خانهسینما اداره كل نیست
چکیده :«خانهسینما» از جنس «اداره كل» نیست كه مدیر آن منصوب شود و اعضای آن گوش به فرمان مدیران بالادستی باشند. اگر مجریان انتظاری چنین از نهادهای صنفی فراگیر داشته باشند، خطاست. واقعیت آن است كه اینگونه نهادها ارزیابیكننده و نشاندهنده توان و ظرفیت مدیران اجرایی هم هستند و عملكردهای اشتباه آنان را گوشزد و اصلاح میكنند. این اتفاق تازهای نیست؛ «خانه سینما» در همه دورهها با چنین رویكردی فعالیت كرده است و انتقادهایی به مدیریتهای فرهنگی و سینمایی كشور داشته است. ...
احمد مسجدجامعی
خانه سینما نهادی قانونی است كه قریب ربع قرن سابقه دارد و زمینهساز شكلگیری سایر تشكلهای فرهنگی و هنری از جمله خانه هنرمندان، خانه تئاتر، خانه موسیقی، خانه شاعران، انجمن هنرمندان نقاشی، انجمن هنرمندان گرافیك و نظایر آن بوده است. ضرورت تشكیل چنین نهادی ناشی از نگاه جدید به هنر و اندیشه و جایگاه هنرمندان در پس از انقلاب اسلامی و تبدیل فضای سینمایی به اصطلاح «فیلمفارسی» به «سینمای مولف» است. این تغییر نگاه و تحول جایگاه نیاز به مشاركت صنفی گستردهای داشت كه انجام آن بدون همراهی عموم اهل سینما و اصحاب اندیشه و هنر امكانپذیر نبود. از این رو «خانهسینما» محصول طبیعی، تحول تدریجی نگاهی نو به سینما و ارتقای آن در حیات فرهنگی جامعه ایران بوده است كه ظرفیت حرفهای و صنفی مستقل جامعه هنری را به همراه دارد. اساسا تشكلهایی از اینگونه برخوردار از ماهیتی دوگانهاند: ذاتی و اعتباری. ماهیت ذاتی آنها برخاسته از اراده گروه صنفی و مقبولیت در جامعه هدف است كه عملا زمینه مشروعیت آن را فراهم میكند.این ماهیت ذاتی فارغ از مجوز اعتباری است كه از سوی سازمانهای رسمی صادر میشود؛ هرچند خانهسینما از هر دو ماهیت برخوردار بوده است و به همین دلیل در طول همه این سالها درصد اندكی از محل فروش فیلمها كه به خزانه واریز و سپس در قالب ردیفهای بودجه قانونی در وزارت ارشاد به آنها بازگردانده میشد. اگر از نظر مجریان، خانهسینما مشكلاتی هم داشته باشد نباید با آن احساس غریبی داشت.با توجه به جایگاه قانونی آن و همچنین توان بالای این نهاد خودجوش در همكاری با برجستهترین چهرههای هنری و فرهنگی كشور لازم است از برخوردهای شتابزده پرهیز و با روش گفتوگو و تعامل با آنان روبهرو شوند.«خانهسینما» طی این سالها آنقدر اعتبار و تاثیرگذاری داشته كه در پرتو فعالیتهای آن حقوق صنفی هنرمندان تعریف و تبیین شده و فعالیتهای اجتماعی و رفاهی سینماگران حتی در شرایط دشوار قطع حقوق قانونی آنها سامان یافته است. «خانهسینما» در همه دولتها با همه گرایشها كمكی برای مدیران اجرایی و رابطی صمیمی بین آنها و جامعه سینمایی بود و هنگامی كه اختلافات صنفی و برخی كمبودها و نارساییها منجر به ركود در سینما میشد به عنوان ركنی مقبول و موثر به ایفای نقش میپرداخت و در حل مشكل كمك میكرد.
همچنان كه نظام پزشكی، نظام مهندسی، كانون وكلا و مشاغلی از این دست مراكز تصمیمسازی مشتركی دارند كه از حقوق آنها دفاع میكند. «جامعه اصناف سینمایی ایران» یعنی «خانهسینما» به عنوان محور هنرمندان سینما عمل میكند و نماد خرد جمعی سینماگران و مدافع ارزشهای سینمایی ایران اسلامی است و این جدای از آن است كه سینما یك وجه فردی و متنوع هم دارد كه به هنرمند مربوط است و دستورالعملبردار هم نیست. مدیریت در سینما نیازمند فهم درست از حوزه عمل هنرمند است. «خانهسینما» از جنس «اداره كل» نیست كه مدیر آن منصوب شود و اعضای آن گوش به فرمان مدیران بالادستی باشند. اگر مجریان انتظاری چنین از نهادهای صنفی فراگیر داشته باشند، خطاست. واقعیت آن است كه اینگونه نهادها ارزیابیكننده و نشاندهنده توان و ظرفیت مدیران اجرایی هم هستند و عملكردهای اشتباه آنان را گوشزد و اصلاح میكنند. این اتفاق تازهای نیست؛ «خانه سینما» در همه دورهها با چنین رویكردی فعالیت كرده است و انتقادهایی به مدیریتهای فرهنگی و سینمایی كشور داشته است.
شاید بهترین دورههای مدیریت فرهنگی در زمانهایی بوده است كه این اعتراضها را جزو حقوق نهادهای اجتماعی و صنفی دانسته و به آنها توجه كرده و آنها را در تصمیمسازی مشاركت دادهاند؛ هر چند ممكن است برخی از نظرات و دیدگاههای آنان را نپذیرفته باشند. ساختار مدنی و مدیریت انتخابی «خانهسینما» باعث شده در طول همه این سالها پیوسته با انتخاب مدیرانی با نگرشهای مختلف و دیدگاههای متفاوت روبهرو باشیم اما این تنوع سلیقهها هیچگاه به تضعیف این خانه از سوی دستگاههای اجرایی منجر نشد. یقین است كه اصحاب اندیشه و هنر كه چشم و چراغ این سرزمین فرهنگی هستند با همدلی، همراهی و پیگیری زمینه رفع مشكلات ناشی از تصمیمات شتابزده بهویژه در آستانه 30سالگی جشنواره فیلم فجر را فراهم كنند و از حیثیت و شأنیت سینما و تنها نهاد صنفی و فراگیر آن به خوبی پاسداری كنند. به دلیل حضور فراگیر هنرمندان حوزههای مختلف سینما، «خانه سینما» همان سینماست و هر برخوردی با آن به تجزیه سینمای ایران میانجامد و دستاورد بزرگ همه این سالها را در معرض آسیب قرار میدهد.”
منبع: شرق














آن زمانی که بهترین و محبوبترین و انسانترین هنرمندان همین سینما مو سفید کردند و عاقبت در ارزوی حضور دوباره در سینمایی که خود بزرگترین موفقیت هایش را به وجود اورده بودند، مردند و دقمرگ شدند، شما این چنین نظری نداشتید و به عنوان سردمدار همین دستگاه شمشیر استبداد را صیقل میدادید. باید خوشحال بود که شما هم پیاده شدید تا بدانید که دیگران چه کشیدند.
بد بختی ما همین است حرف گذشته این آدم البشرها را یادمان میرود چون امروز نان و آبی برایشان تراوش نمیشود دم از مخالفت میزنند اینها همان گرگ های بی دندان امروز هستن که دندانهایشان کشیده شده ضرضرمیکنند
آقای ًحماسه ایرانیً آیا اصلاً شما آقای مسجد جامعی را از گذشته میشناختید و با مواضع ایشان آشنایی داشتید که اینگونه تیغ میکشید؟نکند از روی اسمشان در باره مواضع قبلی اشان قضاوت میکنید.چه طلبکارانه؟
آقای مسجد جامعی را به وفور در جشن های خانه سینما و این چنین برنامه های فرهنگی دیده ایم. دوستشان دارم
آدمی کم حاشیه ولی کارامد.