کار به جایی رسیده که برای حرف زدن در خانه سینما هم باید اجازه بگیریم
چکیده :امروز شاکریم که اگر خانه سینما وجود ندارد اما خانه هنرمندان وجود دارد. متاسفانه گروهی ساختمان استودیو ایران فیلم و خانه سینما را از هنرمندان گرفتند و شرایط به گونهای شده که ما برای ورود به خانه سینما و حرف زدن در آن باید اجازه بگیریم....
مراسم تشییع پيكر مرحومه فاطمه طاهری، هنرمند پیشکسوت سینما، صبح امروز 19 فروردين درحالي از مقابل خانه هنرمندان و در يك هواي باراني با حضور جمعی از هنرمندان برگزار شد كه سخنرانان با انتقاد از رفتار دولت با هنرمندان و خانه سينما؛ بر لزوم توجه بيشتر به مشكلات اهالي سينما در هنگام حيات تاكيد كردند.
به گزارش ایلنا، ملکه رنجبر، بازيگر سينما تئاتر و تلويزيون و از دوستان فاطمه طاهری، با انتقاد از برگزاری چنین مراسمهایی با حضور اندک هنرمندان و مدیران گفت: هنرمندانی که امروز در مراسم تشییع دوستان و همکاران خود شرکت نمیکنند آیا تصور نمیکنند که یک روزی نوبت خودشان نیز میشود؟
وی ادامه داد: امروز وضعيت بسياري از هنرمندان خوب نيست و آنها حتی در هنگام مرگ نیز تنها هستند.
حسین قاسمی وند، بازیگر تئاتر و سینما، نیز گفت: امروز شاکریم که اگر خانه سینما وجود ندارد اما خانه هنرمندان وجود دارد. متاسفانه گروهی ساختمان استودیو ایران فیلم و خانه سینما را از هنرمندان گرفتند و شرایط به گونهای شده که ما برای ورود به خانه سینما و حرف زدن در آن باید اجازه بگیریم.
علی دهکردی، بازيگر سينما و عضو شوراي مركزي انجمن بازیگران سینما نیز گفت: از همه کسانی که در این مراسم حضور پیدا کردند و از مدیران خانه هنرمندان تشکر میکنم که باوجود آنکه خانه سینما وجود ندارد اما مکانی برای برگزاری مراسمهای هنرمندان وجود دارد.
رضا بنفشهخواه نیز گفت: مراسمهای تشییع تبدیل به مکانی شده که حرفهای تکراری بزنیم اما بگذارید باز بگویم که ما باید در زمانی که زنده هستیم؛ قدر یکدیگر را بدانیم.
اسماعیل خلج، کارگردان و بازیگر تئاتر، نیز با تمجید از اخلاق مرحوم طاهری گفت: من به مدت 30 سال با ایشان همکار بودم. ایشان هنرمند خوبی بود و در بسیاری از کارهایی که من کارگردانی کردم؛ حضور پیدا کرده بود.
در این مراسم هنرمندانی همچون مریلا زارعی، گیتی معینی، بهزاد رحیم خوانی، رضا بنفشه خواه و فرامرز روشنایی حضور داشتند و پیکر مرحومه طاهری به قطعه هنرمندان هدايت شد.














بخاطر اینکه بی خیال شده ایم وبزرگترین خدمت را خودمان به حاکم میکنیم
حکایت همان حکایت آفتابه دار مسجد شاه است که مرتب میگفت این آفتابه نه، آن آفتابه.