهايي انجام دهد: به آنچه باور دارد عمل كند و ديار هستي را به‌تنهايي ترك كند. احمدي‌گيوي به آنچه باور داشت عمل كرد و اكنون به‌تنهايي از دنيا جدا شده است. ساعت جدايي در رسيده است؛ هركدام به راه خود مي‌رويم، او به سوي مرگ و ما به سوي زندگي. وقتي آموزگاري دلسوز درمي‌گذرد، سال‌ها مشعلي كه افروخته است، گذرگاه ديگران را روشن مي‌كند و ما كه به سوي زندگي در حركت هستيم، مي‌توانيم در اين گذرگاه ادامه مسير دهيم.

منبع: شرق


یک پاسخ به “احمدی گیوی؛ كوچ فرزندي از خانواده ادب”

  1. رضا گفت:

    خداوند اورا با صالحان محشور کند .درسال 53 در دانشسرای عالی بهترین ساعات درسی را با ایشان گذراندم .انسانی وارسته که با تمام وجود دوستش داشتم .هرگز نمیرد ان که دلش زنده شد به عشق