جنبش سبز مردنی نیست
چکیده :جنبش سبز که نماد عقلانیت حرکت یک جامعه بالغ و مدنی است طی مدتی که حاکمان با سانسور خبری، فیلترینگ اطلاعات، حبس و سرکوب در پی القای ادعاهای خود و جشن های خیابانی بودند با توسعه شبکه های اجتماعی و گسترش آگاهی و تبادل اخبار و اطلاعات و پیوندهای مقدسی که برمبنای اهداف مشترک شکل داد، به درخت تنومندی تبدیل شده است که تبر استبداد قادر به شکستن حتی شاخه ای از آن هم نیست چه رسد به ریشه کن کردن آن....
کلمه: بیتا موحدسال گذشته همزمان با شور سبزها برای شرکت در تجمع حمایتی از قیام مردم منطقه، دستگاه تبلیغاتی رسمی در حرکتی منسجم از تریبونهای نماز جمعه، پایگاههای بسیج، صدا و سیما و رسانه ای در پی القای این بود که جنبش سبز مرده است و بقایای آنان قادر به انجام هیچ اقدامی نیستند.
این در حالی بود که مردم بعد از سرکوب شدید و خشونت بار برای برقراری آرامش در کناری نظاره گر اعمال غیرقانونی حکومتی بود که می تواند در روز روشن و در مقابل هزاران دوربین و چشمان ناظر، بر عزاداران حسینی آتش بگشاید و صحنه کربلای خاندان رسول اکرم را در سرزمینی بپا کند که به نام خدا انقلاب کرده بودند تا بانگ لا اله الا الله را بر بلندای گلدسته های عالم برافشانند.
تاکید بر مرگ جنبش سبز همزمان بود با لشکرکشی خیابانی نیروهای انتظامی و امنیتی در خیابانهای شهر و موج جدید بازداشتها و بگیر وببندها. فشار تا آنجا ادامه داشت که رهبران جنبش سبز را بطور غیرقانونی حصر کردند. و کسی نگفت اگر این جنبش مرده است و توان ندارد این همه هراس و واهمه برای چیست.
امسال نیز در راستای سناریو سال گذشته، ماهها مانده به نه دی با تشکیل ستاد بزرگداشت و برنامه های تبلیغی و سخنرانی های تکراری و کلیشه ای آنقدر گفتند و سیمای غیرملی مانور بصیرت را به تصویر کشید و اکنون بیش از یک ماه است باز شاه بیت همه سخنان و کابوس همه شبهایشان جنبش سبز شده است.
اینک که حکومت مستاصل در برگزاری انتخاباتی دیگر است و در غیاب اصلاح طلبان و سایه بی اعتمادی که در همه جا گسترده شده بیم آن دارند که لشکر چهل میلیونی که توانسته بودند با دوربین های ضرغامی به تصویر بکشند، در حوزه های اخذ رای حاضر نشوند، موج جدیدی از حمله به مرده ای را شروع کرده که تاکنون بارها و بارها غسل و کفنش کرده اند و بر جنازه اش هلهله و پایکوبی کرده اند.
آنها که بیش از دو سال است با ماشین سرکوب و ارعاب هر صدای مخالفی را در گلو خفه کرده اند باز در صدد جمع آوری لشکر شکست خورده ای هستند که حتی نمی توانند خواص با بصیرتش را برای دادن یک لیست مشترک دور هم جمع کنند.
طی روزهایی که گذشت باز ” سبزها ” و شیون محافظه کاران بر مرده آن نقل هر محفل بود. مرده ای که امان از زندگان ربوده و روزهایشان را تار کرده است.
از رییس قوه قضاییه گرفته تا فرمانده سپاه، از امامان جمعه تا نمایندگان ولی فقیه به دوره افتاده اند که جنبشی مرده است اما هنوز توانایی دارد که “مشارکت در انتخابات را کم رنگ و مایوس کننده” جلوه دهد و ” آشوب و ناآرامی” ایجاد کند.
این چگونه مرده ای است که برادر قاضی القضات می گوید حتی مرده هم برایش کلمه زیادی است، اما سیداحمد خاتمی مثل آفتاب برایش روشن شده که این مرده “خیز برداشته تا انتقام بگیرد”. از کی تاکنون مردگان هم قادر به انتقام گیری شده اند؟
اظهارات و موضع گیریهای معدود خواصی که طی سه سال گذشته تنها متکلم عرصه سیاست بوده اند نشان از ریزش شدید جناحی دارد که گمانش بود با تقلب و دزدی آرای مردم و روی کار آوردن رییس جمهور همسو ریشه مشکلات را بر کنده و مملکت گل و گلاب راه می اندازند و در سایه حاکمیت یگانه ای که ایجاد کرده اند شق القمری می کنند که دولتهای منتخب مردم با بیش از بیست و دو میلیون رای بعلت فشارهای همه جانیه امنیتی و اطلاعاتی قادر به انجام آن نبودند.
جنبش سبز حرکتی اصیل است که ریشه در مبارزات دو صد ساله گذشته ایران دارد و واکنش طبیعی به همه گریزپایی هایی بود که دو دهه گذشته نسبت به میثاق ملی (قانون اساسی) و ارزشهای بلند انقلاب اسلامی صورت گرفت.
جنبش سبز، اینک با سه سال عمر می رود تا در آستانه انتخابات فرمایشی گذاری دیگر در حیات پربرکت خود را تجربه کند و بلوغ خود را به رخ اقتدارگرایان بکشاند و این واقعیتی است که حکومت و حامیانش بهتر از هر کسی به آن واقفند چون سیر تحولات و سنت جبری تاریخ به عقب نیست.
جنبش سبز که نماد عقلانیت حرکت یک جامعه بالغ و مدنی است طی مدتی که حاکمان با سانسور خبری، فیلترینگ اطلاعات، حبس و سرکوب در پی القای ادعاهای خود و جشن های خیابانی بودند با توسعه شبکه های اجتماعی و گسترش آگاهی و تبادل اخبار و اطلاعات و پیوندهای مقدسی که برمبنای اهداف مشترک شکل داد، به درخت تنومندی تبدیل شده است که تبر استبداد قادر به شکستن حتی شاخه ای از آن هم نیست چه رسد به ریشه کن کردن آن.
امروز تک تک سبزها، در بیرون و داخل زندان نماد حقانیت، مظلومیت و شجاعت ملتی است که نشان داده است در زیر ظلم خم می شود ولی نمی شکند. امروز نامه های اعتراضی و شجاعانه ای که از زندانها می آید مانیفست حرکت اعتراضی مردم ایران است. مگر نمی خواستید با زدن و گرفتن و حبس و شکنجه به خواسته های خود برسید. مگر سر جوانان این کشور را برای اعتراف به سناریوهای ذهنهای بیمار خود در توالت فرو نکردید، مگر پیکر بیمار جانباز انقلاب را ساعتها زیر آفتاب سوزان تیرماه نگه نداشتید. مگر افشاگر کهریزک را برهنه در سرمای زمستان به حیاط یخ زده اوین نفرستادید. مگر جای شلاق ها را بر گرده جوانان ننهادید، مگر هدی صابر را بی رحمانه قربانی نکردید، مگر ضربه کین به قلب پاک هاله سحابی نزنید، مگر سهراب و اشکان و محسن و ندا و شبنم جوان را که برای فرداهای خود هزاران امید در خیال پرورانده بودند به گلوله خشم نکشتید، مگر باران فحش و ناسزا بر عاشقان حسین فرو نریختید، مگر سیمایتان چهره منحوس شما را با نور پردازی هم توانست زیبا جلوه دهد. مگر دیگر خیابانهای این شهر مقدم شما را گرامی داشت همین خیابانهایی که سبزها می توانستند با حضور کوتاه مدتشان حماسه افتخار و سربلندی و عظمت ملتی را به جهانیان مخابره کنند توانست برای شما افتخاری به همراه آورد؟
امروز این خیابانها که همه زیر چکمه های شماست چرا نخواهید توانست عاشقان و جان برکفان را باز کفن پوشان به خیابانها بکشانید؟ چرا یک حرکت سازماندهی شده کور بالا رفتن از دیوار سفارت انگلیس آنقدر برایتان زشتی به همراه آورد که ناچار از دادن امتیاز شدید. چرا دانشجویان حامی شما نتوانستند حتی یک گروه صد نفری را برای حمایت خود به خیابان بیاورند و حتی یک تشکل سیاسی در حمایت از آنها بیانیه نداد؟
یادتان رفته همین خیابانهای تهران را وقتی دانشجویان “خط امامی” از دیوار سفارتی بالا رفتند چون خود را منتسب به نام “امام” کرده بودند، تمام خیابانهای اطراف سفارت چندین شبانه روز پر بود از مردمی که برای حمایت از جوانان خط امامی شان بیتوته کرده بودند؟ یادتان می آید تعداد بیانیه ها و حمایتها را؟ یادتان می آید نمایش قدرت و صلابت ملتی را که بعد از انقلاب هنوز هیچ یک از منابع مادی قدرت را نداشت، اما امامش می توانست به پشتوانه این ملت به امریکا بگوید که هیچ غلطی نمی تواند بکند؟
این خیابانها همان است که روز دیگری فرزند خلف امام، نخست وزیر محبوب امام بدون هیچ رسانه ای باز توانست کانون وحدتش کند و میلیونها ایرانی را از هر طبقه و مرام و مسلکی به آن دعوت کند. میرحسین موسوی که نه ادعای رهبری داشت و نه می خواست از میلیاردها دلار نفتی برای خود نصیبی برگیرد، چون سخن از دل مردم می گفت اینگونه پروانه وار مردم به گرد وجودش جمع شده بودند که گویی باز صدای اقتدار و صلابت ملت را از زبان او می شنیدند که آمده است این سحر ساحران را باطل کند و ملت را از یوغ خودکامگی جباران و ستم ظالمان نجات دهد. ملت ید بیضای خود را در آستین مردی دیدند که به زبانشان سخن می گفت و در میانشان بود و اینگونه شد که بر سر پیمانی که با او بسته اند اینچنین مردانه ایستاده اند.
اینگونه است که عزیزترین و پاک ترین و برگزیدگان این ملت را به حبس می کنید اما آنجا می شود کانون مبارزه علیه استبداد و دیکتاتوری. روزنامه ها را می بندید، نامه های آنان بر همان تکه کاغذهایی که برای اعتراف به آنها می دهید در هر خانه ای می رود و نقل محافل خانوادگی می شود. و آن چنان یک بیانیه یک صفحه ای امان از شما می برد که همه تریبونهای 24 ساعته تان نمی تواند تاثیر و نورانیت کلام پاکی را که از سلولی سرد و تاریک آمده، خاموش کند.
جنبش سبز کابوس همه شبهای شماست. این جنبش نه می میرد و نه قصد مردن دارد. حبس و حصر، فشار و محدودیت، ظلم و ستم هیچیک نخواهد توانست خللی در اراده ملتی ایجاد کند که “بزرگ” است و می خواهد ” بزرگی” کند. به توصیه خردمندانه میرحسین موسوی گوش فرادهید، اول وجود بحرانی را که شبهایتان را تار کرده برسمیت بشناسید، انکارش نکنید سبزها زنده و سربلندند و هر روز رشد می کنند و کاخها بر سرتان خراب خواهند کرد. فقط همین یک آموزه میردربند را به کار گیرید و خود را از گردابی که فرو افتاده اید برهانید. ” آشتی ملی” ماشین سرکوب را متوقف کرده و از این ملت رشید عذرخواهی کنید و به دامان مردم بازگردید. مام وطن جای همه ما را دارد کسی به دیگری جا تنگ نخواهد کرد.














مرده ترس داره خوب. کی می توونه پیش مرده بخوابه یا بهش دست بزنه
این مرده سر رفتن ندارد. این قدر عزا نگیرید سرش
این مرده خیلی زنده است
خیلی با حال بود راست می گه خوب
یادتان رفته همین خیابانهای تهران را وقتی دانشجویان “خط امامی” از دیوار سفارتی بالا رفتند چون خود را منتسب به نام “امام” کرده بودند، تمام خیابانهای اطراف سفارت چندین شبانه روز پر بود از مردمی که برای حمایت از جوانان خط امامی شان بیتوته کرده بودند؟ یادتان می آید تعداد بیانیه ها و حمایتها را؟ یادتان می آید نمایش قدرت و صلابت ملتی را که بعد از انقلاب هنوز هیچ یک از منابع مادی قدرت را نداشت، اما امامش می توانست به پشتوانه این ملت به امریکا بگوید که هیچ غلطی نمی تواند بکند؟
ما بیشماریم ما ذلت نمیپذیریم ما چاپلوس نیستیم ما توی این قفس ازاد ازادیم ما ازادیم چون حسین وار جلوی ظلمیم ما ازادیم چون اگاهیم
ما بیشماریم ما ذلت نمیپذیریم ما چاپلوس نیستیم ما توی این قفس ازاد ازادیم ما ازادیم چون حسین وار جلوی ظلمیم ما ازادیم چون اگاهیم
جنبش سبز زنده و سالم و مقاوم است جهت اطلاع
مابی شماریم
جنبش سبزمردنی نیست
تنهاراه آشتی ملی معذرت خواهی وترک قدرت رهبریست همانگونه که مردشجاع قدیانی فرمود
والسلام
کلمه جان خواهشا منتشرفرما
اگر جنبش مرده پس رهبرانش را با خيال راحت محاكمه كنيد.
جنبش سبز، یا گورکن سخت جان تاریخ بر گور بسیاران نماز میت خواهد خواهند. در این تردیدنیست. جنبش سبز یعنی ملت ایران یعنی تمدن هزاران ساله اش، تا حال تمرده است و تا ابد هم نخواهد مرد هرچند تمام پیکرش از ناجوانمردی و نا ایرانیگری خونین است
جنبش سبز جان ماست روان ماست روح ماست
جنبش سبز جنبش زندگی ماست
جنبش سبز جنب و جوش مردمان ماست در هر کوی و برزن
جنبش سبز جنبش رهایی است و تا به خواسته اش نرسیده از ایستادن نخواهد ایستاد
جنبش سبز جنبش میر آزاده است که 20 سال به شما مهلت داد اما قدرش را ندانستید
جنبش سبز جنبش این ملت بسوی فرداست با نگاه به آرمانهای گذشته اش
یاحسین
میرحسین
سبز هرگز نمی میرد رنگ زندگی است
بلوغ سبزها…….
با رهجویی از مولایمان حسین ، انشاالله
باشد که تک تک ما با فراموش نکردن “حق” هر روزمان از دیروزمان پخته تر و موثرتر باشد
ما جنبش سبزیها به این راحتی از خون شهدا نمیگذریم. ما هرگز به شهیدهایی که دادیم خیانت نمیکنیم.
ایستاده ایم تا اخر
کاری که برای خدا باشد شکست ندارد سبزها را نمی توان شکست
جنبش سبز زنده است اين حكومتهاي استبدادي و توتاليته هستند كه مي ميرند
دوستان عزیز باید برای برگذاری راهپیمایی اعتراضی در روز12 و 25 بهمن از همین حالا برنامه ریزی کرد. باید تحریم انتخابات را فعالانه پیش برد. شعار نویسی در حمایت از رهبران دربندمان را فراموش نکنید. علامت V بر روی تمام پوسترهای انتصاباتی را فراموش نکنید