نامه دوم خانواده تاج زاده: پرسشگری از حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز
چکیده :. پرسش از حصر غیرقانونی رهبران جنبش و بازداشت و دادگاه و حکم و حبس غیرقانونی گروه عظیمی از شهروندان و اقدامات غیرقانونی مکرر و مداوم نسبت به زندانیان سیاسی و خانواده هایشان در صحنه راستی آزمایی مردان و زنانی که به گفته خودشان با هدف دفاع از حقوق ملت به صحنه انتخابات آمده اند، امری بدیهی و اولیه است. ...
خانواده سید مصطفی تاجزاده در نامه دوم خود به راهیافتگان مجلس شورای اسلامی از آنها خواسته اند تا در آخرین روزهای عمر مجلس هشتم با پیگیری مطالبات قانونی خانواده زندانیان سیاسی، صداقت خود در ادعای مردمی بودن و مستقل بودن و عدالت طلب بودن را اثبات نمایند.
در این نامه که در صفحه فیس بوک تاج زاده منتشر شده است با اشاره به تاکید این زندانی سیاسی بر “رسوا و مفتضح” دانستن انتخابات پیش رو از نمایندگانی که مجددا نامزد انتخابات آتی مجلس شده اند خواسته شده است تا با پرسش از حصر غیرقانونی رهبران جنبش و بازداشت و دادگاه و حکم و حبس غیرقانونی گروه عظیمی از شهروندان ، صداقت و شجاعت خویش را اثبات نمایند.
در بخشی از این نامه آمده است: “می دانیم که در این روزهای ثبت نام و تایید صلاحیت و آماده شدن برای تبلیغات انتخابات سرتان شلوغ است و وقت نگاه به دور و برتان را ندارید. باری روزهای شلوغی دارید و ما بیهوده انتظار داریم که در این ایام گوش شنوایی برای شنیدن شکوائیه های ما و خواندن عریضه هایمان بیابیم. اما از آن جا که وظیفه شهروندی ما و وظیفه نمایندگی شما اقتضا می کند ما باید از گفتن و نوشتن خسته نشویم و شما باید به تکلیف خود و وظایفی که برای انجامش سوگند خورده اید، عمل کنید.”
متن کامل این نامه در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام،
این نامه نیز مخاطب خود را در مجلس شورای اسلامی جستجو می کند:
از آن جا که نمایندگان مردم در خانه ملت علاوه بر وظیفه قانون گذاری، وظیفه مهم تر نظارت بر علمکرد قوای دیگر را نیز به عهده دارند تا از مسئولیت ها و وظایف خود تخطی نکنند، ما به عنوان خانواده آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده که از فردای انتخابات ۸۸ به شکل غیرقانونی با حکم امضا شده توسط دادستان معزول در تاریخ ۱۹ خرداد یعنی سه روز قبل از برگزاری انتخابات، بازداشت وبه بازداشت گاه غیرقانونی سپاه پاسداران در اوین منتقل شد، به لحاظ حقوقی، شرعی و انسانی وظیفه خود می دانیم که تا استیفای کامل حقوق ایشان، مراتب پی گیری از مقامات مسئول و نیز اطلاع رسانی در خصوص بی قانونی ها و اقدامات خلاف قانون صورت گرفته در مورد ایشان را ادامه دهیم و از آخرین روزهای عمر مجلس هشتم و حضور آقایان در خانه ملت نیز بهره می بریم تا هم مطالبات قانونی خود را باردیگر مطرح کنیم و هم مردمی بودن و مستقل بودن و عدالت طلب بودن و طرفدار مظلوم بودن آقایان نمایندگان را محک بزنیم.
حضرات نمایندگان هشتمین مجلس شورای اسلامی
می دانیم که در این روزهای ثبت نام و تایید صلاحیت و آماده شدن برای تبلیغات انتخابات سرتان شلوغ است و وقت نگاه به دور و برتان را ندارید و احتمالاً جز اخبار تحمیلی که سایت های دولتی و دروغ نیوزهای وابسته به قدرت و فربه شده از بودجه های بیت المال برای شما مخابره می کنند، از واقعیت ها و حقایق روزگارتان و جامعه تان و شهر و دیارتان بی اطلاعید. و مگر می شود آگاهی باشد و وجدان باشد و هیچ اقدامی برای اصلاح صورت نگیرد؟! باری روزهای شلوغی دارید و ما بیهوده انتظار داریم که در این ایام گوش شنوایی برای شنیدن شکوائیه های ما و خواندن عریضه هایمان بیابیم. اما از آن جا که وظیفه شهروندی ما و وظیفه نمایندگی شما اقتضا می کند ما باید از گفتن و نوشتن خسته نشویم و شما باید به تکلیف خود و وظایفی که برای انجامش سوگند خورده اید، عمل کنید و در غیراین صورت نان حلال بر سفره زن و فرزند نخواهید برد.
آقایان و خانم های نماینده
بیش از دو سال و نیم از حوادث پس از انتخابات 88 می گذرد و آسیب های وارده شهروندان بسیاری را درگیر کرده که می دانیم فرزندانی از خود شما نیز به بند و حبس اسیر آمدند و چه بسا باتوم خوردند و آسیب دیدند و رنج کشیدند و رنج کشیدید و نمی دانیم چون بسیاری از آسیب دیدگان آن روزها و این روزهای سخت، به مهاجرت به هر دیاری جز دیار بی حرمتی جان انسان ها و هتک حرمت و کرامت انسانی، اندیشه کردند و سرزمین مادری را ترک کردند یا خیر! همه این بیش از سی ماه و روزها و شب هایش خانواده های زندانیان سیاسی و آسیب دیدگان پس از انتخابات به همراهی و لااقل هم دلی و دلجویی کسانی که نام نماینده مردم را با خود حمل می کردند، چشم داشتند اما دریغ که موج ارعاب آن دوران تا هنوز، فضای سنگین و مسمومی ایجاد کرده و فاصله های بسیار میان مردم و کسانی انداخته است که وابستگی به پست و مقام و میز و کرسی و دلاری داشته و دارند و گاه دلشان را در انتخاب مشی زندگی فدای عقل می کنند و به دست فراموشی می سپارند همه نصایح بزرگان دین و اخلاق را که دنیا را دو روز و تنها عرصه امتحان و ابتلا معرفی کرده و به تعبیر امیرمؤمنان و اسوه عادلان بی ارزش تر از عطسه بزی می دانستند.
ما خانواده مصطفی تاجزاده که مقامات وی را زندانی سیاسی «خاص» جمهوری اسلامی می خوانند، اینک در آستانه انتخابات، علاقمندیم بدانیم شما مردان و زنانی که عنوان نمایندگی را در حوزه انتخابیه خود و در همه جا با خود حمل می کنید، آیا هیچ گاه از خود پرسیده اید این همه بی قانونی در کشوری که مدعی حکومت اسلامی است، چگونه ساری و جاری است و اگر شما نیز چون رئیس قوه قضائیه معتقدید که به مرّ قانون عمل می شود تنها به سوالات سه گانه این زندانی سیاسی که بارها از سوی وی و خانواده اش مطرح شده است، پاسخ گویید:
«به چه جرمی دستگیر، زندانی، محاکمه و محکوم شده ام؟» و «به چه دلیلی مرا از حقوقم حتی به عنوان یک زندانی عادی چه رسد زندانی سیاسی که در همه جای دنیا شرایط خاص خود را دارد، محروم کرده اند؟» و نیز «چرا به شکایات من از آقای جنتی و کودتاگران نظامی و دیگران رسیدگی نمی شود؟» و به سوال ما پاسخ دهید که در قرنطینه و ایزوله و انفرادی های متناوب نگاه داشتن زندانی سیاسی که در حال گذراندن حکم خویش است به لحاظ حقوقی چگونه تفسیر و توجیه می شود و محرومیت زن و فرزندش از ملاقات حضوری و حتی شنیدن صدایش که نیاز همیشه مادر و پدر و زن و فرزند است و نیز فاصله های طولانی مرخصی ها که ضرورت حفظ کیان خانواده زندانی مجرم است چه رسد به چون تاجزاده ای که وجودش در عرصه های مختلف منشأ اثر بوده و حضورش جز خدمت به ارمغان نیاورده است.
نمایندگان محترم آخرین روزهای مجلس هشتم
ما، هم چنان طبق فرمایش حضرت امام معتقدیم که مجلس برآمده از انتخابات آزاد، در رأس امور است و از همین رو انتخابات آزاد را آرزو می کردیم تا میزان، «رأی مردم» باشد و مجلس در جایگاه واقعی خویش. اما عجبا که هم اینک باید در مجلسی با حدود 290 نماینده، دنبال تنها یک مدرس بگردیم با همان میزان شجاعت و مردمی بودن و استقلال رأی او تا مقابل ظلم بایستد و ما بتوانیم اعاده حقوق خود و عزیزان مظلوممان را از او مطالبه کنیم.
هرچند عزیزدربند ما انتخاباتی را که آزاد نباشد، انتخاباتی رسوا و مفتضح می داند، اما فرصتی که مدعیان نمایندگی مردم برای نشان دادن میزان صداقت و شجاعت و استقلال و استحکام ایمان و عقیده و رأیشان جستجو می کردند، همین جا پیش رویشان است. پرسش از حصر غیرقانونی رهبران جنبش و بازداشت و دادگاه و حکم و حبس غیرقانونی گروه عظیمی از شهروندان و اقدامات غیرقانونی مکرر و مداوم نسبت به زندانیان سیاسی و خانواده هایشان در صحنه راستی آزمایی مردان و زنانی که به گفته خودشان با هدف دفاع از حقوق ملت به صحنه انتخابات آمده اند، امری بدیهی و اولیه است.
نمایندگان فعلی مجلس شورای اسلامی و ثبت نام کنندگان گرامی
قطعا مطلع هستید که مصطفی تاجزاده اخیراَ مسئول پرونده خویش و همسرش را معرفی کرده است و بی اعتنایی های مقامات قضائی و اخیراً مقامات امنیتی سپاه نسبت به اقدامات غیرقانونی اعمال شده نسبت به ایشان به ویژه قرنطینه هفده ماهه و انفرادی های مکرر و ممنوعیت ها و محدودیت های بسیار از حقوق اولیه یک زندانی در مورد ایشان که منجر به روزه داری چهارده ماهه شده است، مؤید ادعای اوست. ما به عنوان خانواده این زندانی سیاسی علاقمندیم بدانیم آیا مجلسی که به فرموده امام راحل باید عصاره فضایل ملت باشد، بنا دارد نسبت به اعاده حیثیت و حقوق انسان های آزاده دربند و از جمله فرزند راستین امام و مردم سید مصطفی تاجزاده اقدامی بنماید یا این که وکیل الدوله بودن سرنوشت محتوم عده ای از آنان شده است و ملاحظه کاری و رفاه گرایی و منفعت طلبی گریبان عده ای دیگر را گرفته است؟
مرقومه دوم ما برای نمایندگان مجلس شورای اسلامی در آخرین سال نمایندگی شان، اتمام حجتی است در پیشگاه خداوند عالمیان و حضرت ولی عصر با آنان، در همین دوره آخرالزمان که با همه ستم هایی که بر بندگان خدا می رود.
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
خانواده سید مصطفی تاجزاده
22/10/1390














این خانواده عزیز هربار که زبان می گشایند وقلم در دست میگیرند زبان مرا وفکر مرا و قلم مرا مبهوت شرافت و عزت خویش می کنند.
براستی که بزرگی را سزایید
همه ایران از این همه دروع ورنجهایی که بر شما وارد میشود در عزابند .اری اقا مصطفی ما همیشه مانند گزشته یک قهرمان ملی ایران باقی خواهند ماند.ولی بدانید وقتی کسانی که میدانند اقا مصطفی برای هیچ و فقط ترس از قلمهای او که مانند دشنه سمی سینه این نا بخردان کافر را نسانه میگرفت
از قوانین ابتدایی قانون اساسی است که : (تمامی افراد در کشور از حقوق یکسان برخوردارند، الا جنتی ) پس شکایت آقای تاجزاده از جنتی از شکایت آن مرد یهودی که از حضرت علی (ع) که قاضی امام را جهت توضیحات فرا خواند و امام در محکمه حاضر شد خیلی بالاتر است که ایشان را “قاضی های درباری” فرا نمی خوانند.جنتی به آخرت به اندازه یک سر سوزن اعتقاد ندارد . ایشان آنقدر حق و ناحق و دروغ و چاپلوسی و پس از رحلت آیت الله خویی تهمت به مرجع عالیقدر در نماز جمعه به آیت الله العظمی سیستانی زده که دیگر هر کاری برایش عادی شده است .پس آقای تاجزاده عزیز ،شکایت شما از جنتی باشد به آخرت و سر پل صراط.
صبور باشيد. از اين وكليلالدوله هاي بي مصرف كه در مجلس كاري جز صلوات فرستادن بلد نيستند انتظاري نداشته باشيد.
این پرسشی است که تمام دلسوخته گان و کسانی که مختصر وجدان بیدار و آگاهی دارند برزبانشان جاری است که گناه این دو به ویژه همسرانش چیست. اقا شما یک انتخاباتی گذاشتید و عصا زنان رفتید سراغ پدریکی از آنان و با خواهش تمنا ازاو خواستید که پسرش را راضی کند که دراین انتخابات شرکت نماید پسر هم به احترام پدر با آنکه هوس ریاست نداشت و بیست سالی دل به هنر و معنویات مشغول کرده بود، امر پدر و شاید هم تشویق اطرافیان را پذیرفت و وارد گود شد. در مبارزات انتخاباتی هم خوب درخشید و با آنکه مردم از دوران نخست وزیری او وکوپن های جوراجور و مصیبت ها و کمبود های ناشی از جنگ خاطرات خوشی نداشتند، اما در او صمیمتی دیدند و احساس کردند او برخلاف دیگران قصد رنگ کردن ملت را ندارد و حقایق را به راستی برزبان می آورد و قول ها و وعده های سرخرمن هم نمی دهد و اقرار می کند که او هم انسانی است مانند ما با همان توانایی های ما اما با حسن نیت سعی خواهد کرد مشکلات را حل کرده بویژه جامعه ار ازاین بی اخلاقی نجات دهد. ازقرار در انتخابات هم خوب درخشید و یکی از علاقمندانش از وزارت کشور خبر پیروزی اورا داد و او ودوستانش را خوشحال کرد اما این خوشحالی به طول نیانجامید و خبررسید که دست هایی در کار است تا شیرینی این پیروزی را تبدیل به تلخی کنند او نیز به هر خس و خاشاکی و هرکس که فکر می کرد انسان هستند و میتوانند کمک کنند ملتجی شد اما آنهایی که او فکر می کرد انسان هستند(راستی چرا اصلا این چنین تصوری داشت؟ مگر آنها را نمی شناخت مگر سالها با آنها کار نکرده و به خبث طینت و لجبازی و یکدنگی آنان وقوف نداشت؟)ذات خود را خوب نشان دادند و درست در هنگام شکار البته تنگشان نگرفت اما به خوابی رفتند که ایکاش هرکز بیدار نمی شدند که دست کم اکنون این همه خانوار عزادار نبودند. و شد وآنچه نباید می شد. و….. اکنون نزدیک به یک سال است که پس از آنهمه آزار ها و اذیت ها این دو و همسرانشان به هزینه خودشان زندانی شده اند که این در حقیقت نهایت نامردی و نامردمی و عملی است غیر انسانی چه رسد به عملی غیر مسلمانی. واقعا اینها چگونه دوگانه برای یگانه می گذارند وازعمل خود خجالت نمی کشند. اصلا چرا به سبب کارهای ناشایستی که کرده اند تا حال به تیر غیب دچار نشده اند و چرا خداوند عذاب خود را براینان فرود نیاورده است عجب صبری خدا دارد.
من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه…
خدا بر شما صبرعنايت فرمايد و براين به اصطلاح نمايندگان مردم شجاعت گفتن كلمه حق . انشائ ا..به زودي حق بر باطل غلبه كند و تمامي زندانيان سياسي از جمله سيد مصطفي قهرمان از ظلم اقتدارگرايان نجات يابد .
خدا قوت
پرسشگری حق مسلم ماست