درگیری شدید میان ارتش آزاد سوریه و نیروهای بشار اسد
چکیده :گزارش ها حاکی از بروز درگیری شدید میان شورشیان ارتش آزاد سوریه و نیروهای حکومت بشار اسد در دمشق پایتخت سوریه...
بدنبال انفجار بمب در سوریه و حلب، گزارش ها حاکی از بروز درگیری شدید میان شورشیان ارتش آزاد سوریه و نیروهای حکومت بشار اسد در دمشق پایتخت سوریه است.
به گزارش بی بی سی، شاهدان عینی می گویند صدای مسلسل و آر پی جی (نارنجک انداز) از محله المزه شنیده می شود.
این محله در قلب دمشق محل استقرار چندین مرکز امنیتی است و یکی از حفاظت شده ترین بخش های شهر به حساب می آید.
در ماه ژانویه ارتش آزاد سوریه موقتا چند محله در حومه دمشق را تحت کنترل گرفت.
المزه همچنین محل برگزاری چند مورد تظاهرات بزرگ ضددولتی بوده است.
یک ساکن محل به خبرگزاری رویترز گفت: “در نزدیکی فروشگاه حماده درگیری جریان دارد و صدای انفجارهایی از آنجا و سایر نقاط محل می رسد.”
روز یکشنبه اتومبیلی در شهر شمالی حلب منفجر شد که حداقل دو نفر را کشت و ۳۰ نفر را زخمی کرد.
یک روز پیشتر نیز حداقل ۲۷ نفر در دو انفجار در پایتخت سوریه کشته شدند. آن انفجارها ۹۷ زخمی به جا گذاشت.
تلویزیون دولتی آن انفجارها را حملات “تروریستی” توصیف کرد.
با این حال فعالان مخالف در سوریه، دولت این کشور را به ترتیب دادن این نوع حوادث برای بی اعتبار کردن گروه های مخالف متهم کرده اند.
دو شهر دمشق و حلب از جمله شهرهای سوریه هستند که در جریان اعتراضات یک سال اخیر عمدتا آرام بوده اند.
این دو شهر برای جلوگیری از اعتراضات گسترده نظیر آن چه که در شهرهای حمص و ادلب دیده می شود، تحت تدابیر شدید امنیتی قرار دارد.
آقای اسد برای فرونشاندن یک شورش بیش از پیش مسلحانه، که در واکنش به سرکوب خشن اعتراضات مسالمت آمیز دموکراسی خواهانه بود سربرآورد، می کوشد.
این اعتراضات یک سال قبل آغاز شد.
سازمان ملل متحد تخمین می زند که بیش از هشت هزار نفر در این درگیری ها کشته شده اند.
آقای اسد اصرار دارد که با “گروه های جنایتکار مسلح” که قصد بی ثبات کردن سوریه را دارند می جنگد.














hبشار اسد باید بره و مطمئنن به سرنوشت غذافی دچار می شه ولی موندنش مثل دستپا زدن تو مرداب که هرچی تقلا کنی بیشتر فرو میری زنده باد ارتش آزادی کار اسد تموم هشدار به همه دیکتاتورهای منطقه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!111
چرادرسایتهای الف وخبرآنلاین وتابناک نمیشود ازبشاراسد انتقادکرد درجاتیغ سانسورنصیبت میشه
متاسفم برای توکلی لاریجانی ومحسن رضایی ادعای آزادی بیان دارند
به امیدخدابشاراسدجنایتکاربه مزبله تاریخ خواهدپیوست
خون برشمشیرپیروزاست
زنده باد مردم ازادیخواه سوریه
پایان دیکتاتورها پشت سر هم بدتر از دیگریه بن علی سبکتر، مبارک توی قفس، قذافی که مردم رو موش های کثیف می خوند از تو لوله فاضلاب کشیدن بیرون. سرنوشت بشار بدتر از قذافی خواهد بود. چرا درس نمیگیره از عاقبت دیگران؟؟
خواهشاً سانسور نفرمائید!
…………….
اعجازِاسم اعظمِ «مرگ بر آمریکا!»
نوشته شده در تاریخ: Mar 19th, 2012 توسط:حبیب تبریزیان در بخش: سیاسی – تحلیلی نظرها: بدون نظر »
پس از رژیم قذافی این، اولین بار در تاریخ است که رژیمی از توپخانه سنگین، نیروی زرهی، هلیکوپترهای توپ دار علیه مردم تحت حاکمت خود استفاده میکند. من اصل را بر این می گیرم که ادعای رژیم اسد 100% درست و معترضین سوری«به تعداد میلیونی در جمع شهر های معترض» همه تروریست هستند. با استناد به همه داده های خبری، این تروریستها، حد اکتر با سلاح سبک مجهز هستند و در شهر ها سنگر گرفته اند و بیشتر موضعی دفاعی دارند. این تروریستها ادعا میکنند که از مردم شهرهای اعتراضی در برابر ارتش سرکوبگر بشار اسد دفاع میکنند. من فرض را براین میگیرم که این تروریستها برعکس رژیم اسد دروغ میگویند و مردم این شهرها را به گروگان گرفته اند که در این صورت و با این پیش فرضها، قضیه اینگونه مطرح میشود که اولاً: اگر در سوریه ابنهمه تروریست وجود دارد که توانسته اند شهرهای میلیونی را به کنترول خود درآورده و میلیونها نفر را به گروگان بگیرند، پس دیگر آنها، نه تروریست بلکه یک ارتش اشغالگر هستند که کشور «خود »را اشغال کرده اند زیرا عملیاتی نظامی در این مقیاس، نامش عملیات تروریستی نیست. دوماً وقتی از تروریسم صحبت میکنیم یعنی فاعل عمل افراد و گروهای کوچک هستند و نه واحد های بزرگ و مجهز نظامی. پس بنا بر این، ارتش ضد تروریست یا غیر تروریست بشار اسد باید با این تروریستها با تاکتیک رزم انفرادی عمل کند و و نه با آرایش جنگی تمام عیار چون مقابله با ارتشی مجهز که باید تأسیسات و استحکامات نظامی اش با توپ و تانک در هم کوبیده شود. تروریست را با جنگ و گریز و رزم انفرادی و تک تیراندازی از پا در می آورند و نه با تانک و توپ.
سوماً مگر گلوله های توپ بشار اسد مأمور پست هستند که مستقیم به آدرس داده شده بروند؟ فرض کینم چند تروریست در یک مجتمع مسکونی سنگر گرفته اند. این چه گونه عمل ضد تروریستی است که با توپخانه تمام آن ساختمان فرضی را بر سر ساکنینش خراب کنیم برای اینکه که تعداد معدودی تروریست را از پا در آوریم؟
نه! ادعای اینکه بیشتر مردم سوریه تروریست شده اند و از کوچک بزرگ زن و مرد و بیمار و حامله و .. ، چشم بسته باید به توپ بسته شوند، فقط از پس بشار اسد و مشاوران ایرانی سپاه قدس آن بر می آید نه کس دیگری!
کاری که بشار اسد با باب ال ـ عمر و حُمص و ایدلیب کرد، فاشیسم هیتلتری با شهر های روسیه و چکوسلواکی، فرانسه و هلند نکرد، میلیتاریستهای ژاپنی هم با شهرهای چین و هندو چین و کره نکردند.
دائرة المعارف نویسان دوران ما باید فاشیسم رابه دو نوع تقسیم کنند فاشیسم اروپایی و فاشیسم خاور میانه ایی! و من با قاطعیت میگویم و ادعا میکنم، هنگامی که نوبت به مردم ایران خودمان برسد رژیم حاکم و سپاه پاسداران آن، هم روی قذافی را سفید خواهند کرد و هم روی بشار اسد را و چنان چهره ایی از اسلام ولایی نشان دهند که کشتارهای اعراب و مغول از خاطره تاریخ ما برود.
بهنگام درهم کوبیدن وحشیانه شهر باب ال ـ عمر با توپخانه سنگین توسط ارتش بشار اسد، یک ژورنالیست جوان روزنامه حریت ترکیه با افسوس، غمگینانه نوشت وجدان این مردم ما کجا رفته است؟ کجا رفتند و چه شدند آن جمعیتی که در جریان کاروان غزه، در جریان حمله اسرائیل به غزه، میلیونی به خیابان آمدند؟ آیا این ها که امروز در باب ال ـ عمر با توپخانه اسد آش و لاش میشوند آدم نیستند؟ چرا کمترین اکسیون اعتراضی نسبت به این جنایات اسد برگزار نمیشود؟
این روزنامه نگار، خود پاسخ خود را میدهد. راز قضیه در اینست که بشار اسد ضد امریکاست و این ضد امریکایی بودن رنگ و انگ جنایت را از سرکوبگری او میزادید. او مینویسد خون ضد آمریکائیسم در شریانهای جوامع ما جریان دارد و این یک جریانی است که برای آن و روی آن کار شده و نهادینه شده است و رژیم اسد رژیمی ضد آمریکایی است و در نتیجه اعتراض نکردنی و مجاز به آنجام آنچه میکند.
آری مسئله اینست که درست یا غلط که (مسئله ای است که محتاج بحث کارشناسانه تاریخی و سیاسی است هرچند برای ما مردم به یک بدیهه غیر قابل پرسش تبدیل شده است)، آمریکا ستیزی؛ مجوزعمل و برگ عبور از بسیاری ناهنجاریهای انسان ستیزانه استبدادی و دیکتاتور منشانه و جنایت کارانه است. کافیست به پایکوبی آن جماعت یا جماعتهایی بیاندیشیم که با شنیدن خبر زدن برجهای دوقلوی نیویورک توسط القاعده که در آن قریب 3500 نفر بیگناه و آدمهای معمولی و غیر نظامی قربانی شدند، در خیابانها تهران یا دیگر شهر های منطقه به رقص و پایکوبی پرداختند.
مادر بزرگ من در دوران بچگی ام از « اسم اعظم» که بر طبق باور قدیمیها، نام وِیژه خداست که فقط برخی خواص آنرا بلدند تعریفها داشت. او میگفت که آقا «منظورش مجتهد شهر بود» اسم اعظم دارد یا بلد است. با گفتن اسم اعظم همه چیز را میتواند دگر گون کند و یا به اسرار دنیا پی برد. او اضافه میکرد که مثلاً کفش «آقا » از غیب جفت میشود.
وقتی این مقاله را در حریت ترکیه خواندم یاد داستان اسم اعظم افتادم. امروز مرگ بر آمریکا و ژست آمریکا ستیزی در دنیای خاور میانه ایی ما، به جواز ارتکاب جنایت و مردم ستیزی تبدیل شده است بدون اینکه قباحت آن واکنشی اعتراضی ایجاد کند.
آن روزنامه نگار جوان ترک از بی خیالی مردم خود می نالید ولی در آن لحظه نمیدانست در این اروپاتی هم که خیابانهایش در آستانه حمله نیروهای ائتلاف به عراق برای سرنگون کردن رژیم صدام ، به عرصه تظاهرات میلیونی علیه غرب و آمریکا تبدیل شده بود، دریغ از یک تظاهرات 50 نفره بعنوان اعتراض به رژیم بشار اسد! و من فکر نمیکنم اگر بشار اسد صد برابر اینهم آدم بکشد اعتراضی خیابانی رخ دهد.
بهنگام حمله اسرائیل به غزه یا کاروان دریایی کمک به غزه ده ها و شاید هم صد ها اکسیون اعتراضی در این اروپا و کلاً غرب سازمان داده شد ولی امرور دریغ از یک اعتراض؛ با اینکه شب و روز همه رسانه های تصویری و صوتی و نوشتاری معتبر دنیا از جنایات رژیم بشاراسد گزارش پخش میکنند. این دو گانگی رفتاری را جز به اعجاز اسم اعظم « آمریکا ستیزی» که رژیمهای فاشیست و مردم ستیز را روئین تن میکند و به آنها مصونیت و حتی معصومیت میدهد به چه میتوان تشبیه کرد؟
همین دیروز رسانه ها خیر دادند که یک معلم آمریکاییِ زبان، در یمن به ضرب گلوله القاعده ایی ها کشته شد. و این اولین بار نیست که یک فرد معمولی آمریکایی یا غربی خونش ریخته میشود و با بی اعتنایی افکار عمومی ما ملل خاور میانه روبرو میشود زیرا ریختن خون غربیها و بویژه آمریکائیها مباح است. پرتاب دائمی موشک به اماکن عمومی و مناطق مسکونی اسرائیل از نوار غزه کاملاً «اُکی» ولی نشانه رفتن یک موشک انداز « جهاد اسلامی یا حماس» جنایت است.
تراژیک ترین وجه آمریکا ستیزی یا اسم اعظم «مرگخواهی آمریکا» در اینست که این «کُد آمریکا ستیزی» مثل مخدر و افیونی است که وجدان سیاسی ملل استبداد زده را کرخت میکند، قبل از اینکه علیه آمریکا و اسرائیل و غرب عمل کند، مثل افسونی است که دیو منشی سیطره برده دارانه مستبدین فاسد بر ملل آفت زده را از تیررس شعور و نگاه هوشیار مردم پنهان میکند. رژیمهایی از نوع قذافی، رژیم ولایی ما، صدام حسین، بشار اسد، عمرالبشیر، ملا عمر، خوانتای نظامی میان مار(برمه) و کره شمالی، از این اسم این اسم اعظم افسون کننده برای هیپونوز کردن ملل خود و استحمار آنان استفاده میکنند، در حالیکه اگر منافع خودشان ایجاب کند از رختخواب اندازی برای همان آمریکا امتناع نمیکنند. آنها در این چالش آمریکا ستیزانه ی خود، فقط از آمریکا یک چیز میخواهتد: آنهم جواز در قدرت ماندن است و سواری گرفتن از ملت تحت حاکمیت خود است.
اگر امروز، نه در خیابانهای استانبول، نه بیروت و نه پایتختهای اروپایی کمترین اعتراض خیابانی به جنایات بشار اسد رخ نمیدهد، علت این نیست که مردم اروپا و یا ترکیه فاقد حساسیت وجدانی نسبت به این جنایات هستند، بلکه دلیل اینست که «سُنتاً» ابتکار وعرصه اعتراضات خیابانی، همواره میدان عمل آن جریانهایی سیاسی، مذهبی ـ سیاسی و ایئولوژیکی بوده است که خود طی چند دهه، افسون و اوراد آمریکا ستیزی را به ذهن و روان مردم و بویژه جوانان تنقیه کرده اند. این جریانها توانسته اند این باور را درذهیت ساده ساز و ساده گیر ملل جهان سوم، پرورش دهند که بدبختی ما، عقب ماندگی ما همه از غرب و آمریکاست. آنها توانسته اند با اتکاء بر زمینه تفاوتِ سطح فرهنگی و مادی ملل غرب با ملل جهان سوم و بویژه خاور میانه خودما، عقده بد خیم آمریکا ستیزی را در شعور ساده گیر ما کِشت کرده پرورش دهند. ولی جالبی قضیه بیشتر در این است که اکثر این پرورش دهندگان تفکر آمریکا ستیزانه همواره خود شایق و شیفته زندگی در آمریکا و غرب بوده و هستند.
این جریانها با مفهومسازیهای کلیشه ایی و مصنوعی با الگو سازی از مدل و هنجارهای رفتار شخصی و فردی و روابط خانوادگی و قبیله ایی و تعمیم ساده آن بر عرصه سیاسی ملی و بین المللی که تابع هنجارهایی غیر از هنجار های روابط شخصی و یا گروهی جامعه است و از قوانین دیگری تبعیت میکند، چنان مقدسات و تابوهایی از آمریکا سیتزان و آمریکا ستیزی و آمریکا ساخته اند که شعور و روان خود ملل آلوده به این تفکر را چنان مسموم ساخته است که قدرت بینایی سیاسی آنان را از آنها گرفته است.
دریک کلام آمریکا ستیزی به چنان قطب نمای معیوبی برای ره یابی سیاسی ما تبدیل شده است که تا آن هنگام که بر اساس عقربه آن حرکت میکنیم، نه تنها به ساحل نجات نخواهیم رسید بلکه در کژراهه نمایی آن سر از جهنم استبداد زدگی طولانی و عقب ماندگی مزمن سیاسی و اقتصادی در آورده و در آن جهنم پرسه خواهیم زد و به تکرار مرگ بر آمریکا گفتن ادامه خواهیم داد.
امروز رژیم بطور کلی و شخص خامنه ایی بالاخص آمریکا ستیزی را به یک فضیلت سیاسی ـ اعتقادی برای مردم ما و بخشهایی از مسلمانان منطقه تبدیل کرده است. از این فضیلت آفرینی ساختگی، خامنه ایی و خدمه سیاسی نظامی اش؛ مسجد الاقصی و قبله ایی برای فریضه سیاسی ساخته اند که تنها کسی که حق جلوس بر منبرِآنرا و حق نمازگزاری در محرابش
را دارد خود او و نظام ولایی اش می باشند.
اگر مردم ما! روشنفکران و فعالین سیاسی ما فکر کنند بدون درهم کوبیدن این دکه شیادی و زیارتکده دروغین و کاسبکارانه سیاسی میتوانند خرقه مشروعیت را از تن این نظام در آورند در اشتباه هستند. تا هنگامیکه آمریکا ستیزی خریدار دارد پرچم آن در دست این رژیم است و همه آنهایی که چه از چپ چه از راست آب به آسیاب آمریکا ستیزی و اسرائیل ستیزی میریزندعملاً نقش و اعتبار رژیم را تقویت کرده بر حقانیت آن صحه میگذارند.
هدف از نگارش این یاداشت این نتیجه گیری بود! بت و مناره این امامزاده باید با افشاگری درهم کوبیده شود.
ارتش آزاد وهابی-آمریکایی-القاعده ای سوریه. یه مشت عوضی تر از خود بشار هسن….
مرگ بر دیکتاتور چه در ایران چه جای دیگه.
اقای علی ارتش ازاد همون سربازان منشق شده ارتش سوریه هستند که حاضر نبودند بر روی مردم خود اسلحه بکشند و به مردم پیوستند گویا شما جز اصحاب کهف هستید و نمی دانید در دنیا چه خبر است.درود بر شجاعت ارتش ازاد سوریه
مرگ بر اسد خونخوار