آقای توکلی! ما یک فرصت بزرگ را از دست داده ایم
چکیده :آقای توکلی! موسوی در مقابل چه چیزی سکوت می کرد؟ در مقابل خون به ناحق ریخته شده سهراب ها بر سنگفرش خیابانهای حکومتی که قرار بود اسلامی باشد؟ بر حجاب از سر کشیده بانوان مسلمان؟ بر باتومهایی که بر پیکر فرزند شهید همت زدید؟ بر کبودی بدن دخترانی که آمده بودند " رحمانیت" اسلامی را که موسوی وعده داده بود تجربه کنند؟ بر تیری که به مصطفای تکیبر گوی زدید؟ بر شکنجه هایی که به نام اسلام در کهریزک انجام دادید؟ به خیانتی که به اعتماد مردم کردید؟ به دانشجویانی که از پنجره خوابگاه به خیابان پرتاب کردید؟ به سرهایی که برای یک اعتراف ساختگی در چاه توالت کردید؟ به حریم هایی که شکستید؟ به دروغ هایی که گفتید؟ به میلیاردها تومانی که از بیت المال ربودید و کسی دم بر نیاورد؟ به فقر و فلاکتی که به نام اسلام به جامعه ارزانی دادید؟ به تن فروشی دختران نوجوانی که برای یک لقمه نان در خیابان های شهر طنازی می کنند؟ به کارگرانی که برای نان شب محتاجند؟ به سپاهی که " افتخار آفرین " بود و به گنداب پولهای باد آورده بردید و با دلارهای نفتی مهر سکوت بر لبهایشان زدید؟ به حوزه ای که جیره خوار حکومت کردید؟...
کلمه_ سیدحامد آرین: هنگامه انتخابات که می شود می توان به واقعیت نیات بسیاری پی برد. همان کسانی که ابایی ندارند از شخص اول مملکت خرج کنند تا بی کفایتی ها و حیف و میل هایشان از بیت المال را توجیه کنند.
همانهایی که وقتی در معرض تهمت قرار می گیرند بجای پاسخگویی به افکار عمومی با اتکا به یک جمله که ” به توصیه و فرمان رهبری” بود مهر پایان می زنند بر همه آنچه طی این سالها برده اند و خورده اند.
یکسال از حبس خانگی نخست وزیر محبوب امام می گذرد و اینک باز آقای توکلی که گویی سیرایی ندارد از این قدرت ِ کمتر از ” آب دهان بز” برای کسب یک کرسی به خود اجازه می دهد به کسی که حتی افراد خانواده و همفکرانش نیز حقی برای پاسخگویی ندارند بتازد و بگوید: ” اگر موسوی سکوت میکرد هر حرف و نطقش بر دولت تاثیرگذار بود و لطمات احمدی نژاد به کشور کمتر میشد.اگر این قانون پذیری رخ میداد؛ فشارهای بینالمللی نیز کمتر میشد. ما یک فرصت بزرگ را از دست دادیم وآنچه که نباید، اتفاق افتاد.”
آقای توکلی! موسوی در مقابل چه چیزی سکوت می کرد؟ در مقابل خون به ناحق ریخته شده سهراب ها بر سنگفرش خیابانهای حکومتی که قرار بود اسلامی باشد؟ بر حجاب از سر کشیده بانوان مسلمان؟ بر باتومهایی که بر پیکر فرزند شهید همت زدید؟ بر کبودی بدن دخترانی که آمده بودند ” رحمانیت” اسلامی را که موسوی وعده داده بود تجربه کنند؟ بر تیری که به مصطفای تکیبر گوی زدید؟ بر شکنجه هایی که به نام اسلام در کهریزک انجام دادید؟ به خیانتی که به اعتماد مردم کردید؟ به دانشجویانی که از پنجره خوابگاه به خیابان پرتاب کردید؟ به سرهایی که برای یک اعتراف ساختگی در چاه توالت کردید؟ به حریم هایی که شکستید؟ به دروغ هایی که گفتید؟ به میلیاردها تومانی که از بیت المال ربودید و کسی دم بر نیاورد؟ به فقر و فلاکتی که به نام اسلام به جامعه ارزانی دادید؟ به تن فروشی دختران نوجوانی که برای یک لقمه نان در خیابان های شهر طنازی می کنند؟ به کارگرانی که برای نان شب محتاجند؟ به سپاهی که ” افتخار آفرین ” بود و به گنداب پولهای باد آورده بردید و با دلارهای نفتی مهر سکوت بر لبهایشان زدید؟ به حوزه ای که جیره خوار حکومت کردید؟ به مسجدی که پای مومنان از آن بردید؟ به اسلام و انقلابی که هیچ چیز از آن به جای نگذاشتید؟
یکسال است که میرحسین موسوی به جرم حق گویی و بازگویی فقط بخشی از ظلمی که به مردم می رود به نام اسلام، لب به اعتراض گشوده است. کسی که بیست سال گذشته همه عرصه ها را به شما و دوستانتان واگذار کرده بود. آقای توکلی در این بیست ساله کدام پرونده درخشان را دارید که عرضه کنید که حالا همه تقصیرها را به گردن کسی می اندازید که آنقدر شهامت دارد که آمده است آرمان های انقلابی را یادآوری کند که حاکمان به فراموشی سپرده بودند؟
آقای توکلی شما که امروز در نبود یاران امام و انقلاب داعیه دار عدالت شده اید و برای جمع کردن چند رای می گویید که اصلا از روز اول با احمدی نژاد موافق نبودید، چرا وقتی موسوی فریاد می زد و هشدار می داد که این بی قانونی ها به دیکتاتوری می انجامد، نصیحتش را نشنیدید؟ امروز داعیه دار مبارزه با فساد اقتصادی شده اید! چرا وقتی موسوی گفت: “ما آمدهايم تا حسابهاي ميلياردها تومان پول گمشده را روشن كنيم و بگوييم اين پولها كجا رفته و مصرف شده است و ما از عوام فريبي بيزاريم….اگر مردم و جوانان را دوست داريد اينجا هستند، اگر كشورتان را دوست داريد، اين مردم كشور شما هستند، شما كساني را به دولت راه ميدهيد كه آنها مشكوك هستند. ما ميگوييم كه اين تراول چكها را از كجا آوردهايد و بين بعضيها پخش ميكنيد. اگر اينها مال مردم است بگذاريد كه براي همه پخش شود، اگر مال خود شما ست بياييد و ريشهاش را روشن كنيد كه ميلياردها تومان را شما از كجا كسب كردهايد.”
آری! چرا آنروز دست یاری بسویش دراز نکردید؟ شما که هر روز رسانه ها را پر می کنید از مفاسد محمدرضا رحیمی، مردم چگونه شما را باور کنند، وقتی که در برابر این هشدار های میرحسین موسوی به جای اینکه به یاریش بشتابید، دروغ به او بستید، تهمت زدید، از حق مسلمش محرومش کردید، تریبون از او ستاندید، حصرش کردید، حبسش کردید، و حالا که نه او می تواند پاسخ بگوید و نه هیچیک از کسانی که به او نزدیکند، به تنهایی به قاضی می روید و خشنود بر می گردید.
آنان که این روزها فریاد وا اقتصادا سر داده اند و از فساد رخنه کرده در جای جای این کشور فغان می کشند و ثروتهای میلیاردی باد آورده را فریاد می کنند و از اختلاس بزرگ سه هزار میلیارد تومانی شاکی اند، کجایند به یاد آورند فریاد دردمندانه میرحسین موسوی را که میگفت: «ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است.»
کسانی که نسبت به بی قانونی ها و بی انضباطی های مالی پاکترین دولت زمانه نگرانند و از دیکتاتوری رضا خانی دم می زنند و عدم کفایت رییس جمهور منتصبشان، کجا بودند که بشنوند، هشدارهای نخست وزیر محبوب امام را که می گفت رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند، درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم.
بله ما یک ” فرصت بزرگ را از دست داده ایم”. فرصتی که میرحسین فراهم کرد. فرصت اصلاح و بازگشت به اصول و آرمان هایی که برایش انقلاب کرده بودیم.
میرحسین که آمد بار دیگر در این مملکت صدای تکبیر همگانی شد. موسوی که آمد بار دیگر نام شهیدان و بسیجیان شنیده شد. موسوی که آمد معنویت دوران جنگ باز برگشت. موسوی که آمد یاد امام باز زنده شد. موسوی که آمد دلهای مومنان شاد شد. آنها که سالها به انزوا رفته بودند در سایه سیاستهای مدبرانه شما آقای توکلی و دوستانتان، نور امید در دلهایشان روشن شد که قرار است وعده های انقلاب عملی شود. موسوی که آمد حساب اسلام از حساب مسلمانانی که شما باشید جدا شد. موسوی که آمد ” خدا” از غربت و تنهایی به در آمد. موسوی که آمد شور و نشاط دوران انقلاب و جنگ بر کشور سایه افکند. موسوی که آمد بوی امام آمد. بوی نورانیت جبهه ها. بوی صداقت. بوی سازندگی. بوی مردانگی.
آقای توکلی همه فریادهای مظلومانه و مدبرانه موسوی را ناشنیده گرفتید. 18 بیانیه که هر یک منشوری از اصلاحات است و دردمندانه و حکیمانه برای عبور از بحران نوشته شد، ندیدید. قبیله گری و کینه و حسادت چشمهایتان را پرکرده بود، بر گوشهایتان مهر زده بودند همچون دلهایتان. نمی توانستید ببینید که این نخست وزیر دوران جنگ که بیست سال تریبون از او ستانده بودید چگونه در یک شب سرد زمستانی چون نسیمی بر پیکر خزان زده این ملت وزیدن گرفت و چگونه جوانه های امید و شکوفه های زندگی را بر شاخه های جوان آن زد.
آقای توکلی! موسوی گفته بود مگر نمیخواهید ما نباشیم و شما باشید پس با قانون و مردم بازگردید. اگر به همان توصیه های موسوی عمل کنید بی شک فشارهای بین المللی کم خواهد شد، لطمات احمدی نژاد کاسته خواهد شد، قانون پذیری افزایش خواهد یافت. اکسیر حیات بخشی که موسوی برای حل این بحران ها داده بود هنوز هم کارایی دارد ” بازگشت اعتماد عمومی”. ببینید که زمستان سرد اعتماد عمومی تا عمق وجودتان را خشکانده است.
به موسوی توصیه سکوت می کنید که رهبر حزب باشد و دور بعدی رییس جمهور شود، گویی فراموش کرده اید که او پیرو مکتب حضرت علی است . همو که حکومت در نظرش از لنگه کفشی کهنه و آب دهان بز کمتر بود و حکومت را می خواست مگر آنکه حقی در پرتو آن اقامه شود و یا از باطلی باز داشته شود.
آفای توکلی یادتان رفته مولا علی وقتی حتی حکومت را به او سپرده بودند دردمندانه چه گفت” اَما و الَّذی فَلَق الحبةَ و بَراَ النَّسَمةَ, لَولا حضور الحاضِرِ وَ قِیامُ الحُجَّةِ بِوُجوُدِ النّاصِرِ وَ ما اَخَذ اللّه عَلی العلماء اَن لا یُقارُّ وا عَلی کِظَّةِ ظالِمٍ وَ لاسَغَبِ مظلوم, لاَلقَیت حَبلَها عَلی غارِبها” هان! سوگند به آن که بذر را بشکافت و جان را بیافرید، اگر حضور یافتن بیعت کنندگان نبود و حجت بر لزوم تصدی من با وجود یافتن نیروی مددکار تمام نمی شد و اگر نبود که خدا از علمای اسلام پیمان گرفته که بر پرخوری و غارتگری ستمگران و گرسنگی جانکاه و محرومیت ستمدیدگان خاموش نمانند, زمام حکومت را رها می ساختم.
اینک بر مسند قدرت چه می کنید، وقتی ناله مادر شهید را نمی شنوید که هر هفته برای دیدن فرزندنش راهی زندان ها می شوند. وقتی فرزندان خردسال در انتظار آغوش مادر شب تا صبح می گریند. وقتی هر روز خبر از اختلاس و پول های باد آورده است و پدری کارگر برای نوشتن یک شعار بر دیوار شهر، مخل امنیت ” غارتگران” شده است و به زندان برده اید و صاحبان پولهای بادآورده در سایه امنیت شما کاخ های ستم برپا می کنند.
برای احقاق حقوق چه کسانی اینگونه تشنه قدرت شده اید؟ وقتی مهدی جوان را به جرم افشاگری جنایات کهریزک، برهنه به حیاط زندان می برید و دانشجویان را به جای آمران و عاملان جنایت کوی دانشگاه به محبس می فرستید. برای حقوق ” غارتگران بیت المال” و ” متجاورزان به حقوق ملت” و منحرفان از آرمانهای انقلاب” و ” هتاکان به سرداران جان بر کف” و ” رهبانان بی خبر از خدا” و ” جاعلان حدیث ” و ” پوشندگان پوستین وارنه” و برای ” به مذبح بردن دین” اینچنین همه با هم سوگند برادری خوانده اید تا به نام دین محمد، چند صباحی بر سریر قدرت بمانید.
موسوی مثل شما تشنه قدرت نبود که اگر بود آنقدر درایت و هوش سیاسی داشت که سکوت کند برای مدتی که بقول شما ” محبوب” شود. موسوی چون مولایش امام حسین درد ” دین” داشت. او گفته بود:
” ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.”














واقعا شما از توکلی بعنوان وزیر کار تحمیلی به کابینه آقای موسوی انتظار بیشتری داشتید؟
توکلی…که افتضاح لایحه قانون کارش در زمان تصدی اش در وزارت کار زبانزد کوچک و بزرگ بود!
این سخنان وی واکنشی به نامه سردسته ….دولت (رحیمی) است که پته توکلی را روی آب ریخت.
در و تخته خوب بهم جور شده اند…
….
خدمت جناب توکلی عرض کنم که فرمایشات شما مصداق هنر نمائی آن مرد هنرمند است که خود میگفت و خود می خندید.تمام حرفهای شما که بار چندم است که تکرار میشود و ظاهرا بسیار مقبول متولیان قرار گرفته، نشانه کاملی از بی بصیرتی و فساد فکری و شیوه زندگی حضرتعالی و رفقایتان میباشد. شاه بیت حرف شما در توجیه رفتار زشتتان در حمایت بی قید وشرط ذلیلانه از احمدی نژاد و رای دادن به او علیرغم علمتان به اینکه او یک فاجعه است و نقض آشکار سوگندتان در وفاداری به موکلینتان این است که میر حسین دارای پایگاه اجتماعی گسترده بود که میتوانست مقابل رهبری باشد ولی احمدی نژاد اینطور نبود. حالا باید دید این مقام رهبری چرا برای شما آنقدر ارزش دارد که دین و آخرت خود را به آن فروختید؟.پاسخ این سئوال در اظهارات اخیر خودتان در رابطه با افشا گری رحیمی مفسد نهفته است.شما اعتراف کردید که بورسیه شدن شما در انگلستان بدستور رهبری بوده است.یعنی جنابعالی از یک رانت بزرگ غیر قانونی استفاده کرده اید و کلّی هم ارز تحصیلی غیر قانونی گرفته اید صرفا بدلیل حمایت رهبر!..زمین مجتمع آموزشی شما که به ثمن بخس خریدید و امروز چند میلیارد ارزش دارد به دستور رهبری به شما داده شده!!..رهبری میدان بی رقیبی را برای شما و همفکرانتان آماده کرده که بتازید. این اختلاسها که از اوّل این دولت پلید شروع شده بود نه حالا. حال که مقام رهبری در چاله ای افتاده که می خواهد همه را با خود بکشد شما قهرمان وار پریده اید وسط که شاید چند تا صف جلوی حوزه ها تشکیل شود!!..آقای توکلی عزیز.شما و دوستانتان به زندگی بدون فساد و قلدری عادت ندارید و این رهبری هم برای همین به کار شما می آید.کسی که دین و آخرت خودش را به امثال شمائی فروخته است…رهبری اگر قدری درایت داشت با نگاه به مطالب شما می فهمید چه کسانی دورش را گرفته اند.انسانهای فاسدی که به زندانی در بند مظلوم اتهام میزنند و بر این تک صدائی می بالند و مفتخرند که اشخاص لات و بی سرو پا ی فاقد پایگاه اجتماعی را بر گرده مردم سوار کرده اند!!..می دانی چرا دوست من؟..چون به تعبیر زیبای سید الشهدا شکمهایتان از مال حرام پر شده است…همین و همین
نکته جالب صحبت توکلی این است که حرفهای رحیمی را تایید کرده اما با ظاهر اصولگرا پسند! رحیمی گفته که توکلی روال قانونی بورسیه گرفتن را طی نکرده، توکلی هم گفته به دستور مقام معظم رهبری بورسیه شده است! خوب این که همان حرف است. مگر آقای خامنه مسئول تعیین تکلیف متقاضیان بورسیه است که میتواند دستور دهد و یک نفر را بورس،آن هم در انگلستانی که میگوید خبیث است، کنند؟ مگر کشور برای بورس شدن فردی روال به خصوصی ندارد؟ و آیا آقای خامنهای میتواند روال را میانبر بزند و برای یک نفر توصیه نامه صادر کند؟ و مگر چه فرقی است که اگر آقای مهاجرانی به هر دلیلی برود انگلستان، جیره خوار انگلیس و عامل فلان و بهمان میشود اما اگر آقای توکلی برود انگلیس این چیزها به او نمیچسبد؟ انگلیس که همان انگلیس است و تازه اگر بخواهد عامل داشته باشد، کسی مثل توکلی را انتخاب میکند که برگردد ایران و در عمق نظام نفوذ کند و نه مهاجرانی که آنجا نشسته و عملا نمیتواند برای سازمانهای امنیتی انگلستان و سیا و غیره که مدام میگویند فایدهای داشته باشد.
اما خوب الان اینطوری شده که هر کسی بگوید کاری را با مقام رهبری هماهنگ کرده است انگار خودش را بیمه می کند، چون فرضا اگر زبانم لال قوه قضاییه بخواهد این پرونده را دنبال کند، لابد باید آقای خامنهای را به دادگاه بکشند که آن هم محال اندر محال است.
ﺍﮔﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﻮﺳﻮﯼ ﻣﺜﻞ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺷﻤﺎ ﻓﺮﺻﺖ ﻃﻠﺐ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻘﻮﻝ ﺷﻤﺎ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑﺮﺩﺗﺎﺗﻮﺩﻭﺭﻩ ﺑﻌﺪﯼ ﺑﺸﻪ ﺭﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭﺩﺭﺳﺖ ﻣﺜﻞﻓﺮﺻﺖ ﻃﻠﺒﺎﯾﯽ ﭼﻮﻥ ﺭضایی که ناموسشو گرو گذاشت تا فرصت برای دور بعدی از دستش نره
حقیقت روشن تر از آنی است که آقای خامنه ای و پیروان مطلق او فکر میکنند. نمیتوان با دروغ صدا و سیما و سرنیزه سپاه و باتوم بسیج و روان پریش کیهان نشینان و زشتی عمل برادران لاریجانی و سکوت علمای خریداری شده حقیقت را پنهان کرد. چند صباحی دیگر صبر میخواهد همین آبروی مانده آنها هم خواهد ریخت. کاری که آقای خامنه ای با “ایده اصلاحات” کرد کار برحقی نبود و خودش هم آنرا میداند همانطور که کاری که با موسوی و کروبی و رفسنجانی و خاتمی و نوری و کرباسچی و هزاران مصلح دیگر کرد کار بر حقی نبود و مکافات عمل زشت او بر سرش آوار خواهد شد روزی – به امید خدا …
باور بفرمایید که آقای توکلی توی بهشهر که یک شهرستان کوچیکیه هیچ اعتباری نداره دستشون برای همه رو شده این انتقادهاشون تنها برای موندن در عرصه ی سیاسته یه عده این طورین دیگه ملت رو فدای قدرت می کنن بیخیال آخرت!!!!!!! خدا به مردم ایران صبر بده.
هنرنمایی های آقایان کودتاچی انسان را یاد داستان ماه پیشونی و خروس سخنگو میندازه که بر سر تنوری آواز سر میداد :قوقولی قوقوقو ،ماه پیشونی توی تنور ،…خر پیشونی میون مجلس
کودتاچیان کوردل با انجام اعمال کوردلانه و شاید هم آگاهانه!!!اعتراضات رو از دزدی رای به نداشتن نون شب و نخواستن اساس نظام رسوندن و قطعا حضور میرحسین و همفکران او که برای اولین بار در عمل و نه در حرف ارایه گر دین و دنیای رحمانی هستن مانعی بر سر راه حضرات ظلمانی ست پس تا نفس دارن با روشنی و روشنایی می جنگن و بر ماست که با تاباندن نور آگاهی به تمام زوایای پیدا و پنهان جامعه نفس آقایون رو هر چه زودتر بند بیاریم.
میر حسین درقلب ملت بود درقلب تاریخ هم ثبت شد.
با درود به همه دوستداران جنبش سبز. من فکر میکنم با شرایطی که هم اکنون در آن قرار داریم، دار و دسته مقام عظما و باند دزدان انتخابات مملکت را به سمت جنگی خانمانسوز میکشانند. از دیدگاه من بازنده در این جنگ ما مردمیم. در زمان انقلاب بیشتر ما یا خردسال بودیم و یا هنوز نبودیم، ولی با مستنداتی که بعدا من دیدم، انقلاب هم دزدیده شد چراکه هدف انقلاب تک حزبی شدن نبود بلکه همه گروهها حق اظهار نظر داشته باشند. ودر زمان درگیر شدن مردم در جنگ تحمیلی بنوعی در پشت صحنه مکان تسویه حسابهایی هم شد که سرانجام حزب جمهوری اسلامی (شامل آقای خامنه ای و رفسنجانی) عهده دار انقلاب شدند. یکی از مهمترین دلایلی که من را نسبت به این انقلاب دلسرد میکنه فجایع و جنایاتی هست که در هر دوره ای در زندانها نسبت به زندانیان سیاسی شده است از جمله کشتار های سال 67. و در صورتی هم که جنگی صورت بگیره به هیچ عنوان در آن شرکت نمیکنم چرا که دشمن من و مرز بوم من بیشتر دشمن داخلی است. اینبار دفاع از مملکت نیست، دفاع از ظلم داخلی است که حاکمان کنونی با روش زور و ترس به من و امثال من روا میدارند. دفاع از انقلاب هم با توجه به اینهمه جنایاتی که در زندانهای انقلاب صورت گرفته اصلا معنی ندارد و به مثابه توهبن به کشته شدگانی است که به هر دلیلی جهت داشتن دیدگاه مخالف اعدام شده اند.
اصلا به فرض هم که رهبری گفته تو بورس بشی! خوب خیلی بی خود کرده اینجوری داری میگی که اون هم با تو همدسته
البته آقا اخیرا فرمودند که کسی حق نداره از جزییات از من سوال بپرسه
البته چرا که نه ! کسی که میگه من به شما ولایت دارم یعنی همین دیگه
مگه شما میتونی از کسی که به تو ولایت داره بازخواست کنی
اینه ولایت مطلقه فقیه
لطفا یک صفحه ویژه انتخابات باز کنید و تمامی اخبار، گفتگوها و مقالات و اشعار و پوسترهای حدود یک سال گذشته اصلاح طلبان که مربوط به انتخابات پیش رو می باشد را در آن قرار دهید.
به نظر بنده باید سعی کرد 1- مردم را به هر نحو روشن کرد و آگاه نمود.2- خود سازی کرد و اهل صفا و صداقت بود. 3- سعی نمود کینه که کمینگاه شیطان و دشمن است از دلها زدوده شودکسانی که تخم کینه می پاشند یقینا آتش درو خواهند کرد..4-مردم را به نقد علمی ومنصفانه کردن عادت داد.5- خواندن خواندن وباز هم خواندن 6- انسان ارزشمند است ارج نهادن به کرامت انسان7-کسانی که ملت را شقه شقه می کنند به مردم شناساند که آنها بزرگترین خائنانند.8-داد از دست عوام…آنها را به هر راه لازم بیدار نمود که کار خیلی مشکلی است و داد از دست خواص …آنهایی که زیاد می دانند و خود را برتر و بالاتر از دیگران به حساب می آورند و خود را نساخته اندو مقام و قدرتی دارند.9-با احساسات خام نمی توان کشور را به سعادت واقعی رساند.10-هر کس به ملتش خیانت کند حقیر ترین ناکس است .11-راه رسیدن به آزادی واقعی و عدالت اجتماعی راهی صعب و سخت وو پر پیچ و خم و …است باید خسته نشد این راه راهی یک ساله ده ساله نیست.باید کمر بند ها را محکم بست و آماده تلاش جانفرسا بود.12-اگر مسئولین نظام سر عقل بیایند باز هم می توان با گذشت که خصلت مردان واقعی است کشور را سرو سامان داد.13-مردم ما اگر خوب مدیریت شوند می توانند طی دو دهه کشور را به سوی پیشرفت وترقی سوق دهند آنها صداقت و مدیریت علمی نیاز دارند.14-وظیفه ی همه ی مردم و بزرگان کشور است که به هر نحو ممکن کشور را از این کینه واختلاف نجات دهند بودن ما در گرو این کار اساسی و حیاتی نهفته است و دست روی دست گذاشتن امروزه بزرگترین خطاهاست.15-آقای توکلی هم باید اعمال و رفتار خود را خودش منصفانه زیر ذره بین و نقد بگذارد و خائن و خادم را درست تشخیص بدهد کار چندان سختی نیست.16-شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین …17- در نا امیدی…پایان شب سیه…من هم امروز این از دستم بر می آمد برای وطنم…یا حق
ما ياد گرفتيم دو بار به يک نفر اعتماد نکنيم
اصولا موسوی از وقتی گفت تسلیم این صحنه آرایی نمی شود و کروبی هم از وقتی گفت صدایش خفه نمی شود، موسوی و کروبی شدند.
اگر تن می دادند به این بالماسکه ای که امثال حضرات در آن خوش رقصی می کنند، می شدند یکی مثل توکلی که برای … هم لاجرم باید تماسی با بیت معظم گرفته و اجازه ای اخذ فرماید.
آفرین و درود هر ایرانی آزاده ای بر شما که جوابی متین و به قول قران و اذا مرو ا باللغو مروا کراما ،و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما دادید.اگر چه توکلی هم اعلام کرد زمین گرفتنش ،اعزام به خارجش هم به دستور رهبر بوده استقرار بوده همکار دیگری برای شریعتمداری کیهان در باب اقتصاد شود تا مهره های رهبری کامل شود.و گرنه کسی نیست از او بپرسد ای مهره با هوش کدام نظریه اقتصادی از مغز شما تا کنون صادر شده استمجلس و دانشگاه و بلند گو مال شما بوده و هست.نشان دهید.تو آنقدر خنگی که پاچه خوار احمدی نژادی و بیشرمانه الان که گند او همه جا را گرفته اعلام می کنی او را بر موسوی ترجیح داد. دکتر قلابی تو گفتی که احمدی نژاد شعارهای فراموش شده انقلاب را زنده کرد.منظورت دزدی است،خوار شدن ایران و ایرانی در محافل بین المللی است.منزوی شدن در بین کشورهای همسایه و یا بلند شدن صدای عربستان و قطر بر سر ما.رفاه عمومی یا رشد زیر یک در صدی.روشن بگویم توکلی سرش را زیر برف نکرده ،بلکه ملت ایران را کم دان و فراموشکار می پندارد. آنان با الگو گرفتن از ماجرای کتاب قلعه حیوانات دنبال این هستند که با تحریف شعارهای انقلاب،تحریف تاریخ سی ساله اش،تاریخ جنگش ذهن مردم را شستشو دهند و شعارها و خواسته های خودشان را جانشینش کنند.بار تدارکاتی جنگ بر دوش دولت موسوی بود کجا از آن یاد کرده اند.رفسنجانی شخص اول جنگ بود نامش کجاست.خامنه ای دو اضهار نظر کرد امام علنی ،مکتوب و اعلام در رسانه ها او را کوبید.اما موسوی استعفا داد از دست کارشکنی خامنه ای ولی امام از او خواست بماند.او راست می گوید.احمدی نژاد شعارهای مورد نظر رهبری و توکلی ،مثل تقسیم قدرت و ثروت بین خودشان را احیا کرده است.حرمت مردم را شکستن و همه را صدقه بگیر کردن را احیا کرده است.تقسیم چها صد میلیارد تومان بین مردم و دزدیدن چهارصد میلیارد دلار را احیا کرده است.توکلی ها نقش”اسکوئیلر” در کتاب قلعه حیوانات را برای رهبر متخلف و زورگو و خودخواه “ناپلئون” بازی می کنند و بالطبع سگهای درنده اش نیز نیروهای انتظامی و سپاه و اطلاعات هستند.حیف نام موسوی است که بر دهان امثال توکلی جاری شود.سابقه و حال موسوی روشن است.اگر آنان به شعور مردم باور دارند،اگر فکر می کنند موسوی تصمیم اشتباه گرفت یک روز موسوی را آزاد بگذارند و سگهایشان را جمع کنند.آنگاه ببینید میلیونها ایرانی آگاه و مشتاق موسوی را که او را فریاد می کنند و عزت او را.اگر راست می گویید عزت موسوی را پس از دوسال تخریبش توسط تمام دستگاههای تبلیغاتیتان و حصرش در یکسال گذشته این کار را بکنید ای میراث خواران دروغین انقلاب و تحریف کنندگان شعار استقلال،آزادی،جمهوری اسلامی
آقای توکلی شما میتونی خودتو ګول بزنی
میر حسین و کروبی نمیتونند خودشونو رو ګول بزنند
آفرین…..بسیار زیبا بیان کردی آنچه در دل ما بود….و زیبا عیان کردی ماهیت وکیل الدوله هایی که به نرخ روز نان، شرافت انسانی می فروشند
مردم باید بدانند که توکلی همان کسی است که با اقای سبحانی نماینده سابق سمنان در صدا وسیمای لاریجانی حاضر شد و هر دو با هم گفتند که قیمت تمام شده بنزی 30 تومان است چرا خاتمی میخواهد بنزین را 70 تومان به مردم بفروشد مردم واله این سخنانم دروغ نیست عین حقیقت است فیلمش در صدا و سیمای دروغ موجود است بسیاری از افرادی که مسایل سیاسی را پیگیری میکردند این مسئله را می دانند ضمننا اقای توکلی دانشجوی نمونه و ممتاز کلاسش نبود تا بتواند از بورسیه استفاده کند
اندکی صبر سحر نزدیکپاست
وقایع امروز تشابه عجیبی با دوران امام علی و خانه نشینی ایشان دارد. نمی دانم چرا چشم حاکمان روز این موضوع را نمی بینند و توبه نمی کنند.
آقای توکلی عدد 99 یادت نره !
جالب است که تمام حرفهای موسوی یکی یکی داره نمایان می شه ولی باز هم کسی حاضر نیست بگه تو درست گفتی
عزیزان ! من نمی خواهم از ارزشهای حرکت کنونی آقای موسوی انتقادی بکنم . این فریاد موسوی در مقابل ظلم و جور و دزدی و ….. بسیار زیبنده و خوب و بجا است .
اما دوستان! در دوران نخست وزیری ایشان هم حقوق بسیاری از ایرانیان نقض و پایمال گردید ، بسیاری از فرزندان این ملت بدون کوچکترین ترحمی بی سروصدا از میان رفتند ، در زندانها شرایط فاجعه باری بر مردان و زنان این کشور حاکم بود ، هرگونه درخواست حق طلبی و فریاد رسی با شدیدترین برخورد سرکوب می شد ، رانتهای اقتصادی زیادی به وابستگان نظام در دوره ایشان اعطا شده بود و فضای فرهنگی و اجتماعی هم بسیار خفقان آور بود و…….. اینکه کسی بگوید ایشان مطلع نبودند و یا مسئولیت مستقیمی نداشتند و یا شرایط خاص زمانی و تاریخی به ایشان اجازه اعتراض را نمی داد سخنی گزاف است؛ چرا که در همان موقع آقای منتظری که دارای موقعیت سیاسی و وجه بالاتری در نظام بودند به درستی اعتراض نمودند و در مقابل سرکوب و ظلم و ستمی که به فرزندان ملت تحمیل می شد ، فریاد حق طلبی و ظلم ستیزی آنان شدند .
دوستان ! من تصور میکنم اگر به آقای موسوی در سال 88 اجازه در اختیار گرفتن ریاست جمهوری را هم می دادند ایشان چندان تفاوتی در عملکرد با آقای خاتمی و یا کروبی[ که رییس مجلس ششم بود] نداشتند و یا نمی توانستند داشته باشند ، مگر آقای خاتمی در اواخر دوره ریاست جمهوری خود ،این پست را تدارکاتچی ننامیدند و یا آقای کروبی سر به حکم حکومتی در مجلس نساییدند ! ؛ البته قبول دارم شاید آقای موسوی اگر اجازه ریاست جمهوری را می یافتند وضعیت تا این حد فاجعه آمیز نمی شد ولی زیاد نباید انتظار وضعیت بهتری را با توجه به ساختار حکومت و نظام می داشتیم.
با سلام
من خواستم بگم باید حداقل مردم ما نصف جرات عربها را داشته باشن برای ازادی باید تعدادی قربانی شوند
پس بسم الله
اقای توکلی نگاه به فسادها کن- اقتصادی -تن فروشی -شغلی -اداری- دولتی-ازاد همه و همه -ما جنگیدیم برای ازادی برای ناموس همه
نه تعدادی اندک -کجاست شیر نفت هایی که امام استقرار انها را سر هر کوچه بیان کرد-کجاست عدالت -مردم ما کور نیستن دنیای امروز با گذشته فرق میکنه
در اخر بگم :
برای رفتن 2متر کفن کفایت میکنه و مقداری خاک
جناب نسیم بهشتی ، خسته نباشید
من بدون اینکه بخواهم دربارۀ نوشته بالا بطور کلی نظر بدهم می خواهم بگویم که در ترجمۀ متن عربی ، بخصوص که آن متن که به حضرت علی منتسب است دقت کرده ، رسم امانت داری نگه داریم.در متن گفتار حضرت علی ، آنجا که از علما سخن بمیان می آورد کلمۀ اسلام وجود ندارد و اگر لازم بود خود حضرت علی آن کلمه را در آن متن وارد می ساخت ،چرا در ترجمه ای که ارائه می کنیم آنرا علمای اسلام می نامیم .شما می دانید که اداره و نظم جامعه به دانشمندانی که در رشته های مختلف تسلط دارند ، نیاز مند است. چرا ترجمۀ کلمۀ علمائی که حضرت علی فرموده به دانشمندان برگردان نگردد تا « علمای اسلام » سبب سوء استفاده قرار نگیرد که امروزه در جامعۀ ما بطور مداوم صورت می گیرد. به عبارت دیگر وقتی ترجمه « علما » در سخنان حضرت علی به علمای اسلام ترجمه می گردد تصور می شود ما برای هر چیزی که بخصوص با گذشت زمان حادت می گردد و نیاز های جامعه را در وضعیت جدیدی قرار می دهد باید پاسخ آنرا از لابلای احادیث و روایات آنهم توسط روحانیون و معممین بیابیم. این همان سوء استفاده ای است که در طی سی و سه سال که از انقلاب می گذرد خسارات بی حد و حصری بر جامعه و مردم ما در عرصه های مختلف وارد ساخته است. بنابراین خواهش من اینست که دلسوزی خود برای جامعۀ فلک زده ایران را با دقت بیشتری توأم نمائید که انشاء الله منشأ اثرات بهتری خواهد بود.
کاش آقای توکلی و هم فکرانش و… هر چیزی را به قیمتش می فروختن .مگر میرمان وشیخ شجاع چه می گفتن وچکار کردند .که امروز دچار حبس شدن .جز کلام حق وگرفتن حق مردم چیزی دیگر می خواستن .اگر فقط به اندازه یک جو مسلمانی در شمایان مانده وبه روز قیامت باور دارید .بسم الله
بسیاری از مطالب حق است ولی پیروان الله تعدادشان به 313 تا هم نرسیده تا امیدی داشت به نورانیت. من که حاضر نیستم پیرو مطلق احدالناسی شوم . اما از کمک گرفتن و کمک رساندن به دوستان الله ترسی ندارم.
متن زیبایی بود.
اندکی صبر
سحر نزدیک است
آن یار کزو گشت سر دار بلند جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد