سیدمحمد خاتمی: امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید
چکیده : مصالح بزرگ تر کشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصی است و اقتضائات خاص خود را دارد. تعیین استراتژی عدم معرفی نامزد و ارائه لیست هیچگاه به معنی تحریم انتخابات نبود و می بایست این امر را در عمل اثبات کنیم تا با گرفتن هرگونه بهانه ای از بدخواهان روزنه ای برای امکان مفاهمه بیشتر با تکیه بر حقوق و مصلحت مردم و پیشرفت واقعی کشور باز شود....
شرکت سیدمحمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم، واکنش های زیادی در میان اقشار مختلف برانگیخت. بعد ازانتشار این خبر، پایگاه اطلاع رسانی کلمه نظرات و انتقادات مخاطبان خود را که بیش از سیصد صفحه بود در اختیار دفتر رییس جمهوری سابق قرارداد.
دفتر وی ضمن تشکر و استقبال از اظهار نظر و تحلیل های منتشر شده در رسانه ها و فضای مجازی اعلام داشت: در سایت کلمه مطلبی در باب شرکت جناب آقای سید محمد خاتمی در انتخابات نشر یافته است که اظهار نظرها، اعتراض ها و پرسش های کاربران عزیز را نیز به همراه داشته است. با سپاس از همه عزیزان، توضیح و تبیین ایشان در اولین فرصت منتشر خواهد شد.
امروز، آقای خاتمی در پاسخ به این واکنش ها در توضیحی آورده است: در فضای رسانه ای، از جمله پایگاه اطلاع رسانی کلمه و از سوی فعالان سیاسی و اجتماعی و دوستداران اصلاحات، بخصوص جوانان عزیز در داخل و خارج، حضور من در انتخابات مجلس با ابهام ها، پرسش ها، انتقادها و اعتراض ها مواجه شده است که از جمله اصحاب کلمه بخشی از آن را به من منعکس کرده اند.
وی در پاسخ به این واکنش ها در توضیحی نوشته است: اقدام من از منش و بینش سیاسی و فکری من و آن چه به آن باور دارم و پای بندم ریشه می گیرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه های اصلاح طلبی که آن را مهم ترین و بلکه تنها راه سربلندی کشور و دست یابی به آرمان های اصیل انقلاب و تأمین حقوق مردم و مصالح ملت می دانم و نیز برای دفع مخاطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی اقدام کرده ام. هدف ممکن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعیتی است که در آن مصلحت کشور و خواست های اساسی و تاریخی مردم اصل قرار گیرد.
سیدمحمد خاتمی اظهار امیدواری کرده است که درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید. تردیدی ندارم که احساسات و داوری ها در زمان مناسب می تواند به آنجا برسد که به جای هرگونه توجیهی، چه از سر افراط و چه از سر تفریط، درستی تصمیم هایی در جهت منافع و مصالح ملی و پیشبرد اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی گرفته می شود اولویت پیدا کند و ان شاء الله گشایش در کارها فراهم آید.”
متن کامل این توضیح از وبسایت سیدمحمد خاتمی به شرح زیر است:
به نام خدا
در فضای رسانه ای، از جمله پایگاه اطلاع رسانی کلمه و از سوی فعالان سیاسی و اجتماعی و دوستداران اصلاحات، بخصوص جوانان عزیز در داخل و خارج، حضور من در انتخابات مجلس با ابهام ها، پرسش ها، انتقادها و اعتراض ها مواجه شده است که از جمله اصحاب کلمه بخشی از آن را به من منعکس کرده اند. احترام به مردم و احساسات آنان ایجاب می کند که از همین طریق دوستانه و خودمانی مطالبی را بیان کنم.
سید محمد خاتمی
“با وجود سختی و پیچیدگی این مسأله انتظار ندارم که همگان از توضیحات من قانع شوند، بخصوص که محدودیت ما در اطلاع رسانی فضایی را از هر طرف ایجاد کرده که هم توقعاتی خارج از امکانات و مصلحت مطرح می شود و هم تبیین کامل آسان نیست.
وجود چنین ابهام ها و پرسش ها در فضای عمومی به ویژه از سوی کسانی که در این سال ها متحمل مشکلات و محدودیت های گوناگون و هزینه های سنگین شده اند امری طبیعی است. من نمی توانم از کنار این پرسش ها و تحلیل ها و احساسات پاک آسیب دیده بی تفاوت بگذرم و احترام خود را به ناقدان و حتی مخالفانم تکرار نکنم. با ذکر این نکته که بحث تفصیلی در این باب به مجال مناسب تر واگذار می شود چند نکته را یادآور می شوم.
عزیزان
اقدام من از منش و بینش سیاسی و فکری من و آن چه به آن باور دارم و پای بندم ریشه می گیرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاه داشت روزنه های اصلاح طلبی که آن را مهم ترین و بلکه تنها راه سربلندی کشور و دست یابی به آرمان های اصیل انقلاب و تأمین حقوق مردم و مصالح ملت می دانم و نیز برای دفع مخاطرات و تهدیدهای درونی و بیرونی اقدام کرده ام. هدف ممکن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعیتی است که در آن مصلحت کشور و خواست های اساسی و تاریخی مردم اصل قرار گیرد.
من براساس راهبرد اصلاح طلبانه به آشتی ملی و بازگشت به آرمان های اصیل انقلاب و قانون اساسی و ایجاد فضای همدلی و مشارکت همگان دعوت کرده و می کنم و انتظار داشته و دارم که همه با اسیر نماندن در گذشته و با نگاه به آینده روند تازه ای را در کشور آغاز کنند. تأکید اصلاح طلبی بر روندها و اقدام های قانونی و غیر خشونت آمیز به این معنا نیست که اصلاح امور کشور بدون پرداخت هزینه میسر است. اما در هر اقدام سیاسی در نظر گرفتن مصالح و شرایطی که نیروهای فعال در داخل کشور با آن مواجه اند ضرورت دارد. در مورد انتخابات مشارکت فعال و معرفی نامزد طبعاً در گرو وجود شرایط مناسب است. مصالح بزرگ تر کشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصی است و اقتضائات خاص خود را دارد. تعیین استراتژی عدم معرفی نامزد و ارائه لیست هیچگاه به معنی تحریم انتخابات نبود و می بایست این امر را در عمل اثبات کنیم تا با گرفتن هرگونه بهانه ای از بدخواهان روزنه ای برای امکان مفاهمه بیشتر با تکیه بر حقوق و مصلحت مردم و پیشرفت واقعی کشور باز شود.
امیدوارم درک مشترکی از شرایطی که در آن قرار گرفته ایم به وجود آید. تردیدی ندارم که احساسات و داوری ها در زمان مناسب می تواند به آنجا برسد که به جای هرگونه توجیهی، چه از سر افراط و چه از سر تفریط، درستی تصمیم هایی در جهت منافع و مصالح ملی و پیشبرد اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی گرفته می شود اولویت پیدا کند و ان شاء الله گشایش در کارها فراهم آید.”














من به عنوان یک سبز بازهم صبر میکنم…چیزی که در این دو سال فهمیدم اینه که راه ما طولانیه و فارغ از این که کار آقای خاتمی درست است یا نه حتما جنبش سبز از نتیجه آن در آینده نزدیک تجربه جدیدی کسب می کند: حداقل میفهمیم که آیا حاکمان جمهوری اسلامی هم بدنبال روزنه ای هستند یا نه ؟؟
فکر میکنم حتی اگر یک زندانی سیاسی بواسطه این روزنه آزاد بشه , یک قدم رو به جلو خواهد بود
سيد جان كاش همون زماني كه برخي افراد دورت جمع شده بودنو شعار جمهوري ايراني ميدادن يادت بودو ميگفتی که به نظرت مسایل باید درون نظام جمهوري اسلامي حل يشه(آخه خودت نوشتي”…درستی تصمیم هایی در جهت منافع و مصالح ملی و پیشبرد اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی گرفته می شود اولویت پیدا کند..!!) كاش دلت بهشون خوش نميشد.. اميدوارم به قول خودت “ان شاء الله گشایش در کارها فراهم آید”
دوستان خواهش میکنم، بیاید به خاتمی اعتماد داشته باشیم و حرمتش رو نگه داریم، این تاکتیک خاتمی است و قابل احترامه،
خاتمی از ماست، کوبیدن خاتمی کوبیدن خودمونه، توجه داشته باشید که تخریب خاتمی از جانب ماها فقط شریعتمداری ها رو خوشحال میکنه.
ما که قبول نکردیم
نمی دونم نظر ندا و سهراب و بقیه شهدا چیه؟
امیدوارم اونا از سر گناه بزرگی که در حق ملت کردی بگزرند
تو از ترس رای دادی
در حالی که ملت این خطر رو به جونشون خریدن و نرفتن تو نمایش خیمه شب بازی جلوی قدرت زانو بزنن
از ترست بوده چون حتی یک عکس هم از لحظه رای دادنت نیست
تو دو دوزه بازی می کنی
این رسم مردانگی نیست
مطمئن باش ملت یه روز پیروز می شن و تو هیچ جایگاهی در میون اونها نداری
چون خیلی ترسویی خاتمی
دوستان، کمی آهسته تر.
در این انتخابات تعداد آرای کل و میزان مشارکت مهم است. واقعا به نظر شما خاتمی در کل چقدر باعث کاهش آرا و در عین حال باعث افزایش آرا شد؟ در ساعت چهار بعد از ظهر یک رای در یک روستا بدون حضور دوربینها به صندوق انداخت و حدود ساعت 6 این خبر تایید شد. این کار شاید تعداد کمی را به پای صندوق کشانده باشد اما در طول چند ماه گذشته (انتخابات فرایندی است که از ماه ها پیش آغاز شد) یکی از چهره های اصلی و تاثیر گذار در کاهش آرای کل بود. من فکر می کنم او کار خود را کرد.
اونی که هزینه کرده جونای مردم هستند
هموطنان عزيز-دوستان همراه مسير عظيم سبز—چند نكته…خواهش ميكنم دقت كنيد:
1-هيچ آيا ميدانيد كه اقتدارگرايان و تماميت خواهان اكنون به ما ميخندند،بجاي اينكه از اصل انتخابات و…صحبت كنيم،آمده ايم از انساني حرف ميزنيم كه در جهان،افتخار اكثر ما ايرانيان مسلمان است؟
2-آيا اين همان خاتمي نيست كه تمام بد گوييها را تحمل كرده و صدايي از ما تا كنون بلند نشده(هرچند كه ما هم تقصيري نداريم)؟
3-آيا اگر همين خاتمي عزيز را همانند مير حسين و مهدي كروبي به حصر ميكشاندند،باز ما سكوت نميكرديم(هر چند ما هم در تنگنا هستيم)؟
4-آيا او همان خاتمي نيست كه در راهپيمايي قدس عمامه از سرش بركندند،اما او ،باز به ما همانند ميرحسين ويارانش آموخت كه صبر و آگاهي از اصول مسير ماست؟
5-آيا تفكر كرده ايد در اين تنگنايي كه براي ياران بزرگ و كوچكمان ايجاد كرده اند،ما فقط همين خاتمي را داريم؟و اگر او را نيز بگيرند..ما ميمانيم و باز ما!!!كه فعلا تواني جزء انديشيدن و آگاه كردن نداريم؟..
6-دوستان فهيم راه سبز اميد..حتي اگر از ما بگذرد ما اما باز،به اين راه پايداريم چون راهيست كه مي انديشد و تقليد نميكند..تنها راه اينست كه در حد توان و با سرعت بيشتري-اما با صبر همچون امامانمان-به آنهايي كه كمي شايسته ترند آگاهي دهيم..يقين بدانيد و بدانيم كه خداوند،درست در زمانها و مكانهايي كه به فكر ما نميرسد اين حكومت را يا اصلاح خواهد كرد يا به زوال خواهد رساند زيرا كه خداوند مكارتر از همه فرعونيان و شبه امامان است.
7-به خاتمي دوست داشنتي،عزيز و بزرگ نيز فرصت ميدهيم تا دلهاي مارا دوباره اما با صراحت بيشتر بدست آورد و او ميتواند-با منش خاص خود- به عنوان نقطه عظيمي از مبارزه با ظلم، در تاريخ ايران ثبت شود.خاتمي و همراهان او نيز صبوري ميكنند تا درصد ديگري از هموطنانمان-به ياري ما وشما-آگاهتر شوند،هر چند كه ظلم و ظالم ما را ناخودآگاه ،آگاه خواهد كرد…تا خداوند مكر خود را عملي كند.
درود بر همه آنهايي كه در اين راه قدم برداشته اند و برمي دارند…
آقای خاتمی از وقتی که شما در این انتخابات شرکت کردید با وجود شوکه شدن و عصبانیت درونی سعی به آرام کردن فضا و دفاع از شما کردم و تا حدودی هم موفق شدم.ولی با این نوشته یا اطلاعیه شما تقریبا دل سرد و بی رمق شدم !!! ولی همچنان دوستت دارم مرد گفت و گو ها :)
برخی ظاهرا آرامش زندگی خویش رابهرنحوی ترجیح میدهند.واین نیزحق است وقابل احترام شایدپسندیده تراین باشدکه سطح انتظاراتوپایین بیاوریم.البته این حرکت بنظرمن باعث برجسته شدن رشادت غیرت وانسانیت عزیزان شجاع وباغیرت بالاخص دکترخزعلی گرامی نیزشده.بهرصورت کاش ایشان ازحق رای خوددفاع میکردتاموجه ترجلوه کندنه این توجیه مسخره.
سؤالی که پیش می آید این است که با رأی دادن و پشت سر خامنه ای ایستادن او را جری تر و غیرقابل انعطاف تر نمی کند؟ در نتیجه ی همین انعطاف ناپذیری است که سایه ی شوم جنگ هر روز نزدیک تر می شود. حالا او باور می کند که افرادی مثل خاتمی و رفسنجانی نیز صحه بر روش کار او گذاشته اند و در انتخاباتی که او آن را هر چند سال بعنوان رفراندومی برای سیاست هایش برپا می کند شرکت کرده اند. در واقع 50-60% شرکت در انتخابات وضعیت را خطرناک تر می کند. اگر مردم واقعاً در خانه می نشستند و شرکت نمی کردند، خامنه ای حداقل فکر می کرد که پشتیبانی مردمی ندارد و ممکن بود در روابط بین المللی انعطاف نشان دهد. ولی گویا مردم ایران گواه این مثل امریکائی هستند که “عاقل از تجربیات دیگران درس می گیرد و احمق از تجربیات خودش هم درس نمی گیرد”. این امر در مورد خاتمی بسیار مصداق پیدا می کند. وضع بوقلمون صفت رفسنجانی سالهاست روشن شده و او در صدد حفظ آخرین کرسی اش در نظام است. بنظر من این رفتار خاتمی آخرین میخ به تابوت تفکری است که ایدئولوژی حاکم بر حکومت ایران را اصلاح پذیر می دانند. یاد گفته ی حجاریان افتادم که به خاتمی در زمان ریاست جمهوریش گفته بود اصلاحات سر ندارد، ولی باید گفت اصلاحات به رهبر ی افرادی مثل خاتمی مغز ندارد.
آقاي خاتمي! شركت تو در اين انتصابات جگر ما را خون كرد. تو آب به آسياب دزدان سرگردنه ريختي. اي كاش به جاي توجيه شهامت عذرخواهي داشتي
خاتمی مرد سیاست است ،به او فرصت بدهیم.همه از سر نا امیدی میخواهند کاسه کوزه سر سید بشکنند.فکر کنید خاتمی رأی نمیداد،چه چیز تغییر میکرد؟
نا امید شدم از جوابتان آقای خاتمی ولی ممنون که صادقانه گفتید که راه و هدفتان چیست. شما به راه اصلاحات اعتقاد دارید به هر قیمتی و این به نظر من اشتباه راهبردی شماست. انتخاب اول من هم اصلاحات بود، امروز اما من و بسیاری دیگر بر این باوریم که این در بسته است. این راه امتحان شده است، ولی افسوس که شما همچنان با کورسوی امیدی بر این در می کوبید تا شاید فرجی شود و کسی در را بر روی شما باز کند.
شما بر روی برگه رأیتان می نویسید جمهوری اسلامی چون دلتان نمی خواهید از رویای شیرین تحقق جمهوری اسلامی بر اساس آرمان های اصیل انقلاب بیدار شوید. رویایی که اکنون برای مردم این سرزمین به کابوسی بدل شده است. و اینجاست که باید گفت متأسفانه شما در گذشته اسیر مانده اید نه ما.
آقای خاتمی شما انسان خوبی هستید ولی سیاست مدار یا رهبر خوبی نیستید. برای گشایش در کارها باید شهامت داشت و ایستادگی کرد چیزی که شما همواره از آن هراس داشتید، برخلاف آن عزیزان در حصر و بند…
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشق بازان چنین مستحق هجرانند
چون باورت دارم و روح بزرگت را می شناسم ، هر چه کنی و گویی سمعا و طاعتا.
در راه آزادی باید هزینه کرد باید سیلی خورد باید صبر کرد. خاتمی امروز تصمیمی گرفت برای فردای اصلاح طلبان.۲ خرداد به خاتمی اعتماد کرديد و امروز بیشتر از ۲ خرداد به او اعتماد كنيد.
دوستانی که صحبتهای من را میخونید، لطفاً خودمون را جای همه ملت ایران قرار ندهیم، خواهش میکنم یه کم آراوم و منطقی باشیم، ما که نمیتونیم بگیم همه ملت ایران هستیم، یادتون باشه اصلاحات زمانبر هست ولی پایدارتر هست، باید صبر کنیم، موسوی گفت چی؟ صبر، صبر و صبر
دوستان سبزم من مطمئن هستم در آینده حکمت این کار خاتمی را هم درک میکنیم، فقط الان زمان پرداکندگی نیست، خاتمی را خراب نکنیم، یادمون نره همین کارها بود که به کودتاچی های اجازه داد در سال 84 فردی مثل احمدی نژاد را بیارن، چون این کارها را بهانه کرده بودن، تند نریم، بخدا، به همه مقدسات قسم باید آرومتر بریم، باید هزینه ها را به حداقل رسوند، اصلاحات زمانبر هست، به خاتمی ایمان داشته باشیم
با این کارها کیهان را خوشحال نکنیم
سلام آقای خاتمی…
این را فقط برای این می نویسم که در نظر های بالا تعداد کسانی که دلیل رای دادن تو را فهمیده اند یک عدد بیشتر شود
کاش این یک نفر کمی درد این زخم ها را بر تو التیام بخشد. تو می دانستی که رای دادنت این هجمه را باید تحمل کنی، می دانستی و
به خاطر وظیفه ات کار درست را کردی و این یعنی ایثار.
من از عاشقان سینه چاک شما نبودم و نیستم. امید دارم به روزهای بهتر و کار شما را عاقلانه تحلیل کردم… همین
کاش قبل از اثبات هر امری ، صداقتت را در عمل ثابت می کردی.
آقای خاتمی سلام! تو پیاما و کامنتها یه مطلبی دیدم عالی و قابل عملی شدن سید تقاضای دیدار از میر حسین و کروبی و بدنبال آن رفع حصر را از سران حکومت بخواهید. هر چه زودتر بهتر و جا انداختنی تر!
آقای خاتمی در مملکتی که توسط نا عادلان اداره می شود همیشه مصالح بزرگ تر کشور برای حاکمان وجود دارد
ای بابا چقدر تندرو توی این جنبش سبز داریم
من که ناامید شدم از این همه نظر تندورانه
دیگه شاید با سبز ها نباشم
این همه مهندس موسوی گفت تکثر…..
چی شد پس
چرا اینقدر تندروی
مگه مهندس موسوی روز قدس در برابر مخالفان نگفت چهره هایی میبینم که با ما موافق نیستن ولی دوستشان دارم
مگه پس از میکروب خواندن ما نگفت
“همه ملت عزیزند”
دقت کردید”همه”
چرا اینها همه خودشان را میبینند واین همه بغض دارند!!
خوب ما هم هزینه دادیم
بابا بگذارید یکم فضا تلطیف بشه
ایران برای همه مردم با همه سلایق است
چرا باید با تندروی از هم دور بشیم
آقای خاتمی سلام خدا قوت! لطفا هر چه زودتر تقاضای دیدار از میر حسین و کروبی را از سران حکومت بخواهید بصورت شفاف و علنی و بدنبال آن آزادی ایشان از حصر و زندان . فقط در این صورت بساری از کارها قابل جبران است. هرچه زودتر بهتر!!!
سید جان!! ما دیروز و از روی هوس با شما همراه نشدیم که امروز شما را ترک کنیم. چون گفتمان سیاسی شما را منطبق با روش امام راحل دیدیم با شما همراه گشتیم و تا آخر از شما حمایت خواهیم کرد.
“…بخصوص که محدودیت ما در اطلاع رسانی فضایی را از هر طرف ایجاد کرده که هم توقعاتی خارج از امکانات و مصلحت مطرح می شود و هم تبیین کامل آسان نیست.” در طول تاریخ ملت ما از احساسی و هیجانی برخورد کردن بسیار لطمه دیده، منطقی و واقع بینانه ببینم. شرایط به گونهای نیست که بتوانند همه چیز را بیان کنند. یادمان باشد که گاندی و نلسون ماندلا بزرگترین اصلاح طلب بودند و منششان تاثیرگذارترین.
آقای خاتمی ؛
من به شما ایمان دارم و در این مورد هم تصمیم شما را عاقلانه یافتم و معتقدم حرکتی هوشمندانه و مدبرانه بود
اما من بعنوان یک شهروند با گرایشات اصلاح طلبانه ، در ضمن منتشر نشدن لیست نامزدهای اصلاح طلب ، در انتخابات شرکت نکردم
با امید به اینکه اوضاع ناپایدار ایران از مجرای قانون راهی بسوی فردایی روشن پیش گیرد
آقای خاتمی من بسیار این جمله را گفته ام بارها و بارها
همان زمانی که به کوی دانشگاه حمله شد
همان زمانی که عبدالله نوری قربانی شد
همان زمانی که روزنام های اصلاح طلب رابستند
ووووو
در تمام این زمانها با خود گفته ام کاش فق کمی بیشتر شهامت می داشتید
متاسفم
یادتان رفته اگاهی امروزتان را از خاتمی دارید ای فراموش کاران.
من هم ابتدا این خبر را شنیدم احساساتی شدم و به سید بد و بی راه گفتم که امیدوارم من را ببخشند
بعد که خوب فکر کردم و تمام جوانب را سنجیدم فهمیدم خاتمی با سیایت دارد در این خفقان هدف اصلی را در جهت اصلاحات پیش می برد
اولا با گذاشتن شروط و تحریم حضور سیاسی در انتخابات توانسته کاری کند مردم رای ندهند و به این دیکتاتورها صدای اعتراض مردم را با کمترین هزینه برساند و اینکه ادامه روند موجود می تواند هزینه بالایی برای این نظام که اساس آن پشتوانه مردمی است داشته باشد
به هر حال خودشان بهتر از هر کسی میدانند چه ضریبی زدند
دوما با رفتن پای صندوق بهانه را از آنها گرفت و راه رو برای مذاکره باز گذاشت
سوما اگر نظام امتیازات حد اقلی رو ندهد و امکان حضور اصلاح ظلبان فراهم نشود و فضای سیاسی کشور از خفقان خارج نشود خطر بزرگتری این حکومت را تحدید میکند و آن تحریم مستقیم و صریح انتخابات هست
سی درصد رو می شه ضریب دو زد ولی ده دزصد رو دیگه نیمشه ضزیب شش هفت زد
خواهشا از خاتمی انتظار نداشته باشید خیلی صزیح توضیح بدهد چرا که سیاست و رسیدن به هدف را فراموش نکنیم که همان اصلاحات است
این رو هم فراموش نکنید که اصلاحات خیلی حوزه وسیعی دارد و حتی می تواند با رفراندم شامل هر اصل قانون اساسی هم بشود
خاتمی یک پیام روشن مهم داشت و آن تاکید بر جمهوری اسلامی است که نشان میدهد مخالفت با دیکتاتورهای موجود به معنای مخالفت با اصل نظام نیست
مطمعن باشید در این نظام خاتمی طرفدارهای زیادی دارد که هنوز در پستهای حساسی در حکومت هستند و این کار دست آنها را برای حمایت از خاتمی و باز کردن راه اصلاحات هموار می کند
در نهایت هم به یک نکته مهم اشاره بکنم، خطاب به اونهایی که فکر میکنند خاتمی ضد این نظام است سخت در اشتباهند
سید بزرگوار جناب آقای خاتمی
این عمل شما بنده را قانع نکرد. تصمیم شما باعث انشقاق و دلسردی بین جوانان اصلاح طلب شد و این از نکات منفی است. برای افراطیون اصولگرا نیز نشان از ناهماهنگی و تزلزل است.
در این تصمیم نشانهایی از مصلحت اندیشی در مقابله اراده ای مشاهده ای می شود که ظاهرا تصمیمی برای اصلاح ندارد. ما هم معتقد به اصول انقلاب اسلامی و جمهوریت و اسلامیت نظام هستیم ولی فراموش نکنیم که در مقابل چه کسانی ایستاده اند
علیرغم همهی احترامی که بنده برای جناب آقای خاتمی قائل هستم، و علیرغم همهی محبّتی که سابق بر این نسبت بدیشان داشتم، باید عرض کنم که مدّتهای مدیدی است که پنج ضعفِ عمده را در شخصیّت ایشان یافتهام، ضعفها و خللهایی که بزرگان دیگری نیز پیش از من و امثال من بدانها وقوف یافته بودند و اشارت نیز کرده بودند. و امّا آن نقاط ضعف، که به گمان چون منی، تمامی نقاط قوّت جناب ایشان را، در سپهر اجتماعی و به عنوان یک کنشگر سیاسی و اجتماعی، تحتالشّعاع قرار میدهد و به حاشیه میراند، عبارت اند از:
1. ایشان وفاداری سیاسی ندارند. یعنی بر عهدوپیمانهایی که چه با مردم و چه با اطرافیان و یارانش میبندد استوار و محکم نمیایستد. حال این عهدوپیمانها ممکن است رو در رو و به نحوی صریح بسته شده باشد، چنانکه با کسانی چون حجّاریان و کرباسچی و دیگران بسته شده بود و بدان وفا نشد و ایشان تنها گذارده شدند، و ممکن است به نحوی ضمنی و با آحاد مردم و میلیونها انسان از طریق بیانیّه و سخنرانی بسته شده باشند، مثل همین مورد اخیر که شرائطی برای شرکت در انتخابات مقرّر کردند و خود آنها را زیر پا نهادند و یا مثل انتخابات پرتغلّب مجلس هفتم که خود برگزار کردند و در کمال شگفتی گفتند که سالمترین انتخابات جمهوری اسلامی بوده است.
2. ایشان مشورتناپذیر و سخننشنو و تکرو هستند، بویژه در مقاطع حسّاس. یعنی علیرغم اینکه، دست کم در دههی اخیر، مشاورانی داشتهاند و با طیف بسیار گستردهای از نخبگان سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در ارتباط بودهاند، و علیرغم اینکه تقریباً تمامی نخبگان فرهنگی با روی باز حاضر به همفکری با ایشان بودهاند، امّا جناب خاتمی در مقاطع حسّاس و سرنوشتساز، به تصریح بسیاری، یا اساساً با کسی مشورت نکردهاند و آنگاه سخنانی عجیب زدهاند و اعمالی غیرقابلهضم مرتکب شدهاند. از جمله، ایشان در دوران ریاستجمهوری خود یک بار در اوج فشار بر زندانیان سیاسی، در یک مصاحبه تلوزیونی با رسانههای خارجی، به صراحت و حدّت وجود هر گونه زندان سیاسی در ایران را تکذیب کردند؛ در اقدامی عجیب دیگری جایزهی نوبل خانم شیرین عبادی را طرّاحی آمریکا و دشمنان لقب دادند؛ دیکتاتور سفّاک و دیوانهی قرن، صدّام، را “برادر صدّام” خواندند؛ روزها و ماهها پس از ترور سعید حجّاریان، از ترس مقامات بالادستی، چندان حالی از وی نپرسیدند و اساساً او را کنار گذاردند و پروژههای اصلاحات را یکسره به کناری افگندند؛ در پیگیری عاملان و آمران قتلهای زنجیرهای تعلّل به خرج دادند و حتّا برخی از عاملان اصلی را نیز رها کردند تا اکنون در بالاترین ردههای دستگاههای مخوف سرکوب ایفای نقش کنند؛ در حادثهی کوی دانشگاه، علیرغم اصرار غاطبهی نخبگان به حضور ایشان در میان دانشجویان آسیبدیده و متحصّن، و اینکه ایشان باید از دانشجویان حمایت کند و قاطعانه پیگیرِ حقوق تضییعشدهی آنها باشد، جناب خاتمی نه تنها در میان دانشجویان حاضر نشد، بلکه حتّا پیامی برای ایشان نفرستاد و، صد افسوس و دریغ، حتّا وقتی جای شاکی و متّهم عوض شد و دانشجویان متّهم شدند نیز اقدامی نکرد و مظلومان را در بهبوههی بلا تنها گذارد.
3. ایشان جوّگیر و احساساتی اند. یعنی به شدّت تحت تأثیر امواج و رویدادها اجتماعی قرار میگیرند، به نحوی که یک روز که در جمع انبوه دانشجویان دانشگاه تهران که از ایشان برای شرکت انتخابات ریاست جمهوری 88 دعوت به عمل میآورند قرار میگیرند میگویند “با اینکه یزدی هستم، حاضرم این بار از جانم هم بگذرم” (قریب به این مضمون)؛ و روز دیگری، تحت فشار و تماسهای مکرّر نهادهای امنیّتی و رفتوآمدهای آنچنانی افراد بیت و دیگران، از شرکت در مراسم تشییع جنازهی آیت الله منتظری هم صرفنظر میکنند، کاری که به چیزی خیلی کمتر از ازجانگذشتگیِ وعده داده شده نیاز داشت.
4. ایشان، علیرغم اینکه خود باور دارند، از هوش و تیزبینی چندانی، بویژه در عرصهی سیاسی، برخوردار نیستند. برخی از خطاهایی که ایشان میتوانستند از آنها جلوگیری کنند و برخی از فجایعی که ایشان میتوانستند با آنها برخورد کنند، حتّا مستلزمِ هزینهی زیادی هم برای نبود، امّا قدرت تفکّر طرف مقابل و عدم درک موقعیّت و هوش متوسّط و نه بالای ایشان سبب گشتت که آن فرصتها و موقعیّتها از کف برود. از جمله، مجال عمل ندادن به نیروهای قویّ و تشکیلاتیای چون بهزاد نبوی و حجّاریان و بسیاری دیگر که میتوانستند از پسِ تیم “ترور و سرکوب و بحران” معروف برآیند.
5. ایشان شجاعت و جسارت لازم برای رودررویی با رقبا در عرصهی سیاسی را ندارند. ایشان جدّاً انسان رئوفی هستند و حقّا برای عرصهی سیاست ساخته نشدهاند. بدرستی گفتهاند که یک دو تشرِ رهبری همیشه کافی بوده تا آقای خاتمی را به راهی که میخواهند بکشانند. اینکه میزان شجاعت و جسارت انسانها متفاوت باشد یک ضعف اخلاقی نیست و به صرفِ آن کسی را به بیاخلاقی متّهم نمیتوان کرد، امّا اینکه انسانی، علیرغم اینکه جسارت و تهوّر و شجاعت لازم برای انجام برخی مسئولیّتها را ندارد، آن مسئولیّتها را به عهده میگیرد و، لاجرم، از انجام آنها بازمیماند خطای اخلاقیای برای وی محسوب میشود. پذیرش هر مسئولیّتی متضمّنِ پذیرش لوازم و اقتضائاتِ آن نیز هست، و کسی که شجاعت انجام عملی را ندارد اخلاقاً حقّ ندارد و نباید که وعدهی انجام آن را بدهد.
باری، نمیتوان گفت که آقای خاتمی به پایان عمر سیاسی خود رسیدهاند، امّا، در خوشبینانهترین حالت، به قطع و یقین میتوان گفت که ایشان دیگر آن وزن و اعتبار، و شأن و جایگاهی را که در میان نخبگان داشتند نخواهند داشت و، در حالتی بدبینانه، میتوان گفت که، از این پس، توان سر باز زدن از تقاضاها و خواستههای هر از گاهیِ جناح مقابل را نخواهند داشت و، نرم نرمک و آهسته آهسته، مورد غضب و حتّا نفرتِ طرفداران سابقشان قرار خواهند گرفت.
با این اوصاف، پیشنهاد این کمترین به جناب خاتمی عزیز این است که از عرصهی سیاست کنار بکشند و سخنی در منازعات سیاسی نگویند. اگر این هم ممکن نیست، دست کم تنها و تنها در جایی و موردی سخن بگویند که خطیر و سرنوشتساز نباشد.
آن چه که حکومت از ما می گیرد و آن چه که خودمان از خودمان می گیریم! حالا نوبت آقای خاتمی است دوستان از احساسات تند دوری کنید به آقای خاتمی وسایر بزرگانی که از راههای متفاوت در راه برقراری جمهوری وآزادی وقانون تلاش می کنند اعتماد کنید عجله با عقلانیت جور در نمی آید متحد باشید وصبر در پیش گیرید اجازه ندهید نظم واتحاد ملت برهم بخورد که سخت آسیب خواهیم دیدوجبران کردنش نیز مشکل تر خواهد بود.
جناب آقای خاتمی من وتمام خانواده ام و99درصد جامعه اهل سنت به شورای هماهنگی راه سبزلبیک گفتند ودرخانه ماندند
به پاس فداکاری خزعلی هاونوریزاد ها وخون نداوسهرابها وصانع ژاله که اهل سنت بود وسایرشهیدان سبز
حال شمامیگویید برگردیم به قانون اساسی کدوم قانون اساسی قانون اساسی که اهل سنت که میلیونهااهل سنت راازوزارت وسفیربودن ورییس جمهوری واستانداری محروم کرده خیلی ساده انگاری هست که مردم دیگرفریب بخورند شمااجازه ساخت مسجد برای ماد رتهران نمیدهی
بعد چه حرفها میزنی …اصلاحات زمانی مرد که کوی دانشگاه رافراموش کردی
درودمیفرستم به شهامت موسوی وکروبی که زیربارظلم نرفتند
سیاست مداری محافظه کاری مطلق نیست
سایت کلمه ممنونم ازاینکه نظرات دوستان رامنتشرکردی
جناب خاتمی دیگردوستت ندارم زیرابه شعورم توهین کردی ودرمحیط کارم سرم رادربرابریک ذوب درولایت پایین انداختم که گفت این سید خندانت هم رای داد…
جواب من سکوت بود وحزن واندوه
نمی بخشمت
جناب آقای خاتمی علی رغم آنچه که رخ داده من کماکان شما را انسانی بزرگ منش، با شخصیت و اصیلی میشناسم و احترام بسیاری برایتان قائلم. درک من از دموکراسی اینست که شما مخیرید هر اقدامی را که به صلاح خود و آینده سیاسی خود میدانید انجام دهید و احدی حق خرده گرفتن را ندارد .همان اعتقاد دموکراتیک مقیدم میکند که به نظر علاقه مندان و معتقدان شیوه سیاسی شما احترام بگذارم و اظهاراتشان را دنبال کنم. و این حق را نیز برای خود قائلم که به گروهی از ایرانیان که از اپتدا فلسفه مردم سالاری دینی شما را به زیر سوال برده و آن را ابزاری برای به بیراهه کشاندن آرمانهای آزادی خواهانه ملت ایران میدانستند بپیوندم. جناب خاتمی شما از منظر کلی جزئی از نظامی هستید که آزادی و احترام فردی و حرمت انسانی را در چهار دیواری بلند و بدون روزنی به نام نظام جمهوری اسلامی میداند. و به عنوان یک روحانی علی الخصوص سید جلیل القدر که در باور عوام رابط بین او و خداست آنچه تا به امروز کرده اید تماما به زیان ملت و در خدمات مکرر به مشروعیت نظامیست که دستش تا شانه به خون مردم بی گناه و غارت و حیف و میل ثروت های ملی ایران آلوده است. شما شاید به باور خود در انتظار فرصتی هستید که به مردم ثابت کنید نظام جمهوری اسلامی یعنی تنها تضمین کننده شرف و آبروی ملت ایران . تعجب در اینست که چطور فکر میکنید این ملت به عنوان ملت ایران قادر به اینکار نیستند و حتما باید به عنوان ملت مسلمان با اینهمه افتخارات مکتسبه در طول این سی سال و تحت لوای نظام جمهوری اسلامی به این شرافت و عزت برسند. شما فرموده اید هیچ آزادی و دموکراسی جز در چهارچوب اسلام عملی نیست. یا للعجب، هرچه رهبر معظم و رییس جمهور محبوب سعی در نشان دادن چهره راستین نظام دارند شما و عدهای دیگر از همفکرانتان تلاش میکنید همه واقعیات رویت شده و غیر قابل انکار را زیر مشاطه های سیاسی پنهان کنید و مانع رسیدن مردم به آزادی و دموکراسی شوید. راحت و بی پرده بگویم اگر از اپتدا نبودید شاید تکلیف این مردم تا کنون با آرمانهایشان روشن شده بود. به قول آقای خامنه ای شما و اصول گرایان ( براستی اسم با مسمایی است ) دو بال پرواز نظام هستید. آنها را از شما میترسانند و شما را از آنها. آنوقت میگویند تفرقه بینداز و حکومت کن شیوه ناجوانمردانه یی است.به هر تقدیر توضیحات شما در مورد رای دادن اصلآ ضرورتی ندارد شما جزئی لا ینفک و ابزار کار نظام هستید و مردم همه این را میدانند و اگر تهدید شدید که با رای ندادن شما ریشه اصلاح طلبی را میخشکانند، اجازه دهید عرض کنم که این ریشه مدت مدیدیست که خشکیده . ساویز دی
نا کی؟
چه باید پیش بیاید که شما از این فاز بیرون بیایید؟
اگر 40 میلیون ایرانی را هم کشتند باز هم شما همبن رویکرد را داری؟
سلام به همه
دوستان وظیفه ما رای ندادن بود و وظیفه خاتمی رای دادن
یه کم بیشتر فکر کنیم.
با این رای کیهان و کیهانیان دارند دق می کنند چون سناریوئی که می خواستند پیاده کنند خنثی شد
ا این رای کیهان و کیهانیان دارند دق می کنند چون سناریوئی که می خواستند پیاده کنند خنثی شد
تقدیم با عشق به سید محمد خاتمی:
http://kshafirn.persianblog.ir/post/182
عجب!!,آقای خاتمی، پس فعالان صنفی و مدنی,دانشجویان,روزنامه نگاران,وکلا, رزمندگان و جانبازانی که در زندانهایی همانند کهریزک و اوین زندانی هستند نه به خاطر دفاع از حق و وظیفه ملی و شرعی خود در زندان هستند که به خاطر بهانه دادن به دست دیگران در زندان هستند و اگر آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند وهمانند تعدادی از مراجع و بسیاری از هموطنان در انتخابات مجلس رای ندادند و در دفاع از حق ملت در برابر اقتدارگرایان مقاومت میکنند به خاطر این است که همانند شما این تیزبینی را نداشتند که بخواهند همانند شما و به قول شما :{ روزنه ای برای امکان مفاهمه بیشتر با تکیه بر حقوق و مصلحت مردم و پیشرفت واقعی کشور باز} کنند و در گذشته اسیرمانده اند و نمیتوانند از خون شهدای سبز و شکنجه ها,تجاوزها و جنایاتی که در کهریزک ها رخ داد و ظلم هایی که به ملت ایران روا رفته بگذرند و همانند شما نگاه به آینده ندارند. بله آقای خاتمی، شما راست میگویید ولی تنها یک سئوال : فلسفه قیام امام حسین(ع) چه بود؟
مهدی از قم
از قبل هم میدانستم که سیاست دنیای بی رحمی است و فقط مردم در آن ضرر می کنند اما اکنون آن را با تمام وجود حس کردم.
من به همه عزیزان جنبش سبز میگویم عزیزان مبارزه سر شیبی و سر بلندی دارد باید انها را پشت سر بگذاریم تا به جادهای راست و صاف
برسیم .ما نباید با یک حرکت مانند رای دادن یا رای ندادن از کسی قهر کنیم یا اورا از دایره خودمان به بیرون بیف کنیم .حتما ما حنبش سبزی ها و جه اشتراک های زیادی داریم و اختلاف های فرا وانی در پیش رو داریم باید همدیگر را در یک فرایند بی پایان نقد کنیم تا به صورت نسبی بتوانیم راه درست
را از راه نادرست تشخیص دهیم . ما باید بلوغ سیاسی داشته باشیم تا بتوانیم اینده کشور را به سوی اصلا حات و سازندگی هدایت کنیم از تند روی ها و قهر کردن ها و مایوس شدن ها به پرهیزیم و نهراسیم حتما ما می توانیم متفا وت باشیم و متفاوت بیندیشیم اما وجه اشبراک ما ایرانی بودن مسلمان بودن انسان بودن جامعه ازاد داشتن و دوست داشتن و برای این ارمان ها تلاش کردن است . انقلاب فرانسه که کارشناسان علوم اجتماعی انرا تجربه بشریت می دانند پس از انکه در حدود 180سال یا بیشتر طول کشید فرازو نشیب های بسیاری را گذراند هر گاه یک گروه را مردم به پائن می کشیدند و گروه دیگری را به رهبری کشور می رساند ند باز ان گروه گیوتین زدن و دار زدن انقلابی هارا اول دوستانشان را شروع می کردند که نشانه ان گیوتینی هست که در میدان برج ایفل هنوز به یادگار دوران سیاه ان روزگار به نمایش درامده است و مردم در انقلاب های پیاپی به اهداف خودشان نمی رسیدند
تا این که تصمیم گرفتند راه اصلاح طلبی را در پیش بگیرند نقاش ها با نقاشی مجسمه ساز ها با مجسمه سازی شا عران با شعر گفتن و نویسند گان با نوشتن مقاله و کتاب و سخن رانان با سخن رانی وهنرپیشه های تعاتر و سینما و همه وهمه دست به هم می دادند و رژیم را نقد می کردند رزیم هم بسیاری را به زندان می افکند و یا دار می زد اما انها تصمیم به ادامه مبارزه بدون خشونت گرفته بودند و به راه خودشان با همه اختلاف ها ادامه می دادند تا فرانسه امروز ی که ان را مهد ازادی بشر می خوانند به وجود امد و الگوئی شد برای کشور ها . فقط در حدود هفت میلیون مسلمان در ان کشور زندگی می کنند که چیزی برابر با ده درصد جمعیت ان کشور است در مجلس در شورای شهر در مدیریت ان کشور همه جا این مسلمانان حضور دارند و از حقوق خودشان دفاع می کنند به همی اندازه از شرق دور و افریقا غیر مسلمان به ان کشور مها جرت کرده و از همه امکا نات بر خوردارند و با همه مشکلات حاضر نیستند به کشور های خودشان بر گردند احزاب و نقد و نقادی رسانه های ازاد و.مذاهب ازاد این کشور را منحصر به فرد کرده است
پس ما می توانیم از انقلاب ها و جنبش های دیگر کشور ها درس بگیریم و راه خودمان را به پیش ببریم و در راستای انقلاب مشروطه و انقلاب سال 57 و خرده انقلاب ها و جنبش ها در کشور خودمان همچنان به پیش برویم که این راه دیرو زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد به امید پیروزی و ازادی برای جنبش سبز .محمد کار شناس علوم اجتما عی
آقای خاتمی به نظر من حتی سیاسی کاری هم نکردند….
ایشان نشان دادند که واقعا طرفدار اصلاحات هستند …شما هیچگاه چیزی را اصلاح نخواهید کرد مگر آنکه از اساس استراژی وجودی آنرا قبول داشته باشید…کسی نمی تواند بگوید که بر انداز نیست اما با هل دادن دوست و دشمن در عکس العمل براندازی قرار بگیرد…
ایشان به عنوان یک کنشگر سیاسی اعلام فرمودند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد و این یعنی آنکه به نام سید محمد خاتمی و به عنوان مشارکت و فراخوانی مردم به شرکت به این عمل اقدام نخواهد کرد که چنین نیز بود اما از نگاه یک شهروند که در اصل وجودی جمهوری اسلامی هیچ تردیدی ندارد و به اصلاح امور نابسامان مملکت هنوز امیدوار است و هنوز دست خدا را بالاتر از تمام دستها می داند در انتخابات شرکت می کند تا ثابت کند که به اصل وجود انقلاب خمینی معتقد است.
و اما حساب من به عنوان مردم و به عنوان یک شخص حقیقی سواست…پیام من در شرکت نکردن دقیقا همان معنی را متصور است که عدم دعوت مردم از سوی جناب خاتمی اما عدم شرکت ایشان در ادامه و به عنوان تنها بازمانده از میر و شیخ و سید در دراز مدت به حذف تمام نمای این اندیشه از جریانات سیاسی البته به زور و جور حاکمان خواهد انجامید….
حال آقای خاتمی با انتخاب درست ترین راه فعلا در آماج حملات هر دو جناح است…چه مخالف و چه موافق…
حکومتی ها عصبانی اند چرا که او با اعلام رسمی از عدم مشارکت سخن گفته و مردم را نه تنها دعوت نکرد بلکه با نشان عدم شرکت به عنوان یک کنشگر سیاسی(و نه شخصیت حقیقی) مردم را نیز به گونه ای به عدم مشارکت دعوت نمود. و از سویی با شرکت خویش نیز به پا برجایی خود بر مرام اصلاح تاکید نمود هر چند این بر احساسات دوستان جراحتی بس بزرگ داشت…
اما من این حرکت ایشان را کمتر از تحمل حصر ندانسته که بل بیشتر از آن میدانم…اگر او حصر می شد حد اقل در بد بینانه ترین حال محبوب نیمی از مردم کشورش(که مطمئن هستم که این آمار بسیار بد بینانه بود ) خواهد بود اما با این کار خود را مورد نقد همگان قرار داد….
این شاید آخرین اتمام حجت سید بزرگوارمان باشد برای آنها که از درون حکومت او را به هزار و یک تهمت به براندازی متهم می کنند که …..نه من و نه حتی آن مردمی که در انتخابات شرکت نکردند بر انداز نیستند بلکه آنها منتقدند و از جمله به ساز و کار این شیوه انتخاب ….پس از حق خویش استفاده کرده و با عدم شرکت خود به گونه ای دیگر صدایشان را به گوش نا شنوای حاکمان می رسانند تا شاید فرجی شود و بشنوند.
عدم شرکت ایشان به عنوان یک کنشکر سیاسی حتی با انداختن رای خویش از جنس عدم شرکت چون منی در انتخابات بود.
پس به این جسارت و وقت شناسی ایشان درود می فرستم و امید دارم که دوستان و دوست داران اایشان و مرام ایشان و اصلاحات و جنبش نیز به تلخ بودن اما به جا بودن این شوکران بیاندیشند.
و اما من….
مگر نگفتم اگر موسوی را بگیرند چنین می کنم و چنان…پس چه شد؟ در مقابل رفتار خالی از سیاست و علی وار میرمان چه لبیکی گفتم که دوست دارم بزرگانمان را یکی یکی به مسلخ ببرم و خود هر دوازدهم ماه منتظر یارانه و عیدی شب عید و… بمانم و تنها با خواندن دو مطلب و یا نهایتا با یک راهپیمایی سکوت خود را سبز یا مصلح بدانم.
در ره منزل لیلی چه خطر هاست در آن…
آقای محمد توهین کجابود؟14 ساله پشت سر ایشان ایستادیم.زمانی که برای دور اول ریاست جمهوری توی مسجد بازار برای سخنرانی رفت (که بلندگویشان مرتب قطع میشد)دور ایشان برای خوشامد گویی ومحافظتشان با دوستدارانش به طور خودجوش حلقه درست کردیم.در همان دور اول در قم (باآن جو آنروزها)زیر باران پوسترهای تبلیغاتی ایشان را پخش میکردیم ووووو….حالا ایشان بعد از چهاده سال فرصت سوزی وکوتاه آمدن پی در پی این پیام را که به نظر بنده توهین آمیز بود انتشارداده.حق اعتراض نداریم؟ما با شعار اصلاحات ایشان پیر شدیم وایشان جز فرصت سوزی وهدر دادن قدرت عظیم آزادیخواهی مردم کاری نکرده وفقط حرف از گفتگو و…واقعا اصولگرایان لقب خوبی به ایشان داده اند(سیاست حسینقلی خانی).آنموقه ما خونمان به جوش آمد ولی مثل اینکه آنها راست میگفتند.
مساله ساده است .. آقای خاتمی همان است که همیشه بوده ، ما حاضر نیستیم ماهیت ایشان را باور کنیم ، آنقدر باور نکردیم تا خودشان به زور باوراندنمان! (و جالب کسانی هستند که هنوز باورشان نشده)
انا لله و انا الیه راجعون
آقای خاتمی تو هم این مطلب را خوب می دانی که برخی از مردم به دلایل خیلی زیاد حافظه تاریخی خوبی ندارند.شاید در آینده از این مطلب سو استفاده کردی.تو به اندازه آقای موسوی شجاعت نداری. اقای خاتمی مردم هزینه های زیادی دادند از کشته شدن ، زخمی شدن ، کتک خوردن ، شکستن حرمت خانم ها ( شاه اینقدر حرمت شکنی نکرد) کهریزک و زندانی شدن ،شکنجه شدن، حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی که اگر آن همه تخلف و تقلب نشده بود با بالاترین رای در تاریخ انتخابات های ایران به عنوان رییس جمهور ایران انتخاب می شد. اقای خاتمی دفعه قبل هم که به شما رای دادند فقط خواستن به اقای خامنه ای نه بگویند و مردم موفق شدند.آقای خاتمی بعد از کودتای 88 حداقل 80 نفر کشته شده اند این توضیح شما فقط یک توجیه است و بس و پایمال کردن این خون هاست.
سلام آقاي خاتمي
سال 76 دانشجو بودم. اسمت كه به عنوان كانديداي رياست جمهوري دراومد توجه ام جلب شد. خدايا! اين اسمو جايي شنيدم .يه جايي خوندم. تمام كتابامو ريختم بيرون ورق زدم. پيدات كردم. ((گنگ خوابديده)) محسن مخملباف. اونجا كه به خطبه هاي احمد جنتي جواب ميدي. / بهت راي داديم. همه با هم. همه خانواده و دوستان و همكلاسيها رو پاي صندوقها برديم. 20 ميليون راي پشتوانه تو بود . فضاي بعد از 2 خرداد. روزنامه هاي جامعه و توس و صبح امروز. دموكرات بودن رو تمرين ميكرديم.مبتدي بوديم. آخه جمهوري اسلامي غير از اخم و دستور امر و نهي , غير از اطاعت و واجب و حرام ,غير ازمطلق نگري و مطلق انگاري , چيزي يادمون نداده بود. از هركدوم ما يه مستبد تربيت كرده بود . چه فشارهايي رو از سر گذرونديم با قتل هاي زنجيره اي. با فاجعه كوي دانشگاه. چشمامون باز شد. شناختيم قدرت هاي كثيفي كه جلوي صحنه مثل روضه امام حسين, اوهو اوهو گريه ميكنن و دور از چشم مردم, سلاخي ميكنن. فهميديم كار سختتر از اونيه كه فكر ميكنيم. دور دوم شد. پشت تريبون با بغضي در گلو گفتي :… استاده ام چو شمع, مترسان ز آتشم. من با بغضت گريه كردم .ديگه مخاطبت رو ميشناختم. تنهات نذاشتيم. رفيق نيمه راه نبوديم. دوباره بيست و چند ميليون راي. مملكت رو ميتونستي باهاش زير و زبر كني. اما ما هم محذورات تو رو ميدونستيم .هم مشي اصلاح طلبانه ات را ميشناختيم. افسوس. فرصت تحزب و تشكل و ضرورت سازمان يافتن حرفه اي از دست ميرفت.مانع زيادتر از تحمل بود. تو رفتي. دوره ات تموم شد. دوره چهارساله سياسان دروغگوي وقيح رو هم ديديم. بزرگتر شده بوديم. دوره كارآموزي تموم شد. حالا مرد عمل ميخواستيم. ايران رو ميساختيم. موسوي. مومن صادق.خوشنام.پاكدست. اما ديدي چه شد. شنيدي در هزارتوهاي وحشت چي گذشت.
امروز باور دارم باورت به جمهوري اسلامي تبديل شده به تعصب مردي كه به گذشته چسبيده. جمهوري اسلامي گذشته است. زمانش تمام شد. خودش تمامش كرد. خودش مشروعيتش را خورد. اصلاح نميشود. ريشه اش در خون خسته گان است.
دليلت را بهرعلت نگفتي. اونچه كه گفتي مبهم و نارسا بود. راي دادنت موجه نبود.راه بجايي نميبرد.روزنه اي نيست. آنان مسير ماندن در حكومت و قدرت را به قيمت خون و قتل و تجاوز برگزيده اند. شايد هم هدف طرف مقابل همين بود.راي بدهي. راه مارا از تو جدا كند. اما نه. نميگذاريم. راي دادنتان را تاييد نميكنيم اما با هم ميمانيم. ما هنوز هم همه با هم هستيم.
ميگن 34% يا 54% يا 64%- گيج ميخورن تا يه چيزي بسازن. تحريم ما اثر گذارتر از راي تو بود.
فرقش این بود که الان داشتیم درباره شرکت کم مردم(35درصد)صحبت میکردیم وموفقیت جنبش.
ba salam!
man bedoun inkeh ba aghaié khatami movafegh basham vali iyshan ra kamelan dark mikonam. az alagheh man beh iyshan zareh ie kam nashodeh ast.
یا ایها الذین آمنو لم تقولون مالا تفعلون
جناب آقای خاتمی
مواضع شما را همه می دانستیم نیازی به اثبات عملی آن نبود.آنچه همه ما را شوکه کرده است برخورد غیر صادقانه شما با امر انتخابات است. شما قبل از انتخابات نگفته بودید که شرکت می کنید و همنطور که می دانید برداشت عموم اصلاح طلبان ، عدم شرکت بود. نمی خواهید که برای توجیه رفتار خود . گناه را به گردن برداشت عموم بیاندازید. شما خوب می دانید که در اینطور مواقع از قبل سخنی را نگفتن همان دروغ گفتن است ، قدری کثیف تر…