محمد تقی کروبی به مهدوی کنی: دروغ و تزویر دستاورد سه دهه نظام را برباد داد
چکیده :دوست دارم باور کنم که ایشان ندیده اند و نشنیده اند دستگاه های امنیتی و نظامی در ۳۰ ماه گذشته چه بلایی بر سر معترضین نازل کرده اند. اما مگر می شود در این دنیا بود و فیلم جان دادن فرزندان این سرزمین را در خرداد و عاشورا ندید؟ مگر می شود در قید حیات بود و فریاد تظلم خواهی نخبگان کشور را از زندان های رسمی و غیر رسمی نشنید....
فرزند مهدی کروبی در نامه ای به مهدوی کنی آورده است: دوست دارم باور کنم که ایشان ندیده اند و نشنیده اند دستگاه های امنیتی و نظامی در ۳۰ ماه گذشته چه بلایی بر سر معترضین نازل کرده اند. اما مگر می شود در این دنیا بود و فیلم جان دادن فرزندان این سرزمین را در خرداد و عاشورا ندید؟ مگر می شود در قید حیات بود و فریاد تظلم خواهی نخبگان کشور را از زندان های رسمی و غیر رسمی نشنید.
این نامه در پاسخ به بیانیه مهدی کنی رییس مجلس خبرگان در خصوص نه دی است. وی در این بیانیه گفته بود: حوادث تلخی در سال 88 به مناسبت دهمین دوره رقابتهای ریاست جمهوری به وقوع پیوست، عدهای با عبور از خطوط قرمز نظام به ملت و رهبری مظلوم انقلاب بیمهری کردند و متاسفانه با دشمنان قسم خورده نظام همصدا شدند. اینها کید و مکر شیطان بزرگ را نادیده گرفتند و در زمین دشمن بازی خطرناکی را علیه امنیت و مصالح ملی آغاز کردند که هنوز آن را خاتمه ندادهاند. اینجانب از باب خیرخواهی به آنها میگویم تا فرصت باقی است به دامن ملت برگردند و روز 9 دی را روز بازگشت به مردم و انقلاب بدانند.
محمد تقی کروبی در نامه خود نوشته است: نزدیک به ۱۱ ماه است که پدر و مهندس موسوی بدون محاکمه و طی کردن تشریفات قانونی در حبس غیر قانونی قرار گرفته اند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی هم محروم هستند. بیش از ۶ ماه است که پدرم در انفرادی هستند و اجازه ماندن به مادرم داده نمی شود، فکر می کنید کم است، دستور تشدید صادر نمائید و مطمئن باشید در اراده او خللی ایجاد نمی شود، اما لطفا از انصاف و عدالت و صبوری سخن بر زبان نرانید.
متن کامل این نامه در وبسایت شخصی محمدتقی کروبی به شرح زیر است:
وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُون
رعایت حرمت افراد بویژه بزرگان را از پدر آموخته ام ، چنین کرده ام و خواهم کرد. اما این به معنای نادیده گرفتن سخن نادرست و توهین آمیز افرادی نیست که برای برخورداری مستمر از مزایای حکومتی، مردم و بزرگان را دشمن و ظلم های صورت گرفته را عدالت و انصاف می نامند. آقای مهدوی کنی از زمان اعطای مسند ریاست خبرگان مواضع عجیبی اتخاذ می کنند که از آنجمله می توان به بیانیه مرتبط با جشن حکومتی ۹ دی اشاره کرد. ایشان در این بیانیه رهبران جنبش اعتراضی را در مرز “بغی” قرار داده و مدعی شدند این دو عزیز “با ژنرالها و افسران جنگ نرم دشمن همراهی کردند و از سوی مردم لقب ساکتین و مردودین را گرفتند.” آیت الله کنی ظلم ها و فشارهای بی حد و حصر ۳۰ ماه گذشته را کتمان و مدعی انصاف،عدالت و صبوری حکومت با این عزیزان در حبس شده است. بازخوانی بخشی از خاطرات پدرم کمک به آشنائی با روحیات ایشان در سال های اول انقلاب که این روزها شباهتی بسیار با ادبیات جناب شجونی پیدا کرده است، می کند. پدر در بخشی از خاطرات روزهای ترور می گوید:
“… بعد از حوادث تلخ و ترور های مستمر منافقین که منجر به شهادت آیت الله دکتر بهشتی، محمد منتظری و بیش از نزدیک به ۷۰ نفر از بهترین نیروهای نظام شد، آیت الله اردبیلی با ناراحتی نقل کردند که آقای مهدوی کنی پیشنهاد دادند گروهی برای مذاکره با مسعود رجوی تعیین شوند تا بخشی از قدرت را به وی واگذار کنند تا ماجرا تمام شود. “
عجبا، در روزهایی که گروهک تروریستی به قیام مسلحانه اقدام و در نقاط مختلف تهران بمب گذاری می کردند و صادق ترین نیروهای این کشور را در کنار شهروندان عادی به خاک و خون می کشیدند، ایشان پیشنهاد واگذاری قدرت به سرکرده گروهک تروریستی را مطرح کردند و امروز در کسوت رئیس مجلس خبرگان به جای استجابت صدای حق طلبانه مردم معترض، آنان را بی بصیرت نامیده و صادق ترین یاران مردم و کشور را در مرز “بغی” قرار می دهند.
در این باب در قرآن کریم می خوانیم:
إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِین .
و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن [طایفهاى] که تعدى مىکند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مىدارد.
والباغی هومن خرج علی امام عادل و قاتله و منع تسلیم الحق.
در فقه اسلامی باغی کسی است که به قیام مسلحانه علیه امام عادل مبادرت و مانع سپردن حق به او گردد. قصد ورود ماهوی به این بحث را ندارم و از سایر شروط دیگر حدیث می گذرم اما دوست دارم بدانم ایشان با چه ضابطه ای اعتراض مسالمت آمیز مردم نسبت به دروغ و خیانت و نهی از منکر را قیام مسلحانه تعبیر کردند. ریشه این تحول عجیب و غریب در نگرش اخیر ایشان چیست؟ چگونه نگرشی که قائل به تقسیم قدرت با سازمان مجاهدین خلق در اوج خیانت و بمب گذاری بوده امروز حرکت مسالمت آمیز مردم در مطالبه حقوق قانونی شان، مصرح در قانون اساسی را مرز تحقق جرم بغی خطاب می کند و از ترحم و صبوری با بغات سخن می گوید. دوست دارم باور کنم که ایشان ندیده اند و نشنیده اند دستگاه های امنیتی و نظامی در ۳۰ ماه گذشته چه بلایی بر سر معترضین نازل کرده اند. اما مگر می شود در این دنیا بود و فیلم جان دادن فرزندان این سرزمین را در خرداد و عاشورا ندید؟ مگر می شود در قید حیات بود و فریاد تظلم خواهی نخبگان کشور را از زندان های رسمی و غیر رسمی نشنید.
به درستی به بصیرت اشاره کرده اند اما نگفته اند که برخلاف حاکمان که این روزها دولت مستقر را جریان انحرافی می نامند، مردم شجاع و باهوش ایران با بصیرت کم نظیر خود راه تغییر دولت بر آمده از دروغ و تزویر را در روشی دموکراتیک و در صندوق های رای جستجو کردند. جستجویی که برای آنان بهایی خونین در کف خیابان ها و زندان ها داشته و دارد. از دورغ و تزویر و مکر گفته اید در حالی که بهتر از هر کس میدانید که مبنای حکومت بر دروغ، تزویر و مکر استوار گردیده و فساد و تباهی ارکان حکومت را فرا گرفته و دستاورد سه دهه تلاش را یکباره بر باد داده است.
نزدیک به ۱۱ ماه است که پدر و مهندس موسوی بدون محاکمه و طی کردن تشریفات قانونی در حبس غیر قانونی قرار گرفته اند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی هم محروم هستند. بیش از ۶ ماه است که پدرم در انفرادی هستند و اجازه ماندن به مادرم داده نمی شود، فکر می کنید کم است، دستور تشدید صادر نمائید و مطمئن باشید در اراده او خللی ایجاد نمی شود، اما لطفا از انصاف و عدالت و صبوری سخن بر زبان نرانید. مزید اطلاع شما و دیگران دوست دارم خاطره ای را بازگو کنم. فردای روزی که در قزوین نیروهای سپاه به ماشین پدرم شلیک کردند، به منزل عزیز اندیشمند و فعال حقوق بشری آقای عماد باقی که در آن زمان در زندان بودند می رفتیم. در مسیر نگرانی خانواده و دوستان از برخورد خشونت آمیز حکومت و پیام شلیک چند گلوله را به ایشان انتقال دادیم، در پاسخ گفتند مسیر پر تلاطم و ناهموار است، من خود را برای هر برخوردی آماده کردم، من نمی توانم نسبت به این ظلم ها و خیانت ها به خون شهدا و مردم بی تفاوت بمانم و عافیت طلبی پیشه کنم. شاید برخی بتوانند اما من برای متاع ناچیز این دنیا آخرت خود را ویران نخواهم کرد و به مردم خیانت نخواهم کرد. مناسب دیدم متن زیر که نقلی مستقیم از نامه بهمن ماه ۱۳۸۸ پدرم است را در این نوشتار ذکر کنم.
“… من می توانستم از آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم کرده و مورد احترام ارباب قدرت قرار گیرم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت.”
آیت الله کنی در بخشی دیگر از بیانیه خود توصیه کرده اند که ” اینجانب از باب خیرخواهی به آنها میگویم تا فرصت باقی است به دامن ملت برگردند” . ای عزیز سخن برخی از دوستان تند و بی تدبیر خود را بخوانید تا بیشتر به محبوبیت این دو عزیز نزد ملت پی ببرید. آنان بر خلاف حاکمیت که با جو رعب و وحشت به تسخیر فیزیکی مشغول هستند، به تسخیر قلب ها پرداخته اند. اجازه دهید من بعنوان فرزندی کوچک و علاقمند به شما متقابلا و از سر خیر خواهی از جنابعالی که در شرائط جسمی خوبی هم نیستید بخواهم که گذشته خود را ارزان معامله نکنید و ملک ابدی را به ثمن بخس به حراج نگذارید.














باسلام به خاندان سرشت پاکی ها ومردان واقعی الهی که در مقابل زر تز ویر قلدران ناپاکان در قدرت با ظاهر دینی خلا فت ظالمانه در جهت سوزاندن نفس صادقانه ومتعهد دو مومن شناخته شده مثل مهندس میرحسین موسوی و انسان نمونه شرف دینی با ریشه ایرانی حاج اقا مهدی کروبی تاکنون حاکمان در قدرت نتوانستند بدن مرده سرزمین ایران را حتا یک تکان بدهند خداوند همگی این ظالمان را ذلیل و در تاریخ به ذلت خواهند افتاد واین به زودی دنیا شاهد نابودی این قاتل ها را فراهم کرده وبه موقع نشان خواهد داد جانباز نخاعی بهمن ت
عالی
آقای کروبی ، از شما دیگر بعید است که آقای کنی را دیر بشناسید ، آقای کنی رادیو را گوش نمی کند ، چون می ترسد صدای زن مجری را بشنود وبه مفسده بیفتد و تلویزیون را نگاه نمی کند که چهره زنی ببیند به عبارت بهتر حتی اخبار سراسر دروغ صدا و سیما را گوش نمی دهد آنوقت شما به عنوان فرزند کروبی بزرگ توقع دارید از ظلم ها و شکنجه های مخفی اوین با خبر باشد ؟ !
جناب مهدوی کنی یادتان هست که پس از ترور شهید رجایی و با هنر داوطلب نخست وزیری شدید تا انتخابلات رییس جمهوری را بر گزار کنید و فرمودید که این روش نظام اسلامی ماست که مخالفین خود را از جبهه سیاسی به جبهه نظامی میکشاند .به نظر شما موافقین و دوستداران نظام که منتقد روشهای اداره کشورند را هم باید به جبهه نظامی کشاند؟ .این هدف را یاران شما در دوره اصلاحات دنبال کردند ولی بهزاد نبوی گفت آرزوی دست به اسلحه بردن مارا به گور خواهید برد.حالا، آنها دست به اسلحه نبردند ولی یاران شما دست به سلاح دروغ تزویر تجاوز شلاق وکلت ومسلسل وگاز فلفل برده اند ،شما از دین ومردم دفاع میکنید یا از سلطه گرانی که دین را بهانه کردهاند.از عمر من وشما چیزی باقی نمانده است.عجله کنید .من در محضر خدای متعال شهادت میدهم که شرط بلاغ را به عرض شما رسانده ام ،خود دانید
آنان راگوش هست ولی نمی شنود . این گفته خداوند متعال است . محمد جان یادت رفته؟ آیا برای ارشاد مرد مسنی مثل مهدوی کمی دیر نیست؟
معجزه هزاره سوم اقای مهدوی هستند نه احمدی برای اینکه ایشان با ویلچر هم توان نشستن هم نداشتند از وقتی رییس خبرگان شدند میدوند نفس برای حرف زدن نداشتند حالا ابو عطا میخوانند و بیانیه میدهند حرف میزنند مثل بلبل
درودبرخانواده کروبي .نامه شماسرشارازصلابت کلام واستواري کامل برخواسته برحق ملت ايران مي باشد. برادرعزيزمان جناب اقاي محمد تقي کروبي اگر ساکتيم نه اين است که ميترسيم .نه اينکه نميدانيم شيخ شجاع چگونه بت بزرگ راشکست تابه زندانش بيفتد وحال پشت سراين مردبزرگ تاريخ راخالي کرده باشيم…….وصدالبته که شمانيزاين رانيک خود ميدانيد.مستبدين ديکتاتوروجيره خوارانشان هرروز که بگزرد بيشتروبيشتر چهره واقعي خودشان براي ملت نمايان ميشود .اگر صبرملت نبود اقاي مهدوي کني و… راماچگونه بايد ميشناختيم که دراين سن وسال زيرنقاب چهره چه پنهان کرده اند.خداوند اين صبوري رابه ما عتايت فرموده تا واقعيت افرادي راکه زير علم امام به تزوير وريا سينه چاک ميکردند را بهتر بشناسيم ومطمعن باشيد به موقع نيز خداوند ياريمان خواهد کرد که ريشه ظلم وجور راازاين مملکت دور نماييم…. زمستان ميرود و… …اندکي صبر .. سحرنزديک است.
گذشته خود را ارزان معامله نكنند؟ كدام گذشته؟ شما كه ميفرماييد ايشان پيشنهاد تقسيم قدرت و حكومت با مسعود رجبي را ميداده؟ اين گذشته درخشاني است كه قيمت داشته باشد؟
اگه اینا نماینده ملت بودن دگه خدا رو نمیشناختن
اینا حرف خودشونو تو دهن ملت میکنن، همین اقای کنی با خامنه ای بیان تو یه انتخابات در سطح جامعه شرکت کنن به خود خدا و قرانش قسم رای نمیارن
نامه بسیارخوبی است .بویژه نقل سخنان پدرگرامیتان شیخ شجاع ملت بزرگ ایران.درطول تاریخ چند هزارساله کشورافرادی همانند کروبی عزیز ومهندس مبرحسین موسوی بزرگوار شاید به اندازه انگشتان دودست نداشته باشیم.سلام ودرودخداوند وبندگان سبزاندیش او بر اسوه شجاعت.غیرت.وفاداری.ایثاروگذشت در راه ملت .دین وکشور آقایان شیخ مهدی کروبی ومهندس میرحسین موسوی وخانواده مقاوم آنها.
کروبی را از سالهای قبل میشناسم الحق از این شخصیت انتظار معامله بر سر خون شهیدان نمیرفت واقعا میتوانست بی تفاوت باشد و از بهترین امکانات و مناصب بر خوردار ولی همانگونه که در مناظره تلویزیونی نیز به میر حسین دست داد میدانست راه دشوار است و تمام هم لباسان خود را میشناخت
روزی را بخاطر می آورم که مرحوم بازرگان ملتمسانه از تدوین کنندگان قانون اساسی می خواست که در اصل مربوط به ولایت فقیه در قانون اساسی به امام نگاه نکنند و امروز مملکت را نبینند. در جواب به ایشان گفته می شد عالمی که متقی باشد، عادل باشد، آگاه به مسائل روز دنیا باشد هیچگاه دیکتاتور نمی شود و این مقوله از محالات است. این استدلال آنقدر برای آن روز ما و بیشتر ایرانیان محکم منطقی بود که شکها را بسان برف در آتش ذوب می کرد. اما امروز می بینیم افرادی به ظاهر همه آنها را دارند (و یا حداقل روزی داشته اند) و یک دیکتاتوری کامل بر پا نموده اند و این دیکتاتوری توسط بسیاری از علما یا با سکوت و یا با حمایت کامل امثال مهدوی کنی حمایت می گردد و این افراد در دایره حوزه و قدرت کم هم نیستند. این موضوع خطای محلکی بوده که ایرانیان همچون من و شما مرتکب شده ایم و در حال پرداخت تاوان آن هستیم. بازیگران قدرت و کهنه کاران سیاست و صالحانی چون مرحوم بازرگان زودتر فهمیدند، سپس نوبت به سالارانی چون موسوی و کروبی اندک نخبگان صالح سیاسی و مذهبی رسید و تنها بعد از آن من و شما.
باید دانست تصحیح امور میسر نمی گردد مگر با قبول هزینه اجتماعی از طرف همگان مخصوصا نخبگان جامعه و این تازه در صورتی موثر است که زود بجنبند، در غیر این صورت کار از کار می گذرد و ما می مانیم یک کشور ویران در تمام ابعاد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی.
خداوندا به بندگان مظلوم و مضطر خود رحم کن و این شر را از سر ملت ایران با کمترین هزینه برهان که سادگی کردیم و نفهمی.
این نکته که ایشان پیشنهاد واگذاری بخشی از قدرت به رجوی را داشته اند یعنی موضع عمومی ایشان مدارا با گروههای خشن و قدرت طلب است که با موضع فعلی شان هم کاملا سازگار است.
اقای کنی انسان را یاد ابوموسی اشعری و شریح قاضی میاندازد یکی از دوستان می گفت در دانشگاه امام صادق ع که باید صداقت حاکم باشد متاسفانه لجاجت حاکم است و چند سال پیش یکی از بستگان ما که رتبه اش خیلی خوب شده بود در ان دانشگاه پذیرفته نشد و گفتن در مصاحبه شرایط لازم را نداشته و بجای ایشان نفر 17000 کنکور را واجد شرایط دانسته و وارد دانشگاه شد خود حدیث مفصل بخوان از این مجمعل
زنده باد شجاعت و دیانت واقعی
من هر موقع این آقایون چاپلوس رو در صدا و سیما می بینم یاد اون صحنه های فیلم امام علی می افتم که بر فراز منبر حرام است حرام سر می دادند . ابو موسی ها را می گویم که دین را در جیب می گذاشتند و نان به نرخ روز می خوردند .
میگویند شخصی به امید دیدن امام زمان 40 شبانه روز در غاری به عبادت وتضرع مشغول شد,در شب چهلم شیطان به صورت دختر زیبایی بر او ظاهر شد, مرد عنان از کف بداد و با او درآمیخت, که شیطان به او گفت: تو از اول به دنبال من بوده ای.حالا جناب کروبی, آقایان کنی و غیر و ذالک از اول به دنبال همین پست ومقام بوده اند .حالا شما انتظار دارید حرف این ملت مظلوم را بشنوند.
بادرود بر کروبی و موسوی .سیه رو شود هرکه درو غش باشد
درود بر ازادگان گر که در بندند.
میدانــی ؟!
بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی … خسته نمیشوی !
بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی … عادتــــ نمیشوند !
بعضـی ها هرچه تکرار شوند … باز بکر اند و دستــ نـخورده !
دیده ای ؟!
شنیده ای ؟!
بعضـــی ها بی نهایتـــ ــ ـ اند !
درود خدا بر کروبی. موسوی. خاتمی که مردانه ایستادند.
صم بکم عمی فهم لایعقلون.ایشان دچارسنت الهی ملاء شده اند.وای به پشیمانی های بی نتیجه ایشان دربرزخ که درآتش خودساخته خواهدسوخت اماراه فرارنخواهدیافت که وعده عذاب الهی برای ظالمین حتمی است.
ان الله مع الصابرين
سلام بر سید بررگوار موسوی و دلیر مرد خطه لرستان شیخ بزرگ اصلاحات کروبی . حفظ الله .اندکی صبر سحرنزدیک است .
تا کور شودهر آنکه نتواند دید .
و ما ننسخ من ایه الا و نوتی بمثلها او بااحسن منها ..سلام خدا و رسول خدا بر محمد تقی متقی کروبی
آقای بیژن ایران دوست مطلبتان در مورد عبادت 40 ساله برای ملاقات با امام زمان واقعا دست مریزاد دارد . جانا سخن از زبان مامی گویی
بگو چرا این فتواها را میدادند برای اینکه این رازها مخفی بماند
ba lebase rohaniat va eslam dorgh va tazvir riya mikonan,inha eslam ra kharab va be bad dadeand,bozorgtarin dalile eslam gorizy javanan irani
آقای مهدوی کنی ، بنده به عنون یک جانباز از جنابعالی درخواست می کنم که گذشته خود را ارزان معامله نکنید و ملک ابدی را به ثمن بخس به حراج نگذارید.
سلام درود بر موسوی و کروبی .مردانی بزرگ که در حصر گرگان بی اصل و نسب هستند. وای بر آن روزی که ما فرصت را بدست آوریم .
من یک رزمنده بودم.برای چنام روزی آماده هستم.
مقیسه شیخ شجاع مردم ایران با افرادی که اخرت را برای به زر و زور فروختند ختاست.
این اقای مهدوی اگر مسلمان پاک سرشتی بود میدانست که چه ظلمهای به این کشور و مردمش از جانب حاکمان نادان و حسود شده است.
هر طور شده باید ایران را نجات داد قبل از اینکه وطن ما را تکه تکه کنند.
الحق و واانصاف فرزند کروبی دلاور هستی. دست مریزاد عالی بود. ادامه بده دلاور…… که عنقریب است زهق الباطل!
آنکه ناموخت از گذشت روزگار/نیز ناموزد زهیچ آموزگار
درود بر آنان که ملت ایران را در این سیاهیها تنها نگذاشتند
من یک رای دارم که به اینها نمی دهم و فکر می کنم که همین رای سلاح برنده ای است. رایم را برای میر اسیر و شیخ شجاع نگه داشته ام. حیف است خرج اینها کنم!
من 50 سال سن دارم و از مرگ و آخرت خود میترسم و متعجبم از این همه خدا نترسی بعضی از روحانیون سالخورده همچون آقایان مهدوی کنی و جنتی و یزدی و… که اینهمه شجاعت دارند و نترس هستند در مقابل خالق !
در همین سال 88 توسط حاکمیت 70 نفر و بقول خودتان 30 نفر کشته نشدند ؟ خون این این بیگناهان که حداکثر میتوان گفت امر به معروف کردند در مقابل تقلب و در مقابل سرنوشت کشور خود بی تفاوت نبودند و دست به اسلحه هم نبردند را چطور میتوانید جواب دهید ؟ همه این ظلمها برای حفظ دنیای یکنفر چه توجیحی دارد ؟ آنهم حفظ کسی که نهایتآ از یک گروه انحرافی دفاع کرده !!!!!!!!!!!!
جانباز 70 درصد قطع نخاع
درود بریاوران حق وحقیقت وسربازان اسلام ناب کروبی وموسوی
واقعا بهتر از این نمی شد گمراهی طرف مقابل را به او گوشزد کرد، حقا که فرزند شایسته آن عزیز هستی. آقای مهدوی کنی، این بند آخر را هرگز فراموش نکن، دیدار ملت ایران با شما به قیامت!
shoma khaenid
مگر جواب نامه ایت الله دستغیب را داد این مهدوی کنی ؟
درود بر شما. نصر من الله وفتح قريب به اميد آزادي رهبران جنبش سبز آزادي
چند نفر را امام تحویل نمی گرفت اولی که اصلا تحویلش نمی گرفت مصباح یزدی بود دومی آقای خزعلی بوده است و سومی هم آقای کنی
من همسر شهید هستم زمانی که همسرم شهید شد 22 ساله بودم با سه فرزند/ اگر فعالیت های مثبت آقای کروبی در بنیاد شهید نبود همه همسران و فرزندان شهدا نابود می شدند من و همه همسرانی که من می شناسم واقعا از آقای کروبی راضی هستند خدا نیز از او راضی باشد/ حالا اگر این آقایان ایشان را حصر می کنند چون می دانند که او خیلی کاردان است و درعین حال دزد هم نیست و دستش نیز توی جیب بیت المال نیست/ خوشحالم که یار امام یعنی کروبی عاقبت به خیر شد و با ملت بود و نه با قدرت / خداوندخودش را خانواده اش را از جمیع بلایای آسمانی و زمینی و اوینی حفظ کند آمین
ننگ بر خرقه ی سالوس و ریا….
والله منافع دنيوي خفتگان در سکوت بر احتياط مسخره اخباري مسلکشان در انتخاب آخرت ميچربد خوب هم ميچربد
آقای کروبی! راستش را بگو!
اینایی که میگی دقیقا از وقتی حاجی محصور شده اتفاق افتاده یا حالا که شما رفتید کنار اینطور شده؟؟!
ازصلابت خانواده کروبی لذت بردم الحق” فرزندشیرمرد لرستانی.بایدبگم امثال کنی هیچوقت ملک ری را با چیزی دیگرحتی اخرت عوض نمیکنندومانندجدشان عمرسعدمطمئنا ارزوی ان رابه گورخواهندبرد.واین سرنوشت تمامی عالمان بی عمل است .ورحمت خدابرتمامی علمای اهل عمل مثل آیت الله منتظری دین خود را به دنیا نفروخت ودرحالیکه کسب مقام رهبری در دستانش بودازحق نگذشت وجنایتهای دهه 60 رژیم رابرملا کرد .