پرسش صادق خرازی: فكر سليم و مديريت فرهنگي انديشمند در ايران داشتهايم؟
چکیده :تا وقتي كه چشم خود را به روي حقايق عيني پيشرفت بشريت و نگاههاي غالب فرهنگي ببنديم، هيچ مشكلي حل نميشود. همچنين به ياد داشته باشيد كه رستگاري تنها در روزگاري حاصل ميشود كه مردم به هويت خود و جامعهي خود آگاه باشند. اميدوارم اين ضروريات و الزامات، به نگاههاي دولتي اضافه شود و كساني كه دغدغهي پاسداري از ميراث فرهنگي را دارند، قدرت تشخيص تحولات روز جهان را كسب كنند....
صادق خرازی با انتقاد از وضعیت فرهنگی کشور می گوید : تا وقتي كه چشم خود را به روي حقايق عيني پيشرفت بشريت و نگاههاي غالب فرهنگي ببنديم، هيچ مشكلي حل نميشود.
نشست همانديشي درخصوص برگزاري روز جهاني موزه،با حضور تعدادي از موزهداران و مديران ايكوم(كميسيون ملي موزه ايران) در موزهي امامعلي(ع) برگزار شد و حضار، ضمن تشريح برنامهها و پيشنهادات، اهداف آتي اين كميسيون را در سال آتي مورد بررسي قرار دادند.
به گزارش ايلنا، در اين همايش به جز اعضاي ايكوم و احمد محيططباطبايي(رياست اين كميسيون)، محمدرضا سعيدآبادي(دبيرکل کمیسیون ملی یونسکو در ایران) و صادق خرازي(يكي از سياستمداران و مديران باسابقهي فرهنگي دهههاي اخير)، حضور داشتند.
خرازي در بخشي از اين همايش، پشت تريبون فراخوانده شد. او ضمن بيان اين مطلب كه خود را ميهمان ناخواندهي اين همايش ميدانم، با مروری به سیاستهای فرهنگی کشور، گفت:با چنين اهميتي، يك سوال بزرگ در ذهن ما متبادر ميشود كه در رويكردها و عملكردهايي كه سياستگذاران و مديران كشور ما طي سالهاي اخير در عرصههاي مختلف از قبيل مسائل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و … از خود نشاندادهاند، تا چه حدي به مصاديق و ضروريتهاي فرهنگي توجه شده؟ و آيا برآيند عملكردها در حد و اندازهي پشتوانههاي غني فرهنگي اين ملت و سرزمين بوده يا خير؟
وي تلويحا پاسخ منفي به اين سوال داد و افزود: متاسفانه غفلت بزرگي در حاكميتها و نوع نگاه به توسعه ملي در بخشهاي مختلف طي يكصد سال گذشته همواره وجود داشته است كه آثار اين كوتاهيها را امروز، به وضوح ميبينيم.
اين مجموعهدار باسابقه، با اشاره به ضعفهاي مديريتهاي فرهنگي در حوزهي توريسم، خاطرنشان كرد: بعداز پشت سر گذاشتن دورههاي مختلف اقتصاد جهاني، ازجمله دورهي اقتصاد انرژي، اقتصاد توريسم در زمانهي ما به اقتصادي بزرگ تبديل شده و آيندهي اقتصاد جهان را به خود اختصاص خواهد داد. بر اين اساس سازمان ملل متحد، نهايت انرژي و توان خود را به كارآمد كردن توريسم و ميراث فرهنگي جهان معطوف كرده است.
وي ادامه داد: مطابق آمارهاي ارائه شده، در سال 2010 گردش اقتصاد توريسم و ميراث فرهنگي، 970 ميليارد دلار محاسبه شده و حالي كه اقتصاد انرژي در اين سال، 2 هزار و سيصد ميليارد دلار عنوان شده. با لحاظ كردن اين رشد چشمگير، پيشبيني شده كه اقتصاد توريسم و ميراث فرهنگي در سال 2020 ميلادي به رقم 15 هزار ميليارد دلار برسد و اين رقم چشمگير، خود الزامات مديريتي جهاني را در حوزهي توريسم، توجيه ميكند.
خرازي ضمن بيان اين مطلب كه تمدن ايران، يكي از 10 تمدن بزرگ و تاثيرگذار در تاريخ جهان به شمار ميآيد، گفت: آيا باوجود تاثيرات فرهنگي و نرمافزاري كه تمدن ايراني در دورههاي مختلف بر تمدن جهاني گذاشته است، جايگاه امروز ايران در جهان؛ جايگاه قابل قبوليست؟ البته نميتوان پاسخ روشني با اين سوال داد؛ تنها ميشود آمارهاي عجيب و غريب توليد كرد و به خورد مردم داد.
وي ادامه داد: اما طبيعتا تا زماني كه هنوز در كشور ما مشكلات عديدهاي بين مديريت دولتي و مديريت خصوصي وجود دارد، نميتوان انتظار داشت كه ايران در جريان تحولات روز جهان قرار گرفته و با پيشرفتهاي جهاني همگام شود. به عنوان مثال درخصوص موضوع اين همايش؛ اعلام شده كه تا سال 2020 قرار است 1100 موزهي تازه در سراسر جهان ثبت و تاسيس شود و به جز كشورهاي توسعه يافته، از منطقهي ما، كشورهايي چون عراق، كويت، ژاپن و…. سهم بسزايي از آمار پيشبيني شده دارند. درمقابل؛ آيا چنين ضرورتهايي در ايران مطرح است؟ آيا هميتي براي پيوستن به اين جريان سريع جهاني در ايران وجود دارد؟
خرازي به طرح سوالات خود ادامه داد و گفت: آيا فكر سليم و مديريت فرهنگي انديشمند در ايران داشتهايم؟ يا اينكه با نگاههايي جانبي و متفاوت؛ از اصل و اساس مباحث غافل شده و چوب حراج به سرمايههاي فرهنگي كشور خود زدهايم؟ من احساس ميكنم كه هنوز هم غفلتهاي بزرگ فرهنگي، در كشور ما مورد اصرار و پيگيري هستند.
وي اظهار داشت: در قرن 20 ميلادي، بشريت خود را دچار خسران ميديد زيرا تمام هميت خود را صرف توسعهي سياسي و اقتصادي جوامع و ملتهاي خود كرده بودند و گريز و جدايي از مقولهي فرهنگ در صحنههاي جهاني مشكلات عديدهاي را دامنگير جهان كرد. آنچنانكه 2 جنگ بزرگ و خانمانسوز جهاني، حاصل غفلتها و فقرهاي فرهنگي بود. تا جايي كه بيانيهي 1988 سازمان ملل، به اين مساله اذعان داشت و كميسيوني مامور شد تا نقش توسعهي فرهنگي بر مناسبات جهاني را ارزيابي كند.
خرازي ضمن اشاره به شعار كنفرانس جهاني فرهنگ و توسعه و تاكيدي كه بر فرهنگ حقيقي و پايدار داشت، اظهار داشت: متعاقبا شعار «صلح جهاني» در سال 1998 و بعداز آن شعار «گفتگوي تمدنها» در سال 2001 ازسوي ايران مطرح شد كه البته خود ايران در محقق كردن اين شعار، كمترين كار را در عرصههاي جهاني انجام داده است.
وي ادامه داد: يكي از بزرگترين نارساييهاي ما؛ غلبه تبليغات بر هويتها بوده است، كه نتيجهاش رواج سطحينگري و نگاههاي شتابزده در سطوح مختلف بوده و هست. متاسفانه در ايران نيز، فاصلهي بين شهرت و شرافت مورد تشخيص و تشخص قرار نگرفت. و من به عنوان يك دوستدار فرهنگ؛ و نه مدعي فرهنگ؛ كسي كه 25 سال تجربهي فرهنگي در عرصهي داخلي و خارجي دارد؛ ميگويم نگاه ما به فرهنگ، يك نگاه انتزاعيست و تا زمانيكه از اين انتزاع خارج نشويم، اميدي براي خارج شدن از بحران و پيوستن به جريان تحول جهاني نيست.
اين ديپلمات سابق اضافه كرد: تا وقتي كه چشم خود را به روي حقايق عيني پيشرفت بشريت و نگاههاي غالب فرهنگي ببنديم، هيچ مشكلي حل نميشود. همچنين به ياد داشته باشيد كه رستگاري تنها در روزگاري حاصل ميشود كه مردم به هويت خود و جامعهي خود آگاه باشند. اميدوارم اين ضروريات و الزامات، به نگاههاي دولتي اضافه شود و كساني كه دغدغهي پاسداري از ميراث فرهنگي را دارند، قدرت تشخيص تحولات روز جهان را كسب كنند.














صادق جان اگر داشتیم این اراذل و اوباش مصدر کارها می شدند. نه انصافا جواب بده.
یعنی ایشون این شرایط را درک کرده اند!؟
هر دولتی که سر کار می آید دولت قبلی را متهم به عدم درک شرایط می کند!