سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مردی از خانه فاطمه بیرون آمد!

چکیده :و چرا نگران نباشد وقتی :هاشمی نتواند خطبه بخواند؟جوادی آملی از خطبه خوانی کنار بکشد؟خاتمی نتواند حرفش را بزند و آنگونه که می گویند- که خدا کند راست نباشد - از کشورخارج شود؟مهندس موسوی و کروبی، ماهها درحبسی بنام حصر، بدون محاکمه باشند؟مراجع نتوانند بی بیم شنود ،وبی ترس تعقیب ،حرفشان را...


غلامعلی رجایی

33 سال پیش مردی از خانه فاطمه بیرون آمد و پای به این کشورگذاشت که مردم را ولی نعمت خود می دانست و دراین ادعای خود صادق بود.

چهارشنبه شب گذشته که مصادف با سالروز ورود امام به ایران بود درمراسم بزرگداشت شهدای مظلوم منصورون شرکت داشتم . شهدایی که درشرایط تععیین کننده پس از بروزانشعاب درسازمان مجاهدین خلق که بعضی ازاعضای آن رسما اعلام کردند مارکسیست شده اند با رهبری شهید غلامحسین صفاتی دزفولی – که شاهد ارتداد بعضی ازاعضای سازمان مجاهدین بود و در اعتراض به آن از سازمان بیرون آمد- برخاستند و درراه امام به مبارزه مسلحانه خود ادامه دادند و سرو بلند قدشان برخاک افتاد.شهدایی که قدرشان نادیده گرفته می شود و کمتر رسانه ای به آنها می پردازد.

دراین مراسم درلابلای سخنانم که چند خاطره از دوران انقلاب وامام گفتم به این خاطره که ازعشق عمیق امام به مردم حکایت می کند و راوی آن خود امام است اشاره کردم.

پس ازاینکه سخنرانی امام دربهشت زهرا خاتمه یافت طبق برنامه قبلی قراربود ایشان را با هلی کوپتراز بهشت زهرا به تهران منتقل کنند.

هنگامی که امام می خواستند فاصله جایگاه تا هلی کوپتر راطی کنند، انبوه جمعیت مشتاق که می خواست خود را به امام برساند، اجازه نزدیک شدن ایشان به هلی کوپتر را نمی داد.امام در بین جمعیت گیرافتاد وعمامه اش از سرش افتاد. عبایش هم از تنش بیرون شد .

براثر فشارجمعیت که می خواست به هرنحو ممکن خود را به امام برساند، ایشان تعادلش را از دست داد و برای لحظاتی درزیردست و پای مردم افتاد.با تلاش بعضی به هر زحمتی بود ایشان دوباره به جایگاه بازگردانده شد تا شرایط برای سوارشدنش به هلی کوپتر فراهم شود.

امام بعدها گفته بود فشار به حدی زیاد بود که احساس می کردم دراثر فشارجمعیت دارم قبض روح می شوم .تعبیر امام این بود که بهترین لحظات عمرمن وقتی بود که احساس می کردم در زیر دست و پای مردم دارم ازبین می روم .

امام خود را رهبر بخشی از جامعه نمی دانست.

خود را رهبر کسانی نمی دانست که او را قبول داشتند و موافق رهبری او بودند.

حتی خود را رهبرمسلمانان نمی دانست .

در برابرهمه مردم ایران احساس وظیفه می کرد و بر اساس وظیفه ای که قانون به عهده اش نهاده بود خود را خادم همه مردم با هرعقیده وگرایشی می دانست.

وقتی مردم در حسینیه جماران در برابر اوشعار می دادند :روح منی خمینی بت شکنی خمینی، به مردم می گفت شما روح من هستید خمینی کی است!؟

به اعضای دفترش می گفت به این مردم که به حسینیه می آیند ،بگویید برای من شعارندهند.

وقتی به تلویزیون که تصویرملاقاتهای او با مردم را نشان می داد نگاه می کرد و در آغاز و پایان دیدار، شعارهای مردم را در حسینیه جماران درحمایت از خود می شنید با کنترلی که دردست داشت صدای تلویزیون را کاملا قطع می کرد تا صدای شعار مردم را درستایش خود نشنود.

با اینکه از انقلاب سهم و بهره مالی نداشت، می گفت آنچه را که دارد متعلق به همه مردم است

با اینکه 14 سال در تبعید بود وفرزند مجتهدش مرحوم آیت الله حاج سید مصطفی را درتبعید بطور مشکوکی از دست داد ،خود را بدهکار مردم می دانست و بارها می گفت من شرمنده مردم ایران هستم.

در اولین روز ورودش ازترکیه به عراق که او را به بغداد وکاظمین بردند با اینکه حتی پولی برای پرداخت کرایه اش نداشت، می گفت از مردم ایران که به دنبال شهادت هستند خجالت می کشم

در ایامی که در جماران بود وقتی برای محافظت از او پناهگاهی ساختند تا درموقع خطر به آن برود از رفتن خودداری کرد و گفت مثل همه مردمی که پناهگاه ندارند ترجیح میدهد در زیر بمباران ها بماند.

سوگند می خورد که بین خود و پاسداری که در ابتدای کوچه منتهی به حسینیه جماران ایستاده ونگهبانی میدهد، هیچ فرقی قائل نیست.

در ایام بمباران تهران توسط هواپیماهای عراقی که از ایشان می خواستند موقتا جماران را ترک کنند وبه نقطه امنی برود، نمی پذیرفت و می گفت مگرخون من ازخون مردم جماران رنگین تراست؟

در دوران بیماری به فرزند خود گفت به پزشکان بگوبد او را بعنوان یکی از آحاد ملت ایران درنظربگیرند و برایش درمعالجه تشریفاتی ویژه قائل نشوند.

مردم را برادر خود می دانست.

هنگامی که تصمیم گرفت از پاریس به ایران بیاید و بعضی از سر دلسوزی او را ازرفتن به ایران منع می کردند به آنها گفت من هر طورشده باید به ایران بروم و دربین برادرهایم باشم تا اگر بنا باشد خونم بریزد دربین آنها بریزد.

همواره درکنار مردم بود.

وقتی به او گفته شد شرایط برای ورود او به ایران فراهم نیست ، گفت به هر قیمت که شده باید در کنارمردم باشم.

با اینکه به همه ملتها عشق می ورزید اما به ملت ایران احترام وعشق ویژه ای داشت و می گفت ملت ایران بهترین ملتهاست.

با سرفرازی می گفت در برابر جوانان این ملت که برای دفاع از کشورشان سر از پا نمی شناسند و درآرزوی شهادت و رسیدن به مرگی سرخ اشک می ریزند، احساس حقارت می کنم.

با اینکه سلسله جنبان آن انقلاب خدایی بود، خود را در خط مردم و پشت سرآنها درانقلاب می دانست و برهمین اساس ،گاه که مسولین به دیدارش می رفتند به آنها می گفت بروید و خط مردم را دنبال کنید ومردم را باخود داشته باشید.

جز در موارد محدودی که مصلحت انقلاب ونظام، اقتضا می کرد چیزی را از مردمش پنهان نکرد همواره به مسولین می گفت واقعیتها را به مردم بگویید و مطالب را با مردم در میان بگذارید .

عزت خود و کشور را موهبت حضور ملت می دانست ومی گفت حضور ملت درصحنه برای او و انقلاب عزت آورده است.

گاه که بعضی ،با نگرانی از وضعیت کشور پس از مرگ او اشاره می کردند ازصمیم دل به نقش آفرینی مردم معتقد بود و به مسولین می گفت با وجود این ملت نگران نباشند .

با این همه احساس من این است که اکنون این مرد نگران است.بسیار نگران

نگران میراثی که از خود به جای گذاشت و حرمت آن، آنگونه که خواست، پاس نداشته نشد.

نگران خانه نشین شدن نیروهایی که برای پیروزی این انقلاب جوانیشان را در تبعید و زندانها صرف کردند.

نگران دسته دسته شدن مردم

نگران شکسته شدن حرمت شخصیتهای انقلاب

نگران نادیده گرفتن وشکسته شدن حرمت مراجع

نگران حبس ها وحصرهای غیرقانونی و زندانیهای بیگناه

نگران پدید آمدن شرایطی که درآن انتقاد، سزای زندان یافته و یا می یابد.

نگران حاکم شدن شرایطی که نوشتن حرفهای معمولی این نوشته درنظربعضی شجاعت تلقی شود.

نگران شکسته شدن قبح و زشتی دروغ

نگران زورگرفتن ارباب زر وجولان ارباب طمع

نگران خونهایی که بناحق بر زمین ریخته شد.

نگران بی تفاوت شدن مردم

نگران افتادن انقلاب به دست نا اهلان

نگران سرنوشت فرزندانی که ازخود بجای گذاشته و امید این مردم به آنهاست.

و چرا نگران نباشد وقتی :

هاشمی نتواند خطبه بخواند؟

جوادی آملی از خطبه خوانی کنار بکشد؟

خاتمی نتواند حرفش را بزند و آنگونه که می گویند- که خدا کند راست نباشد – از کشورخارج شود؟

مهندس موسوی و کروبی، ماهها درحبسی بنام حصر، بدون محاکمه باشند؟

مراجع نتوانند بی بیم شنود ،وبی ترس تعقیب ،حرفشان را بزنند؟

اندیشمندان دردمند نتوانند بی بیم حبس و زندان بگویند و بنویسند؟

و نویسنده ای به زندان نظام رفته درتظلم خواهیهای مکررش با نامه هایش به مصاف رهبری بیاید؟

و من همان دردمند زندان رفته انقلاب و رزمنده دوران جنگ هستم که با همه بی مقداری ام به نظام علاقمند و به قانون اساسی وفادارم.

و به همه اصول آن ازجمله ولایت فقیه که میراث امام است با همان شرایطی که امام براساس قوانین شرع بیان کرد پای بندم.

و تنها راه برون رفت از شرایط کنونی را بازگشت به راه امام و توجه به حقوق همه مردم می دانم.

و اگربه گمان بعضی تلخ می گویم و تلخ می نویسم نه ازسرآن است که پیشرفتها وخدمات را نمی بینم بلکه ازسر دردی است که احساس می کنم به جان انقلاب افتاده و اگر درمان نشود دیر یا زود آن را از بین خواهد برد.

از آن جهت می نویسم تا بعضی که بی تفاوتشان کرده اند، این رویه را ترک کنند.

بعضی که درخود جرئت حرف زدن نمی یابند،به این دلیل که نظام تحمل شنیدن ندارد، نگویند وچون طاقت انتقاد ندارد، ننویسند.

از آن جهت می نویسم که این نظام بماند، خوب هم بماند.

از آن جهت می نویسم تا به قانون اساسی که بعضی اصول آن درحقوق شهروندی متروک مانده ،عمل شود.

ازآن جهت می نویسم تا دراین نظام ، خدای ناکرده ،کسی شاهد سرکشیدن جام زهردیگری نباشد .

و خدا بهترین گواه دراین ادعای من است.

منبع: وبلاگ نویسنده


4 پاسخ به “مردی از خانه فاطمه بیرون آمد!”

  1. بسیجی شلمچه گفت:

    سلام رجایی . تو همان پاسدار دفاع مقدسی دفاعی که فقط در سالروزش از ان یادی میکنند من و تو و خیلی ها سربازان خمینی هستیم و هنوز به بند بند قانون اساسی پای بندیم ، اعتقاد راسخ داریم .امام در وصیت نامه خود جمله ای گفتن که انگار ای روزها را می دید . مگذارید انقلاب بدست نا اهلان و نامحرمان بیفتد . برادر پاسدارم چه زیبا ایشان این روزها ی تلخ و می دید و من به این نتیجه رسیدم که عنقریب کل انقلاب مصادره میشود بدست نا محرمان
    فرمانده عزیز هنوزم شما و اعلایی عزیز فرمانده من و امثال من هستید ما از شما می پرسیم تا دیر نشده چه کاری باید کرد فرمانده؟

  2. محمدی گفت:

    انشاءالله این روزهای سخت میگذرد و روسیاهانی که در این چند سال با انقلاب مردم بد کردند زیر آوار بد نامی و خباثت خود زنده به گور می شوند.در آن روزهای نزدیک شمیم خوش آزادی نثار رادمردانی همچون موسوی و کروبی و دیگر عزیزان اسیرمان خواهد شد که با پایمردی و مجاهدت مانع پژمردن گل استقلال و آزادی شدند.

  3. حسین گفت:

    بترسید از مظلومی که غیر خدا کسی را ندارد سال60 وقتی برادرم به جنگ میرفت مادرم به ایشان گفت نرو بعد از تو ما چکار کنیم کسی را نداریم گفت خدا را داریم وادامه داد نمیتوانم ببینم دشمن به کشورم تجاوز میکند و ساکت بنشینم ورفت بعد 15 روز گفتند که شهید شده ومن هر روز میگویم خوشا به حالت که شهید شدی وندیدی تجاوز کهریزک را خوشابه حالت که ندیدی کشتن ایرانیان را به دست دوستانت خوشا به حالت ورفتی وندیدی دزدی هم قطارانت رفتی وندیدی دزدی ودروغ گوئی رئیس جمهورت را وندیدی انتخابات فرمایشی را وندیدی پول پرستی دوستانی که روزی میگفتی اینان حقوق نمیگیرند و ندیدی شکم پرستی کسانی را که میگفتی یک کنسرو برای یک روز دو نفر کافیست وندیدی …….حال خوشحالم از این که اگر بودی یا اوین بودی یا چون دیگران از سپاه بیرونت کرده بودنت ویا چون همرزم دیروزت حسین علائی انگ بی بصیرت فتنه . اسرائیلی وغیره به شما چسبانده بود ند و خوشحالم مادرم نیست که که وقتی حرف از تو به میان می امد با غرور بگوید پسرم برای ازدی ایران شهید شد وبا غرور بگوید این ایران آباد و ازاد! نتیجه خون برادرت است خوشحالم که مادرم نیست که ببیند مرا از دانشگاه بیرون کردند فقط وفقط برا ی اینکه گفتم ما شهید دادیم تا ازاد باشیم …

  4. بنده خدا گفت:

    ای رجایی دلاور میخواهم چند مورد از بیانات امام را که چکیده انها را شما در کتابی گرداوری کردید .باز گویی کنم.ایشان در کتاب طلیعه انقلاب اسلامی ص358 و9 در مصاحبه با اوریانا فالاچی میفرماید.کسی که مجرم است باید به جزای خودش برسد وتو صیه از احدی قبول نباید باشد.من این را کرارا گفته ام کهاگر از من توصیه برای کسی امد.از کسانی که به من مربوطند توصیه امد.بزنید به دیوار.قاضی نباید تحت تاثیر کسی باشد.قاضی ازاد است وباید در محیط ازاد عمل بکند.ت.صیه ها را هیچ به ان عمل نکنید.
    ودر صحیفه نور ج5 ص187در57/12/19خطاب به دولت بازرگان هم مورد مشابه را تاکید میفرمایند
    در ارتباط با قیاس خودشان ودیگران با علی(ع)وسیدالساجدین میفرماید. تو خیال میکنی که امتیاز نماز حضرت امیرالمومنین(ع) با این است که مد را طولانیتر میکند؟یا قرائتش صحیحتر است؟یاطول سجود ورکوع واذکار واورادش بیشتر است؟ویا امتیاز ان بزرگوار به این است که شبی چند رکعت نماز میخواند؟یا مناجات سید الساجدین(ع) هم مثل من وتوست.او هم برای حورالعین وگلابی وانار اینقدر ناله وسوز وگداز داشت؟به خودشان قسمکه اگر همه انسانها پشت در پشت یکدیگر دهند وبخواهند یک امیرالمومنین را بگویند نمیتوانند.خاک بر فرق من با این معرفت به مقام ولایت علی(ع)-به مقامعلی بن ابی طالبقسم!که اگر ملائکه مقربین وانبیای مرسلین غیر از رسول خاتم که مولای علی وغیر اوست.بخواهند یک تکبیر اورا بگویند نتوانند حال قلب انها را جز خود انها نمیداند کسی.(اربعین حدیث چاپ قدیم ص 65
    این چیزی که پیش من طرح است این است که ما همه در یک ریدف باشیم. من را از خودتان حساب کنید.مساله طبقاتی نیست درکار.همه در یک صف واقع هستیم وباید همه در این صف واحد خدمت کنیم.صحیفه نور ج9ص49 58/6/16
    بانوان رهبر نهضت ما هستند ما دنباله انها هستیم.من شما را به رهبری قبول دارم وخدمتگزار شمایم.صحیفه نور ج4 جدید-ص70 58/2/5
    الان مکلفیم ما.مسولیم همه مان…کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیت…مسئولیت من هم گردن شماست.مسئولیت شما هم گردن من است.اگر من پایم را کج گذاشتم.شما مسئ.لید اگر نگوئید چرا پایت را کج گذاشتی؟باید هجوم کنید.نهی کنید که چرا؟صحیفه نور ج 8 ص 47 58/4/15
    خدا میداند که شخصا برای خود مصونیت وحق وامتیاز قائل نیستم. اگر تخلفی از من سر زند.اماده مواخذه ام.صحیفه نور ج21 ص193 67/12/3
    شما را نصیحت پدرانه میکنم که سعی کنید تنها خدا را در نظر بگیرید وتحت تاثیر مقدس نماها واخوند های بی سواد واقع نشوید…صحیفه نور ج 21 ص 35 67/7/2
    البته من نسبت به همه مسائل مطبوعات نمیتوانم نظر بدهم. الان انچه مربوط به مسائل اخر است این است که رادیو تلویزیون ومطبوعات مال مردم است چنانچه شما هم همین اعتقاد را دارید که عموم بر انها حق دارند….مثلا اگر کسی کشفی کرد… یا یک کشاورز یا هنر مند وجراح که متاسفانه نه اسمشان هست ونه عکسشان!در حالی که اینها لایقند تا در روزنامه ها مطرح شوند…ولی ما حقمان نسبت به انها کم است….من میل ندارم رادیو هر وقت باز میشود اسم من باشد مدتهاست که از این جهت متنفرم.این کار غلطی هست.به اندازه متعارف نسبت به همه خوب است.صحیفه نور ج19 ص215 64/6/10
    هی نگویید ملت با من است.ملت با من است.ملت با اسلام است.نه با من است ونه با شما ونه با دیگری. من اگر یک کلمه ای بر خلاف اسلام بگویم.همین ملت میریزند ومن را از بین میبرند.ملت اسلام را میخواهد. ملت شخص نمیخواهد.صحیفه نور ج14 ص240 60/3/6

    ….در اسلام عدالت هست.در اسلام دیکتاتوری بزرگترین گناه هست.فاشیسم واسلام دو تضاد غیر قابل سازشند…طلیعه انقلاب اسلامی ص 351 58/7/2
    ما وهمه مقامات جمهوری اسلامی مرهون ملت فداکار خصوصا قشر ضعیف ومظلوم هستیم که با جانبازی وفدا کاری انان دست جباران کوتاه وبه جای طاغوتیان حکومت مستضعفان پایه گذاری شد. این حقیقت باید در پیش چشم همه باشد.که همه خدمتگذار این قشر باشیم وهر چه در راه این ملت عزیز در طبق اخلاص بگذاریم. از عهده شکر انان بر نخواهیم امد.صحیفه نورج 19 ص222 64/6/13

    (در مورد رزمندگان)ان اخلاص ومحبت شما وان ایثار در راه خدا بالاترین ارزش است برای شما. ان…که حتی در ترازوی عالم غیب هم نمیشود که سنجش شود.ان پیش خدای تبارک وتعالی سنجش می شود وما مفتخریم که در یک همچو برهه از زمان واقع شدیم که مثل شما عزیزان….وما از هوایی تنفس میکنیم که شما از ان هوا تنفس میکنید.شما ایثارگرید وشما اخلاصمندید.شما بر نفس خود پیروز شدید وما عقب ماندیم.صحیفه نور ج16 ص131 61/1/28
    اینجانب هنگامی که این جوانان عزیز در عنفوان شباب را که با گریه از من عقب مانده تقاضای دعا برای شهادت میکنند مشاهده میکنم از خود مایوس واز انها شرمنده میشوم…ومقامات الهی انان که خود از انها به مرحله هایی دور هستم پی میبرم غبطه میخورم…وان شجاعتها وشهامتهای فوق تصور رااز انان مشاهده میکنم احساس حقارت نموده به پیشگاه پیامبر بزرگ اسلام(ص)…تبریک عرض میکنم.صحیفه نور ج17 ص189 61/11/21

    بر دستگاه های قضایی است که از متعدیان به جان وشرف ومال بندگان خدا دفاع کنند وانان را به سزای خود بنشانند.ومن برای چندمین بار اعلام میکنم که هر گروه وشخصی اگر چه از بستگان واقربای اینجانب باشند.خود مسئول اعمال واقوال خود هستند واگر خدای نخواسته تخلف از احکام اسلام کردند دستگاه قضایی موظف است انان را مورد تعقیب قرار دهد وهر کس وهر دستگاه چه قضات شرع وچه دادگاهها وچه غیر اینها هرکس تعدیات خود را به اسم من ویا به انتساب به من اجرا کند مجرم ومفتری است.صحیفه نور ج14 ص145 59/12/29

    اگر من هم سخنرانی کردم که مخالف با دستور اسلام بود وبرای تشنج وبرای گرفتار کردن ملت مسلمان ما که خونها داده است در راه اسلام.اگر من هم این کار را بکنم موظف شرعی هستید این ارگانهای انتظامی ونظامی که من را بگیرند وبه دادگاه بسپرند.این استثنا ندارد .گوشهای خودتان را باز کنید…صحیفه نور ج14 ص270 60/3/18

    ما اینطور نیست که هر جا یک کلمه ای گفتیم ودیدیم مصالح اسلام حالا ما امدیم دیدیم اینجوری نیست.اشتباه کرده بودیم بگوئیم ما سر اشتباه خودمان باقی هستیم.ما هر روزی فهمیدیم که این کلمه ای که امروز گفتیم اشتباه بود وما قاعده اش این است که یک جور دیگر عمل بکنیم.اعلام میکنیم که اقا اینرا ما اشتباه کردیم.باید اینجوری بکنیم.ما دنبال مصالح هستیم نه دنبال پیشرفت خودمان…صحیفه نور ج16 ص211 61/3/30

    من خود نمیخواهم حکومت را در دست بگیرم .اما مردم را برای انتخاب حکومت هدایت خواهم کرد وشرایط ان را به مردم اعلام میکنم طلیعه انقلاب اسلامی ص41 57/8/10

    اولا این مردم هستند که باید افراد کاردان وقابل اعتماد خود را انتخاب کنندومسئولیت امور را به انها بسپارند ولیکن من شخصا نمی توانم در این تشکیلات مسئولیت خاصی را بپذیرم ودر عین حال همیشه در کنار مردم ناظر بر اوضاع هستم ووظیفه ارشادی خود را انجام میدهم.

    من به سهم خودم هیچ نگرانی ندارم راجع به انقلاب.انقلاب راه خودش را پیدا کرده وبه پیش میرود وبستگی به وجود هیچ کس هم ندارد.این انقلاب ان شاءلله محفوظ میماند واسیبی از خارج به او نخواهد رسید.لکن انچیزی که انسان را قدری نگران میکند دو تا مطلب هست که این مربوط به عموم روحانیت هست.یک مطلب اینکه من خوف این را دارم که در این انقلاب که باید روحانیت تقویت بشود وانچه شده است به هدایت اقایان بوده است مبادا خدای نا خواسته به واسطه بعضی از اعمالی که از بعضی از این روحانیون ومعممین صادر میشود این موجب این بشود که یک سستی در روحانیت پیدا بشود…مطلب دیگری که باز انسان را می ترساند که خدای نخواسته مبادا این انقلاب بواسطه این مطلب صدمه ببیند وبدانید که میبیند اگر خدای نخواسته بشود واو این است که بین اقایان در بلاد اختلاف باشد.صحیفه نور ج18 ص44 و46 62/4/28

    ….میزان هرکس حال فعلی اوست.وصیت نامه سیاسی الهی امام صحیفه نور ج21 ص206

    من از شماها عذر میخواهم من از ملت ایران عذر میخواهم…ما نتوانستیم برای شما کاری انجام دهیم.ما ضعیف هستیم.ما باز گرفتار کاغذ بازی هستیم…وزارتخانه های ما باز وزارتخانه های طاغوتی است وما نتوانستیم اینها را اصلاح کنیم باید در اسرع وقت اصلاح شود…صحیفه نور ج12 ص205 59/4/6

    ما باید سعی کنیم تا حصارهای جهل وخرافه را شکسته تا به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی (ص) برسیم وامروز غریبترین چیزها در دنیا همین اسلام است ونجات ان قربانی میخواهد ودعا کنید من یکی از قربانی های ان گردم. صحیفه نور ج21 ص41 67/7/12

    من انوقتی که در حبس بودم این اشخاصی که در انجا زندانبان بودند انها میامدند پیش من مینشستند صحبت میکردند یکدفعه که من دیدم یک جایی صدا بلند شدومثل اینکه یک شکنجه ای در انجا بود…مثل اینکه انها میخواستند به من بفهمانند که اینها هم هست در کار.من بعدش که امدند انجا .گفتم اقا این چه بساطی است که شما درست کردید؟زندان باید تربیت کند اشخاص را باید یک مکتب باشد زندان وقتی میایند انجا اگر یک دزدی هست دزدیش را بگیرند وبیرونش بفرستند.تربیتش کنند…صحیفه نور ج14 ص172 60/1/19

    …ما باید به مردم ارزش بدهیم.استقلال بدهیم وخودمان کنار بایستیم وروی خیر وشر کارها نظارت کنیم ولی اینکه تمام کارها دست ما باشد رادیو وتلویزیون دست ماها باشد …به نظر من این صحیح نیست.صحیفه نور ج19 ص206 64/5/27

    من پیشتر به این کار خانه دارها واین متمکنین که گاهی میامدند اینجا وبعضیشان هم میخواستند من را اغفال بکنند به انها گفتم اقا این نمیشود که همان مسائل زمان طاغوت حالا هم اجرا بشود.یک دسته ان بالاها بنشینند مرفه وهرچه بخواهند هرزگی کنند یک دسته هم این زاغه نشین های تهرانی که همه تان میبینید ودر شهرهای خودتان هم هستامثالش.این نمیشود این عملی نیست.من اخطار کردم این یک خطری برای مردم هست اگر خدای نخواسته جمهوری اسلامی نتواند جبران کند این مسائل اقتصادی را که اول مرتبه زندگی مردم است ومردم مایوس بشوند از جمهوری اسلامیو…اگر انفجار از متن اسلام حاصل شودومردم با یاس از جمهوری اسلامی منفجر شوند دیگر قابل مهار نیست این ثروتمندها بفهمندو…اینها تر وخشک باهم خواهند سوخت.فکر بکنند بنشینند برای این ملت فکر بکنند…

    فقط محمد رسولله(ص)ودیگر پیامبران وائمه (ع) اشتباه نمیکردند.هرکس دیگری اشتباه میکند صحیفه نورج11 ص201 58/10/15

    من که اینجا نشسته ام دست تمام مراجع را میبوسم. تمام مراجع اینجا نجف سایر بلاد مشهد تهران هرجا هستند دست همه علما اسلام را میبوسم.مقصد بزرگتر از اینهاست.اقا من دست برادری دراز میکنم به تمام ملتهای اسلام…ودست انها را میفشارم.صحیفه نور ج1 جدید ص117 43/2/25

    …ما خدمت نکردیم .ماخودمان را نساختیم.از من که گذشت لکن شما توجه کنید که خود را بسازید.توجه کنید که دنیا را به چیزی نگیرید.توجه کنید که همه ما رفتنی هستیم وباید به خدای تبارک وتعالی نزدیک شویم تا انجا ما را راه دهند. صحیفه نور ج20 ص4 65/3/19

    اکنون به خواب غفلت فرو رفته وسکر طبیعت ومستی هوی وهوس ما را گرفته وتمام زشتیها واخلاق واعمال واطوار فاسده را در نظر ما جلوه میدهد.یک وقت هم که از خواب بیدار میشویم واز این مستی وسرگرمی به خود اییم.کار از دست رفته ودر زمره منافقان ودورو ودو زبانان محشور شده وبا دو زبان از اتش یا دو صورت مشوه زشت محشور شویم…اربعین حدیث چاپ قدیم ص 65

    ای نقطه عطف راز هستی برگیر زدوست جام مستی.از اشعار درر بار امام خمینی ره