سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » بیست و چهارمین نامه نوریزاد به رهبری...
» نخبگان خاموش، پخمگان مدهوش

بیست و چهارمین نامه نوریزاد به رهبری

چکیده :مجلس خبرگان اگر شأن بایستهٔ خویش را به کار می‌بست، شما خیلی زود کنار گذارده می‌شدید. با یک قلم،‌‌ همان قتل های زنجیره‌ای. چرا که دستگاه مخوف اطلاعاتیِ قاتل و شکنجه گرِ ما، به هیچ دستگاه جز شخص جناب شما پاسخگو نبوده و نیست. و سال‌ها این فاجعه‌ها در بطن این دستگاه مخوف دست به دست می‌شده است. امروز نیز کار به‌‌ همان منوال است. امروز نیز فرزندان پاک ما اسیر این دستگاه بی‌حساب و کتاب‌اند و قانون خاک آلود ما شهامت پرسیدن یک «چرا» از او را ندارد. ...


مجلس خبرگان اگر شأن بایستهٔ خویش را به کار می‌بست، شما خیلی زود کنار گذارده می‌شدید. با یک قلم،‌‌ همان قتل های زنجیره‌ای. چرا که دستگاه مخوف اطلاعاتیِ قاتل و شکنجه گرِ ما، به هیچ دستگاه جز شخص جناب شما پاسخگو نبوده و نیست. و سال‌ها این فاجعه‌ها در بطن این دستگاه مخوف دست به دست می‌شده است. امروز نیز کار به‌‌ همان منوال است. امروز نیز فرزندان پاک ما اسیر این دستگاه بی‌حساب و کتاب‌اند و قانون خاک آلود ما شهامت پرسیدن یک «چرا» از او را ندارد.

محمد نوری زاد در نامهٔ بیست و چهارم خود به رهبری نوشته است: فشردن خبرگان در یک تُنگِ تَنگ، و تخلیهٔ ارادهٔ آنان، تنها و تن‌ها در تخصص ما و شما بوده است. و بدیهی است که اگر نیک به این «آکواریم» منحصربفرد بنگریم، جز زخم بر تن قانون و خدا و پیغمبر و قرآن و البته: مردم، نمی‌بینیم. شما با تخلیهٔ اراده از نمایندگان مجلس خبرگان، ارثیهٔ ناجوری برای مردم و برای رهبری بعد از خویش بجای می‌نهید. مگر که به سخن خدا گوش دل بسپارید و بجای سخن نمامان و سخن چینان و هیولایان، سخن خوبان خدا را شنود کنید.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

به نام خدایی که آغوش آفرید

سلام به رهبر گرامی حضرت آیت الله خامنه‌ای

من صمیمانه و صادقانه اعتراف می‌کنم که شما از توانمندی‌های بسیاری برخوردارید که این توانمندی تنها و تنها مختص خود جناب شماست. مثلاً آقای رجب طیب اردوغان که در جهش همه جانبهٔ کشورش ترکیه به توفیق‌های بزرگ ملی و جهانی دست یافته، بهره‌ای از این توانمندی ندارد. یا اوباما و صد پشتِ اروپایی‌اش حتی. «چرا» یش را خواهم گفت. اما چه خوب اگرکه سخن مرا همچنان سخن یک دوست بدانید و ازاحالهٔ پایان کارمن به حضرت طائب – رییس ادارهٔ اطلاعات سپاه، یا همکاران اطلاعاتی‌اش – پرهیزفرمایید.

آقای طائب گفته بود بعدِ انتخابات برای ما خواب‌هایی دیده است. اما صبوری‌اش به سررسید و نرسیده به انتخابات– همین هفتهٔ گذشته – جوانک دیپلمه‌ای را که در کارهای ابتدایی سایت به من کمک می‌کرد، بازداشت کرد و به جای نامعلومی برد. تا شاید با تکاندن او، چیزکی عایدش بشود. به حضرت ایشان بفرمایید: هرچه باشد من رهبرم و دیگران؛ مردم. و یکی از اولین شرط‌های رهبری صبوری است. و اینکه رهبر باید سخن تند مشفقان و منتقدان خویش را نوش جان کند و روی ترش نکند و دست به انتقام نبرد.

یک: ما و شما نخبگان را فرا خواندیم. نخبگانی با عمرهای کهن. با نعلین‌ها و عبا‌ها و عمامه‌هایی که به گمان خود از پیامبر بر پای و بر تن و بر سر داشتند. و بحث‌ها و درس‌های فراوان پشت سر. که بیایند و مجلس آرایی کنند. و طبق قانون، به کار رهبری نظارت کنند. و یا اگر رهبر به کسالتی و مرگی ناگهانی در افتاد، دیگری را بجویند و بر سریر رهبری بنشانند. و این البته عین قانون بود و هست. قانونی که گویا برای خاک خوردن نوشته شده بود و برای خود جایی درسخنان همارهٔ ما و شما می‌جست.

دو: هزینه‌های فراوانی برای انتخاب نخبگان صورت پذیرفت. هم به لحاظ مالی و هم هزینه‌هایی که از گوشت تن ما و تن خدا واسلام و پیامبرکند و بجایش زخم تازه نهاد. این زخم هنوز هست. البته تا شما هستید. مگرکه در این چند نفس بجای مانده به ترمیم و مداوای این زخم مهلک همت کنید. آیا صدای سخن مرا و التماس مرا می‌شنوید؟

سه: توانمندی منحصربفرد شما از همینجا رخ نمود. طوری که نخبگان ازه‌مان ابتدا برای این گزینش می‌شدند تا به تأیید مکررشما اجتماع کنند. گویا سرلوحهٔ کارشان ازروزنخست همین بود. که تنها و تنها به بقای شما بیندیشند. و به خطاهای شما وآسیب‌هایی که از کانون رهبری شما به جان جامعه سرازیرمی شد کاری نداشته باشند. شما برای نخبگان دایره‌ای ترسیم کردید که جز بر آن قرار نگیرند. نخبه‌ای اگر از دایرهٔ حتمی‌اش گریز می‌کرد، ناسزاهای کمین کرده بکار می افتاد، همو که تا دیروز آیت الله مجاهد و نستوه و اهل مراقبه و مراتبِ بلندِ معنوی تبلیغ می‌شد، یک شبه منافق و مزدور و سر سپرده می‌شد، شیشه‌های خانه‌اش می‌شکست، و دیلم‌های مهیا به زیر مسجد ودفترش می‌رفت. اوباشان مذهبی را ما برای همین روز‌ها و برای همین آدم‌ها تربیت کرده بودیم.

چهار: قانون به انتخاب و حق نخبگان تأکید ورزیده بود. باید جای خالی بند بند آن پرمی شد. و شما با گزینش مکرر نخبگان خاموش، که هر از گاهی از هر کجا فرا بیایند و قیل و قال محتضرانه‌ای سر بدهند و همچنان از شما سپاس بگویند و بنای موجودیت خویش را در همین تأیید و تکریم تمام نشدنی شما بدانند، اجرای قانون را به ما و به جهانیان نشان دادید. که بله، می‌ببینید که ما انتخابات داریم و مردم نخبگان مورد اعتماد خویش را برمی گزینند تا مجلس خبرگان طبق قانون به وظایف محوله‌اش عمل کند! چه وظایفی؟ معلوم است. اینکه پرسیدن ندارد. پیش از داوطلب شدن این وظایف مو به مو به همهٔ نخبگان تفهیم شده است.

پنج: من بنای توهین به نخبگان این سالهای سپری شده ندارم. بل که می‌گویم بجای نخبگانی که در این سال‌ها به مجلس خبرگان راه یافته‌اند و صباحی بعد جای به دیگران سپرده‌اند، با اعتنا به عمر‌ها و تخصص‌ها وکتاب‌هایی که شیرازه‌اش ازهم دریده‌اند، اگر قصابان و جوشکاران و گله داران بر صندلی‌های مجلس خبرگان می‌نشستند، نتیجه آیا همین نمی‌شد که شده است؟ تأیید مکرر یک رهبر که نیاز به خبرگی ندارد. و به این همه هیاهوی علم و معرفت و تخصص دینی و شیعی.

شش: نخبگان هر از چندی از کنار آشفتگی‌های شهر‌ها و استان‌های خود و تماشای تأثیرخطاهای جناب شما می‌آمدند ومی نشستند و مثل یک موجود رام و یک ابزار بی ارادهٔ کوکی زبان به تقدیر و سپاس شما می‌گشودند و جای خالی‌‌ همان بندهای فلک زده قانونی را پرمی کردند و به صندلی نخبگی شهرخویش باز می رفتند. ‌ای دریغ و درد که این ستایش مکرری که نخبگان شما در این سال‌ها به اسم نخبگی برآورده‌اند، از باربران محترم صنف مسگران نیز بر می آمده است. ما و شما در این ملک نخبگی را فرو کشتیم آقا. و تعریف تازه‌ای از نخبگی آراستیم.

هفت: اخیراً خبری از جناب شما منتشر شد که فرموده بودید به خبرگان اجازهٔ ورود به جزییات کارهای خویش نمی‌دهید. و راهنمایی فرموده بودید که خبرگان باید به کلیات وظایف رهبری بپردازند. من کاری به درستی یا نادرستی این خبر ندارم. بل می‌گویم نخبگانِ این سال‌ها – بنا به‌‌ همان تفهیم روز نخست – دره‌مان کلیات هم مجاز به دخالت نبوده‌اند.

هشت: بله، من نیز چون شما قبول دارم که نباید به جزییات کار رهبری ورود کرد. مثل دزدیدن وسایل کار نوری زاد که بیش از دو سال ونیم از زمان دزدیدنشان توسط مأموران وزارت اطلاعات و سپاه می‌گذرد و هیچ دستگاهی نیز پاسخگوی مراجعات مکرر او نیست. من خود می‌پذیرم که شأن رهبری نه در اندازه‌ای است که به یک چنین قضایای پیش پا افتاده دخول کند.

نه: اما مثلاً قتلهای زنجیره‌ای آیا یک کار جزیی است یا کلی؟ که رهبری یک پوزش مختصر از مردم نخواست. که ‌ای مردم، من رهبر بودم و در زمان رهبری من یک چنین فاجعه‌هایی رخ داد. بیایید و مرا ببخشایید. یا برآوردن پدیدهٔ لرزانی چون احمدی‌نژاد؟ و اصرار بر بقای او با وجود دزدی‌های فراوان او و همراهانش؟ یا رعبی که بر چهارستون مجلس شورا و یا رعبی که بر همین مجلس خبرگان نشسته؟ این آیا یک امرجزیی است یا کلی؟ یا برآوردن دستگاه فشل قضایی که به یک تلفن بیت شریف، بشود جوان ماجراجو و فاجعه آفرینی چون مرتضوی را بر مسند دادستانی نشاند و با‌‌ همان تلفن، مسیر قانون را در دستگاه قانونگذار برگرداند؟

رهبرگرامی،

ده: فشردن خبرگان در یک تُنگِ تَنگ، و تخلیهٔ ارادهٔ آنان، تنها و تن‌ها در تخصص ما و شما بوده است. و بدیهی است که اگر نیک به این «آکواریم» منحصربفرد بنگریم، جز زخم بر تن قانون و خدا و پیغمبر و قرآن و البته: مردم، نمی‌بینیم. شما با تخلیهٔ اراده از نمایندگان مجلس خبرگان، ارثیهٔ ناجوری برای مردم و برای رهبری بعد از خویش بجای می‌نهید. مگر که به سخن خدا گوش دل بسپارید و بجای سخن نمامان و سخن چینان و هیولایان، سخن خوبان خدا را شنود کنید.

یازده: مجلس خبرگان اگر شأن بایستهٔ خویش را به کار می‌بست، شما خیلی زود کنار گذارده می‌شدید. با یک قلم،‌‌ همان قتل های زنجیره‌ای. چرا که دستگاه مخوف اطلاعاتیِ قاتل و شکنجه گرِ ما، به هیچ دستگاه جز شخص جناب شما پاسخگو نبوده و نیست. و سال‌ها این فاجعه‌ها در بطن این دستگاه مخوف دست به دست می‌شده است. امروز نیز کار به‌‌ همان منوال است. امروز نیز فرزندان پاک ما اسیر این دستگاه بی‌حساب و کتاب‌اند و قانون خاک آلود ما شهامت پرسیدن یک «چرا» از او را ندارد.

دوازده: نمایندگان مجلس خبرگان می‌توانستند به حساب های پولی پنهان شما و هدردادن سرمایه‌های همه جانبهٔ آحاد مردم در افغانستان وعراق و سوریه و لبنان و فلسطین اعتراض کنند که نکردند. ما خود مگر کم نیاز داشتیم که باید از جیبمان بدر برده می‌شد و به جیب دیگران ریخته می‌آمد؟ آن هم بدون رضایت ما! خبرگان می‌توانستند به دخالت‌های پرخسارت جزیی و کلی شما در کار‌ها اعتراض کنند که نکردند. می‌توانستند به حمایت شما از پدیدهٔ شرم آوری چون احمدی‌نژاد اعتراض کنند که نکردند. می‌توانستند به فاجعه‌های دوسال پیش و زندانی کردن‌های بی‌دلیلی که به دستور مستقیم جناب شما صورت پذیرفته و می پذیرد اعتراض کنند که نکردند. اگر بنا بر دیدن این همه فاجعه است و بنا بر اعتراض نکردن، خوب مادربزرگ‌های روستایی ما نیز می توانستند برصندلی‌های مجلس خبرگان بنشینند و از آوازهٔ خبرگی به‌‌ همان تأیید مکررش بسنده کنند.

سیزده: نمایندگان مجلس خبرگان اگر نمایندگان واقعی ما بودند، می‌توانستند به از ریخت افتادن شأن جهانی کشورمان ایران در حوزه‌های وسیع اقتصادی و سیاسی و نظامی و نقش شما در این به خاک افتادگی دخالت کنند. می‌توانستند به ریخت و قیافه‌ای که شما از سپاه پرداخته‌اید اعتراض کنند. دزدان فربه را مگر جز درسپاه می‌توان یافت؟ کجایند نمایندگان و خبرگان واقعی؟ این کهنسالان خموش، فردا پاسخ خدا و این مردم را چه خواهند داد؟ نماینده شدند که سکوت کنند؟ و جز سپاس نگویند؟ پخمگان و هالوهای مدهوش مگر از این استعداد بی‌بهره‌اند؟ ما را که فریاد رسی نیست. پس چرا فریاد نزنیم‌ ای خدا و‌ ای علی مرتضا شما شاهد باشید که ما بعنوان شهروندان این نظامی که مدعی مسلمانی است، از رهبر و خبرگانی که باید بر کارهای رهبری نظارت کنند و نمی‌کنند شکایت داریم. دستگاه های مخوف اطلاعاتی و امنیتی و قضایی راه بر ما بسته‌اند و ریسمان اوباشان مذهبی را برای آسیب ما و ساکت کردنِ ما واگشوده‌اند.

چهارده: من این نوشته را در چهارده بند به پایان می‌رسانم. به نیت چهارده معصومی که شما بدان‌ها سخت مشتاق و پای بندید. تنها یک پرسش و: تمام. آیا اگر همین کارهای شما را شاه پهلوی می‌کرد، او را تأیید می‌کردید؟ یا نه، بر او بر می آشفتید و گریبان چاک می‌زدید و دنیا را خبرمی کردید؟ نمی‌دانم این روز‌ها آیا دلتنگ آغوش خدا شده‌اید یا نه؟ می‌خواهید نشانی‌اش را بدهم؟ آغوش مردم!

بدرود تا پنجشنبهٔ آینده پنجم اسفند ماه سال نود

با احترام و ادب محمد نوری زاد

منبع: وب سایت محمد نوریزاد


59 پاسخ به “بیست و چهارمین نامه نوریزاد به رهبری”

  1. mani گفت:

    nameh az in gooyatar nemisheh

  2. mani گفت:

    agar bana basheh ke vasaeltoono behetoon pas bedand ke nemidozdidanesh

  3. ناشناس گفت:

    رحمت به شيري كه خوردي و لعنت به آناني كه مركب استبداد را زين كردند.

  4. استاددانشگاه گفت:

    سپاس گزارم آقای نوری زاد عزیز
    از روشنگری ای که می کنید. از رنجی که می برید. و از آگاهی هایی که می پراکنید

  5. احمد گفت:

    نخبگان خاموش و خارج از گود. پخمگان، بر سر قدرت و مشغول خرابکاری و جزو “خودی “های بابصیرت و …. اما نخبگان جزو “نخودی” ها

  6. آرامش گفت:

    من این نامه را شاید سه بار با دقت خواندم و از خودم پرسیدم آیا نکته ای هست که ناگفته مانده باشد؟ شما همه حرفها را زده اید آقای نوری زاد

  7. ali گفت:

    be ente khabat naravid……………………………………………………………………………………………………..

  8. Arjang gharbi گفت:

    آقای نوریزاد،شما شریفترین،شجاترین وپاکترین انسانی‌ هستید که من در عمر ۳۳ ساله رژیم اسلامی دیده و خواهم دید.عمرتان بیش و جانتان بی‌ بلا.

    مجلس، مجلس خبرگان نیست مجلس خمرگان است،از خمره همان تراود که در اوست.

  9. ناشناس گفت:

    نمیدانم خدا چرا ما را نمی کشد و خلاصمان نمیکند تا دزدان آبرو – ثروت این ملت – و راهزنان ایمان مردم راحت به کار خود ادامه دهند .
    اگر شهامت نوریزاد را کنار بگذاریم میلیونها انسان در این کشور از فلاکتها مطلع هستند و در حال زجر و آب شدن هستند .
    خدایا لطفت را شامل حال همه کسانی بکن که می فهمند و زجر میکشند و عاجزند از هر اقدامی و یا مرگی بده تا بیش از این با غم نابود نشوند و یا کمکی و امداد غیبی عنایت فرما و یک ملت و دین خودت را نجات بده.

  10. shida گفت:

    bouse bar dsaty ke ghalm ra gerft va in gone nevesht.

  11. حسین گفت:

    آورین، آورین، آورین،

    “حضرت طائب” حالا برو سر وقتش تا بفهمد پخمه را با چه “پ” باید نوشت.
    آورین، آورین، آورین….

  12. علی گفت:

    احسنت ، احسنت و صد بار احسنت
    برتو ای شیعه واقعی علی(ع).

  13. زنگبار دامغانی گفت:

    قتلهای زنجیره ای به کنار مقام معظم رهبری مسئول قتل دستگاه قضائی هم میباشد – آن موقع که فرد فرمانبری مثل اژه ای را مامور برخورد با کرباسچی و نوری کردند. به چه جرمی؟ جرم آنها بیشتر از جرم کسانی بود که میلیارد میلیارد میدزدند و ایشان به ” کش” ندادن فرمان میدهند؟ چرا اردوکشی احمدی نزاد و خس و خاشاک و ویروس خوانده شدن مردم مجاز است ولی معترضین حق یک گردهم آئی ساده را هم نمیتوانند داشته باشند؟ آخر این درست است؟ چرا خودمان را فریب بدهیم؟ مقام معظم رهبری از موقعیت عالی قانونی خود برای پیش برد مقاصد حقیر سیاسی اش بهره میبرد و این کار درستی نیست و تیشه به ریشه انقلاب و اسلام و ایران میزند؟ خیلی بهتر بود ایشان دست از این کارها بر میداشت و به آغوش ملت باز میگشت و افراد “مطیع و نالایق” را به افراد “لایق و مستقل” ترجیح نمیداد و انسانهای آزاد را به حبس نمیکشید و جواب حرف منطقی را با گلوله و مشت و باتوم نمیداد و میدانست که ممکن است یک عده خام خاخول پخمه را بتوان فریب داد ولی هر که با خدا مکر کند کارش با خیرالماکرین است. البته مردم سبز ایران فریب خارجی ها را نخواهند خورد و همچنان به مبارزه سیاسی و آرام و مدنی خود ادامه خواهند داد تا خدا برای آنها فرجی قرار بدهد. ان شاء الله.

  14. یک جانباز گفت:

    ای نوریزاد عزیز خدایاوارتان باشد…. نمیدانم چه خوابی آقای طائب برای شما دیدند امیدوارم که خیر باشد…. خدا مردم ایران و جهان را از شر این ظالمان نجات دهد،

  15. امان گفت:

    چرب و شیرین دنیا و قدرت مطلقه آنچنان بر این قوم شیرین آمده که تا جان در بدن (ضعیف) خود دارند دست از آن بر نمیدارند! حتی اگر میلیونها ایرانی را گروگان گرفته و چون زندانی با آنها رفتار کنند! حتی اگر با رفتار های غیر عقلایی خود پای موشکهای آمریکایی و اسرائیلی را (با تائید جهانیان) بخاک کشور باز کرده و صد ها هزار جان شیرین افراد این ملت را فدای خود کنند! حتی اگر لازم باشد به کشورهای درجه دو و سه جهان باجهای کلانی بدهند که شاه سابق به آمریکا نمی داد! نام همه اینها هم گذاشته اند “” بصیرت””

  16. ناشناس گفت:

    سپاس گزارم آقای نوری زاد عزیز

  17. bichareh25 گفت:

    شبانه روز دست پایت را می بوسم وبه آن افتخار می کنم

  18. ناشناس گفت:

    نوری زاد عزیز جالب است یکی مثل احمد توکلی و نادران میگویند که اطرافیان احمدی دزد هستند از این بگذریم که خود نیز به این حرفه مشغولند ولی انگار نه انگار این ادم که میگویند اطرافیانش دزد هستند البته از قریم گفته اند بگو با که دوستی تا بگویم کیستی اما الان این احمد توکلی و انها که بصیرت زیادشان چشم ملت را کم سو کرد از بس نور بصیرتشان زیاد بود اما همینها بودند که این ادم را به ملت تحمیل کردند انگار ما اورا به انها تحمیل کردیم ما به کس دیگر رای دادیم و این انها بودند که شعور و عقلانیت را تعطیل و بصیرت را به کار گرفتند و این ادم که البته من اختلاس را همه اش را کار او نمیدانم اما انها بودند که او را به ملت تحمیل کردند حالا از شدت وقاحت رویشان میشود زنده بمانند تازه به ملت منت هم بگذارند که این که ما به شما تحمیل کردیم دزد از کار درامد اگر این اخر کاری سکوت میکردند ابرو مند تر بود البته برای دزد ها ابرو کجای دنیا قرار دارد

  19. ناشناس گفت:

    سلام به دستغیب عزیز که بیدار دل مجلس خفتگان است

  20. ب گفت:

    امیدوارم باآگاهی وتلاش و پافشاری دراین راه به اهدافمان برسیم

  21. یک هموطن گفت:

    با سلام آقای نوری زاد به مجلس سر سپرده هم چیزی بگید که سر سپرده دستورات غیر مسئولانه رهبری هستند و اراده ایی از خود ندارند از انسان می ترسند ولی از خدا هراسی ندارند گاها به همه چیز حتی خدا هم اعتقادم از دست می دم چرا که کسانی که خدا خدا می کنند و خودشونو تافته جدا بافته میدونند و خودشونو از همه به خدا نزدیکتر میدانند هیچ اعتقادی به خدا ندارند

  22. امین گفت:

    درود وسلام بر محمد نوری زاد که هر هفته با خواندن نامه ات شارژمی شویم تا هفته دیگر
    بر سادگی خویش نظر کرد و دو صد لعن به خود کرد گفتا ز که نا لیم که از ماست که بر ماست!!!
    همه با هم در انتخابات ذلت بار شرکت میکنیم!!!

  23. محیا گفت:

    درود بر نوری زاد عزیز و شهامت وصف ناشدنی او. مگر نمی دانیم در این دستگاه ظاهر فریاد برآوردن همان و جان کندن همان؟ نوری زاد از جان دست شسته است وگرنه هیچگاه کلامش قدرتی چنین نمی یافت. درود بر همه مردان آن سرزمین پاک باد

  24. ناشناس گفت:

    امیدوارم که رهبر این نامه ها را بخواند و بداند که دارد با مردم چه می کند

  25. Mehran گفت:

    نوریزاد عزیز واقعا دراین دیار غربت و دلتنگی به امید خطبه های جمعه ها یت می نشینیم
    و هر هفته که می گذرد خطبه هایت به دلها بهتر می شیند. داشتن ایرانی سربلند و آزاد آرزوی
    هر ایرانی است. اما پس از خواندن هر نامه ات می ترسیم شاید این آخرین خطبه جمعه مان باشد
    عزیز دل همه مردان دلیر ایرانی سربلند و پاینده باشی

  26. sabz piroz گفت:

    vvvvvvvvvvvvvvvvvv man rae nemidaham vvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

  27. ناشناس گفت:

    این نوری زاده خیلی خود درگیری داره .
    برو میمون . به جای نوشتن این نامه ها یی که 1 ریال ارزش نداره بیا چشماتو باز کن و ببین عشق به رهبری را – عشق مردمی که در 22 بهمن آمده بودن و عکسهای امام خامنه ای را به همراه داشته اند . و با عشق ٰ محبوب دلشان را فریاد می زدند .
    تو وامثال تو باید برای ندیدن این عشقها بایدم سرت را در آخور کرده تا هیچ چیز به غیر از خودیها را نبینی !!!!!!!!!!

  28. تنها منتقد خبرگان گفت:

    سلام خدمت اقای نوری زاد شجاع
    البته باید حساب ایت الله دستغیب را از بقیه اعضا جدا کرد زیرا ایشان بخاطر مخالفت با رهبری جند مجلس اخیر خبرگان را ترک کرده و انتقاد های بجا ایشان باعث حمله به مسجد ایشان و بیت و دفتر شان و اخراج 200 طلبه ایشان از مساجد و مدارس و مراگز فرهنگی شده است صحبت های ایت الله دستغیب در مورد خود مجلسخبرگان هم خواندنیست ” سایت حدیث سرو”

  29. ناشناس گفت:

    اقای نوری زاد با تشکر از شما , خوب بود از حصرهای غیر قانونی مهندس موسوی و اقای کروبی و 12 میلیارد دلاری که دیوان محاسبات گفته از درامد نفتی سال 89 معقود الاثر شده است هم مطلبی قلمی کیکردید

  30. دریادل گفت:

    جمله ای معروف است و اینکه در جامعه استبدادی تنها مقصر را نباید حاکم دانیست بلکه ملتی که ظلم می پذیرند نیز مقصرند.
    روحانیت بعد انقلاب مشروطیت برای خود یک طلب تاریخی متصور بودند و در انقلاب 57 توانست این مطالبه را وصول کند اما سوال اینستکه حال که قدرت را گرفتید چه رهیافتی داشتید . اگر همین امروز رفراندم برگزار شود چند درصد به جمهوری اسلامی ایران رای خواهند داد. فرصتی که به دستشان رسید به خوبی بهره نبردند. آقای خامنه ای مانند نلسون ماندلا و یا ماهاتیر محمد می توانست نام نیک در تاریخ ایران از خود به جای بگذارد و منشاء حکومتی رحمانی به همراه مردم سالاری باشد و در این میان بزرگترین اشتباه تاریخی ایشان به بندکشیدن اندیشمندان و فرزندان انقلاب بود. مجلس خبرگان به جای اینکه به وظیفه قانونی خود عمل کند که در این سالها چیزی ندیدیم جز بررسی تحولات لبنان و منطقه را بررسی و اظهارنظر می کنند.
    مجلس خبرگان داستان جالبی دارد در پایان هر نشست خود نزد رهبری رفته و رهنمود می گیرند در حالیکه در دوره پهلوی محمدرضا سالی یکباره به مجلس می رفتند

  31. ناشناس گفت:

    جناب نوری زاد رحمت خدابرشما باد ولی انتظار افشاگری بیشتر از شماهست تا آقای طائب به سراغتان نیامده است این کار را لطفا” به سرانجام برسانید

  32. saeed sepahbod گفت:

    با سلام بر آقای محمد نوری زاد، اميدوارم هماره پايدار و موفق باشيد و اميدوارم که روشنگری های جنابعالی مستدام بماند، هرچند که از عاقبت کار شما شديدا بيمناکم، که اين گرگها بسيار وحشی اند

  33. ناشناس گفت:

    خداوند شماراحفظ كند _ باارزوي استقرارقانون دراين جامعه قانون كريز كه نه رهبر ونه رىيس دولت ونه مجالس ان نه قضائيه ان به قانون بايبند نيستند .

  34. سبز گفت:

    نرود بر سر این رهبر میخ اهنین . قدرت چشم و گوش این مرد را کر کرده .مجلس خبرگان هم مجلسی بی خاصیت و بی ابرو است که فقط پول بیت المال را می گیرد و کاسه لیس است

  35. nashenas گفت:

    اقای نوریزاد شجاعت شما مرا خجالت زده میکند کاش انها که ایشان را به رهبری رساندند مثل شما که نمیتوانند لااقل یکمی از شجاعت شما را داشتند و حداقل یک نامه به ایشان مینوشتند

  36. نهضت نامه نویسی گفت:

    همه آماده باشید اگر نامه های نوری زاد قطع شود همه هر هفته به آدرس بیت رهبری در خیابان فلسطین جنوبی نامه بنویسیم .حتی از همین الان می توان شروع کرد. بیت رهبری را نامه باران کنیم……. این یک کار که ازمان بر می آید!

  37. ناشناس گفت:

    سلام و درود و دست علی مرتضی به همراهت …..

  38. ناشناس گفت:

    ادب مرد به ز دولت اوست آقای بسیجی عاشق رهبر که ناسزا می گی بگو چجوری اومدی تو این وب سایت؟نکنه فیلتر شکن داری؟یا اینترنت بیت بدون فیلتره؟

  39. محمد گفت:

    رهبری هم میدون که با این ملت و کشور چه کرده؟
    و شجاعت این رو نداره که بیاد و بگه من بیست و سه سال راه به اشتباه رفتم و هر بار بیشتر از قبل بر اشتباه خود افزودم و اصرار کردم
    رهبری هم میدونه آخرتش رو از دست داده و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداره
    و جالب اینکه این رو همه ملت هم میدونن
    چه عاقبی…..
    وای که چه اشتباه رفتی، تاریخ رو چه میکنی؟!
    یاد مقالات جناب محسن کدیور در باب تفرعن به خیر

  40. ناشناس گفت:

    من هم به اقای خامنه ای میگویم گه دوربین فیلمبرداری پسر عمویم را دزدان حقیر سپاه در زندان کهریزک پس از بازی سپاهان پرسپولیس دزدیدند از اقای خامنه ا ی می خواهم به نیروهای دزدش در کهریزک در ان زمان دستور دهد دوربین پسر عمویم را را به او مسترد کنند ممنون میشوم

  41. محمد گفت:

    ای انسان شریف به تو خداقوت میگویم وتبریک فراوان که توفیق امر به معروف ونهی از منکر را داری! مگر نه انکه مانند نماز وروزه و حج و جهادو.. این نیز باید توسط ما که داعیه مسلمانی داریم انجام پذیرد اما بسیاری از ما چنان بی خبریم که مثلا در نوبت حج ابراهامی چند سال حاضریم بمانیم وبا پول سپرده مان دولت ناپاک امورات خود را بگذراند انوقت تصور میکنیم فریضه بجای اوردیم!…

  42. سامان12 گفت:

    جناب نوریزادشجاع!ایکاش از رهبر مادام العمر سئوال میکردی دکترمهدی دلاور بغیرازفعالیت در سایتش ایا بمب یا اسلحه کشتار جمعی داشت که اینجور وحشیانه به شکنجه او مشغولید؟اکثریت مجلس خبرگان افراد پیر و فرتوتی هستندکه در استان های خودشان کارمند ومزد بگیر رهبری میباشند واگر از انان بپرسی همسایه ایران چند کشور هست اکثرا نمیدانند!این رهبر بدلیل عشق زیادش به قدرت بازبان خوش بسوی ملت برنمیگردد وفرجام کار اوچون قذافی درلیبی میباشد.

  43. رسول گفت:

    تو أ یتی از خدایی نوریزاد عزیز مطمن باش در این راه به توفیقات بزرگی دست پیدا خواهی کرد خداوند توفیق شما را درایستادگی وصبر وکوشش وتلاشهای فراوان وشجاعت وسماحت قرارداده انشالله که سحر نزدیک است با توایم ای عزیز

  44. Arash گفت:

    درود و رحمت خداوند بر تو نوريزاد عزيز خداوند پشت و پناه تو باد.

  45. raja گفت:

    درود من بر تو نوری زاد عزیز اگر چه با تواز لحاظ عقیدتی متفاوتم.

  46. ناشناس گفت:

    دهل زنی که از این کوچه مست می گذرد مجال نفمه به چنگ و چگور ما ندهد تمام عمر در این ارزو بسر بردست کنون که مقام همایون بدست اوردست کسی حریف طنین تباه طبلش نیست ……
    رها کنش که بکوبد که عیش امادست دو گام دگر نارفته رفته خواهی دید دهل دریده به به پای کوی افتادست . دکتر کدکنی

  47. kamran گفت:

    اول به سراغ کمونیست ها رفتند، من اعتراضی نکردم – چون کمونیست نبودم. سپس به سراغ سوسیالیست ها رفتند، من اعتراضی نکردم – چون سوسیالیست نبودم. به سراغ سندیکاها رفتند، من اعتراضی نکردم – چون سندیکالیست نبودم. به سراغ یهودی ها رفتند، من اعتراضی نکردم – چون یهودی هم نبودم. در آخر به سراغ من آمدند – اما دیگر کسی باقی نمانده بود که بخاطر من اعتراضی بکند./شعری از مارتین نیمولر، سروده شده در هنگام جنگ جهانی دوم

  48. تقوی گفت:

    جناب نوریزاد عزیز لطفا نامه ای هم خطاب به ارباب معابد بنگارید.همان ها که از احساسات مردم نسبت به حرم رضوی(ع) ثروتهای افسانه ای اندوخته اند. آنها سالهاست که رهبری را خریده اند. خبرگان رهبری در واقع آنها هستند. آنها هستند که اکنون در پشت رهبری هستند. همان روحانیونی که نقشی در انقلاب نداشته اند. چرا امام خمینی یکبار هم به آنجا نرفتند و زیارت و عبادات خود را از دور انجام میدادند. چونکه ذات متولیان آنجا را خوب می شناختند. و به همین دلیل همیشه مورد خشم و نفرت آنها بوده اند. آنها که در عوام فریبی و خرافه فروشی دارای تجربیات چند صد ساله هستند. و پشت در پشت و نسل در نسل از لقمه های شبهه ناک آنجا ارتزاق کرده اند. اگر بخواهید رهبری صدایتان را بشنود باید به آنان نامه بدهید. و به مردم تا قرآن را بخوانند و دست از اعتقادات خرافی و فربه تر کردن عوام فریبان و ظالمان خون آشام و جنایتکار بردارند. درود خداوند بر شما و قلم توانایتان

  49. علی شیرازی گفت:

    اگر در تمام حکومت پهلوی یک نور ی زاد وجود داشت امروز وضع ما این گونه نبود

  50. Unknown گفت:

    قسم به قلم که سیاه مینویسدولی چشمه نوراست.خداوندازعمرمابکاهدبربقای غیرتمندمسلمانی چون شمابیافزاید.