سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

عکس/ همه جا نور بود…

چکیده :تصاویر رویا تکثیر شده بودند، هزاران هزار. ما سرخوش در شیب تند کودکی، دستها رها کرده و فرمان به دست رویا سپرد بوده بودیم. حتی باد به گردمان نمی رسید...و شما با دستانی باز زورق رویا به آب زده بودید و باد بر بادبان آرزوهای روشن سرزمین بی غروب تان می وزید. همه جا نور بود....


«.. گويى ماهی است درخشان که با درخت‏ زيتون خجسته ای که نه از دیار شرق است و نه غرب افروخته مى‏ شود.

آتشی به روغن آن شعله نرسیده اما همه چیز را روشنی بخشند. روشنى بر روشنى است …»

آیه سی و پنج، سوره نور

 به ابرهای پس زمینه عکس نگاه می کنم و یاد آسمان ابری و روشن بیست و پنج خرداد می افتم. روزی که آمدید. با دستانی باز آمدید. با لبخندی که ترس را در وجود همه مان می کشت. جمعیت صدها هزار نفری اطراف تان اقیانوسی شده بود جوشان که هر قطره اش سرخوشانه از پلکان هزار رویا بالا می رفت. رویا جایی در آسمان ها نبود. در میان لبخند مردمان غمزده ای بود که آن روز در شعف حضور گم شده بودند. صورتکهاشان از چهر افتاده بود تا صورت هاشان زیبا شود. ما غرق در نگاه همدیگر بودیم. تکه های هزار ابر میان لبخندها می چرخید و می چرخید. کسی نمی شنید شما از بلندگوی دستی تان چه می گویید. نمی خواست که بشنود. همه چیز جاندار شده بود. ما می خواستیم ببینیم، لمس کنیم، از خواندن و شنیدن خسته شده بودیم. حادثه ای مردم شهر یخ زده را از خواب پرانده بود. همه تصاویر رویا جان گرفته بودند، هیات جسمانی یافته بودند. مانند همین عکس، آینه در آینه شده بود. تصاویر رویا تکثیر شده بودند، هزاران هزار. ما سرخوش در شیب تند کودکی، دستها رها کرده و فرمان به دست رویا سپرد بوده بودیم. حتی باد به گردمان نمی رسید…و شما با دستانی باز زورق رویا به آب زده بودید و باد بر بادبان آرزوهای روشن سرزمین بی غروب تان می وزید. همه جا نور بود.

«از همه اوهام و تصویرات دور- نور نور نور نور نور نور»… (مثنوی مولوی، دفتر ششم)


2 پاسخ به “عکس/ همه جا نور بود…”

  1. تارا گفت:

    سلام علیه یوم ولد و یوم یقوم حق

  2. سرو گفت:

    خوشا بر احوال آنان که آن روزها را دیدند و حتی اگر برای لحظه ای هم شده ،به یاد آوردند حس خوب انسانیت و همدلی را