سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گزارش تصویری / بهار در مازندران شکفت...

گزارش تصویری / بهار در مازندران شکفت

چکیده :با آغاز فصل بهار شکوفه ها و فضای سبز جنگل ها و مراتع استان مازندران جلوه ای از زیبایی های طبیعت را نمایان کرده است....



3 پاسخ به “گزارش تصویری / بهار در مازندران شکفت”

  1. مهرگان گفت:

    مرسی کلمه. بهار بر شما هم مبارک باشد صد سال بهتر از این سالها

  2. ali گفت:

    مهدی اخوان ثالث

    ز پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم
    تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

    تو را ای کهن پیر جاوید برنا
    تو را دوست دارم، اگر دوست دارم

    تو را ای گرانمایه، دیرینه ایران
    تو را ای گرامی گهر دوست دارم

    تو را ای کهن زاد بوم بزرگان
    بزرگ آفرین نامور دوست دارم

    هنروار اندیشه ات رخشد و من
    هم اندیشه ات، هم هنر دوست دارم

    اگر قول افسانه، یا متن تاریخ
    وگر نقد و نَقل سیر دوست دارم

    اگر خامه تیشه است و خط نَقر در سنگ
    بر اوراق کوه و کمر دوست دارم

    وگر ضبط دفتر ز مُشکین مرکب
    نئین خامه، یا کلک پر دوست دارم

    گمانهای تو چون یقین می ستایم
    عیانهای تو چون خبر دوست دارم

    همان مزد و هم ایزدانت پرستم
    همان فر و فروهر دوست دارم

    به جان، پاک پیغمبر باستانت
    که پیری است روشن نگر دوست دارم

    گرانمایه زرتشت و من فزون تر
    ز هر پیر و پیغامبر دوست دارم

    بشر بهتر از او ندید و نبیند
    من آن بهترین از بشر دوست دارم

    سه نیکش بهین رهنمای جهان ست
    مفیدی چنین مختصر دوست دارم

    ابرمرد ایرانی ای نامور
    من ایرانی نامور دوست دارم

    من آن راستین پیر را گرچه رفته ست
    از افسانه ها آن سوی تر دوست دارم

    همه کشتزارانت، از دیم و فاراب
    همه دشت و در، جوی و جر دوست دارم

    کویرت چو دریا و کوهت چو جنگل
    همه بوم و بر، خشک و تر دوست دارم

    شهیدان جانباز و فرزانه ات را
    که بودند فخر بشر دوست دارم

    به لطف نسیم سحر روحشان را
    چنان چون ز آهن جگر دوست دارم

    هم افکار پرشورشان را که اعصار
    از آن گشته زیر و زبر دوست دارم

    هم آثارشان را، چه پند و چه پیغام
    و گر چند سطری خبر دوست دارم

    من آن جاودان یاد مردان که بودند
    به هر قرن چندین نفر دوست دارم

    همه شاعران تو و آثارشان را
    به پاکی نسیم سحر دوست دارم

    ز فردوسی، آن کاخ افسانه کافراخت
    در آفاق فخر و ظفر دوست دارم

    ز خیام، خشم و خروشی که جاوید
    کند در دل و جان اثر دوست دارم

    ز عطار، آن سوز و سودای پُر درد
    که انگیزد از جان شرر دوست دارم

    وز آن شیفته شمس، شور و شراری
    که جان را کند شعله ور دوست دارم

    ز سعدی و از حافظ و از نظامی
    همه شور و شعر و سَمَر دوست دارم

    خوشا رشت و گرگان و مازندرانت
    که شان همچو بحر خزر دوست دارم

    خوشا حوزه ی شرب کارون و اهواز
    که شیرین ترش از شکر دوست دارم

    فری آذرآبادگان بزرگت
    من آن پیشگام و خطر دوست دارم

    سپاهان نصف جهان تو را من
    فزونتر ز نصف دگر دوست دارم

    خوشا خطه ی نخبه زای خراسان
    ز جان و دل آن پهنه ور دوست دارم

    زهی شهر شیراز جنت طرازت
    من آن مهد ذوق و هنر دوست دارم

    بر و بوم کرد و بلوچ تو را چون
    درخت نجابت ثمر دوست دارم

    خوشا طرف کرمان و مرز جنوبت
    که شان خشک و تر، بحر و بر دوست دارم

    من افغان هم ریشه مان را که باغی ست
    به چنگ بتر از تتر دوست دارم

    کهن سُغد و خوارزم را با کویرش
    که شان باخت دوده ی قجر دوست دارم

    عراق و خلیج تو را چون وراز رود
    که دیوار چین راست در، دوست دارم

    هم ارّان و قفقاز دیرینه مان را
    چو پوری سرای پدر دوست دارم

    چو دیروز افسانه، فردای رویات
    به جان این یک و آن دگر دوست دارم

    هم افسانه ات را، که خوشتر ز طفلان
    برویاندم بال و پر، دوست دارم

    هم آفاق رویایی ات را که جاوید
    در آفاق رویا سفر دوست دارم

    چو رویا و افسانه، دیروز و فردات
    به جای خود این هر دو سر دوست دارم

    ولیکن از این هر دو ای زنده ای نقد
    من امروز تو بیشتر دوست دارم

    تو در اوج بودی، به معنا و صورت
    من آن اوج قدر و خطر دوست دارم

    دگر باره برشو به اوج معانی
    که ت این تازه رنگ و صور دوست دارم

    نه شرقی، نه غربی، نه تازی شدن را
    برای تو، ای بوم و بر دوست دارم

    جهان تا جهان است، پیروز باشی
    برومند و بیدار و بهروز باشی

  3. ناشناس گفت:

    به به