محمدرضا خاتمی: 20 سال تلاش برای یکدست کردن حاکمیت شکست خورده است
چکیده :اصلاحطلبها از طرف حاکمیت و قدرت به شدت تحت فشار هستند و خطرات این طوری تهدیدشان ميکند. در جامعه ايران اما محبوبیت و مقبولیت دارند. حاکمیت دوست دارد که جریان اصلاحطلبی آن طور که خودشان ميخواهند باشد، نميشود، جریان اصلاحطلبی یک جریان اسم و رسمدار است که صاحب دارد، اگر این را قبول نکنند مشکلات خودشان را افزایش...
محمدرضا خاتمی در خصوص کسانی که به نام اصلاح طلبی در انتخابات شرکت کرده اند می گوید: جریان اصلاحطلبی در ایران یک جریان شناختهشده است، جریانهای تاثیرگذار و شخصیتهایش هم مشخص هستند حالا چهار نفر ميآیند ميگویند ما اصلاحطلب هستیم و ميخواهیم در انتخابات شرکت کنیم، این به معنی حضور جریان اصلاحطلبی در انتخابات نیست. این را همه ميدانند، مردم، حاکمیت جریان اصلاحات، همه اين را ميدانند، و نتیجه انتخابات هم این را مشخص خواهد کرد.
وی بر انتخابات واقعی تاکید دارد، انتخاباتی که حداقلها را داشته باشد، یعنی یک انتخابات آزاد و بدون دخالت موثر قدرت.
به گزارش کلمه از گفت و گوی تفصیلی محمدرضا خاتمی با روزنامه روزگار، او با اشاره به انتخابات پیش رو می گوید: عدم شرکت يا سكوت در انتخابات بهاين معنی نیست کهاين شیوه را کنار گذاشتهاند و ميخواهند شیوههای دیگری را به کار بگيرند؛ برای انتخابات حداقلهایی لازم وجود دارد. هدفشان هم تاثیرگذاری بر انتخابات نیست، مثلاً از واژه تحریم استفاده نکردهاند. گفتند ما شرکت نميکنیم.
خاتمی معتقد است: نتیجه انتخابات آن چیزی نیست که از توی صندوقهای رای درميآید، علیالظاهر اینطور است اما انتخابات مهندسیشده است و نتایج آن مشخص است. نبودن اصلاحات در انتخابات خود به خود بخش عمدهاي از این انتخابات را خدشهدار ميکند، این هم کاری نبود که اصلاحطلبها بخواهند انجام دهند، اصلاحطلبها هم از این جریان ناراضی هستند اما چارهاي هم ندارند، یعنی وقتی همه مجاری فعالیتهای جریان اصلاحطلبی را ميبندید، اجازه نميدهید خودشان باشند، و ميخواهید بگویید اصلاحطلبی باید چه باشد و چه نباشد، خب طبیعی است که اصلاحات زیر بار این وضعیت نخواهد رفت. جریان اصلاحطلبی یک جریان پویا و اثرگذار است؛اینها در داخل خوشان انسجام فکری و عملی دارند،رسیدن بهاين مقطع حاصل کارهای مداوم فکری است، یعنی ما هیچ وقت در این 15 سالی که از جریان اصلاحات گذشته اين وحدت فکری و انسجام را نداشتهايم. این دستاورد ناخواستهاي است که محافظهکاران به ما تحمیل کردهاند و در هر صورت عاقلانهترين تصمیم را اصلاحطلبها گرفتهاند.
او تاکید دارد که اصلاح طلبان با انتخابات قهر نیستند و می افزاید: در مورد این انتخابات، من معتقدم که جامعه ايران آنقدر متکثر است که اگر مجلس کاملاً هم یکپارچه باشد باز طیفبندی دارد. این مجلس در درون خودش خصوصیات خودش را پرورش ميدهد.
خاتمی در مورد یکدست بودن حاکمیت معتقد است: آقایان در سال 84 آمدند گفتند حاکمیت باید یکدست باشد، میبینیم که در طول تاریخ جمهوری اسلامی اختلاف بین ارکان قدرت به اين شدت نبوده است. آقای احمدینژاد که سوگلی و بینظیر در تاریخ و معجزه هزاره بود، بشارت امام زمان بود و طبق گفته مرحوم آقای مشکینی حکمش را امام زمان امضا کرده بود، حالا ببینید در چه وضعیتی است؟ کسانی که دوراندیش هستند، ميدانند که درون جامعه ايران آنقدر تکثر وجود دارد که امکان یکدست کردن حاکمیت وجود ندارد. این مهندسی شکست خورده است. برای انتخابات بعد هم برنامه دارند اما نميتوانند یک جامعه متکثر را یکدست کنند و هر کاری ميخواهند انجام دهند، این امکانپذير نیست؛ من الان این را قبول ندارم که اگر مجلس شکل گرفت حتماً انتخابات آینده هم بر همین بند خواهد بود. من تردیدی ندارم که در دوران ریاست جمهوری بعدی وضعیت مثل الان نخواهد بود.
یکدست کردن حاکمیت شکست خورده است
وی می افزاید: برای اينكهاين تجربه شکستخورده است. آقایان یک تئوری داشتهاند که بیش از 20 سال رویش کار کردند تا حاکمیت را یکدست کنند و طبق سلیقه خاصی که دارند کشور را اداره کنند، خیلی هم خون دل خوردهاند و صبر کردهاند تا آخرش فکر کردند که الان ميتوانند حکومت را یکدست کنند. کشور را آزاد کنند و توسعه دهند با ایدههایی که سالها وجود داشت، اينكه اقتصاد باید چگونه باشد، سیاست خارجی باید چگونه باشد و مبارزه با فساد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگ و غیره. اینها آرزو و امید داشتند که اين کارها عملی شود. آن روز رسید و آن روز 3 تیر 84 بود، یعنی وعده و خواست آنها تحقق پیدا کرد. این تجربه یک تجربه شکستخورده است، اصلاً مهم نیست كه ما به روی خودمان بیاوریم یا نه، اما ادامه اين تجربه یک تجربه شکستخورده است.
او با تاکید بر اینکه آلترناتیو ملت است می افزاید: تنها راه نجات کشور آزادی نحلههای سیاسی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و غیره است و انتخابات. باید به همه آن تصمیمها احترام بگذارید. زیادهخواهیهای دنیای غرب مشخص است، نتایج و راهکارهایش هم مشخص است؛ آیا نميشود در برابر این زیادهخواهیها ایستاد؟ ميشود. چطور؟ با داشتن مردم، اگر مردم باشند خود به خود اوضاع تغییر ميکند، یعنی اتفاقی که در دوم خرداد افتاد.
خاتمی در ادامه تصریح می کند که راه چاره جنگ نیست،جنگ عواقب سیاسی و اقصادی دارد اما ما در جنگ پیروز نخواهیم بود. اگر ملت را داشته باشیم طرف مقابل را خود به خود عقب ميزنیم. هیچ حکومت خارجی در برابر یک حکومت دموکراتیک نميتواند زورگویی کند، اما در یک حکومتی که روی شانههای اقلیت مردم است، آن هم اقلیت سیاسی نه اقلیت مردم، رضایتمندی مردم را باید سنجید. اینها هم که امروز کاملاً مشخص است.
مجلس و احمدی نژاد هر دو مقصرند
وی در تحلیل عوامل مشکلات فعلی می گوید: آقای احمدینژاد ميگوید مجلس مقصر است، مجلس ميگوید احمدینژاد مقصر است، هیچ کدام از این دو تا مقصر نیستند، هر دو مقصرند. اگر پرچم اصلاحات برافراشته است به معنی این است که امید اصلاحات وجود دارد، اگر روزی امید اصلاحات وجود نداشت یعنی این نظام دیگر اصلاحپذير نیست و در آن صورت دیگر فعالیت سیاسی و اجتماعی ورود در قدرت معنی ندارد.
اصلاح طلبان امیدوارند
خاتمی می افزاید: اگر اصلاحطلبها هنوز فعال هستند به خاطر این است که امیدشان را به اصلاحپذیری نظام از دست ندادهاند و سعی ميکنند هر چه بیشتر این روزنههایي را که روز به روز بستهتر ميشود باز کنند. برخی جاها موفق بودهاند برخی جاها نبودهاند. یک زمانی تند شده، یک زمانی منعطف شدهاند.
او در مورد وضعیت فعلی احمدی نژاد تصریح کرد: با توجه بهاين وضعیت این سیاستها شکست خورده است، اتفاقاً مشکل آنها هم آلترناتیو آقای احمدینژاد است، چون آقای احمدینژاد اگر اینطور برود بیرون گفتمان سیاسی، گفتمان خارجی و اقتصادیاش باید عوض شود یعنی بدتر از چیزی که الان هست بشود؟ آقای احمدینژاد ميگوید قطعنامههای شورای امنیت ورقپاره است، اگر رئیسجمهور بعدی بخواهد همین روند را ادامه بدهد، ميگوید نهتنها قطعنامهها ورقپاره است بلکه ما از سازمان ملل هم ميآییم بیرون، از مجامع بینالمللی هم ميآییم بیرون، خب نميشود که. این نکته خیلی اهمیت دارد که ما امیدمان را از دست ندهیم. هر چند مخالفتشان با اصلاحطلبها به شدتی است که ميگویند اینها نفس هم نکشند.
یک آدم عاقل سر کار بیاید
این عضو حزب مشارکت در ادامه گفت: ما که نميگوییم ما رئیسجمهور باشیم، ما رئيس مجلس باشیم، یک آدم عاقل برود بشود رئیسجمهور، یک آدم عاقل بنشیند در مجلس نه یک آدمی که فقط گوش به فرمان باشد، یک آدم که حاضر باشد از هزاران کارشناسی که در این مملکت است استفاده کند. اگر اینها بشود یعنی جریان اصلاحات تاثیر گذاشته، نه اينکه حتماً اصلاحات در قدرت باشد. من فکر ميکنم بزرگترين دستاورد اصلاحات در این دو سه سال شکست سناریويی بود که فکر ميکرد تنها راه نجات مملکت آن سناریو است، در حالی که اصلاحطلبها ميگفتند تنها راه ویرانی مملکت آن سناریو است.
چه کسی بیشتر نفوذ دارد؟
او براین باور است که امروز روابط اجتماعی به گونهاي است که لزومی ندارد شما در قدرت باشید. انصافاً امروز که روز دهم بهمن است ضریب نفوذ حرف اصلاحطلبان در مردم بیشتر است یا حرف آقای احمدینژاد. نفوذ آن است که حرف به دل بنشیند؛ آقای خاتمی که محصور است و همه روزنامهها از زدن حرفش و بردن اسمش منع شدهاند. اجازه حضور در مجامع به او داده نميشود، اجازه صحبت به او داده نميشود. هر کس برود با او ملاقات کند تحت فشار قرار ميگیرد؛ اما همین جسته گریخته هر وقتی آقای خاتمی دو کلام حرف ميزند، کدام نفوذش بیشتر است، تردید نکنید که حرف آقای خاتمی! در مورد جریانها هم همین است، جریانهای اصلاحطلبی نفوذ کلام بیشتر در مردم دارند یا جریانهاي اصولگرا؟
خاتمی می افزاید: اینها قابل محاسبه است، اگر اینطور نبود که اينقدر به اصلاحطلبها التماس نميکردند که بیایند در انتخابات شرکت کنند و هر کسی هم که آمده گفته من اصلاحطلب هستم به اسم جریان اصلی اصلاحطلبی تایید کنند و تبلیغ کنند، این نشان ميدهد که نیاز به اصلاحات یک نیازی است که آنها هم نميتوانند از آن فرار کنند. اما به روش شکستخورده خیلی از حاکمانی که ميخواستند فقط خودشان باشند، دوست دارند که جریان اصلاحطلبی آن طور که خودشان ميخواهند باشد، نميشود، جریان اصلاحطلبی یک جریان اسم و رسمدار است که صاحب دارد، اگر این را قبول نکنند مشکلات خودشان را افزایش دادهاند.
احمدی نژاد کاره ای نیست
وی در تبیین سیاستهای احمدی نژاد می گوید: پول پخش کردن بین مردم، بیاعتمادی به سرمایهگذاري خارجی، سهام عدالت، مسکن مهر همه اينها دقیقاً ترجمه اين سیاستهاست. آقای احمدینژاد کی بد شد؟ وقتی یک مقدار در مورد برخی وزرا ایستادگی کرد، هنوز به سیاستهای دیگرش کسی ایراد نگرفته، شما ممکن است بگویید مجری اصلی را گذاشتهاند احمدینژاد که از داخل آن این همه گرفتاری برای مملکت به وجود بیاید، آن وقت چطور ميخواهند این سیاستها را ادامه بدهند. آن کسانی که آلترناتیو آقای احمدینژاد هستند به مراتب در تمام سیاستهایشان متزلزلتر از آقای احمدینژاد هستند.
وی معتقد است که احمدینژاد در طول این چند سال کارهاي نبوده، دولتش کارهاي نبوده، احمدینژاد در طول این چند سال برنامه نداشته، یک حلقه خاص سیاسی نداشته، نیروی اجرايی و کارشناسی نداشته، حتی سازمان بیرونی و حزب نداشته، جمعیت و گروه نداشته، هیچ چیز نداشته، احمدینژاد را احمدینژاد کردهاند و اگر احمدینژاد شکست بخورد آنهایی که او را احمدینژاد کردهاند باید جوابگو باشند. این سوال، سوال جدی در جامعه ايران است، به همين دلیل است که من معتقد هستم که اينها این یکی دوسال را به هیچ وجه با احمدینژاد کل کل نميکنند، بلکه تحملش ميکنند البته سعی ميکنند در طول سالهای آینده او را تخریب کنند و کاری کنند که آن حالت قهرمانیاش هم در طول این مدت که در بین برخی اقشار باقی مانده از بین برود. خیلی راحت بگویم جریان انحرافی وجود ندارد، جریان انحرافی را خود این دوستان ایجاد کردهاند. دو سال دیگر خواهند گفت از اول هم ميدانستیم که احمدینژاد اینطور است، این سناریو سناریوي شکست خورده است. آیا سناریوي شکستخورده به معنی این خواهد بود که روند را اصلاح خواهند کرد؟ من شواهد و قرائن این را نميبینم که بخواهند اصلاح کنند، مگر اينكه افکار عمومی کشور آنچنان عمل کنند و مسائل دیگری که وجود دارد آنچنان باشد که نتوانند، نه اينكه نخواهند. در آینده نزدیک خیلی امکان بازگشت اصلاحطلبان را میسر نميبینم اما اصلاح بعضی روندهای اداره کشور به دست دیگران محقق ميشود.
خاتمی در مورد علی مطهری می گوید: شما به حرفهای آقای مطهری نگاه کنید، این گفتمان، گفتمان اصولگرایی نیست، یا حتی چهرههای مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، آن جریان یکدست بر اساس گفتمان… شکست خورده و در میان خود اصولگرایان هم شکست خورده است، گفتمان اگر آدم معتقد نداشته باشد فقط زور و پول داشته باشد به زودی تاریخ مصرفش تمام ميشود.
وی در ادامه این گفت وگو می افزاید: تحلیلی که وجود دارد این است که ميخواهند بگویند باعث و بانی همه مشکلات اصلاحطلبها هستند. یک گفتمان جدید آوردهاند مردم را آگاه کردهاند و به حقوق خودشان گسترش تفکر جمعی را داشتند که کار ما را مشکل کرد. سر سازگاری با اصلاحات ندارند، به خاطر آن سابقهاي که از اینها برای خودشان ترسیم کردهاند. تصور دوم هم این است که واقعاً اصلاحطلبها به دنبال قدرتاند در صورتی کهاين طور نیست، همیشه اصلاحطلبها چارچوب قانون اساسی را محترم دانستهاند با اينكه اشکالهایی هم داشتهاند. بیشتر از این هم نميشود، شاید الان کنار کشیدن این توهم را بر طرف کند.
اصلاح طلب ها ظرفیت بخشش دارند
خاتمی در ادامه گفت: اصلاحطلبها نميگویند یا ما یا هیچ کس، مثلاً در مورد مساله هستهاي بگوییم من هستم یا شما هستی، یا احمدینژاد باشد یا افروغ هر کسی اگر بیاید کاری کند که خطر از سر ایران برداشته شود ما از او حمایت ميکنیم، ميخواهد آقای احمدینژاد باشد یا هر کس دیگری چون موضوع این است که مساله هستهاي یک خطر جدی برای کشور شده و یک راهحل مشخصی هم دارد، ما صنعت هستهاي داشتيم و کشور هم از خطر جست، حالا هر کسی باشد مهم نیست، در مورد سیاست خارجی هرکسی یک کاری کند که عزت ما حفظ شود، خطر برطرف شود ما حمایت ميکنیم، ما نميگوییم همه امور باید یکشبه اصلاح شود هر قدمی که برداشته ميشود اگر یک گوشه کار را اصلاح کند هم خوب است، اگر فردا قوه قضائيه بگوید اینها را آزاد کنید ما ميگوییم کار خوبی کردید، نميگوییم باید انتقام بگیريم باید معلوم شود و از این حرفها. اصلاحطلبها این ظرفیت را دارند که آنها را ببخشند به شرط آنکه آينده کشور اصلاح شود. ما از انتقام سودی نميبریم، این مهم نیست، اينكه ما بیاییم بگوییم کاندیداي ما فلان کس است اصلاً لزومی ندارد آنها هم نیازی به حمایت ما احساس نميکنند. اصلاً بحث اینها نیست هر کسی بیاید که مثلاً وضعیت ما را از منهای 100 بکند منهای 90 ما از او تشکر ميکنیم ما از حاکمیت عقل و تدبیر و کارشناسان حمایت ميکنیم، ميخواهد در میان اصلاحطلبها باشد یا در میان اصولگرایان، فرقی نميکند و من فکر ميکنم در درون حاکمیت آلترناتیوهایی غیر از اصلاحطلبها وجود دارند که ميتوانند وضعیت را بهتر کنند اما متاسفانه آنها هم کنار زده شدهاند.
وی افزود: آقای ناطق که مدعی اصلاحطلبی نیست، یا خود آقای هاشمی، خیلیها هستند من ميتوانم دیگران را هم مثال بزنم، اما این دو تا مثال بارز هستند. هیچ کس هم نميتواند بگوید اینها مخالف نظام هستند یا مخالف ولایت فقیه هستند، اینها آلترناتیوهای قبل از اصلاحطلبی هستند.
عقلانیت حاکم شود
خاتمی با تاکید بر این این مساله که تابع اصلاح طلبی است می گوید: من این را ميگویم که اگر عقلانیت در حاکمیت باشد این برای ما جریان اصلاحطلبی مهمتر از این است که چه کسی بیاید به عنوان رئیسجمهور آینده مطرح شود. اگر رئیسجمهوری که ميآید برگردد به روندهایي که در سالهای قبل بود، یک تعاملها و قانونگراییهایی بود، قواعد بازی نسبتاً تعریفشده بود، بعضی از این برگشتها به لحاظ تاریخی عقبگرد است اما به لحاظ سیاسی یک گام به جلو است. این است که من ميگویم در انتخابات آینده اگر مجلس را نداشته باشیم انتخابات آینده را هم نخواهیم داشت. انتخابات آینده بحث اجتماعی و سیاسیاش هنوز مشخص نیست. ما در زمان خودش تصمیم ميگیریم که خودمان ميتوانیم شرکت کنیم یا اينكه از یکی از کسانی که در انتخابات هستند حمایت ميکنیم. این را در زمان خودش تصمیم ميگیریم، ما فکر خودمان را ميدانیم. برنامههای خودمان را ميدانیم. اگر در کانون دایره باشم خب برنامههای ما مشخص است، اگر در کانون نباشیم خب کانون بعد. کانون بعد. آن زمان هم ما راست را به دو قسمت تقسیم کردیم، راست عاقل و راست غيرعاقل. ميگفتیم اگر مخیر باشیم بین اين دو حتماً باید کاری کنیم که راست عاقل به میدان بیاید، این استراتژی به جای خودش باقی است، تکرار آن حرف من است که مهم نیست اصلاحطلبها در راس باشند یا نه، مهم است که هر کس در مجلس هست عاقلانه رفتار کند.
اصلاح طلبان تحت فشار و تهدید
او در مورد وضعیت فعلی اصلاح طلبان می گوید: اصلاحطلبها از طرف حاکمیت و قدرت به شدت تحت فشار هستند و خطرات این طوری تهدیدشان ميکند. در جامعه ايران اما محبوبیت و مقبولیت دارند. یک زمانی بحث بر این بود که اصلاحطلبها سازمانهای دوپا هستند، یک پا در قدرت و یک پا در جامعه دارند و آن پایی که در جامعه دارند بسیار ضعیف بود، الان اما آن پایی که در قدرت دارند بریده شده و در جامعه آن مقبولیتشان در بین نیروهای سیاسی داخلی و خارجی فوقالعاده است، اما اگر بگوییم که ما کاری را ميتوانیم پیش ببریم لازمه آن ابزار قدرت است که ما نداریم. تحلیل من این است که سرمایه اجتماعی مهمترين سرمایه یک جریان است و این هست. امروز را مقایسه ميکنم با سال 84؛ اصلاحطلبها قدرتمندتر، منسجمتر و بابرنامهتر هستند.
خاتمی در مورد برنامه اصلاح طلبان ادامه داد: اصلاحطلبها یک تجربه دودههاي در اداره کشور داشتهاند، شکستها و پیروزیها، فرازها و نشیبها همه اینها را داشتهاند و بسیاری از اینها را در بوته آزمایش گذاشتهاند؛ خیليهایش موفق بوده و برخی موفق نبوده. در دوره آقای احمدینژاد که همه اصلاحطلبها خانهنشین شدند در جمعهای کارشناسی که داشتند خیلی از امور پالایش شده است. امروز کافی است که فقط بگویید در امر کشاورزی چه برنامهاي دارید، کارشناسهای کشاورزی که در جریان اصلاحطلبی هستند در عرض دو هفته یک برنامه کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت برای توسعه کشاورزی در اختیار ميگذارند. این ظرفیت و پتانسیل کاملاً آماده است اما این نیست که اينها را نوشته باشند بلکه ظرفیتی است که در چند هفته ميتواند بالفعل شود. این مساله طبیعی است، در این شرایط امکان اينكه دو نفر آدم کنار هم بنشینند وجود ندارد، کاری هم ندارند. الان همین آقایان که در قدرت هستند ميتوانند به اصلاحطلبها بگویند با این کارشناسهایی که دارید برنامههایتان را ارائه دهید.
اصلاحطلبی یک اندیشه و فکر است
او می گوید: اصلاحطلبی یک اندیشه و فکر است. ما در داخل کشورمان با ضعف سازمان و تشکیلات روبهرو هستیم، نکته دوم اينكه خیلی از اصلاحطلبها معتقد به کار خیابانی و ميتینگ و اینها نیستند، حالا به هر دلیل، اما جایی ندارند. سوال اساسی این است که چرا اصلاحطلبها از قدرت اجتماعی خودشان استفاده نميکنند؛ ميشود این را در یک فضای بازتر مطرح کرد. خیلیها این را به عنوان ایراد و ضعف ميدانند.
خاتمی در ادامه گفت: جریانی از محافظهکاران که الان حرفهای اصلاحطلبی ميزنند این آمادگی را ندارند که با جریان اصلی اصلاحات تعامل کنند. گفتمان اصلاحات در بحثها و مصاحبههایی که ميشود وجود دارد. اما اينكه بخواهیم بگوییم به عنوان یک تشکیلات بیایید این کار را بکنید آن کار را بکنید نميشود، جریانهای اجتماعی زمان لازم دارد؛ اصلاحطلبها هم بیکار نیستند. همین جریان انتخابات بیعملی و انفعال نیست اینها یک عمل بسیار بزرگ است. عدم شرکت، ظاهرش یک کار سلبی است اما در منطق سیاسی یک کار سیاسی است و مساله اصلی در ایران این است که با اصول اصلاحطلبی مطابق باشد؛ یعنی آرامش در عمل، فعالیت در چارچوب قانون، شما ميتوانید بگویید که مردم در انتخابات شرکت کنید و به اين آدم رای دهید آدمی که ممکن است اصلاً در انتخابات نباشد، اما اینها کاری را که کمی با اصول منافات دارد کنار ميگذارند.
امکان کار را از ما گرفته اند
او در مقایسه ایران و ترکیه می گوید: هیچ وقت در ترکیه وضعیت وضعیت فعلی نبود. حکومتی که افتخارش لائیسیته بود اسلامگرايان در آن آزاد بودند، شهردار ميشوند، تحمل ميکنند، انتخابات برگزار ميکنند اجازه ميدهند بیایند رئیسجمهور و نخستوزیر بشوند. اما فشار روی سازمانها و تشکیلات ما آنچنان زیاد است که امکان کار را گرفته است.
خاتمی می افزاید در ترکیه وقتی حزب را منحل می کردند، بلافاصله یک حزب دیگر جایگزین شد. دو نفر را زندانی کردند، هممسلکهایشان باز شروع کردند. من فکر ميکنم وضعیت ما منحصر بهفرد است. با یکی دو تا جا باید خودمان را مقایسه کنیم مثل برمه. اینها هم دارند اصلاح ميکنند، من نميخواهم چیزی را مقایسه کنم اما معتقدم با این امکانات و شرایط سیاسی که ما داریم اصلاحطلبها خیلی خوب ماندهاند و کار کردهاند و ادامه کارشان هم همین است.














خداوند این دکتر نازنین وبرادر عزیزشان را برای کشور نگهدارد.واقعا همیشه از تحلیلهای عمیق وواقعگرایانه ایشان لذت برده ام وهمیشه سخنان وتحلیلهای ایشان به مثابه خونی تازه در رگهای جنبش آزادیخواهی ایران عمل کرده.زنده باد آزادی وآزادیخواهان
این جمله دکتر جالب بود
«ما که نمیگوییم ما رئیسجمهور باشیم، ما رئیس مجلس باشیم، یک آدم عاقل برود بشود رئیسجمهور»
متاسف که قطار حاکمان ما ترمز ندارد يا شايد ترمز را نمي بينند فقط يادمان باشد سر دره بعدي پل نداريم
دکتر بسیار شیوا گفتی. ولی ما چطور میتونیم نسبت به خون های ریخته شده بی تفاوت باشیم.
خشم و انزجار الان از حاکمان بسیار فراوانه. چطور میتونیم چهره کشته شده ها رو فراموش کنیم. به نظر من اینها اگر فضا رو باز کنن از حقه بازیشونه. نباید وارد معامله با اینها شد. باید از درون با همین شرایط سخت برنامه ریزی کرد و نهایتا این جریان رو از بین برد. معامله با این جریان جفا در حق ندا و سهراب و اشکانه. فراموش نکن. اگر این کار رو بکنید و وارد تعامل بشید جامعه از شما هم سرد میشه.
اصلاح طلب ها و استقامتشون تنها دل خوشیه مردمه
این سکوت مردم رو دست کم نگیرید. مردم هیچ چیز رو یادشون نرفته. هیچ چیزززززززززززز
دکتر راست گفتی احمدی نزاد هیچکاره است به نظر من همش زیر سر کسی هست که خودشا نایب برحق امام زمان میدونه…
کسانی که می خواهند در کشور یکدست سازی کنند دیوانگانی هستند که خدا را نمی شناسند و انسان شناسی هم یاد نگرفته اند .در جهل و خودشیفتگی فرو رفته و به راه کج می روند تا نابود شوند .خدا کند در این نابودی کشور نابود نشود
آقای خاتمی با تمام احترامی که برای شما و بردار بزرگوارتون قائل هستم میخاهم به عنوان یک جوان به عرض برسانم که با آزادی زندانیان سیاسی و کاهش فشار بر مردم حاکمیت قدم بزرگی را بر میدارد که قابل تامل است اما به راحتی نمیتوانیم ببخشیم… ارزش سهرابها، نداها و خون ریخته شده آنها چی میشه؟؟ چه کسی میخاد نسبت به جنایتهای انجام شده پاسخگو باشد؟ حاکیمت چگونه در صدد جبران خسارت های مستقیم و غیر مستقیم خودش به مردم و ملت ایران میشه؟
بابام جان دورغ چرا همه مان درگورخواهیم خوابید سی سال حکومت به این شیوه هم به جایی نرسیده و مردم همجنان شلتاق می زنند دروغ چرا؟؟؟؟
شاه هم قصد داشت حکومت وجامعه را با حزب رستاخیز یکدست کند نتوانست این ها هم نمی توانند
تحلیل درست و منصفانه ای بود. اما آقای خاتمی مطمئن باشید برای افراد سبک مغزی مانند احمدی نژاد و حامیانش( که متأسفانه دارای سلاح و قدرت نظامی هم هستند) نه کشور اهمیت دارد نه مردم و نه اسلام. آنها دیوانه قدرت و ثروت هستند. آنکه احمدی نژاد را آورد بعداز او هم با همان روش یک سفیه دیگری را علم می کند. تا زمانی که یک حرکت مردمی و انقلابی شکل نگیرد و هزینه زیادی هم متحمل نشود امیدی به تغییری یا اصلاحی وجود ندارد.
گویا در جامعه ما از قدیم الایام یک نوع خودشیفتگی از ریشه اعتماد بنفس پائین و بدبینی در ما ایرانیان شکل گرفته که شاید تغییر آن نیز با تغییر نگاه و مواجهه حاکمان با مردم قابل اصلاح باشد.
باسلام وتشکر از مسولان روزنامه روزگار که بافداکاری این مصاحبه راجهت تنویر افکار بخصوص افکارحاکمان ومخصوصا حاکمان منصفی که همچنان آب باریکه ای از قدرت در چنته دارند منتشر کردند . به حاکمان توصیه می کنم که به نصایح انسان های موجه وشایسته که بطور مداوم نصیحتشان می کنند فکر وتامل کنند واینقدر به گفته های متملقین وچاپلوسان دلخوش نباشند که قطعا اگر اوضاع برهمین منوال پیش برود نه قدرتی برایشان خواهد ماند ونه نام نیکی در کتاب تاریخ برایشان .تا دیر نشده از خواب غفلت بیدار شوند که فردا دیر است. بامید به خود آمدن حاکمان وپذیرفتن حقوق همه ملت ایران از سویشان .
هو الجبار
با توجه به تحریم انتخابات اخیر بار دیگر مثلث زور و زر و تزویر دست افزار نااهلان و نامحرمان شده و با اقداماتی عوامفریبانه نظیر :
غوغای لشگر کشی ۹ دی (اردوکشی خیابانی!)
دیدار با مسلمین جهان (اردوکشی جهانی!)
نماز جمعه با شکوه (اردوکشی عبادی!)
۱- رهبر مسلمین جهان در این ۲۰ سال از کشور خارج نشده و به قول نوریزاد حتی جرات انجام یک سفر حج “واجب” را ندارد. آن از حجش که تعطیل شده و آنهم از نمازش که در کرمانشاه (اردوکشی استانی!) با تاخیر برگزار میشود. در حالیکه با یک سفر حماسی اسلامی میتوانند تو دهنی بزرگی به ما سبزها بزنند!
**********
و همچنین پخش خبرهای خوش در این ایام (فاز مثبت) مانند اعلان میزان عیدی و میزان ذخیره ارزی و میزان بودجه نجومی!
دقیقا همان حکایت گونی سیب زمینی و سهام عدالت
۲- هر کدام این خبرها محل اشکال است به عنوان نمونه ذخیره ارزی جزو اسرار بود (به گفته بهمنی)! و بودجه هم برای دومین سال متوالی در آخر سال ارائه میشود و این از معجزه های هزاره سوم است که مجلس را ماتحت امور قرار داده.
**********
و همچنین برنامه های شستشوی مغزی توسط سران درجه دو نظام به خصوص توسط سردار نقدی (کما فی السابق)
۳- آقای نقدی که فقط در حکومت نظامی تخصص دارند راجع به همه چیز اظهار نظر میکنند و حتی آمار هم ارائه میدهند در حالیکه تاکید شده آماری پخش نشود و کارشناسان واقعی هم که سهوا موجب درز آمار به بیرون شدند به “کهریزک” ارجاع شدند.
**********
اصلاح طلبان می توانند طالب اصلاحات باشند ولی ان کسی که باید اصلاحات را بپذیرد حامان قدرت مدارند که نمی پذیرند ! حال سوال این است اقای دکتر چه باید کرد ؟ انوقتی که مجلس و دولت در دستان شما بود و 22 ملیون رای پشت سرتون فرصت سوزی کردید تا یک بی لیاقت مثل احمدی نژاد امد و وایران و ایرانی را بروز سیاه نشاند کمی از خودتون و عملکردتون انتقاد کنید و راه حل ارائه بدهید این که همش بگید ما اصلاح طلبیم که راه حل نیست ! اونا هم می گویند باشید برای کسی که از قدرت و ثروت سر مست شده اصلا منافع ملی اهمییتی ندارد و دین و خدا وپیغمبر هم ابزاری برای رسیدن به اهدافشونه حالا در این شرایط راه کار ارائه دهید چون ما اینقدر دعا و نفرین کردیم که خدا هم از دستمون خسته شده و می گه از تو حرکت ازمن برکت ! حالا راه کار حرکت را نشان دهید و از مردم بخواهید .
یکدست کردن حکومت کار حکومت هایی از نوع استالین و مائو و کره شمالی است و البته رهبران یک دست. هیچ معنا دارد که شما انتظار داشته باشید هفتادو پنج میلیون ایرانی یکجور و یکدست باشند و مثل هم فکر کنند؟ مگر خود شما که اکنون برمسند قدرت سوارید در رژیم گذشته حاضر بودید یکدست شده فرضا به حزب رستاخیر وارد شود و اصول سه گانه آن بابا را بپذیرید؟ پس حال بفرمایید چه تخم طلایی گذاشته اید که با دگنک هم شده مردم را مجبور می کنید حتما راه شما را بروند. من یکی از آنهایی هستم که زیر بار فرمان ناروا نمی روم و اظهار میکنم شما اشتباه می کنید و اشتباه بارها کرده اید و دلیلی ندارد که با طناب پوسیده شما باز خود را به ته چاه برسانیم. برای همین است که درکشورهایی که سرشان به تنشان می ارزد احزاب گوناگون با علایق و سلایق متفاوت وجود دارد و هرکس برای متاع خود تبیلغ می کند و بالاخره آنکه توانست عده بیشتری را جلب کند، حکومت را در دست می گیرد. شما هم به سبب این حرفهایی که من مینویسم هیچ کاری نمی توانید بکنید زیرا حرفهایم کاملا قانونی است و مخالفت من با شما پایه و اساس قانونی دارد. مگر اینکه گردن کلفتی کنید و به قوای نظامی و انتظامی خود متکی باشید و صدای ما را با سلاحهای آنها خفه کنید که البته بازهم فایده ای ندارد. امروز نشد فردا پیروز می شویم. شما که تعدادتان از تعداد ملت ایران بیشترنیست. من از شیوه حکومتی شما خوشم نمی آید و تا جان در بدن دارم با شما به صورت قانونی مبارزه خواهم کرد و آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند.
چرا سایت آقای خاتمی رو از کار انداختن ؟جواب نامه نوریزاد ومصاحبه دکتر خاتمی بوده ؟
تحریم انتخابات راهگشای مشکلات خواهد بود انشالله تا رفع فتنه اصولگرایان بی خرد از پای نخواهیم نشست
درود بر خاتمی و موسوی
” آن زمان هم ما راست را به دو قسمت تقسیم کردیم، راست عاقل و راست غیرعاقل. میگفتیم اگر مخیر باشیم بین این دو حتماً باید کاری کنیم که راست عاقل به میدان بیاید”
یه روزی مردم بین بد و بدتر انتخاب می کردند حالا اصلاح طلب ها می خواهند از استراتژی قبلی مردم استفاده کنند. عزیزانم اون ممه را لولو برد اگر واقعا قدرت دارید و پایگاه اجتماعی طرحی نو دراندازید. از کنار این پند هاشمی به سادگی نگذرید که مردم دیگر آگاه شده اند و نمی شود با روشهای قدیمی بازیشان داد (نقل به مضمون) . بروید به این فکر کنید که با وجود اینهمه کار مثبت شما چرا مردم در تحصن مجلس ششم در کنار شما قرار نگرفتند و چرا سال 84 به شما رای ندادند؟
باسلام وتشکر از روزنامه روزگار وسید محمد رضا خاتمی که باطن وظاهر این مصاحبه تاریخی کاملا نشان از نفس پاک خدا جوی از پدر عالم واز باران علم ومعرفت وخرد نزدیکتر شدن به خدارا از برادر با امیدها برای این سرزمین در جهت پشرفت وتحول واقعی دور از این حاکمان بی خرد غرق شده در شهوت های قدرت وثروت وجنسی که ملت ایران را در جهت نابودی کشاند ه اند به ایند ه این سرزمین امید ها میکارد جمعی از عکاسان سالهای دفاع مقدس مردمی
احسنت ، واقعا لذت بردم
این است منش اصلاحات و اصلاح طلبان
آقای دکتر خودتان را درگیر مباحثی مثل حضور کواکبیان و قنبری و .. در انتخابات نکنید
مردم بعد از این حرکت اخیرشان اینها را شناخته اند
اینها فقط به فکر پست و مقامشان هستند و از کلمه اصلاح طلبی برای رسیدن به این جایگاه استفاده کردند
با ثبت نامشان به مردم پشت کردند و پا روی نیمچه اعتبارشان گذاشتند (که به واسطه اسم اصلاح طلبیشان بود)
آنها در تاریخ اصلاح طلبی تمام شدند
آنها الان در حافظه مردم جزئی از حاکمیت اند
براستی به کجا داریم میرویم؟
حاکمان حتا این سخنان که از مقام دل سوخته برای ایران و مردم ان سرچشمه میگیرد را تحمل نمیکنند.
به هوش باشیم و این سخنان را ارج بگذاریم و به نجات میهن برخیزیم. راه نجات بازگشت به اندیشهای امام و قانون اساسی میباشد.
حاکمان ارام ارام ما را به جنگ و نابودی میکشانند, بخشکانیم این سرچشمه های نفرت از انسان و انسانیت را.
رهبران جنبش سبز را ازاد کنید, زندانیان سیاسی بی گناه ایران را که جز حقیقت و دور اندیشی اینده هیچگونه عملی و سخنی نگفتند را ازاد کنید.
شرکت در تجمع 25 بهمن و تحریم انتخابات
اگر حکومت مداران دلسوز خود باشندنه کشور بخود آیند ه فردا ÷شیمان خواهندشد
من نمی دانم اقای خامنه ای چرا را ه هائی را که دیگران رفته (استبداد .سرکوب .زندانیان سیاسی شکنجه خود شیفتگی و واپسگرائی و..) شکست خورده اند را باز دوباره ازمایش می کند و می رود
«مروز کافی است که فقط بگویید در امر کشاورزی چه برنامهای دارید، کارشناسهای کشاورزی که در جریان اصلاحطلبی هستند در عرض دو هفته یک برنامه کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت برای توسعه کشاورزی در اختیار میگذارند. این ظرفیت و پتانسیل کاملاً آماده است اما این نیست که اینها را نوشته باشند بلکه ظرفیتی است که در چند هفته میتواند بالفعل شود.»
خوب این هم نقطه ضعف هست، به نظر من اصلاح طلبان باید برنامه مشخص و مدون داشته باشند تا اگر یک زمانی یک آدم عاقلی سرکار بود و برنامه خواست به او بدهند و یا اگر قدرت دوباره دستشان افتاد دوباره مثل سری قبل بدون برنامه مملکت را اداره نکنند.
حاکمیت قانون و حاکمیت عاقلان این خواسته همه مردمان ایران است و تازمانی که عقلانیت حاکم نشود هزاران تهدید مردم ایران و کشور ایران را تهدید میکند باید امیدوار بود به بازگشت عقلانیت در سوم تیرماه هشتادوچهار قطار از ریل خارج شد امور اجرایی مملکت به دست کسانی سپرده شد که هیچ تفکر عقلانی نداشتن در تمامی امور در اقتصاد با وجود صندوق ذخیره ارزی و قیمت بالای نفت با انحلال سازمان مدیریت و توزیع فله ای پول و حیف و میل بیت المال مسلمین چنان بلای بر سر اقتصاد آوردند که امروز شاهد این کلاف سر در گم و بهم پیچیده هستیم در سیاست خارجی با شاخ و شانه کشیدن برای دنیا و نطق های تو خالی در مجامع عمومی و اشتباهات پی در پی در امر هسته ای ظرف شش سال این همه قطعنامه شورای امنیت و اینهمه تحریم بی سابقه روی دست ملت گذاشتن در سیاست داخلی که با برگزاری یک انتخابات سراسر اشکال و توهین به خواست وشعور ملت اعتماد مردم را بین بردن و مشروعیت خود را از دست دادن به هر چه در این شش سال بنگریم فقط حیرت میکنیم که امور مملکن را در بهترین وضعیت بدست گرفتن و چون عقلانیت و پرنسیبی در کار نبود اوضاع چنین شد که شاهد هستیم امیدواریم که عقلانیت و حاکمیت قانون و به قول میر دربندمان اجرای بدون تنازل قانون اساسی در سرلوحه امور قرار گیرد و مخاطراتی که کشور را به بدترین شکل تهدید میکند بر طرف شود و این ممکن نخواهد بود جز با تلاش فرد فرد مردمان این دیار و پیگیری مطالبات برحقشان