سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خانواده های زندانیان سیاسی در آستانه نوروز: هنوز بارقه هایی از امید برای بهبود اوض...

خانواده های زندانیان سیاسی در آستانه نوروز: هنوز بارقه هایی از امید برای بهبود اوضاع کشور وجود دارد

چکیده :صدای پای بهار که می آید، آدم دلش می خواهد فقط زیبایی ها را ببیند و زشتی ها را در آتش بسوزاند و خاکسترش را به باد دهد. بهار فصل رویش دوباره طبیعت است، تمثیلی از روز قیامت که مرده ها دوباره زنده می شوند. ما که به زندگی پس از مرگ باور داریم این زندگی دوباره طبیعت برایمان یادآور فرجام و سرانجام خودمان است. آن را گرامی می داریم و اندیشه ناک از قدرت لایزال الهی به استقبالی باشکوه از بهار اندیشه می کنیم. ...


خانواده های زندانیان سیاسی در آستانه سال نو در بیانیه ای گفته اند: ما خانواده بزرگ زندانیان سیاسی، دوست داریم مانند همه خانواده های ایرانی نوروز باستانی را با حضور عزیزانمان جشن بگیریم و طعم شادی واقعی را پس از نزدیک سه سال درد و رنج و سختی برای خودمان و عزیزانمان که بعضی حتی یک روز مرخصی هم نداشنه اند و از بسیاری از حقوق اولیه خود محروم بوده اند، بچشیم. این نه گزاف گویی است نه زیاده طلبی. این حداقل خواسته ای است که همه خانواده های زندانیان سیاسی، بی کم و کاست می توانند داشته باشند.

به گزارش کلمه، در بخشی دیگر از این بیانیه آمده است: عیدی که شادی را برای همه شهروندان به ارمغان آورد علیرغم این سختی ها و دردهای مشترک! این عید به واقع آن گاه برای همه ایرانیان در سراسر ایران و بلکه جهان عید می شود که سفره های عید با حضور پدرها و مادرها و فرزندان دربند رونق گیرد و چراغ و اجاق خانه های غم زده با وجود این عزیزان روشن و گرم شود و لبخند برلب ها آید و همه، در صبح عید با مهربانی به هم سلام گویند و به جای خشونت و بددلی؛ مهربانی را میهمان دل کنند.

متن کامل این بیانیه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

یا مقلب القلوب و الابصار، یا مدبراللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

صدای پای بهار که می آید، باید خانه تکانی را آغاز کرد. چه رسم شیرینی و چه فرهنگ اصیلی! خانه دل را اما خانه تکانی کردن از هرچه کینه و بغض و ناراستی، سخت است. می گویند این بهار، بهار دیگری است! این را فرزندان ما می گویند. آنان که دو بهار پیشین را در خانه ای خالی از پدر یا مادر سپری کردند. این بهار، بهار سبزتری است! این را پدران و مادران عزیزان دربند می گویند. پیرزنان و پیرمردانی که دو نوروز گذشته سفره هفت سینشان را با قاب عکسی از فرزندان دربندشان آراستند. و اشک هایشان را از عروس و نوه و خویش و قوم و دوست و آشنا پنهان کردند تا عید را بر کسی تلخ نکرده باشند.

این عید بر ما حرام مباد! این را همه دوستان و خویشان ما می گویند. مردم می گویند. کسبه و اهل محل، همسایه ها، همکارهایمان و راننده های تاکسی که ما را در شلوغی شهر به مقصد می رسانید، آدم هایی که در مترو فکر دودوتای شب عیدند، دست فروش ها، دوره گردها و خانم ها و آقایانی که این روزها می آیند کمک ما برای خانه تکانی و دلشان پر است از هزار و یک درد بی درمان و سفره دلشان اگر باز شود، ما یکسره غم خویش فراموش می کنیم. این آرزو را شاعرها می سرایند و نویسندگان می نگارند و نقاش ها تصویر می کنند و نوازندگان می نوازند و خوانندگان می خوانند و هنرمندان خوش نویسی می کنند با خط نستعلیق وچون تابلویی می آویزند مقابل چشمان ما!

این عید بر ما حرام مباد! این یک آرزوی ملی است. باور کنید آنان که رأی داده اند و نداده اند، این آرزویشان مشترک است. آنان که چون شما می اندیشند یا چون ما و عزیزان دربندمان. آنان که خشونت را در دستمال های کثیف پیچیده اند و همراه همه چیزهای زاید دیگر ریخته اند در سطل های زباله تا رفتگران شریف به سرعت دورشان کنند از محیط زندگی شهروندان صلح طلبِ امنیت طلبِ سلامت طلب.

این روزها همه به یک چیز می اندیشند: عیدی که شادی را برای همه شهروندان به ارمغان آورد علیرغم این سختی ها و دردهای مشترک! این عید به واقع آن گاه برای همه ایرانیان در سراسر ایران و بلکه جهان عید می شود که سفره های عید با حضور پدرها و مادرها و فرزندان دربند رونق گیرد و چراغ و اجاق خانه های غم زده با وجود این عزیزان روشن و گرم شود و لبخند برلب ها آید و همه، در صبح عید با مهربانی به هم سلام گویند و به جای خشونت و بددلی؛ مهربانی را میهمان دل کنند.

ما خانواده بزرگ زندانیان سیاسی، دوست داریم مانند همه خانواده های ایرانی نوروز باستانی را با حضور عزیزانمان جشن بگیریم و طعم شادی واقعی را پس از نزدیک سه سال درد و رنج و سختی برای خودمان و عزیزانمان که بعضی حتی یک روز مرخصی هم نداشنه اند و از بسیاری از حقوق اولیه خود محروم بوده اند، بچشیم. این نه گزاف گویی است نه زیاده طلبی. این حداقل خواسته ای است که همه خانواده های زندانیان سیاسی، بی کم و کاست می توانند داشته باشند.

صدای پای بهار که می آید، آدم دلش می خواهد فقط زیبایی ها را ببیند و زشتی ها را در آتش بسوزاند و خاکسترش را به باد دهد. بهار فصل رویش دوباره طبیعت است، تمثیلی از روز قیامت که مرده ها دوباره زنده می شوند. ما که به زندگی پس از مرگ باور داریم این زندگی دوباره طبیعت برایمان یادآور فرجام و سرانجام خودمان است. آن را گرامی می داریم و اندیشه ناک از قدرت لایزال الهی به استقبالی باشکوه از بهار اندیشه می کنیم. استقبالی که با حضور عزیزانمان در کنارمان شکوهش دوچندان می شود و دلمان می خواهد حالا که هنوز بارقه هایی از امید برای بهبود اوضاع کشور وجود دارد و مردانی که به تحویل حال به احسن حال امید دارند، راه های گشایش را مقابل چشمان مسئولین قرار داده اند، خداوند دل های ایشان را از خشم و کین خالی سازد و نسیم بهاری را بیش از همه بر خانه دل آنان بوزاند.

ما منتظریم و همه آنان که عید را مبارک می خواهند در انتظارند.

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی

روزهای پایانی اسپند ماه 1390


4 پاسخ به “خانواده های زندانیان سیاسی در آستانه نوروز: هنوز بارقه هایی از امید برای بهبود اوضاع کشور وجود دارد”

  1. سبز گفت:

    این عید بر ما حرام مباد!

  2. ناشناس گفت:

    عزیزان ما به شما همدرد و همدل هستیم و با شما همراهی میکنیم و میدانیم رنج دوری عزیز چگونه است و امید واریم بقول میر حسین عزیز ما صبور و امید وار باشید اندکی صبر سحر نزدیک است ولی ما امید واریم که از راههای مبارزه در مقابل این رژیم که میخواهد نا امیدی را بپراکند امید است امید وار باشید هیچ حکومتی ماندگار نیست استالین با ان هیبت و ابهت کجاست

  3. مسعود گفت:

    هیچ امیدی دیگه برای بهبود اوضاع کشور وجود نداره!!!!!

  4. ناشناس گفت:

    امیدوارتر از شما ندیدم