سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » همسر شهید علی موسوی: اگر همسرم زنده بود تحمل حصر آقای موسوی را نداشت...

همسر شهید علی موسوی: اگر همسرم زنده بود تحمل حصر آقای موسوی را نداشت

چکیده :وی با بیان اینکه هرگز پشیمان نیستم و به راهی که همسرم رفته است افتخار می کنم، تصریح می کند: گاهی وقت ها پیش خودم فکر می کنم اگر علی آقا زنده بود ان همه ظلمی که در حق دایی اش شده است را تحمل نمی کرد. شاید خوب شد که نیست و نمی بیند چه مظلومانه عده ای را در حصر و حبس کردند، شاید هم اگر علی آقا زنده بود آنها دوباره تحملش نمی کردند یک جایی مقابل خیابان اختر که الان دایی شان همانجا در حبس است او را به شهادت رسانده اند. من همیشه به همان آقایان گفته ام به همسرم افتخار می کنم و پشیمان و ناراحت نیستم که ایشان چه راهی را انتخاب کرد....


مسیح علی نژاد :

«علی رغم همه فشارها و سختی ها و دلتنگی های فرزندانم برای پدرشان، گاهی پیش خودم فکر می کنم چه خوب که علی آقا شهید شد و این روزهای حصر آقای موسوی را نمی بیند. چه خوب که ایشان در میان ما نیست و نمی بیند که خیلی ها را مظلومانه حصر و حبس کرده اند. اگر علی آقا زنده بود تحمل حصرِ آقای موسوی را نداشت و شاید دیگران هم تحملش نمی کردند و جایی مقابل خیابان اختر شهید می شد».

 

این جملات آغازین فریبا جداری، همسر شهید علی حبیبی موسوی، یکی از جان باختگانِ راهپیمایی اعتراضی عاشورا یا همان ۶ دی ماه ۸۸ است است. علی موسوی حبیبی خواهر زاده میر حسین موسوی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران است که از بهمن ماه سال گذشته تا کنون در منزل خود در خیابان «اختر» در حصر به سر می برد.

به گزارش کلمه از علی موسوی عکس هایی زیادی منتشر شده است که نشان می دهد او در ایام انتخابات بارها میرحسین موسوی را در نشست ها و دیدارهای انتخاباتی همراهی می کرد.

خواهرزاده ۴۲ ساله میرحسین موسوی ظهر روز عاشورای سال ۸۸ در میدان انقلاب از ناحیه قلب مورد هدف گلوله قرار گرفته بود و بعد از انتقال به بیمارستان ابن سینا واقع در فلکه دوم صادقیه جانش را از دست داد.

اینک فریبا جداری می گوید: من به عنوان همسر شهید موسوی دو سال است که سکوت کرده ام ولی الان دلم می خواهد این نکته را به آقایان بگویم که راه ما راه همان کسانی است که مظلومانه و با دست های خالی از حق دفاع کردند و همان راه را هم ادامه می دهیم.

پیشتر مادر و پدر وی شرحی از چگونگی جان باختن این پدرِ جوان را بازگو کرده بودند و بعدها نیز فیلمی در فضای اینترنتی منتشر شد که نشان می داد پس از آنکه از یک پاترول مشکی به سمت علی موسوی شلیک شده بود مردم برای نجات جان وی تلاش می کردند تا او را به بیمارستان منتقل کنند.


اما آن روزها به دلیل کشتار و بازداشت های گسترده فضا بسیار نا امن بود و به همین دلیل در این فیلم صدای زنی شنیده می شود که با نگرانی می گفت علی آقا را به بیمارستان نبرید اگر بفهمند ایشان خواهر زاده موسوی است دستگیرش می کنند.

همسر علی موسوی بعد از گذشت دو سال از روز واقعه چنین می گوید: ‌آن روز من و همسرم به همراه برخی آشنا ها با هم به راهپیمایی رفته بودیم. اما برای یک مدت کوتاهی علی آقا از ما جدا شده بود. به او گفتم امروز می خواهند عاشورایی درست کنند برای مردم، لطفا نرو. اما علی آقا یکی نگاهی به من کرد و با خنده گفت فقط یک لحظه می روم و بر می گردم، نگران نباش. اما رفت و متاسفانه دیگر برنگشت.

خانم جداری می افزادی: ما سر کوچه ایستاده بودیم که دیدیم همهمه شد و صدای مردم پیچید و می گفتند یکی را زدند. من ناخودآگاه به دخترم گفتند بابا را زدند. خانه ی مادرم همان نزدیکی ها بود و چون نیروهای گاردی هم همزمان ریختند مردم را می زدند ما رفتیم در حیاط خانه که یکی از آشنایان آمد در زد و گفت علی آقا زخمی شد برای اینکه مرا نگران نکند گفت چیز خاصی نیست از همان گلوله های ساچمه ای است.

همسر علی موسوی می گوید: من هم فکر کردم چون گلوله ساچمه ای است بعد از اینکه به بیمارستان منتقل شود، حتما حالش خوب می شود حتی به دخترم گفتم برود خانه را آمده کند که وقتی پدرش برگشت همه چیز درست باشد اما …

همسر شهید موسوی در آخرین لحظه ی جان باختن علی و اینکه زنی فریاد می زند که اگر او را به بیمارستان منتقل کنید احتمال دستگیری وجود دارد می گوید: آن روزها نگرانی ها کم نبود اما در نهایت همسرم به بیمارستان نرسیده تمام کرد. یعنی در مسیر انتقال بیمارستان روی پاهای برادرم جانش را از دست داد.

وی با بیان اینکه جای خالی همسرم همیشه در خانه حس می شود، می گوید: رابطه صمیمانه و دوستانی ای که او با فرزندانم داشت موجب شد که این دوسال خیلی سخت گذشت. اینکه چنین ظلم بزرگی در حق ما بشود و ما مجبور باشیم سکوت کنیم و حتی نتوانیم حق خودمان را بگیریم خیلی سخت است.

همسر شهید موسوی به شرایطی که خانواده ی سایر کشته شدگان تحمل می کنند اشاره می کند و می گویند حتما خیلی ها می دانند که نبود پدر چقدر برای یک فرزند هفت ساله می تواند دشوار باشد. یک بچه ای که کلاس اول دبستان بود و اصلا معنی اینکه پدرش کشته شد را شاید اصلا نمی فهمید اما این سختی ها زمانی بیشتر می شود که مجبور باشیم مدام بغض های مان را فرو بخوریم.

وی در پاسخ به پرسشی در مورد اینکه آقای علی موسوی همواره در ایام انتخابات همراه آقای موسوی بوده اند و آیا احتمال این را می دادند که چنین اتفاقی رخ دهد می گوید: برای همین هم ایشان انتخاب شد. ایشان کسی بود که بسیار به دایی اش علاقمند بود و خود آقای موسوی هم علاقه ی ویژه ای به علی آقا داشت البته آقای موسوی برای همه ما بسیار عزیز است و این روزها که ایشان در حصر هستند برای همه ی ما سخت است و دلتنگ ایشان هستیم و دلمان می خواست که هر چه زودتر حصر شدگان و زندانیان هرچه زودتر آزاد می شدند.

پرسش دیگری که همسر شهید علی موسوی با لحن محکمی به آن جواب منفی می دهد این بود؛ آیا بعد از کشته شدن همسرتان هیچگاه پشیمان شدید و یا آرزو کردید که ای کاش همسرتان در فعالیت های انتخاباتی همراه آقای موسوی نبود تا چنین اتفاقی هم برایشان رخ نمی داد؟ وی با بیان اینکه هرگز پشیمان نیستم و به راهی که همسرم رفته است افتخار می کنم، تصریح می کند: گاهی وقت ها پیش خودم فکر می کنم اگر علی آقا زنده بود ان همه ظلمی که در حق دایی اش شده است را تحمل نمی کرد. شاید خوب شد که نیست و نمی بیند چه مظلومانه عده ای را در حصر و حبس کردند، شاید هم اگر علی آقا زنده بود آنها دوباره تحملش نمی کردند یک جایی مقابل خیابان اختر که الان دایی شان همانجا در حبس است او را به شهادت رسانده اند. من همیشه به همان آقایان گفته ام به همسرم افتخار می کنم و پشیمان و ناراحت نیستم که ایشان چه راهی را انتخاب کرد.

وی می گوید آخرین صحنه ای که از علی دیدم همان لحظه ای بود که سر کوچه با خنده گفته بود نگران نباش بر می گردم اما علی و سایر این کشته شدگان عاشورا فقط چند تصویر در ذهن ما نیستند بلکه انسان های بی گناهی هستند که با هدف مشخص رفته بودند و هدف شان هرگز برای ما فراموش شده نیست و ما راه شان را ادامه می دهیم.


37 پاسخ به “همسر شهید علی موسوی: اگر همسرم زنده بود تحمل حصر آقای موسوی را نداشت”

  1. ازرزمندگان هشت سال دفاع مقدس ح گفت:

    درود رحمت خدا به شهید جنبش سبز ایران سیدعلی موسوی که ازرزمندگان هشت سال دفاع مقدس وبرادر شهیدنیز بودند.

  2. سبز گفت:

    زنده و جاوید باد یاد شهیدان ما

  3. حمید رفعتی گفت:


    موسوی تو سخن بگو که سخن تو پایداری من است. بگذار بگویند تو بت مایی اما، اما، تو بت شکنی مایی.
    یا حسن میر حسین.
    خانواده شهید سرافراز موسوی ما هم تاب و قرارر دوری سید و سالارمان میر حسن را نداریم و شما درک می کنیم.خداوند به شما صبر و عزت بیشتر عنایت فرمایید.

  4. ناشناس گفت:

    لعنت الله علی قوم ظالمین

  5. ناشناس گفت:

    روحش شاد . زنده باد موسوی

  6. ناشناس گفت:

    عزیز جان هیچ کس جز حاکمان تحمل حبس سید را ندارند اگر بدانیم کاری از دستمان بر میاید دریغ نداریم سید برای ملت به جبس و حصر افتاد ملت ایران دوستش دارند

  7. مصطفي گفت:

    روحش شاد
    برايش فاتحه خواندم و به جايگاهش و خانواده اش حسادت کردم

  8. ناشناس گفت:

    اینان جلادان زمانند و روزی محاکمه خواهند شد و دور نیست محاکمه

  9. ناشناس گفت:

    فاتحه و صلوات برشيهيد مظلوم سبز

  10. ترانه سبز گفت:

    امروز ششم دي ماه, دومين سالگرد عاشوراي خونين 88 تهران- باورم نميشه دو سال گذشت. فراموش نميكنم و نمي بخشم.

  11. ناشناس گفت:

    خدارحمتش کند وبا اجدادش محشور گرداند اما در باره اقای موسوی فقط جواب مردم شرکت نگردن در انتخابات است تاثابت شود که سید ما 20 میلیون رای دارد اگر کسی شرکت کند به اسلام وقران خیانت گرده جانباز هشت سال جنگ

  12. احسان گفت:

    اون روز هرگز از خاطرم نمیره! مردم بی دفاعی که فکر می کردن حرمت عاشورا حفظ میشه و حد اقل اون روز کتک نمی خورن و کشته و زخمی نمیدن! اما حسین حسین گویان سینه مالامال از عشقشان را هدف گلوله قرار دادن و با ماشین از روی پیکر بی دفاع انان گذشتند و آنها را از پلها به پایین انداختند و در نهایت با پخش یک تصویر ناقص و گزینشی ، عکس العمل مردم را شورش دست نشانده های آمریکا و انگلیس و اسرائیل نامیدند.
    اما کدام آنها با مردم این کشور بی گانه بودند!؟

  13. صبر گفت:

    یادش سبز
    و مظلومتر از اون ،داییشه

  14. ناشناس گفت:

    راه این شهیدان مانند شهدای مظلوم دفاع مقدس ادامه می یابد. مگر از شهدای انقلاب و دفاع مقدس استفاده ابزاری نمی کنند.
    امروز عده ایی جوان کرم به صورت زده و سفید و ترگل و ورگل را به عنوان بسیج جذب کرده اند جالب است این عداد هم پس از کسر خدمت و قبولی در دانشگاه و دست و پاه کردن شغل به ریش آقایان و حضرت امام المسلمین این امام ظالمان جهان می خندند. تقاضا دارم تصویر این بسیجیان ساندیس خور امروزی را با تصاویر رزمندگان و شهدای دفاع مقدس مقایسه کمید تا تفاوت این ها را با آن یاران سفر کرده دریابید.
    حقیر به عنوان جانباز هیچ شکی ندارم که ظلم دوام ندارد همانگونه که ظلم صدام و شاه و قذافی و مبارک و بن علی دوام نداشت.

  15. ناشناس گفت:

    واقعا خاندان مظلومی هستند، خشمشان را فرو خورده اند. عده ای چشم دیدن این خاندان را ندارند همان ها که توان اداره ی یک نانوایی را هم ندارند!

  16. ناشناس گفت:

    يا حسين مير حسين
    روحش شاد

  17. ناشناس گفت:

    روح شهید علی موسوی و سایر شهدای 6 دی 88 شاد باد. به امید خدا روزی که این جنایتکاران پاسخ این جنایان را دریافت کنند، نزدیک است.

  18. ناشناس گفت:

    یاشاسین میر دلاور و صبور ایران زمین

  19. احمد گفت:

    درود بر شما شیر زن زینبی سیرت که الگوی زنان و خواهران مبارز و آزادی خواه و عدالت طلب امروز هستید. ما به شما و خانواده محترمتان افتخار می کنیم و ثمره مجاهدت شهیدان عزیزمان را به زودی مشاهده خواهیم کرد.

  20. ناشنا گفت:

    می گویند خداوند ظلم به بندگانش را تحمل نمی کند پس بایدصبور باشیم وبر اوتوکل کنیم از اوکمک بخواهیم

  21. ناشناس گفت:

    خدا رحمتش کنه وخدا نبخشه ما مردم فراموشکار و دمدمی مزاج رو که زود همه چیز رو فراموش میکنیم

  22. yas گفت:

    خدایشان رحمت کند، تمام شهیدان سبز ایران را

    اونا که در راه هدفشان کشته شدند ما موندیمو دیدن ظلم و جبر به سکوت

    در زمان امام حسین هم معاویه نماز می خواند و امیر المومنین لقب داشت، ولی ننگ او بعد از این همه سال نیز پا برجاست

    به امید روزی که معاویه های زمان ما نیز رسوا شوند

  23. سعید گفت:

    سید علی موسوی عزیز دوست داشتنی و مهربان، شجاع و متواضع بود. کافی بود که چند دقیقه او را ببینید و با او صجبت کنید، نمیشد آدم او را دوست نداشته باشد و صفای باطن و صداقتش را حس نکند. روحیاتش به دایی عزیزش میرحسین خیلی شباهت داشت. من او را در سال هایی که مهندس موسوی نخست وزیر بود چندین بار دیده بودم. به پشتوانه ی میرحسین، ذره ای غرور و تکبر نداشت. متواضع و مردمی و دوست داشتنی و فعال. مستبدان ریاکار و دشمنان میرحسین چقدر خبیث و ذلیل هستند. خواستند او را بشکنند، خواهرزاده ی نازنینش را هدف گلوله قرار دادند. نمی فهمند که موسوی از کوه استوار تر است

  24. محمد گفت:

    من افتخار مي كنم كه سبزم معلم خوبم ميرحسين كروبي خاتمي هميشه روشن فكرانه سخن بر زبان آوردن ميرحسين جان شما كه نيستي اما امروز شبكه 3 اين شريعت مداري را ديدم كه به جانش آتيش افتاده و اعتراف كرده است كه جنبش سبز زنده است زمين را به آسمان دوخت از جانش آتيش مي امد از شبكه هاي اينترنتي حرف ميزد از سربازهاي تو آري تو به ما صبر را آموختي ما جايي نفرتيم در كنار شما هستيم اعتراف كرد كه ما بيشماريم و همه جا هستيم حتي در شبكه هاي اينترنت حتي توروزنامه ها ما همه جاهستيم هرجا كه فكرش را كنيد شعله از دهانش به اتيش افتاده بود من فهميدم كه جنبش سبز هميشه زنده است مي توانستي از كلامش اعتراف ها را بشنوي اما او اتش به جانش افتاده بود و در آتش سوخت ودر آخر فرمود به خدا سبزها بيشمارند

  25. زبان سبز امل گفت:

    با درود به تمام بچه های سبزی که همچنان سبز ماندند و با ارزوی سلامتی و صبر بی پایان به همه خانواده های کشته شده و با ارزوی سلامتی تمام زندانیان و مخصوصا همراهان عزیز ما میر حسی و شیخ مهدی کروبی و بانوی سبز ایران زهرا رهنورد
    سحر نزدیک است

  26. امیر مسعود گفت:

    سلام و درود بر همه شهدای راه آزادی. و درود بر زینب و فاطمه.

  27. ناشناس گفت:

    …خواهرم شماتاريخ راورق بزنيد. مي بينيد ظلم پايدارنمي ماند يزيد ظلم کرد وخاندان پيامبرگرامي رابه شهادت رساند .عاقبتش ….رسواشدو….. .وديکتاتورها هيچ کدام سرنوشت خوبي نداشتند واخروعاقبتشان. مانندصدام وقزافي وبن علي و…..رسوا مي شوند.ميرحسين امدوميدانستند که ايشان اگه قطعه وبند بندش کنند ازعدالت وقانون تخطي نخواهدکردوراه امام رابه ملت باز ميگرداند.وخانه دبکتاتوري راباعلم به قانون روي سرشان خراب ميکرد وبه همين خاطر به صورت مهندسي شده تقلب و…کودتا کردند وايشان نيک ميدانست که اقايون چه کرده اند والا مير ماکه بدنبال رياست نبود .خواهرزاده اوراتوروز روشن شهيد کردند که هم تخت پادشاهيشان محکم گردد وهم ميرحسين عزيز ازحق وعدالت وديکتاتورستيزي دست بکشد غافل ازاينکه خودشان رسواي عالم شدند.خواهرم مطمعن باشيد. ..مطمعن باشيد ملت ايران هيچ وقت اين ظلم راکه برشما وخودشان درمورد اين شهيد عزيز شده فراموش نخواهندکرد وخون به ناحق ريخته اين شهيد وشهداي جنبش سبز ريشه حکومت فراعنه جلادراازبيخ وبن خواهد کند…يادمان باشد صبر صبر صبر.خداباصابران است خواهرم.

  28. علی شکیبا گفت:

    به عنوان یک مسلمان شیعه وبه عنوان یک ایرانی که روزگاری دل در گرو انقلاب اسلامی داشت از آنچه در دو دهه ی اخیر به نام اسلام وانقلاب بر ایران ومردم بی پناه میرفت شرم داشتم و بیمناک بودم که حاصل این همه ظلم و ستم و سیاهی به نام نظام اسلامی ودین چه خواهد بود وما مدهبی ها چگونه از زیر بار این همه بی رسمی و تباهی سر بر خواهیم کرد سکوت در استمرار ستم جرم و ردیلتی بود که روز به روز ادامه داشت جز ان شیخ شریف و ازاده ایت راستین حق منتظری فریادی بر نخواست وهمه ی آبروی تاریخی تشیع ومرجعیت دینی در محاق سکوت وهمراهی با ظلم وتوجیه ان فرو رفته بود این فاجه موجب بد نامی دین خدا و طعن بر ان شد وپدید ه یخروج از دین و سپس ستیز با دین را به دنبال داشت ودارد–موج گرایش به مسیحیت وزردشتیت–…. ولی سرانجام جنبش پر برکت سبز امد وبزرگانی چند به پا خواستند واز موظع مسلمانی از حق مردم دفاع کردند واز ظلم و تجاوز تحت نام دین براعت جستند تاجزاده بهزاد نبوی موسوی کروبی کدیور و….به راستی برابی مسلمانی در ایران ابروداری نمودند تا فردا ما شرمسار کسانی که به نام دین و حکومت دینی بر انان ستم رانده شد نباشیم اما حظرات مراجع و مجتهدین عزیز وجود نازنین شما اگر برای رفع تهمت ظلم از سیمای اسلام هزینه نشود پس برای چه ظرورتی خواهد بود البه نعمت وجود ایات صانعی ودستغیب وبیات را نادیده نباید گرفت اما دیگر بزرگان حوزه چه پاسخی در فردا خواهند داشت

  29. علی گفت:

    به امید انکه دیکتاتوران مرگ فرزندانشان را ملاحضه کنند .

  30. سيد گفت:

    دوستت داريم سيد. زمستان رفتني است حتي اگر تمام شب و روزش يلدا باشد.

  31. شهيدسبز گفت:

    الله اكبر بگوييم
    به نظرمن درطول 2ماه آينده به تناوب الله اكبر را دربام هاي ايران سردهيم ،پرتوان
    ياحسين
    ميرحسين
    الله اكبر

  32. ناشناس گفت:

    لعنت الله علی القوم الظالمین(الهم العنهم جمیعا)

  33. علی--مشهد گفت:

    درود بر آزادگان در بند طاغوت درود بر شهیدان راه آزادی و آزادگی

  34. k گفت:

    خدا لعنت می کند صدام کجاست ؟
    علی جان شهادتت مبارک .. میرحسین عزیز اسارتت مبارک

  35. بسیجی گفت:

    دورد خدا به او وخانواده اش

  36. حسین جعفری گفت:

    روانش شاد که او نیز از کسانی بود که کاملا بی گناه و بی جهت کشته شد و علت صرفا نادانی کسانی است که مبارزه سیاسی و اختلاف عقیده و سلیقه را با دشمنی یکی دانسته و قصد جان و حذف فیزیکی طرف مقابل را مد نظر دارند و البته در مورد ایشان او فدای کینه ورزی های عده ای نادان شد که می خواستند به این ترتیب ضربه ای به میرحسین زده و برای ارباب خود خوش رقصی کنند وبگویند که به جای سیب درخت سیب را ازجای کندیم. آرزو می کنم مردم ما به تدریج شعور سیاسی شان به قدری بالا برود که تحمل شنیدن عقاید مخالف و تحمل رقیب سیاسی خود را داشته باشند و بتوانند با رقبای سیاسی خود مانند انسانهای متمدن رفتار کنند. حیف از جوانانی که درحوادث پس انتخابات آنگونه بی گناه پرپرشدند و خونشان خیابان ها را رنگین ساخت برای پدر و مادر و همسر و فرزندان این شهید نیز مانند باقیماندگان آن دیگر شهدای گلگون چهره، صبر و بردباری آرزومندم و امیدوارم این خوی قبیله ای که همه درصدد انتقام کشی و کشت و کشتار هستند روزی از جامعه ما رخت بربندد وما نیز مانند انسانهای جوامع متمدن الفبا و قواعد مبارزات سیاسی را فراگیریم.

  37. ابراهیم گفت:

    عکس پدرش جانسوز است.