محمد داوری، جانباز هشت سال دفاع مقدس؛ سه سال محرومیت از ملاقات، مرخصی و تماس تلفنی
چکیده :محمدم جانباز بود، معلم بود، در شورا بود خلاصه نمی دانید او چقدر خوب بود و برای خدمت به کشورش خالصانه زحمت کشید. باز شما دعا کنید که عید در خانه ام زده شود و محمدم از در بیاید داخل... بخدا اگر اینطور شود مثل این است که تازه متولد شدم و خدا زندگی دوباره ای به من داده است. از خدا می خواهم یک کمکی به همه اشان کند و آزاد شوند و هیچ مادری برای دیدن بچه اش چشم به در ندوزد و انتظار نکشد."...
محمد داوری، فعال مطبوعاتی- فرهنگی و از اعضای ستاد مهدی کروبی در انتخابات سال 88 است که در آستانه سومین نوروزی که در بند است همچنان از حقوق اولیه خود “ملاقات حضوری” ، “تماس تلفنی” و “مرخصی” محروم است.
محمد داوری طی نامه ای خطاب به حاکمیت با افشای شکنجه هایی که در دوران بازداشت متحمل شده، نوشته است: “هرگز تقاضای عفو و بخشش نمی کنم، این مسوولان “متخلف” هستند که بی گناهان را به زندان انداخته اند و آنها باید از این زندانیان تقاضای بخشش کنند؛ زیرا ظالم است که نیازمند عفو است و نه مظلوم.”
زلیخا بیابانی مادر محمد داوری از آخرین وضعیت فرزندش به “جرس” می گوید: ” در آخرین ملاقات حالش خوب نبود و مریض بود و دکتر اوین هم متخصص نیست و پرونده پزشکی را بردیم و درخواست دادیم تا به مرخصی بیاید تا او را دکتر ببرم اما قبول نکردند. هم قلبش ناراحت بود و هم از لای دندانهایش خون می آمد اما خب دیگر مرخصی ندادند.”
وی می افزاید: “الان دیگر نزدیک به سه سال می شود که پسرم در زندان است و در این مدت حتی یکروز هم به مرخصی نیامده است. یکسال هم می شود که ملاقات حضوری نداریم و دو سال هم تماس تلفنی نداریم. حالا خودتان حال من مادر را تصور کنید که هر هفته هم نمی توانم به ملاقات کابینی بروم چون ساکن بجنورد هستم و مسیر طولانی را تا تهران باید طی کنم و با توجه به مشکلات جسمانی برایم سخت است. از دو ماه پیش که محمدم را ملاقات کردم تا الان از شنیدن صدایش و دیدن رویش محروم بوده ام. الان هم هوا سرد است و با برف و باران برایم دشوار است این مسیر را بروم و دفعه پیش مریض بودم اما نتوانستم به دیدنش نروم خیلی دلتنگش بودم و به سختی خودم را به تهران رساندم.”
این روزنامه نگار و سردبیر وب سایت سحام نیوز (ارگان حزب اعتمادملی) به دلیل نقش فعال در افشای شکنجه ها و آزار دستگیر شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری و پس از نامۀ ارسالیِ مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس وقت خبرگان پیرامون آزار زندانیان سیاسی در شکنجه گاه کهریزک، دستگیر و تحت فشار و شکنجه قرار گرفت تا علیه مهدی کروبی در تلویزیون جمهوری اسلامی اقرار کند، اما وی این مسئله را نپذیرفت و در نهایت در دادگاههای غیرقانونی به پنج سال حبس محکوم گردید.
محمد داوری از مجروحان جنگ ايران و عراق بوده و از ناحيه پا و چشم دچار معلوليت جنگی می باشد، اما طی ماههای زندان – که هشت ماه آن سلول انفرادی بوده- بارها تحت فشار و آزار قرار گرفته است. وی بخاطر نوشتن نامه های افشا کننده احضار و مورد بازجویی قرار گرفته و بازجویان در جریان این بازجویی، او را به تشدید حکم زندان تهدید کرده اند. اما فشارها در به همین جا خاتمه نیافت و این عضو شورای مرکزی سازمان معلمان در حال گذراندن دوران محکومیت پنج ساله زندان خود بود که بار دیگر به علت شرکت در تجمعات معلمان در سال 85 یک سال به محکومیتش افزوده شد.
این افزایش حکم در حالی صورت گرفته است که مادر سالخورده و تنهای او در آستانه سومین سال نو، چشم بدر دوخته و در آرزوی دیدن و در آغوش کشیدن فرزندش است. مادر این معلم در بند با اشاره به دلتنگی هایش در آستانه عید خاطرنشان می کند: “از ناراحتی ها و دلتنگی هایم چه بگویم؟ چه بگویم از زمانیکه او را زندان کردند با چه مشکلاتی دارم زندگی را سر می کنم. محمد پسر بزرگم است و خرجی من را می داد و کارهایم را می کرد. اما از زمانیکه زندان است حقوقش قطع شده است. از بنیاد جانبازان هم هیچ خبری از ما نمی گیرد اصلا نمی گویند این مادر چه می کند؟ از کجا در می آورد؟ از کجا زندگی را می گذراند؟ هیچ هیچ! این هم سومین عیدی است که محمد در کنارم نیست. خدا کند یک مرخصی بدهند تا هم به درمانش برسد هم برای عید کنارم باشد. اما بعید می دانم بگذارند او بیاید.”
مادر رنج کشیده محمد داوری در پایان با گلایه از این شرایط بیان می کند: “محمدم جانباز بود، معلم بود، در شورا بود خلاصه نمی دانید او چقدر خوب بود و برای خدمت به کشورش خالصانه زحمت کشید. باز شما دعا کنید که عید در خانه ام زده شود و محمدم از در بیاید داخل… بخدا اگر اینطور شود مثل این است که تازه متولد شدم و خدا زندگی دوباره ای به من داده است. از خدا می خواهم یک کمکی به همه اشان کند و آزاد شوند و هیچ مادری برای دیدن بچه اش چشم به در ندوزد و انتظار نکشد.”















براستي چه بايد گفت؟!!!!به اميد آزادي همه زندانيان .