هاشمی رفسنجانی: بعد از برگزاري انتخابات دوم خرداد، هيچكس اعتراض نداشت
چکیده :بعد از برگزاري انتخابات دوم خرداد، هيچكس اعتراض نداشت، با اينكه تبليغات و امكانات نيروهاي سنتي حكايت از آن ميكرد كه ديگري راي بياورد، ولي فضايي در كشور درست شد و با دو تا سخنراني كه كردم و وزارت كشور و اينها را كنترل كردم، آن انتخابات بسيار خوب انجام شد. من با نامزد ديگر يعني آقاي ناطق نوري هم موافق بودم و در جلوگيري از تقلب در انتخابات وظيفه شرعي و قانونيام را انجام دادم. ...
هاشمی رفسنجانی با اشاره دوره ریاست جمهوری اش و برگزاری انتخابات دوم خرداد، می گوید: در آخرين انتخابات كه برگزار كرديم- يعني هم در آخرين انتخابات مجلس و رياستجمهوري- نصاب مشاركت در انتخابات رييسجمهوري، ديگر به آن سطح نرسيد.
وی گفت: بعد از برگزاري اين انتخابات هيچكس اعتراض نداشت، با اينكه تبليغات و امكانات نيروهاي سنتي حكايت از آن ميكرد كه ديگري راي بياورد، ولي فضايي در كشور درست شد و با دو تا سخنراني كه كردم و وزارت كشور و اينها را كنترل كردم، آن انتخابات بسيار خوب انجام شد.
به گزارش کلمه از گفت و گوی تفصیلی شرق با هاشمی رفسنجانی، وی به فضای آن زمان می پردازد و ادامه می دهد: من با نامزد ديگر يعني آقاي ناطق نوري هم موافق بودم و در جلوگيري از تقلب در انتخابات وظيفه شرعي و قانونيام را انجام دادم.
هاشمی افزود: در دوره آقاي خاتمي ما ديگر به آن عدد نرسيديم؛ يعني 30ميليون و خردهاي با سلامت كامل شركت كردند قبلش هم انتخابات مجلس برگزار شد كه انتخابات بسيار سالمي بود و رقابت هم بسيار جدي بود. تعادل برقرار بود. نيروهاي اصولگرا و اصلاحطلب تقريبا شبيه و نزديك به هم مشاركت كردند. مگر توسعه سياسي چيست؟ در مطبوعات انتقادات خيلي شديدي ميشد.
وی با اشاره به رویکرد مطبوعات در دوران سازندگی می گوید: اگر روزنامه «سلام» و بيان را ببينيد، همت و نگرش آنها انتقادي بود. يك ستون الوسلام داشتند كه هر چه ميخواستند مينوشتند. همين افراد منتقد را در مركز تحقيقات استراتژيك رياستجمهوري كه قبلا نبود و تازه ابداع كرده بودم، آوردم. طيف منتقدان دولت همه از من حكم گرفتند. البته خودشان ملاحظاتي داشتند. در بقيه مسايل هم همينطور بود؛ يعني دلمان ميخواست كه انتقاد شود و حرف بزنند و جواب بدهيم.
رییس مجمع تشخیص مصلحت می گوید: آقاي خاتمي با وجود برخي اظهارات از دل دولت قبل بيرون آمد. وزراي آقاي خاتمي و معاونان آنان اكثرا همانهايي هستند كه در دولت قبل بودند. به علاوه تركيب سياسي مسوولان دولت سازندگي كاملا نصف نصف بود، يعني در مرحله دوم دولت من، تازه پنج نفر به خاطر اصرار مجلس حذف شدند، باز هم در روزنامه «سلام» آن زمان بررسي كرده و نمره دادند كه تركيب سياسي به اصطلاح چپ و راست پنجاه پنجاه شد. اينها در روزنامه «سلام» هست و اشخاص هم شناخته شدهاند، ميتوانيد ببينيد.
وی در خصوص نظرش نسبت به روزنامه سلام، ادامه داد: مسوول روزنامه «سلام» را خودم براي مركز تحقيقات استراتژيك منصوب كرده بودم. اگر مخالف بودم كه نميگذاشتم ايشان بمانند. افراد شاخص دولت آقاي خاتمي شخصيتهاي سياسي دولت من بودند. در دولت سازندگي آقاي خاتمي وقتي فشارهايي را كه رويش ميآوردند، تحمل نكرد و رفت. من به ايشان گفتم شما هر يك از مشاغلي را كه ميخواهيد بگوييد من به شما ميدهم كه ايشان كتابخانه ملي را خواست و من كتابخانه ملي را در اختيارش گذاشتم.
هاشمی با انتقاد از سیاستهای جاری ادامه داد: آقاي خاتمي گفتوگوي تمدنها را طراحي كرده بود كه در سازمان ملل هم تصويب شده بود. اگر چنين رفتارهايي شود، خيلي زود ايران را ميپذيرند. شعارهاي تنشزا و بيمورد، جواب نميدهد. روابط با همسايگان بسيار مهم است. يادتان باشد بعد از جنگ چگونه با سرعت روابط برادرانه با همسايگان و آسياي ميانه و قفقاز و آفريقا برقرار شد.
وی در مقایسه دوره سازندگی و اصلاحات معتقد است: در دوره آقاي خاتمي شعار كمي تغيير كرد اما وزرا و معاونان و مديران همانها بودند و كارها كموبيش همانگونه بود. البته آن اندازه تكيهاي كه من روي سازندگي داشتم، آنها نداشتند. خود آقاي خاتمي صريحا گفتند سرعت سازندگي را كم ميكنيم كه به موارد ديگر برسيم، اما قابل تحمل بود. اما دوره اخير نه، اين دوره من ديگر بنا نداشتم كه در رياستجمهوري نامزد شوم. براي آينده كشور نگران بودم. با اطلاعات عميقي كه داشتم افق آينده را ميديدم كه امروز همه ميبينند و در صحبتهاي آن زمان هم گفتهام.














خوب اووونوقت؟!…
این هارا به که می گویید؟! به در که دیواربشنود؟!
این دیوارازآن دیوارهای بتنی که نه چدنی هست. واگر وجود داشته باشد، دیواری است که مثل همان شیشه های ضدگلوله خودرو شما درزمان ریاست جمهموریتان هست،که چیزی ازآن عبورنمی کردو صدالبته مثل همان موقع که چند نفرازمحافظانتان درخودروکنارشماو درردیف عقب وجلوخودروتان رو به ملت(ملتی که زمانی درکنارشماودیگران انقلاب کرده بود!!!) اسلحه دردست نشانه می رفتند وموتورسواران سیاه پوشی که جلو وعقب خودرو شما همیشه درحال اسکورتتان بودند(بگذریم که چراغ های چندین چهارراه جلوترسبزمی شدکه خودروشماسریع عبورکند… )،بدیهی است چاکران ونوکران درباراین “دیوارضدگلوله” هم به همان ترتیب ایشان رادرخواب خرگوشی یا غفلت و چیزی ازاین دست نگاه داشته اند.
ازشما باید پرسید این قدرت چه طعمی برای شما داردکه آنقدرچشمانتان رامثل این دست پرورده تان “رهبر گرامی”
برروی هم گذاشته اید وحاضر نیستید آنچه که دراین مملکت وبرمردم می گذارد درست ببینید؟!وهمچنان یکی به نعل بزنید ویکی به میخ…
شاید بهتراست نوشته شود، شما ودیگران خودرا به نشنیدن وندیدن می زنید…تا کی این داستان ادامه خواهد داشت؟!…
تاریخ وملت این کشور، روزگار خوش وناخوش زیاد داشته است وهمچنان استقامت کرده است. آنچه که همواره ناپایداربوده”به مددلاینشعوری سیاستمدارانش درطول تاریخ” دوران دوام حکومتهای نالایق بوده است.
بی صبرانه چشممان به روزی است که این هم بگذرد…
ولی ترس ازاین است که ناشایستگی این آخری به حدی باشد که کشوررا به مرض تکه پاره شدن بکشاند. ازخواب غفلت بیدارشوید. به شکست نظام اعتراف کنید وبگذارید که خفاشهای غرب وشرق از این خوان یغما پابیرون بکشند.اگر قدری انصاف یا اعتقاد دروجودتان مانده است!!!
اقای خاتمی با شعار سازندگی انتخاب نشد لکن دولت ایشان بیشتر از دوران سازندگی در این کار مشارکت نمود چون دولت سازندگی زیر ساخت ها را اماده کرده بود همچنان که دولت اصلاحات زیر ساخت های لازم را در مسائل زیر بنائی و هسته ای اماده کرد و دولت نهم و دهم از ان بهره برد و فرق دولت اصلاحات با دولت نهم و دهم این بود که در دولت اصلاحات از دولت سازندگی و از بستر های مناسبی که فراهم کرده بود تشکر شد ولی دولت نهم و دولت دهم که با تقلب به قدرت رسیده بود نه تنها از دولت اصلاخات تشکر نکرد بلکه بیشتر سعی کرد ان دولت را تخریب کرده و در رادیو و تلویزیون او را دولت بی کفاست نشان دهد به هر صورت بنظر میرسد دولت اصلاحات بهترین دولت ایران پس از انقلاب است
راهچیمائی 25 بهمن و تحریم انتخابات خواست ملت بزرگ ایران است
زنده باد خاتمي
امام خمینی فرمودند نهضت زنده است چون هاشمی زنده است.این بهترین دلیل برای لجن پراکنی علیه هاشمی می باشد.دشمنان هاشمی می خواهند با محو هاشمی نهضت خمینی کبیر را محو کنند.ولی با همت مردم این آرزو را به گور خواهند برد.
بی انصافی است اگر به آقای هاشمی در مدیریت انتخابات 76 نمره 20 ندهیم. حتی خاتمی هم با اینکه شعارش مردم سالاری بود نتوانست انتخابات 84 را از گزند دزدان مصون نگه دارد اما هاشمی کرد. در مورد آقای هاشمی تبلیغات منفی زیاد بوده و درصد بزرگی از آن هدفدار و درصدی نیز کارهای اشتباه خودشان در دوران پس از انقلاب بوده است.
بنده خدا چه فایده ، حالا شخصی به آن حلقه تنگ نظران دشمن ملت اضافه شده که هرآنچه شماها درست کرده بودید آنها تخریب میکنند وباسرعت سرسام آور به ویرانی ها اضافه می کنند
آقای هاشمی اختیار دارید! فرمایش ها میفرمایید!! چطور این فرمایشات را می فرمایید؟ واقعا یادتان نیست؟ خاطرتان هست که رهبر گرامی چگونه طول و عرض بیت رهبری را تند تند قدم میفرمودند و اظهار می کردند: عجب مصیبتی، از چی همچی شد، پس اینها که گفته بودند خاطرتان جمع همه پیش بینی ها شده. پس آن آمارهایی که می آوردند قلابی بود؟ حالا با این وضعیتی که پیش آمده چه کار کنیم. رنگ رخساره شان هم که حتما خاطرتان هست یک چیزی درمایه زردچوبه بود و دست مبارکشان هم لرزه و رعشه گرفته بود. واقعا خاطرتان نیست؟
ناطق را چه او را هم به خاطر ندارید که سه روز لب به نان و پنیر نزدند و گرسنه نشینی پیش گرفته و هی میفرمودند آبرویم را بردند، من چطور به روی مردم نگاه کنم. چه آرزوهایی داشتم. چی فکر می کردیم و چی شد. جناب هاشمی راستی یادتان نیست؟؟؟؟
هاشمی را دوست داریم
یکی از آداب بسیار بد ما ایرانیها ، ملاحظه است و گاهی وقتها از بس ملاحظه میکنیم اصل را نه تنها
فراموش کرده بلکه قربانی فرع میکنیم !
آقای رفسنجانی ، علما ، مجتهدین … جلوی چشمان شما دارند اسلام عزیز را قربانی کرده و پوستین را
وارونه به تن میکنند و شما ساکت نشسته و هنوز ملاحظه آقا را میکنید؟
یعنی توی جمع مجتهدین کسی نیست که راست و پوست کنده به این سلطان بگوید که لباسی را که خیاطان
دوخته و از ان تعریفها میکنند فقط و فقط خیالی است (داستان هانس کریستیان اندرسون ) و ایشان تمام
آبرویشان را دودستی تقدیم کسانی کردهاند که به دروغ از لباسی که بر تن ایشان نیست مدیحه سرایها میکنند.
ایکاش یکی از این رجال مذهبی کمی شجاعت ان کودک خردسال را که با صداقت تمام به شاه گفت که ایشان
هیچ لباسی بر تن نداشته و لخت هستند را داشت و آقای خامنه ای را از این خواب غفلت که انگاری سنگین تر از خواب اصحاب کهف است در میآورد و ملتی را از رنج و ظلم نجات میداد و آبروی اسلام و شیعیان را
نجات میداد!
با درود به تمام ازادی خواهان جهان،بویژه هموطنان ایرانی ،دیدگاه اول دیدگاه بسیار جالبی ؛پسندیدم.
آقای هاشمی ، هر چند خود شما هم باید پاسخگو باشید ولی در حال حاضر مردم شما را به خودشان نزدیکتر میداند و خدمات شما در این سی سال قابل اغماض نیست ، ترا بخدا ، این همه ظلم ، آدم کشی ، آدم ربایی ، تهمت ، بدنامی ، رشوه ، فحشا ، سرقت ، مواد مخدر ، بیکاری ، گرانی ، از هم پاشیده شدن خانواده ها ، رودر رو ایستادن فرزندان با اولیا ، بی احترامی و دروغ و ………. هنوز وقت آن نشده که مرجعی عمامه از سر بکشد و فریاد وا اسلاما سر دهد ؟ آقا منتظر چی هستید ؟ چی رو ملاحظه میکنید ؟ تا کی میخواهید بگویید اگر حرفی بزنیم اسلام از بین میرود ، از اسلام چی مونده ؟ فرهنگ ، اخلاق ، اقتصاد ، توزیع عادلانه ثروت ، مساوات ، عدالت ، امانت داری ؟ چرا فکر میکنید اگر مردم 22 بهمن می آیند و شعار میدهند به خاطر شماست ؟ چرا حرکت های مردم و علایق مردم و وفاداری مردم به خون شهیدانشان را به نفع خودتان مصادره میکنید ؟ روحانیت از چی میترسه ؟ مگر آقای منتظری مرحوم نایستاد ؟ مگر آقای صانعی نایستادن ؟ در کمین چی نشستید ؟ آیا واقعا به روز جزا و آخرت و پاسخگویی به این همه مردم اعتقاد دارید ؟