پیام سوده و علی سلیمانی برای پدر در بندشان بمناسبت شب یلدا
چکیده :فرزندان داوود سلیمانی، زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر، در دو یادداشت جداگانه یاد پدر خود را گرامی داشتند. سوده و علی سلیمانی در یادداشت های خود از فقدان پدر در بلندترین شب سال در کنارشان گله کردند. ...
فرزندان داوود سلیمانی، زندانی سیاسی در زندان رجایی شهر، در دو یادداشت جداگانه یاد پدر خود را گرامی داشتند.
به گزارش نوروز، سوده و علی سلیمانی در یادداشت های خود از فقدان پدر در بلندترین شب سال در کنارشان گله کردند.
داوود سلیمانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و استاد دانشگاه که خرداد ماه ۱۳۸۸ و در جریان حوادث بعد از انتخابات بازداشت شده بود، توسط شعبه ١۵ دادگاه انقلاب تهران به شش سال حبس و ده سال محرومیت از فعالیت در احزاب و مطبوعات محکوم شد، که شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان، محکومیت وی را از شش سال به سه سال کاهش داد.
این استاد دانشگاه و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و معاون دانشجویی دانشگاه تهران در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی بود. وی در سال ۷۸ و در زمان حمله لباسشخصیها به کوی دانشگاه تهران نقش مؤثری در افشای جنایتهای لباسشخصیها و عوامل سرکوبگر نیروی انتظامی در حمله به کوی دانشگاه داشت.
متن این دو یادداشت به شرح زیر است:
بسمه تعالی
می گویند شب یلدا بلندترین شب سال ایرانیان است!
شبی ست که طبق آئین و سنن باستانی ایران گرد هم می آیند و جشن می گیرند.
سفره ای پهن می کنند، آجیل، شیرینی، انگور، انار، هندوانه، و… از همه مهمتر تفألی به حافظ شیرازی می زنند.
ای کاش ما نیز همچون میلیون ها ایرانی می توانستیم این شب عزیز و به یادماندنی را در کنار خانواده خود باشیم!!
ستون خانواده مان، دست راست مادرتنهایمان، سه سالی ست که در کنارمان نمی باشد.
آخر چرا؟! به کدامین گناه؟!
تنها تبریک گرممان می ماند که دورادور برایتان از طرف خود، و خانواده به شما و همه ی عزیزان سبزدربندمان میگوییم.
از طرف سوده سلیمانی
***
بسمه تعالی
یلدا یعنی شب دیدار یاران
یلدا یعنی شب یاران دلدار
یلدا یعنی شب دلدار با ما
یلدا یعنی، شبی باز هم بدون بابا
می گویند که یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت…
اما افسوس که ما باید سومین یلدایمان را هم بدون وجود پدر عزیزمان در کنار هم به انتظار بنشینیم…
از طرف علی سلیمانی














سلام خدمت سوده خانوم و علی آقای سلیمانی
می دانم نوشتن در یک سایت دردی از شما دوا نمی کند، خدا را چه دیدید شاید یک روز هم را دیدیم و از نزدیک به غم عمیق من و امثال من به دلیل عدم توانایی در کاری ملموس برای پدرتان پی بردید.
نامه های زیبایتان را خواندم، من نیز یاد پدر شما هستم،برایتان آرزوی موفقیت و دیدار پدر را دارم.یا حق.