رسانههای حاکمیت، بیستمین سالگرد جنگ بوسنی را به سکوت برگزار کردند
چکیده :بیستمین سالگرد جنگ بوسنی در حالی برگزار شد که رسانه های دولتی کشورمان و صدا و سیما تقریبا در این باره سکوت اختیار کردند... دولتمردان و سران حاکمیت در ایران هرچند امروز دیگر سخنی از بوسنی به میان نمیآورند، اما همچنان مصالح و سرمایه های کشور را فدای مرزبندی های منطقه ای و اشتباهات بین المللی می کنند. با این حال و به رغم صرف سرمایه های اقتصادی، نظامی، سیاسی و انسانی بسیار در بوسنی، امروز بعد از بیست سال حتی نامی از شهیدان ایران در آن جنگ نیز در رسانه های خودی مطرح نیست....
کلمه – گروه بین الملل: بیست سال پیش، درست در روز 5 آوریل سال 1992 میلادی، تک تیراندازهای صرب دو زن جوان بوسنیایی را که در تظاهراتی آرام خواهان تشکیل کشور مستقل برای خود بودند، هدف قرار دادند. یک روز بعد اتحادیه اروپا استقلال بوسنی و هرزگوین را به رسمیت شناخت و همین بهانه جنگی شد که جان هزاران نفر را گرفت و نزدیک به دو میلیون نفر را مجبور به ترک خانههایشان کرد. در پی اعلام استقلال بوسنی و هرزگوین، صربها هزاران نیروی نظامی را روانه سارایوو کردند و این شهر را به محاصره درآوردند. محاصره ای که بیش از ده هزار کشته به جا گذاشت. محاصره سارایوو که حدود چهار سال طول کشید، طولانی ترین محاصره یک پایتخت در تاریخ مدرن به شمار می رود.
درطی محاصره این شهر توسط نظامیان صرب طی سالهای ۱۹۹۲تا ۱۹۹۵ میلادی، تک تیراندازها و خمپاره اندازهای صرب هزاران نفر ازساکنان بیگناه این شهر از مرد و زن گرفته تا پیر و جوان را قربانی کینه های قومی-مذهبی کردند. درمجموع بیش از صد هزار نفردرطی این جنگ خانمانسوز کشته و نزدیک دو میلیون نفر آواره و بی خانمان شدند تا بزرگترین کشتار اروپا بعد از جنگ جهانی دوم رقم بخورد. با شروع جنگ، حمام خونی در یوگسلاوی سابق به راه افتاد که در آن صربها، کرواتها و مسلمانهایی که روزی همسایگان دیوار به دیوار بودند، به قصد کشتن یکدیگر به پا خاستند.
حاجیفیژوویچ خبرنگار بوسنیایی میگوید: حوادث ماههای مارس تا آوریل سال ۱۹۹۲ را به خوبی به یاد دارم، چرا که این زمان به دوره آرامش پیش از توفان در بالکان مشهور است. در دوم آوریل ۱۹۹۲، من بخش خبری شامگاهی را با این عبارت شروع کردم:“عصر بخیر، جنگ شروع شد.” وحشتناکترین عبارتی که یک خبرنگار میتواند در زندگی حرفهای خود بگوید. همه میدانند که جنگ میتواند هر زمانی و برای همه مردم رخ دهد. در طول یک ماه اول پس از جنگ، دیپلماتهای آمریکایی، و اروپایی و مقامات سازمان ملل متحد سعی کردند راه حلی مسالمت آمیز برای این مساله پیدا و از شروع جنگ جلوگیری کنند. اما شروع جنگ رسما در ۶ آوریل اعلام شد. جنایت علیه بشریت، تجاوز، زندانهای گروهی و پاکسازی قومی واژههای آشنای این جنگ هستند. جنگی هولناک با صد هزار کشته که نهایتا منجر به مداخله نظامی نیروهای ناتو در بالکان و نهایتا انعقاد پیمان صلح دیتون در سال ۱۹۹۵ شد.
باقر عزت بگویچ، فرزند علی عزت بگویچ، رئیس جمهور سابق بوسنی وعضو شورای ریاست جموری این کشور، از انفعال آن روز جامعه جهانی انتقاد میکند و میگوید: «در آن زمان کشورهای محدودی به مساله بوسنی توجه داشتند و برای آن نیرو میگذاشتند وهزینه میکردند. حال که پس از بیست سال به این قضیه نگاه میکنیم، باید بگوییم که تلاشهای جامعه جهانی برای ما کافی نبود. آنها بوسنی را به رسمیت شناختند، آنها حتی از ما خواستند که استقلالمان را به جامعه جهانی اعلام کنیم و بعد از اینکه ما این کار را انجام دادیم، آنها تحریمهای تسلیحاتی علیه ما وضع کردند که تنها بر مدافعان بوسنی تاثیر میگذاشت، و مردم را بی پناه به مسلخ میفرستاد.»
بیستمین سالگرد جنگ بوسنی اما در حالی برگزار شد که رسانه های دولتی کشورمان و صدا و سیما تقریبا در این باره سکوت اختیار کردند. در حالی که بیست سال پیش و در بحبوحه جنگ بوسنی، رسانه ها و مسئولان رسمی به نحو گستردهای به حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی از بوسنی میپرداختند. سه ایرانی در جریان این فعالیتها کشته شدند. ایران از ریاست جمهوری علی عزت بگویچ حمایت میکرد. حجم کمکهای انجام شده روشن نیست، اما توجه مقامات ایران به این منطقه به حدی بود که مقام رهبری، آیت الله خامنهای، احمد جنتی را به عنوان نماینده ویژه خود در امور بوسنی منصوب کرد. نهادهای خیریه ایرانی همچون کمیته امداد نیز به کمک پرداخته و حجم عظیم کمکهای مردمی را جمع آوری و منتقل میکردند. حتما در خاطره بسیاری از مردم ما تبلیغات شبانه روزی صدا و سیما درباره بوسنی هرزگوین همچنان باقی است تا علاوه میلیون ها دلاری که دولت به این کار اختصاص داده بود، از مردم مسلمان کشور نیز برای مردم بوسنی کمک جمع آوری شود.
حمایتهای ایران در آن زمان، حساسیت غرب و خصوصا آمریکا را هم بر انگیخت، خصوصا که بر خلاف افغانستان و لبنان، این بار مساله مداخله نظامی در اروپا بود. نهایتا با پایان جنگ، همه نیروهای نظامی (از جمله ایرانی) ملزم به ترک منطقه شدند. علی عزت بگویچ رئیس جمهور بوسنی شد و از اسرائیل به خاطر کمکهایش به مردم مسلمان بوسنی تشکر کرد؛ موضوعی که خشم مقامات کشورمان را برانگیخت. اینگونه است که موضوعی که بیست سال پیش به مساله ای حیثیتی برای حکومت تبدیل شده بود امروز با سکوت خبری رسانه های دولتی می گذرد.
پس از موافقتنامه صلح دیتون در سال ۱۹۹۵ و الحاق فدراسیون بوسنی و هرزگوین به جمهوری صرب بوسنی، کشور مستقل بوسنی و هرزگوین تشکیل شد و امروز بیست سال پس از پایان جنگ، سه قوم ساکن در بوسنی هنوز نمی توانند با صلح در کنار یکدیگر زندگی کنند. بوسنی با بحران سیاسی دائمی روبه روست. اقتصاد آن در رکود است ونیمی از جمعیت آن در فقر زندگی میکنند.
در این سو نیز، دولتمردان و سران حاکمیت در ایران هرچند امروز دیگر سخنی از بوسنی به میان نمیآورند، اما همچنان مصالح و سرمایه های کشور را فدای مرزبندی های منطقه ای و اشتباهات بین المللی می کنند. با این حال و به رغم صرف سرمایه های اقتصادی، نظامی، سیاسی و انسانی بسیار در بوسنی، امروز بعد از بیست سال حتی نامی از شهیدان ایران در آن جنگ نیز در رسانه های خودی مطرح نیست.














مگر حاکمیت به غیر از نام فلسطین که ازش سوئ استفاده می کند در مورد کشتار مسلمانان کشورهایی مثل چین یا روسیه(چچنستان) واکنشی نشان داده؟ لطفا در مورد کشتار مردم چچن در یوتیوب به آدرس زیر مراجعه بکنید
http://www.youtube.com/watch?v=TcB6FRFI518
خوشحالم که میشنوم که دولت ما در اون موقع از مسلمانان بوسنی حمایت کرده. این مطلب شما یه سری اشکالات داشت. اصلا درباره نقش نیروهای حافظ صلح سازمان ملل(کلاه آبی ها) در کشتار مردم مسلمان در سارایوو و به ویژه سربرنیتزا صحبتی نشده بود. درباره بروز این جنگ کشورهای غربی مقصر اصلی هستند. جالبه که عمق حماقت شما اینقد زیاده که بعد از 20 از سکوت رسانه های کشورمون صحبت میکنید؟! غربی ها اون موقع که باید اقدام میکردن و پوشش خبری می دادن معلوم نبود سرشون به کجا گرم بوده؟بازم خدا رو شکر که ما بیست سال پیش واسه مسلمونای بوسنی چیزی کم نذاشتیم!شما فعلا به شعار “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایرانتون” برسید نمیخواد غصه عدم پوشش خبری جنگ بوسنی رو بعد از بیست یال بخورید!
آقای حسین، خوشحالی تان در اثر ندانستن است. ما هم به شعار نه غزه نه لبنان خود تا رسیدن به جامعه ای که در استفاده از منابع کشورمان، مردممان در اولویت باشند و نه دیگرانی که کمک به آنها فقط برای به جیب زدن مقداری از آن در این انتقال کمک است، ادامه می دهیم. علاقه به میهن و مردم آن، البته، برای پاچه خاران بی بصیرتی است. کسی که به مادر خود بی علاقه باشد، به کس دیگری نمی تواند علاقه مند شود مگر موقتی و برای حضور در مسابقه ی چاپلوسی و کاسه لیسی.