سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سیدمحمد خاتمی: امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید...
» انتظار ندارم که همگان از توضیحات من قانع شوند

سیدمحمد خاتمی: امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید

چکیده : مصالح بزرگ تر کشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصی است و اقتضائات خاص خود را دارد. تعیین استراتژی عدم معرفی نامزد و ارائه لیست هیچگاه به معنی تحریم انتخابات نبود و می بایست این امر را در عمل اثبات کنیم تا با گرفتن هرگونه بهانه ای از بدخواهان روزنه ای برای امکان مفاهمه بیشتر با تکیه بر حقوق و مصلحت مردم و پیشرفت واقعی کشور باز شود....


شرکت سیدمحمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم، واکنش های زیادی در میان اقشار مختلف برانگیخت. بعد ازانتشار این خبر، پایگاه اطلاع رسانی کلمه نظرات و انتقادات مخاطبان خود را که بیش از سیصد صفحه بود در اختیار دفتر رییس جمهوری سابق قرارداد.

دفتر وی ضمن تشکر و استقبال از اظهار نظر و تحلیل های منتشر شده در رسانه ها و فضای مجازی اعلام داشت: در سایت کلمه مطلبی در باب شرکت جناب آقای سید محمد خاتمی در انتخابات نشر یافته است که اظهار نظرها، اعتراض ها و پرسش های کاربران عزیز را نیز به همراه داشته است. با سپاس از همه عزیزان، توضیح و تبیین ایشان در اولین فرصت منتشر خواهد شد.

امروز، آقای خاتمی در پاسخ به این واکنش ها در توضیحی  آورده است: در فضای رسانه ای، از جمله پایگاه اطلاع رسانی کلمه و از سوی فعالان سیاسی و اجتماعی و دوستداران اصلاحات، بخصوص جوانان عزیز در داخل و خارج، حضور من در انتخابات مجلس با ابهام ها، پرسش ها، انتقادها و اعتراض ها مواجه شده است که از جمله اصحاب کلمه بخشی از آن را به من منعکس کرده اند.

وی در پاسخ به این واکنش ها در توضیحی نوشته است: اقدام من از منش و بینش سیاسی و فکری من و آن چه به آن باور دارم و پای بندم ریشه می گیرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه های اصلاح طلبی که آن را مهم ترین و بلکه تنها راه سربلندی کشور و دست یابی به آرمان های اصیل انقلاب و تأمین حقوق مردم و مصالح ملت می دانم و نیز برای دفع مخاطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی اقدام کرده ام. هدف ممکن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعیتی است که در آن مصلحت کشور و خواست های اساسی و تاریخی مردم اصل قرار گیرد.

سیدمحمد خاتمی اظهار امیدواری کرده است که درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید. تردیدی ندارم که احساسات و داوری ها در زمان مناسب می تواند به آنجا برسد که به جای هرگونه توجیهی، چه از سر افراط و چه از سر تفریط، درستی تصمیم هایی در جهت منافع و مصالح ملی و پیشبرد اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی گرفته می شود اولویت پیدا کند و ان شاء الله گشایش در کارها فراهم آید.”

متن کامل این توضیح از وبسایت سیدمحمد خاتمی به شرح زیر است:

به نام خدا
در فضای رسانه ای، از جمله پایگاه اطلاع رسانی کلمه و از سوی فعالان سیاسی و اجتماعی و دوستداران اصلاحات، بخصوص جوانان عزیز در داخل و خارج، حضور من در انتخابات مجلس با ابهام ها، پرسش ها، انتقادها و اعتراض ها مواجه شده است که از جمله اصحاب کلمه بخشی از آن را به من منعکس کرده اند. احترام به مردم و احساسات آنان ایجاب می کند که از همین طریق دوستانه و خودمانی مطالبی را بیان کنم.

سید محمد خاتمی

“با وجود سختی و پیچیدگی این مسأله انتظار ندارم که همگان از توضیحات من قانع شوند، بخصوص که محدودیت ما در اطلاع رسانی فضایی را از هر طرف ایجاد کرده که هم توقعاتی خارج از امکانات و مصلحت مطرح می شود و هم تبیین کامل آسان نیست.

وجود چنین ابهام ها و پرسش ها در فضای عمومی به ویژه از سوی کسانی که در این سال ها متحمل مشکلات و محدودیت های گوناگون و هزینه های سنگین شده اند امری طبیعی است. من نمی توانم از کنار این پرسش ها و تحلیل ها و احساسات پاک آسیب دیده بی تفاوت بگذرم و احترام خود را به ناقدان و حتی مخالفانم تکرار نکنم. با ذکر این نکته که بحث تفصیلی در این باب به مجال مناسب تر واگذار می شود چند نکته را یادآور می شوم.

عزیزان

اقدام من از منش و بینش سیاسی و فکری من و آن چه به آن باور دارم و پای بندم ریشه می گیرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه های اصلاح طلبی که آن را مهم ترین و بلکه تنها راه سربلندی کشور و دست یابی به آرمان های اصیل انقلاب و تأمین حقوق مردم و مصالح ملت می دانم و نیز برای دفع مخاطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی اقدام کرده ام. هدف ممکن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعیتی است که در آن مصلحت کشور و خواست های اساسی و تاریخی مردم اصل قرار گیرد.

من براساس راهبرد اصلاح طلبانه به آشتی ملی و بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و قانون اساسی و ایجاد فضای همدلی و مشارکت همگان دعوت کرده و می کنم و انتظار داشته و دارم که همه با اسیر نماندن در گذشته و با نگاه به آینده روند تازه ای را در کشور آغاز کنند. تأکید اصلاح طلبی بر روندها و اقدام های قانونی و غیر خشونت آمیز به این معنا نیست که اصلاح امور کشور بدون پرداخت هزینه میسر است. اما در هر اقدام سیاسی در نظر گرفتن مصالح و شرایطی که نیروهای فعال در داخل کشور با آن مواجه اند ضرورت دارد. در مورد انتخابات مشارکت فعال و معرفی نامزد طبعاً در گرو وجود شرایط مناسب است. مصالح بزرگ تر کشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصی است و اقتضائات خاص خود را دارد. تعیین استراتژی عدم معرفی نامزد و ارائه لیست هیچگاه به معنی تحریم انتخابات نبود و می بایست این امر را در عمل اثبات کنیم تا با گرفتن هرگونه بهانه ای از بدخواهان روزنه ای برای امکان مفاهمه بیشتر با تکیه بر حقوق و مصلحت مردم و پیشرفت واقعی کشور باز شود.

امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید. تردیدی ندارم که احساسات و داوری ها در زمان مناسب می تواند به آنجا برسد که به جای هرگونه توجیهی، چه از سر افراط و چه از سر تفریط، درستی تصمیم هایی در جهت منافع و مصالح ملی و پیشبرد اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی گرفته می شود اولویت پیدا کند و ان شاء الله گشایش در کارها فراهم آید.”


454 پاسخ به “سیدمحمد خاتمی: امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید”

  1. بهنام گلستانی گفت:

    نمیدونم چرا آقایون عادت کردند که همیشه میگن، انقلاب و حکومت و در آخر ایران
    تو این سی سال هیچ وقت نشنیدم که یکیشون اول بگه ایران و بعد….انقلاب و حکومت اسلامی و…

  2. اسفراینی گفت:

    هنوز هم از افراد زیادی می شنوم که می گویند اگر به حرف امثال بازرگان و طالقانی گوش کرده بودند و به جای انقلاب با شاه مداکره کرده بودند و از شاهنشاهی او ویترین می ساختند و امور را به مردم واگذار می کردند الان چه وضعی داشتیم و چه روزگار خوشی می گذراندیم. جالب است که آن زمان همه انقلاب می خواستند و حالا نیز بعد از 33 سال باز انقلاب می خواهیم و نمی خواهیم باور کنیم که فرصتها را برای اصلاح نباید از دست داد. البته به قول خاتمی این بدان معنا نیست که اصلاحات هزینه ندارد و صد البته نباید آنرا با عافیت طلبی اشتباه گرفت که اصلاحات بسیار سخت و طاقت فرساست و مرد راه می خواهد. کسی بوته گوجه ای می کارد و یکساله از محصولش بهره می برد و دیگر هیچ و کسی سالها به پای نهال گردویی می نشیند و آنرا تیمار می کند تا یک عمر خود و فرزندانش از آن گردو محصول بچینند. اصلاحات چنین صبری می خواهد و چنان محصولی می دهد.

    خاتمی را مرد اصلاحات می دانم و یار و یاور میرحسین و مردم، خدا او امثال او را برای ایران و روزهای سخت پیش رو حفظ کند. آمین

    به امید ایرانی آباد و آزاد
    یا حسین میرحسین

  3. علی گفت:

    تشنه قدرت.. نکنه فکر کردی با این کارت عزیز دل هر دو طرف میشی و برای دور یازدهم ریاست جمهوری نقشه کشیدی ولی بدون در نظام به ظاهر

    جمهوری ما رییس جمهور بعدی از همین الان معلومه!!

  4. ک. گفت:

    آقای خاتمی
    این تصمیم شما اگرچه در نگاه اول از دیدگاه سیاست مبتنی بر مصلحت، درست و سنجیده به نظر می رسد، لیکن از نگاه سیاست مبتنی بر اخلاق که داعیه دار آن هستید تصمیم نادرستی بود. در واقع شما با عدم ارائه لیست، اهدافی چون کاهش مشارکت و اعتراض به وضع موجود را دنبال کردید و از طرفی با مشارکت خود مصلحتی چون ماندن در دایره نظام و بقای اصلاحات را در نظر داشته اید. اما از آنجاکه این امر مستلزم پنهان کاری بوده است لذا اخلاقی به نظر نمی رسد.
    اما آقای خاتمی
    در مصلحت این تصمیم نیز جای تردید است. براستی امید به اصلاح تا به کی؟ ماندن در دایره کدام نظام؟ اگر نظام، “جمهوری اسلامی” است پس چرا رای شما “جمهوری اسلامی” بود؟ اگر نیست پس معنای ماندن در دایره نظام چه وجهی دارد؟ اصلا مگر انتخابات اخیر رفراندوم بود…

  5. ناشناس گفت:

    سلام.امیدوارم بدونید که تمام هجمه توهین ها و دامن زدن به احساسات مردم توسط دو گروه سلطنت طلبها و مجاهدین که این روزها نفوذشان در فضای مجازی بیشتر و بیشتر میکنند هست . به نظر من نمیتوان اتحاد میان تمام قسمت های جنبش که در سال 88 با هم بودند رو دوباره احیا کردشرایطی که خاص بود و در فضای آرام پای آرمان ها و تئوری های گروههای که شاید در فضای ملتهب با هم متحد بودند پیش بیاد.به نظر من مرز بندی با دو گروه فوق الذکر هیچ خللی در راهمان ایجاد نکرده و امکان تصمیمگیری و اتحاد درونی ما رو بیشتر میکنه.

  6. رضا گفت:

    به اعتقاد بنده کاری که آقای خاتمی انجام دادند کاری بسیار ظریف و پخته و حکیمانه بود. بعدا حکمت این کارشان روش می شود. الان هم روشن است اما گفتنش به مصلحت نیست ار نه خود می گفتند.
    درود

  7. ناشناس گفت:

    خاتمی

    نمیدونم چرا بازهم دوستت دارم

    والا کور کورانه نیست

    حتما یه دلیلی براش هست

    ولی با اینهمه جار و جنجال دوستان بازم دوستت دارم

  8. ehsan گفت:

    خاتمی در این رای دادن سیاست به خرج داد دوستانی که اظهار نظر تند می کنند به نظر من باید بیشتر فکر کنند ومسایل رو عمقی تحلیل کنند من یک موردش رو اشاره می کنم این حرکت باعث جلوگیری از فشار بیشتر بر اصلاح طلبان شد

  9. amir گفت:

    سلام دوستان این راه اصلاحات که ما داریم راجع به اون از قبل .حال و اینده صحبت میکنیم رو اقای خاتمی شکل نداده که انقدر به این ادم امید بسته بودین این ما مردم بودیم که ایشونو انتخاب کردیم که نظرات ما مردم رو که اصلاح نحوه اجرای قانون اساسی بود رو اعمال کنه اما متاسفانه ایشون نه قدرت این مهمو داشت و بد تر اینکه جرات اعتراف هم نداشت و این حالت خوف ایشون دگران را از سوراخ های وحشتی که در 2 خرداد به ان خزیده بودند رو بدر اورد و این شد که نباید میشد.. ولذا این کار ایشون خیلی جای تعجب نداشت البته این رو سید والا مقام میر جنبش سبز بخوبی در یافته بود که ازین اقا بقول قدیمیا ابی گرم نمیشه ( که عملا در انتخابات کاندید شد) این راه امیری چون میر حسین عاقل مدبر شجاع و نترس از هیچکس جز خدای قادرو متکی به مردم… و مردمی میخواهد پایدار و استوار که دل بهیچ نبندد جز خدای خویش که توانا ترین دا نا ترین حکیم ترین قادر ترین و…. مهربان ترین است

  10. انسان گفت:

    معنی اصلاحات ,اصلاح حکومت نیست بلکه اصلاح جامعه است.در یک جامعه بیدار حاکم جبار جایی برای خود نمی یابد

  11. ناشناس گفت:

    این جوابیه آقای خاتمی از اصل رای دادنش بدتره شاید بشه رای دادن یک تاکتیک و مصلحت بینی و زخیره ماندن برای اینده دانست و به سختی توجیهش کرد و گفت که اقتضائات خاتمی با یک شهروند معمولی فرق داره ولی استدلال اوردن ودر مسیر اصلاخات دانستن این عمل مسئله را خیلی پیچیده میکند وحتی ممکنه به این ختم یشه که بگیم کسانی که رای ندادند اشتباه کردند ولی مگر غیر از این است که پیش شرط گذاشتن برای شرکت در انتخابات بود که خیلی ها را به این نتیجه رساند که در انتخابات شرکت نکنند

  12. سبز گفت:

    با سلام به تمامی صادقان ، اصلاح طلبان و پیروان راستی و حقیقت
    به عرض تمامی دوستان و سروران گرامی خودم برسانم که اینجانب نیز پس از شنیدن رای دادن این سید بزرگوار شوکه شدم و دوست داشتم حقیقت نداشته باشه ولی باور و ایمان نیز داشتم که در صورت راستی خبر حتما مصلحتی در این کار بوده که این پیر اصلاحات و صبور سیلسی تجل رنج کرده و رفته یه شهر دور افتاده رای داده و شک نکنید از سیاست خودش هم بوده که خواسته تصویرش منتشر بشه و همه از این عمل با خبر شوند توصیه میکنم قبل از هر نوع تصمیمی و واکنشی اول دیدگاههای آقایان ابطحی، بیگدای و شکوری راد را در این زمینه مطالعه بفرمایید شاید دیدگاهتان مانند من تغییر کنه و راسخ تر و مقاومتر بشید.
    به امید پیروزی حقیقت ، راستی و بر ملا شد مکر و فریب دروغگویان و آزادی تمامی اسیران
    سبز و پیروز باشید

  13. محمد-ب گفت:

    جناب آقای خاتمی
    اگر شما قائل بر شرکت در انتخابات بودید، پس چرا پیشنهاد عدم معرفی کاندیدا توسط اصلاح طلبان را مطرح کردید؟چون این ایده نقض غرض است. حداقل پیشنهاد میکردید اصلاح طلبان کاندیدا شوند تا حداقل چند نفری پیدا شوند که بتوانید به آنها رای دهید.
    شما قبل از اینکه صحبت از آشتی ملی بکنید، بهتر است به دنبال احقاق حقوق پایمال شده آسیب دیدگان و زندانیان وقایع دوسال اخیر باشید ….

  14. محسن گفت:

    خاتمی ……. خداحـــــــــافظ

  15. ناشناس گفت:

    دو سوال از آقای خاتمی:
    ۱-آیا عدم شرکت در انتخابات به معنی براندازی است یا برعکس، می تواند بیانگر اعتراضی دموکراتیک باشد تا حاکمان “مجبور” به تن دادن به اصلاحات شوند؟
    ۲-با نوع تحلیل جنابعالی آیا برای اثبات مشی اصلاح طلبانه (در مقابل مشی براندازانه) خود باید در هر انتخاباتی شرکت کرد؟ تا بجای گامی به جلو(اصلاح) گامی به عقب برداشته و به حاکمیت چراغ سبز داد که فشار بعدی را وارد بیاور چون در هر صورت ما برای اثبات مشی اصلاح طلبانه خود باز هم عقب نشینی خواهیم کرد؟

  16. عبدالله گفت:

    سلام
    بهتر است مشخص کنیم که ما علاقمند به کدام خاتمی هستیم. خاتمی ای که یک اندیشمند و صاحب سبک سیاسی است؟ یا خاتمی ای که باید تابع سبزها و مخالفان رژیم باشد. به عبارت دیگر، طبق نظر بعضی از دوستان، خاتمی وقتی خوب است که مطابق سلیقه و نظر آنها باشد و گرنه مستحق توهین و ناسزاست!
    خاتمی با این رفتار خود نشان داد که طرفدار نظام و امام است و رهبری و قانون اساسی را قبول دارد. آیا از او که فرزند امام است، میتوان انتظار داشت که برخلاف نظر امام و شهدا در مورد انتخابات عمل کند؟ خاتمی برخلاف بعضیها، امام را بصورت گزینشی قبول ندارد.
    خاتمی نشان داد که نظام اسلامی متعلق به همه ایرانیان از جمله اوست و کسی نمی تواند آن را برای خود مصادره کند.
    خاتمی اصلاح طلب است ولی در چهارچوب قانون (هر چند که قانون مشکلاتی هم داشته باشد).
    خاتمی اولین اصلاح طلب بود، هست و خواهد ماند.
    رهرو آن نیست که گه تند، گهی خسته رود رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود…

    این خاتمی، خاتمی واقعی است، نه خاتمی ای که در ذهنهایمان ساخته ایم!

    شرم بر آنان که از گرد راه رسیده اند و داعیه اصلاح طلبی دارند و خاتمی را با خود میسنجند، نه خود را با خاتمی و به خود اجازه توهین به این سید عزیز را میدهند.

  17. بهنام خجسته گفت:

    دوستان کلمه خواهشمندم درود های بی پایان من را به “ترانه سبز” برسانید. ایشان خیلی زیبا و شفاف حرف دل هر دلسوز ایران و ایرانی را بقلم آوردند. درود بر ایشان! واقعا مفتخرم به چنین جوانانی.

  18. آرش ۷۷۷ گفت:

    درود آقای خاتمی حاضر به هیچ هزینیه نیست حتا در موسوی و آقای کروبی همین طور بود

  19. یوسف گفت:

    با سلام
    دوستان عزیز وقتی می گویند سیاست پدر و مادر ندارد یعنی همین دلمان را به خاتمی خوش کرده بودیم این شد وای به حال ملتی که دلشان را به امثال خاتمی خوش کنند وای به حال کروبی و موسوی که امید دارند خاتمی بیرون از حصر خانگی حق آنها را بگیرد ملت شریف ایران این کار خاتمی خوب بود که دیگر بیشتر از این نتوانست دیگران را فریب دهدما ملت ایران اگر هزاران با ر خاتمی و امثال ایشان ملت را فریب دهند باز هم دست از تلاش خود برای رسیدن به آرمانهای خود از پای نمی نشینیم.آقای خاتمی کاش در انتخابات 88 هم رای به احمدی نژاد می دادی و تکلیف خود را از همان زمان معلوم میکردی وای به حال ملتی که رهبری چون تو دارند.ولی حسن این کار این بود که با چشم باز راه جنبش سبز را ادامه دهیم زند باد جنبش سبز زنده باد موسوی زنده باد کروبی.

  20. سعید گفت:

    آقای خاتمی
    من کاملا شرایط را درک میکنم من از قبل هم پیشبینی کرده بودم،چون شما هیچوقت بطور کامل با جنبش نبودی،تو مثل رفسنجانی عمل کردی .شما با کلمه آشتی ملی و افراط و تفریط دقیق به همه گفتی که فقط اصلاح طلبی رو دوست داری نه اینکه خود باشی.
    یعنی امام اشتباه کرد که با شاه آشتی نکرده یعنی میرحسین اشتباه کرد که حامی مردم شد اگر میرحسین محبوب بود با کار شما محبوب ترهم شد.چون؟حاضر نشد ما رو به آزادیش با رای بفروشه.
    خاتمی جان

  21. رها گفت:

    شخصا با وجود همه احترامی که برای شما قائل ام آقای خاتمی ، فکر می کنم در طول دوره 8 ساله فرصت های بسیار عالی از دست رفت. من اون روزها رو به خوبی بیاد میارم . با ایده آل های من فاصله زیادی داشتند اما امروز حتا همونها هم تبدیل به رویا شدند. از دبیرستان تعطیل می شدیم دم باجه های روزنامه فروشی اینقدر شلوغ بود که باید از لای دست و پای بقیه به زور یک روزنامه می خریدیم . زمانی که هم ریاست جمهوری هم مجلس در دست اصلاح طلبان بود رو به خوبی بیاد دارم . قانون اصلاح مطبوعات و نامه بیت و …. اگه اون روزها کمی شجاعت در کار بود و از طرف خود شما آقای خاتمی اعلام یک راهپیمایی میشد میلیون ایرانی در خیابان می آمد برای حمایت از قانون مطبوعات و قوانین اصلاحی بعدی هم با حمایت مردم به تصویب می رسید و امروز بر قبر اصلاحات اشک نمی ریختیم و از پافشاری شما برای به ثمر نشستن یک استراتژی مرده شگفت زده نمی شدیم .

  22. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی این جنابعالی نبودی که سال 84 انتخابات مخدوشی را که برگزار کردی گفتی در نهایت صحت و سلامت برگزار شده است؟ در حالی که شیخ مهدی به حق قضیه خواب اصحاب کهف را مطرح کرد؟ این شما نبودی که در زمان انتخابا مجلس هفتم گفتی من زیر بار انتخابات فرمایشی، ناعادلانه و غیرقانونی نخواهم رفت و رفتی؟
    و آیا این جنابعالی نبودی که برای شرکت در انتخابات شرط گذاشتی و بدون برآورده شدن حتی یکی از اونها شرکت کردی؟ کسی که می خواد در هر صورت شرکت کنه شرط گذاشتنش دیگه برای چیه؟
    این حرفها هم عذر بدتر از گناهه. والسلام.
    یاحسین میرحسین
    یا مهدی شیخ مهدی

  23. ماه سبز گفت:

    فکر کنم نیاز دارم بیشتر کتاب بخونم تا معنی حرف هاتونو بفهمم. تو عاقل ترین مردی که حکومت اسلامی ساخته!! نیاز هست که قبل از قضاوت در موردت بینشم رو بالا ببرم.
    اما اگه حرف دلم رو بخوای بدونی! دلم میگه همچنان و همچنان و همچنان دوستت دارم.
    دله دیگه ! کاریش نمیشه کرد! کاریش “نمیتونن” بکنن

  24. آرش گفت:

    آقای خاتمی وقتی که حق و باطل مشخص است فکر نکنم روزنه ا ی وجود داشته باشد.
    آقای خاتمی کشور انقلاب مال مردم است .عده ای بی نام نشان آمده اند و حالا شما که خودت در حکومت بودی باید روزنه را آنها برای شما باز کنند!
    چه روزنه ای که دختر سحابی و هدا صابر را با شرم آوری به شادت رساندند.چه روزنه ای که جوانان این کشور را به خاک و خون کشیدند و روانه سیاهچالهای قرون وسطایی کردند.
    چه روزنه ای که وکیل مردمی آقای سلطانی را به ۱۸ سال حبس کشیدند.
    چه روزنه ای که آقای سعیدی از شما خواسته است که از شان عذرخواهی کنی.
    چه نظام اسلامی که اختلاسهای آنها در تاریخ دنیاه نمونه است.
    در آخر باید مثل منتظری همچنان کوه ایستاد وگرنه هرچه کوتاه آمدی آنها دو برابر از شما طلب کار هستند.

  25. Abbas گفت:

    درزبان شیرین فارسی، بعضی‌ وقت‌ها میگویند گرگ در لباس میش. یا می‌شه گفت، رمه در دست گرگ.از اول تا آخر کلاهبرداری، بیصداقتی، بی‌ فرهنگی‌، بی‌ احترامی و شاید می‌شه گفت نامردیه.

  26. amir گفت:

    کاش واقعا همینا بود که می گفتی یا لااقل حرف های خودت بود و نه اربابانت

  27. علی رضا گفت:

    چقدر خوب بود اگر تبیین صادقانه آقای خاتمی صرفا این بود که “از زندان رفتن می ترسم.” منطق حکم می کند که دلیل واقعی رای دادن ایشان همین بود. اگر این حقیقت را اظهار کرده بود، سخن ایشان به منزله سرمشق راستگوئی و حقیقت جوئی برای سایر سیاستمردان و عموم ایرانیان بود. افسوس که تصمیم گرفت به فلسفه بافی های سنواتی بپردازد.

  28. ناشناس گفت:

    آقای خامنه ای در حرکتی اعتراضی در دومین انتخابات شورای شهر شرکت نکرد. پس آیا اقدام وی هم مخالفت با نظام تعبیر می شود؟ این چه استدلال اشتباهی است آقای خاتمی؟

  29. فرید گفت:

    انگار خداوند ذره ای زشتی و بدی در وجود این آدم قرار نداده !! هر کار هم که میکنه و گاهی ما عصبانی میشیم ولی باز هم مهرش تو دلمون جا داره…. حقا که از سلاله پیامبری

  30. ناشناس گفت:

    آن روزی را خواهیم دید که مرگ بر خاتمی می گویند شعار «مرگ بر موسوي و كروبی را فراموش نکردیم

  31. مسلمان سبز گفت:

    پس موسوی و کروبی چی میشن سیّد؟؟؟؟؟

  32. سبز گفت:

    درود
    من که قانع نشدم
    آقای خاتمی واقعا مارو از خودتون رنجوندین و ضربه بزرگی به اصلاحات وارد کردید واقعا نگرانم اصلاحات با حمایت مردم زنده میمونه نه رای دادن شما! هرچند من اصلاح طلبی رو وارد مذاکره شدن با رهبری( با التماس) نمیدونم به هرحال شما یک فرد معمولی دربین ما نبودی من واقعا شمارو به چشم یک آزادی خواه واهل منطق می نگریستم ولی شما!با وجود این همه زندانی سیاسی که شرایطشون بدترمیشه وتعدادشون بیشتر,کهریزک,کوی دانشگاه,عاشورا, بازم رای دادین دستتون درد نکنه واقعا از امروز بیشتراز پیش به آقای کروبی و میرحسین موسوی ودکتر رهنورد افتخار میکنم که بیش از یکسال گذشت ولی پای حرفشون وحق مردم ایستادن درود برموسوی و کروبی و رهنورد

  33. علی گفت:

    بعد از اتمام ریاست جمهوری خاتمی همیشه اعتقاد داشته و دارم که او از بقیه اصلاح طلبان ناکام (امیر کبیر – مصدق – بازرگان ) در نتیجه موفق تر بود چرا که اولآ زنده ماند و ثانیآ هر چند با کمی دلخوری ، ولی خلاصه با همان وجهه مقبول باقی ماند و لااقل بعنوان تکیه گاه و امید مردم حفظ شد و از گردونه خارج نشد. خاتمی فقط رهبر اصلاحات برای فعالان سیاسی نیست بلکه او برای همه مردم و حتی برای عوام هم هست.
    در حال حاضر خاتمی بعنوان یک اصلاح طلبی که فقط تئوری پرداز باشد و فقط بدنبال کسب محبوبیت باشد ، مطرح نیست بلکه او بعنوان کنشگر سیاسی و عملگرا ، حتمآ باید به نتیجه فکر کند و دائمآ هم در امر اصلاح طلبی امید داشته باشد و امید بدهد .
    در این انتخابات خاتمی درست ترین کار را انجام داد ، چرا که هم نیروهای طرفدار اصلاحات را به عدم شرکت دعوت کرد و هم خودش را بعنوان امیدی برای آینده اصلاحات حفظ کرد و نشان داد هم ضربه خود را با دعوت به عدم شرکت به رقبا وارد کرد و هم خود را به تمامیت خواهان با یک رآی پر معنا (رآی به جمهوری اسلامی ) تحمیل کرد و در واقع داغ حذف شدن چنین عنصر کلیدی را بر دل آنها گذارد تا اگر حتی یک درصد هم به اصلاح امیدی باشد او این یک درصد را به بالای 50 درصد که راهی کم هزینه است ارتقاء دهد و از آن برای نجات کشور و خلاصی نیروهای در بند استفاده کند و اگر هم اصلاح ممکن نشد هیچ چیزی از دست نرفته است و رهبران جنبش سبز همچون موسوی و کروبی هستند تا راه دیگر را بپیمایند.
    باور کنید خیلی از کسانیکه در اردوگاه مخالف سبزها هستند ولی از دولت هم دل خوشی ندارند و از انقلاب و دگرگونی هراسان هستند ، با این کار خاتمی به طرف او خواهند آمد.
    باید بپذیریم که خاتمی یک لیبرال و اصلاح طلب است و انقلابی نیست ، خاتمی نشان داد برای حفظ اصلاح طلبی از خودش هم میگذرد تا در مردم اصلاحات را نهادینه کند و انقلابی گری را به هر شکل از ذهن مردم پاک کند او گاندی و ماندلای ایران است که با شناخت شرایط ایران تصمیم میگیرد ، او نشان داد به غیر از تئوری پردازی یک کنشگر سیاسی و عملگرا و نتیجه گراست .

  34. اتدیشه گفت:

    با احترام به شخص و جایگاه آقای خاتمی، من با عملکرد ایشان در این انتخابات (و البته

    همچنین توهین کنندگان به ایشان) مخالفم و آنرا به خاطر عدم داشتن استراتژی

    درست اصلاح طلبان می دانم. من معتقدم در هر شرایطی راههای بهینه ای هم وجود

    دارد.
    عمل ایشان صرفا باعث آزردگی طرفداران ایشان و انشقاق بین آنان و کمک به ادامه

    شرایط فعلی و حتی بدتر در آینده است.
    بهترین کار این بود که ایشان با توجه به نظرات و اعتقاداتی که دارند که البته محترمه

    قبل از انتخابات به نمایندگی از خود و جمعی از اطلاح طلبان بیانیه ای نزدیک به

    مضمون زیر صادر می نمودند:
    “ما نه در مخالفت با نظام و آرمانهای انقلاب اسلامی و قانون اساسی آن بلکه در

    اعتراض به وضعیت موجود، حصر بزرگان و زندانیان سیاسی، فضای غیر آزاد رسانه ای

    و ….و نحوه برگزاری انتخابات غیر آزاد و …. در این انتخابات شرکت نمی کنیم.
    عدم شرکت ما به معنی همراهی با هجمه های خارجی نیست و همینجا اعلام می

    نمائیم چنانچه جبهه مخالفین خارجی بخواهند به بهانه های مختلف تعرضی به کشور

    نمایند در آنصورت ما همه پشتیبان کشور هستیم و از کیان خود و کشور دفاع می

    کنیم.
    ضمنا تبلیغات و شایعات مضحک قطع یارانه کسانی که رای نمی دهند و همچنین

    تبلیغ دخالت آن در شرایط استخدامی و … توهین به شعور ایرانیان می دانیم و …. ”
    اتفاقا این یکی از حربه های فعلی است که مدام تبلیغ می کنند هر کی در انتخابات

    شرکت نکنه مخالف نظامه و بدین وسیله خیلی ها رو که به نظام معتقدند و مخالف

    وضع جاری اند با این روش با دل خونین به پای صندوقهای رای می کشانند و بنابراین

    ما هم مدام درجا می زنیم.
    این عملکرد ایشان می توانست بهانه ضدیت با نظام را از مخالفین داخلیشان بگیرد و

    هم به جبهه طرفدارانشان انرژی صدچندان ببخشد.
    دوم اینکه اگر واقعا ایشان شرکت در انتخابات را به نفع کشور می دانستند قبل

    انتخابات با اتخاذ مواضع آشکار توضیح می دادند تا ما هم اگر مجاب می شدیم این به

    نفع کشوره ما هم رای می دادیم. ما که با کسی یا چیزی عناد شخصی نداریم و عدم

    شرکت ما هم بخاطر مصالح کشوره. ما هم می سوزیم از این باغی که می سوزه.

  35. محمد گفت:

    آقای خاتمی تا کی می خوای به مصلحت نظام بی اندیشی به جای مصلحت مردم………….!؟؟؟( توضیحاتتون قانع کننده نبود )

  36. حامد گفت:

    فکر می کنم فلسفه آقای خاتمی واسه این تصمیم این شعر هست:
    دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

    هر چند از دید من جملات کلیدی اینها هستند:
    روزنه های اصلاح طلبی
    آرمان های اصیل انقلاب و تأمین حقوق مردم و مصالح ملت
    دفع مخاطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی
    اصلاح امور کشور با پرداخت هزینه
    در نظر گرفتن مصالح و شرایطی که نیروهای فعال در داخل کشور با آن مواجه اند
    مصالح بزرگ تر کشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصی است
    گرفتن هرگونه بهانه ای از بدخواهان

  37. سبز گفت:

    سه روز منتظر یه جواب بودم آخر این چرندیات رو شنیدم!…….نگاه داشت روزنه های اصلاح طلبی ……آشتی ملی و بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و قانون اساسی …….اسیر نماندن در گذشته و با نگاه به آینده………واقعا برای تمام کسانی که در راه آزادی هزینه دادند و میدن ، اونوقت رجال سیاسی مثل خاتمی به فکر گذر از اونان و نگاه به آینده دارن! متاسفم

  38. عابر گفت:

    جناب خاتمی:
    این که همه اش طبق معمول بازی باکلمات است.

    “مصلحت” چیزی است که همواره درسی وچندسال گذشته به نفع خواص دولتی وحکومتی تعریف شده است ونه به نفع مردم.باید گفت که شما به تنهایی مهره ای درکل سیستم نیستیدولی ازآنجا که بسیاری ازمردم به شما نگاه می کرده ومی کنند، این عمل شما یک بلوف سیاسی فقط به مردم ودور زدن آن ها بود.

    آشتی ملی نیززمانی میسر است، که کسانی که درزمان حاضر درزندانند، آزادودرکنارمردم باشند. دیدگاه انسانها صرفنظر ازنوع اعتقادات وباورهایشان توسط مسئولین حکومت اسلامی محترم دانسته شده وابرازآن آزاد باشد.اخذآراء مردم درمحیطی که به دورازضرب وشتم وفساددولتیان باشد، صورت گیرد…

    دراین سی وچندسال گذشته باروند تحمیلی سیاستهای من درآوردی مسئولین حکومت اسلامی، چرا همواره این مردم هستند که باید “درک مشترک” داشته باشند؟! این “درک مشترک” تاکنون شامل حال روحانیون ونماینده های مجلس ووعمله واکره های نظام نبوده است!
    گفته اید:
    “اقدام من از منش و بینش سیاسی و فکری من و آن چه به آن باور دارم و پای بندم ریشه می گیرد…”
    شما پیش شرط هایی را برای برگزاری انتخابات ، بیان کردید وسپس خودتان نقیض گفته هایتان را باشرکت درانتخابات، ثابت کردید؟!به نظر شما مردم باید کجای این “دنده عقب زدن!” را باید درک کنند؟
    دیگراز”منش وبینش سیاسی وفکری تان”که قبلا”مردم به خوبی درزمان ریاست جمهوری شما آنرادرک کرده اند،
    چیزی نمی گویم…

    گفته اید:
    ” تأکید اصلاح طلبی بر روندها و اقدام های قانونی و غیر خشونت آمیز به این معنا نیست که اصلاح امور کشور بدون پرداخت هزینه میسر است…”
    آیا منظورتان این است که همواره باید منتظر هزینه های گزافتری بیش ازاین چه تاکنون متحمل شده ایم واین بار نیز درجهت اصلاح طلبی باشیم؟! لااقل آنقدرمردباشید وبگویید که این هزینه حدومرزی دارد یا خیر؟! اگر بحث هزینه می کنید، باید محدودیتی هم برای آن تصورباشد. فقط لطف کنید که سرجمع این هزینه هارا ازبدو انقلاب تاکنون محاسبه کنیدو “درجه تحمل” مردم را هم درنظر بگیرید.

    گفته اید:
    “…انتظار داشته و دارم که همه با اسیر نماندن در گذشته و با نگاه به آینده روند تازه ای را در کشور آغاز کنند… ”
    به شما یادآوری کنم ،زمانی که شما ودیگران انقلاب کردید، این فلسفه را مدنظر نداشتید.اگرحتی چشممان را به سی وچندسال اول حکومت اسلامی ببندیم وآن راپیش کش مسئولین این حکومت کنیم و فقط نگاه کوچکی به دوسال اخیر بیندازیم، آن چنان برملت نرفته است که به توان آن را نادیده گرفت. چگونه می توانید انتظارداشته باشید که این همه ضرب وشتم و فسادوخرابی نادیده گرفته شده وبه روبرو نگاه شود؟!راه آن را بگویید تا ما هم بفهمیم.

    گفته اید:
    “… نیز برای دفع مخاطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی اقدام کرده ام…”
    مخاطرات بیرونی که چه شما درانتخابات شرکت کنید وچه نکنید که همچنان برقراراست؟! قبل ازشما آقای رفسنجانی بدون آنکه مثل شما پیش شرط برای برگزاری انتخابات تعیین کند، درانتخابات شرکت کرده بود.آیا حضورشما باعث می شود که غرب وشرق ازدسیسه بازی نسبت به این مملکت فکسنی دست بردارند؟! نیروهای نظامی خودراازمرزهای آن به عقب برانند؟!آیافکرمی کنید عدم شرکت شما مشروعیت نظام را به خطر می انداخت وبهانه ای به غرب وشرق برای یکه تازی می داد؟! نحوه عملکرد آنان درقبال کشورهای همسایه افغانستان وعراق وسایر کشورهایی که مثلا” “بهارعربی” داشتندکه کاملا” عکس این رانشان میدهد. بهتراست بگوییم که کشورهای غرب وشرق پشیزی برای اعتقادات نظامهایی که سابق برسرکاربودند قائل نبودند که حالا باشند.هرجا که منفعت ایجاب کند همانجا حضوردارند.

    مخاطرات درونی؟!- آیا منظورشما ازمخاطرات درونی، تعدی بیشتر به حقوق سایرفعالان اصلاح طلبی داخل زندان و مردم است، یعنی همان هزینه ای که شما ازآن گفته اید که سالهاست ازصدقه سر حکومت اسلامی این ملت می پردازند؟یا که مخاطراتی است که پست ومقام
    مسئولین نابخرد این نظام را تهدید می کند؟!

    حقیقت این است که این راهی که شما ومسئولین حکومتی می روید به ناکجاآباداست.شماودیگر مسئولین نظام خوددست به دست هم داده اید تا نه تنها، جریانی که سی وچندسال پیش باهزینه های گزاف برای این ملت این نظام رامستقرکرد، ازریشه بخشکانید، بلکه موجب فروپاشی کشوری شوید که قرنهاست تلاطم راتجربه می کند.

    درشرایط بحرانی فعلی هیچ راهی نیست به جز،کوتاه آمدن رهبریت نظام ودست برداشتن ایشان و اهرم های ایشان از سکانهای مدیریت کشور، جداشدن دین ازسیاست که سالهاست تیشه برریشه این مملکت زده ومی زند.
    بازیهای شما ودیگران هم تازمانی ممکن است خریدارداشته باشد، ولی بالاخره این هم بگذرد. گهی پشت به زین وگهی زین به پشت…

  39. علی گفت:

    بدون حب و بغض بعنوان یک شهر وند به رای خاتمی احترام میگذارم. ومی پرسم ایا انانی که رای دادند ودر انتخابات شرکت کردند جزو مردم نبودند. در کل مملکت یک میلیون دهنده که معتقد باشند و مواجب بگیر نباشند پای صندوق رای رفتند از ملت ایران نبودند؟؟ نظر شما را به نقد منصفانه اقای گنجی معطوف داشته و انصافا با تمام مشقاتی که در رابطه با ازادی کشیده اند از ایشان که نقدی منصفانه دارند تشکر. اقای گنجی شما هم در دوره جوانی تا حدتی که در توان داشته اید همراهیتان با انقلاب از روی اخلاق و حفظ اصولهای انسانی بودهاید و هم در دوران نویسندگی و هم در دوران زندان وشکنجه قاطع و سازش ناپذیر. و نقطه اصلی را همیشه مد نظر داشته اید و ان سلطان و روحیه سلطان طلبی که در اعماق وجود ما نهفته طی هزاره ها. ولی همواره در حال رشد بوده اید و ندیدم که ازار ها و اذیت هایبی که متحمل شدید در شما ایجاد عقده نماید و نوشته ها و موضع گیری هایتان همواره نشان از رو به اینه بهتر فکر کردن و تجربه از گذشته اموختن که متاسفانه کمتر اهل اندیشه ملت ما از این نعمت بر خوردارند. گویی برایشان این دوران زندگی و عمری که کرده اند تاریخ کل سرنوشت گذشتگانشان بوده . هر گز در پروسه تکاملی نتوانسته اند تاریخشان را بنگرند و خود را از حب و بغض ها رها سازند. بهترین دلیل همین عدم توانایی در ایجاد تشکل هایی است کهبا وجود اختلافات دو هم جمع شوند.با اینکه شما را به افراط و تفریط متهم میکنند و لی به عنوان کسی که در تاریخ مطالعات علمی داشته باید بگویم که فردا در مورد شما قضاوت خواهد شد. بنویسید و بنویسید همچنان که می نویسید دور از حب و بغض نقد کنید همچنان که نقد می کنید با انصاف و جوانمردی. .می دانم شما اهل گفتگو هستید علارغم اینکه تمام ذره ذره وجودتان درد است و رنج. رنج اگاهی بد دردی است با درد دنیا بر مراد ادم نگشتن نیست بسیار فرق دارد. شما در زمره کسانی هستید که زخمهایتان باعث نمی شود فکرتان منجمد شود قلمتان عصبانیت ندارد شما من را به یاد کاک غنی بلوریان ان مرد بزرک و اندیشمند و مبارز اصلاح طلب کرد می اندازد که با بقیه همرزمانش فرقی فاحش داشت . او درد انسان داشت که در محدوده درد انسان رنجها و محرومیتهای مردم کرد را باز گو می کرد چه بسیار انسانهایی که قلم زدند و قدم اما همه ملک اشعرای بهار نمیشود که خود را نیز براحتی به نقد میکشد.نام انسان بزرک در تاریخ نشانگر بزرگی و عظمت او نیست شرایطی دست به دست هم می دهد تا شاهین بزرگ انسان بودن نیز بر شانه یکی بنشیند. خاتمی را با تمام فراز و نشیب هایش که تو می دانی و من و خودش و اکثر مردممان خوب نقد کردی و اگر فردا نظرت عوض شد منابع و مدارکی دیگر بدست اوردی باز گونه ای دیگر نقد خواهی کرد.شاگردان شریعتی منظورم انهایی نیستند که پای درسش بودند منظورم انهایی نیستند که اسلام را انتخاب کردند منظورم انهایی هستند که از او اندیشیدن را اموختن نه اندیشه را از او راه رفتن را اموختند نه کدامین راه را از او پرواز را اموختن نه به کجا پرواز کردن را انهایی که درد را با تمام زیبایی هایشش اموختند و رنج انسانیت را با عقده ها و کمبود ها و ایدئولوژیهای خود قاطی نکردند . اگر او بود یک مسیحی فرقی نداشت او هندو یا هر مذهبو مسلک و ائئینی بود فرقی نداشت. او انسان بود و ابزار گفتمانش با مردمش ان بود که داشت. مثل مولوی . مولوی نیز از داستانها و روایات و چیز هایی سخن می راند که همه فهم باشد ولی عشق را به انسان می اموزد اگر او در چین بود و اگر مولوی بود باز همو بود با زبان چینی با مثل های چین و سبک شعر و موسیقی چین و لی مسیر او باز دریا بود بسوی ازادی به سوی رقص سماع لحظه ای ازاد اندیشیدن و ازاد زیستن. بخدا ئی که می شناختم و یا نمی شناختم قسم که مردم شان و لیاقتشان همان هست که در ان غوطه ورند. هر چند زجر اور است هر چند رسالت انسان همو تغییر چیز هایی است که در اون غوطه ورند. سخن کوتاه کنم . اقبال شعری دارد . با عوام از در دانش مسرایید سخن… که حرام است حرام است حرام و من می گویم با متفکران و اندیشمندان و هنرمندان ما با هر تفکری مسرایید سخن که در حب و بغضند در کینه و انتقامند در عقده و علقه هایند . و چه سخت است اینگونه دیدن؟ کاش بیایی یک به یک گمنام بدون این که بشناسندت با اتها سخن گوییم با شعرا با وزرا با هنرمندان از اون دوره ماندگان به این دوره رسیدگان با فر هیختگان …. بدون معرفی بدون پیش ذهن ، انوقت ببین چگونه بر خورد میکنند. ببین چگونه تحویلت میگیرند می دانی ما به تعدا جمعیتمام هشتد میلیون اگر باشند اخوند داریم اخوند معمم اخون غیر معمم اخوند دانشگاهی اخوند فگلی اخون کمونیست اخوند توده ای اخوند شاعر متفکر . یعنی همه همون هستیم عمامه نداریم ردا نداریم. تورو خخدا اساتید دانشکاهامونو نگاه کن . رفتارشان با دانشجو چگونه است؟ غیر از رفتار سلطانیزم؟کسی که هر لخظه خود را با تمام وجود نقد می کند و به نقد میگزارد انسان بزرگی است او گوش شنوا و چشمی بینا و دلی بی عقده و بدون نفرت خواهد داشت او انسان بزرگی خواهد بود چه شناخته شود چه شناخته نشود.. نقدت را در رابطه با خاتمی گه هزار بار می گوید من ادمم. من قهرمان نیستم را ارج می نهم و در حد یک شهروند ازتون تشکر میکنم… بدون ویرایش نوشم و اینجا میدانی نوشتم یعنی چه؟

  40. سبز قبا گفت:

    خاتمی با انتخاب زمان و مکان رای دادن حود ، مانع از تاثیر اقدام خود ذر شرکت یا عدم شرکت هودارانش در انتخابات شد . عمل خاتمی را من با اقدام آزادگان در بندی که برای رفتن به مرخضی از ناچاری وثیقه میگذارند تشبیه میکنم ، که سپردن وثیقه از طرف آنان را نمیتوان دلیل بر قابل وثوق دانستن قوه قضائیه نظام تلقی کرد .

  41. ميرحسيني گفت:

    جناب آقاي خاتمي! از شما همانند مير سبزمان انتظار صداقت و شفافيت داشتم. اگر مي خواستيد راي دهيد شجاعانه در همان جماران راي مي داديد. سخن شما متين اما به صادق خان خرازي و هر شخص ديگري كه مي خواهد از شما دفاع كند تذكر دهيد كه قيب مابانه و با ادبيات موتلفه اي و عرزشي طيف وسيعي از مردم را با سخناني كه شايسته خودشان است نوازش نكنند. خيلي دوست دارم بدانم وقتي عزيزان ما در جبهه جان مي دادند اين حضرت والاها كجا بودند. بس است توهين به شعور مردم از هر قبيله و قماشي كه باشد. در ضمن از زماني كه خود را شناخته ام هميشه كشور در وضعيت جنگي بوده است. واقعا تا چه زماني حاكميت قصد دارد با اين بازي از مردم ايران سواري بگيرد؟ پس ديگر جنگ عمرمان تمام شد و طعم زندگي در ايران بدون شرايط ويژه با ما به گور خواهد رفت.

  42. green wave گفت:

    به نام خدايي كه انسان را ازاد افريد.
    از دوستان كلمه به عنوان يك كاربر وكسي كه حدالقل در جريان اعتراضات؛ كاملا غير قانوني بازداشت شده بدون داشتن كوچك ترين حق قانوني و وكيلي.به عنوان كسي كه درخيابانهاي پايتخت درجريان راهپيمايي كاملا قانوني ومسالمت اميز كتك خورده و نه به عنوان يك دانشجو نه به عنوان خبرنگارنه به عنوان فعال سياسي و عضو ستاد مهندس موسوي و هاشمي شخص خاتمي يك درخواست دارم كه سوال من رو مجددابه دفتر اقاي خاتمي بفرستند كه اگر اين لطف رودرحق من ننمايندشخصاتادفتر بنياد باران هم شده خواهم رفت؛نه براي انتقاد كه فقط براي پرسيدن چند سوال:
    اقاي خاتمي حرفهايتان فراموشتان شد؟
    ميلاد مسيح(ع)بودكه گفته ايداگر فراموشتان شده در ارشيو همين كلمه موجود است

    کف و خواست اصلاح طلبان در گذشته و امروز

    رییس جمهور سابق کشورمان کف و خواست اصلاح طلبان را در گذشته و امروز چنین بر شمرد:

    ۱- آزادی زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروهها و رفع محدودیت های نا به جا

    ۲- پای بندی همگان بخصوص مسئولان به قانون اساسی و اجرای همه جانبه و کامل آن بخصوص اهتمام به روح قانون اساسی؛

    ۳- فراهم آوردن سازوکاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد.

    اقاي خاتمي كف را برايتان تفسير كنم!؟يعني حدالقل.مگرهمين شمابراي شكستن اعتصاب غذاي خزئلي نامه ننگاشتيد؟زندانيان سياسي ازادشدند؟ايا ما به حدالقل وكف خواسته هامان رسيده ايم كه به حاكميت وحدالقل دولت مشروئيت بخشيده ودرانتخاباتي كه دولت غير قانوني مجريش است شركت كنيم.

    سيدبزرگوار همين چند وقت پيش بادختران مهندس وخانم رهنوردمگر ديدار نكرديد؟شك دارين چون ديگران كه عزيزانمان در بندوحصر غير قانوني به سر مي برند؟ايا بايد همراه قانون شكنان شد؟من بارها گفته ام وباز ميگويم كه اگر موسوي و كروبي منافق اند.علنا دادگاهيشان كنند و درصورت اثبات جرم اعدامشان نمايند.ايا اين بي قانوني ظلم نيست و مصلحت انديشي نظام مهمتر وارجح تر است يا ايمان و اعتقادمان؟دين نمي گويد سكوت و همراهي باظالم عين ظلم است؟بهزاد نبوي و صفايي فراهاني و ابطحي و عطريانفر را به تاريخ و فراموشي سپرده ايد؟باخونهايي كه به ناحق ريخته شده اند انگار بيگانه ايدونامشان نخواهم برد نامهارا چون سهراب اعرابي و امين جوادي فر وندااقاسلطان و كه و كه را.محسن روح الامين را كه ديگربايد بشناسيداز خودي ها بود.بازهم شجاعت وشهامت پدرش كه از خون پسر نگذشت و جلوي اول شخص مملكت ايستادو گفت از قاتلين پسرم نخواهم گذشت و پيگير ماجرا خواهم بودنه چون شما كه از فرزندتان اصلاحات و دوستان گرمابه و گلستانتان از سعيدحجاريانها گذشتيد؛چون برادرتان كه روزي طرح عبور از خاتمي رامطرح كردو ازشما بادوستانش گذر كرد؛به ياد مي اوريد؟حاشا به غيرت تان؛چه مي گوييند انها كه بشنوندخاتمي حتي به كف خواسته هابه شروطي كه خود گذاشته بود و خودمطرحش كرده بودنرسيدو پاي صندوق رايي ديده شدتابرگ سبزي نحفه ي درويش برگ سبز باخط خون نثار كساني كند كه كف خواسته هايش را حتي به رسميت نيز نشناخته اند.شخصي چون شيخ احمد جنتي.نماز جمعه اش را فراموش كرديدو خطبه ي جانسوزش راكه خطابتان كردنيازي به حضورتان نيست.از شمابعيد است به ضيافتي برويد كه دعوت نيستيد!
    سيدبزرگوار از انجايي هر كسي حق دفاع دارد بايد بگويم پاسختان عذر بتر از گناه بود؛مرحمت نموده به سوالاتم جواب بدهيدبي سفسته
    ايابه كف خواسته هاتان پشت پرده هاودر هاي بسته رسيديدياكف خواسته وهاوهمراهانتان را از خاطر جاروب نموديد.
    اميدوارم به خاطر روشن كردن خاطر بنده ي حقير هم شده است به رسم ادب پاسخ دهيدكه خود باب گفتگوي تمدن ها باز نموديدوتمدن قبيله ي من باشما متفاوت است.
    باارزوي توفيق روزافزونتان.

  43. Seyed گفت:

    سید جان
    میخوامت

  44. ناشناس گفت:

    آقای خاتمی میخواهند جمهوری اسلامی را نجات بدهند اما دریغ که هرچه عمر این جمهوری بیشتر میشود،اسلام بیشتر به خطر می افتد.

  45. amir گفت:

    طرفدارای رای دادن خاتمی دو دلیل عمده میارن که این کارش یه تصمیم استراتژیک و به نفع جنبش اعتراضی مردم بود: 1) خاتمی مهره ای هست که بهتره در کشتی یا دایره نظام باقی بمونه؛ 2) خاتمی با رای دادنش آتیش تندروها رو کم کرد که میتونه به ایجاد فضای مذاکره و نهایتا آزادی زندانی های سیاسی (یا دستاوردی مثل این) ختم بشه.

    در جواب اولی به نظر میاد این آقا مدتهاست مورد غضب حاکمیته. نه تنها هیچ نشونه ای مبنی بر علاقه -حتی اندک- سران نظام بهش دیده نمیشه، بلکه به دستور حاکمیت تو تظاهرات و مجلس بهش شعار مرگ و اعدام باید گردد هم میدن که علامت تنفر عمیق ازشه.

    در جواب دومی باید بگم واضح هست که خاتمی اصولا مردِ حرفهایی که همیشه گفته و میگه نیست. در دوره ریاست جمهوریش 20 میلیون رای مردم رو پشت سرش بود و میگفت من یک تدارکاتچی بیشتر نیستم. کسی که در دوران تک تازی اصلاح طلبها تدارکاتچی بود، حالا میخواد فرشته نجات بشه؟ نزدیکترین یارهای او (مثل ابطحی از نزدیکترین دوستانش) بعد از انتخابات دستگیر و شکنجه شدن ولی ایشون کوچکترین صدای اعتراضی ازش در نیومد. بسیاری از همفکران و همراهانش به چندین و چند سال زندان محکوم شدن و هنوز آب خنک می خورن، اما هیچ تلاشی از جانب او منعکس نشد.

    آقای خاتمی حقیقتا بیشتر از یک تدارکاتچی نیست، اما به اندازه یک رئیس جمهور نگران خودش و همین جایگاهشه.

  46. شادی گفت:

    ﻣﯽ‌ﺩﻭﻧﻢ ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯽ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﺑﻠﻨﺪﯼ ﺍﯾﺮﺍﻧ ﻭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﮐﻮﺭﮐﻮﺭﺍﻧﻪ ﺩﺷﻤﻦ ﺷﺎﺩ ﺷﺪﯾﻢ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺗﺤﻤﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﻨﺪ. ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺳﯿﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﻗﺒﻮﻟﺖ .

  47. دلسوز گفت:

    اقای خاتمی شما به نظر ادم فهمیده و درستی هستید پس باید بدانید که این نظام سرطان است در جان ملت شریف ایران و تنها راه برای شفای سرطان نابودی و حذف ان است پس بیاید و قبول کنید که این سرطان با اصلاحات درمان نمیشود و تنها چاره ریشه کنی کامل است. اینرا قبول کنید که متاسفانه این ارزشهای نظام از چند روز بعد از پیروزی انقلاب چیزی نبود جز ظلم کشتار بی رحمی و غارت ملت ایران. پس بیایید کنار ملت با شجاعت بایستید و فقط از ازادی و عظمت مردم ظلم دیده ایران بگویید ودرخواست یک انتخابات واقعا ازاد کنید تا مردم تصمیم بگیرند که اصلاحات میخواهند یا ریشه کنی. تنها راه نگهداشتن کمی حیثیت و ابرو برای اسلام و دوستدارانش در ایران که من یکی از انها هستم جدایی کامل دین از حکومت و سیاست است. انوقت است که مردم دوباره یاد ان ارزشهای اصیل مذهبشان در زندگی شخصی خود خواهند کرد و اگر نکردند کار انها با خدا خواهد بود ولی کسی انها را نه میکشد نه زندان نه تجاوز… وای که چه فاجعه ای بر سر این ملت امد. با اینکه با شما مخالفم در مورد اصلاحات و فکر میکنم که شما هم ته دل میدانید که این نضام دیگر هیچ ارزشی برای حفظ کردن ندارد ولی خوب شخصا دوستتان دارم و برای شما ارزش قاعلم. به امید ایرانی ازاد و سرفراز.

  48. محمد گفت:

    سلام رای خاتمی در دماوند به عنوان بخشی از نیروهای متفکر برای تغییر میتواند نشان از ماندن تا دقیقه نود برای بازی در زمان صلح باشد او و ازادیخواهان تغییر با نشان دادن نیروهای مردمی پشت سرشان که پای صندوق ارا نیامدن قدرت مردم را به نمایش گذاشتند و خود را اماده حرف گفتمان و مشارکت برای اغاز حرمت گذاشتن به حق شهروندی ایرانیان و دفاع از رای نداده انان برای نداشتن حداقل انتخاب و حداقل تر ازادی و صیانت از ارا به میدان امدند. او از دماوند رای داد تا حداکثر انتخابش از 30 نفر را به 1 نفر پسند نماید و باز از حداقل ها یادی بنماید. او برسر میز مذاکرات اماده شود در زمانی که سربازانش در میدان نبرد با جهل و استبداد و منم منم ها اماده رزم بودند و این برای پیروزی یک اندیشه و تغییر مکمل یکدیگرند. او ماند تا به یاد امثال و حکم پارسی چون نظیر از این ستون به ان ستون فرج است یا یک سیب را به هوا پرتاب میکننی هزار چرخ میزند تا به زمین برسد که اینروزها با انچه پیش رو داریم بیشتر مصداق می یابد در دقیقه نود سرزمین مادرشی را شاید که بتواند به رای ندادیه ملتش نجات دهد. خدایش بیامرزد که برای ملتش شاید اینروزها نفرت و نفرین بهترین های ملتش را نیز بجان میخرد.

  49. ناشناس گفت:

    رای دادن در شرایطی که حاکمان همه راه های اصلاح را بسته اند و با جسارت تمام می گویند که رای مردم به منزله تایید نظام (عملکرد حاکمان) است, رای دادن در حالی که تمام دلسوزان کشور، مردم و دین در اسارت هستند، رای دادن در زمانی که دولت به وضوح با منافع ملی خیانت می کند (به گونه ای که بعضی وقتها با خود می گویم نکند خدای نکرده آقای احمدی نژاد و یارانش از عوامل اسراییل هستند و قصد نابودی کشور را دارند) ، ذای دادن …. واقعاً به نفع منافع ملی است؟ جناب آقای خاتمی با وجود این که همیشه شما را تایید کرده ام اما رای دادن شما برایم سنگین تمام شد. امیدوارم گذر زمان همه چیز را روشن کند و در نهایت بنفع کشور و مردم تمام شود. امید سربلندی مهین

  50. ميثم گفت:

    سلام…
    گفتم در اين ميانه نقد و اعتراض و بدگويي و گاهى بى حرمتى به آقاى خاتمى، يه كلمه به نقادان بگم و يه درددلى براى آقاى خاتمى…اميد كه بخوانند
    كارى ندارم كه آقاى خاتمى خوب كرد راى داد يا بد كرد… دلم ميسوزه كه سيد هر وقت كارمون بهش گيره، مى شه ناجى، ميشه اميد، ميشه قهرمان… و هر وقت نيازه همراهيش كنيم، يا نه، اگه همراه نميشيم سنگش نزنيم، همه سنگ به دست اول صف وايساديم… يادمون نره واسه دور دوم رياست جمهورى انقدر گفتيم بيا تا اومد كانديد شد هنوز كارش شروع نشده بناي استفا استفا و دروغ بسه به پا كرديم تا جاييكه اون نمايش تلخ را در دانشكده فني به راه انداختيم… به كنايه گفت ميرم انشالله بعدي مياد عمل مي كنه! رفت و اتفاقا بعدي اومد و عمل كرد! بعدي هنوز دست به كار نشده آه از نهادمون بلند شد… باز افتاديم به خواهش و تمنا كه سيد بيا كانديد شو ما حمايتت مي كنيم… تو همون دانشگاه تهراني كه هو كرده بوديم و رنجونده بوديمش! اومد اما تا مير حسين كانديد شد انصراف داد به نفع ميرحسين، باز ما به نقد و بدگويي و فحاشى كه همه را نا اميد كردي و به اصلاح طلبي خيانت كردى و…و…و… خودمون تا ته باقي قصه را خوب مى دونيم…
    و اما روى صحبتم با سيد محمد خاتمى است كه در نامه اى كه ارديبهشت ١٣٨٣ براى فرداى من و ايران من نوشتى به من گفتي: “صحنه شگفت انگیزی را که اندیشه و دست هنرمند آلمانی، “برشت” آفریده است همواره در نظر داشته باشید که : چون گالیله در برابر کلیسای متعصّب و سخت گیر مجبور شد از نظریه علمی خود توبه کند، پاره ای از شاگردان پرحرارت او پرخاشگرانه بر استاد نکته گرفتند که: «وای بر قومی که قهرمان آن تو باشی» و گالیله به کمال خونسردی پاسخ داد که : «وای به قومی که نیاز به قهرمان داشته باشد» نیاز جدّی امروز ما، تأمل و بازاندیشی همگانی در احوال خویش برای عبور از کلیشه ها و قالبهای استبدادزده ناکارآمد و گشودن راه گفتگوی همدلانه انتقادی در همه سطوح و لایه های اجتماعی است. ایمان به خداوند، امید به آینده و اعتماد به خویش هم مبنا و هم حاصل این کار است. به یاری خدا در این راه باز با شما سخن خواهم گفت و همچنان نیازمند نظرهای شما خواهم بود. ما در آغاز راه نو اصلاح گری و نه در پایان آن هستیم. تداوم آن با شما و آینده روشن آن ازآن شماست، شما سازندگان اصلی فردای روشن ایرانید، …” سيد بد عهدى مايى را كه تو را بد عهد خوانديم ببخش…و اگر باز فردا دلمان تنها شد و كاسه صبرمان از ظلم و جنايت و دروغ و ريا و جهل لبريز، و ياد چهره خندان و مهربانت كرديم، سلاممان را پاسخ گو… سيد هرچه گفتيم از سر درد و دلتنگي است مبادا به دل بگيرى… ما قهرمان نمى خواهيم اما سنگ صبور چرا… شريعتى مى گفت:” مرد پاك را زندگى و زمان تنها نمى گذارد. زندگى اش از او دفاع مى كند و زمان تبرئه اش مى كند. ناپاكان هرگز پاكى را نتوانند آلود هرچند سنگها را بسته و سگها را رها كرده باشند.”. حق يار و ياورت سيد…