سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » برادر میرحسین موسوی: دل‌تنگ و دل‌نگرانیم، آزارمان می دهند...
» زندان اختر

برادر میرحسین موسوی: دل‌تنگ و دل‌نگرانیم، آزارمان می دهند

چکیده :او مانند تمام دنیا دیده های دیگر که تاریخ خوانده امیدوار است و به گفته ی خود همه چیز رابه «خدای احد و واحد» واگذار کرده است. آرام و مطمئن می گوید: «هر که حق هست خدا همان را می خواهد. دیر یا زود، حق همیشه پیروز است و بی شک میرحسین حق است.» میرعبدالله قاطعانه تاکید می کند: «برادرش کاری نکرده که مقصر باشد. آن ها زمانی که ناحق شد، از حق دفاع کردند و برای همین گرفتار شدند.»...


کلمه- زهرا صدر:

میرعبدالله موسوی برادر سالخورده و بزرگ میرحسین است. پیرمردی که در مغازه کوچکش مشغول کسب است اما او هم از آزار و اذیت ماموران امنیتی در امان نمانده است. چند بار به مغازه‌اش رفته اند. بازجومنشانه تفتیش و توهین کرده اند و رفته اند.

نمی‌تواند نگرانی خود را از حال برادر پنهان کند. برادری که  ۸ سال در جنگ نشسته خوابید تا مردم سختی را کمتر حس کنند.

چند روز پیش دلشوره و نگرانی امانش را بریده بود، دلشوره ای از همان جنس که می گویند درد برادر کمر برادر را خم می کند. آنقدر که دیگر طاقت نیاورد و از کنج مغازه ی کوچکش در محله درخونگاه به سوی زندان اختر میرود شاید بتواند خبری  از او بگیرد. اما با برخورد زننده زندانبانان  مواجه می شود.

با لهجه ی شیرین آذری برای خبرنگار کلمه تعریف می کند: «نگران برادرم و همسرش بودیم که مدت هاست آنجا اسیر شده اند. دل ما برایشان خیلی تنگ شده.»

میرعبدالله موسوی می گوید: «خیلی وقت بود مشتاق زیارتشان بودیم». می گوید: «کاری نداشتیم، نگران بودیم. نگرانی یک برادر برای برادر. می‌خواستیم برویم و فقط ببینیمشان. می‌خواستم مطمئن شوم که حال آن ها خوب است، اما نگذاشتند.

آقای موسوی با صدایی غمگین و در عین حال مبهوت می گوید: «مامورهای آنجا گفتند ما چنین آدمی را نمی شناسیم. من گفتم چطور نمی شناسید؟ همه ی دنیا ایشان را می شناسند شما چطور او را نمی شناسید؟

ده دقیقه ای ایستادیم. گفتند بروید منزلتان. ما رفتیم و دوباره برگشتیم اما باز هم مانع شدند و نگذاشتند برادرم را ببینم. فرزند ارشد مرحوم میراسماعیل موسوی بار دیگر ناباورانه تکرار می کند: گفتند ما اصلا کسی را به اسم موسوی نمی شناسیم.»

وقتی از اخبار رسانه های دولتی می گویم و ادعاهایی که “عزیزانش در بند نیستند و صرفا تحت حفاظت هستند.” می گوید: «هیچ کس با آن ها ارتباط ندارد. مانع دیدار همه می شوند. دخترهایش، ما، برادران. اصلا نمی دانیم در چه شرایطی نگهداری می شوند. همه همینطور بلاتکلیف مانده ایم.»

میرعبدالله تصریح می کند: حدود یکی دو ماه پیش دختر برادرم توانسته بود آنها را ببیند و بعد از آن دیگر هیچ خبری نداریم. اینکه اصلا نمی دانیم در چه حالی‌اند و آیا مریض هستند و یا سالم، آزار دهنده است.

با برادر بزرگ میرحسین موسوی از اتهام هایی که این ماه ها به او زده شد می گوییم و اینکه چطور می توان به کسی که در بحرانی ترین شرایط، 8 سال زیر تهاجم مستقیم دشمن، کشور را اداره کرده است اتهام ارتباط با بیگانگان و خیانت به کشور را زد، با دلی گرفته فقط می گوید: «میر حسین اهل این حرفها نیست. این شایعات را از خودشان در آورده اند…»

انگار به خاطرات گذشته بازگشته آرام و نامفهوم، گویی با خود فکر می کند، می گوید: «این ها رفتار خوبی نکردند و همه را گرفتار کرده اند. اگر رفتار مناسبی داشتند این پیش‌آمدها اتفاق نمی افتاد.»

میرعبدالله موسوی با کمی مکث اضافه می کند: «قرار نیست که کسی را بگیرند بدون محکمه و قاضی همینطور نگه دارند و نگذارند با هیچ کس دیدار داشته باشد. بالاخره باید کاری کرد. یک دادگاهی تشکیل شود و ببینند که چه گناهی مرتکب شده اند. اگر مقصر بودند، هر چقدر قانون گفت نگهشان دارند اما نمی شود که بدون هیچ گناه و بی دادگاه و قاضی زندانیشان کنند.»

این برادر دل تنگ که به گفته ی خود وارد وادی بی رحم سیاست نشده است در پاسخ به این سوال که چرا برخی از آزادی میرحسین می ترسند می گوید: «اینها می خواستند اذیت کنند و آزار بدهند. بیشتر از ده ماه است که بلاتکلیف گذاشته اند. معنی این چیزی جز آزار دادن نیست.»

کمتر از دو ماه حبس غیر قانونی میرحسین موسوی و همراه همیشگی اش نگذشته بود که میر اسماعیل موسوی دار فانی را وداع گفت و آه ندیدن پسر دربندش را بر دل همه باقی گذاشت. آن روزها وقتی میر دربند برای دقایقی توانست با پیکر سرد شده ی پدر دیدار کند به تنها جمله ای بسنده کرد که این روزها معنایش برای برادران و دختران و یاران و همراهان سبز بیشتر معنا یافته است؛ صبر صبر صبر..

و حالا برادر بزرگتر که چمدانی از خاطرات پدر و برادر بر دوش دارد در پاسخ به اینکه چه باید کرد، می گوید: «ما هم مثل شما.. کاری از ما بر نمی آید. هر کاری بخواهند دست خودشان است و انجام می دهند.»

او اما مانند تمام دنیا دیده های دیگر که تاریخ خوانده امیدوار است و به گفته ی خود همه چیز را به «خدای احد و واحد» واگذار کرده است. آرام و مطمئن می گوید: «هر که حق هست خدا همان را می خواهد. دیر یا زود، حق همیشه پیروز است و بی شک میرحسین حق است.» میرعبدالله قاطعانه تاکید می کند: «برادرش کاری نکرده که مقصر باشد. آن ها زمانی که ناحق شد، از حق دفاع کردند و برای همین گرفتار شدند.»

آقای موسوی افسوس میخورد و می‌گوید: «مردم خودشان همه چیز را فهمیده اند. آن ها امروز همه چیز را می دانند اما چه می‌توانند بکنند وقتی هر کس نفس حق می کشد بازداشت می شود».

به میرعبدالله موسوی می‌گویم آیا با مسوولان سخنی دارید که پاسخ می‌شنوم:«من حرف خاصی خطاب به مسئولان ندارم. ما هم مثل همه ی مردم هستیم. از حرف ما چیزی در نمی آید همه چیز دست آنهاست.»


72 پاسخ به “برادر میرحسین موسوی: دل‌تنگ و دل‌نگرانیم، آزارمان می دهند”

  1. حق هميشه پيروز است گفت:

    هر که حق هست خدا همان را مي خواهد . دير يا زود ، حق هميشه پيروز است و بي شک مير حسين حق است

    درود بر شما برادر بزرگوار مير حسين عزيز

    مردم ايران هم مانند شما در رنجند از اين همه ظلم و استبداد . خداوند مهربان ناظر اعمال همه ماست

    به اميد پيروزي و ازادي مير حسين و خانم زهرا رهنورد و اقاي کروبي وهمه دلاوران در بند

  2. Amir گفت:

    واقعا اشک آدم در میاد،دلم میخواد از همینجا داد بزنم به آقای خاتمی و محکم بهش بگم با اینکه دوستت دارم و حاضرم در راه آزادی کشورم جانم را فدا کنم اما دلم نمخواد باور کنم که تو و هاشمی سکوت کرده اید،دلم نمیخواد باور کنم که موسوی گوشه نشین رو وارد سیاست کردید و گفتید میرحسین برادره منه اما حالا یک کلمه حرف نزنی،دلم نمیخواد باور کنم نخست وزیری که شبها نشسته میخوابید حالا یکساله در حصری غیر انسانیست و یک مشت حیوانی که نمیتوانند جلو دلار را بگیرند شدند همه کاره این ملت سر به فلک کشیده بخدا نمیخوام و نمیتونم باور کنم اون جمعیت میلیونی 25 بهمن حالا دارن راحت شبا میخوابند

  3. مالک اشتر گفت:

    درد دل برادر میر عبدالله اتش به جان هر ایرانی ازادیخواه می اندازد و رنج و مشقتی که شما فرزندان فاطمه (س) متحمل شده و به گناهی ناکرده مجازات میشوید در نزد خداوند قادر بی اجر نمیماند و در تاریخ ثبت خواهد شد.

  4. یک آملی گفت:

    سلام بر میر حسین …
    آری برادر … دیر یا زود حق معلوم میشود … تا اون روز ، راهی نمانده … رمز این راه فقط صبر است و صبر .
    آری برادر ، فقط صبر !
    تا اون روز راهی نمانده …

  5. اهل کوفه گفت:

    وای بر ما روزی که حق رخ عیان کنه و ما همه کوفیانی بودیم که حسین خود را تنها گذاردیم

  6. محمد گفت:

    دستم بجايي بند نيست تا كاري كنم نمي تونم مي زنند وحشي هستند رحم ندارند اما زبون دارم لعن تا لعن بفرستم خدا لعنت كنه خدا لعنت كنه وقتي صدا به صدا نميرسه خون دل بايد خورد يك روزي ما مشت ميشيم نه نه همين جوري نمي مونه خيلي آزادي نزديكه من ايمان دارم

  7. ناشناس گفت:

    اللهم فك كل اسير .هر كه حق است خدا همان را مي خواهد .هر كه حق است مردم هم همان را مي خواهند .وعده خدا حق است و حق پيروز است ،اگر چه ظالمان نپسندند .

  8. رضا خس و خاشاك گفت:

    مرگ بر استبداد

  9. ناشناس گفت:

    لعنت خدا بر استبداد دینی

  10. سرباز میرحسین گفت:

    شورای هماهنگی انقدر بنشینید و دست رو دست بگذارید تا دیکتاتور با تقلب مجدد تبلیغات راه بیندازه و میر ما رو یه بلایی سرش بیاره!

  11. محسن گفت:

    لعنت خدا بر شمر , معاوييه , يزيد , عمر , جنتي , شريعتمداري , احمد خاتمي , لعنت خدا بر ظالم

  12. ناشناس گفت:

    اشکم درامد.همه چیز دست خدا است نه مسئولان. انشاالله خداوند حق مظلوم را هر چه سریع تر بازستاند.

  13. حق هميشه پيروز است گفت:

    هر که حق هست خدا همان را مي خواهد . دير يا زود ، حق هميشه پيروز است و بي شک مير حسين حق است

    درود بر شما برادر بزرگوار مير حسين عزيز

    مردم ايران هم مانند شما در رنجند از اين همه ظلم و استبداد . خداوند مهربان ناظر اعمال همه ماست

    به اميد پيروزي و ازادي مير حسين و خانم زهرا رهنورد و اقاي کروبي وهمه دلاوران در بند

  14. Irani گفت:

    Bichare mardom az daste in zaleman che mikeshand.

  15. ناشناس گفت:

    وقتي مير محصور مي تواند ٢٠ سال صبر كند وباز هم دعوت به صبر صبر صبر و دعوت به آگاهي كند .امير عزيز هم بايد احساسات خود را مديرت كند.دوستاران راه سبز رهايي ، با شرح صدر و كظم غيض و صبر و صبر و صبر ان شاءالله فردا را فتح مي كنند ..زنده باد مخالف من .

  16. ناشناس گفت:

    درود بر خاندان موسوی

  17. یک همراه کوچک گفت:

    در جواب “نمیخوام و نمیتونم باور کنم اون جمعیت میلیونی ۲۵ بهمن حالا دارن راحت شبا میخوابند”
    برادرم، اونا شبا راحت نمی‌خوابند. باور کن هیچ شب و روزی نیست که به یاد میرحسین نباشم، دارم دیوونه می‌شم… چون هیچ کاری نمی‌تونم انجام بدم… نتیجه هر کاری که به فکرم میرسه این خواهد بود که “فقط” خودم نابود میشم، اونوقت همین کار اندک مثبت فعلی رو هم دیگه نمی‌تونم انجام بدم!

  18. هرکه بامش بیش گفت:

    هرکه بامش بیش و در این مورد هرکه نامش بیش برفش بیشتر. کسی که در آن سن نسبتا جوان به وزارت و نخست وزیری رسید طبعا این گرفتاریها هم برایش باید عادی باشد. در تاریخ میلیونها نفر بوده اند که آمده و رفته اند و نام ونشانی از آنها باقی نمانده است. اما تاریخ سازان زندگی متفاوتی با مردم عادی دارند. مثلا شما هرگز نام مرا نشنیده اید، به کارهای من وقوف پیدا نکرده اید زیرا من هم مثل آن میلیاردها نفری هستم که می آیند و میروند. اما میرحسین شما از جنمی دیگر بود. نامدار و نام آور بود و طبعا کارهای مورد توجه بود و زیر ذره بین قرار می گرفت و نیش و نوش را باهم داشت فعلا زمان نیش او ست از سوی دولتی ها اما نوش او از سوی ملت. من جای شما باشم به این برادر پر ارزشم افتخار خواهم کرد. آدمی است که اثر گذار است و وجود ثمر رسان. او به زودی آزاد خواهد شد. نام برادر شما مانند دیگران در صفحات تاریخ معاصر ایران باقی خواهد ماند با خوشنامی نه مانند پاره ای که ملقب به یزید و معاویه و شمر و ابن سعد زمان شده اند.

  19. ناشناس گفت:

    ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

  20. یکانی گفت:

    یکی بود، هیچکی نبود. خدا بود ،اما نبود .
    صدا کرد ،صدا نشد . در زد ، درو زد،دروا نشد .
    دستی بود ،صدا نداشت ، پایی بود، پا نداشت.چشمی بود ، هیچی ندید ، گوشی بود ، هیچ نشنید .
    قلبی بود ، که داشت می زد، اما آخرش نزد .
    دلی بود، صدایی بود، هی در گوشش می خوند.
    ای دلای بی ریا، بتو من میگم بیا بیا !
    اما جالبتر از اون ، قصه های بی نشون .

    قصه ای بود ،که نبود . صدایی بود ،که نبود.
    ندایی بود ،که نبود . دنیایی بود که نبود.
    سازی بود ، ساز نمی زد ، رقصی بر پا نمی زد .

    دستی بود ، دست نمی زد . پایی بود ، راه نمی رفت .
    راهی بود، که هیچ نرفت . سری بود بی خنده رفت .
    از لای پای ترک ،قلبی آمدبا سرک .
    دلی اومد که بشنوه ، تا با دلها راهی شه .
    تا بگه به آدما، با صدای بی صدا.
    اونی که نبود و بود ، همه جاها شاکی بود .
    این دل پرماجرا ، قصه اش رو داد به ما .
    یکی هست داد می زنه ، تو به سوی من بیا.

    حالا می بینم که پا راه فتاده هر کجا، دستا باهم شدن و جمعیت شدن رها.

    دیگه او نبودنا ،ازجهانی رسته بود.
    هرچه بود و هرچی بود، قصه اش نام خدا….

  21. محمد گفت:

    سال 50 ا مام (ره) از رادیو بغداد (اقای دعایی کاملا میدانند) فریاد میکردنند اقایان علما… اینکه هزینه ای ندارد دوریال تمبر بخریدبه شاه نامه بنویسید که جشن منحوس 2500ساله را نگیرد و اخر میگفتند (مهذب نیستیم که به فکر نیستیم… اگر مهذب بودیم به فکر بودیم……..

  22. ناشناس گفت:

    ساکنان دریا پس از مدتی صدای دریا را نمی شنوند …
    چه تلخ است روایت غمبار آینده

  23. علی گفت:

    برادران فعلا تکلیف ما این است که در انتخابات به هیچ عنوان شرکت نکنیم وبه همه هم بگوییم هر کس با نام اصلاح طلبی کاندید مجلس نهم شده است اصلاح طلب واقعی نیست .ما هم نباید گول بخوریم وبا این بهانه تنور انتخابات را داغ کنیم .بگذارید آقایان بفهمند که الان تکلیف ما اثبات این مدعاست که ما بی شماریم واگر خودمان را کنار بکشیم دیگر آرزوی شرکت چهل میلیونی در انتخابات را به گور می برید .ودر این وضعیت فریاد شرکت نکردن در انتخابات رسا تر است از ورود اصلاح طلبان کاذب به مجلس . یاحسین (ع) ویا میر حسین حق طلب.

  24. محق گفت:

    خواهش من از میر عبد الله اینست که نفرین نکند . نفرین او تر و خشک را خواهد سوزاند .
    ان شاالله بزودی میر حسین ازاد خواهد شد .

  25. عباد گفت:

    درود بر خاندان با شرف موسوی. خاکستر زیر آتش بزودی شعله خواهد گرفت.

  26. ناشناس گفت:

    سرباز میر حسین عزیز
    نیروهای شورا کی هستند؟ من و تو. اگر از خودمان اتگیزه نشان ندهیم انها که کاری نمی توانند انجام دهند. خود میر حسین چه شکلی عمل میکرد؟
    همه از این وضعیت ناراحت هستیم که چرا نمی توانیم کاری انجام بدهیم . ولی اگر نترسیم و اهل پرداخت هزینه به اندازه خودمان باشیم درست میشود

  27. ونوس گفت:

    ما ایرانی جماعتم که فقط منتظریم یکی بیاد برامون حرف بزنه بعد که حرف زد یا صدتا درود و سلام براش بفرستیم بعدشم فراموشش کنیم یا اینکه سرش غر بزنیم و بگیم تو هم که همش بلدی حرف بزنی. بیچاره خاتمی به اندازه کافی حرف میزنه. اما هر دفعه که یه چیزی میگه از بزرگ و کوچک از حکومتیش گرفته تا سبزش جمیعا بهش میپرن. خوب حرف بزنه که چی؟!!! اثبات برادری به این نیست که همینجور بیانیه صادر کنی و به این و اون حمله کنی. خاتمی خودش 8 سال رئیس جمهور بوده حکومتیها رو بهتر از من و شما میشناسه.میدونه که با حرف زدن تنها نه میرحسینی آزاد میشه نه مشکلات فراوان این جنبش بلاتکلیف حل میشه.

  28. ناشناس گفت:

    بزرگترین قدرت دنیائی و قدرت مطلقه ، ولله قادر نیست سرنوشت و مرگ خود و پسران خود را حتی ثانیه ای جابجا کند ، اراده و قدرت لایزال الهی بد عاقبتی برای متکبران رقم خواهد زد ، مکر الهی در حالیکه متکبران خود را در اوج قدر قدرتی می بینند ، آنان را چنان به بالا میفرستد تا سقوط شان فاجعه بارتر شود .
    خدا را بنده نیستند و چنان در تکبر فرو رفته اند که خالق خود را نیز فریب میدهند ! قادر نیستند فردای خود را ببینند ولی قادر مطلق را رها کرده و خود را بجای حضرت حق ، قادر مطلق می پندارند ،بنده شیطان شده اند و پاره کردن قرآن و کلام الله مجید را در مسجد مباح میکنند و خون بنده خدا را میریزند و آبروی مردم به باد میدهند و اموال ملتی را به اسم اینکه نماینده خدا هستند چپاول و هرحرامی را مباح میکنند ولی اهانت به خود را که یک انسان عاجز است را از بزرگترین حرامها اعلان میکند !!!! و از همه بدتر که ادعای جانشینی پیامبر رحمت را دارند و خدا و خلق را یکجا به بازی گرفته اند و وا اسفا که فکر میکنند در هماوردی با خالق نیز برنده هستند و این گناهان بی جواب میماند !!!!! حتی تجربه بشری را که عامیان هم آنرا درک کرده اند و میدانند مرگ حتمی ست آنها از درک این واقعیت بدیهی نیز عاجزند و نمی بینند که اگر از اولیای الهی و از پیامبران هم باشند ،که نیستند حتی یک پیامبر هم زنده نمانده ، چه رسد به گناهکاران رغیب باریتعالی.

  29. نسترن گفت:

    ميرحسين به تنهايي يك ملت هست

  30. samad behrangi گفت:

    Yek lahze parvaz dar oj beh az sad sal zendegi dar bishezar ast.Sabre ayube zaman sabre mast ROFAGHA

  31. ناشناس گفت:

    لعنت الله علی القوم الطالمین
    همه باهم برای آزادی این عزیز و نابودی دشمنان کشور در هر سمت و هر لباس به درگاه خدای متهال دعا کنیم.

  32. ناشناس گفت:

    درود بر شما.
    لطفا سکوت نکنید.

  33. ناشناس گفت:

    آزادی!
    در دامن اسارت می زاید٬
    در زنجیر رشد می کند٬
    از ستم تغذیه می کند٬
    با غصب بیدار می شود…
    این است سرنوشت آزادی…

  34. صابر قوامی گفت:

    سلام بر موسوی
    درود بر کروبی

    زنده و پاینده باد خاتمی

  35. محرم گفت:

    امیدرصاترین اعتراض ماست . بیانیه 9 میرحسین

  36. درود بر انسانیت میرحسین گفت:

    قانون این دنیا همین است ، هر کس پاک تر و شریف تر باشد به زحمت بیشتری می افتد و آن کس که حقه باز و بی شرف باشد در پول ملت غلت میزند و کاری به دردها و مشکلات مردم ندارد.
    نمونه بارزش دکتر مصدق است که در مقابل شاه آرام نگرفت و به اتهام فتنه گری تا پایان عمرش در حصر بود. اما از آنجا که این دنیا به کام هیچ احدی تا انتها شیرین نخواهد ماند شاه هم آخر عمرش بدجور گرفتار شد تا شاید درسی باشد برای حاکمین ستمگر روزگار ما، گرچه ” نرود میخ آهنین در سنگ”.

  37. سحر سبز گفت:

    چون صبر توان کرد که مقدور نمانده است

  38. mirvahid گفت:

    andaki sabr sahar nazdik ast..ya emam hosein khodet havashono dashte bash

  39. حسين گفت:

    بگذاريد بکنند، بگذاريد به خيال خام خود يک ملت را زنده به گور کنند، بگذاريد بگيرند، ببندند، بکشند، نابود کنند ….. بگذاريد بچرخند.
    ما ملت هستيم، ما ملت مي مانيم، ما ملت صبر ميکنيم، ما ملت کار ميکنيم، ما ملت اميدواريم.
    اين پيام ملتی است به اينان ….. پس بچرخ تا بچرخيم ….
    به اميد روزهای روشن

  40. ناصر گفت:

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

    وَالْعَصْرِ.
    إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ.
    إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ.

  41. ازرزمندگان هشت سال دفاع مقدس م ح گفت:

    درود خدا برخاندان مهندس سید میرحسین موسوی ( ایران ) خداوندا میرحسین عزیز را درپناه خودت حفظ فرما .ویشان را اززندان معاون زمان سربلند وسرفراز آزاد فرما.

  42. ناشناس گفت:

    قسم به مير حسين!

  43. همای خمام گفت:

    با سلام
    به روح بزرگ همه آزاد اندیشانی که فقط برای خدا کار میکنند و برای آن نیز صبر . میخواستم یه چیزی بنویسم ولی هر چی فکر میکنم دستم بقلم نمیره تا از بزرگی این مرد راستین دوران سخت جنگ بنویسم با اون مدیریت بی مانندش که فکر نمیکنم شرایط اون روزها که همه ملت ایران رو ضمن اینکه تحریم کرده بودن و از طرفی هم جنگ بما تحمیل شده بود اینقدر در خفقان خبری و مشکلات بسر میبردیم . من واقعاً میترسم که هرچه از این مدیر بحران خوب صحبت کنم این … مخالف او بیشتر کینه به دل بگیره و بیشتر این مدیر و این صادق رو در تنگنا و در سختی قرار بده ، همه باید خوب بدونن که در دوره دوم ریاست جمهوری خامنه ائی ، خامنه ائی خیلی سخت تلاش کرد تا موسوی به پست نخست وزیری نرسه ، ولی به لطف خدا و درایت وکلای خوب مجلسین خامنه ائی مجبور شد که این فرد رو تا زمان ارتحال امام عزیز اونو تحمل کنه … به امید صبحی صادق

  44. همیار سیبز گفت:

    ای امان از دست ما ایرانیان،
    در سال 2012 هستیم و هنوز کارها را به خدا واگذار می کنیم و اینکه خدا جای حق نشسته و حق همیشه پیروز است! دوستان، یاران از خواب زمستانی برخیزید.
    گذشتکانمان چه نیک گفتند: از تو حرکت از او برکت.
    شما جای حق، اگر در بیابانی گرفتار شوی، اگر 100 شبانه روز دعا بخوانی آیا چشمه ای برایت باز می شود؟ در حالی که اگر 10 روز سختی بکشی و چاهی بکنی، مطمئن باش خدا خودش مسیر آب را به تو نشان می دهد. دست روی دست بگزارید، صبر و صبر و صبر کنید، مگر خدا بیکار است و کائنات بی برنامه؟ خداوند مرگ را به دست خود گرفت تا به ما بگوید قدرت نهایی منم! اما زندگی را به ما داد تا بگوید “این گوی و این میدان”. ما کنار گود نشسته ایم و التماس خدا را می کنیم که خدایا زندگی را نیز در دست خودت بگیر! این کفر نعمت نیست؟؟
    میرحسین را گرفتند، چند نفر از ما به نشانه ی اعتراض دست به قلم بردیم و نامه ای به رهبری نوشتیم (با نام و آدرس و … جعلی حتی!) که به یاد بیارید این میرحسین همانی است که کشور را در جنگ نگاه داشت، همانی که آنقدر محجوب بود که 20 سال خانه نشینی بکشد.

    بنشینید دوستان، آنقدر بنشینید تا زیر پایتان ….

  45. محسن گفت:

    خاندان موسوی خیلی مردین.

  46. ناشناس گفت:

    ياحسين مير حسين

  47. میم.ت گفت:

    یارب سببی ساز که یارم به سلامت
    باز آیــد و برهـــــاندم از بند ملامـــت

    خیلی نگران میر عزیزم هستم خدایا خودت حفظش کن
    یا حسین
    میرحسین

  48. کوروش گفت:

    به یاد داشته باشیم شرکت نکردن در انتخابات به هیچ بهانه ای و متقاعد کردن دیگران برای شرکت نکردن مهمترین وظیفه ما …است. نباید دوباره گول بخوریم و تنور انتخابات را داغ کنیم .بگذارید آقایان بفهمند که الان تکلیف ما اثبات این مدعاست که ما بی شماریم واگر خودمان را کنار بکشیم دیگر آرزوی شرکت چهل میلیونی در انتخابات را به گور می برید .ودر این وضعیت فریاد شرکت نکردن در انتخابات رسا تر است از ورود اصلاح طلبان کاذب به مجلس .

  49. Sabz Poosh گفت:

    Rahbare ma Mir Hossein Mir Hossein Mir Hossein

  50. اتحاد و شجاعت گفت:

    هميار سبز بسيار زيبا و پسنديده گفتي

    ولي مردم هم بايد پشت هم باشند و از هيچ چيز نهراسند تا به مقصود رسند