سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اسدالله عسکراولادی: افتخار مى‌کنم که ميلياردر هستم...

اسدالله عسکراولادی: افتخار مى‌کنم که ميلياردر هستم

چکیده :الان که به عنوان يک تاجر روبه‌روى شما نشسته‌ام يک ريال به هيچ بانکى بدهکار نيستم و در هيچ رانت دولتى مشارکت نکرد‌ه‌ام. در هيچ معامله دولتى هم نبوده‌ام. من در تجارت به 3 اصل سخت و سفت پايبند هستم: کيفيت، رقابت، خوش‌قولى، وقتى تعهد مى‌کردم براى فروش يک جنس، اگر بعد از فروش قيمت ترقى مى‌‌کرد، معامله را به هم نمى‌زدم. اما خيلى از همکاران اين کار را مى‌کنند يا از کيفيت مى‌زنند تا ضرر نکنند. ...


شايد خيلى ها مى خواهند بدانند پولدارهاى بزرگ ومشهورچگونه پولدارشده اند. ارث پدرى داشته اند يا يک شبه ره صد ساله پيموده اند.کسى کمکشان کرده يا رانتى، امتيازى يا رابطه اى به هم زده اند که اين چنين توانگرشده و مانده اند. شايد در جامعه تجارى کشور کمتر کسى مانند اسدالله عسگراولادى مشهور و بر سر زبان ها باشد. به ويژه آنکه وى برادر حبيب ا… عسکراولادى نيز هست و اين امر به او و چهره اى اقتصادى- سياسى مى دهد. بسيار گفته مى شود او ثروتش را از راههايى ديگر به دست آورده و قرار گرفتن در شرايط انقلاب و موقعيت سياسى وى و برادرش نيز به افزايش اين ثروت کمک کرده است. آيا اين گونه است؟

اسدالله عسکراولادى کيست وچگونه پولدارشد؟ پاسخ اين پرسش هارادر مصاحبه اقتصاد ايرانى با وى که به صورت زندگينامه خود نوشت تنظيم شده است، مى خوانيد. روشن است انتشار اين متن به منزله تاييد محتواى آن نيست و حق سايرين براى اظهارنظر وحاشيه نگارى برآن محفوظ خواهد ماند.

من اسدالله عسکراولادى هستم و سال 1312 در تهران متولد شدم. خانواده‌ام متدين و در سطح پايين جامعه بودند و با قشر ثروتمندان سروکار نداشتند. شغل پدرم پيشه‌ورى بود و مغازه عطارى داشت. ما سه برادر بوديم که هر سه از سن 12 ـ 13 سالگى کار در بازار تهران را شروع کرديم. روزها کار و شب‌ها درس. پس از گذراندن کنکور در رشته ادبيات پذيرفته شدم اما عصرهايى که فرصت داشتم به دانشکده اقتصاد هم مى‌رفتم چون ساختمان‌هاى دانشکده مقابل هم بود. گاهى سر کلاس‌هاى دانشکده حقوق هم مى‌رفتم.

آن موقع رفتن به ساير دانشکده‌ها آزاد بود و مثل امروز کنترل و حراست هم در کار نبود. کارم را از صفر شروع کردم. اولين حقوقى که در دوره شاگردى گرفتم روزى 2 ريال بود که مى‌شد ماهى شش تومان. تلاشم شبانه‌روزى و کار سخت بود. اولين تجارتم را با خريد يک کيسه کنجد به قيمت 53 تومان از بازار تهران شروع کردم و آن کيسه کنجد را به نانوايى سر محل به قيمت 70 تومان فروختم و اين اولين سود من در تجارت بود. اين مربوط به سال 1327 است. تا سال 1334 کارمند بودم و در يک شرکتى کار مى‌کردم که فعاليتش در زمينه صادرات بود. به صادرات علاقه‌مند شدم اما پول نداشتم. تنها دارايى‌ام خانه‌اى بود که در خيابان شهيد مصطفى خمينى به مبلغ 5600 تومان خريده بودم.

در آن خانه من و دو خواهر و پدر و مادرم زندگى مى‌کرديم. اولين ماشينم که در سال 1333 خريدم يک فولکس به مبلغ 5900 تومان بود که با همين ماشين چند کيسه خواربار از بازار مى‌خريدم و بين نانوا و بقال توزيع مى‌کردم. سال 1334 تصميم گرفتم تاجر شوم. به اتاق بازرگانى رفتم که کارت بازرگانى بگيرم، اما سنم اقتضا نمى‌کرد. چون حداقل بايد 24 ساله مى‌بودم. نايب رئيس اتاق وقت طبق قانون مى‌توانست مرا امتحان کند. مرحوم عبدالله توسلى مرا پيش او فرستاده بود. يادم نمى‌رود 20 سوال از من کرد درباره ارز کشورها، حمل جنس و غيره. من به تمام سوالات جواب دادم و آن نايب رئيس به معرف زنگ زد و گفت: اين بايد جاى من بنشيند. 25 سال بعد جاى او نشستم. 2 سال بعد با قسط و تخفيف حجره‌اى به مبلغ 4 هزار تومان خريدم و رشته خشکبار را انتخاب کردم و هنوز بعد از 54 سال در همين رشته هستم. زيره سبز را بسيار دوست داشتم. چون هم سرمايه کمى مى‌خواست و هم قيمتش ارزان بود.

از کار در داخل خوشم نمى‌آمد مى‌خواستم صادرات داشته باشم. کار را در سال 1336 و از صفر با صادرات زيره شروع کردم و قسطى پنج تن زيره خريدم. اولين مشترى‌ام در صادرات سنگاپور بود. با تمام دنيا از طريق اتاق‌هاى بازرگانى‌شان مکاتبه کردم و دنبال خريدار گشتم. اولين معاملاتم با نيويورک سال 1330 شروع شد. نيويورک از ديرباز تاکنون بورس زيره بوده و هست. کوشش کردم و سفرهايم شروع شد و روزى رسيد که ديکته کننده قيمت زيره در جهان و ايران شدم. دوشنبه‌اى نبود که بازار ادويه نيويورک که زيره هم زيرمجموعه آن است باز شود و نرخ شرکت من ـ حساس ـ که الان 51 ساله شده، روى ميز نرود و معاملات شروع بشود. اما سال‌هاى واقعا سختى بود. در سال 1347 به صادرات دو قلم ديگر خشکبار شامل پسته و کشمش رو آوردم. پسته کار بزرگى بود و پول سنگينى مى‌خواست. من پول نداشتم اما چون در بازار آبرو داشتم و خوش‌حساب بودم به من نسيه مى‌دادند و هنر من اين بود که يک ماهه آن جنس را به خارج مى‌فروختم و پولش را مى‌گرفتم. اين هنر خوش‌حسابى من عامل موفقيت من در بازار پسته بود. سال 1343 اولين انبارم را در خيابان تختى تهران خريدم و کارخانه زيره حساس را در مشهد تاسيس کردم که هنوز هم هست، هر سال که سودى مى‌بردم انبار و دفتر و خانه و ملک مى‌خريدم. در سراى اميد که روزى درآن حجره قسطى خريده بودم تمام دفاتر همسايه را خريدم. آقاى خبرنگار! من تاجرم و اصولى دارم؛ يکى از اصولم اين است که هيچ وقت بيش از يک هفتم تنخواهم را به کسى نسيه نمى‌دهم تا اگر پولم را خورد باقى پولم محفوظ بماند. اصل بعدى‌ام اين است که سعى کردم هيچ وقت بيش از نصف دارايى‌ام را نسيه نخرم.

اصل ديگر اين است که سعى کردم از بانک‌ها وام نگيرم. بانک‌ها بسيار سراغ من آمدند اما قبول نمى‌کردم! در نتيجه شب با خيال راحت به خانه مى‌رفتم و بدهکار نبودم. اگر داشتم مى‌خريدم و اگر نداشتم، نمى‌خريدم. سال 55 اگرچه آدم سياسى نبودم به نجف خدمت حضرت امام(ره)‌ رفتم. رفته بودم از ايشان اجازه بگيرم که در قم کارخانه بزنم و ايشان هم مرا راهنمايى کرد. يکى ديگر از اصولم عوض نکردن شريکم است. محمدحسن شمس 50 سال شريک من است و هنوز هم شريک هستيم. يادم نمى‌رود در اولين سفرم به نيويورک پاى ساختمان معروف امپايراستيت که مجسمه راکفلر قرار دارد، 3 جمله نوشته بود: موفقيت من به اين 3 جمله است: زودتر از ديگران مطلع شدم، زودتر از ديگران تصميم گرفتم و وقتى تصميم گرفتم چشمم را بستم و عمل کردم. اين 3 جمله اثر زيادى روى من گذاشت.

سعى کردم در تجارتم به اين 3 جمله متعهد باشم. اينها در تجارت خيلى مهم است. چون تجارت بى‌رحم است. تجارت در محيط رقابت بى‌رحم است. اين شعار هم است: اگر مى‌خواهى رقابت کنى بايد با چشم بسته بى‌رحمى کني. مى‌شود البته با رافت و مهربانى کار کنى اما آنجا که مى‌خواهى رقابت کنى نه رافت کاربرد دارد و نه مهربانى بايد بى‌رحم باشى …. من از کم به زياد رسيدم. مثالش خانه‌هايم است. اولين خانه‌ام را 5600 تومان ، دومى را 33 هزار تومان، سومى را از درخشش وزير فرهنگ شاه معدوم 140 هزار تومان، چهارمى را 500 هزار تومان و پنجمى را 140 ميليون تومان خريدم که الان در آن ساکن هستند. اکثر اين خانه‌ها را هنوز دارم آنها را اجاره داده‌ام و هيچ‌ يک را نفروخته‌ام. وجوهات شرعى و … ماليات‌هايم را داده‌ام. هرگز با دارايى چانه نمى‌زنم. انفاق مى‌کنم. مسجد و درمانگاه و مدرسه مى‌سازم و خدا به من کمک کرده است.

من هيچ مالى در خارج کشور ندارم. فقط دفاترى در هامبورگ ، دبى و لندن دارم که دفاتر تجارى‌ام هستند. من افتخار مى‌کنم که ميلياردر هستم. همان خانه 5600 تومانى امروز بيش از 5/1 ميليارد تومان مى‌ارزد. پس ميلياردر شدن کارى ندارد. خانه‌اى که 140هزار تومان خريدم امروز يک ميليارد تومان مى‌ارزد، خانه ديگرم در خيابان وليعصر 1300 متر مساحت دارد و حساب کنيد چقدر مى‌ارزد. چرا بگويم گدا هستم؟ 16 سال عضو هيات رئيسه اتاق بازرگانى ايران و نايب رئيس اتاق بودم. بعد از سال 57 امام(ره) به 8 نفر براى اداره اتاق حکم داد که بنده هم جزوشان بودم. از آن 8 نفر 4 نفر فوت کردند و 4 نفر زنده هستند. در 10 سال اول حضورم در اتاق از آن آبرو گرفتم و در 20 سال بعد به آن آبرو دادم. جالب است بدانيد در اين 54 سال تجارت در دفاترم ضرر ندادم. در ايران 10 کارخانه دارم و اظهار فقر نمى‌کنم. درآمدم و هر چه را دارم اين‌گونه تقسيم کرده‌ام: ‌20 درصد مال خدا، 20 درصد مال انفاق، 20 درصد خرج خانواده و با بقيه‌اش چيزى مى‌خرم.

الان که به عنوان يک تاجر روبه‌روى شما نشسته‌ام يک ريال به هيچ بانکى بدهکار نيستم و در هيچ رانت دولتى مشارکت نکرد‌ه‌ام. در هيچ معامله دولتى هم نبوده‌ام. من در تجارت به 3 اصل سخت و سفت پايبند هستم: کيفيت، رقابت، خوش‌قولى، وقتى تعهد مى‌کردم براى فروش يک جنس، اگر بعد از فروش قيمت ترقى مى‌‌کرد، معامله را به هم نمى‌زدم. اما خيلى از همکاران اين کار را مى‌کنند يا از کيفيت مى‌زنند تا ضرر نکنند. نيويورک به خاطر همين 3 اصل در دستان من بود. اين رموز موفقيت من است. هر جاى دنيا زيره مى‌خواستند 48 ساعت بعد من بالاى سرشان بودم و بعد هم به خاطر کيفيت ديگر ما را رها نمى‌کردند. بيشترين معاملاتم با تلفن است، تلفنى مى‌فروشم و آن وقت به بچه‌هايم که در اين ساختمان خودم کار مى‌کنند مى‌گويم قراردادش را ببندند. يک بار لس‌آنجلس بودم، نيمه‌شب و خواب‌آلود تاجرى از آلمان به من زنگ زد و 200 تن پسته خريد. خواب‌آلود بودم و فروختم. صبح بيدار شدم و ديدم قيمت پسته 50 هزار دلار فرق کرده است. اما نمى‌توانستم پسته فروخته شده را ندهم. صبح به آلمان پرواز کردم و به دفترش رفتم و گفتم من به تو پسته فروختم و حالا مى‌خواهم پس بخرم. 100 هزاردلار به او دادم و قرارداد تلفنى را کنسل کردم. يک هفته بعدش را در هامبورگ ماندم. دوباره سراغش رفتم و گفتم حالا آن پسته را باز مى‌فروشم و او با 200هزار دلار تفاوت همان بار پسته را از من خريد و علاوه بر اين که ضررم را جبران کردم 100 هزار دلار هم سود کردم! آقاى خبرنگار! اين خوش‌قولى ‌اصل تجارت است. براحتى مى‌توانستم بگويم خواب بودم، فروختم. خب! قرارداد و امضايى که نداريم. اما شهرت من در اين است:‌ فروختى مال اوست، خريدى مال توست. من در تجارت خارجى اصول خودم را دارم. قبل از هر ملاقات درباره ويژگى‌هاى آن شهر يا علاقه‌مندى مالى طرف تجارى‌ام مطالعه مى‌کنم و واقعا عميق مطالعه مى‌کنم و وقت مى‌گذارم و آن‌گاه اين کاردر نتيجه ملاقات تجارى‌ام تاثير مى‌گذارد و خوب هم تاثير مى‌گذارد. من از هيچ و صفر به همه چيز رسيدم و الان که به عقب‌ نگاه مى‌کنم مى‌بينم تلاش، توکل به خدا، درستکارى و مطالعه به من کمک کرد موفقيت امروز را داشته باشم

 

اقتصاد ایرانی


32 پاسخ به “اسدالله عسکراولادی: افتخار مى‌کنم که ميلياردر هستم”

  1. رضا گفت:

    تو جیب ما رو نزن انفاق نمیخواد بدی

  2. ساسان ایرانپور گفت:

    به این آقا چرا برخی بد و بیراه میگویند؟ به آن نظامی باید بدو بیراه گفت نظم اقتصادیش چنان درهم و برهم است که راه را برای سود کلان میگشاید و دسترنج یک کشاورز پسته، چای، زیره و برنج … به به اسانی بجیب آین آقا میرود و کسی هم از پول بدش نمیآید که! آنگاه که سازمانی و کسی نیست که از راه درست و به هنگام درست برنج و یا چای و زیره ی کشاورز را به بهایی درست با احتساب تورم و اُفت و خیز بازار بخرد، کشاورز هم هنوز دسترنجش بالا نیامده به نیاز آن را، گاه، پیشفروش میکند و او را در دور باطل بیچیزی و ناداری گرفتار مینماید.کشاورز را در تنگنای بی بیمگی، بیبرنامگی گذاشت همان میشود که پسته اش را ارزان به مانند این آقا بفروشد و این آقا در آلمان و آمریکا، هرچه دلش خواست با ان به بازی بازرگانی بپردازد و افتخار هم بکند که میلیاردر است و دهها خانه و کارخانه دارد! 20% مال خدا مالیات است که نپرداخته و یا از وی نگرفته اند. تقصیر او هم نیست. 20% انفاق پوششی از به نابکاری اییننامه های بازرگانی ایران.چهل درسد هم کم نیست که! ایا مالیات مضاعف در بازرگانی ایران جای پایی دارد آگر دارد چگونه میگیرند که هم میدانند.. دولت از کرایه ی خانههای این آقا سردرمیاورد و چیزی میگیرد یا اینکه این اقا خودش به میل خود زکات و خمس میدهد و آن هم به کسی که خودش میخواهد؟ به هروی گناه این آقا که نیست میلیارد شدن،گناهکار در انجمن کشوری( مجلس) است.گناهکار در شهرداری است و در جای دیگر….

  3. با سلام!
    اول یک کامنت کوتاه بر مطلب فوق.
    1 ـ جناب عسگر اولادی !
    همه این درآمد هایی که جناب عالی داشته ایی یعنی رانت تجاری و این آن چیزی نیست که مملکت بدان نیاز دارد یعنی انباشت سرمایه و نقدینه در بخش تجاری که کمر اقتصاد و تولیدمملکت را خُرد کرده است.
    2 ـ جناب عسگر اولادی نظرت راجع به اسلام مستضعفین و کوخ نشینانی که امام بر آنها تأکید داشتند چیست؟
    3 ـ خدا وکیلی! اگر البته دور از تظاهر و نان دین خوردن به خدا اعتقاد دارید؟ واقعاً در کنار این تجارات صادرتی، ظرف این 33 سال انقلاب و مخصوصاً ظرف این چند ماهه بحران ارزی چقدر از این ارزهای صادراتی ات را در بازار لندن ، همامبورگ و میلان به دلار 2000 تومنی فروخته ایی ؟ چقدر از سودت از محل ارز بازی حاشیه کار تجاریت مربوط میشود و چقدر واقعاً ناشی از خدمات تجاریت است؟

  4. ساسان ایرانپور گفت:

    به این آقا، چرا برخی بد و بیراه میگویند؟ به آن نظامی باید بد و بیراه گفت که نظم اقتصادیش چنان درهم و برهم است که راه را، برای سود کلان برای دیگران میگشاید، و دسترنج یک کشاورز پسته، چای، زیره و برنج … به آسانی، بجیب آین آقای عسکراولادی ها میرود، و کسی هم از پول که بدش نمیآید! آنگاه که؛ سازمانی و کسی نیست که از راه درست، و به هنگام درست، برنج و یا چای و زیره ی کشاورز را به بهایی درست با احتساب تورم و اُفت و خیز بازار، بخرد، کشاورز هم، هنوز دسترنجش بالا نیامده، برای نیاز آن را، گاه، پیشفروش میکند، و این کارهای نادرست، او را در دور باطل بیچیزی و ناداری گرفتار مینماید.کشاورز را در تنگنای بی بیمگی، بیبرنامگی گذاشتن، همان میشود که پسته و زیره ا ش را، ارزان به مانند این آقا، بفروشد، و این آقا، در آلمان و آمریکا، هرچه که دلش خواست با آنها، به بازی بازرگانی بپردازد، و افتخار هم بکند که میلیاردر است، و دهها خانه و کارخانه هم دارد! میگوید که 20% مال خداست! نه مال خدا نیست مالیات است که نپرداخته و یا از وی نگرفته اند. تقصیر او هم نیست. 20% انفاق پوششی از نابکاری اییننامه های بازرگانی ایران است.چهل درسد هم کم نیست که! ایا مالیات مضاعف در بازرگانی ایران جای پایی دارد؟ اگر دارد چگونه میگیرند که همه میدانند. آیا دولت؛ از کرایه ی خانههای این آقا، سردرمیاورد، و چیزی از وی میگیرد یا اینکه، این اقا خودش به میل خود زکات و خمس میدهد و آن هم به کسی که خودش میخواهد؟ به هر روی؛ گناه این آقا که نیست که میلیارد شده،گناهکاران در انجمن کشوری( مجلس) نشسته اند.گناهکاران بر میز شهرداری میشلنگند و شلنگ میآندازند .و در جای دیگر میپلکندو به ریش مردم میخندند….

  5. احسان گفت:

    واقعا که آدم موفقی هست اما خیلی دلم میخواست ببینم اگه انقلاب نمیشد بازم اینجوری گنده گنده حرف میزد یا نه؟؟؟…

  6. ناشناس گفت:

    چون سواره هستی و از کار و گارگری یا نمیدانی و یا خیلی خوب میدانی که اقلاب مستعضفین را به مستعکبرین تبدیل کردی

  7. ناشناس گفت:

    با خون شهدا بالا رفتن هنر نیست

  8. بی نام(اسم دشمن انسان است) گفت:

    واقعا باید به حال خودمان گریه کنیم.عاشق فقر هستیم….از کامنت ها این را می شود فهمید.من این اقا را اصلا نمی شناسم اما وقتی به حرفهایش نگاه می کنم مطمئن می شوم یک انسان کوچک نمی تواند این حرفها را بزند.ما باید به انسانهای موفق و بزرگ از هر حزب و گروهی که باشند باید احترام بگذاریم.

    اما شما سایت کلمه:
    یعنی یک نفر از مخاطبانتان هم یک کامنت خوب نگذاشته بود؟یا شما ان سایت قبلی که معرف شجاعت میر حسین بود دیگر نیستید؟

  9. ناشناس گفت:

    لطفا فیلم سناتور با بازی هنرمندان محبوب فرامرز قریبیان ٫ بیژن امکانیان و عنایت بخشی را ببینید تا به عمق فساد رژیم منحوس پهلوی وایضاً بازماندگان آن در رژیم فعلی پی ببرید.

  10. ناشناس گفت:

    البته این مملکت گل و بلبل و آن اتاق بازرکانی پر رونق مرحون تلاش آقایان عسگراولادیها و مدیریت حضرت آقاست

  11. یک بنده خدا گفت:

    چند نکته:
    1- پس در سال 1342 ایشان هیج حرکتی در ارتباط با 15 خرداد انجام نداده اند.
    2- هیچ زحمتی برای این انقلاب نکشیده اند
    3- یعنی رفتن به اتاق بازرگانی نتیجه سفارش برادرشان به آقای خمینی نبوده است.
    4- چرا ایشان هیج حرفی از مجموعه تجارتشان در چین به زبان نمی آورند؟ حواله های مربوط به پول نفت را که دولت چین در برابر خرید نفت به ایران می دهد و باید از چین جنس وارد شود را چه کسی کارسازی می کند؟
    5- قبل از ایشان آقای محصولی هم به میلیاردر بودنشان افتخار کرده اند.
    همه آقایان سرشان را داخل برف کرده اند و چون خودشان هیچی نمی بینند فکر می کنند مردم هم چیزی نمی بینند. واقعا برخی اوقات از این همه وقاحت حال آدم به هم می خورد.
    آقای حاج اسدالله تو فکر می کنی که ما نمی دانیم کار چاق کن چه کسانی در چین هستی؟!!! واقعا که…..

  12. آرین گفت:

    چرا هرکس که موفق می شود به او می گویند دزدیده یا رانت و انقلاب باعث آن شده . اصول تجاری ایشون کاملا حرفه ای هست و در صورتیکه به همه این موارد عمل کنند باید به ایشون افتخار کرد به عنوان بک تاجر و از تجربیاتشان استفاده کرد .

  13. آرش گفت:

    دوستان
    من در گفته های ایشان چیزی ندیدم که قابل سرزنش باشد.ممکن است نا با دیدگاههای سیاسی ایشان موافق نباشیم.ولی این دلیلی برای سرزنش ایشان حداقل در بعد اقتصادی زندگی شان نیست.ممکن است ایشان اظهارات خلاف واقعی کرده باشد که این بحث دیگری است.ولی اگر واقعاً اظهارات ایشان درست باشد و از رانتی استفاده نکره باشد،وام بانکی غیر منطقی نگرفته باشد چه ایرادی بر ایشان می توان گرفت.مگر بیل گیتس جد اندر جد میلیاردر بود.
    من برای اصول گرایانی مانند افروغ ،مطهری و امثال این آقا (البته با فرض صحت اظهاراتشان )که اولاً اصولی دارند و دوماً اصولشان را به اسانی زیر پا نمی گذارند احترام قائلم ،هر چند با آنها اختلاف عقیده سیاسی دارم.

  14. ناشناس گفت:

    هموطن عزیز!

    به هر وسیله ی ممکن حتی با یک جمله ی مفید و مختصر مانند « هموطن ۱۲ اسفند در خانه ها بمانیم » از طریق دیوارنویسی ٫ نوشتن بر روی اسکناس ٫نوشتن بر روی قطعات کوچک کاغذ به شکل دست نویس و یا چاپی «تراکت» و همچنین ابتکارات دیگری از قبیل تلفن ٫ پیامک ٫و امثال آن با رعایت نکات ایمنی عدم شرکت در انتخابات را به اطلاع عموم هموطنان در سراسر کشور برسانیم.

  15. ناشناس گفت:

    ﮐﺪ ﺧﺪﺍﺭﻭﺑﺒﯿﻦ ﺩﻫ رابچاپ

  16. قیامت گفت:

    آقای عسگر اولادی مسلمان راست گفته و بسیار شفاف . آقای عزیز رانت مگر تنها استفاده از وامهای بانکی است شما که ظاهرا تحصیلات آکادمیک دارید بلانسبت بزرگترین رانت اطلاعات است زودتر از دیگران مطلع شدن در امور اقتصادی یعنی 99 در صد کار یک درصد باقیمانده را هم هر بچهای قادر به انجامش میباشد این رانت بسیار ارزشمند 33 سال است که با نان به نرخ روز خوردن در خدمتتان بوده است راستی بی انصاف سود زیاد واقعا اینقدر با این همه دارایی باز ارزش داشت که با باز کرذن پای چینی ها ته مانده باصطلاح تولید داخلی رو هم از بین بردی و اونهایی هم که 20 درصد را گرفتن حق داشتن چون غنیمت جنگی بحساب میاد و حکومت هم اسلامیست.شما هم سر مست که خمس اموالتان را هم داده اید مرحبا تقبل الله

  17. Pirooz گفت:

    به تصور من وضعیت و چگونگی ثروتمند شدن یک نفر ربط چندانی به خواننده کلمه نداردخصوصا اینکه از خانواده بسیار اصولگرا و بسیار قدرتمند ومعلوم الحال عسکراولادی و اینکه من به هیچ وجه گفته ایشان را در خصوس رانت خواری باور نمیکنم.اصولا رانتخواری یعنی بلای اصلی انقلاب توسط این چماعت باب شد.

  18. ناشناس گفت:

    ایشان یک حرفی زدده اند که خیلی جالب است در رقابت “بی رحم باش” در روسیه نوچه های ایشان به چه کاری مشغول هستند؟ در هنگ کنگ ؟ واقعا بی رحم هستند !! راستی آقازاده ایشان را می شناسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  19. ناشناس گفت:

    زمانی که در مملکت افرادی به خاطر فقر اقدام به فروش کلیه می کنند و در مدارس کپری درس می خوانند و یا زنانی که خودفروشی می کنند شما بایدبه ثروت بادآورده که در نتیجه دلال بازی است افتخار کنی. شک ندارم یارانه 45000 تومانی هم می گیری و 5000 هزار تومانش هم انفاق می کنی. عاقبت فرزندانت دیدنی است صبر کن!!!

  20. سامان12 گفت:

    اقای عسگراولادی جهش صعودی ثروت را در معامله با خارجیان بدست اورد رفتار اقتصادی اقای عسگر اولادی دقیقا منطبق با سیستم اقتصادی کشور ماست اگر ایرادی هست متوجه نظام حکومتی است نه ایشان.فقط یک قسمت از 3قسمت رمز موفقیت از نظر ایشان بسیار بسیار مهم وتعیین کننده است وان (زودتر از دیگران مطلع شدن ) است اگر اقای عسگر اولادی با تحلیل شخصی به نتیجه رسید که ثروت حلالش باشد ولی اگر از ارتباط با وزیر و وکیل و متولیان حکومت (زودتر ازدیگران مطلع)شدند از گوشت سگ هم برایش حرامتر باشد.

  21. وحید گفت:

    من هم یکی هستم مثل شما ها از طبقه پایین جامعه، ولی نمی فهمم شما چرا به ایشون بد و بیرا میگید؟
    خیلی هستند کسانی که از راه های بد و زشت و نا درست پولی به جیب میزنن، ولی خیلی ها هم اینطوری نیستند!
    من هم مثل شما، این آقا رو نمیشناسم، پس درست نیست راجع به ایشون نظر بدم، شما هم ندید!
    حالا اون موفق شده، شما یا پدران شما نشدن، دلیل نمی شه که این آقا آدم بدی باشه!
    بیل گیتس می گه: اگه در فقر و نداری به دنیا بیای این تقصیر خودت نیست، ولی اگه در فقر و نداری از دنیا بری، تقصیر خودت هست!

  22. داوت گفت:

    اختلاف ديدگاه واختلاف نظر سياسي هم وطنان مارانبايد ايطور کوتاه نظر کند به تمام محسنات گروه مقابل به چشم دشمن نگاه کردن خلاف مصالح يک ملت مدعي در اين جهان پيچيده است من به چند دليل با تمام مخالفتم باديدگاهاي ايشان اما به ايشان به چند دليل که فقط يکي راميگويم برايم قابل احترام است .
    اگر ايشان به جاي صادرات زيره مثل کساني که باابنکه ايران يکي از بهترين چاي وشکر دنيا رادارد واردادات ميکرد چه ميبينيد که برسر چاي کاراران چاچي ها شکر کاران شکرجي ها ايراني چه آمده است .پس من به ايشان احترام قائلم وپول وامکاناتي که بامطالعه وفروش محصولات کشاورزان ايراني در دورترين نقاط دنيا هم براي خود هم براي ديگر هموطنانم ساخته برايش حلال وگوارا ميدانم باشد تا ديگر هم وطنانم نيز بجاي واردات صادرات کنند.فرق ملتهاي صادرکنند وواردکننده محظ زياد است از همه لحاظ وجوانب زندگي

  23. Arjang گفت:

    هر کس گفته‌های این آدم را باور کند یا مثل او … سرمایه ملّت ایران است و یا…این آدم نابغه قبل از انقلاب چه قدر ثروت داشته؟

  24. ahmad گفت:

    این داستان که گفته شده درست. اسدالله عسکراولادی پیش از انقلاب ثروتمند بود و الان هم هست. سوای اینکه گرایش سیاسیش چیست، ثروتش محصول کار خودش است و کار او و امثال او خدمتی بزرگ به جامعه بوده است. چگونه به این راحتی به او اتهام دزدی می زنید؟ در زمان شاه او همراه خیلی های دیگر پولدار شد و به این روند، مثل آن گروه از تجار ادامه داد. شما که به این حد تندرو هستید چگونه انتظار دارید که اگر ج.ا ساقط شود دولت بهتری ایجاد کنید؟ حتما او را می گیرید و در یک دادگاه نیم ساعته حکم اعدامش را هم می‌دهید. این شما را گذشته زشت ج.ا نمی اندازد؟ اگر می خواهید درباره او یا کسی که اطلاع موثّق ندارید بهتر است سکوت کنید یا حداقل بگویید نمی دانم یا حدس می زنم و بعد نظر بدهید.

  25. دخو گفت:

    دوستان عزیز در اینکه در تجارت باید بی رحم باشی شکی نیست در اینجا(استرالیا) روپرت مرداک (صاحب مجموعه فاکس نیوز و…) میگفت کری پکر (میلیاردر شماره یک استرالیا) کاری با من کرد که من تقریبا اعلام ورشکستگی کردم. اما در مورد اطلاعات دست اول ایشان بعنوان رییس اتاق بازرگانی (بهمراه سایر شرکا) همیشه از هفته ها قبل از مصوبات وزارت بازرگانی مطلع بوده و در جهت منافع شخصی یا گروهی استفاده کرده که در تمام دنیا جرمی در حد فساد اقتصادی است و عواقب سنگینی دارد(insider information )از این قبیل کارها در مملکت بیحساب و کتاب ایران زیاد اتفاق میافتد مثلا گروهی هزاران ماشین ممنوع الورود میاورند و در گمرک میخوابانند بعد از رییس جمهور استفتا میگیرند که آیا این را میتوانیم طبق#$%& وارد کنیم و ایشان میگوید بله بلافاصله ترخیص میکنند و میلیارد ها سود میبرند و چند روز بعد آن تبصره ملغی میشود!برادران خانه از پای بست ویران است و عسگرولادی ها از نمونه های کم گناه داستانند٬ حد اقل از زمان شاه میخریده و میفروخته اما در مورد کشاورزان زحمتکش و بیچاره (بقول بعضی از کامنت گزاران) محدوده کاری عسگر اولادی را بیخیال یکمرد پیدا بشه زعفران ایران را نجات بده که تمام سودش را اسپانیا ییها میبرند و خانه و ملک در ایران نمیخرند و مسجد و مدرسه هم نمیسازند!

  26. فرهاد شعبانی گفت:

    آقا خواهش می کنم توهین نکنین ، چرا فک می کنین دیگران هرچه دارن مال مستضعفین است . به جای این حرفا یه کم به به گذشته این آقا و جاه طلبی و قدرت برقرای روابط او توجه کنین . اگه دقت کنین او هم توی خانواده کشاورز متولد شد . مطمئن باشین اگه یه کسی یه مهبتی رو بدست آورده حتما یه امتیازی بیشتر از من و شما داره

    من سه ساله تو کار صادراتم ، سی سالمه ولی به اندازه همین سی سال تو این سه سال حرص خوردم . من به خوبی می فهمم این آقا چی می گه و البته از سرگدشتش هم درس گرفتم

  27. رضا گفت:

    پس اگر سر مایه دار شدن خوب است چرا این رادیو تلوزیون و رسانه های وابسته به ولایت این همه بدو بیراه به سر مایه داری و نابودی ان به زودی
    در جهان را پیش بینی وتبلیغ می کنند

  28. محمد رزمنده سابق گفت:

    شما هیئت مو تلفه که بیشتر تان وابسته به اقتصاد بازارو خرید و فروش و رانت خواری هستید و در شکنجه و پشتی بانی از جهل و استبداد و سرکوب پیشگام هستید چه گامی در راه مردم و برای مردم و شکو فائی اقتصاد بر داشته اید کدام تکنو لو ژی را وارد کرده اید و کدام اشتغال زائی را ایجاد کرده اید .شما ایران را وابسته به عمارات و چین و ترکیه و کره جنوبی کرده اید و حالا پز میدهید به دلار های باد اورده و رانت های خورده و شرایطی را که رژیم برای شما فراهم کرده تا هرچه بیشتر مردم را بچورید و استثمار کنید

  29. ناشناس گفت:

    اگر این روش خیلی درست است چرا امامان شیعیان میلیاردر نشدند ؟ راستی یهودیان چه روشی دارند؟

  30. سام گفت:

    هرچه باشد قبل از انقلاب این سرمایه را نداشتی بقول علی اگر کوخی ویران نگردد کاخی بر پا نمیشود آقای عسکراولادی اینهمه زنان خیابانی به اعتقاد بنده فرشته های خیابانی محصول شما وآقایان محصولی ها وصد ها برادران غیور اسلام پناه بعد از انقلاب شمایند این فرشته های بی پناه را شما تنها آری تنها با آنهمه مال ومنالت میتوانی از راهی که میروند باز داری ایمان داشته باش اینان فردای عدالت خداوندی بهشتی اند وتو وهم پالکی های خونخوارتان به قهر جهنم خواهید رفت سر سوزن شک نکنید شما آنقدر در خود غرقید که خود را نمیبینید اما ما میبینیم حداقل مانند آمریکایی های جهانخوار هم نیستید که رسم خوبی دارند وقتی میلیاردر میشوند میبینی یکجا همه ثروت خود را به خیریه ها میبخشند قبل از اینکه مرگ فرا رسد بیل گیت گفته است تنها 1 در صد ثروتش را برای خانواده اش نگه میدارد وبقیه را به خیریه ها میبخشد گر چه تاکنون بارها مبالغ هنگفت پرداخته است حال شما مومن وخدا شناسید یا این کفار؟ حتما شما ما جوانان انقلابی 57 دنبال عدالت می دویدیم عدالت را در اسلام میدیدم بنا نبود کاخها بر پا شود آنهم بوسله مدعیان اسلام ببینید در تهران چه آپارتمانهای چه خانه هایی را ساخته اید که در هیچ جای دنیا هم پیدا نمیشود آیا اینهمه ثروتهای باد آورده حلال است واز حق زنان وکودکان خیابانی نیست شما باید شرم کنید که میلیاردر هستید باید خاک بر سر کنید اگر پیرو علی هستید باید جامه بدرید اگر مسلمان هستید البته فامیل مسلمانتان هیچ از اسلام نمیگوید عملتان با اسلام از اینجا تا به ثریا فاصله دارد مگر میشود سلطان صادرات باشی ورانتی در کار نباشد مگر خدا برای شما در زنبیل میگذارد ومیفرستد کی را میخواهی احمق فرض کنی ملت ایران را؟ هیچکدام از شمایان رو سفید نیستید تازه این در پیش ملت است در پیش خدا که من فکر کنم هم اکنون خود خود را بسوزانید که تازه حق را هم ادا نکرده اید برادر محصولی که میفرمایند ثروتشان را گذاشته اند که آقا ظهور کند وبه ایشان تقدیم کنند ما میگوییم راست میگوید این حیله وریای ایشان را راست فرض میکنیم آن آقا به ایشان نخواهد گفت اینهمه گرسنه که تن فروختند وراه غیر خدا را رفتند اینهمه بی خانه اینهمه کودکان خیابانی اینهمه فقر اینهمه بی وجدانی را کور بودید دور است جانم خیلی وقت است که بدهی خود را پرداخت نکرده اید بفرمایید ما نیازی به مفسدانی نظیر شما را نداریم آخر بناست ما راههای غلط را اصلاح کنیم بنا نیست هر کس چون امروز ریش ریا وتسبیح وعبا وعمامه ریا داشت ونعره ریای اسلامخواهی زد نشناسیم برمایید بروید در صف کفار وبی دینان که دین ر اوسیله عیش ونوش وستم کردید بنا نیست دوباره اینگونه کنید هم ملت میگوید وای به حال شما وحساب وکتاب شما همآن امامی که منتظرش هستید هم خدا وای به حال شما کوردلان دهن حریصان ریا کار

  31. زنگبار دامغانی اصل گفت:

    نمیدانستم سال 1334 هم خیابان شهید مصطفی خمینی داشتیم. جالبه.

  32. آرش گفت:

    به نام خدا
    بابرخی نظرات موافقم و با برخی مخالف
    اگر عسکر اولادی میلیاردر شدبه نظرمن تلاش کرده (کاری به رانت و … ندارم)
    اما خود افرادی که حرف ازفقیر و متکدی و فاحشه و … میزنند تا حالا چند بار شده انقاف کنن؟؟؟
    چند بار شده با دیدن یک کودک گل فروش عرق شرم بر روی پیشانی شان بشیند؟؟؟
    اگر نداشتیو کمک کردی مردی وگرنهداشته باشی و کمک کنیکه کاری نکردی!
    عسکر اولادی نوش جونت بیشتر بشه اما سعی بشه به جلو بردن اقتصاد کشور منجر بشه