سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » فریاد اعتراض میرحسین موسوی علیه اقتدارگرایان خواهان استحاله جمهوری اسلامی...
» آیا درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، براندازی است؟

فریاد اعتراض میرحسین موسوی علیه اقتدارگرایان خواهان استحاله جمهوری اسلامی

چکیده :میرحسین موسوی در میانه آتشی که توسط اقتدارگرایان برای استحاله جمهوری اسلامی برافروخته بودند و می رفتند تا با حذف جمهوریت و نقش مردم، حکومت اسلامی مورد نظر خود را جایگزین کنند، بار دیگر همان شعارهایی را فریاد کرد که سی و دو سال پیش در جای جای ایران سر داده می شد. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، شعار برآمده از خون شهدا و مجاهدت مبارزانی که طی چند دهه عدالت را می...


کلمه_ بیتا موحد


آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟

با گذشت بیش از یک سال از حصر خانگی میرحسین موسوی، دستگاه دروغ پراکنی حاکمیت هر از گاهی ادعا می کند که این رهبر جنبش سبز از ساختارشکنان حمایت کرده و در صدد استحاله نظام جمهوری اسلامی بوده است. هر چند چنین القائاتی تاثیری بر افکار عمومی نخواهد داشت و صرفا برای راضی کردن اقلیت ناچیز و توجیه عمل غیر قانونی و غیرشرعی دولتمردان در حصر خانگی این نخست وزیر محبوب امام است، اما بازخوانی دیدگاههای این سیاستمدار مردمی نشان خواهد داد که چه کسی برانداز است و چه کسی با زیر پا گذاشتن اصول مسلم قانون اساسی ساختار شکنی کرده است.

سیره و عمل میرحسین موسوی چه در زمانی که مدیریت سیاسی کشور را در سخت ترین و بحرانی ترین زمان برعهده داشت و چه آن هنگامی که در فرهنگستان هنر به آفرینش آثاری ماندگار می پرداخت و چه آن زمان که متعهدانه برای مقابله با کژی به میدان آمد و چه امروز که تنها چند کلامی از او شنیده می شود همه در راستای مدار راستی و دینداری و اخلاق است.

میرحسین موسوی در میانه آتشی که توسط اقتدارگرایان برای استحاله جمهوری اسلامی برافروخته بودند و می رفتند تا با حذف جمهوریت و نقش مردم، حکومت اسلامی مورد نظر خود را جایگزین کنند، بار دیگر همان شعارهایی را فریاد کرد که سی و دو سال پیش در جای جای ایران سر داده می شد. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، شعار برآمده از خون شهدا و مجاهدت مبارزانی که طی چند دهه عدالت را می جستند.

میرحسین موسوی آمده بود تا از میراث شهیدان محافظت کند و اجازه ندهد تنها پس از سه دهه حاصل مبارزات چند صد ساله مردم توسط اقتدارگرایان به یغما رود. موسوی رهبر جنبش سبز ی که خط سبز عقلانیت و دینداری را دنبال می کنند. کند.  او خواستار همان نظامی است که به مردم وعده داده شده بود. موسوی جمهوری اسلامی را می خواهد نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. همان چیزی که بنیانگذار این نظام به او آموخته بود.


ترجمان خواسته های جنبش سبز

برخلاف آنان که سعی دارندحرکت عظیم جنبش سبز مردم ایران را اقدامی علیه نظام جلوه دهند، میرحسین موسوی پس از تجمع عظیم و بی سابقه روز 25 خرداد باور دارد که این تجمع “در دفاع از حق و صیانت از رأی و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام “ انجام گرفت و برای همین بود که اصحاب دروغ را آن چنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخورد سبعانه به کام دوستداران ایران تلخ کنند

این همراه جنبش سبز حتی پیش از برگزاری انتخابات وقتی شور و اشتباق مردم را در استقبال از شعارهای انتخاباتی می دید باور داشت که علت گرایش مردم به او تنها پایبندی آنان به شعارهای اولیه انقلاب و جمهوری اسلامی است. موسوی جریان  “مقدمات انتخابات” را “تجدید حیات ملی” می داند. شور و اشتیاقی که در میان مردم بخصوص نسل سومی هایی که بریده بودند از همه چیز و همه کس.  فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند

از نگاه میرحسین موسوی فضای انتخابات عرصه بود که بار دیگر مردم توانستند  “آزادی” را که ” انقلاب اسلامی” وعده داده بود تجربه کنند.  در چنین فضایی کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.


وظيفه شرعي و ملي

او که خود از بانیان اصلی این نظام مردمی جمهوری اسلامی است “وظيفه شرعي و ملي” خود می داند که به “افشاي رازهاي پشت سر اين روند پرمخاطره” بپردازد و  “آثار نابود كننده”  آن را بر سرنوشت كشور تبیین کند. وی بیم آن دارد که ادامه وضع موجود همه نيروهاي موثر در نظام را به توجيه گراني دروغگو در مقابل مردم تبديل كند و دنيا و آخرت آنان را در معرض لطمه هاي جبران ناپذير قرار دهد.

نخست وزیر دفاع مقدس از همان ابتدا به مسوولان توصيه مي كند که بيش از آن كه دير شود اين روند را فورا متوقف كنند و همگي به خط قانون و امانتداري از آراي ملت بازگردند و بدانند كه خروج از عدالت مشروعيت زداست.

او به مسئولان اصل و مبانی مشروعیت را گوشزد می کند و  به یادشان می آورد حقیقت بزرگ پیام انقلاب اسلامی را و مردم بزرگی که زیر بار زور نمی روند و از ظالم تمکین نمی کنند ولو که بتوان برای مدتی در سایه شمشیر حکومت کرد. موسوی می گوید که کمترین پیام انقلاب اسلامی به همگان این بود  که  مردم آگاهند و در برابر كساني كه با تقلب روي كار بيايند تمكين نخواهند كرد.
تا حاکمیت عقل و عشق

موسوی خود را جدای از مردم نمی داند در بیان دلایل بازگشتش به صحنه سیاسی می گوید ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم.

او که باور دارد اسلام ظرفیت پاسخگویی به نیازهای جدید زمانه را دارد، تضادی بین ایرانیت و اسلامیت نمی بیند. او می داند که مردم گریزان از اسلام حاکمان، دین الهی با فطرتشان عجین است. او آمده بود که بار دیگر شیرینی تکبیر و عظمت شعارهای اسلامی را به یاد همه بیاورد و نشان دهد که تاریخ تمدن مردم ایران زمین پیوندی مقدس از دین و ایرانی بودن است. او یاد آور می شود تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است.

موسوی که در میان مردم زیسته بود و سیاست ورزیش را در همین کوچه و خیابانهای شهرمان مشق کرده بود، می داند که اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که میرحسین در نظامش نخست وزیری می کرد اسلامی است که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.

بر خلاف حاکمیت که گمان می کرد با خشونت عریان توانسته است حرکت مردمی جنبش سبز را سرکوب کند موسوی باور دارد که که در این مدت ” آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانه” ار یادها نرفته است. او که نگاهش به عرصه مسایل اجتماعی و جامعه شناختی نگاهی اثباتی است نه سلبی در میانه این سختی ها و فشارها باورد دارد که همگان ” مستوره‌ای از تحقق آرمان‌ها” را یافته اند. او این مستوره را “خواستنی” می داند که کسی نمی تواند این دستاورد را از مردم بگیرد.

نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس با نگاهی تاریخی به مساله تمدنها فراز کنونی جامعه را پیوند می زند به تاریخ طولانی بشریت و می گوید که  ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. همه آنها که آمدند و می خواستند فرهنگ و تمدن ایران زمین را نابود کنند، اما آنها رفتند و “مردم” ماندند. موسوی باور دارد آنچه توانست مردم را در مقابله با این تهاجمات زنده و پویا نگه دارد ” امید” است. او آفت این راهپیمایی هزاران ساله را ناامیدی می داند.

موسوی با همان ایمان الهی باور دارد به فضل به پروردگار در زمانه ای که مذهب را به مسلخ منیت برده اند و تاکید چند باره دارد که هویت ما آمیزه ای از اسلام و ایران است. او باز یادآوری می کند جهت حرکتی را که آغاز شده است ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. و می خواهد که از این هویت خود فاصله نگیریم. موسوی باور دارد که “لطف خدا” هرگز “نیت های پاک” را تنها نخواهد گذاشت.

مخالف ساختار شکنی هستیم

موسوی در گذار از تاریخ به داستان انقلاب باز می گردد و می گوید چرا در سه دهه پیش مردم مجبور به ساختار شکنی شدند. سوالی که نسل سومی ها می پرسند. او می گوید که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.

این مصلح اصولگر دلسوزانه به “همه نهادهای تصمیم‌گیر” در نظام توصیه می‌کند که “چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند”. او می داند که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد.  موسوی که خود از صاحبان این نظام سیاسی است تهدید ساختار شکنی را بدیلی می داند که همه ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. اما در عین حال تاکید می کند که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

میرحسین به حاکمان و مسئولان هشدار می دهد که قطع امکانات ارتباطی تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت و آن چیزی نیست جز اینکه واکنش‌های موجود از شکلی هدفمند و مهار شده تغییر ماهیت پیدا کند و خدای ناکرده به حرکات کور تبدیل شود. اما او در عین حال به مردم باور دارد و مطمئن است که خلاقیت این مردم  راه حل‌های ارتباطی جدید و موثری را پایه ریزی خواهد کرد تا بتوانیم از اقدامات خود نتایجی مفید به حال کشور و نظام و انقلاب بگیریم.

این سیاستمدار اخلاقمدار “وحدت” را عامل اصلی انسجام ملی می داند و به رغم همه خشونتها و نامهری هایی که هست، باز مردم را به “برادری” دعوت می کند. چرا که او می داند “پیروزی در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است”.  برخلاف حاکمیت که فقط مردم را تقسیم می کند و  بین هر دو نفری می تواند به بهانه مذهب، اندیشه و نژاد اختلاف بیندازد، موسوی نگاهش فراگیر است و حتی “تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند” نمی بیند. او حتی خشونتگران را برادر می داند چرا که نگاهش به ایرانی که وعده اش را می دهد ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.

وی بر ضرورت “اتخاذ رویکردی اجتماعی” با بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی برای حل مسئله تاکید می کند.

اکسیر حیات بخش موسوی برای حل معضلات پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. او می داند که تنوع قومی و فرهنگی در ایران آنقدر گسترده است که چاره ای نیست همچون شیوه پیامبران الهی بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود فراهم شود. موسوی باز توجه همگان را به تاریخ معطوف می کند سرنوشت حکومتهایی که تعرض کردند به تنوع ملتها و و به دامن استبداد افتادند و منجر به بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم شدند.

موسوی با نگاهی به آنچه در برخورد حاکمیت با مردم گذشت، آن را حاصل استیلای تفکر اشتباهی می داند که بر تصمیم‌گیری‌های کلان کشور سایه افکنده است. تفکری که می خواهد همه چیز را یکدست کند. او ” دستیابی به وجدان عمومی” را دستاورد بزرگی می داند که مردم ما بدست آورده اند و باور دارند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند. او در پس همه حوادث تلخی که بر مردم گذشت به نتیجه ارزشمند و ماندگار آن می نگرد که برای همگان دلگرم کننده است.

موسوی باور دارد که مردم می دانند چه می خواهند و حال می پرسد برای تحقق این خواسته چه باید کرد؟ او می داند که نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشی درازمدت فرو برد.


استیفای حقوق ملت؛ خواسته ای روشن و منطقی

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی القا می کنند میرحسین موسوی از همان ابتدا صریحا بارها اعلام کرده است این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. موسوی خواسته های جنبش سبز را “روشن و منطقی” می داند.  او باور دارد که  حفظ جمهوری اسلامی، تقویت وحدت ملی، احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست.

این رهبر جنبش سبز خواسته های جنبش را در یک جمله خلاصه می کند ” استیفای حقوق از دست رفته ملت” و این حقوق چیزی نیست مگر آنکه در قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است.

وقتی موسوی از اجرای بی تنازل قانون اساسی سخن می گوید برخی بر او خرده می گیرند. اما آنچه او می بیند قانونی است “روشن اصلاح” هم در آن پیش‌بینی شده است. در قانون اساسی که میرحسین از آن می گوید مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است. او باور دارد  اگر تنها اصل برپایی تجمعات مردم به درستی اجرا شود هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

 میرحسین موسوی اسلام را از قانون اساسی و انقلاب اسلامی مظلوم تر می داند و باور دارد که فاصله ای که بین جامعه و زندگی ایمانی رخ داده است میراث انقلاب نیست. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. موسوی فقط می خواهد میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛  جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

او دلتنگ همان اسلام ناب محمدی است که نسبتی نداشت با تحجر ی که با برخورد گزینشی با پیام دین آن را مناسب سلیقه و منافع خود در می آورد است. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم.

جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد

موسوی بارها خواسته خود را بعنوان خواسته همه مردم “اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش” اعلام می کند.  او همان شعار امام را تکرار می کند که ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم. این نخست وزیر دوران جنگ  ساختارشکنان و هرج‌ومرج‌طلبان را می شناسد، همانها که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.

او فضای سیاسی موجود را  چیزی نمی داند که سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند و این سوال مهم مردم را باز می پرسد چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سیاستمدار آرمانگرا بدنبال پاسخ به چنین پرسشی است که ما چه باید بکنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟

تجدید نورانیت و معنویت

موسوی با ریز بینی بیان می کند که رمز پایداری و ماندگاری بر آرمانها فضای “جهاد و تلاش” است. او می داند تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین که مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌کردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. این سیاستمدار هر چند مبارزه را امری مقدس می داند اما بر این باور است که مبارزه دائمی نیست و باید آن را با زندگی پیوند زد که همیشه در جریان است.

همرزم شهیدان در طول هشت سال دفاع مقدس برای اثبات این باور خود درسی را که رزمندگان دادند مرور می کند. گروهی مبارزه و زندگی را از هم جدا کرده و بعد از جنگ برج رو برج می ساختند و گروه دیگری که  برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌آنجا بهره‌مند شوند.

موسوی می داند “هضم این کلمات” برای کسانی که در آن فضا نبودند خیلی کار آسانی نیست. کسانی که نماد “ایثارگری” اند و قهرمانان نامدار در آن فضای معنویت  درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند.  این نخست وزیر دوران جنگ که خود با رزمندگان “زندگی” کرده می داند که آنان همه آن سالهای جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند.

بازگشت به عهد نورانی، براندازی است؟!

موسوی که متهم است به ” آرمان خواهی انقلاب”  و “پیروی از خط نورانی امام” وقتی در برابر اتهام ساختار شکنی و براندازی قرار می گیرد، می پرسد:  آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ وی بدون آنکه به رویدادهای چند ماهه گذشته بپردازد از کسانی که به نام اسلام و امام به مصاف مردم آمده اند پرسشگری می کند  آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟”

 موسوی می داند که مردم چه می خواهند به عنوان یک همراه جنبش سبز می گوید که ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند.

او سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده دین می داند. او حرام می داند ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی. او نگران است که  سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است.


همانگونه که میرحسین موسوی یکسال پس از جنبش اعتراضی مردم در منشور سبز بازگفت: “جنبش  سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایشگر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می داند. این جنبش می رود تا شعارهای وحدت بخش و فراگیر اصیل انقلاب اسلامی را جایگزین تنگ نظری اقتدارگرایان کند.”

الیس الصبح بقریب؟!


15 پاسخ به “فریاد اعتراض میرحسین موسوی علیه اقتدارگرایان خواهان استحاله جمهوری اسلامی”

  1. ناشناس گفت:

    از نظر ارتجاع که فقط بخاطر منافع شخصی بریش نه تنها تجریه گشور و نابودی ملت مهم نیست بلکه افتخار است
    امریکا اسرائیل انگلیس هم خیالشان راحته.وهارت پورت های الکی بازی شده

  2. یا حسین میر حسین گفت:

    اینهمه جمهوری اسلامی نکنید همینو چماق کردی تو سرملت می زنید چه تو که مخالفی چه اونی که موافق. رفراندوم بزارید مردم چه می خواهند بعد جمهوری اسلامی کنید اقای موسوی کی گفتند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر ایشون گفتند بگذارید مردم سرنوشت خودشونو تعیین کنند اونهای جمهوری اسلامی می خواستند پدران ما بودندکه در عصر بی خبری زندگی می کردند.

  3. ناشناس گفت:

    زنده باد مهندس موسوی نخست وزیر امام

  4. حسين گفت:

    با سلام يكي بنده به جمهوري اسلامي راي دادهام اگر جمهوري اسلامي اين است ما نمي خواهيم مردم را در اوايا انقلاب فريب دادند به دليل اينكه به جمهوري اسلامي راي دادهام هر روز خودم را نفرين مي كنم كه در اوايل انقلاب جوان بوديم و احساساتي و با دست خودمان گرمان را كنديم و به فرزندانمان خيانت كرديم

  5. فتنه سبز زنده گفت:

    اګر جمهوری اسلامی بر اساس درک و برداشت اسلام از دید شخصیت هایی مثل آیت الله منتظری باشد جمهوری اسلامی خیلی نزدیک به سیستم های کشور های اروپای شمالی میتونه احتیاجات جامعه را بر آورده کنه

    اګر جمهوری اسلامی بر اساس درک و برداشت جنتی ها باشه جمهوری اسلامی خیلی نزدیک به حکومت عربستان و کره شمالی خواهد بود

    اصل اهمیت جا و مکان و حق تک تک شهروندان در یک حکومت هست

    این حق یا برابر هست یا برابر نیست ؟

    حکومت ها را فقط بر این اساس مطلق میشه به قضاوت برد نه بر اساس اسمی که اون حکومت برای خودش انتخاب کرده

    دلتنګ میر حسین

  6. hosen گفت:

    نمونه کشور ترکیه نمونه و مثال خوبی از انتقاد و نقد تاریخی رخداد های یک کشور می باشد، با توجه به وقوع 3 کودتا در طی سالهای 60 ، 70 و 80 میلادی و اتفاقات مشابهی که در این کشور بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی افتاد و اصلاحات اساسی که در طی دوران آتاتورک رخ داد ، تجربه ای گرانقدر در راه پیشرفت این سرزمین می باشد، با شروع دوران نقد از خود در جمهوری ترکیه و نقد از برخی رفتار های آتاتورک در ضمن تجلیل از کار های بزرگ ایشان می توانیم هم پوشانی شروع فرایند اصلاح و توسعه در تمامی ضمینه ها را ببینیم، تاریخ درس های زیادی برای یاد گرفتن دارد، مهم این است که خودمان را از این فرایند جدا نبینیم، جمهوری ترکیه و جامعه آن اکنون برای ادامه راهی که آغاز کرده اند شروع به واکاوی تاریخ گذشته خود و نقد و بررسی آن کرده اند، فضای آکادمیک در حال و هوای این امر زیبا قرار گرفته، البته ذکر یک نکته اساسی خالی از لطف نیست، فلسفه زندگی و نگاه به حیات دنیوی امر مهمی است که باعث گردیده کشور های مختلف در جریان های تاریخی نقش خود را به گونه ای متفاوت اجرا کنند، نقد فلسفی حرکت های اصلاحی در ایران لازمه شروع اصلاح و توسعه در کشور می باشد. سعه صدر می خواهد و عزم استوار.

  7. طبیب گوش گفت:

    مثلا نقد اینکه بخور بخور و غارت و نهب خوب است یا بد محتاج مطالعه است؟

    مثلا نقد اینکه تقوی و زهد سرانجام پیروزی است قابل مطالعه است؟ خداوند که میفرماید والعاقبة للمتقین

    مثلا اینکه با رو اوردن به فساد رشوه و اختلاس در بین سران یک حکومت آیا اینکه چه مطالعه ای بکنیم که اصلاح باشد یا اصلاح نامیده شود و مفید باشد خلاف عقل و تاریخ نیست؟! و خدای تبارک (خدای حاکم بر عقول و سرنوشتها) نفرموده و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا
    هنگامیکه (بر اثر حب دنیا و مکر شیطان) موقع سقوطشان فرا ميرسد به سران مؤثر آنها ميگوئيم فساد کنيد (بخور بخور کنيد) پس له نابودشان ميکنيم!

    مثلاً چکار کنیم و چه اصلاحی و تدبیری برای اصلاح این امر که گوششان مریض و ملتهب شده و قدرت شنیدن را از دست داده اند بکار گیریم چه اصلاحی؟!مگر شما گوش نکردید قول خدا را که (هنگام سقوطشان) فرمود:
    إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلاَلاً فَهِيَ إِلَى الأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ﴿8﴾ کو گوش شنوا؟!! ما بسته ایم گوششان را نمیشنوند.

    حقیقت این است که ایثار و زهد و تقوی قابل احصال از طریق اصلاح نبست بلکه یک امری است عظیم و ان فضل ای و نهیب ای الهی است والله اعلم و هو ذوالفضل العظیم!

  8. محسن گفت:

    وای بر کسی که علی زمان را تنها بگذارد.جانم فدای سید علی

  9. sabzineh گفت:

    حسین جان در ترکیه هم حقوق همه اقلیتها و از جمله بیشتر از ۲۰ میلیون کورد پایمال میشه و به بدترین شکل ممکن سرکوب میشوند. ما کپی نسخه ترکیه را هم نمیخواهیم . برگزاری رفراندوم بهترین و تنها راهکار مناسب برای آینده کشور ماست . با شناختی که بنده از افکار میر حسین عزیز دارم ایشان هم چنین تفکری دارند

  10. هادی گفت:

    با سلام عزیزانی که اینقدر دستپاچه و تحریک آمیز فریاد میکنید منظورم شخص اقای میرحسین موسوی و ایادی ایشان است خواهشا به این شعارهای توخالی که الحق فقط درحد شعار است خاتمه بدهید چرا که مشابه این شعارها را در 8 سال دوره اصلاحاتتان!!!! دیدیم و اینها چیزی جز فرافکنی و سیاه نمائی از وضعیت موجود نیست. ان حدیثی را هم که ازباب مصادره به مطلوب در ذیل نام سایتتان زده اید منظورم بنی الاسلام علی الکلمتین …… را هم یا عامل واقعی بدان باشید یعنی همراهی با ملت در جهت وحدت و در راستای قانون گرائی !!!نه فتنه جوئی و تشویش و تحریک اذهان و قانون گریزی و .ساختار شکنی و … یا خواهشا ان حدیث نورانی را بردارید چرا که مصداق اتم و حقیقی مولای مظلوممان علی (ع) است که فرموده اند: کلمه الحق یراد بها الباطل یعنی کلام ، کلام حقی است ولی از ان اداره باطل شده است والسلام من اتبع الهدی

  11. ناشناس گفت:

    حکومتی که پیرمرد 81 ساله(سحابی)رو زندانی کنه و دق بده و کلا با ملی گرایی مخالف باشه.حکومتی که روشنفکراشو حذف کنه و عوام رو فریب بده و رای جمع کنه،بعدم همون انتخابو خراب کنه چیزی جز حکومت نادونها نیست

  12. ايراني گفت:

    چي بگم وقتي چند كشور چشم به نفت ايران دارند و حكومت براي يك ماه بيشتر حكومت كردن .. سرمايه هاي ملت رو به حراج گذاشته .. ايا مسئولين حكومت ما به اسلام اعتقاد كه هيچ آشنايي دارند ؟

    ضرر زدن به خود حرام نيست .. به همسايه و هم وطن و رعيت و تاجر ….

  13. ناشناس گفت:

    انکه میگفت قانون حصر است و انکه میگوید قانون را جرا نمیکنم نور چشم است و مواضع نزدیک دارد

  14. یک طلبه سبز گفت:

    به حق که همه ی دغدغه ی یاران خلف حضرت امام (ره)چیزی جز بازگشت به همین قانون اساسی ناقص و التزام بخشی به شعارهای مردم سالاری دینی نبوده و نیست ،امروز کسانی که برای این نظام سیلی خوردند زندان رفتند شکنجه شده اند از سوی همین افراد تندرو و رادیکال حذف شده اند.
    اما ما بلند فریاد می زنیم شخصیت هائی مثل آیت الله هاشمی،جناب مهندس موسوی،شیخ مهدی کروبی،مرحوم آیت الله العظمی منتظری(رضوان الله تعالی علیه)،آیت الله طاهری اصفهانی(امام جمعه انقلابی و فقید سابق اصفهان)و…شناسنامه این انقلاب و فرزندان صالح انقلاب محسوب می شوند،آنهایی که امروز پس از 33 سال هنوز شعارهایشان به طراوت همان دوران مبارزاتی می ماند.
    دعایمان این است که میر ما را به حق جدش امیر المومنین(ع) از حصر خانگی نجات بده.آمین یا رب العالمین

  15. ناشناس گفت:

    «أَيُّهَا النّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللّهِ(صلی الله عليه وآله وسلم) قالَ: مَنْ رَی سُلْطانًا جائِرًا مُسْتَحِلاًّ لِحُرَمِ اللّهِ ناكِثًا لِعَهْدِاللهِ مُخالِفًا لِسُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ يَعْمَلُ فی عِبادِ اللّهِ بِالاِْثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْل وَ لا قَوْل كانَ حَقًّا عَلَی اللّهِ أَنْ يُدْخِلَهُ مُدْخَلَهُ.»:

    هان ی مردم! پيامبر خدا فرموده است: كسی كه زمامداری ستمگر را ببيند كه حرام خدا را حلال می سازد و عهدش را می شكند و با سنّت پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم)مخالفت می ورزد و در ميان بندگان خدا بر اساس گناه و تجاوز عمل می كند، ولی در مقابل او با عمل يا گفتار، اظهار مخالفت ننمايد، بر خداوند است كه او را با همان ظالم در جهنّم اندازد.
    و سلام خدا بر میر و شیخ ما