سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » علی شکوری راد: نبود قانون، مانع برقراري رابطه نيروي سياسي با جامعه است...

علی شکوری راد: نبود قانون، مانع برقراري رابطه نيروي سياسي با جامعه است

چکیده :اشكال ساختاري در قانون و عدم تعيين نقش احزاب است. گاهي ميان سياست كلان كشور با آنچه اين افراد و احزاب به دنبال آن هستند، تعارض حاصل شده و اين اختلاف موجب مي‌شود نهادهاي ذي‌ربط در راستاي عمل به اين سياست‌ها، به محدود كردن احزاب بپردازند....


شكوري‌راد  مي‌گويد: «حزب در جامعه دو كاركرد عمده دارد، يكي در جايگاه خرد جمعي است كه در تصميم‌سازي و تصميم‌گيري كمك مي‌كند كه البته اين مساله براي جوامع مدرن بسيار بيشتر حايز اهميت است و ديگري نقش نظارتي احزاب است.»

شکوری راد در رابطه با چگونگی حفظ رابطه نخبگان با بدنه معتقد است: در جوامع مدرن نمي‌توان بدون سازمان‌يابي، كار مفيد و موثر انجام داد لازمه انجام كار مفيد و موثر ايجاد تشكل و سازمان‌يابي است. بايد به نكته‌اي توجه كرد. نياز نيست اين تشكل‌ها لزوما سياسي باشند. تشكل‌هاي غيرسياسي نيز موجبات اين‌ سازمان‌يابي را فراهم مي‌آورد از جمله ان‌جي‌اوها كه در جوامع مدرن مي‌توان آن ‌را پايه‌اي از تشكيلات اين جوامع دانست. (ان‌جي‌او‌ها تشكل‌هايي همانند احزاب هستند و بر سر مقوله سياست از هم متمايز مي‌شوند. حزب تشكل سياسي است و ان‌جي‌او بر خلاف آن تشكل غيرسياسي محسوب مي‌شود كه از آن در ايران، به عنوان سازمان‌هاي مردم نهاد ياد مي‌شود.) بر اين اساس اگر فعاليت بدون سازمان‌يابي در جامعه‌اي صورت پذيرد، اين عمل به پختگي لازم نرسيده و به نحو مطلوب هم انجام نمي‌گيرد.

او که با شرق مصاحبه می کرد، می افزاید: از جمله مسايلي كه در سفرهاي استاني به آن توجه مي‌شود، اين است كه هر بار چندين گوني نامه از سوي مردم به دست مسوول قوه‌مجريه مي‌رسد. اگر واقعا به وجود اين نامه‌ها دقت شود، به طور معمول كساني به نامه‌نگاري دست مي‌زنند كه حوائج‌شان از سوي دولت در اين مدت برطرف نشده است و حالا مجبورند نامه بنويسند به قصد شكايت يا درخواست براي حل مشكلات‌شان، اگر اين افراد در مجراي طبيعي و روند معمول ادارات خواسته‌شان مورد توجه قرارگرفته و مشكل‌شان حل مي‌شد اين نامه‌نگاري‌ها صورت نمي‌گيرد. پس به اين مساله توجه داشته باشيد هرچه حجم اين نامه‌ها بيشتر شود به مفهوم كارآمدي رو به رشد نيست. به طور معمول رييس‌جمهور وقت و امكان بررسي تك‌تك نامه‌ها را ندارد در نتيجه آن را به زيردستان خود مي‌سپارد. اين چه كاري‌ است كه يك دولت سيستمي طرح ريزي كند و سپس با اين عمل خود همان سيستم را دور بزند؟
‌‌‌
شکوری راد در مورد فعالیت جبهه مشارکت گفت: تشكل ما به شكل جبهه تشكيل شد و هيچ گاه به كمال تشكيلاتي نرسيد چراكه ما در جامعه فعلي هيچ تشكلي نداريم كه واقعا حزب باشد از آن جهت كه عضويابي كند، عضو‌گيري انجام دهد، سازمان‌دهي كند، آموزش دهد، برنامه داشته باشد و براساس آن مطالبه كند و پيش رود و افرادي را براي پست‌هاي حكومتي معرفي كند. در آن مقطع تلاش شد اين عمل صورت پذيرد و به ميزاني هم توانست بخش‌هايي از اين وظايف را به انجام رساند اما بخش‌هايي نيز مغفول ماند يا فرصت انجام آن به دست نيامد. اينكه گفته مي‌شود توسط دولت ايجاد شد نيز يك مغلطه است چه اينكه در سال‌هاي 84 تا 88 كه دولت اصلاحات حضور نداشت، كار حزبي قوي‌تري هم توسط اين تشكل انجام شد. البته درست است كه پس از پيروزي آقاي خاتمي در انتخابات توسط اطرافيان او تاسيس شد اما خود آقاي خاتمي در تشكيلات آن هيچ سمتي نداشت و مستقل از دولت تلاش شد كه يك تشكل حزبي را تاسيس كند اما چنانچه از اسم آن قابل استنباط است از همان تاسيس نشان‌گر آن بود كه همچنان ديدگاه حزبي بر آن مجموعه حاكم نيست. اگر قرار بر حزب باشد، حزب به مفهوم يك تشكل كاملا منسجم است كه در همه محورها يا اغلب آن اين انسجام به چشم مي‌خورد اما اين انسجام بر جبهه اطلاق نمي‌شود بلكه جبهه تنها حول يك محور انسجام دارد و از جوانب ديگر و حول موضوعات ديگر اختلاف در آن وجود دارد. البته برخي احزاب و تشكل‌هاي اصلاح‌طلب در نهايت به اين انسجام رسيدند چنانچه مي‌بينيد با وجود محدوديت‌ها، مي‌توانند به كار خود ادامه دهند البته اين تشكل هرگز نتوانست سازوكار عضويابي و آموزش اعضاي حزب را توسعه دهد و بتواند آن را به عمل رساند اما از لحاظ شعبه و تشكيلات استاني و شهرستاني توانست تا حدي پيش رود و رابطه با مردم را تداوم دهد. اين همان موضوع مورد اشاره شماست. پس حزب تا حدودي در متن جامعه حاضر شد و به فعاليت پرداخت.

وی معتقد است: دولت آقاي خاتمي دولت حزبي نبود و پس از تاسيس حزبي كه برخي آن را دولت ساخته مي‌دانستند، اكثريت اعضاي دولت، عضو آن نبودند و هيچ رابطه ارگانيكي ميان دولت و اين تشكل وجود نداشت. اما مي‌توانم اين ادعا را داشته باشم كه ما بيشترين نقش را در مجلس ششم داشتيم. توانستيم با تشكيل فراكسيون، از همان ابتدا برنامه‌اي براي مجلس ارايه كنيم و در پايان كار اين مجلس نيز در جايگاه پاسخگويي قرار گرفت و گزارش كار خود را در اختيار مردم گذاشت و در آن بيان كرد كه چه ميزان از آن برنامه ابتدايي را توانسته در اين مدت به انجام رساند. به نظر من كمال كار حزبي را در اين مدت تنها در اين فراكسيون در دوره ششم مجلس شوراي اسلامي مي‌توانيم مشاهده كنيم. اين فراكسيون هم رابطه خود با حزبش را حفظ كرده بود و هم با مردم ارتباط لازم را برقرار كرد.

این عضو جبهه مشارکت در خصوص افت فعالیتهای حزبی می گوید: مشكل همان است كه در ابتداي بحث بيان كردم. آنچه وجود دارد، اشكال ساختاري در قانون و عدم تعيين نقش احزاب است. گاهي ميان سياست كلان كشور با آنچه اين افراد و احزاب به دنبال آن هستند، تعارض حاصل شده و اين اختلاف موجب مي‌شود نهادهاي ذي‌ربط در راستاي عمل به اين سياست‌ها، به محدود كردن احزاب بپردازند. در اين ميان اگر تشكل‌ها بخواهند در متن جامعه و به دور از ساختار قدرت فعاليت كنند، با مانع روبه‌رو مي‌شوند. بالاخره قدرت حزب يكي در انتخابات نمود مي‌يابد و ديگري در سازمان‌دهي و سازمان‌يابي. فواصل موجود ميان انتخابات، تجمعات و حضورهاي مردمي، پايگاه اجتماعي اين احزاب را متجلي مي‌كند. تقريبا مي‌توان اذعان داشت كه تاكنون هيچ حزب مستقلي در كشور، امكان نشان دادن اين حمايت را نداشته است.

شکوری در مورد عدم پذیرش فعالیت حزبی می گوید: اين مساله از يك سو مربوط به وجود نهادهاي مدني غيرحزبي كه در جامعه ما قدرتمند هستند، مانند روحانيت است و از سوي ديگر وجود نهادهاي نيمه عمومي كه غيرسياسي هستند و نبايد به سياست ورود كنند اما اين كاركرد را انجام مي‌دهند كه اين دو به نوعي تداخل با سازمان‌يابي احزاب را به دنبال دارند. در اين شرايط فعاليت احزاب محدود به برهه‌هاي زماني خاصي است و تنها در برخي مراحل سياسي مثل انتخابات این فعالیت دیده می‌شود. اما پس از پايان انتخابات و دستيابي افراد به كرسي‌ نمايندگي در مجلس يا رياست‌جمهوري، هيچ ساز و كاري براي فعاليت اين احزاب و نقش‌آفريني آنها در قوانين تعبيه نشده است.

او معتقد است: براي مثال اگر فردي كه پايگاه حزبي دارد و از سوي حزب حمايت شود به مقام رياست‌جمهوري نائل شود پس از قرارگرفتن در اين پست در دوراهي قرار مي‌گيرد كه براي پيشبرد مسايل و فعاليت‌هايش با چه كسي مشورت كند با حزب خودش يا آنچه از او خواسته مي‌شود؟ اين يك اشكال ساختاري است كه در قانون اساسي ما موجود است. به عبارتي با وجود پذيرش تحزب، اين مساله مشخص نشده است كه منظور از حزب چيست. در ديگر نقاط جهان حزب تشكيل مي‌شود تا فعاليت انجام دهد و به قدرت برسد تا بتواند برنامه‌هاي خود را انجام دهد. اما در كشور ما به صراحت اين جمله استعمال مي‌شود كه حزب نبايد قدرت‌طلب يا به دنبال كسب قدرت باشد. پس اين مساله حل نشده باقي مي‌ماند كه نقش حزب در جامعه چيست و اگر قرار است، تشكيل شود وظيفه و جايگاه او چيست؟ قطعا حزب فقط يك نهاد براي امر به معروف و نهي از منكر نيست كه فقط يك مجموعه نظراتي را اعلام كند بدون بيان راهكار و روش يا فعاليت مرتبط با آن.
شکوری راد در مورد جایگاه احزاب می افزاید: چنانچه گفتم ساختار موجود در قانون ما چيزي است كه موجب محدوديت فعاليت احزاب شده است. حتي در زمان انتخابات هم ما قانوني در رابطه با ميزان مشاركت آنان نداريم. بنابراين آنچه در آستانه انتخابات ما به عنوان حزب با آن مواجهيم تنها محدود به ستادهاي انتخاباتي است نه آن حزبي كه قرار است به آن نامزد برنامه بدهد و پس از آن خواهان اجراي آن باشد. اين مشكل ساختاري موجب شده كه ما با خلأ نظارت مردمي روبه‌رو شويم. مي‌دانيد كه يكي از وظايف احزاب اعمال نظارت بر صاحبان قدرت به نمايندگي از جانب مردم است. اگر احزاب در جامعه‌اي نتوانند قدرت بگيرند در حقيقت بخش نظارت مردم بر عملكرد صاحبان قدرت مختل مي‌شود كه اين اختلال عوارض بسياري دارد. آنچه ما در دولت‌ها شاهد آن هستيم از جمله بي‌توجهي به قانون، تصميمات خلق‌الساعه و موارد ديگر مربوط به همين مساله است، البته علاوه بر تضعيف نقش نظارتي احزاب ما با مقوله تضعيف نقش نظارتي مجلس نيز روبه‌رو هستيم كه مجلس نيز يكي از نزديك‌ترين و شبيه‌ترين نهادها به حزب است.

وی در رابطه با اینکه اکثر سیاستمدار ترجیح می دهند خود را مستقل معرفی کنند، می گوید: اين جمله به نوعي مفر است؛ يعني فردي كه خود را غيرحزبي مي‌داند و به صورت رسمي اين وابستگي را انكار مي‌كند در واقع بنابر رابطه حزب با حكومت و وظيفه‌اش نسبت به صاحبان قدرت، از نظارت مردم بر فعاليت خود دوري مي‌گزيند، تحمل آن را ندارد و اين نظارت را قبول نمي‌كند. بايد توجه داشته باشيد حزب دو كاركرد عمده دارد؛ يكي در جايگاه خرد جمعي است كه در تصميم‌سازي و تصميم‌گيري كمك مي‌كند كه البته اين مساله براي جوامع مدرن بسيار بيشتر حايز اهميت است و ديگري نقش نظارتي احزاب است. پس بيان اين نوع سخنان تنها نشان‌دهنده اين است كه فرد از خردجمعي موجود در احزاب محروم است و خود را فاقد اين موهبت نشان مي‌دهد و فردگرايي را بيان مي‌كند. ديگر آنكه در تلاش است نشان دهند هيچ‌كس نسبت به اعمال من نظارتي ندارد.


یک پاسخ به “علی شکوری راد: نبود قانون، مانع برقراري رابطه نيروي سياسي با جامعه است”

  1. ناشناس گفت:

    زنده بادvvvvvvvv