سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مهدی خزعلی: انقلاب تنها با عادات ملوکانه و شاهانه سقوط می کند...

مهدی خزعلی: انقلاب تنها با عادات ملوکانه و شاهانه سقوط می کند

چکیده :شاه و شاه بازی تمام شد، ملت آزاد شد! همه با هم بودیم، یکدل و یکرنگ، فقط جای عمویت حسینِ شهید خالی بود، هر چه داشتیم به برکت خون آنها بود، ما سر سفره آزادی، مهمان حسین بودیم. پس از آن ، هشت سال جنگیدیم تا از دستاورد شهدا صیانت کنیم. بدان و آگاه باش که این انقلاب با تهاجم نظامی و لشگر کشی شرق و غرب سقوط نکرده و نخواهد کرد، اما کافی است تا عادات شاهانه و اوامر ملوکانه بازگردد تا هر آنچه شهدا با ایستادگی و نثار خون خود بدست آوردند، بر باد دهیم و تو مسئولی و در برابر عموی شهیدت...


فرزند مهدی خزعلی همزمان با 12 بهمن سالروز ورود امام خمینی به ایران و تولدش در نامه ای به پدر پرسیده است: .مگر نه این است که پدرم خود پرچمدار مبارزه با استبداد است و خود از صاحبان این یوم است.

وی همچنین نامه ای که پدرش دو سال پیش به وی نوشته را منتشر کرده است. در بخشی از این نامه آمده است: بدان و آگاه باش که این انقلاب با تهاجم نظامی و لشگر کشی شرق و غرب سقوط نکرده و نخواهد کرد، اما کافی است تا عادات شاهانه و اوامر ملوکانه بازگردد تا هر آنچه شهدا با ایستادگی و نثار خون خود بدست آوردند، بر باد دهیم و تو مسئولی و در برابر عموی شهیدت پاسخگو!

به گزارش کلمه، مهدی خزعلی که اینک بیست و سومین روز اعتصاب غذایش را پشت سر گذاشته، تاکنون 16 کیلو کاهش وزن داشته است. او در حالی در زندان به سر می برد که در هنگام بازداشت بعلت خشونت ماموران دستش شکسته شد و اینک در گچ است.

یکی از نزدیکان خزعلی به کلمه گفت بجز یک ملاقات کوتاه با خانواده وی تاکنون نتوانسته با اعضای خانواده خود دیداری داشته باشد.

آخرین وضعیت از مهدی خزعلی بوسیله یک تماس کوتاه تلفنی بوده که وی اظهار کرده شانزده کیلو کاهش وزن داشته است.

مهدی خزعلی پس از انتخابات مهندسی شده ریاست جمهوری بارها بازداشت و راهی زندان شده است. تیرماه سالجاری نیز وی با ضرب و شتم و آسیب دیدگی از ناحیه گردن بازداشت و پس از یک ماه اعتصاب غذا به قید وثیقه آزاد شد.

وی چندی پیش در نامه ای به آقای خامنه ای با انتقاد از شرایط جاری پیشنهاد کرد مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمایید.

فرزند این رزمنده خیبر در نامه خود به پدر نوشته است:

سلام بر پدر، سلام بر دست شکسته پدر.پدر آغوشت را باز کن میخواهم در بغل بفشارمت،نمیدانم دست گچ گرفته ات چنین اجازه ای را به من خواهد داد یا نه!

یقین دارم که میدانی امشب چه شبیست و افسوس که در کنار من حضور نداری. مطمئنمم که پس از بیست وسه روز اعتصاب غذا خاطرت هست ، که امشب چه فرخنده روزیست برایت . پدر از راه دور سلام میکنم و میدانم که سلامم را از درون سلول انفرادی بی پاسخ نخواهید گذاشت.مگر می شود امشب را فراموش کرده باشید.

امشب برایت تجلی بسیاری از آرمانهایت است. دوازده بهمن و تولد من،برایت تقارن خیل عظیمی از خاطراتت بود.همیشه برایم از عمو میگفتی، از برادر شهیدت که با او در مبارزه با استبداد همقدم بودی و 12 بهمن برایت حلاوت دیگری داشت که داغ برادر شهیدت را برایت آرمانی کرده بود و میگفتی که تقارن تولد من با 12 بهمن برایت رنگ دیگری دارد اما نمیدانم چرا ما را از همدگیر جدا کرده اند.مگر نه این است که پدرم خود پرچمدار مبارزه با استبداد است و خود از صاحبان این یوم است.

پدر امشب اولین تولدم است که در کنارم نیستی.هدیه ای نمی خواهم جز حضورت،شمعی نمی افروزم جز برای فراغت.کیکی نخواهم برید جز برای آزادیت.

امشب نامه ای که برایم دوسال قبل در شب تولدم نوشته بودید را دوباره میخوانم و با خدای خود عهد می بندم که تمام تلاشم را به کار گیرم تا همانگونه باشم که گفته اید.

پدر عزیزم ،همراه با مادر و زهرا و زینب و علی برای سلامتی و آزادیت دعا میکنیم باشد که خداوند صدای دل این خستگان را در سرسفره افطار بشنود و دعای ما را مستجاب کند.

فرزند خزعلی همچنین نامه پدرش را که دو سال پیش بمناسبت تولدش به او نوشته است، منتشر کرده است:

نامه ای برای فرزندم محمد صالح
محمد جان؛ امروز روز میلاد توست، چه فرخنده روزی پای در جهان گذاشتی، روزی که امام پای در ایران اسلامی گذاشت، روزی که مردم ستم کشیده ایران غریو شادی سرداده و پرنده آزادی را در آغوش کشیدند، سی و یک سال پیش در چنین روزی، مردم ایران چشم بر آسمان داشتند، تا رهبری آسمانی را در آغوش کشند، مردی از تبار بی ادعایان، حکمرانی؟ نه ، خدمتگزاری راستین، مردم در آسمان او را می جستند و او خود را از خاک می دانست و هرگز ادعای آسمانی نداشت! او فرزند بوتراب بود.

پرواز انقلاب نه بر زمین که بر دلهای مردم نشست! آنگاه که سرود ” خمینی ای امام” خوانده می شد مو بر تن عاشقان راست می شد، دیگر همه باور کردند که شاه رفت و سلطنت سرآمد، خوشحال بودیم که دیگر صدایی در گلو خفه نمی شود! دهانی دوخته نمی شود! کسی بخاطر اندیشه به زندان نمی رود! تفکر نفی بلد نمی شود! از شکنجه و تازیانه خبری نیست! کسی سیلی نمی خورد! چکمه ای بر گرده ای فرود نمی آید! گاز اشک آور به چه کار آید؟! باطوم ها را باید شکست! در لوله تفنگ ها گل کاشتیم! دیگر اعلیحضرت نداریم! علیا حضرت هم رفته است! اوامر ملوکانه و منویات شاهانه بازیچه کودکانه شد! کسی خود را سایه خدا نمی خواند! ظل الله رفته است! همه می دانند ” خدا سایه ندارد!” دیگر کسی آسمانی نیست، همه از خاکیم و به خاک برمی گردیم! همه از خداییم و به سوی خدا می رویم! دستبوسی و پابوسیِ جانثاران تمام شد! دیگر کسی در برابر سلاطین تا کمر خم نمی شود و بر قدومشان بوسه نمی زند، درباریان که در هر کلام هزار بار تمسک به مقام اعلیحضرت می جستند و نام اعلیحضرت و علیاحضرت فصل الخطاب کلامشان بود، رفته اند! دیگر کسی مجبور نیست در آغاز و پایان سخن دعا به جان اعلیحضرت کند! دیگر کسی به خانه ما یورش نمی آورد! دیگر آزادیم تا رای و نظر خویش بگوییم! دیگر ما را اغتشاشگرو آشوبگر نمی خوانند، دیگر مزدوران چماق بدستِ جانثار به خیابان ها نمی آیند تا فریاد ” جاوید شاه” سر دهند!

آری محمد جان؛ شاه و شاه بازی تمام شد، ملت آزاد شد! همه با هم بودیم، یکدل و یکرنگ، فقط جای عمویت حسینِ شهید خالی بود، هر چه داشتیم به برکت خون آنها بود، ما سر سفره آزادی، مهمان حسین بودیم. پس از آن ، هشت سال جنگیدیم تا از دستاورد شهدا صیانت کنیم.

فرزندم؛ بدان و آگاه باش که این انقلاب با تهاجم نظامی و لشگر کشی شرق و غرب سقوط نکرده و نخواهد کرد، اما کافی است تا عادات شاهانه و اوامر ملوکانه بازگردد تا هر آنچه شهدا با ایستادگی و نثار خون خود بدست آوردند، بر باد دهیم و تو مسئولی و در برابر عموی شهیدت پاسخگو!

محمد جان؛ از تو می خواهم اگر افتادم، استوار باشی، تن به ولایت طاغوت ندهی و هر گاه دیدی حاکمان به عادات سلطانی برگشتند، از ولایت طاغوت به ولایت حق جل و علا پناه ببر و ازظلمات به نور درآ. هرگز برای لقمه ای نان و منفعت دنیا به مردم پشت نکن و برای پست و مقام به مردم خیانت نکن!

محمد جان؛ حق را به عمل بشناس نه به ادعا! ، در طول تاریخ مدعیان عدل و داد بسیار بوده اند، هیچ پادشاه ظالمی را نمی یابی که مدعی عدالت و مهرورزی نباشد، اما برای سلطه ، اولین چیزی که قربانی می شود، عدالت است! عدالت!
محمد جان؛ از آن هنگام که رسول گرامی اسلام(ص) دعوت حق را لبیک گفت تا هم اکنون، حاکمان بلاد اسلامی همواره دم از دیانت و عدالت زده اند، همه عنوان خلیفه اللهی و خلیفه پیامبر داشتند، خود را امیر المومنین و امام المسلمین می خواندند، آنان که در جوار حرم امن الهی بودند، افتخارشان سقایه الحاج و خادم الحرمین بوده است!
محمد جان؛ آنان که افتخارشان سقایه الحاج بود، اگر حسین حج نیمه رها نمی کرد او را در خانه خدا می کشتند و در آخر هم او را تشنه سر بریدند!

محمد جان؛ آنان که خود را خادم و خدمتگزار می نامیدند، چه کردند؟ تا امیر و امام و شاه و سلطان و رئیس و شیخ و ملا چه کنند!
محمد جان؛ هر جا دیدی امرا را با القاب بیشتری می خوانند، بدان که در دل مردم کمتر جا دارند!
محمد جان؛ اندازه عکس امرا عکس آزادی است، هرچه تمثال حاکمان را بزرگتر بر دیوار نقش کنند، نقش آزادی کوچکتر است!
محمد جان؛ تمایز و تشخص لباس امرا از مردم ملاک جدایی آنان از مردم است، این تمایز هر چه بیشتر، جدایی بیشتر!
محمد جان؛ دین رایحه دل انگیزی است مثل باد بهار، اگر دیدی دینِ امرا چون طوفانی سهمگین ،تو را می آزارد، بدان که این دین خدا نیست، این چماق قدرت است که به نام دین بر فرق تو فرود می آید، هوشیار باش و جاهلانه به جنگ دین مرو، بلکه با سلاح دین به جنگ سلطان جائری بشتاب که از دین تو استفاده ابزاری می کند!

محمد جان؛ سخن بسیار است و فرصت اندک، این مختصر را به عنوان هدیه تولدت بپذیر

12/11/88
پدرت: مهدی خزعلی

 


19 پاسخ به “مهدی خزعلی: انقلاب تنها با عادات ملوکانه و شاهانه سقوط می کند”

  1. رضا گفت:

    محمد جان؛ آنان که خود را خادم و خدمتگزار می نامیدند، چه کردند؟ تا امیر و امام و شاه و سلطان و رئیس و شیخ و ملا چه کنند!
    محمد جان؛ هر جا دیدی امرا را با القاب بیشتری می خوانند، بدان که در دل مردم کمتر جا دارند!
    محمد جان؛ اندازه عکس امرا عکس آزادی است، هرچه تمثال حاکمان را بزرگتر بر دیوار نقش کنند، نقش آزادی کوچکتر است!
    محمد جان؛ تمایز و تشخص لباس امرا از مردم ملاک جدایی آنان از مردم است، این تمایز هر چه بیشتر، جدایی بیشتر!
    محمد جان؛ دین رایحه دل انگیزی است مثل باد بهار، اگر دیدی دینِ امرا چون طوفانی سهمگین ،تو را می آزارد، بدان که این دین خدا نیست، این چماق قدرت است که به نام دین بر فرق تو فرود می آید، هوشیار باش و جاهلانه به جنگ دین مرو، بلکه با سلاح دین به جنگ سلطان جائری بشتاب که از دین تو استفاده ابزاری می کند!

    دکتر دلم برات خیلی تنگ شده. بهمون گفتی می خوای بخط بزنی دلم هری ریخت. با همه خداحافظی کردی دلم هری ریخت از نوریزاد خواستی هوای خانوادت و داشته باشن دلم هری ریخت. اون روز نزدیک که مردم برن کوچه اختر میر و بانو رو آزاد کنن شیخ تنها رو از تنهایی و سکوت نجات بدن و هله کنان کر بکشن بیان اوین شما ها رو شونهاشون بزارن همه برن به قصر ضحاک اسیرش کنن و ببرنش به دل کوه و زنجیرش کنن و برای عبرت تاریخ ازش سنگ بسازن

  2. ali گفت:

    drod be azadmard Dr khazali,nang bar diktatorha

  3. ناشناس گفت:

    محمد عزیز
    رونوشتی از نامه ات به پدر را برای پدربزرگت بفرست

  4. ناشناس گفت:

    محمد جان تولدت مبارك. چه خوب كه اين نامه زيبا و پر نكته دلاور خيبري جنبش سبز را منتشر كردي و ما را در حظ خواندن آن شريك. نامه شما و پدر را با اشك خواندم و به دلم خيلي نشست. خداوند ايشان و تمام آزادگان دربندمان را در پناه خود حفظ و وسيله آزاديشان را فراهم فرمايد.آمين

  5. sabz گفت:

    vvvvvvvvvv

  6. یاران خزعلی گفت:

    ..,””””… ..””””.
    ……/…./…|….|
    ……./…./..|….|
    ……../…./.|….|
    …__.-;…./|….|
    ..;…/…/__`…{
    …/…/..(..`/…|
    …\/_\/_/…/…|
    …|………/…./|
    ….|…-‘…\.’….)
    …../…..`…..\
    ……|……….|
    ……|……….|
    خزعلی راآزادکنید

    نامه ی چندماه پیش دکترخزعلی به آقای خامنه ای
    وپیش بینی این نامه توسط خودش که رهبری بااو چگونه برخورد خواهد کرد
    ____________________
    می دانم، کسی زیر بار این مسئولیت نمی رود، شاید خیلی زود، زبان سرخ سر سبزش را به باد دهد، اینجانب آماده ام تا بدون تعظیم و تکریم و کرنش، بدون خضوع و خشوع و رکوع و سجود، بدون عظمی و معظم، نق و نقدهای جامعه را جمع کنم و هفته ای یکبار با زبانی تند و تیز و برنده به عرض برسانم.
    باور بفرمایید همه چاپلوسان و متملقان درگاه، از سخن تلخ و نقد در محضرتان هراس دارند، یکی از رؤسای قوا حرف دلش را به هاشمی می زد تا با شما در میان بگذارد، وقتی هاشمی به او می گوید: ” چرا خودت نمی گویی؟ ” جواب می دهد: ” ما نمی توانیم سخن مخالف بر زبان آوریم، از ما تحمل نمی کنند! “
    من پست و مقامی ندارم که نگرانش باشم، کیسه ای ندوخته ام که از پاره شدنش بهراسم، پس این فرصت را غنیمت بشمارید، بگذارید این نقاد هفته ای یکبار – به شیوه ای دیگر- دردهای جامعه را برایتان بازگو کند. حال مختارید پاسخ مرا حضوری دهید یا برای پنجمین بار راهی سلول انفرادی ام نمایید. والسلام

  7. هموطن گفت:

    تولدت مبارک پسرم.ما همه نگران پدر بزرگوارت هستیم اگر خبری از ایشان داشتید اطلاع رسانی کنید.الهم فک کل اسیر

  8. mani گفت:

    عزيزم نه براي يك كيلو كه براي يك گرم كاهش وزن مهدي جان ضجه ميزنيم اما محمد جان نگران نباش و هلهله كن كه عمر ديو ظالم كوتاه و سحر نزديك است…..

  9. محمود گفت:

    درود بر خزعلی به امید رهایی این پدر پاک.

  10. رضایی گفت:

    درود بر دکتر خزعلی و فرزندش که قلمش همچون پدر زیباست

  11. جاوید گفت:

    محمد عزیز تولدت مبارک و خدا وند به شما و خانواده همچون پدر بزرگوارتان صبر و استقامت عطا فرماید.امیدوارم بزودی خنده بر لبانت ببینم.

  12. ناشناس گفت:

    دین رایحه دل انگیزی است مثل باد بهار، اگر دیدی دینِ امرا چون طوفانی سهمگین ،تو را می آزارد، بدان که این دین خدا نیست، این چماق قدرت است که به نام دین بر فرق تو فرود می آید، هوشیار باش و جاهلانه به جنگ دین مرو، بلکه با سلاح دین به جنگ سلطان جائری بشتاب که از دین تو استفاده ابزاری می کند…….

  13. رضا گفت:

    درود برمبارزان راه ازادی .درودبر جمله زندانیان سیاسی .راه بدرت را ادامه می دهیم.

  14. ناظر گفت:

    سلام علیکم بما صبرتم. دکتر عزیز دلمان برای نوشته های حق طلبانه ات تنگ شده است. به امید دیدار دوباره.

  15. منصور گفت:

    محمد جان بنده هم اگر بتوان گفت بعنوان همفکر و رزمنده ای کوچک و نگران این انقلاب و این مملکت تولدت را تبریک و از خداوند منان رهایی تمامی مبارزان در بند را خواستارم و از آن یگانه توانا رهایی پدر بزرگوارت را نیزآرزومندم.

  16. ناشناس گفت:

    شماهاياواقعا خريدوياخودتان را به خريت زده ايدولي بيشتر اولي صدق ميكند.مردم به ماهيت خائن وقدرت طلبي شماهااگاه شده اند.بااين ديكلمه هاي زيباديگر نميتوانيدما جوانان ايران اسلامي راگول زنيد.مطمئنآامام زمان هم ازدست شماها به خدا شكايت ميكند.توبه كنيدمطمئآقدرت ورياست ارزش اين رانداردكه اخرتتان را ارزان بفروشيدخداوند ارحم الراحمين است.

  17. سید حسن گفت:

    صدای ازادی هر روز وسیعتر میشود و تا باز تولید دیکتاری را درسرزمینمان عقیم کند

  18. رسول گفت:

    درود بر پسر و پدر

  19. علی گفت:

    سلام محمد جان ای جان برادر .تولد تو تولد تمام مردان آزاده و شریف است. برادر دلتنگی نکن و از سلول کوچکت نا راضی نباش . جان برادر تو آزادی از چنگ ننگ سکوت.تو آزادی از مرگ انسانیت.تو آزادی و زندان واقعی این بیرون است و ما زندانی.درود یاسر(ع) و سمیه و بلال و عمار (ع) آزادگان در بند بر تو و درود و سلام خدا وند و جدم رسول الله بر تو که فرزند خلف این آب و خاک هستی.