سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سیدمحمد ابراهیمی، زندانی سیاسی، هم از حضور در دادگاه انقلاب خودداری کرد...

سیدمحمد ابراهیمی، زندانی سیاسی، هم از حضور در دادگاه انقلاب خودداری کرد

چکیده :سیدمحمد ابراهیمی از زندانیان سیاسی حاضر در بند ۳۵۰ اوین که حدود ۱۷ ماه را بدون حکم قضایی به صورت بازداشت موقت در زندان اوین نگهداری می شود با به رسمیت نشناختن دادگاه های انقلاب روز چهارشنبه ۲۳ فروردین ماه از حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب خودداری کرد....


سیدمحمد ابراهیمی از زندانیان سیاسی حاضر در بند ۳۵۰ اوین که حدود ۱۷ ماه را بدون حکم قضایی به صورت بازداشت موقت در زندان اوین نگهداری می شود با به رسمیت نشناختن دادگاه های انقلاب روز چهارشنبه ۲۳ فروردین ماه از حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب خودداری کرد.

به گزارش خبرنگار کلمه، سیدمحمد ابراهیمی متهم است که از طریق ارتباط مادران عزادار با جنبش سبز علیه امنیت ملی اقدام کرده است.

در نامه سید محمد ابراهیمی خطاب به مقامات زندان اوین آمده است «نظر به غیرقانونی بودن دادسرا و دادگاه های انقلاب و عدم صلاحیت ذاتی و نسبی و به استناد اصول ۱۵۹، ۱۶۸، ۱۷۲ و ۱۷۳ قانون اساسی و تبصره ذیل ماده ۲۰ قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مصوب ۱۳۷۵ اصلاحی ۱۳۸۱ و عدم استقلال قوه قضاییه و احکام از پیش تعیین شده در دادگاه حاضر نخواهم شد.»

سید محمد ابراهیمی، ٢٢ آذرماه سال ٨٩ توسط ماموران اطلاعات به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبری و جنگ نرم علیه نظام بازداشت شد و تا ٨ ماه ممنوع الملاقات بود و خانواده اش از محل نگهداری اش بی اطلاع بودند.

وی ٨ ماه را در سلول انفرادی بندهای ٢٠٩ و ٢۴٠ زندان اوین در شرایط شکنجه فیزیکی و روانی بازداشت بود به گونه ای که به آسایشگاه روانی امین آباد تهران اعزام شده و بیش از دوماه آنجا بستری بود.

سید محمد ابراهیمی یکی از مصادیق شکنجه های سخت در زندان اوین محسوب می شود که در گزارش احمد شهید نیز به آن اشاره شده است.

خواهر سید محمد ابراهیمی چندی پیش گفته بود” پدرم وقتی برادرم محمد را در آسایشگاه روانی با وضعیت بسیار بدی دید، بعد از دو هفته از غصه فوت کرد. او وقتی از دیدن برادرم آمد تا قبل از مرگش فقط گریه می کرد و می گفت بروید ببینید با محمد چه کرده اند؟ با او چه کردند که به این حال و روز افتاده است؟ دکترها گفتند از غصه و فشار زیاد فوت کرده است.

آبان ماه سال جاری نیز کلمه خبر داده بود که سید محمد ابراهیمی از بند ۳۵۰ زندان اوین به دادگاه انقلاب احضار و به خاطر افشای شکنجه هایش در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات که در سایتهای خبری بازتاب گسترده ای یافت، تهدید و بازجویی شد.

بر اساس این گزارش، این زندانی سیاسی توسط معاونت دادگاه انقلاب که یک روحانی است، تهدید و بازجویی شده بود. این مسئول قضایی از وی خواسته بود خبرهایی را که در سایتهای خبری درباره شکنجه اش منتشر شده، تکذیب کند؛ وگرنه حکم سنگینی در انتظارش خواهد بود، اما ابراهیمی از تکذیب این خبرها سر باز زده و این مساله موجب فحاشی و هتاکی معاون دادگاه انقلاب به او شده بود.

این مقام قضایی، ابراهیمی را تهدید کرده بود که به خاطر این عدم همکاری آینده بدی در انتظارش است و سال ها در زندان خواهد ماند. او همچنین به این زندانی سیاسی وعده داد که اگر این خبرها را تکذیب کند، هرچه زودتر شرایط آزادی اش را فراهم می کند؛ درخواستی که از سوی ابراهیمی رد شد.


3 پاسخ به “سیدمحمد ابراهیمی، زندانی سیاسی، هم از حضور در دادگاه انقلاب خودداری کرد”

  1. احمد حقیقت خواه گفت:

    خوب کاری کرد. اینجاها که دادگاه نیست. مثلا آنجا مجلس است و آنها هم نماینده که اینگونه در روز روشن احمدی نژاد و وزیر و آن سعید مرتضوی آشکارا سرشان کلاه میگذارند و به به ریش این بچه های پیرمرد می خندند؟ راستی این عادل چطوری میخواهد بین سرو همسر سرش را بلند نگهدارد؟ ما مگر قوه قضاییه داریم؟ همه نگاه می کنند تا به بینند، آقامون چه دستوری میدهد. خبرندارند که فردا که همه را خواستند دراز کنند، اول آقا را دراز می کنند و بعد هم اینها را نه او میتواند بگوید من نکردم و اینها کردند مثل شاه که نتواتنست و همه گناهها را به پای او نوشتند. ونه اینها می توانند بگوید از زور چاپلوسی یا ترس یا….. این کارها را کردیم. شما به جای ترس از بندگان خدا از خود خدا چرا نمی ترسید. با مهر کردن پیشانی به مهر داغ که نیست. انسان باید از خدای جان داده بترسد نا حاکم…داده که همه قدرت و قوت و جان و همه چیزش به یک لحظه بند است. ما واقعا قوه قضاییه داریم، دادگاه داریم عدل داریم وکیل داریم ، قاضی داریم. خوب کاری کرده که نرفته اینها یی که ما داریم توهین به قضا و داوری است والله

  2. محسنم گفت:

    از مسئولین سایت کلمه خواهشمندم اگر ممکن است اسم این روحانی که معاون دادگاه انقلاب است و اینگونه با مردم رفتار میکند و دین فروشی میکند را بنویسید تا در اینترنت ثبت شود و در آینده مردم عمامه او را مثل افساری که بر گردن الاغ است به دور گردنش بپیچند و در شهر بگردانند تا اینگونه مزد جنایتهایش را دراین دنیا بگیرد و مزد واقعیش در آن دنیا سر پل صراط با احکم الحاکمین خواهد بود.

  3. ناشناس گفت:

    بسیار کار خوب و شایسته ای کرد. این محل های بده و بستان که نام دادگاه برآن نهاده اند، دکانی است برای کاسبی عده ای از این ازخدا بی خبران که درآن جا کسب کرده و سرمایه حرام به دست آورند. اینجا دادگاه نیست، اینجا دزدگاه و غیرعدالتخانه است.