شکایت های حیرت انگیز مجلس از دولت
چکیده :در آن دوران طولاني ماهعسل ميان اصولگرايان و احمدی نژاد كه از تير 84 شروع شد و تا ارديبهشت سال گذشته تداوم يافت، مجلس همه تخممرغهايش را در سبد آقاي احمدينژاد گذاشت و با همه توان از وي حمايت كرد. اما اگر آن روزهايي كه مجلس دولت را بر عرش اعلا برده بود، اندكي اندازه نگه ميداشت و مجالي هم به سخنان منتقدان وي ميداد، امروز مجبور نميشد كه فرياد انتقاد از تخلفات دولت بركشد. ...
صادق زیباکلام
شكايت مجلس از رييس هیات دولت به قوهقضاييه، هم حيرتانگيز است، هم بيسابقه و هم از نظر سياسي داراي تبعات تاملبرانگيز.
حيرتانگيز است چون حسب قانون اساسي، قوهمجريه به مجلس بايد پاسخگو باشد. اگر مجلس ايرادي در كار قوهمجريه ببيند وزير مربوطه و در سطح بالاتر شخص رييسجمهوري را به مجلس براي اداي توضيحات احضار ميكند و در صورتي كه مجلس از اداي توضيحات رييس قوهمجريه راضي نشود كار به استيضاح ميكشد.
به بيان غيرحقوقي مجلس ميتواند از رييس هیات دولت حساب و كتاب بكشد، به كارش نظارت اعمال كند و در نهايت اگر از عملكرد وي رضايت نداشته باشد او را كنار بگذارد. اينكه مجلس از رييسجمهوري به قوهقضاييه شكايت كرده يعني در عمل و در اجرا، خودش را ناتوان ديده كه عارض وي شود و از قوهقضاييه تقاضاي دادخواهي ميكند.
بيسابقه است چون در گذشته از وزير، يا يكي ديگر از مديران اجرايي يا يك دستگاه اجرايي به سازمان بازرسي يا ساير زيرمجموعههاي قوهقضاييه طرح دعواي حقوقي كردهاند، اما از شخص رييس هیات دولت تاكنون بهصورت عملي و واقعي اتفاق نيفتاده است. پس كمترين پرسش حقوقي كه مطرح ميشود آن است كه آيا شكايت از محمود احمدينژاد است يا از رييس قوهمجريه؟ اما مهمترين تبعات اين شكايت، در بخش سياسي آن است.
مهم نيست كه قوهقضاييه در عمل چه ترتيبي را اتخاذ كند بلكه مهم آن است كه اختلاف ميان دو قوه آنقدر و آنچنان بالا گرفته كه كار ديگر از راهحلهاي «كدخدامنشي»، «حكميت»، «مصالحه» و «توافق» گذشته و به جايي رسيده كه قانون بايد تعيين تكليف كند. در واقع، اگر كسي آمار آنچه را كه مجلس «تخلفات» شكايتهای حيرتانگيز مجلس دولت ناميده تهيه ميكرد به عدد بالايي ميرسيد.
كمتر هفتهاي ميگذرد كه رييس مجلس، رييس مركز پژوهشهاي مجلس، يكي از اعضاي هياترييسه مجلس يا يكي از مسوولان كميسيونهاي مختلف مجلس سخني در باب تخلف رييس هیات دولت بر زبان نياورد. از برداشتهاي غيرقانوني از حسابهاي مختلف گرفته، تا عدم واريز به حسابهاي مختلف، از اقداماتي خلاف مصوبات مجلس، تا اين حساب و آن حساب كردن و ساير اشكال ديگر تخلفات. جالب است كه رييس دولت هم انگارنهانگار كه آن اعتراض يا اعلام تخلف نسبت به عملكرد وي بوده و اصلا زحمت اينكه پاسخي بدهد را هم به خود نميدهد. بهراستي چرا چنين شده؟ چرا مجلس اينقدر در برابر قوهمجريه احساس ضعف و ناتواني ميكند؟ چرا وضعيتي شده كه اساسا رييس هیات دولت قوهمقننه را جدي نميگيرد؟ آيا اشكال در شيوه مديريت اجرايي رييس دولت است يا مشكل در جاي ديگري است؟ نكته آن است كه هر پاسخي براي اين پرسشها در نظر بگيريم، اين واقعيت تلخ را نميتوان ناديده گرفت كه به قول قديميها «از ماست كه بر ماست»؛ شكل و شيوه و نوع برخورد و تعامل مجلس از همان ابتدا با دولت بهگونهاي بود كه كار را به اينجا كشانده.
در آن دوران طولاني ماهعسل ميان اصولگرايان و احمدی نژاد كه از تير 84 شروع شد و تا ارديبهشت سال گذشته تداوم يافت، مجلس همه تخممرغهايش را در سبد آقاي احمدينژاد گذاشت و با همه توان از وي حمايت كرد. اما اگر آن روزهايي كه مجلس دولت را بر عرش اعلا برده بود، اندكي اندازه نگه ميداشت و مجالي هم به سخنان منتقدان وي ميداد، امروز مجبور نميشد كه فرياد انتقاد از تخلفات دولت بركشد.
منبع: روزنامه شرق














نه عزیز بحث استفاده از قانون نیست ، خیمه شب بازی است . طبق اصل 110 قانون اساسی ، دیوان کشور مرجع رسیدگی و صدور حکم بر تخلف رئیس جمهور از قانون است و پی آمد آن هم عزل . اما سازو کار این رسیدگی را باید قانون عادی ،که تاکنون وجودی پیدا نکرده است ، تعیین کند . این راه “قانونی” بسته است ، مگر اراده ای ملوکانه آن را بگشاید .
رهبری فعلی تمام توانش را گذاشت روی بالا کشیدن فردی به نام احمدی نژاد و سوار کردنش بر گردن مردم ایران به مدت هشت سال! هر تقلبی می توانستند کردند. هر جور فساد، کشتار، زندان، شکنجه و سرکوبی را توانستند مرتکب شدند تا این موجود بر سرکار بماند. حالا تمام تخممرغهای جناب عظما در سبد این مردک است و بنابراین هر کاری با او بکنند به خودشان بر میگردد. شده تف سربالا! مقام معظم بیتجربهگی و بیسیاستی کردند. این نشان میدهد که سن بالا، تجربه نمی آورد. درک و فهم چیزی است که با سن بیشتر نمی شود. این مثل قدیمی فارسی که دود از کنده پا میشه، یا «آنچه در آینه جوان بیند، پیر در خشت خام میبینید» غلط است. ایشان اصلاً دید ندارند که ببینند. فقط که آدم نباید ریشش را در آسیا سفید و بلند کند. ایشان فردی رومانتیک، عاشق ادبیات فارسی هستند. لقب آیتاللهی هم را دیگران برای ایشان جور کردند. ایشان شایستگی رهبری یک قصابی را هم ندارند. چه برسد به اداره یک کشور به این بزرگی! دقت کنید که هر چه در این دوران در ایران رخ داد عجیب و غریب و بیسابقه بود. فساد بانکی سه هزار میلیاردی در این دوران بود، کشتار مردم توی خیابان، زندانی کردن منتقدان، به هدر دادن ثروت ملی در حجم های عچیب و غریب، سانسور، اختناق و خلاصه همه چیزهایی که مردم در رد آن انقلاب کردند. مقصر اصلی مقام معظم رهبری هستند که کشور را بازیچه دست بوزینگانی نمک نشناس کردند که حتی دست خود اقا را هم گاز میگیرند. هیچکس جرات نمی کند بگوید کار از ریشه خراب است این است که جناب زیباکلام یکی به نعل می زند و دو تا به میخ!!