سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روز نوشت محمد نوریزاد/ از اصغر فرهادی تا سردار علایی...

روز نوشت محمد نوریزاد/ از اصغر فرهادی تا سردار علایی

چکیده :دریغ که برای فرهادی و تیم او، از جانب رهبر پیامی برنیامد. که این سکوت، از دل خود تفاسیرگوناگون برمی جوشاند. و مهمترین آن، اهمیت به ذات فوتبال و تماشاگران آن است و بی اعتنایی به سینما و مخاطبان او. و باز این که: فوتبال ایران برحس ها می دمد، و سینمای فهیمانه ی ما بر عقل ها. مابقی این تفسیر را بعهده ی خود شما وا می نهم. چرا که واگشایی هرچه بیشتراین مقوله، قلم را به تنگنا درمی اندازد. اما همین را بگویم و بگذرم که تبریک به فرهادی، تأیید فیلم اوست و این تأیید، تبعات و مطالباتی برای خود دارد که جای گفتن آن اینجا نیست. راستی امام خمینی با تأیید فیلم "گاو" آیا بر قدر خود نیفزود؟ و چهره ی دیگری از فهم خود را به ما نشناساند؟ ...


1 – هر دو سه ماه یکبار، سردردی فرساینده به سراغ من می آید. من با صدای پا و تق تق کفش های او آشنایم. در که می زند، می دانم خود اوست. اگر دویدم و او را به یک بهانه تاراندام، می رود تا دو سه ماه بعد، و گرنه داخل می شود و با سوهان زبری که با خود آورده، سلول های پیشانی و دو چشم مرا می خراشد. او در آن ساعت های دیرگذر، دست بکار خراشیدن است و من در پیچ و تابی که سربه دیوار کوفتن کمترین آن است.

سال هاست که ما دوتا با هم کنار آمده ایم. و من همین که صدای کفش های او را شناخته ام، و همین که دانسته ام بلافاصله باید برای دور کردن او کاری بکنم، به غنیمتی قیمتی دست یافته ام. دیروز سرم درد گرفت. همان صدای کفش ها به من هشدار داد اگر دیر بجنبی کارت ساخته است. و من باید راهی برای تاراندن او می جستم.

2 – پیروزی های پی درپی و درخشان جناب اصغر فرهادی فیلمساز صاحب سبک و صاحب سخن ما در مجامع جهانی، نه دستاوردی است که ایرانیان را به غرور در نیاندازد. همین که این هنرمند، در این پیچاپیچ خبرهای تلخ، نام ایران را در عرصه های وسیع بین المللی بر سر زبانها انداخته و احترام همگان را برانگیخته، ما را به پاسداشت این رخداد مبارک، ترغیب و تهییج می کند.

یادمان نمی رود که شخص رهبر بعد از پیروزی تیم فوتبال کشورمان بر تیم فوتبال آمریکا (و نه همه ی تیم ها) بلافاصله دوربین های صداو سیما را فراخواندند و به ورزشکاران تبریک گفتند. به تبعیت از رهبر، رییس جمهور و رییس مجلس و سایر رییس ها نیز با ادبیات خاص خود به این وادی ورود کردند و تبریک بارانی به راه انداختند که: بیا و بنگر!

دریغ که برای فرهادی و تیم او، از جانب رهبر پیامی برنیامد. که این سکوت، از دل خود تفاسیرگوناگون برمی جوشاند. و مهمترین آن، اهمیت به ذات فوتبال و تماشاگران آن است و بی اعتنایی به سینما و مخاطبان او. و باز این که: فوتبال ایران برحس ها می دمد، و سینمای فهیمانه ی ما بر عقل ها. مابقی این تفسیر را بعهده ی خود شما وا می نهم. چرا که واگشایی هرچه بیشتراین مقوله، قلم را به تنگنا درمی اندازد. اما همین را بگویم و بگذرم که تبریک به فرهادی، تأیید فیلم اوست و این تأیید، تبعات و مطالباتی برای خود دارد که جای گفتن آن اینجا نیست. راستی امام خمینی با تأیید فیلم “گاو” آیا بر قدر خود نیفزود؟ و چهره ی دیگری از فهم خود را به ما نشناساند؟

4 – در همین هفته ی گذشته، متنی منتشر شد از دیدار پروفسور مارکوساسولی استاد حقوق بشردوستانه ی دانشگاه ژنو با جناب آیت الله جوادی آملی. به گزیده ای از سخنان جناب آیت الله توجه فرمایید: “….مبانی پذیرفته‌شده ای كه این مواد (حقوق بشرغربی) از آنها استنباط می‌شود عبارت از عدالت، مساوات، مواسات، آزادی و حریّت، استقلال، امنیّت، امانت، زندگی مسالمت‌آمیز، تفاهم، احترام متقابل، رعایت مواثیق بین‌الملل و مانند آن است كه به استناد این مبانی، آن موادّ حقوقی استنباط می‌شود. تا اینجا وضع روشن است. برجسته‌ترین مبنا در بین این مبانی، معنای عدالت است. معنای عدالت مثل این برق روشن است. عدالت یعنی هر چیزی را در جای خود قرار دادن. اما تمام ابهام از این به بعد است. آن حقوقدانی كه منبعی برای عدل قائل نیست، به آفریدگاری معتقد نیست، از اشیاء و اشخاص باخبر نیست، در برابر این سؤال می‌ماند كه عدل به معنای قرار دادن هر چیزی در جای خود و نهادن هر شخصی در جای خود، اما جای اشیاء كجاست؟ جای اشخاص كجاست؟

انسان در نقشه جهان جایش كجاست؟ زن و مرد جایشان كجاست؟ شراب و سركه جایشان كجاست؟ گوسفند و خوك جایشان كجاست؟ جنگ و صلح جایشان كجاست؟ چون خدا را قبول نكرد آفریدگار جهان را نپذیرفت وحی الهی را كه كلام آفریدگار است نپذیرفت قهراً خود به جای خدا می‌نشیند. برای اشیاء جا معیّن می‌كند، برای اشخاص جا معیّن می‌كند. همین بازار آشفته سازمان مللی است كه می‌بینید. بنابراین این حقوق بشر بدون پذیرش وحی پایه علمی ندارد. یك قرارداد بشری است. چون قرارداد بشری است ضامن اجرا هم ندارد….”

باور بفرمایید من به شخصیت علمی افرادی چون جناب جوادی آملی احترام فراوانی قائلم اما راز این سرکوفت های تمام نشدنی به فراورده های غربی را، و برکشیدن بی دلیل داشته های خود را نمی دانم. آقای جوادی آملی باید ممنون آن بخش از فهم بشر غربی باشد که روح ادیان آسمانی را به صحنه آورده و برای رواج آن ها قرنها مجاهده کرده است.

ایشان در این سخن، همین که فرموده اند: “حقوق بشربدون پذیرش وحی پایه ی علمی ندارد”، بر بسیاری از ودیعه های فطری و الهی بشر خط کشیده اند. من مانده ام که چرا ایشان بجای آنکه همگان را بر مشترکات فطری و همگانی فرا بخوانند، بر مرز وحی و غیر وحی خط می کشند. که یعنی: آهای غربی ها، تا زمانی که به خدا معتقد نباشید، همه ی دستاوردها و بویژه حقوق بشرتان غیرعلمی و باد هواست.

از ایشان می پرسم: مردمان یک جامعه ی غیر وحیانی، که اساساً به خدا هیچ اعتقادی ندارند و خود را بجای خدا نیز نشانده اند، اگر اهل “نظم و نظافت” باشند، آیا نباید از جانب خدا بخاطر همین نظم و نظافتشان به آنان آفرین گفت و برکات الهی را بر سرشان بارید؟ اگر در پاسخ بفرمایند بله، این بلی گفتن مغایر آن سخن پیشین ایشان است. و اگر پاسخ ایشان منفی است، پس با این فرمایش بزرگان ایمانی که می فرمایند: النظافة من الایمان، چه می کنند؟ در این حدیث، اهل نظافت، هر که هستند، چه مسلمان و چه نامسلمان، مومن تلقی شده اند. مگر آنکه براین حدیث یک حاشیه بزنیم که: نظافت تنها از مومنان پذیرفتنی است.

مهم این است که حقوق بشرغربی ها با هر کاستی ای که دارد، بر زمین “قرار” گرفته و برکاتی را برآورده است، و آن قسمت ازباورهای الهی ما – که در درستی آنها تردیدی نیست – دراین سی و سه، جز آسیب و درد ببار نیاورده. آری، نورانیت عدل الهی، مقبول همگان است اما مهم پیاده کنندگان آن عدالتند که در غرب، قدر و بهایش می شناسند و در ایران بر آن خاک می افشانند و به صورت مبهوتش می خندند.

5 – چند شب پیش آقای عماد افروغ در یک برنامه ی زنده ی تلویزیونی از بدیهی بودن استیضاح رهبری گفت و این که: اگر رهبری نتواند پاسخ انتقادات مردم را بدهد خود بخود معزول است. این برنامه ی زنده، و این سخنان بظاهر نا متداول، بی آنکه حساسیتی برانگیزد، پخش شد و رفت. حال اگر قیل و قالی درمی گرفت و هیاهویی بکار می افتاد و کفن پوشان با شعارهای خاص خود به سمت صدا و سیما به راه می افتادند و درِآنجا را گل می گرفتند، نه خدمتی به رهبری و نظام می کردند و نه این پرسش های مداوم را از ذهن و زبان مردم می زدودند. ما باید از یک چنین گفتمان هایی استقبال کنیم و اطمینان داشته باشیم که اگر ریشه ی برقراری ما بر درستی و منطق و حق چفت شده باشد، هیچ توفانی ما را تکان نمی دهد چه برسد به سخنان یک منتقد یا یک مفسرقانون. دریغ از رفتاری که در این هفته با سردار علایی صورت گرفت. رفتاری که به جهانیان نشان داد: ما چه شکننده ایم. و چه ریشه هایمان در هواست.

6 – بشاراسد باز هم عفو عمومی داد تا مگر دل زخمی مردمان معترض را با خود نرم کند. بشار اسد به تحریک ما بر سر مردمانش کوفت. اما همو دراین عفو عمومی از ما جلو افتاد. او به ماندنش بها می دهد. بر خلاف ما که هرقدم عقب نشستن را برای خود شکست تفسیرمی کنیم و برای سرکوب خواسته های قانونی مردم به آنان جفا می کنیم. این عفو عمومی بشار اسد، گرچه نشانه ی گراییدن او به ضعف است اما همزمان به مختصری از عقلانیت او نیز اشاره دارد. درست همان چیزی که ما سخت بدو نیازمندیم.

7 – دیروز در غوغای راه بندان سرم درد گرفت. صدای تق تق کفش های درد، به من هشدار داد که کاری بکن. اتومبیل ها از رفتن بازمانده بودند. بوق بود و بوق. در حاشیه ی خیابان چشمم به توده ای خاک افتاد. یک جوان افغانی از چاه خاک بیرون می کشید و در اطراف خود خالی می کرد. خلاصه حلقه ای از خاک برآورده بود. کمی که گذشت، جوان دیگری را دیدم که از چاه بیرون آمد. خیس خیس. چه می گویم؟ غرقِ گِل. انگار در دوغابی از گِلِ رُس غلتیده بود. از هوای سرد به لرزه درآمد. دندانهایش به هم می خورد. فرو نشست تا رفیقش پتویی خاک آلود به دوش او بیندازد. از تمام بدن او، تنها چشمان او می درخشید. مابقی دوغابِ گِل بود.

از اتومبیل پیاده شدم. از توده ی خاک بالا خزیدم و در مقابل جوان گل آلود افغانی پایین نشستم. گفتم: سرم بدجوری درد می کند. با دست های خودت از همین گل و لای بدنت بردار و به پیشانی من بکش. تعجب کرد. از آینه ی داخل اتومبیل به قیافه ی خود نگریستم. ردی از دو انگشت گل آلود جوان افغانی یکی دو ساعتی با من بود. درد پیشانی ام دور می شد.


19 پاسخ به “روز نوشت محمد نوریزاد/ از اصغر فرهادی تا سردار علایی”

  1. احمد صفا گفت:

    با سپ س از جناب نوریزاد ، مطلبش بە نکات بسیار ظریف و باریک و البتە مهم کە سرنوشت مردم مارا رقم میزند اشارە دارد دستش مریزاد

  2. یاسمن گفت:

    با عرض احترام خدمت اقای نوریزاد
    معتقدم چند وقتی می شود که بر اثر برخوردها ایشون دچار سیاسی زدگی شده اند
    مطالب ایشون در مورد صحبتهای اقای جوادی املی برای من که دانشجوی فلسفه هستم و با این امور از نزدیک در ارتباطم بسیار سخیف بود

  3. شریفی گفت:

    تشکر از آقای نوری زاد که دراین اوضاع بلبشو اینگونه به ما عشق ورزی را می آموزد. ادبیات ایشان نگاه ایشان تیزبینی و ریز بینی ایشان بسیار دلنشین است.

  4. دیدار گفت:

    چه نکته جالبی فرموده اند:

    از ایشان می پرسم: مردمان یک جامعه ی غیر وحیانی، که اساساً به خدا هیچ اعتقادی ندارند و خود را بجای خدا نیز نشانده اند، اگر اهل “نظم و نظافت” باشند، آیا نباید از جانب خدا بخاطر همین نظم و نظافتشان به آنان آفرین گفت و برکات الهی را بر سرشان بارید؟ اگر در پاسخ بفرمایند بله، این بلی گفتن مغایر آن سخن پیشین ایشان است. و اگر پاسخ ایشان منفی است، پس با این فرمایش بزرگان ایمانی که می فرمایند: النظافة من الایمان، چه می کنند؟ در این حدیث، اهل نظافت، هر که هستند، چه مسلمان و چه نامسلمان، مومن تلقی شده اند. مگر آنکه براین حدیث یک حاشیه بزنیم که: نظافت تنها از مومنان پذیرفتنی است.

  5. م الفت گفت:

    من تقدیر می کنم از آقای نوری زاد به خاطر این نگرش هایش.

    از اتومبیل پیاده شدم. از توده ی خاک بالا خزیدم و در مقابل جوان گل آلود افغانی پایین نشستم. گفتم: سرم بدجوری درد می کند. با دست های خودت از همین گل و لای بدنت بردار و به پیشانی من بکش. تعجب کرد. از آینه ی داخل اتومبیل به قیافه ی خود نگریستم. ردی از دو انگشت گل آلود جوان افغانی یکی دو ساعتی با من بود. درد پیشانی ام دور می شد.

    به اینجای مطلب که رسیدم پقی زدم زیر گریه.

    دست مریزاد

  6. ناشناس گفت:

    جناب نوری زاد از خواندن مطالب شما به اینده امید وار میشوم که هنوز هم ادب در جامعه نمرده مردم ایران از راههای مبارزه ادب است امید است و نشاط روی مایوس کنند گان را سیاه کنید انها را مایوس کنید انها را با ادب خود سر جایشان بنشانید که تمام تلاش شما برای از بین بدن اصالت ما از بین رفت ما ایرانی هستیم و با ادب و با امید بقول میرحسین عزیز ادب مرد به ز دولت اوست و اندکی صبر سحرنزدیک است باور کنید این دوران در تاریخ اندک است میر حسین انها فکر میکنند با حبس تو از خاطر ها میروی ان سانگ سوجی رهبر برمه بعد از چهارده سال وقتی ازاد شد هنوز طرفدار داشت که رهبران ازاد ان کشور انقدر طرفدار ندارند

  7. vvvvvvvvvvvvvvvvv گفت:

    دسپخت حكومت اسلام براي مردماني با قدمت هزاران ساله همين است

  8. علی گفت:

    درود برتو نوریزادعزیز ای حر زمان. انشاالله سرود آزادی را به زودی درکنارت بخوانیم. الهی به امید تو.
    وای برما که درزمینه افتخارآفرینی برای ایران عزیزمان نیز تبعیض قایل می شویم. کسب مدال طلای وزنه برداری بیشتربرای ایران
    افتخار آفرید یا جایزه فرهادی عزیز؟ولی چه باک که تقدیر تو عزیز جه بسیار پربهاتراست از تبریک بعضی ها.همان که فرهادی عزیز
    ایرانیان راصلح طلب معرفی نمود موجب آن می شود که تعداد نگاه های منفی به این خاک مقدس وملتش کاهش یابد.زنده باداصغر
    فرهادی ودیگر دست اندرکاران فیلم”جدایی نادرازسیمین”که دراین روزها که همه ملت ها باخشم وتردید به ماملت می نگرند مارا به
    عنوان ملتی طالب صلح معرفی نمود. زنده وموفق باشد انشاالله

  9. فاطی گفت:

    ارادت داریم به ایشان

  10. جهانزاده گفت:

    این نوع نگاه به جامعه به فرهنگ به خود و به دیگران باعث مباهات آدمی است. ما همین نوع نگاه را کم داریم.
    بند آخر این نوشته چه شورانگیز است. انگار یک رویاست که جان گرفته
    درخاطره ای خواندم که آقای بروجردی یا گلپایگانی چشم درد داشته و تکه گلی از لباس عزاداران سیدالشهدا برداشته و به چشمش می مالد و خوب می شود. من این تکه گل از بدن یک افغانی را هم بسیار پسندیدم.
    کارگر جماعت اگر که انسانی فهمیده و مخلص باشد حتما بهشتی است. وچرا خاک و گل بدنش شفا نباشد؟

  11. hamed ershad گفت:

    وقتى ارزشها عوض ميشود
    عوضى ها با ارزش ميشوند
    درود بر نورى زاد

  12. همیشه سبز گفت:

    در تایید جناب نوریزاد این مطلب را اضافه میکنم که حقوق بشر غرب درست که ریشه زمینی دارد ولی
    همین حقوق زمینی در مقابل حقوقی بوجود آمد که ادعای الهی میکرد و چند صد سال کشیشان کاتولیک با
    استناد به حقوق الهی که فقط و فقط آنها بودند که ان را میفهمیدند و عوام حق سوال کردن در باره ان را
    نداشتند ، حکومت کردند و فجایع زیادی به بار آوردند که یک نمونه اند محاکمه گالیله است و نمونه دیگر اند
    سوزاندن زنان و مردان به جرم جادوگری است .
    سوالی که باید از آیتالله آملی کرد این استکه این حقوق بشر اسلامی که در حال حاضر در ایران اعمال
    میشود آیا ریشه اش وحی است ؟ آیا ایشان این حقوق بشر اسلامی را که حکومت اسلامی اجرا میکند
    مورد تایید ایشان است ؟ اگر نیست چرا ساکت نشسته اند و هنوز دل به این دنیای فانی بستهاند ؟
    اگر حقوق بشر غربی جواب تمام سوالات انسان را نمیدهد خوب ادعای کامل بودن را هم ندارد و در طول
    زمان خودش را اصلاح میکند و قوانین جدید را جای گزین قوانین قدیمی میکند ولی حقوق بشر اسلامی
    نمیتواند اینکار را بکند چون ریشه در وحی دارد و اگر بد و غلط اجرا بشود میتواند موجب بد بین شدن
    مردم به دین سست شدن پایگاه دین در اجتماع بشود!
    حالا دوباره از ایاتلله آملی سوال میکنم که در شرایط حاضر کدام حقوق بشر کار آمدی بیشتر دارد و
    زیانش در صورت بد اجرا شدن و یا جواب نداشتن برای تمام سوالات فلسفی و غیر فلسفی کمتر
    است !

  13. ماهستیم گفت:

    نوری زاد
    ماهستیم

  14. ناشناس گفت:

    از آقای نوری زاد با این لطافت کلام و زیبایی در استدلالشان متشکرم , از ایشان خواهش میکنم هفته ای یکبار متنی را منتشر کنند تا بذر امید در دل ما زنده بماند .

  15. mm گفت:

    با درود چگونه میشود با اقای نوریزاد ارتباط برقرار کرد

  16. mm گفت:

    با درود چگونه میشود با اقای نوریزاد ارتباط برقرار کرد

  17. حسین گفت:

    خانم محترم! من هم اهل فلسفه ام … میشه بگید کدوم مطلب ایشون سخیف بود؟ به چه دلیل؟

  18. هما گفت:

    درو د بر نوریزاد .با خواندن سخنان شما و شماها به اینده امیدوار میشویم.هر روز از اسمان ایران ستارگانی پایین میکشند و این اسمان همچنان ستاره باران است.الحمد لرحمان .

  19. ماهانی گفت:

    اقای نوری زاد بهت افتخار می کنیم برای همه سخنان درست و ژرف ات . به دفاعت از ازادی و عدالت ؛ به تیز بینی ؛ و اینکه این حرف های اموزنده ات تمامی ندارند . ان کار راز الوده ات با ان هم میهن افغانی بلی هم میهن چقدر روشن و اشنا می اید .