رسما به خانواده پزشک کشته شده ی کهریزک گفته شده که شکایت خود را پس بگیرند
چکیده :بارها به مراجع قضایی برای پیگیری مراجعه کردم، یکبار گفتند مسمومیت غذایی است، یکبار گفتند خودکشی است، یکبار گفتند ایست قلبی است... خلاصه معلوم نشد و این حرفهای آنهاست دیگر، چه بگویم؟ چه مانده که بگویم؟ همه چیز روشن است و خدا خودش عادل است من همه چیز را به او واگذار کردم....
دومین سالگرد “رامین اندرجانی”، پزشک کهریزک در حالی در سکوت سپری شد که شکایت و پیگیری های خانواده اش برای علت مرگ او بی نتیجه مانده است.
شکایت این خانواده برای روشن شدن مرگ مشکوک پزشک کهریزک نه تنها مورد رسیدگی قرار نگرفته است، بلکه رسما به آنها گفته شده که شکایت خود را پس بگیرند.
رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامین در خصوص آخرین وضعیت پرونده پسرش با طرح این سوال که مگر متن شکایت نامه ها و گروهی که آمدند چکار توانستند انجام دهند؟ به سایت جرس گفته است: بارها به مراجع قضایی برای پیگیری مراجعه کردم، یکبار گفتند مسمومیت غذایی است، یکبار گفتند خودکشی است، یکبار گفتند ایست قلبی است… خلاصه معلوم نشد و این حرفهای آنهاست دیگر، چه بگویم؟ چه مانده که بگویم؟ همه چیز روشن است و خدا خودش عادل است من همه چیز را به او واگذار کردم.”
پدر رامین اندرجانی از محدودیت هایی سخن می گوید که مانع پیگیری پرونده پسرش شده است. او در توضیح این مساله به ذکر این جمله بسنده کرده که “بالاخره من غیر از رامین یک پسر دیگر هم دارم.”
او اضافه می کند: خودشان اصرار داشتند که پرونده را ببندیم اما ما اعتراض و شکایتمان را کردیم. حالا هم به آنها گفتیم هر جور که می خواهید پرونده را ببندید اما ما اعتراض داریم. حالا هم ظاهرا پرونده مفتوح است و علی رغم اینکه اصرار می کنند که پرونده رامین را ببندیم اما چطور اینکار را کنیم؟! الان هم که می دانم به نتیجه ای نمی رسم.
دکتر رامین پوراندرجانی روز نوزدهم آبان ماه سال 88 در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ بطرز مشکوکی جان سپرد و علت مرگ وی از سوی مقامات قضایی سکته قلبی در خواب عنوان شد و جسد وی بدون اجازۀ کالبد شکافی به خانواده، توسط نیروی انتظامی دفن شد. رامین پوراندرجانی تعدادی از قربانیان شکنجه بازداشتگاه کهریزک از جمله شهید محسن روح الامینی را ویزیت کرده بود. او بارها مورد بازجویی و تهدید قرار گرفت تا جنایات کهریزک را افشا نکند و این مسائل را پیش از مرگ خود به تعدادی از دوستان و خانواده اش مطرح کرده بود.
بعد از مرگ پوراندرزجانی، مقامات قضایی علت مرگ را یک بار سکته قلبی و بار دیگر مسمومیت غذایی عنوان کردند اما پس از مدتی مشخص شد که رامین اندرزجانی برای دیدار با نمایندگان مجلس وقت گرفته و تلاش داشته است تا از شرایط بازداشتگاه کهریزک و آنچه بر سر زندانیان آنجا آمده است سخن بگوید.
پدر رامین گفته است: الان هم متاسفانه در موقعیتی قرار داریم که دستمان به جایی بند نیست. مگر بزرگ ترهاش به نتیجه ای رسیدند؟ حالا من به تنهایی چه می توانم انجام دهم؟
آقای اندرجانی با بیان اینکه ما اعتراض و لایحه مان را دادیم و دیگر دنبالش را نمی گیریم و بخدا واگذار کردیم، این سوال را می پرسد: “اگر قرار باشد شکایت کنم به چه کسی باید شکایت کنم؟ باید به نیروی انتظامی شکایت کنم دیگر؟ اول دستگاه قضایی از آنجا شروع می شود من هم پسرم را صحیح و سالم برای خدمت سربازی به نیروی انتظامی تحویل دادم، همانجایی که رامین از بین رفته و گفتند بیا جسدش را تحویل بگیر، حالا به آنها شکایت کنم؟ ما به خدا ایمان داریم و این مسئله را به خود او واگذار کردیم و حتما عدالت خدا اجرا خواهد شد.”
پدر رامین اندرجانی با اشاره به دردهایش بعد از سکوت طولانی، با آه می گوید: “امسال آبان ماه مراسم سالگرد رامین را در منزل گرفتیم و خدا را شکر مشکلی نداشتیم، اما وضعیت روحی مان معلوم است ما همه چیزمان رامین بود. حال مادرش هم خوب نیست و دیگر حال و روزی برایمان باقی نمانده است. مگر می توانیم یک لحظه او را فراموش کنیم.”
او پیش از این گفته بود: “پسرم اهل سیاست نبود و فقط دنبال علم و خدمت به مردم و کشور بود. او دنبال انسانیت بود هیچوقت برای خودش چیزی نمی خواست برای جامعه و مردم می خواست. او دنبال علم و ترقی بود و پله های ترقی را می خواست یکی بعد از دیگری بالا برود. او می خواست برای جامعه اش خدمت کند و تخصصش را بگیرد. در سربازی هم هر روز شصت نفر را معالجه می کرد. او عاشق علم و خدمت به کشور و مردم بود. من از این ناراحتم که فرزندم سیاسی نبود و در لباس پزشکی به مردم خدمت می کرد اما این بلا را به سرش آوردند.”














من اگر جای آقای خامنه ای بودم شبها خوابم نمیگرفت. به فکر روز پاسخگوئی بودم و مس مذاب و “مادمت السموات و الارض”. به جای تعلل و امروز و فردا و از بیماری و ویروس و کاریکاتور این جور چیزها صحبت کردن دل به توبه میسپردم. پیامبر خدا پیش از مرگ از مردم خواست هر کس از او طلبی دارد و احساس میکند به او ستمی شده است به پیش آید و کار را به آخرت نگذارد. کاش آقای خامنه ای به جای پوشیدن لباس پیامبر متخلق به اخلاق او میشد. به جای زبان درشت با مردم و آسیب دیدگان به نرمی صحبت میکرد. به جای دادن حق به خودی ها حق را به حق دار میداد. به جای سپردن مناصب لشکری و کشوری و قضائی به خود شیفتگان شیرین زبان کار ها را به افراد کارآمد و کاردان میسپرد. آیا وقت لرزیدن قلبها نرسیده است …؟
این خبر را با خبری که پیرو این متن خواهم گذاشت مقایسه کنید و سپس روی این قوم را با سنگ پای قزوین هم.
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ضمن اعلام آمادگی برای ارائه اسناد دلیل مرگ خبرنگار شبکه بیبیسی حاضر در عملیات خیبر در سال ۶۲ به خانوادهاش گفت: بیبیسی از افشای چگونگی فوت این خبرنگار و پردهبرداری از جنایت دولت انگلیس در تجهیز صدام به سلاحهای شیمیایی در هراس است.
سردار سیدمحمد باقرزاده در گفتوگو با فارس اظهار داشت: سیریل بنفورد خبرنگار بیبیسی در سال ۶۲ و در جریان عملیات خیبر در همراهی با یک هیئت سازمان ملل جهت تحقیق و بررسی استفاده رژیم بعثی صدام از سلاح شیمیایی علیه رزمندگان ایران، بر اثر استنشاق گاز خردل مجروح شد و پس از تحمل سالها بیماری در ژانویه ۲۰۱۱ از دنیا رفت. وی ادامه داد: درپی درخواست خانواده این خبرنگار برای دریافت غرامت، بیبیسی ضمن تحت فشار قرار دادن آنها از هرگونه مساعدت جهت دریافت غرامت به خانواده وی سرباز میزند.
آقای اندر جانی اگه دنبال سیاست بود گناه کرده بود.
من هم میدانم که رامین عزیز دنبال سیاست نبود اما اگر هم بود هیچ جرم و گناهی مرتکب نشده بود.
آقای اندر جانی این را بدانید که پسر شما تنها نیست.و الان دوستان خوبی در کنار دارد.و این بهترین هدیه است برای آنان که برای انسانیت ارزش قاێلند.پسر شما هم در راه آزادی و انسانیت جان داد.اما نیست و نابود نشد.یاد او همیشه در دلهای مردم باقی خواهد ماند همانند دیگر کسانی که در پی آزادی و انسانیت بودند.
به هر حال اول آرزوی صبر برای شما و خانواده میکنم سپس آرزوی نابودی کامل کسانی که با جان مردم اینگونه بازی میکنند.
محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
گفت: میباید تو را تا خانهٔ قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمهشب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست
گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت، جامهات بیرون کنم
گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست
گفت: آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت: در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست
گفت: می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی
گفت: ای بیهودهگو، حرف کم و بسیار نیست
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
گفت: هشیاری بیار، اینجا کسی هشیار نیست
ای علمای اسلام و ای رو حا نیون مثل اینکه شما ها دغدغه ای جز موی زنان و شلوار لی پسران ندارید و مغز شما ها ازاسلام در همین یکی دو
مسئله قفل شده .ظلم و شکنجه هم فقط بر اما مان معصوم بد بو د برای مردم عادی عیب نیست و این حکومت ولا یت مطلقه به نام اسلام
ازاد است تا هر کار دلش می خواهد بکند
دنیا، دنیای نامردی و بی مرامی و بی هویتی و بی اعتقادی است
به یاد شهید دکتر رامین اندرجانی
و تقدیم به همه هموطنان آذری زبان
حيدر بابا، دنيا يالان دنيا دي
سليماندان، نوحدان قالان دنيا دي
اوغول دوغان، درده سالان دنيا دي
هر کيمسيه هر نه وئريب، اليبدي
افلاطوندان بير قوري آد قاليبدي
حيدر بابا، يارــ يولداشلار دوندولر
بيرــ بير مني چولده قويوب، چوندلر
چشمه لريم، چراغلاريم، سوندولر
يامان يئرده گون دوندي، آخشام اولدي
دنيا منه خرابهي شام اولدي !
حيدر بابا ،يولوم سنن کج اولدي
عمروم کچدي، گلممه ديم گج اولدي
هئچ بيلمه ديم گوزللرون نج اولدي
بيلمزديم دنگه لروار، دونوم وار
ايتگين ليک وار، آيرليق وار، ئولوم وار
خداوند به شما صبر عنایت فرماید.
کمتر کسی در چنین موقعیتی، پشت به همه چیز کرده و به میان می آید. این موقعیت، خود برای کمتر کسی پیش می آید.
از شریف ترین شهدای ما رامین است.
ان ربک لبالمرصاد. خداوند در کمین ستمگران است. خدا صبرتان بدهد. ایمان دارم خداوند تقاص خون مظلومان را از ستمگران خواهد گرفت. ایمان دارم. ایمان دارم. ایمان دارم.
افراد سیاسی خودکشی نمیکنند انها را بطرز فجیهی میگشند.نمونه اش اوایل انقلاب استاد بزرگ احسان طبری در باغهای شهریار توسط اجرلو غرضی وکسانیکه در مجلس و یا نهاد های دیگر جا خوش کرده اند
پدر عزیز مجازات قاتلان را به عالی مقامی سپرده اید. کسی که دستش مافوق همه دستهاست و ظالمانی را به زمین گرم نشانده که دیکتاتور ایران در برابرشان ذره غباری بیش نیست
به زودی این مسئله هم روشن می شود. مگر هاله سحابی نبود. اول گفتند دیابت و بیماری قلبی. بعد گفتند شوک ناشی از مرگ پدر. هرچه دست و پا زدند بدتر شد. حالا که لو رفت کار یک مامور بوده. با مشت زده توی سینه آن مرحوم تا در تشییع پدرش از دنیا برود. مرگ مظلومانه دکتر اندرجانی و دکتر سمیعی که حرف مرتضوی را گوش نداد تا گواهی بدهد شهدای کهریزک مننژیت داشته اند و صدها از این قبیل بزودی پایه ظلم آقایان را خواهد شکست. راستی اقای خاتمی جواب نوری زاد چی شد.
مرگ بر قاتل جوانان وطن. همونی که قتل جوانان توی روز روشن رو وسط خیابونا امضا کرد . همون هم عامل قتل های مرموز است.
عطش قدرت و ثروت آقایون با بصیرت ایران رو به این روز انداخته است.
میرسد عمر ستم اخر به پایان غم مخور////سبز گردد پای سر خاک ایران غم مخور///
پدر عزیز م ضمن شریک دانستن مارا در غم خودتان.به عرض می رسانم دست خدا توسط مردم ایران چنان گلوی این جنایت کاران را بفشرد که هرچه نان حرام خورده و بخشیده اند برای حکومتشان از گلوی خودشان و خانواده شان به بیرون بریزد .صدام شاه قذافی و اسد و هیتلر و.. ومزدورانشان چه سر نوشتی برای خود درست کردند این ها هم محکوم به شکست هستند با این روش حکومت کردن شک نکنید
درود خدا بر آزاد مردان و زنانی باد که مظلومانه جان عزیزشان را برای آزادی و باورهایشان از دست دادند. در جائی که هیچ یارو یاوری جز خدا نداشتند و بعد از مرگشان بازماندگان آنها نیز یاوری جز خدا ندارند.