تاکید چند باره سیدمحمد خاتمی بر آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصرها
چکیده :گر همه زندانیان سیاسی آزاد شوند و حصرها برداشته شود و فضایی فراهم آید که هر کس با هر عقیده و نظر و گرایشی که دارد همین که پای بندی خود را در عمل به قانون اساسی اعلام می کند و حاضر است در چارچوب آن عمل کند آزادی فعالیت و تشکیلات و تجمع و … داشته باشد و حد آزادی بیان و تجمعات و احزاب هم عمل به قانون اساسی باشد، خواهیم دید که آفتاب امید از پس ابرهای نومیدی و دلزدگی دست کم در بخش مهمی از جامعه و مچ گیری اطراف قضیه از یکدیگر خواهد...
سید محمد خاتمی با تاکید چند باره بر آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از رهبران جنبش سبز می گوید: اگر همه زندانیان سیاسی آزاد شوند و حصرها برداشته شود و فضایی فراهم آید که هر کس با هر عقیده و نظر و گرایشی که دارد همین که پای بندی خود را در عمل به قانون اساسی اعلام می کند و حاضر است در چارچوب آن عمل کند آزادی فعالیت و تشکیلات و تجمع و … داشته باشد و حد آزادی بیان و تجمعات و احزاب هم عمل به قانون اساسی باشد، خواهیم دید که آفتاب امید از پس ابرهای نومیدی و دلزدگی دست کم در بخش مهمی از جامعه و مچ گیری اطراف قضیه از یکدیگر خواهد دمید.
وی با اشاره به رویدادهای سه سال اخیر افزود: اینک که قریب سه سال است که جامعه با مشکلات تازه ای روبرو شده است و کشور هم با تهدیدهای زیادی روبرو است، راه برون رفت از این مشکلات به صورتی که کم ترین هزینه و بیشترین فایده را داشته باشد و ما را در آینده با مشکلات بزرگتری روبرو نکند این که با تأمل در گذشته به آینده ای بهتر بیاندیشیم و فضای مناسب را فراهم آوریم. به گونه ای که همه سود ببرند، نه حاکمیت تضعیف شود و نه مردم از حقوق اساسی خود محروم باشند.
سید محمد خاتمی در جمع اعضای بنیاد باران تصریح کرد: راه برون رفت از این مشکلات به صورتی که کم ترین هزینه و بیشترین فایده را داشته باشد و ما را در آینده با مشکلات بزرگتری روبرو نکند این که با تأمل در گذشته به آینده ای بهتر بیاندیشیم و فضای مناسب را فراهم آوریم. به گونه ای که همه سود ببرند، نه حاکمیت تضعیف شود و نه مردم از حقوق اساسی خود محروم باشند.
رئیس جمهوری سابق ایران که در پنجاه و چهارمین نشست ماهانه بنیاد باران سخن می گفت با تأکید مجدد بر حفظ جنبه اسلامی انقلاب و نظام، خواستار اهتمام برای اجرای ظرفیت های معطل مانده قانون اساسی، بخصوص در تأمین حقوق و آزادی های مصرح شهروندی شد.
به گزارش وبسایت سیدمحمد خاتمی، متن کامل این سخنرانی را در ادامه بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با فروردین بهار می آید و با بهار طبیعت نو می شود و زندگی طراوت و شادابی می یابد.
تعیین اولین روز بهار به عنوان آغاز سال نو نشانه روح با طراوت و اعتدال خواه ایرانی است و نوروز مورد تأیید اسلام نیز قرار گرفته است.
بهار برای همه ما سرشار از خاطره های شیرین است و یکی از برجسته ترین این خاطره ها تولد جمهوری اسلامی ایران است.
جمهوری اسلامی حاصل انقلابی بزرگ و فراگیر بود. مردم به صحنه آمدند، خون دادند، سختی کشیدند و فریاد استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی برآوردند، ولی به این حضور شکوهمند اکتفاء نشد، بلکه استقرار جمهوری اسلامی به همه پرسی گذاشته شد و دوازدهم فروردین آغاز مرحله تازه زندگی اجتماعی، سیاسی و تاریخی ملت ایران است.
آنچه رخ داد این که نظامی وابسته و ضد مردم و مصالح آنان رفت و نظام جانشین جمهوری اسلامی بود. یعنی نظامی برآمده از رأی و اراده مردم که در آن قدرت متکی به مردم و پاسخگو در برابر ملت است. یعنی نظام ملت مدار و مردم محور به جای جباریت و استبداد حاکم محور.
و این جمهوری، اسلامی است، یعنی به اقتضاء هویت و خواست اکثریت مردم می باید احکام و ارزشهای اسلامی بر آن حاکم باشد.
نقش دین در تحولات دوران اخیر تاریخ ایران نقشی برجسته است و ما هم به عنوان مسلمانی که به دخالت دین در سپهر زندگی اجتماعی باور داریم و دین را دارای رسالت در جهت دادن جامعه و اداره اجتماع می دانیم و هم به عنوان تحلیل گران واقع بین حوادث و تحولات تاریخی و اجتماعی جایگاهی که اسلام در این تحولات و نیز در عمق فرهنگ مردم دارد نمی توانیم و نباید از اسلام چشم بپوشیم و هم اکنون هم بر اسلامی بودن انقلاب و لزوم نگاهداشت جانب دین در نظام و حکومت تأکید می کنیم.
ولی نکته ای را که نباید مورد غفلت قرار داد این است که در بررسی سیر حرکت جامعه از پیش از مشروطیت تا امروز، تحولات تاریخی ناظر به مسائل عینی جامعه و متأثر از آن بوده است. چه آنگاه که مردم خواستار «عدالت خانه» بودند، بیزاری خود را از استبداد لگام گسیخته و خودکامگی بوالهوسانه اعلام می کردند، چه آنگاه که با بسط خواست تاریخی خود نظامی را جستجو می کردند که مشروطه بود، یعنی این که هم در پدید آمدن و هم در تداوم
اولا مشروط به اراده و خواست مردم باشد
ثانیا تأمین کننده مصالح عمومی باشد
ثالثا دارای حکومتی مسؤول و پاسخگو در برابر مردم و قابل جابجایی با اراده ملت باشد
رابعا غیر وابسته به بیگانه باشد
خامسا تأمین کننده آزادی های اساسی باشد
و سادسا زمینه ساز پیشرفت کشور و رهایی از عقب ماندگی باشد.
در سراسر این دوران تا انقلاب اسلامی، دین که جان مایه فرهنگ و هویت تاریخی جامعه است همواره حضور داشته است و بدون تردید معدل رویکرد مردم، دین خواهی و نگاهداشت جانب دین و حاکمیت معیارها و ارزش های دینی در جامعه بوده است.
درست است که در همه مراحل کسانی حضور و تأثیر داشتند که انگیره دینی نداشته اند، ولی
اولا گرایش توده مردم که محور و مدار حرکت و تحول اند دینی بوده است.
ثانیا پیشوایان دینی بیشترین تأثیر را در جریان ها داشته اند، بخصوص در دو سوی اصلی حرکت یک صد ساله یعنی مشروطیت و انقلاب اسلامی نقش دین و رهبری دینی برجسته تر بوده است. اما از یاد نبریم که خواست های عینی و دردهای ملموس که هم از اسباب مهم انقلاب و هم نیروی محرکه و تعیین کننده اهداف آن بوده است در این میان نقش مهمی داشته است و حتی نگاه به دین و تلقی از آن هم در عرصه حیات اجتماعی متأثر از همین انگیزه ها و خواست ها بوده است.
درد فقر و تبعیض، درد خفقان و استبداد، درد تحقیر شدگی توسط حکومت های جبار و وابسته و پشتیبانان آنان، درد ناامنی و عقب ماندگی، این ها اموری است که یکایک افراد ملت چه از روی تحلیل و چه با فطرت خود آن ها را احساس کرده و می کنند و خواستار رفع آن ها بوده اند و دین اسلام را نیز چنان دیده و دریافته اند که نه تنها با این بدبختی ها سازگار نیست، بلکه خواستار و دعوت کننده به تغییر آن ها بوده است.
وقتی همه جهات سلبی و ایجابی جمع شد و قوام یافت انقلاب اسلامی که واقعا اسلام را می خواست و اسلام آن هم آزادی و پیشرفت و استقلال و حاکمیت مردم بر سرنوشت را تأیید می کرد پیروز شد و جمهوری اسلامی با چنین ویژگی هایی به عنوان پیمانی استوار مورد قرارداد واقع شد.
پس اسلامی که در انقلاب نقش داشت و پسوند جمهوری و مبنای هویت نظام ما بود و رأی مردم به آن تعلق گرفت نه تنها با جمهوریت سازگار بود، بلکه تنها مجرای تحقق آن در روزگار ما در عرصه اجتماعی و حکومت نیز جمهوری است. و بدون هیچ رودربایستی بگویم، نگاه و بینشی که مردم را هیچ کاره می داند و ارزشی برای رأی مردم قائل نیست و نسبت به خواست های تاریخی جامعه بی توجه است، نگاهی که تنها به ظواهر می اندیشد و زمان و مکان را دو عنصر تعیین کننده در اجتهاد نمی داند و فاقد روح توحید و اخلاق و آزادگی (که جان مایه دین خداست) می باشد و برای شهروندان حق و حقوقی قائل نیست نه با جمهوری اسلامی سازگار است و نه آن است که رهبر فقید انقلاب عرضه داشتند و مردم به آن رأی دادند.
اگر داعیه داران چنین اسلامی بخواهند میداندار صحنه شوند و با بهانه های مختلف هرکس و هر چیز را که نمی پسندند طرد و حذف کنند نه تنها برخلاف نظر اجمالی و خواست تاریخی مردم اقدام کرده اند، بلکه تعریفی تحریف شده از انقلاب و نظام به دست داده اند.
حال ماییم و جمهوری اسلامی و آنچه باید مورد اهتمام باشد این که:
۱- مبنای نظم، قانون اساسی است که البته یک امر بشری است و قابل ترمیم و اصلاح که در خود قانون هم به این امر توجه شده است، ولی به هر حال این قانون اساسی با نظر خبرگان منتخب ملت تصویب شده و با شیوه ای دموکراتیک مورد همه پرسی قرار گرفته است و با وجود مقبولیتی که امام داشتند و هر تصمیمی می گرفتند مورد قبول و اقبال بود، ولی ایشان اصرار داشتند که خود مردم نظر بدهند و تصمیم بگیرند.
۲- آنان که دغدغه دینی بیشتر دارند دست کم اطمینان برایشان حاصل است که این قانون ناسازگار با اسلام نیست.
۳- در همین قانون اساسی زمینه های خوبی برای تأمین خواست مردم و مصلحت عمومی و پایدار شدن مردم سالاری و پیشرفت کشور وجود دارد.
آنچه مورد بحث است این که ظرفیت های مورد غفلت یا اعراض این قانون کم نیست و از جمله اهداف اصلاحات هم توجه به همین ظرفیت ها، بخصوص حقوق ملت و حقوق شهروندی و مبعوث بودن حکومت از سوی مردم و نظایر آن است و معتقدیم که قانون اساسی یک کل جامع است که همه جانبه باید مورد اهتمام و عمل واقع شود، بنابراین پای بندی به قانون اساسی و شعار اجرای کامل و همه جانبه آن یک اصل و یک شعار اصلی است و راه حل مشکلات نیز تن دادن به قانون از سوی مردم و نهادها و جریان ها بخصوص حکومت است.
و نکته مهم دیگر این که علاوه بر نص قانون اساسی باید به روح آن نیز اهتمام داشت. نمی شود به استناد یک اصل اصول دیگر را نقض کرد.
اجازه بدهید مثالی بزنم.
در قانون اساسی ما امنیت و آزادی هم طراز است و به صراحت بیان شده است که به بهانه یکی نمی شود و نباید دیگری را نقض کرد. ولی مواردی بوده است که به بهانه امنیت، آزادی های اساسی نقض شده است.
مسلم ترین حق اساسی و حق شهروندی وجود اجتماعات، احزاب و گروه ها و فعالیت آزاد آن ها و نیز نقد ساز و کارها و مدیریت ها و حتی اعتراض های مدنی است که خود از مصادیق بارز آزادی است.
اگر با تحلیل نادرست یا توهم، آزادی های اساسی و مصرح در قانون ضد امنیت به حساب آید و اتخاذ هر شیوه ای در برخورد با افراد و گروه ها نیز مجاز باشد و براساس آن به جریان هایی آزادی داده شود تا هر نسبت ناروایی به طرف مخالف بدهند و فضا آلوده گردد و حتی بدون رعایت موازین و نصوص قانون اساسی همین ادعا مبنای بررسی و دادرسی قرار گیرد و احکام سنگین صادر شود نه تنها مخالف با روح قانون اساسی که مغایر نص آن نیز هست و وقتی می گوییم قانون اساسی اجرا گردد نباید شاهد چنین رویه ها و رفتارهایی باشیم. البته که نباید به بهانه آزادی امنیت کشور نیز لطمه ببیند.
به مناسبت خوب است به نکته دیگری اشاره کنم.
می دانید که در دولت من کار درستی صورت گرفت و برای انجام وظیفه مهمی که ریاست جمهوری بر عهده دارد یعنی اجرای قانون اساسی هیأت نظارتی تشکیل شد که منشاء خدماتی هم بود. متأسفانه برای مدت ها این امر تعطیل شد و مورد بی مهری قرار گرفت، حال با هر انگیزه ای وقتی دوباره احیاء می شود خیلی ها آن را بر نمی تایند! چرا؟ آیا اعمال نظارت بر اجرای قانون اساسی که صریح قانون اساسی است خلاف قانون اساسی است؟
از طرف دیگر باید گفت نظارت بر اجراء قانون اساسی در کجا و چگونه؟
اگر نظارت بر اجراء، ناظر بر تخلف از قانون اساسی و نقش آن از سوی نهادها و جریان های صاحب قدرت و امکانات، بخصوص نهادهای امنیتی و نظامی که قدرت و امکانات دارند، ولی پاسخگو نیستند باشد بسیار امر مبارکی است.
هرچند اولا نظارت کننده باید در عمل پای بندی خود را به قانون، بخصوص قانون اساسی نشان داده باشد.
ثانیا این نظارت نیازمند ضمانت اجرا است. یعنی نیازمند نهاد یا سازمانی به نام دادگاه قانون اساسی یا هر نام دیگر است که باید نهادی بی طرف و غیرقابل نفوذ و کاملا مستقل باشد که در زمان ما پیش بینی شده بود که متأسفانه مورد توجه قرار نگرفت.
به هر حال خواستم بر این نکته تأکید کنم که ما خود را داخل نظام و مدافع آن می دانیم، ولی می گوییم چرا باید سیاست ها، روش ها و رفتارهایی را شاهد باشیم که به اصل نظام لطمه می زند و دود آن به چشم مردم می رود و مهم ترین اهداف اصلاحات نیز اصلاح این سیاست ها و روش ها و در واقع بازگشت به روح نظام و قانون اساسی است.
اینک که قریب سه سال است که جامعه با مشکلات تازه ای روبرو شده است و کشور هم با تهدیدهای زیادی روبرو است، راه برون رفت از این مشکلات به صورتی که کم ترین هزینه و بیشترین فایده را داشته باشد و ما را در آینده با مشکلات بزرگتری روبرو نکند این که با تأمل در گذشته به آینده ای بهتر بیاندیشیم و فضای مناسب را فراهم آوریم. به گونه ای که همه سود ببرند، نه حاکمیت تضعیف شود و نه مردم از حقوق اساسی خود محروم باشند.
اگر همه زندانیان سیاسی آزاد شوند و حصرها برداشته شود و فضایی فراهم آید که هر کس با هر عقیده و نظر و گرایشی که دارد همین که پای بندی خود را در عمل به قانون اساسی اعلام می کند و حاضر است در چارچوب آن عمل کند آزادی فعالیت و تشکیلات و تجمع و … داشته باشد و حد آزادی بیان و تجمعات و احزاب هم عمل به قانون اساسی باشد، خواهیم دید که آفتاب امید از پس ابرهای نومیدی و دلزدگی دست کم در بخش مهمی از جامعه و مچ گیری اطراف قضیه از یکدیگر خواهد دمید.
اگر چنین فضای مبارکی پدید آید (که انقلاب و قانون اساسی ما هم آن را می خواسته است) پدید آمدن آن نشانه حکمت و تدبیر و نیز و دلیلی بر اقتدار واقعی نظام است اگر چنین شود.
اولا رسیدن به اجماع در باب مصلحت عمومی و منفعت اساسی کشور و ترجیح آن بر هر منفعت و مصلحت از سوی همگان آسان خواهد بود همبستگی واقعی ملی زیر چتر جمهوری اسلامی پدید خواهد آمد.
ثانیا با بازبودن فضا و حاکمیت بحث و نقد منطقی بسیاری از فسادهایی که متأسفانه در این سال ها شاهد بدترین انواع آن بوده ایم جلوگیری خواهد شد.
ثالثا مدیریت های ناکارآمد که موجب هدررفتن سرمایه های مادی و معنوی می شود تبدیل به مدیریت های عقلانی و مسؤولیت شناس خواهد شد و به جای فضای احساسی که یک طرف آن نفرت و طرف دیگر آن شیدایی و احیانا فرصت طلبی است، عقلانیت سیاسی – که سخت نیازمند آنیم- بر جامعه، حکومت، مردم و نهادهای مردمی حاکم خواهد شد.
رابعا بی تردید جلو تهدیدهایی که موجودیت کشور را نشانه گرفته است خواهد گرفت. یا در چنین فضای مناسبی تهدیدها کارگر نخواهد افتاد.
به امید چنین روزی














سید بزرگوار خاتمی عزیز کاش مسولین به نصایح تو کمی گوش میکردند بی تردید تو عاشق ایران و مردم این مرز و بومی و عمل به خواسته های تو تنها راه برای برون رفت از این بن بست است
yani adamhaye ke ghanoone asasi ro ghabool nadaran bayad beran bemiran.
سلام بر موسوی
درود بر کروبی
زنده و پاینده باد خاتمی
آقای خاتمی!
مبادا طوری حرف بزنی که رهبر جهان اسلام معذب بشوند!!!!
…
اگر اقای خاتمی اما و اگر نمی کرد و روشن و شفاف حرف میزد و عمل هم میکرد کار به این فضاحت نمیرسید
اقای خاتمی جمهوری اسلامی یعنی نهایتا همین که میبینی پس ما رااز اینکه به جمهوری اسلامی پس از 30 سال اری کفتن نه بمی گوییم معذور بدار شخصا شاهد قتل جمهوری اسلامی توسط ال استبداد هستم
اکثریت این مردم زبان رضاقلدر را بهتر می فهمند تا زبان شما را ! این نوع مبارزه در ایران موثر واقع نخواهد شد ، همچنان که خود بارها گفته ای رسید ن به مطالبات اصلاحات هزینه دارد ، سید بزرگوار ، مقداری از این هزینه را هم خود شما و سایر نخبگان باید بپردازید ! دیر یا زود به سراغ تو نیز خواهند آمد ، آن ها فهمیده اند که این ملت حاضر نیست بر سر آرمانهایش بایستد و از آنها دفاع کند همین که حساب بانکی اش پر باشد و منافعش به خطر نیفتد برایش کافی است ، اکثریت ملت ثابت کردند زندگی در زباله دانی به نام دنیا را هر چند با مشقت و رنج و تحقیر بر مبارزه بر سر آرمانها ترجیح می دهند ، به خدا سوگند اگر این ملت در روز عاشورا حضور داشتند همه اسیر وسوسه های ابن زیاد و مرعوب تهدید های دژخیمانش می گشتند و یاری گری برای دین حسین پیدا نمی شد .
آخر تحولی کشاکشی ، تا چند بی ارادگی و سردی و سکوت تا کی به ما خیانت و ظلم و جفا کنند .
کو مردم مبارزو ســــــرباز بی هوس تا انقلاب دامـــــــــنه داری به پاکنند .
ما مرد نیستیم که دنیا مراد ماست مردان آزمــــــــــوده جهان را رها کنند
سيد عزيز فرموديد
نبايد به بهانه امنيت ازاديهاي قيد شده در قانون اساسي ناديده گرفته شود و در جاي ديگر نباید به بهانه آزادی امنیت کشور نیز لطمه ببیند.؟
بازار این حرف های تکراری دیگر خریدار ندارد.
با سلام به عزیز خودم دانشمند محترم جناب آقای خاتمی درود بر شما با این تحلیل شفاف و گویا همچنان با صبر و مقاومت حرف خود را که بهترین راه و منطقی ترین روش برای اداره جمهوری اسلامی هست احترام به قانون اساسی که با خون دکتر بهشتی و آیت ا لله مطهری و عاشقان پیرو امام خمینی و مطیع پیغمبر ص تهیه شده به عنوان تکلیف بگوئید انشاالله خداوند شما انسان دلسوز که بنظر افراد نادان دشمن اسلام و ایران و انسان هستید یاری نموده و بدست شما و کمک ما این ایران را از دست افراد بی ایمان و فرصت طلب و عاشق شهرت وثروت نجات داده و ایرانی آزاد و آباد بسازیم انشاالله
بابام جان تو که پیش از آن رای دادن معروفت که البته به خاطر تو اصلاآراء دماوند را باطل کردند،اعتبار و حیثیتی داشتی و وزنه ای حساب می شدی، اینها را درخواست کردی و حتی شرط شرکت در انتخابات گذاشتی کسی به حرفت تره خرد نکرد، حالا با این وضعیتی که پیش آمده این درخواست ها را می کنی.
سیدجان خاتمی عزیز:آنهاشمارادشمن نامیدندتابه قدرت برسند غافل از اینکه خداوندناظربراعمال همه ی مااست. برگرد خاتمی مردم ایران به تو محتاجند. موسوی سید محبوب جای تو درقلب مااست.
کاش شما که انقدر خوب و درست وسنجیده حرف میزنید در عمل هم کمی شجاعانه تر رفتار کنید
آقای خاتمی واقعا خجالت نمیکشد؟
تاسف عمیقی میخورم برای خودم که یک روزی به همچین آدمی رای داده ام
از آقای خاتمی به خاطر رای دادنش عصبانی نباشید ایشان اصلاح طلب است؛
اما اصلاح طلبان دیگری که به جرم توهمیه سیاسی زندانی هستن و حق هواخوری هم ندارن، دیگر اصلاح طلب نیستن !!!
بله اصلاح طلب نیستند و دیگر هم نباید خود را اصلاح طلب بنامند، بلکه باید خود را عضو جنبش سبز بنامند
پس دیگر آقای خاتمی را با اعضای جنبش سبز ، یکی ندانید بلکه ایشان تنها یک اصلاح طلب است
“””””””فضایی فراهم آید که هر کس با هر عقیده و نظر و گرایشی که دارد همین که پای بندی خود را در عمل به قانون اساسی اعلام می کند و حاضر است در چارچوب آن عمل کند آزادی فعالیت و تشکیلات و تجمع و … داشته باشد””””””
باید با ” طــلــا ” نوشت
“بهار برای همه ما سرشار از خاطره های شیرین است”
ای شیطون ، نامحسوس خاطرات ریاست جمهوری خودت رو میگیا
به عنوان یک جوان ایرانی، که متانت و صبوری آقای خاتمی، تعدیلی است بر ایده آل خواهی و حس لزوم انجام تغییرات اساسی ای که در من پدید آمده، اما این اطمینان را دارم که باید به اقای خاتمی کاملا اعتماد کنم و در راه تحقق این اهداف متعالی، و و حرکت در راه دموکراتیکی که برای رسیدن به آن در نظر دارد، نهایت تلاش خود را انجام دهم. روشی که آقای خاتمی عنوان میکنند، راهی عملیاتی و شدنی است و می توان به اطمینان گفت که محقق میشود.
باید نهایت تلاش خود را بکنیم که حکومت را ناچار به برگزاری انتخابات آزاد و سالم در سال 92 کنیم.
1- زندانیان سیاسی آزاد شوند.
2- مقدمات برگزاری انتخابات آزاد و سالم فراهم شود.
3- فشارها از روی رسانه ها و احزاب مخالف و منتقد برداشته شود.
4- جریانهای افراطی حکومت مهار شوند.
زحمت کشیدند.خسته نباشند.واسه اینکه به تریش و قبای …. برنخوره حتی اسم میرمظلوم و شیخ شجاعمون رو نیاوردند.خدایا مرگ بده! دلمون به کی خوشه! کلمه توهم شدی عین رسانه ی میلی.چرانظراتی که به دلتون نیست رو نشون نمیدین???ها??????
ااشتباه این دولت در این است که علاج واقعه رابعد از وقوع میکند نه قبل از وقوع
“”آنچه مورد بحث است این که ظرفیت های مورد غفلت یا اعراض این قانون کم نیست و از جمله اهداف اصلاحات هم توجه به همین ظرفیت ها، بخصوص حقوق ملت و حقوق شهروندی و مبعوث بودن حکومت از سوی مردم و نظایر آن است و معتقدیم که قانون اساسی یک کل جامع است که همه جانبه باید مورد اهتمام و عمل واقع شود، بنابراین پای بندی به قانون اساسی و شعار اجرای کامل و همه جانبه آن یک اصل و یک شعار اصلی است و راه حل مشکلات نیز تن دادن به قانون از سوی مردم و نهادها و جریان ها بخصوص حکومت است.””
آفرین
سلام
چرا متن نامه ما را رسانه ای نمی کنید؟
همین طوری می خواهید به جوان ها بها بدهید
راه سبز امید از انتخابات آزاد میگذرد و آقای خاتمی هم عملیاتی ترین شیوه را برای تحقق این امر پیشنهاد داده و رهبری میکنند. میرحسین، کروبی، خاتمی، رهنورد، تاجزاده و صدها بزگوار دیگر، همه با هم با کمک و حمایت مردم، آینده ای روشن را برای ایرانیان رقم خواهند زد.
اعتماد به رهبران، لازمه پیشرفتن هر جنبشی است.
“در قانون اساسی ما امنیت و آزادی هم طراز است و به صراحت بیان شده است که به بهانه یکی نمی شود و نباید دیگری را نقض کرد. ولی مواردی بوده است که به بهانه امنیت، آزادی های اساسی نقض شده است.”
مثلا یک بار علت حسر خانگی رهبران جنبش سبز آقای موسوی و همسر محترمشان در زندان اختر و آقای کروبی عزیز را حفظ امنیت آنها در برابر حوادث بعد از انتخابات ذکر کردن!!!!
همین مونده من و تو رو هم ببرن زندون برای حفظ جونمون در برابر حوادثی نظیر تصادف با موتور، اصابت رعد و برق، آتشفشان
اقای خاتمی هم مردم میخواد هم بیت رهبری.
جناب ناشناس که لاتین تایپ کردین.
بنده همیشه برای نظرات مخالف خودم احترام قائل بوده ام ولی این بار در نهایت احترام به شخصیت شما مجبورم اعلام کنم که حالم از نظر شما و دوستانی نظیر شما به هم میخوره. البته به نفس نظر شما انتقادی ندارم، انتقاد حقیر به آن راه نابخردانه ای است که بدون مطالعه و تحلیل همواره درصدد آن است که نظری متعصبانه از باب خالی نبودن عریضه عنوان کند. دوست من فراموش نکن که بزرگترین عاملی که امروز آزادی ما و شما را سلب کرده و مملکت را به قهقرا رهنمون است تعصب حاکمان و هواخواهان آنهاست. مطمئن باشید تفکر شما، آینده مملکت ما را از آن سر بام بر زمین می زند.
با عرض پوزش از تندی متن.
از خداوند متعال شجاعت و صراحت بیشتری برای شما خواهانم. همه با هم یکی شویم واز یکی مدد بخواییم .
سخن خاتمی عزیز سخن ماست و مطمئنا تنها راه برای خروج کشور از بحران است. پایبندی همه گروهها به قانون اساسی و رفع حصرها و بندها.
سید جان من که خیلی دوستت دارم اما پشت حرف عمل میخواد
آفای خاتمی، آنچه را میخواهید در چهارچوب آن فعالیت کنید دیگر وجود ندارد که اصلاج گردد به قول کروبی این دیگر نه جمهوری است نه اسلامی وبه قول آقای قدیانی،این نظام مدتهاست که براندازی شده است. دلیل اصلی عدم موافقت حاکمیت با باز شدن فضای رسانه ای ومطبوعاتی وسیاسی وفعالیت احزاب، ترس حاکمیت از انتفاد از اوضاع نابسامان وسیاستهای موحود داخلی وخارجی وحتی انرژی اتمی ورابطه با امریکا وبجث وگفتگوی آزاد نیست.دلیل اصلی آن، ترس از افشا علنی فجایع وحنایتهایی نظیر افشا امرین فتلهای زنجیره ای وسایر جنایتهای درون زندانها،برادران فاچافچی و ترورهای و دخالتها و گشاده دستیهای برون مرزی است که حاکمیت تحت هیچ شرایظی نمیخواهد مسیولیت آنرا علنا بپذیرد و همین مسایل اخیرالذکر، ظرفیتهای اصلاح پذیری نظام را حقیقتا از بین برده است. به عبارتی دیگر،یک نظام سیاسی هرچند دارای ریشه وپایه مردمی باشد،وفتی در سایه عدم نظارت وپاسخگویی تا آنجا پیش برود که هر جنایتی را برای حفظ خود مجاز بداندو این رویه در آن نه به صورت موردی،بلکه بر اثراستمرارو مداومت نهادینه شود ونهادهای متناسب با آن ایجاد گردد،آنفدر آسیب دیده ،استحاله ودچار دگردیسی میگردد، که فابلیت اصلاح وبازسازی را از دست میدهد.بستن فله ای روزنامه ها در دوران اصلاحات به دستور شجض آقای خامنه ای نیز ،جلوگیری از همین افشاگریهای شروع شده در روزنامه های اصلاح طلب بود نه مسایلی سیاسی مثل اعتراض به نظارت استصوابی وحتی پاسخگو کردن رهبری و…. به عنوان مثال، اقتدار گرایان روزی را پیش بیتی میکنند که در سایه آزادی مطبوعات و احزاب آراد، همه آحاد مردم ایران به ویژه ٌطرفداران سنتی آن وحتی معدود اصولگرایان صادق ومردمی ، بفهمند که قتل پسر بنیانگدار جمهوری اسلامی به دست سعید امامی و بادستور رسمی وفتوای کسانی انجام شده است که مستقیما زیز نظر ونماینده بیت رهبری بوده اند و برای عدم افشا آن ،حتی خود مامور، بفرموده به قتل رسیده است وامکان تکدیب آنهم میسر نگردد.برای همین است که مقامات عالی نظام، احساس میکنند که قدم در راه بی بازگشت گداشته اند ولذا حاضر به هیچ گونه انعظاف وعقب نشینی نیستند ضمن اینکه با فروکش کردن اعتراضات علنی، حد اقل فعلا،احساس تنگنا هم نمیکنند.
سایت مجترم کلمه، اگر مطالب فوق را قابل انتشار نمییدانید لطفا در صورت صلاحدید آنرا به دفتر آقای حاتمی منعکس فرمایید
قانون اساسی قابل تغییر است
برات متاسفم جناب آقای خاتمی!
آقای خاتمی
سلام…من شما را خیلی دوست میداشتم و هنوز هم دارم اما فکر میکنم شما روی حرفهایتان استوار نمی مانید….اگر در سالهای ریاست جمهوریتان به جای تهدید ،افشاگری کرده بودید ،اگر سر لوایح دوگانه می ایستادید ،اگر انتخابات را برگزار نمی کردید و خیلی اگرهای دیگر الان وضع لااقل نخبگان جامعه اینگونه نبود…با رای دادن خود در انتخابات تیر خلاصی به تمام آرمان های اصلاح طلبی زدید و نشان دادید که روی آرمانهای خودپابرجا نیستید….مطمئنن اگر مذاکره ای بین شما و حاکمیت صورت بگیرد،ملت به خاطر اعتماد از دست رفته هرگز با شما کنار نخواهند امد و شما را به خیانت متهم خواهند کرد بنابراین اصلاح طلبی دیگر معنایی ندارد…
نمیخواد تاکید کنی به رفع حصر وغیره برو رای خودتا بنداز به صندوق
درودبرخاتمی باغیرت
سلام به مسؤلین سایت ، سلام به خوانندگان گرامی،
تلاشهای اقای خاتمی بدون شک برای پیدا کردن راهی است که کشور را از بحران خارج نماید . در این رابطه چند نکته باید روشن گردد.
الف- نظام سیاسی کشور ، جمهوری اسلامی ایران است، که تبلور آن در قانون اساسی می باشد و دیگر هیچ.
ب – این نظام سیاسی کشور ایران است که مردم آن « ملت » ایران نامیده می شوند.
ج – جدا کردن « نظام » از این تعریف کلی ، موجد سوء تفاهم است . بدین معنا که از میان ملت ایران ، برخی جزء نظامند که بیشتر « حق » دارند و بخشی خارج از « نظام » که « حق » کمتر ی داشته و یا فاقد حق هستند .
د – پیشنهاد حاکمیت قانون اساسی ، با اینکه یک امر بدیهی است ، ولی تذکر آن خوبست . اما قبل از اینکه مردم بخواهند آنرا بپذیرند ، این حاکمیت است که باید حاکمیت قانون را پذیرفته و متحقق نماید و نه مردم .
ه – مردم چنانچه از قانون تخطی کنند ، حاکمیت با استفاده از قدرت حاکمیتی و اهرم هائی که در اختیار دارد ، جلو آنان را خواهد گرفت و حتی خاطی را مجازات نیز خواهد کرد در حالی که مردم فاقد آن قدرت اجرائی ای هستند که بتوانند یک حاکمیت خاطی را بمجازات برسانند.
و – اجرای بی تنازل قانون اساسی فقط می تواند سوء استفاده کنندگان از قدرت را تضعیف نماید. من نمی فهمم اگر برای برون رفت از بحران توجه به قانون اساسی و اجرای کامل آن مفید تشخیص داده می شود چرا باید این تصور پیش آید که « …به گونه ای که همه سود ببرند، نه حاکمیت تضعیف شود و نه مردم از حقوق اساسی خود محروم باشند….»
ز – در صورت اجرای قانون اساسی و همزمان تأکید بر اینکه « …به گونه ای که همه سود ببرند، نه حاکمیت تضعیف شود و نه مردم از حقوق اساسی خود محروم باشند…. » گویای آن خواهد بود که حاکمیت به شرطی « حاکمیت قانون را خواهد پذیرفت که می خواهد چه با تأئید ملت و چه بدون تأئید ملت ، کما کان اهرم های قدرت را در دست داشته باشد و این مبنای همۀ مشکلاتی است که بحران کنونی را ایجاد کرده است و در نتیجه تلاشهای دلسوزانه را قبل از آنکه عملی شود ، بی ثمر خواهد ساخت .
ح – برخی از اصول قانون اساسی در رابطه با اصول دیگر همین قانون قرار دارد . آقای خاتمی ارتباط استقلال و آزادی را مثال زده اند و من مسألۀ انتخابات را مثال می زنم . در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، انتخابات مجلس ، مستقیم ، مخفی و یک درجه ای است . تفسیر های مفسرین قانون اساسی نمی تواند بگونه ای باشد که این اصل را نقض نماید . به عبارت روشن تر ، تفسیر شورای نگهبان از نظارت که به نظارت استصوابی منتهی شده است در واقع انتخابات را دو درجه ای کرده و نقض آشکار قانون اساسی و محروم کردن ملت از حق کاندیدا شدن و به کاندیدای دلخواه رأی دادن است . این نقض قانون اساسی و زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی ملت ایران توسط مراکز قدرت صورت گرفته است که باید برطرف گردد و در رفع آن ملت فقط می تواند به اشکال مختلف به پایمال شدن حقوقش اعتراض نماید.
ط – در پایان ملت باید قادر باشد با بوجود آوردن امکاناتی که قانون اساسی جزء حقوق ملت برشمرده است ، نیروهای مردمی را متشکل سازد که از آن طریق ، جلو تخطی دارندگان اهرم های قدرت بگیرند . این وضعیتی است که دیگر حاکمیت نمی تواند بی جهت افراد را دستگیر ، مجازات ، شکنجه و زندان نموده ، از حقوق شهروندی خود محروم سازد تا اینکه افرادی امثال آقای خاتمی برای بهبود اوضاع و رفع خطر از کشور مجبور شود از حاکمیتی که که به ناحق این مظالم را دربارۀ افراد و تشکل ها روا داشته ،درخواست آزادی آنان را داشته باشد. درخواست تشکل نیروهای مستقل مردمی که سر نخ آن در دست دستگاه های حاکمیت نباشد ،نباید بعنوان خواستی که نظام را تهدید می کند تلقی گردد.
د –
ایرانی
دوستان به نظر بنده چند نکته می رسد که باید به آنها توجه کنیم.
1- بنده علیرغم نقدی که به آقای خاتمی دارم اما قلبا” او را دوست دارم. شاید هم با خودم نیست بلاخره باطنم او را دوست دارد.
2- یکی از آسیبهایی که همواره جنبش سبز را تهدید می کند احساسی بودن بدنه آنست مثلا” کسی که یک اقدام (مثبت،منفی)انجام میدهد سریعا” بر علیه او موضع گیری می کنیم. به نظرم اینکار درست نیست و باعث تفرقه و انشقاق جنبش می شود که خیلی خطرناک است.قرار نیست همه یک جور فکر کنند. ما باید همدیگر را تحمل کنیم و معنی آزادی و دموکراسی یعنی این.
3- یکی از بزرگترین بدبختی و گرفتاری ما ایرانی ها شاید این بوده که در طول تاریخ بجای تکیه بر احزاب و تشکلها به افراد و شخصیتها متکی شده ایم. وقت آن رسیده که معیار و مبنا و شاخص ما باید احزاب و گروهها باشد نه افراد. البته احزابی که نسبتا” کارنامه خوبی دارند.
4- خوشبختانه منشور جنبش سبز توسط رهبران محصور تهیه و تدوین شده است می تواند کار گشا باشد. بسیار بجاست که سایت کلمه مجددا” آنرا برای یاد آوری منتشر کند.
5- آقای خاتمی وزنه بسیار خوبی برای جنبش هستند. بعنوان مثال ارتباط او با خانواده زندانیان و پیامهای تبریک، تسلیت،ملاقات با زندانیان باعث ارتقای روحی آنان می شود. با این حال تحولاتی که در این 2 سال اتفاق افتاده آقای خاتمی نمی تواند رهبری ایده آل برای جنبش باشد و خودش هم این ادعا را ندارد او یکبار در سخرانیهایش گفته من قهرمان نیستم مردم خود باید قهرمان باشند. بهر حال ایشان یک وزنه و همراه خوبی همواره مطرح هستند.
6- بنابرین اولا” در این مرحله ما نباید کسی را تخریب کنیم که موجب تفرقه و تشدد جنبش شود.ثانیا” ما بجای افراد به احزاب و تشکلها متکی باشیم .
ولا نمیدونم قانون اساسی وحی منزل است مگه قانون اساسی کسانی ننوشتن که امروز یامعزولند یا مغضوبند یامنفورمگه امام حسین نیامد دین جد خودرا اصلاح کند؟ آیا اصلاح شد؟کجای کار قرار گرفته ایم هنوز دین رسول الله به بیراهه میرود وتاقیامت با این وضع خواهدرفت میدانیدچرا چونکه دین برای باطن انسانها ست نه ظاهرآنهابنابراین یکباردیگر بایدحسینی شدباید آزادشدودین بنی امیه ای آل استبدادازبیخ برکند یاحسین میر حسین
سلام به مسؤلین سایت ، سلام به خوانندگان گرامی،
تلاشهای اقای خاتمی بدون شک برای پیدا کردن راهی است که کشور را از بحران خارج نماید . در این رابطه چند نکته باید روشن گردد.
الف- نظام سیاسی کشور ، جمهوری اسلامی ایران است، که تبلور آن در قانون اساسی می باشد و دیگر هیچ.
ب – این نظام سیاسی کشور ایران است که مردم آن « ملت » ایران نامیده می شوند.
ج – جدا کردن « نظام » از این تعریف کلی ، موجد سوء تفاهم است . بدین معنا که از میان ملت ایران ، برخی جزء نظامند که بیشتر « حق » دارند و بخشی خارج از « نظام » که « حق » کمتر ی داشته و یا فاقد حق هستند.
د – پیشنهاد حاکمیت قانون اساسی ، با اینکه یک امر بدیهی است ، ولی تذکر آن خوبست . اما قبل از اینکه مردم بخواهند آنرا بپذیرند ، این حاکمیت است که باید حاکمیت قانون را پذیرفته و متحقق نماید و نه مردم.
ه – مردم چنانچه از قانون تخطی کنند ، حاکمیت با استفاده از قدرت حاکمیتی و اهرم هائی که در اختیار دارد ، جلو آنان را خواهد گرفت و حتی خاطی را مجازات نیز خواهد کرد در حالی که مردم فاقد آن قدرت اجرائی ای هستند که بتوانند یک حاکمیت خاطی را بمجازات برسانند.
و – اجرای بی تنازل قانون اساسی فقط می تواند سوء استفاده کنندگان از قدرت را تضعیف نماید. من نمی فهمم اگر برای برون رفت از بحران توجه به قانون اساسی و اجرای کامل آن مفید تشخیص داده می شود چرا باید این تصور پیش آید که « …به گونه ای که همه سود ببرند، نه حاکمیت تضعیف شود و نه مردم از حقوق اساسی خود محروم باشند…»
ز – در صورت اجرای قانون اساسی و همزمان تأکید بر اینکه « …به گونه ای که همه سود ببرند، نه حاکمیت تضعیف شود و نه مردم از حقوق اساسی خود محروم باشند…. » گویای آن خواهد بود که حاکمیت به شرطی « حاکمیت قانون را خواهد پذیرفت که می خواهد چه با تأئید ملت و چه بدون تأئید ملت ، کما کان اهرم های قدرت را در دست داشته باشد و این مبنای همۀ مشکلاتی است که بحران کنونی را ایجاد کرده است و در نتیجه تلاشهای دلسوزانه را قبل از آنکه عملی شود ، بی ثمر خواهد ساخت.
ح – برخی از اصول قانون اساسی در رابطه با اصول دیگر همین قانون قرار دارد . آقای خاتمی ارتباط استقلال و آزادی را مثال زده اند و من مسألۀ انتخابات را مثال می زنم . در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، انتخابات مجلس ، مستقیم ، مخفی و یک درجه ای است . تفسیر های مفسرین قانون اساسی نمی تواند بگونه ای باشد که این اصل را نقض نماید . به عبارت روشن تر ، تفسیر شورای نگهبان از نظارت که به نظارت استصوابی منتهی شده است در واقع انتخابات را دو درجه ای کرده و نقض آشکار قانون اساسی و محروم کردن ملت از حق کاندیدا شدن و به کاندیدای دلخواه رأی دادن است . این نقض قانون اساسی و زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی ملت ایران توسط مراکز قدرت صورت گرفته است که باید برطرف گردد و در رفع آن ملت فقط می تواند به اشکال مختلف به پایمال شدن حقوقش اعتراض نماید.
ط – در پایان ملت باید قادر باشد با استفاده از امکاناتی که قانون اساسی از حقوق ملت برشمرده است ، نیروهای مردمی را متشکل سازد که از آن طریق ، جلو تخطی دارندگان اهرم های قدرت را بگیرند . این وضعیتی است که دیگر حاکمیت نمی تواند بی جهت افراد را دستگیر ، مجازات ، شکنجه و زندان نموده ، از حقوق شهروندی خود محروم سازد تا اینکه افرادی امثال آقای خاتمی برای بهبود اوضاع و رفع خطر از کشور مجبور شود از حاکمیتی که که به ناحق این مظالم را دربارۀ افراد و تشکل ها روا داشته ،درخواست آزادی آنان را داشته باشد. درخواست تشکل نیروهای مستقل مردمی که سر نخ آن در دست دستگاه های مختلف حاکمیت نباشد ،نباید بعنوان خواستی تلقی گردد که نظام را تهدید می کند.
تنها راه برون رفت از این وضعیت پرهیز از تندروی و شعار و آرمانگرایی صرف است. سخنان آقای خاتمی کاملا منطقی به نظر می رسد. درود بر خاتمی
احساسات را کنار بگذاریم و منطقی ترین راه و واقعیت را در نظر بگیریم به دنبال راه میر حسین و خاتمی عزیز باشیم راه هر دو یکی است بخود بیاییم و از راهاین دو عزیز منحرف نشویم که تنها راه نجات ایران نه نجات خودمان نجات ایران برای نسل کنونی و نسلهای اینده راه این دو عزیز است
درود بر خاتمی منطقی
به این باور رسیدم که جمهوری اسلامی فقط در زمان امام زمان و لا غیر چون امام زمان مانند جماعت درغگوی حاکم حقیقت و واقعیت را فدای مصلحت نمی کند اگر روزی در حکومت امام زمان مردم جمهوری اسلامی را نخواستند او مردم را مجبور به پیروی از نظر خود نمی کند
راه آقای خاتمی، راه عملیاتی است.
آنچه ما میخواهیم بشود، با آنچه شدنی است، کمی تفاوت دارد طبعا.
شک نکنید، با حفظ تمام مواضغ خودمان، و حفظ سقف خواستهای خودمان، از خاتمی حمایت کنیم.
drood bar khatami
آیا درست است که به فرد و یا شخصی تکیه کنیم برای اینکه از شرایطی که داریم ، بخواهیم خارج بشیم ، از آنجا هم که انسان ها نسبی اند و احتمال خطا دارند و ما ایرانی ها هم تجربه داریم یکی را قهرمان می کنیم و اگر موفق نشدیم و شکست خوردیم همه تقصیرات را گردن او می اندازیم ، نمونه برخوردمان با خاتمی و میرحسین ، یکی را ترسو و حافظ نظام خطاب می کنیم و دیگری را چون پای حرفش وایستاده و در حبس از او تشکر می کنیم. برای اینکه دچار خطا نشیم و سیاه و سفید قضاوت نکنیم بهتر است که جنبش دوم خرداد 76 و جنبش سبز 88 را جدا از رهبران آنرا تحلیل کنیم و ببینیم که از چه راهی می توانیم از شرایط فعلی خارج بشیم ، سیاست مداری و روش اصلاحات 76 یا مبارزه و مقاومت مدنی جنبش سبز ، ویا راهی تازه در میانه آندو! “جنبش سبز از مسیر مبارزه اصلاح طلبی در اثر نداشتن دورنمای حرکت، توسط رژیم وارد فضای امنیتی و براندازی شد ،باید خیلی شفاف انتخاب کرد که در کدام مسیر می خواهیم گام برداریم
تصور غالب در این فرهنگ آن است که تنها راه مخالفت با یک نظام سیاسی از مسیر پایین کشیدن کلّ آن نظام سیاسی میگذرد. به این ترتیب یعنی یا باید علیه کل یک رژیم سیاسی بود یا له کل آن. پس در این فرهنگ جایی هم برای ایستادن در میانه وجود ندارد. یا باید با آن ها بود یا علیه آن ها. وسط نداریم: یا حسینی یا یزیدی، اگر بخواهیم از تعبیرات مذهبی استفاده کنیم. در چنین فرهنگی که من خیلی خلاصه میخواهم توصیف…ش ب…کنم، رهبران خوب، رهبرانی هستند که قاطعیت و سازش ناپذیری داشته باشند.رهبرانی که اهل معامله نباشند، عقب نشینی نکنند. در این نوع از فرهنگ سیاسی غالب در جامعه ما، تعبیراتی مثل مسالمت، سازش، مذاکره، عقب نشینی، همکاری و اینها از فحش ناموسی هم بدتر است. چون این روش ها مال آدم هایی است که می خواهند وسط بایستند. اما وسطی در کار نیست یا نباید باشد. بنابراین اگر یک رهبر سیاسی یا رهبران سیاسی متهم بشوند به سازشکاری، باید از صحنه سیاسی خدا حافظی کنند، چون دیگر قادر نیستند آن نقش رهبری مورد انتظار را ایفا بکنند. چون گویی با طرف مقابل بیشتر سر و سردارند تا رهروان شان. صفت خائن و خیانت به راحتی از همین جاها سردرمی آورد. در هر حال جامعه از آن ها قاطعیت و سازش ناپذیری میطلبد و اگر آنها نخواهند این خواست جامعه را بپذیرند و بخواهند سازشکاری بکنند، یا بخواهند مذاکره و عقب نشینی یا همکاری کنند، از مدار رهبری کنار زده میشوند. پس برای اینکه در مدار بمانند ناچارند به خواسته هایی که از پایین و از متن این فرهنگ سیاسی میجوشد پاسخ بدهند. بنابراین ناچارند از سازش و مذاکره و مدارا خودداری کنند مبادا از دور مسابقه خارج شوند. پس برای حفط موضع برتر خود مجبورند مدام هدفهای رادیکال تر را مطرح کنند تا در رقابت با سایر رهبران جلو بیافتند و سازش ناپذیرتر جلوه کنند.
حسین قاضیان
“
چقدر حرفهای تکراری؟؟؟ یک مقدار شجاعت و معرفت هم بد نیست!
ﻫﻤﻮﻃﻨﺎﻥ ﻋﺰﻳﺰ ﻓﺮاﻣﻮﺵ ﻧﻜﻨﻴﺪ اﮔﺮ اﻳﻦ ﺣﻜﻮﻣﺖ اﺣﺴﺎﺱ ﻛﻨﺪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ اﺯ ﻣﻮاﺿﻊ ﻓﻌﻠﻲ ﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﻣﻲ اﻧﺠﺎﻣﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎﺯﺧﻮاﺳﺖ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺷﺪ ﻣﻂﻤﻴﻦ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻳﻚ .ﻣﻂﻤﻴﻦ ﻧﻴﺴﺘﻢ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻂﻠﻮﺏ ﺣﺎﺻﻞ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ .ﺩﻭﻡ اﺣﺘﻤﺎﻝ ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﻭﺟﻨﮓ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺧﺎﺗﻤﻲ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺗﻤﺎﻡ ﺭاﻫﻬﺎﻱ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺭا ﺑﺮاﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺒﻨﺪﺩ ﻣﻠﺖ اﻳﺮاﻥ ﻓﻘﻄ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﻭﻋﻔﻮ ﺷﺎﻧﺲ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺩاﺭﺩ .
اگر قاطبه اصلاح طلبان ومدعیان اصلاح طلبی به روش ومنش خاتمی عمل می کردندامروزه شاهدحضور افرادی مثل احمدی نژاددرصحنه سیاسی ایران نبودیم چون ایشان بیشتر ومنطقی تر ازهمه حاکمیت را می شناسند