روایت ماکتی از امام ؛ تنها و بدون مردم
چکیده :اگر دست اندرکاران روایت جدید و ماکتی از ورود حضرت امام، از ابعاد رسانه ای شدن آن باخبر بودند و میدانستند هنگامی که یک اقدام از فضای بسته با تعداد معدودی مخاطب به فضای عمومی و ملی وارد میشود ، دستخوش برداشتها و ترجمان هایی میشود که ممکن است با مقصود طراحان فاصله یا حتی تناقض داشته باشد، چه بسا نسخهی هنری خود را به گونهی دیگری می پیچیدند. همین طور اگر از خود میپرسیدند "آیا چنین صحنه پردازی برای هیچ یک از شخصیتهای زنده و در قید حیات پسندیده و قابل پذیرش و تحمل است که دربارهی حضرت امام به انجام برسد؟"، شاید شیوهی دیگری را انتخاب...
ابوالفضل فاتح*
به لحاظ تاریخی لحظهی ورود بنیانگذار عظیم الشان انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره) به ایران، از بیادماندنیترین و شیرینترین لحظات تاریخ معاصر ایران و از منظری دیگر واجد غنيترين و ارزشمندترين مبادی و شواهد سیر تحول و تغییر سیاسی در انقلاب اسلامی است؛ لذا طبیعی است که چگونگی پردازش این صحنهی تاریخی از حساسیت منحصر به فردی برخوردار باشد. بازسازی صحنهی ورود بنیانگذار انقلاب اسلامی به میهن و بهره گیری از المانهای بی سابقهی تصویری نظیر حمل ماکت ایشان حاوی تغییر لحن و اسلوب در تبلیغات رایج دههی فجر انقلاب اسلامی بود.
به طور طبیعی انتظار میرود در روایت واقعی یک رخداد، اسلوب بياني و تصويري ، ساختار و شکل و چارچوب که در روايت و انعکاس رویدادها استخدام ميشود، مترجم رخداد مد نظر بوده و به دقت شواهد اجتماعي و سياسي و تاريخي مرتبط را تداعی کند، مگر آنکه مقصود چیز دیگری باشد که در این صورت ممکن است اجزایی خاص از عوامل شکل دهندهی حادثه برجسته شده یا نادیده گرفته شده با تغییر یافته و یا تحریف شوند؛ و این گونه است که روایتهای مبالغه آمیز، طنز گونه، انتقادی، جانبدارانه یا خیالپردازانه یا … از وقایع شکل میگیرند. به قول “استوارت هال” هر تغيير در لحن و رويکرد بياني، هر تغيير در گرايش محتوا، و هر تغيير در منطقي که راوی براي روایت برگزيده است، معني دار است یا به عبارت ديگر چنانکه “فرکلاف” میگوید ميتوان گفت اين فقط ظاهر و سياق روایت نيست که به آن مفهوم ميبخشد. اين که اساسا چه موضوعی انتخاب شده است و چه بخش هايي تصريح شده و چه بخشهايي مبهم واگذاشته شده است، اينکه چه بخشهايي در روایت وارد شده و چه بخشهايي کنار گذاشته شده، اينکه چه موضوعي در منظر (foregrounding) و چه موضوعي در پس صحنه (backgrounding) قرار داده شده، به چه چيز موضوعيت داده شده و به چه چيز موضوعيت داده نشده (thematizing) و… همه و همه تعيين کنندهاند.
بر اساس آنچه بیان شد به نظر می رسد دست اندرکاران روایت ورود حضرت امام به ایران هم در انتخاب موضوع و هم در دست کاری جزئیات صحنه و هم در انتخاب اسلوب تصویری و بیانی، ذهنیات و انگیزهی متفاوتی داشته اند. طبیعتا بسیاری از مردمان نسل دوم و سوم انقلاب شاید از دیدن صحنههای واقعی این رخداد مهم و تاریخی محروم بوده اند و لذا در بیان جدید ورود حضرت امام تلاش شده است به بخش هایی اصالت داده شود که با ذهنیات برگزار کنندگان امروز مراسم از آن رخداد سازگاری داشته باشد و حامل پیام مد نظر ایشان به مخاطبان این نسل باشد. در روایت جدید، امام در قالب ماکتی در دستان دو سرباز حمل می شود. ابعاد ماکت دو بعدی تلاش شده به ابعاد شخصیت مد نظر نزدیک باشد اما فاقد ظرافت های هنری در پردازش و حمل است. او تنها و بدون مردم و بدون همراهان دیده می شود. انضباطی خشک و مصنوعی برقرار است. در صحنهای دیگر تصویری از ایشان که بر زمین نشسته در کنار جانمازی در مدرسهی رفاه به همراه دو تصویر از خود ایشان بر بالای سرشان به روی دیوار دیده می شود. این صحنه نیز از انتقال واقعیت آن روز عاجز است و نمیتواند فضای حاکم بر اتاق را به خوبی منتقل کند، اما کسانی که شاید آن روز امکان حضور در محضر ایشان را نداشته اند، توانسته اند با ماکت ایشان عکس یادگاری بگیرند.
روایت جدید به لحاظ دارا بودن بداعت، تمایز و جسارت توانسته است توجه مخاطبان زیادی را جلب کند، اما چون روح و اصالتهای رخداد واقعی و عظمت و لطافت شخصیتی امام از طریق ماکت قابل انتقال نبوده است و همچنین تحریفهای روشن و بینی صورت گرفته، ماحصل داستان ایجاد لکنت در پیام و در پی آن یک فضای نامناسب گفتمانی به همراه خدشه به شانیت صحنه و شخصیت مورد پردازش (امام) و قرار گرفتن پرسشی بزرگ دربارهی انگیزههای برگزار کنندگان بوده است و حداقل آنان را به سهل انگاری و سطحی نگری در روایت یکی از با ظرفیت ترین لحظات تاریخ انقلاب و یکی از بزرگترین شخصیتهای سیاسی مذهبی تاریخ معاصر متهم کرده است. شاید اگر دست اندرکاران روایت جدید و ماکتی از ورود حضرت امام، از ابعاد رسانه ای شدن آن باخبر بودند و میدانستند هنگامی که یک اقدام از فضای بسته با تعداد معدودی مخاطب به فضای عمومی و ملی وارد میشود ، دستخوش برداشتها و ترجمان هایی میشود که ممکن است با مقصود طراحان فاصله یا حتی تناقض داشته باشد، چه بسا نسخهی هنری خود را به گونهی دیگری می پیچیدند. همین طور اگر از خود میپرسیدند “آیا چنین صحنه پردازی برای هیچ یک از شخصیتهای زنده و در قید حیات پسندیده و قابل پذیرش و تحمل است که دربارهی حضرت امام به انجام برسد؟”، شاید شیوهی دیگری را انتخاب میکردند.
روایت جدید، متاسفانه دستمایه ی طنز به ویژه در فضای مجازی و رسانههای بیگانه شد. رسانههای داخلی نیز به جز “بازتاب” که واکنش نقادانه ای داشت، ترجیح دادند بدون تحلیل تا حد زیادی از کنار موضوع گذشته و صرفا با انتشار چند تصویر و اتعکاس خبر “بازسازی صحنه ی ورود حضرت امام ” به آن پر و بال چندانی ندهند. بازتاب در مقالهای با عنوان “امام خمینی خوب است به شرط اینکه فقط ماکتش باشد!”، نوشت:”سی و سه سال پس از ورود بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران در دوازدهم بهمن 1357، در اتفاقی ناراحت کننده برای دوستداران امام، بازگشت امام به میهن به نوعی به سخره گرفته شد و جز سکوت، نشانهای از اعتراض به چنین رفتاری دیده نشد…ساختن یک رهبر ماکتی و قرار دادن در اتاق مدرسه رفاه که روزگاری حضرت امام در آن بوده، در سطح خلاقیت کودکان دبستانی مدرسه رفاه پذیرفتنی است”.
بی آنکه بخواهیم خط قرمزهای کاذب آفریده و مانع ورود هنرمندانه و خلاقانه به عرصه های جدی فرهنگ و اندیشه و تاریخ شویم اما یادآوری این نکته ضروری است که خلاقیت در حوزه ی سمبل ها و ارزشهای ماندگار نیازمند همه جانبه نگری ، دقت و تعهد به انتقال پیام است. شایسته بود رسانهها به عنوان نمایندهی افکار عمومی ، دیدگاه و واکنش واقعی مردم را در قبال چنین موضوعات حساسی به دست آورده و به دست اندرکاران اهمیت آن را گوشزد کنند. شاید بیشتر رسانههای داخلی نخواسته اند شیرینی خاطرات دههی فجر انقلاب اسلامی را به تلخی این گونه پردازش ها در ذائقهها تلخ کنند. با توجه به نوع اخباری که در بسیاری از رسانههای ایرانی از ریز و درشت مسائل منتشر میشود، بعید است که مهم نبودن موضوع دلیل کم توجهی به آن بوده باشد.
* مسوول کمیته تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی و بنیانگزار ایسنا














اینا امام رو هم به بازی و سخره گرفتن. من اون زمان نبودم ولی وقتی این صحنه رو دیدم موهای تنم سیخ شد.تعجبم از اینه که چرا جناب سید حسن ساکتن!!این سکوتها دیگه وحدت نیست،عین کفره
سالهاست ج.ا. میخواهد ابرو را بردارد٬ چشم را کور میکند. اینکه و بی لیاقتی های ج.ا. نه فقط در حکومت داری اش امتحان خود را پس داد٬ بلکه در اقتصاد (پلیس را مامور بحران ارز کردن) و این اواخر در ابعاد فرهنگی با مقوایی کردن ورود آیت ا.. خمینی در سه دهه پیش.
مقوا کاری در شان همان رهبرانی است که بازماندگانش در “حد توانایی فکریشان” در تجلیل بر می آیند. اما جدای مقوا کاری٬ ابعاد فرهنگی این عقب ماندگی مملوس تر از آن است که از این ذهن … بیرون آید.
کلمه جان اینقدرتمثال امام خمینی مضحک وبی محتواوبدترکیب بود که دختر5ساله من وقتی اینهارادید تعجب میکرد ومیگفت بابااین باکارتون درست کردند من مانده بودم چه جواب بدم
درواقع این کارهارواج بت پرستی است وخداوند ازاین کارهانهی کرده وبه صراحت درقران بیان کرده
بنابراین ماباید منش ورفتارامام راترویج کنیم نه اینکه بااینکارهاشخصیتش راخردمیکنیم
قطعااین کارسازماندهی شده بود برای تخریب امام وترفیع ابهت رهبری آیه الله …..
شرم بر انها باد که این چنین به مردم و رهبری انقلاب ما توهین روا داشتند, ننگ و نفرت بر انها باد
با این کارمنفی که در حد کارستان انجام دادند بیش از 10 پیام منفی ارسال نمودند که به دو تای از ان اشاره مینمایم یکم ای ملتی که هنوز امام را و راه امام را دوست داشته و دارید بی زحمت بروید دنبال بازی با گردو و پیام دوم به ارتش و علی الخصوص به نیروی هوایی را در خود داشت که شما اکنون دیگر ارزشی برای ما ندارید و حد زیاد شما همین است که به عکس مقوایی امام بنگرید و جلوی شخصیت عکس امام به رژه بپردازید. ا
آن سرسپردگان که عکس امام را در دانشگاه پاره و فیلم آنرا پخش و بعد کفن پوشیدند! کجایند؟ چه دستانی می خواهند امام را خراب کنند تا خودی هایشان بالا روند؟
بقول دکتر شریعتی بهترین راه برای حمله به چیزی دفاع بد از آنست. این طرح نیز از سوی احمقهای مخالف امام برای تمسخر شخصیت والای امام ریخته و پیاده شده است.
این حرکت که به ظاهر ساده می آید، مهلک ترین آفت برای انقلاب و امامزدایی با حذف تاریخ وسیمای نورانی وزنده امام قدس سره است چون امان یک واقعیت زنده داشته ودوره ای از تاریخ را با ورود با یک هواپیمای خارجی بر صفحات تابناک انقلاب عظیم اسلامی افزوده است .حذف این بخش از تاریخ وکارتونی کردن صحنه برای نسل دوم وسوم وخصوصا کودکانی که در حال رشد فکری هستند این تداعی است که امام واقعیتی نداشته و تجسم او همانند کارتون هایی است که شما در تلوزیون می بینید.برای جلوگیری از این گونه افات جای آن دارد که طراحان وعاملان این هتک حرمت امام وانقلاب سریعا وعلنا در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شوند.
بهتر بود سایت خبری بازتاب به این جمله خودش یک جمله دیگر را هم اضافه می کرد “امام خمینی خوب است به شرط اینکه فقط ماکتش باشد
و اسلام خوب است به شرط اینکه فقط سایه اش باشد و در راستای اهداف تعریف شود
آقای فاتح دستمایه بیگانگان شد؟؟؟ این یعنی چه؟
خواهشمند است شما اینگونه سخن نگویید.
هر کسی حتی بیگانه حق دارد نظرش را در مورد یک موضوع بیان کند.
در متن گفته شده که اقدام آقایان دستمایه ی طنز بیگانگان شده و مفهومش این است که با روایت ماکتی از حضرت امام اسباب استهزاء آن هم از سوی بیگانگان فراهم شده. در متن گفته نشده چرا دیگران اظهار نظر کرده اند گفته شده جرا کاری انجام شده که دیگران هم به ما بخندند.
واقعا جای افسوس دازد که 33 سال پس از پیروزی انقلاب تا این اندازه سطحی و سهل انکارانه به ارزش هایی جون امام نگریسته می شود و با ایشان سخیف برخورد می شود. ای کاش نسبت به این موضوعات و سهل انگاری ها واکنش قوی تری نشان داده می شد تا دوباره کسی نخواهد جنین کند.
این عمل در راستای اهداف امام زدایی انجام شد خواستند پیام بدهند که از امام جز ماکت چیزی باقی نمانده نمیدانم افراد خود جوش و کفن پوشان حرفه ای که برای کوچکترین مسئله بحران افرینی میکننذ چرا به رگ غیرتشان بر نخورد که با امام اینگونه رفتار شد
انها امام زدایی کرده اند و احتیاج به امام زدایی ندارند رئیس بسیج احدی از ادارات پس از دفاعی که از امام کردمو عدم اجرای منویات امام را عملا اثبات کردم گفت اما زنده را عشق است یعنی امام خمینی به موزه تاریخ سپرده شد ولی ایرادش را بر اکبر کنجی باید گرفت تا هم گنجی را ترور کرده باشند و و هم نانش را خورده باشند