دیدار خانواده شهید بهشتی با خانواده شهید علی موسوی
چکیده :در این دیدار که فرزندان زهرا رهنورد و میرحسین موسوی نیز حضور داشتند، خانواده شهید بهشتی یاد و خاطره خواهرزاده میر حسین موسوی را گرامی داشتند....
خانواده شهید بهشتی در آستانه سالگرد شهادت سید علی موسوی به دیدار این خانواده شهید رفتند.
به گزارش خبرنگار کلمه، در این دیدار که فرزندان زهرا رهنورد و میرحسین موسوی نیز حضور داشتند، خانواده شهید بهشتی یاد و خاطره خواهرزاده میر حسین موسوی را گرامی داشتند.
سید علی حبیبی موسوی خامنه خواهرزاده 35 ساله مهندس موسوی ۶ دی ۱۳۸۸ در مراسم عزاداری روز عاشورا در نزدیکی خیابان آزادی، از ناحیه کتف هدف گلوله قرار گرفت و بعد از انتقال به بیمارستان ابن سینا واقع در فلکه دوم صادقیه به شهادت رسید. شهید موسوی در قطعه ۹ ردیف ۳۸ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
همسر شهید سید علی موسوی پیش تر در وصف لحظات آخر زندگی همسرش گفته بود: علی در لحظات آخر زندگی اش چندین بار به برادرم گفته بود پشتش می سوزد و تشنه است و بعد در همان ماشین اشهدش را می خواند.
و ی افزوده بود: ”در خیابان شادمان تیر می خورد. تیر به ظاهر یک زخم کوچک را در سینه اش ایجاد می کند؛ اما گلوله در داخل بدن علی متلاشی و پخش می شود. برادرم بعد از تیر خوردن علی به او می رسد و او را به بیمارستان منتقل می کند اما علی در میانه راه جانش را از دست می دهد.”
همسر شهید موسوی زمان شهادت همسرش از بچه هفت ساله اش می گوید که بعد از مرگ پدر شب ها بی تاب است: ”محمد حسین کلاس اول ابتدایی است . او تازه فهمیده است پدرش را از دست داده و فقط می داند شهید شده است. محمد حسین شب ها بی تاب است و می گوید که حتی اگر بابام به بهشت هم رفته باشد باز هم من او را می خواهم.”
فاطمه، نوجوان دختر شهید علی موسوی نیز سوگوار از دست دادن پدرش است اما گویی روحیه صبر و استقامت خاندان موسوی را به یادگار دارد و حتی در لحظات بی تابی مادرش ، او را دلداری می دهد و می گوید که گریه نکند؛ چرا که پدرش شهید شده است.
مرضیه موسوی، خاله شهید موسوی، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا درباره آنچه که روز عاشورا بر آنها گذشته است حرف می زند: “روز اتفاق از انجا که این حادثه نزدیک منزلش رخ داده بود بسیاری او را می شناختند و بر اساس گفته این شاهدان، پاترول سیاه رنگی که چندین سرنشین داشته به داخل جمعیت در خیابان شادمان می آید. از داخل ماشین چندین تیر شلیک می شود که یکی از آنها به علی می خورد. برادر همسرش بعد از تیر خوردن او را به بیمارستان منتقل می کند اما به خاطر خونریزی های زیاد و بسته بودن مسیرهای خیابان، انتقالش به بیمارستان طول می کشد. ”
مرضیه موسوی تاکید می کند که این حوادث را همه دیده اند: “خیلی ها در زمان وقوع آن حادثه ان جا بودند و حتی نشانه های ضارب را داده اند . از جمله این که ضارب فردی جوان حدودا ۲۰ ساله و سفید رو با چشم هایی روشن بوده است. بنابراین نمی توان هر جریانی را روی این ماجرا سوارکرد. بعد از این که خبردار شدیم او را به بیمارستان ابن سینا برده اند به آنجا رفتیم و سه ساعتی بالای سرش بودیم.اما بعد از رفتن ما پلیس امنیت شهید علی موسوی را برد.”














لعنت خدا بر هيولا ها
پلیس امنیت!!!!!!!!!!!!!! بفرمایید پلیس نا امنی و در یک کلام معلمان ساواک نظام شاهنشاهی!
خدا به فرزندانش صبر عنایت کند . لعنت الله علی قوم ……….
خوبه که کسانی هنوز شهید این خونواده رو بیاد دارند
فاطمه عزیز که حتی در مدرسه و بین هم کلاسی ها هم غریبانه برای پدر سوگواری کرد…دختر نازنینم!
این وزیراطلا عات که پشه را رو هوا می زند وهر روز جاسوس امریکائ و انگلیسی دستگیر می کند چرا نتوانسته قاتل این شهید ا پیدا کند .حتی
یک پرونده هم برای او درست نشد ه است .البته همه می دانیم چرا !!!!!!!!!برای افکار مردم و وشن شدن ما جرا این پرسش را مطرح می کنیم
خدا دستور دهنده و قاتلینش را لعنت و به عذاب گر فتار کند
محمد حسین جان ”
پدرت با وجدانی بیدار وروح بلند نام خود را در کالبد خفته گان دمید.راهش ادامه دارد….
تنها نیستی …همه هستن …
لعنت خدا بر قوم ظالمین.این قوم هدایت نمی شوند.یاحسین میر حسین.یا حسین شیر حسین
معلوم است که این شهادت به دستور چه کسی بوده است. نمک خوردن و نمکدان شکستن! چگونه می خواهد با این همه ظلم و ستم از سر پل صراط عبور کند معلوم نیست؟ حتما فکر می کند با این کارها یکی از بهترین مکانهای بهشت را برایش آماده کرده اند. خداوند به فرزندان و همسر این شهید والامقام صبر دهد.
روحش شاد.درود بر همه انسانهای ازاده خداوند به خاندان محترم صبروشکیبایی عنایت کند.
عزیزانم، باور کنید همواره به یاد پدر بزرگوارتان هستیم. امثال پدر شما اسطوره های بزرگ این سرزمین اند و در جوار انبیاء الهی آرام گرفته اند. خوش به حالشان…
بیشمار