سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه فخرالسادات محتشمی پور به آیت الله وحید خراسانی...
» تظلم خواهی در برابر ظلم دستگاه قضایی

نامه فخرالسادات محتشمی پور به آیت الله وحید خراسانی

چکیده :بازجوی دو الف سپاه شاهد است که من در همان روزهای اول بازجویی، باصدای بلند اعلام کردم که طبق فتوای حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی، استناد به اعتراف و اقرار علیه دیگران و حتی علیه خود که در شرایط حبس و تنگنا و فشارجسمی یا روحی انجام می شود، قاضی را به پرتگاه جهنم سوق خواهد داد و از هر گونه پاسخ به سوالاتی که می توانست متضمن رساندن آسیبی به دیگران شود، استنکاف کردم....


فخرالسادات محتشمی پور در نامه ای خطاب به آیت الله وحید خراسانی به شرح گوشه ای از فشارهای وارده از سوی قوه قضاییه و نیروهای امنیتی بر خود و همسرش پرداخته است.

در بخشی از این نامه آمده است: ” از آن جا که اطلاعات موثق ما مبنی بر فشار شدید نیروهای امنیتی بر بیت و دفتر حضرتعالی پس از دیدارهایتان با خانواده های مظلومان خوف ایجاد مشکلات بیشتر برای دادخواهان را ایجاد کرده و در ادامه این ملاقات ها اختلال و وقفه ایجاد کرده است، بخشی از آن چه پس از آزادی موقت از زندان ستم بنا داشتم با حضرتعالی درمیان بگذارم در این نامه سرگشاده مرقوم شد تا مردم نیز از حقایق و واقعیت های درون نظام اسلامی ما بی خبر نمانند و مابقی را موکول می کنم به فرصتی دیگر اگر عمری باقی باشد و خواست و اراده خدا بر دیداری فارغ از مکر مکاران، حسد حاسدان، کینه بدخواهان و زور جباران، تعلق گیرد.”

متن کامل این نامه به گزارش نوروز به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

«ان الله مع الذین اتقوا و ااذین هم محسنون»

محضر مبارک حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی

سلام علیکم

این جانب فخرالسادات محتشمی پور همسر آزاده دربند روزه دار، زندانی خاص جمهوری اسلامی ایران، سید مصطفی تاجزاده، در سومین روز اعتکاف خود در جوار حرم مطهر حضرت معصومه و هم زمان با روز وفات آن بانوی بزرگ به نگارش این نامه مبادرت نموده ام، هم زمان با سال گرد بازداشت غیرقانونی ام که منجر به گذراندن 45 روز در شکنجه گاه انفرادی با محرومیت از اعظم حقوق اولیه انسانی و قانونی وشرعی ام توسط کسانی بود که از مخّ فقاهت چیزی ندانسته و نمی دانند.

حضرت آیة الله العظمی

مستحضرید که این حقیر در تمام دفعاتی که توفیق شرف یابی به محضر مبارک تان را داشتم، عنوان همسر زندانی سیاسی، سید مصطفی تاجزاده را که حضرت عالی نسبت به ایشان و خانواده مکرمشان و بویژه دایی مرحومشان آیة الله محی الدین فاضل هرندی که از اعاظم حوزه علمیه بوده و حق استادی به گردن بسیاری از علما و فضلای حوزه دارند، آشنایی دارید، بهانه ای قرار دادم که ضمن عرض حال ایشان و خانواده اش، به اجمال پاره ای مشاهدات عینی و مسموعات بلاواسطه یا حداقل با واسطه ای ثقه، همراه با مستنداتی کافی متضمن ظلم و ستم و تعدی توسط دستگاه قضاء و نیز دست گاه های امنیتی اطلاعات و سپاه را نسبت به شهروندان شریف و بندگان مظلوم خدا به عرض برسانم. و این امر بیش از این که انتظار بهبودی در روند امور را برایم متصور سازد، از باب اتمام حجت و انجام تکلیف شرعی بود که مبادا فردای قیامت در برابر دادار عادل و متعال، مورد سوال قرار گیرم که چرا آن چه دیدی و شنیدی و دانستی براهلش عرضه نکردی به امید صلاحی و گشایشی؟!

مرجع تقلید شیعیان

مستحضرید که در دفعاتی که این جانب به همراه خانواده هایی که خود یا عزیزانشان در زندان های جمهوری اسلامی تحت فشار و تضییقات فراوان قرار گرفته و به عسر و حرج گرفتار آمده بودند، خدمت حضرت عالی می رسیدیم، آن چه فضای مقام گاه کوچک محل دیدارهای شما و طبعاً روح بزرگتان را متأثر می نمود، درد ناشی از صداقت گفتار شاهدان عینی بود که تنها مشتی از خروار و برگی از دفتربزرگ ظلمی را که برآنان رفته بود، بدون هیچ غلو و اغراق و به اختصار نزد مرجعی آزاده می گشودند. و در نهایت استیصال تأکید می کردند که بیوت روحانیت معظم شیعه در تاریخ معاصر کشورمان همیشه ملجأ و پناهگاه مظلومان بوده است، پس انتظار استمالت و دلجویی و در عین حال دادخواهی مظلومان هم اینک که چشم های جهانیان، الگوی مطلوب کشورهای مسلمان و منطقه متأثر ازبهار عربی را برای اداره کشورهایشان جستجو می کند، از جانب مراجع بزرگوار نابه جا نمی نماید.

حضرت آیة الله وحید خراسانی

آن چه امروز مرا در سومین روز از اعتکاف در چند قدمی شما برآن داشت تا با زبان روزه و پس از ادای فریضه و قرائت سوره یس و ذکر یا فتاح به نیت آزادی زندانیان مظلوم و بی گناه که توصیه حضرتعالی به ما بود در اولین دیدارتان، دست به قلم برده و آن مرجع عالی قدر را مخاطب قرار دهم آن است که به طور طبیعی با توجه به جایگاه عالی علمی و فقهی و مرجعیت شما، نه تنها فرمایشات و توصیه هایتان برای شاگردان و مریدان و مقلدین، بلکه برای همه قوا اعم از مقننه و مجریه و قضائیه لازم الاتباع است و در این میان دستگاه قضاء باید مخاطب اصلی این مواعظ و بویژه فتواها باشد. قوه ای که باید از استقلال کامل برخوردار باشد و متأسفانه حداقل در دو سال و نیم گذشته شواهد و براهین فراوان دالّ بر عدم استقلال آن مشاهده شده است و در کمال تأسف بیان این واقعیت، خود برگی بر اوراق مجرمیت آزادگان دربند افزوده است.

مرجع بزرگوار و آزاده شیعه

خاطر مبارک را به جمله ای یادآور می شوم که هربار در ملاقات دادخواهان از مسلمین و شیعیان همین دیار با حضرتعالی تکرار می شد و آن این بود که «اجازه ندهید درب این بیت شریف به روی مظلومان بسته شود.» بی شک اصرار بر این مطالبه نه فقط از باب شفقت بر ستم دیدگانی بود که در زمان غیبت حضرت حجة الله الاعظم، درب عدالت خانه برای مراجعات قانونی آنان و گوش دادرسان برای شنیدن مطالبات به حقشان بسته است. بلکه بیش از آن این مهم از این جهت مورد تأکید قرار می گرفت که مبادا آخرین پیوندها میان نسل جوان سرگشته در هیاهوی ایسم ها و مکاتب و اندیشه های نوین با روحانیت و معنویت بگسلد و فرزندان پاک و معصوم ما، آغوش های گرم و گشاده ای را انتخاب کنند که هر روز بیشتر با مظاهر مادی برای رفع حوائج و نیازهای نو به نو آنان خودنمایی می کنند.

حضرت آیة الله العظمی

این جانب به عنوان فرزند اسلام و انقلاب مفتخرم که هرچند جرم اصلی ام وفای به عهد زوجیت و پیمان همسری است اما به زعم معاون حقوقی قرارگاه ثارالله و نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، دلایل محکمه پسند برای اثبات مجرمیتم، انجام وظایف و تکالیف شرعی ازجمله ارتباط، دلجویی و کمک به رفع مشکلات خانواده های مظلوم آزادگان دربند، اطلاع رسانی مشکلات و مخاطرات و مظالم مان برای ممانعت از تشدید آن، شرکت در مراسم مذهبی و جلسات قرآن و نیایش و دعا و دیدار با مراجع بزرگوار و عرض حال خدمت ایشان است.

بازجوی بند دوالف سپاه شاهد است که من هشتمین نامه سرگشاده به رئیس قوه قضائیه را بر روی همان برگه بازجویی با این سؤال آغاز کردم که آیا برای این که به من ثابت کنید سخن گفتنم از ستم مقامات قضایی و امنیتی نسبت به همسر مظلوم و بی گناهم جرم است، باید به خودم ظلم روا دارید؟! و طبق روال و عادت مألوف خود نامه ام را برای مراجع تقلید رونوشت کردم. نامه ای که هرگز ارسال و منتشر نشد! و بازجویی که امانت داری نکرد! هم چنین در روز چهلم بازداشتم و در پایان یک چلّه نشینی اجباری، نامه دیگری خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشتم و در آن با استفاده از فرمایشات حضرت عالی از ایشان پرسش کردم که کدام مخّ فقاهتی مرا از ایفای وظیفه همسری و مادری و سایر نقش های خانوادگی و اجتماعی مانع شده است؟ آیا برای متنبه کردن همسر یک زندانی سایسی که ستم بر عزیزش را برنمی تابد، ستم مضاعف بر خود او و فرزندانش تجویز می شود؟! و در پایان تأکید کردم که اگر این نامه در بیرون زندان نوشته شده بود، رونوشتش برای مراجع بزرگوار به ویژه حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی ارسال می شد و کاش در مورد این مکاتبه خاص نیز که نمی دانم به دست صاحبش رسید یا خیر، امانت داری می شد.

بازجوی دو الف سپاه شاهد است که من در همان روزهای اول بازجویی، باصدای بلند اعلام کردم که طبق فتوای حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی، استناد به اعتراف و اقرار علیه دیگران و حتی علیه خود که در شرایط حبس و تنگنا و فشارجسمی یا روحی انجام می شود، قاضی را به پرتگاه جهنم سوق خواهد داد و از هر گونه پاسخ به سوالاتی که می توانست متضمن رساندن آسیبی به دیگران شود، استنکاف کردم.

مرجع تقلید شیعیان

در پایان ضمن تعذیر از تصدیع اعلام می دارم بخشی از جرایم ذکر شده در گردش کار قرار گاه ثارالله برای این جانب موجب افتخار و بخش دیگری که جز دروغ و افتراء نیست، موجب تأسف و انزجار است. اما فارغ از این اتهامات و صدور حکم 4 سال حبس بر همین مبنا، نفرت آمیزترین اقدامی که سپاه آن را به عهده قوه قضائیه می گذارد و رئیس قوه قضائیه و زیرمجموعه هایش پاسخی برای آن ندارند و همسر عزیزتر از جانم آن را و مجموع اقدامات غیرقانونی علیه خود و خانواده اش را به آقازاده ای که پیش از این نامش را نیز فاش کرده است، نسبت می دهد، این است که سید مصطفی تاجزاده، رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور دولت اصلاحات و شاکی از رئیس شورای نگهبان و سردار مشفق و همکاران کودتاگرش، بی هیچ جرمی و مظلومانه از حقوق اولیه خویش محروم است. وی بیش از یک سال و نیم است که در قرنطینه و انفرادی نوبه ای قرار دارد و در اعتراض به این رفتار غیرقانونی نزدیک به یک سال و چهار ماه است که روزه دار است و براثر این روزه داری مداوم به ضعف جسمانی و به تبع آن تشدید بیماری ها دچار آمده است.

پایان کلام آن که اگر هیچ شکنجه و آزارو ستمی در زندان های جمهوری اسلامی و در قوه قضائیه تحت مسئولیت آقای صادق لاریجانی، داماد حضرت عالی وجود نداشت الا آن چه بر سیدی از اولاد رسول الله (ص) و از سلاله پاک زهرای اطهر و باب الحوائج موسی بن جعفر (ع)، سید مصطفی تاجزاده می رود، جای آن داشت که نه فقط همسر و فرزندان و خانواده اش بلکه هر مسلمان آزاده و غیرتمندی را که عزت اسلام و حرمت مسلمین و کرامت انسان ها را پاس می دارد، به فریاد و فعان آورد.

باید یادآور شوم از آن جا که اطلاعات موثق ما مبنی بر فشار شدید نیروهای امنیتی بر بیت و دفتر حضرتعالی پس از دیدارهایتان با خانواده های مظلومان خوف ایجاد مشکلات بیشتر برای دادخواهان را ایجاد کرده و در ادامه این ملاقات ها اختلال و وقفه ایجاد کرده است، بخشی از آن چه پس از آزادی موقت از زندان ستم بنا داشتم با حضرتعالی درمیان بگذارم در این نامه سرگشاده مرقوم شد تا مردم نیز از حقایق و واقعیت های درون نظام اسلامی ما بی خبر نمانند و مابقی را موکول می کنم به فرصتی دیگر اگر عمری باقی باشد و خواست و اراده خدا بر دیداری فارغ از مکر مکاران، حسد حاسدان، کینه بدخواهان و زور جباران، تعلق گیرد.

فسیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون

فخرالسادات محتشمی پور همسر آزاده دربند روزه دار سید مصطفی تاجزاده

13/12/1390


17 پاسخ به “نامه فخرالسادات محتشمی پور به آیت الله وحید خراسانی”

  1. ناشناس گفت:

    baba az in name neveshtana dast var darid

  2. حماسه ایرانی گفت:

    با همه احترامی که مردم برای شما و آقای تاجزاده قایل هستند و دلیلش هم پایداری آقای تاجزاده از یک طرف و دیدن واقعیت ها و تصحیح دیدگاههای ایشان نسبت به گذشته از طرف دیگر است، ایشان و هیچکس دیگر زندانی خاص نیست. همه کسانی که در زندانهای ولایت فقیه هستند، خاصند چرا که در مقابل ظلم چنان با ایمانی خاص و رفتاری خاص و اخلاقی خاص، قدی خاص علم کرده اند که دیگرانی که به گوشه ی خلوتی خزیده و تماشاگر این صحنه هستند به غیر از اینکه عام باشند (چون تعدادشان بیشتر است) چاره ای دیگر ندارند. پس از بکار بردن کلمه ی خاص در توصیف زندانیان استفاده نکنید. همه آنها در این محیط عوام زده خاص اند .

  3. ما همه یک صداییم گفت:

    ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.

  4. reza گفت:

    وخوشا بحال مصطفی که دارای اینچنین همسری می باشد و خوشا بحال بجه هایی که در دامن ایتچنین مادری بزرگ می شوند

  5. سبز گفت:

    نمی دانم چه بگویم، سیلی خوردن اسلام در کشور ما واقعه دردناکی است، ابتذال روحانیت پیوند مشترکی با ابتذال اسلام دارد، سکوت روحانیت ظلم بزرگی در حق آزادیخواهان است امان از تقیه، امان از تقیه، دل دربند خانواده های زندانیان به امید خدا و بعد علمای آزاده خوش است، جناب آیت اله وحید خراسانی عجیب است که به جناب نوری زاد فرموده اید اگر می دانستم خروجم ثمر بخش است خروج می کردم، اما آیا این لفظ شما با قیام ابا عبداله سازگار است، مگر اباعبداله برای امربه معروف قیام نکرد آیا به شهید شدنش فکر کرد؟، خروج شما نیز برای امربه معروف نه تنها مثمرثمر خواهد بود بلکه از شما در تاریخ به عنوان مرجعی آزاده همچون سرورمان حسین یاد خواهد شد، از شما به عنوان اعلم ترین علمای قم انتظاری بیش از سکوت می رود، دل شیعیان حسین خون است، حتی اگر شده با خون خود به آنها دلگرمی دهید راه حق جسین را پیموده اید حسین سرورمان مرد عمل و حرکت بود شما نیز عمل کنید

  6. ناشناس گفت:

    «أَيَّتُهَا الْعِصابَةُ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالنَّصيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ باللّهِ فی أَنـْفُسِ النّاسِ مَهابَةٌ، يُهابِكُمُ الشَّريفُ، وَ يُكْرِمُكُمُ الضَّعيفُ وَ يُؤْثِرُكُمْ مَنْ لافَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لا يَدٌ لَكُمْ عِنْدَهُ، تَشْفَعُونَ فِی الْحَوائِجِ إِذَا امْتُنِعَتْ مِنْ طُلاّبِها، وَ تَمْشُونَ فِی الطَّريقِ بِهَيْبَةِ الْمُلُوكِ وَ كَرامَهِ الاَْكابِرِ… فَأَمّا حَقُّ الضُّعَفاءِ فَضَيَّعْتُمْ وَ أَمّا حَقُّكُمْ بِزَعْمِكُمْ فَطَلَبْتُمْ أَنْتُم تَتَمَنَّوْنَ عَلَی اللّهِ جَنَّتَهُ وَ مُجاوَرَةَ رَسُلِهِ وَ أَمانًا مِنْ عَذابِهِ؟!

    حضرت ابی عبداللّه الحسين(عليه السلام) خطاب به عالمان بی عمل و تاركان امر به معروف و نهی از منكر فرموده اند:ی گروه نيرومندی كه به دانش مشهور و به نيكی مذكور و به خيرخواهی معروف و با نام خدا و مذهب در نفوس مردم، با مهابت جلوه گريد! شريف از شما حساب می برد و ضعيف شما را گرامی می دارد، و كسانی كه بر آنها برتری و حقّی نداريد، شما را بر خود ترجيح می دهند، شما وسيله حوائجی هستيد كه بر خواستارانش ممتنع است، و به هيبت پادشاهان و كرامت بزرگان در راه گام برمی داريد…!و امّا حق ضعيفان را ضايع كرديد! و حقّ خود را كه به گمانتان شايسته آنيد طلب نموديد…! و با اين حال آرزوی بهشت الهی را داريد و همجواری پيامبران و امان از عذابش را در سر می پرورانيد!

  7. ناشناس گفت:

    «أَلا إِنَّ الدَّعِی بْنَ الدَّعِی قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَی اللّهُ لَنا ذلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤمِنُونَ وَ حُجُورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنـُوفٌ حَمِيَّةٌ وَ نُفُوسٌ آبِيَـةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلی مَصارِعِ الْكِرامِ.»:

    آگاه باشيد كه فرومايه، فرزند فرومايه، مرا در بين دو راهی شمشير و ذلّت قرار داده است و هيهات كه ما زير بار ذلّت برويم، زيرا خدا و پيامبرش و مؤمنان از اين كه ما ذلّت را بپذيريم دريغ دارند، دامنهی پاك مادران و مغزهی با غيرت و نفوس با شرافت پدران، روا نمی دارند كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه كريمان و نيك منشان مقدّم بداريم
    و سلام خدا بر مصطفی تاج زاده
    ….

  8. ناشناس گفت:

    معمولا در کتب رساله های مراجع تقلید شرایط احراز یک فرد بعنوان مرجعیت قید میشود که یکی از مهمترین انها شجاعت است . ای کاش کسانی که خود را مرجع تقلید قلمداد میکنند و داعیه نیابت امام زمان را دارند به شرایط مرجعیت بازنگری کنند و اگر شجاعت ندارند اعلام کنند تا مردم نیز سرگردان و مبهوت از عملکرد مشتی آدم اهنی انسان نما نباشند .

  9. یامین گفت:

    من چون سختیهای زیادی در طول دوره زندگی ام چشیده ام وبه ضرب المثل از مکافات عمل غافل مشو اعتقاد دارم مطمئنم این ناراحتی یاران راستین انقلاب وامام ، روزی جواب بی توجهی برخی مسئولین نسبت به برخی ظلمها داده خواهد شد البته این تقدیر الهی است نه کار بنده خدا.

  10. ن گفت:

    آفرین بر شما و شجاعتتان که مایه افتخار زنان ایرانی هستید .من گرچه بش از چندین بار آنهم در جریان انتخابات سال 88 شما را ندیده ام اما همان چند ملاقات کافی بود تا پی به شجاعت و آزادگی شما ببرم و بر خود می بالم که چند صباحی با شما همکلام بودم.امید است سال 1391 سالی فرخنده برای جنبش سبز و آزادی همه زندانیان سبز باشد و خدا مکر زورگویان را بر گریبان خودشان بیندازد و آنروز دور نیست.

  11. ناشناس گفت:

    نظر دهنده محترمی بنام “حماسه ایرانی” مرقوم نمودند که تاجزاده زندانی خاص نیست و همه زندانیان سیاسی خاص هستند لذا ضمن تآیید کلیات فرمایش ایشان باید عرض کنم استثنائآ آقای تاجزاده زندانی خاص هستند:
    منظور خانم محتشمی پور از خاص بودن آقای تاجزاده نوع نگهداری ایشان در انفرادی و قرنطینه است چرا که تمامی زندانیان بعد از مدتی که بازجوئی تمام میشوند منتقل میشوند و لااقل هم صحبتی دارند ولی تنهائی مصطفی تاجزاده عزیز آنهم بمدت 16 ماه واقعآ عذاب آور و کشنده است و از این نظر تاجزاده یک زندانی خاص است.

  12. بادگير گفت:

    يه روز خوب مياد مطمئن باشيد…
    دوستان تاريخ تکرار خواهد شد
    خوب نگاه کنيد ومقايسه کنيد
    زمان معاويه واکنون
    چه کسي را مدح ميکنند؟؟؟
    چه کسي را لعن ميکنن؟؟؟
    درزمان امام حسين هم معاويه را مدح ميکردند و حضرت علي را لعن!!!
    به اميد يه روز خوب

  13. بنده خدا گفت:

    همه میدانند که خروش مردم بر علیه شاه برعکس انقلاب های فرانسه و روسیه اقتصادی نبود. اینرا نمیشود انکار کرد که شاه برای اقتصاد ایران بسیار کار کرد و طبقه متوسط ایرانی از اروپاییان هم بیشتر درآمد داشتند. علت پیوستن همین قشر متوسط مرفه به انقلاب نفرتی بود که بچه های این قشر از شاه داشتند. اگر شاه به اندازه وزنمان طلا به ما میداد بازهم میخواستیم خونش را بریزیم. چرا این نفرت؟ چون پدران مصدقی ما آنرا در ما بوجود آوردند. بخاطر میاورم که چگونه عکس های شاه و خانواده اش را بر روی کتاب های درسی مثله میکردیم. دوران کودکی ما انقلابیون که از پدران مذهبی, توده ای و مصدقی زاده شده بودیم با نفرت از خاندان سلطنت سپری شد. چشمان ما چیزی از پیشرفت نمیدید جز چهره کریهی از شاه. گوشمان به رادیو مسکو بو د و بد وبیراه بزرگان خانواده به شاه و خانواده اش. اولین خروش این نفرت در خرداد 41 شکل گرفت و شانزده سال بعد در بهمن 57 به پیروزی نشست. هم اکنون این نفرت از این حکومت دارد در کودکان ما ریشه میدواند. نفرتی که اولین خروشش بعد از انتخابات 88 دیده شد و دومین خروشش را خواهی نخواهی در طی این دو دهه تجربه خواهیم کرد. در آن زمان نفرت بچه ها از شاه بود و ارتش و در این زمان از روحانیت است و سپاه و بسیچ. خداوند به بیگناهان انقلاب بعدی رحم کند.

  14. ناشناس گفت:

    هرکسی دیگر هم جای آن اقازاده و دیگر زده گان می بود، از تاج زاده کینه به دل می گرفت. دست پاکی، قدرت علمی و عملی و توان بالای مدیریتی تاج زاده، … خیلی ها را سوزانده پس بگذارید آب را بریزند همانجایشان که می سوزد.

  15. ناشناس گفت:

    خدا لعنت کند مسبب ظلم و جور جهل و فساد را

  16. سبز گفت:

    احتمالا اطلاق زندانی خاص جمهوری اسلامی به زندانی سیاسی سید مصطفی تاجزاده از طرف خانواده اش به دلیل شرایط خاص تحمیلی بر اوست
    قرنطینه و انفرادی در زمان اجرای حکم و نظارت مستقیم آقازاده بر پرونده او و همسرش
    این پرونده را پرونده ای خاص کرده است!

  17. ناشناس گفت:

    جنبش سبز نیاز به حضور بدن هزنه دارد. خواهش میکنم شورای جنبش سبز از وسیله انتخابات مرحله دوم استفاده نماید و با انتخاب یک کاندید مثل مطهری یا رای سفید حضور بدونه هزینه خود را اعلام نماید