سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سیدکاظم اکرمی: فساد پهلوی در خودمحوری و دیکتاتوری او خلاصه می‌شد...

سیدکاظم اکرمی: فساد پهلوی در خودمحوری و دیکتاتوری او خلاصه می‌شد

چکیده :اما مهم‌ترین نیاز ما بازگشت به شعارهای اول انقلاب نیست. سال‌هاست ما شعار داده‌ایم و در چند سال اخیر کسانی مطالبی گفتند که همانند شعارهای اول انقلاب بود، اما چه فایده؟ ما نیازمند بازگشت به عمل و تحقق وعده‌ها هستیم. ...


سیدکاظم اکرمی، از زندانیان با سابقه رژیم گذشته است؛ مردی که در زندان مورد شکنجه بسیار قرار گرفت اما دست از انقلاب و آرمان‌هایش برنداشت و سکوت در زندان پاسخ تمام شکنجه‌ها بود. سیدکاظم اکرمی که متولد سال 1319 در همدان است از سال 1342 با شروع نهضت امام‌خمینی (ره) و به دنبال ملاقات با ایشان به عنوان نماینده دانشسرای عالی فعالیت‌های سیاسی خود را آغاز کرد.

وی در سال‌های مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی مدت 52 ماه را در زندان‌های رژیم پهلوی به سر برده است. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دولت جنگ پست وزارت آموزش و پرورش را قبول کرد و رییس دانشگاه تربیت معلم شد.

سیدکاظم اکرمی در گفت و گو با شرق از انقلاب، آرمان‌ها و اهدافش می‌گوید:

مهم‌ترین دغدغه‌ای که در سالگرد پیروزی انقلاب از منظر جناب‌عالی باید مورد بازخوانی و توجه جدی قرار گیرد، چیست؟

مهم‌ترین دغدغه اینجانب، فاصله اکثر مردم و درصد بسیار بالایی از نسل جوان، از هدف‌ها و آرمان‌هایی است که برای آن اعدام‌ها، شکنجه‌ها، حبس‌ها، تبعیدها و مشکلات بسیار تحمیل شدند. برخی مردم جامعه ما از معنویت، دیانت، اخلاق، میهن‌دوستی، مردم‌گرایی، منافع جمعی و ملی فاصله می‌گیرند. این در حالی است که در بسیاری از ممالک عالم علاوه بر صداقت و اخلاق و قانون‌گرایی و ترجیح منافع ملی، شاهد توجه روزافزون به معنویت هستیم. همه می‌دانیم که توجه به بعد معنوی آدمی، هوش معنوی، روان‌درمانی معنویت‌گرا در دنیا بسیار است و کتاب‌ها و مقالات زیادی در این زمینه منتشر می‌شود. من نمی‌دانم در این مدت سی و‌اندی سال که از انقلاب با عظمت این ملت گذشت، چرا گروهی از نسل جوان و حتی درصدی از فرزندان خانواده‌های اصیل و انقلابی شبهاتی در مورد هدف‌های انقلاب دارند. درد بزرگ این است آنهایی که با انقلاب همراهی نداشتند، امروز مواردی از رشوه، فساد، فقر، تبعیض، رفیق‌بازی، باندبازی و بلعیدن میلیاردها ریال از مال این مردم را که در روزنامه‌ها منعکس می‌شود، به رخ ما می‌کشند و به ما می‌گویند شما چه چیزی را درست کردید؟ سال‌های اول انقلاب و دوران جنگ، مخالفان در برابر مدیران مومن و درستکاری که اصولا توجهی به نام و نان نداشتند، چیزی برای گفتن نداشتند، اما امروز…

مهم‌ترین انگیزه و هدفی که در سال‌های مبارزه با رژیم طاغوت، ذهن و فکر مبارزانی چون شما را در بر می‌گرفت، چه بود؟

مهم‌ترین انگیزه و هدف مبارزان آن روزها در یک «نه» و یک «آری» خلاصه می‌شد. نه، به استعمار، استبداد و استکبار و آری به اسلام، آزادی، استقلال و توسعه همه‌جانبه. البته بلافاصله اضافه می‌کنم اگر «نه» موضوعش روشن و واضح بود، موضوع «آری» و آنچه می‌خواستیم، خیلی مشخص و معین و مکتوب نبود. اجازه دهید اینجا خواست نسل جوان آن روز را از زبان شهید مطهری بیان کنم. آن بزرگوار در سال‌های آغازین دهه 40 در یک سخنرانی گفت: «در گذشته درها به روی مردم بسته بود، درها که بسته بود سهل است، پنجره‌ها هم بسته بود. کسی از بیرون خبر نداشت. در شهر خود که بود از شهر دیگر خبر نداشت، در مملکت خود که بود از ممالک دیگر خبر نداشت، امروز (توجه فرمایید این مطالب حدود نیم قرن پیش گفته شده؛ روزی که کسی در ایران تصوری از جهانی‌شدن و قرن اطلاعات و شبکه اینترنت و… نداشت.) این درها و پنجره‌ها باز شده، دنیا را می‌بینید که رو به پیشرفت است علمای دنیا را می‌بینید، قدرت‌های اقتصادی دنیا را می‌بینید، قدرت‌های سیاسی و نظامی دنیا را می‌بینید، دموکراسی‌های دنیا را می‌بینید، برابری‌ها را می‌بینید، حرکت‌ها را می‌بینید، قیام‌ها و انقلاب‌ها را می‌بینید. جوان است، احساسش عالی است و حق هم دارد، می‌گوید ما چرا باید عقب‌مانده باشیم؟ دنیا چطور چهار اسبه به طرف استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و عزت و شوکت و حرمت و آزادی می‌رود و ما همین‌جور خواب باشیم، یا از دور تماشا کنیم و خمیازه بکشیم، نسل قدیم این چیزها را نمی‌فهمید و درک نمی‌کرد، نسل جدید حق دارد بگوید چرا ژاپن بت‌پرست و ایران مسلمان در یک‌سال و یک وقت به فکر افتادند که تمدن و صنعت جدید را اقتباس کنند و ژاپن رسید به آنجاکه با خود غرب رقابت می‌کند و ایران در این حد است که می‌بینیم.» خود را نه تنها با غرب بلکه با ژاپن و تا حدی هند، مقایسه و فکر می‌کردیم مانع رسیدن ما به پیشرفت و آزادی و دموکراسی و قانون‌مداری، رژیم پهلوی است. این انگیزه ما برای مبارزه بود. بعد همین شهیدمطهری و بزرگانی مانند مرحوم طالقانی و شهیدبهشتی و شهیدباهنر و تعدادی از روحانی‌های آگاه به زمان و در راس همه مرحوم آیت‌الله طالقانی و آیت‌الله منتظری به تبعیت از امام می‌گفتند اگر حکومت اسلامی شود همه مشکلات رفع خواهد شد و این‌ هم انگیزه‌ای دیگر می‌شد که ما احساس وظیفه دینی می‌کردیم که باید مبارزه کنیم.

متجلی‌ترین مظهر فساد در دستگاه پهلوی از نظر شما چه بود؟

فساد دستگاه پهلوی برای ما بیش از هر چیز در ستم و خودمحوری و دیکتاتوری او خلاصه می‌شد که این ظلم و خودخواهی مانع از رشد و توسعه تلقی می‌شد البته بعد از سال 1350 فسادهای آشکار اخلاقی، برقراری جشن‌های دوهزار و 500 ساله و تشکیل حزب رستاخیز و بیان اینکه هرکس این وضع را دوست ندارد به کشور دیگری برود تغییر تاریخ از هجری شمسی اسلامی به تاریخ شاهنشاهی بر فساد قبلی اضافه شد.

مهم‌ترین ویژگی رهبری حضرت امام (ره) در سال‌های قبل از انقلاب در دهه 40 و دهه 50 را چه می‌دانید؟

مهم‌ترین ویژگی‌امام در کنار مرجعیت ایشان آگاهی و توجه به مشکلات مردم، عقب‌ماندگی کشور و ساده‌زیستی و دوری ایشان از پیش‌افتادن از دیگران و صاحب ‌عنوان شدن و علاقه به حل گرفتاری‌ها در پرتو فرهنگ اسلامی بود، مهم‌ترین ویژگی امام در رهبری پس از پیروزی، توجه به تاسیس قانون اساسی و نظام دادن به اداره امور بود. در کنار مدیریت، امام به تربیت دینی و معنوی و اخلاقی مردم توجه بسیار داشت. واژه‌ای که امام بسیار بر آن تاکید کرد، الله و سپس اسلام بود. او می‌خواست مردم، فدایی و مهذب شوند.

تلخ‌ترین خاطره‌ای که از زندان‌های رژیم مستبد پهلوی در خاطر دارید چیست؟

تلخ‌ترین خاطره من بعد از شکنجه‌ها و تمام شدن دو سال زندان که به آن محکوم شده بودم شکنجه‌های روحی و تحمل دو سال و سه ماه ملی‌کشی بود؛ (ملی‌کشی اصطلاحی بود که به حبس اضافه بر محکومیت گفته می‌شد) آنها بر این اعتقاد بودند که من اطلاعات زیادی دارم و برای همین نیز مرا شدیدا تحت شکنجه قرار دادند و البته حدس و فکر آنها درست بود. یک روز با عجله آمدند و مرا به اتاق به اصطلاح تمشیت (اتاق شکنجه) بردند و به تخت بستند و به شدت شکنجه کردند و از من اسلحه و مکانی را که اسلحه‌ها را مخفی کرده بودم، خواستند. من هم در حالی‌که از درد به خود می‌پیچیدم گفتم که اهل مبارزه مسلحانه نبودم. من حرف زده‌ام، اطلاعیه گرفته، خوانده و پخش کرده‌ام ولی با اسلحه سر و کاری نداشته‌ام. آنها زیر بار نرفتند و شاید خداوند ترحمی کرد که یک‌بار شلاق به چشمم خورد و خون از چشمم بیرون زد و آنها به محض دیدن خون، شکنجه را قطع کردند. هنوز اطلاعات و مطالبی پیش من باقی است که نگفته‌ام. اما اکنون پس از گذشت سی و چند سال لزومی به بازگو کردن آنها نیست.

مهم‌ترین نیاز نظام جمهوری اسلامی در پیگیری اهداف متعالی انقلاب اسلامی را چه می‌دانید؟

اما مهم‌ترین نیاز ما بازگشت به شعارهای اول انقلاب نیست. سال‌هاست ما شعار داده‌ایم و در چند سال اخیر کسانی مطالبی گفتند که همانند شعارهای اول انقلاب بود، اما چه فایده؟ ما نیازمند بازگشت به عمل و تحقق وعده‌ها هستیم. امروز برای پیگیری مردم ما به چند نکته مهم باید توجه کنیم. نخست نقد و آسیب‌شناسی عدم تحقق شعارهای روزهای اول انقلاب را باید مورد توجه قرار دهیم. البته نقد هم باید به وسیله متخصصان دانشمند و بی‌طرف علوم اجتماعی و اقتصادی به عمل ‌آید نه اینکه گروهی با تمایلات و گرایش‌های ویژه تحقیقی سطحی و ظاهری بکنند. همین‌جا بگویم باید از مطالب دلسوزانه آقایان دکترمطهری و دکتر افروغ و مانند اینها استقبال کرد باید آنان و همه دلسوزانی که با آزادی و فراغ‌‌بال یا گرفتاری و مشکل، امور را نقد می‌کنند مورد مهر و شفقت قرار داد و به آنها دست‌مریزاد و احسنت گفت. مگر امام صادق (ع) نفرموده است؛ دوست داشتنی‌ترین دوستان من، آنانند که عیب مرا می‌گویند. قانونگرایی و التزام عملی به همه قوانین، اعم از آنچه قبول داریم یا نداریم و پیگیری جدی مواد زمین‌مانده از قانون اساسی با ضد قانون احزاب نیز از دیگر مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد. شناسایی سوابق زندگی افراد و گزینش آنان برای اداره امور با توجه به شاخصه‌هایی که امام علی (ع) به مالک فرموده است را نیز باید سرلوحه قرار دهیم. دوری از شعارهای بی‌فایده و سپردن کارها به دست عقل و تدبیر و ایجاد زمینه و آزادی برای همه دلسوزان به مردم و مملکت، جهت ابراز عقیده و نظر و برقراری وحدت و ایجاد همدلی و همگرایی بیشتر تمام اقشار نیز از جمله مواردی است که باید به آنها توجه کرد تا بتوان انقلاب را در مسیر اصولی خود نگه داشت.


7 پاسخ به “سیدکاظم اکرمی: فساد پهلوی در خودمحوری و دیکتاتوری او خلاصه می‌شد”

  1. satam kesh گفت:

    az in zarbomasal hmi ayad be yad ke hich badi narfte behtar biad

  2. نهارنت لبنان
    یکشنبه 15 بهمن
    دیروز یکشنبه معاون نخست وزیر ترکیه، بلنت آرنیک، ایران را بخاطر سکوتش در برابر سرکوب مردم در سوریه مورد انتقاد قرار داد.
    بلنت آرنیک آرنیک که در یک کنفرانس حزب حاکم عدالت و توسعه در بورسا شمال غربی کشور صحبت میکرد گفت:«من جمهوری اسلامی را مورد خطاب قرارداده میپرسم: من نمیدانم آیا شما ارزش اسلامی نامیده شدن را دارید؟» .. « آیا شما یک کلام راجع به آنچه در سوریه میگذرد گفته اید؟»
    ایران نزدیکترین متحد سوریه در منطقه است و ناظرین منتقد، ایران را متهم میکنند که در سرکوب جنبش مردم که از11 ماه پیش از مارس 2011 سراسر کشور را فرا گرفته است به رئیس جمهورسوریه کمک میکند.
    در جریان سرکوب مردم برآورد میشود که قریب 6000 نفر کشته شده اند.
    آریک«قتل عام» جمعه گذشته در حمص، شهری که کانون اعتراضات است، که به کشته شدن بیش از 200 نفر منجر شد را محکوم میکند.
    ترکیه که زمانی یک همسایه متحد سوریه بود، در پیشاپیش انتقاد جهانیان از رژیم دمشق قراردارد و بسیاری از فعالین اپوزیسیون سوریه را در خود پذیرفته است.
    http://www.naharnet.com/stories/en/29012-turkey-criticizes-iran-over-its-silence-on-syria

  3. احمد گفت:

    قابل توجه کسانی که بر سرکارند و هنوز مختصری عقلی دارند: این بابا این حرفها را براساس “به دیوار می گویم که در بشنود” خطاب به شما ها می گوید. حالیتان هست؟

  4. هوشیار تبریزی گفت:

    تا زمانی که دین را از سیاست جدا نکنیم وضع از این هم بدتر خواهد شد. چرا از تجربه کلیسا در قرون قبل درس نمیگیریم؟ آقای محترم -دوست عزیز- مبارز گرامی که در راه به ثمر رسیدن “جمهوری اسلامی” شکنجه شده اید – ای برادر عزیز هنوز شما متوجه نشده اید که با نامه مالک اشتر نمیتوان جلو فساد را گرفت؟ مگر در ژاپن که از استاد مطهری کد داده اید نامه مالک اشتر هست؟ مگر ندیده اید و نشنیده اید که سیاست مداران ژاپنی به کوچکترین ناکارآمدی استعفا میدهند و جایشان را به فرد لایق تری میسپارند؟ وقت آن نرسیده از تکرار اشتباهی که ما را به اینجا رسانده است دست بر داریم؟ چگونه میتوان مرتب چیزی را تکرار کرد و منتظر نتیجه جدیدی شد؟ اگر روش شما جواب میداد تا حالا داده بود …

  5. vvvvvvvvvvvvvvvvv گفت:

    مردی که در زندان مورد شکنجه بسیار قرار گرفت!!!!!!شكنجهاي اون دوران در زمان حال در حد قلقلكم نيست….رژيم قبلي درمقايسه باحكومت اسلامي كه خودش تا خرخره در منجلاب فساد وكشتار مردم بيگناهش فرو رفته سگ شرف داشت وگفتن از فساد در اون دوران بيشتر شبيه جوك گفتنه….ازسايت شماهم بسيار متشكرم كه تمامي كامنتهاي من رو كه حتا سرسوزني اهانت توش نيست رو چاپ نميكنيد شايد اينم يك مدلي از دمكراسي باشه كه من تا امروز نميدونستم..درضمن شما چرا هيچگونه تحركي دربارهفراخوان25بهمن از خودتون نشان نميدهيد…

  6. ناشناس گفت:

    هی زاپن را مقایسه میکنید. بابا الان مااز ترکیه وفبرس خیلی عقبتر هستیم.چه از ازادی مدنی .ازادی انتخابات. ازادی لباس.ازادی مذهب.. اگر شاه شکنجه باشلاق.با کابل میکرد..اینها به مرد و زن تجاوز میکنند.. ایا ساواک به خانواده شما یاپدر ومادر زندانیان کاری داشت.. (ابی)

  7. منزجرازنظام گفت:

    “فساد دستگاه پهلوی برای ما بیش از هر چیز در ستم و خودمحوری و دیکتاتوری او خلاصه می‌شد که این ظلم و خودخواهی مانع از رشد و توسعه تلقی می‌شد البته بعد از سال ۱۳۵۰ فسادهای آشکار اخلاقی، برقراری جشن‌های دوهزار و ۵۰۰ ساله و تشکیل حزب رستاخیز و بیان اینکه هرکس این وضع را دوست ندارد به کشور دیگری برود تغییر تاریخ از هجری شمسی اسلامی به تاریخ شاهنشاهی بر فساد قبلی اضافه شد.”

    این گفته ها پس از گذشت سی وچند سال از عمراین حکومت نحس بیشتر به “یاوه گویی” وبازی با کلمات می ماند تا واقعیت.
    به نظر می رسد، که آنچه راکه این آقاو دیگرانی که ادعای زندانی شدن وشکنجه شدن در رژیم شاهنشاهی وفساد آن نظام دارند،می گویند، درواقع برنامه ریزی برای استقرار حکومت ج.ا برمبنای همان دروغ وفسادبوده است. چرا که عملکرد نظام فعلی بیشتر با گفته های ایشان مطابقت می کند تا عملکرد نظام قبلی.
    حالا انتظار دارید که جوانها به کدام اصول من درآوردی انقلابتان پایبند باشند؟! دین که دیگر پیش کشتان…
    کم کم شخصیت هایی که در عمر سی ساله این نظام حضور خودرا با جهالتشان به این مملکت تحمیل کردند، دراذهان ایرانیان رنگ می بازد.
    شما رفتنی هستید ولی حتی اگر ایران هم نماند، ایرانی باقی می ماند که داستان ننگین شما را به نسلهای بعد منتقل کند.