عبدالفتاح سلطانی، وکیل زندانی، در دادگاه از خود دفاع نکرد
چکیده :عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و از اعضا کانون مدافعان حقوق بشر، روز گذشته به دلیل وجود ایراداتی در نحوهی برپایی دادگاه، حاضر نشد از خود دفاع کند....
عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و از اعضا کانون مدافعان حقوق بشر، روز گذشته به دلیل وجود ایراداتی در نحوهی برپایی دادگاه، حاضر نشد از خود دفاع کند.
مائده سلطانی، فرزند این فعال حقوق بشر با اعلام این خبر به جرس گفت: پدرم دو ایراد اساسی به دادگاه داشت. یکی این که دادگاه او باید با حضور هیات منصفه و با شرایط دادگاه سیاسی باشد. همچنین ادامهی بازداشت او غیرقانونی است و باید قرار بازداشت تبدیل و آزاد شود.
به گفتهی دختر عبدالفتاح سلطانی، او گفته در صورت برطرف شدن این ایرادات حاضر به دفاع از خود است.
مائده سلطانی همچنین میگوید: آخرین فرصت دفاع که به وی داده شده و او خواستهایش را مطرح کرده، قاضی صراحتا به او گفته آزادت نمیکنیم، چون اگر آزادت کنیم برمیگردی و همان کارهای قبل را انجام میدهی.
جلسه رسیدگی به پرونده عبدالفتاح سلطانی حقوقدان و عضو هیات موسس کانون مدافعان حقوق بشر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباس برگزار شد.
عبدالفتاح سلطانی از تاریخ ۱۹ شهریور ۱۳۹۰ در زندان اوین به سر میبرد. اساس اتهامات علیه وی، شرکت در تاسیس “کانون مدافعان حقوق بشر ایران”، دریافت جایزه حقوق بشر شهر نورنبرگ آلمان و مصاحبه با رسانهها درباره وضعیت موکلانش است.














به اعتقاد من آقای سلطانی که شخصی است تحصیل کرده و منطقی کاملا حق دارند که بعنوان قطع امید از این قوه قضاییه حاضر به دفاع از خود نباشد. شما چه قوه قضاییه ای هستید که وکیل را به اتهام دفاع از موکل بازداشت و محاکمه می کنید و هنگامی که او می خواهد ازخودش دفاع کند انواع توهین ها را نسبت به او میکنید و بعد هم هرکاری دلتان خواست انجام داده و اورا به نحوی محکوم می کنید که بهیچ وجه تناسبی با جرم منتسبه ندارد. در این صورت کاری که ایشان کرد بسیار درست است. یعنی شما را انکار کرد. محل به شما نگذاشت. او میگوید من اصلا شما را قبول ندارم رویه شما راهم قبول ندارم به همین سبب بعنوان اعتراض به این سیستم غیراخلاقی و غیرانسانی شما سکوت کرده از خود دفاع نمی کنم. بالاخره شما با این قوه قضاییه و با این شیوه ای که مملکت را اداره می کنید می خواهید به کجا برسید؟ نمی خواهید مردمانی باقی بگذارید که برآنها حکومت کنید؟ اگر مردم را اینگونه ازخود برنجانید باور کنید هرطور شده آنها دست به یکی کرده به هروسیله ای که بتوانند اسباب سقوط و برکناری شما را فراهم خواهند ساخت. به خاطر خودتان هم که شده باید در رفتارتان تجدید نظر کنید. واقعا من دلم به حال شما می سوزد. کورکورانه به سوی چاه می روید و بزودی دراعماق آن سقوط خواهید کرد.
ای پیر عباسی در دست تحجر و استبداد روزی تو و صلواتی و همه قاضی های …. صفت و خانواده شما نابود می شوید و هرچه لقمه حرام خورده اید و به زن و فرزندانتان داده اید از دماغتان بیرون خواهد ریخت و تمام ظلم هائی که کرده اید بر سر خانواده شما خواهد امد این جبر روزگار است
چرا باید دانشمندی مانند اقای سلطانی به بند کشیده شوند و متحجرین و بی سواد ها مانند این قاضی نادان بر مقدرات ما حکومت کنند
خدایا اگر وجود داری پس این جنایت کاران و این شکنجه گران و این اختلاس کنند گان و این عوام فریبان و دزدان حکومتی را چرا به سزای عمال
ننگینشان نمی رسانی
قوه قضا ئیه ای که مستقل نباشد و در دست اربا بان قدرت اسیر باشد روشن است که چگونه به نفع همان ها حکم صادر می کند پس بهتر همین که عزیزان دربند مانند اقای سلطانی در این داد گاه های فر مایشی که توسط مزدورانی مانند صلواتی ها و پیر عباسی های چاکر و نوکر اقا که نقش بازی می کنند حضور نیابند
دیروز سالگرد زنده یاد “غلامرضا تختی” بود. او را در حالیکه تنومند بود و پهلوان ساواک در دی ماه سال 1346 در هتلی در تهران مسمومش کرد و کشت.وقتی روزنامه آن روز را میخواندم ،به دستور ساواک در تیتر آن نوشته بود :تختی خودکشی کرد.در متن ان نیز علت را اختلاف به همسرش عنوان نموده بود ،که هیچ آدم عاقلی اگر به اندازه “گنجشک عقل” داشت آن را نپذیرفت.امروز 44 سال از آن حادثه میگذرد و هر سال برای او سالگرد میگیرند.برای آیت الله غفاری و سعیدی و دیگر کسانی که به دست ساواک و نظام پوشالی کشته شده بودند نیز همین امر صادق است. حال در این روزگار هم هر کار غلط و غیر انسانی و غیر قانونی انجام گیرد ،روزی خواهد رسید که برملا خواهد شد و مانند تختی هر روز سالگرد . شاعر میگوید :صبح نزدیک است.