سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بی‌خبری دختران از پدر و مادر؛ صبر می‌کنیم صبری تلخ...
» دل‌نوشته فرزندان رهنورد و موسوی برای مردم

بی‌خبری دختران از پدر و مادر؛ صبر می‌کنیم صبری تلخ

چکیده :در زدیم بازهم گفتند که کسانی به این اسم اینجا نیستند. راستی کجایید شما؟ با هم همگی فریاد کشیدیم سلام کردیم. با هم حالمان را گفتیم که خوب است و سلام گرمی که به مهر از یاران رسیده بود فریاد کردیم با امید اینکه شاید از دیوارها و میله بگذرد و شاید آنجا باشید و بشنوید. برسرمان ریختند. نگهمان داشتند. در سرمای شب پاستور دستهایمان را بهم دادیم بچه های ترسیده کوچک را بین حلقه امان نگه داشتیم و ایستادیم. غیر از ماموران عصبانی، آن درختهای بلند خفته چنار و آب جویهای یخ زده ناظر بودند. آنجا هم صبوری کردیم. صبری تلخ....


دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد همزمان با سالروز تولد پدرشان در یادداشتی که در آستانه یازده اسفند، سالروز تولد میرحسین موسوی نوشته اند، به بی خبری طولانی از موسوی و رهنورد پرداخته و با اشاره به آخرین باری که برای کسب خبر به بن بست اختر رفته اند، آورده اند: راستی کجایید شما؟ با هم همگی فریاد کشیدیم سلام کردیم. با هم حالمان را گفتیم که خوب است و سلام گرمی که به مهر از یاران رسیده بود فریاد کردیم با امید اینکه شاید از دیوارها و میله بگذرد و شاید آنجا باشید و بشنوید. برسرمان ریختند. نگهمان داشتند. در سرمای شب پاستور دستهایمان را بهم دادیم بچه های ترسیده کوچک را بین حلقه امان نگه داشتیم و ایستادیم.

پیش از این نیز برادر میرحسین موسوی که برای کسب اطلاع و نگران از وضعیت برادر خود به کوچه اختر رفته بود، با برخورد خشن ماموران رو به رو شده و آنها گفته بودند کسی به نام میرحسین موسوی نمی شناسند.

فرزندان میرحسین موسوی کماکان و پس از تهدید نیروهای امنیتی از تماس تلفنی و  یا ملاقات محروم هستند.

به گزارش کلمه، متن کامل این دلنوشته به شرح زیر است:

به نام خدای خوب ..خدای مهربان ، خدای همراه در لحظه لحظه های تنهایی آزادگان دربند

«آنجا که عشق

غزل نیست

که حماسه‌ ایست،

هر چیز را

صورتِ حال،

باژگونه خواهد بود:

زندان باغِ آزاده مردم است

و شکنجه و تازیانه و زنجیر

نه وهنی به ساحتِ آدمی

که معیارِ ارزش‌های اوست »

شاملو

نزدیک تولد توست. باور مان نمی شوداین یک سال را که بدون شما سر شد. دلخوش به صدای زنگ تلفن با شماره امنیتی بی نشان که شاید صدای شما نوید سلامتیتان را بدهد و دلمان کمی آرام شود که آنهم چه انگشت شمار بودند. و دلهایمان چه فشرده و نفسهایمان چه تنگ.

این تاریک شب طولانی را به پیغام استوار سبز ” صبر و فقط صبرت ” بابای دلیر صبور بودیم. یادت هست که قول های ما به تو همیشه قول بود؟ و قول هر آدمی همه‌ی شرفش؟ صبوری کردیم با ایمان و چشم دوخته به همان افق خونین که خورشید سر زند و شما دوباره رها و آزاد باشید کنار دیگر پرنده های بال و پر بسته که خدایشان بزرگ تر از هر قدرتیست و نگه دار تمام دل های زنده و تپنده برای شکوه ، آزادی و استقلال و سربلندی ایران.

شما گرچه در حصر، در زندان کوچه اختر یا هر زندان دیگری که ما امروز نمی‌دانیم دقیق که کجایید، آزادید و آزاده. پس پدر و مادر آزاده،در این بیخبریهای تلخ طولانی ما از روزگار مان برایتان می گوییم از آنچه که گذشته است. چرا راه دور برویم از همین هفته پیش از شبی سرد می گوییم…

بازهم خبری ازشما نبود ، به جایش نگرانی و درد رسوب کرده این سال تلخ در جانمان نشسته بود. همگی آمدیم به جستجوی خبری، شب بود و سرما . بازهم این ما بودیم پرسان بر سر آن کوچه غمگین خفته، آن اختر خاموش. در زدیم بازهم گفتند که کسانی به این اسم اینجا نیستند. راستی کجایید شما؟ با هم همگی فریاد کشیدیم سلام کردیم. با هم حالمان را گفتیم که خوب است و سلام گرمی که به مهر از یاران رسیده بود فریاد کردیم با امید اینکه شاید از دیوارها و میله بگذرد و شاید آنجا باشید و بشنوید. برسرمان ریختند. نگهمان داشتند. در سرمای شب پاستور دستهایمان را بهم دادیم بچه های ترسیده کوچک را بین حلقه امان نگه داشتیم و ایستادیم. غیر از ماموران عصبانی، آن درختهای بلند خفته چنار و آب جویهای یخ زده ناظر بودند. آنجا هم صبوری کردیم. صبری تلخ. آن کار زینبی که تو گفته بودی و باور هردوی شما بود. می بینید چه خوب درسهایی که اینهمه سال داده بودید پس می دهیم؟ آخر چگونه یک ون، دیوارهای بلند و فلزی نصب شده بر ورودی آن کوچه باریک وکوچک، میله ها و آهن های جوش خورده برپنجره های آن خانه کهنه و پر از خاطره می تواند مانع رسیدن پیام آزادی شما شود که هیچ دیوار و زندان و نیروی امنیتی و تهدید و توهین و اخراج آتش این عشق را سرد نمی کند و نه می تواند سدی شود در راه خواسته های به حق و صلح طلبانه شما و ما و که آزادی سرودیست همواره رها و جاری در رگ های شب که بی وقفه روییدن آفتاب را نوید می دهد.

ماه و خورشید ما! این یک سال شما حتما دلنگران ما دختران، بلیمونداهایتان، بودید و ما هم نگران شما ،هفت خورشیدمان که ابرها ربوده بودندشان با اینهمه براین باوریم که در این یلدای روزگار خورشید وجودتان را به خیالی بیهوده به گل اندوده اند که کی تـوان اندود خورشیدی به گِل…

شما ایستادید ،سرخم نکردید. و برعهدتان با هم میهنانتان، استوار ماندید. درست مانند همان بزرگ مردمانی که برای دوستی پاکی مهر و راستی ایستادند که شهید دادند ، کف خیابانهای شهر…

اینک آخرین ماه سال رسیده است و از شما برای ما به جز عکستان در قابی سبز، بر دیوار خانه، همان که دست در دست یکدیگرید… طنین گرم صدایتان که بر سرحرفهایتان هستید در روزهایی پر از ندانستن اینکه برشما واقعا در پشت دیوارهای زندانتان چه می گذرد، روزهای خبرهایی که هریک پشت دیگری میرسند و نگران ترمان می کنند، نیروی پر مهرتان به این خاک و حقیقت و آزادیست که گرممان می‌کند.

و ما ایمان داریم و باور داریم که تمام این دیوارها و زنجیرها و میله ها روزی میشکند. آن روز که ترانه آزادی خواندن گناه نیست و شما و ما میوه صبر و ایمانمان را از درخت استقامت خواهیم چید و آن را با تمام دنیا قسمت خواهیم کرد… و ما و شما و همه یارانمان ندا میدهیم که صبر زیبا بر مصائب رفته نتیجه ای شیرین دارد و طعم تلخی های این روزگار غمبار را از خاطره ها خواهد زدود.

پدر و مادر پر استقامت از ما برشما هزار درود

کوکب، زهرا، نرگس

اسفند 1390


89 پاسخ به “بی‌خبری دختران از پدر و مادر؛ صبر می‌کنیم صبری تلخ”

  1. رحمان گفت:

    سلام و درود بر همه آزادگان

  2. ناشناس گفت:

    ما همیشه و هر لحظه به یاد شما هستیم و برای آزادی میر عزیزمان و همه آزادگان در بند دعا می کنیم. از خداوند بزرگ برای شما آرزوی صبری جمیل داریم. به امید پیروزی …

  3. محمد گفت:

    يا حسين ميرحسين
    ماهم بر سر عهد مون مونديم
    من 25 بهمن هم اومدم

    شرمنده ام شرمنده مير عزيز
    شرمنده عزيزان مير عزير كه هيچ كاري از دست من بر نمي آد

    به اميد پيروزي

  4. علی گفت:

    میرحسین عزیز! خیلی مَردی. تولدت مبارک.

  5. امیر گفت:

    میرسد عمر ستم آخر به پایان، غم مخور

  6. azar گفت:

    hamishe be yadetan hastam va az khoda barayetan arezoye sabr mikonam be omide rahayiiiiiiiiiiiiiiiii

  7. حمید گفت:

    دستشان درد نکنه باید اینا مجازات یا اعدام بشن تا درس عبرتی برا دیگران باشه…

  8. جواد گفت:

    نامردمان ازاد کنید رهبران جنبش سبز را, کرکسان مهر بر پیشانی ظلم بس است, ازاد کنید زندانیان سیاسی بی کناه ایران را.

  9. اسفند 9 الشرق الاوسط
    ابو مزروق، دبیر دفتر سیاسی حماس در مصاحبه با آسوشیتد پرس فاش ساخت که: « خالد مشعل و نزدیکترین یارانش عازم دوحه هستند. او گفت که ایرانیها از موضع گیری حماس درابطه با سوریه راضی نیستند.» در اشاره به تقلیل کمک های مالی ایران به حماس، وی افزود که:«رفتار ایرانیها با ما مثل گذشته نیست.»

  10. ناشناس گفت:

    و ما ایمان داریم و باور داریم که تمام این دیوارها و زنجیرها و میله ها روزی میشکند. آن روز که ترانه آزادی خواندن گناه نیست و شما و ما میوه صبر و ایمانمان را از درخت استقامت خواهیم چید و آن را با تمام دنیا قسمت خواهیم کرد… و ان روز روزی است که ایران بعداز یک جنگ داخلی ویرانگروپرهزینه دیکتاتور را ازتخت سلطنت به پایین انداخته اما به چه قیمتی ازبین رفتن جان ومال و امنیت هزاران مردم بیگناه

  11. اکرم گفت:

    خواهران عزیزم کوکب زهرا نرگس جان
    همیشه به یاد سید عزیز و همسر گرانقدرشان هستیم ،آرزوی ما همان است که شما در دل دارید ،به امید برآمدن دوباره خورشید دل قوی دارید.

  12. ناشناس گفت:

    خدا به شما عزیزان اجر جزیل و صبر جمیل عنایت فرماید

  13. شاهرخ گفت:

    اشکم در اومد به قرآن
    به فاطمه زهرا ما شرمنده شماییم بچه ها
    شما خیلی دارید سختی میکشید به قرآن ما هم کنارتونیم هرچند من نمیدونم که ما چه جوری باید تو چشمای شما نگا کنیم از شرمندگی بابت این سکوت مرگبار که دچارش شدیم ولی دلم میخواد بدونید میلیون ها قلب سبز با شماست کنار شماست و پدر و مادر عزیز شما رو پدر و مادر نسل سبز خودمون میدونیم…. خدایا خودت به فریادمون برس دیگه طاقت این همه ظلم و نامردی رو نداریم

  14. بهاره گفت:

    دوستتون دارم

  15. خادمين سايت كلمه گفت:

    نظرسنجي نداره سايت كلمه لطفا نظرسنجي بزاريد بيشتر سايت ها نظر سنجي دارن خادمين سايت كلمه لطفا نظرسنجي بزاريد خيلي ممنون

  16. HAMSHAHRI گفت:

    andaki sabr sahar nazdik ast

  17. سپیده گفت:

    امیدوارم که به زودی از حبس نجات پیدا کنن با شنیدن خبر اعدامشون :))
    این تنها راه رهایی از حبس است!
    فکر کردید میشه با تحریک احساسات مردم، فتنه گران را مظلوم و بی گناه جلوه دهید!؟ اعدام کمترین جزاست.

  18. سبز گفت:

    من بعنوان یک ایرانی شرمنده ام
    درودبرموسوی وکروبی ورهنورد که بدون آنها اینروزهایمان سخت میگذرد نمیدانم چه بگویم
    به امید پیروزی جنبش و آزدای رهبران

  19. ناشناس گفت:

    بهار سبز و شاد زمستون سرد غم رو می بره

  20. ناشناس گفت:

    درود بر استقامت گران راه ازادی

  21. ناشناس گفت:

    با سلام ! “سر سبز” عزیزم “تولدت ” مبارک ! امیدوارم همیشه سالم باشی واز “سرسبزیت” همه” سبزها “رابه” خرمی “بازگردانی وآن روز دیر نیست !!!!!!!!!!

  22. حسین گفت:

    نمیدونم چی بگم فقط یه جمله:ان الله مع الصابرین.

  23. irooni گفت:

    عهد خود را در هر شرایطی نمی شکنم حتی در 12 اسفند

  24. ناشناس گفت:

    درود بر میرحسین وکروبی عزیز

  25. مصدق گفت:

    اشک مجال نمی دهد و شرمندگی ما ماند و سکوتمان دیروز حصر مصدق کبیر را صبر کردیم و امروز میر و بانو و شیخ عزیز در بند و ما در خود می شکنیم تلخ و ساکت

  26. sabze tabriz گفت:

    اندكي صبر سحر نزديك است

  27. بهار گفت:

    ما هستیم همراهتان پششتتان تا آخرین خون تا آن زمان که حق بر با طل پیروز گردد.

  28. علی گفت:

    اقای حمید ازبابت چه جیزی اینان باید مجازات و اعدام بشوندتا درس عبرتی برای دیگران باشد.تا دیگر کسی جرات نکند از رهبر شما بپرسد چرا رای مردم دزدیدی و یک نالایقی رو بر گرده مردم سوار کردی؟یا کجاست 3000 میلیارد پول بیت المال؟یا کجاست 1600000000 میلیارد پولی که به حساب فرزندتان مجتبی واریز شده؟یا هزینه حدودا 4میلیاردی برای بچه دار شدن اقا مجتبی در انگلیس از کجا تامین شده؟یا دزدیهای سرداران جبهه ندیده سپاه ؟یا خونهای به ناحق ریخته شده جوانان مردم به دستور چه کسی و برای چه بود؟و یا……….؟وخلاصه اینکه اینهم پول به جیب شما ساندیس خوران از کجا و به دستور چه کسی پرداخت میشود تا در مواقع لازم خودجوش هر کجا که لازم بود هجوم ببرید و همه چیز رو نابود و ویران کنید!!!!!البته که باید همه ساکت شوند و گرنه کو کار و درامد برای شما مفت خوران علاف که حتی یک روز هم نه جبهه دیده اید و نه بوی ان به مشامتان خورده.برای شما چه مهم که انقلاب امام خمینی و خون اینهم جوانان شهید مردم در حال نابودی است؟

  29. المیرا گفت:

    در تنهایی خودم برای میرحسین عزیز و خانم رهنورد و مهدی کروبی گریه میکنم،میرحسین عزیز تولدت مبارک،خواهران خوبم(کوکب،زهرا، نرگس)به داشتن چنین پدر و مادری افتخار کنید

  30. شادی گفت:

    ولله مع الصابرین، شیرزنان دوست داشتنی!

  31. ون آدما گفت:

    بغضم ترکید.الهی الهی به حق علی خیر نبینن.12 اسفند از خونه بیرون نمیرم که حتی اونایی رو نبینم که دارن میرن رای میدن.الهی من بمیرم

  32. ناشناس گفت:

    درود بر شریف ترین انسانهای سرزمینم

    یا حسین میرحسین
    تولدت مبارک سید عزیز

  33. سید سبز گفت:

    تولدت مبارک سید بزرگوار

  34. شادی گفت:

    ﺻﺒﺮ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺧﺼﯿﺼﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺘ. ﺑﻬ ﺍﻣﯿﺪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺑﻨﺪﺍﻥ ﺳﺒﺰ میهنم

  35. اسفراینی گفت:

    به امید آزادی رهبران عزیز و سبزمان و همه زندانیان سیاسی دربند.

    یا حسین میرحسین
    یا مهدی شیخ مهدی

  36. ناشناس گفت:

    میر حسن تولدت مبارک
    عزیزان ما جوانان ایران را در درد و زجر خود شریک بدانید به امید روز آزادی

  37. دختر یک شهید گفت:

    بغض راه گلو بسته و دلتنگی مضاعف شده با خود می اندیشم وقتی من از به یاد اوردن نام عزیزان درحصرمان چنین بی قرار می شوم چه حالی دارند دختران ایشان ؟و باز یاد گزارش یک گروگانگیری می افتم و از تجسم انچه ممکن است با ایشان بشود می لرزم و اشک راه می گیرد و…الهم فک کل اسیر

  38. سبز گفت:

    تولد میرمون، میر حسیـــــــــــــن مبــــــــــــارک
    ما استوار ایستاده ایم. 11 اسفند حضور در خیابان ها، 12 اسفند حصر در خانه. VVVVVVVVVVVVVVVVV

  39. ناشناس گفت:

    خواهران محترم از خداوند منان و حنان مسئلت می نمائیم که وجود مهندس موسوی نخست وزیر محبوب امام و امت را از شر ددمنشان اقتدارگر محفوظ دارد و به شما صبر عنایت نماید باشد که خداوند شما را در زمره صابرین قرار دهد
    تحریم انتخابات تنها راه برای مقابله با این دد صفتان است
    درود بر خاتمی و موسوی

  40. احمد گفت:

    ما تا نهایت ازادی وغرور انسانی با شمائیم میمانیم ولحظه ازادی وابادی کشورمان را با شما می بینیم

  41. میلاد گفت:

    سلام سید عزیز ماهم ایستاده ایم و این ایستادگی را با شرکت نکردن در انتخابات نشان خواهیم داد

  42. داود گفت:

    سلام ودرود
    الهم مع الصابرین
    صبر میکنیم به امید پیروزی
    میر حسین عزیز پیشاپیش تولدت را تبریک عرض میکنم

  43. یا حسین گفت:

    سلام بر میر حسین عزیز
    نمی دانم چگونه اینقدر به شما علاقه مندم
    من که دوران شما را درک نکردم.اما از سخن و رفتار شما لذت می برم.حقیقت آن است که در این یکسال دنبال یک سخن و حرفی از با صدای شما هستم.حیف که مستبدان اجازه نمی دهند.
    میرحسین عزیز ببین چقدر عزیزی که هر سال نه خانواده ات که یک مجموعه از افراد در سرتاسر کشور تولدت رل تیریک می گویند و به انتظار تشکر شما نشسته اند.تا کور شود هرآنکه نتوان دید.
    تولدت را تبریک می گویم.صد سال به از این سالها

  44. ناشناس گفت:

    ضحاک چه راحت برای سیر اب شدن خون طلب می کند .اگر تشنه مانده اید ما حاضریم به جای میر دربند خون مورد نیاز را تامین کنیم .حمیدخان

  45. ناشناس گفت:

    سلام بر دختران صبور جناب آقای مهندس موسوی وسرکارخانم دکتر رهنورد، اگر چه با این دلنوشته شما دختران آن والدین بزرگوار گریه کردم ودر همان حال گریه که اشک در چشمانم حلقه زده است این پیغام را می نوسیم .می توانم از ته دل بر پدر ومادرتان درود وسلام خالصانه بفرستم ونفرین بر ظالمان آدم کش را دریغ نکنم امیدوارم سایه شوم نکبت ودروغ از این مملکت برچیده شود وخودخواهان بی ایمان ومغرور به سزای اعمال خود برسند همانطوریکه دیکتاتورها به نوبت در این باتلاق افتاده اند وخداوند دیکتاتور بزرگ را با آنها محشور وبه سرنوشت آنها در اسرع وقت گرفتار نماید

  46. ناشناس گفت:

    سپیده حرفات واقعا جواب نداره خودش نشون میده که چطور فکر میکنی و چقدر عقبی .
    دوستان جریان دیدار مجتبی خامنه ای با میر حسین واقعیت داره؟؟؟من چند روزی نبودم لطفا کسی به من خبر بده اگه درسته

  47. سبز ضد ديكتاتور گفت:

    درود بر شرفتان
    يا حسين مير حسين

  48. ناشناس گفت:

    از سایت محترم کلمه تقاضا دارم نظرات سخیفی هم چون نظر سپیده را که حاوی توهین به اقای موسوی است منتشر نکند.این ها در هزاران پایگاه لجن پراکنی این کارها را می کنند حداقل این جا نتوانند.

  49. حسین گفت:

    اندکی صبر سحر نزدیک است

  50. ناشناس گفت:

    تولدت مبارک میر عزیز