سیدمحمد خاتمی: نشانی از فراهم آمدن شرایط لازم و فضای مناسب برای حضور همگان در انتخابات نمیبینیم
چکیده :چنان که بارها گفته شده است امیدواریم شرایط لازم و فضای مناسب برای حضور همگان در انتخابات فراهم آید، گرچه نشانی از فراهم آمدن آن نمی بینیم و معتقدیم گذر از فضاهای امنیتی و باز شدن فضا طبق موازین و پرهیز از تنگ نظری مسؤولان و اعتماد به مردم و نگاه به آینده ای که همه آزادانه و مسؤولانه در عرصه حضور داشته باشند می تواند بسیاری از مشکلات را حل و تهدیدهایی که از هر سو متوجه کشور و مردم است از میان بردارد یا لااقل کاهش دهد....
سیدمحمد خاتمی در دیدار با اعضاء انجمن اسلامی معلمان ضمن اشاره به واقعه عاشورا و تشریح دیدگاه اسلام در مورد حکومت و نسبت آن با مردم عاشورا را درس بزرگی برای بشریت خواند.
رییس جمهور پیشین کشورمان تاکید کرده است: می گویند نظام چیزی است که عده ای تشخیص می دهند بدون اینکه توجهی به مردم داشته باشند و نظر مردم را بخواهند اگر قدرت و زور پیدا کردند بر جامعه به هر قیمتی هست تحمیل می کنند و رای و نظر مردم هیچ ارزشی ندارد و حکومت هم مسئولیتی در مقابل مردم و رضایت آنان ندارد. اگر هم دنبال رضایت مردم می رود برای این است که بتواند دوام بیاورد و کار بکند بنابراین می تواند به فریب هم متوسل شود می تواند به دروغ هم متوسل شود به هر قیمتی به زور هم متوسل شود به جنبه های دیگر هم متوسل شود برای حفظ و تحمیل این حکومت بر مردم.
به گفته ی آقای خاتمی، اختلاف نظر در اینجاست که ما تاکید می کنیم که رای و انتخاب مردم تشریفاتی نیست و این برداشتی است که از اسلام داریم و در قانون اساسی هم آمده و مردم هم به همین رأی داده اند.
متن کامل سخنان رئیس جمهوری سابق ایران را در ادامه بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
”السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین”
بسیار خشنود و خوشحالم که در این موقعیت حساس که دل هایی که همیشه به یاد حضرت ابا عبدالله الحسین هست ولی در این روزها بیشتر به عشق او می تپد در خدمت کسانی هستیم که پیروان آن بزرگوار و شاگردان مکتب او و معلمان جامعه ما هستند امیدوارم خداوند همه ما را موفق بدارد به شناخت راه و مرام حضرت ابا عبدالله و رفتن در آن راه با پایمردی و استحکام و استواری.
شما معلمید؛پیامبر اکرم هم معلم است تعبیری که خداوند می کند ایشان را فرستاد تا تعلیم کتاب و حکمت به جامعه بدهد و علاوه بر معلم بودن الگو هم هست.یعنی کسی است که پیرو او باید بکوشد خود را بر تراز شخصیت او بسازد.
امامان ما هم معلمند و ابا عبدالله الحسین (ع) معلم بزرگ است و عاشورا مکتب کسترده در همه تاریخ و آنچه در آنجا رخ داد درس بزرگی است به همه بشریت و این مکتبی است که معیار انسان خوب شدن را به ما می آموزد.
ما نگاهمان به ابا عبدالله و عاشورا باید نگاه به یک معلم باشد و به حادثه عاشورا نگاه یک مکتب؛مکتبی که همیشه برای بشر زنده است.
آنچه در عاشورا رخ داد درس فضیلت است برای انسان در برابر رذیلت، درس آزادگی و استواری بر اساس کرامت انسان و مهرورزی در برابر درد منشی وخشونت. درس عرفان دربرابر دنیا زدگی و هوا پرستی و درس عدالت در مقابل ظلم و بیداد.
عاشورا نفی کننده حکومت غصبی است حکومتی که حق مردم را از دو جهت غصب کرده است ؛یکی اینکه حق مردم است که فضیلت بر آنها حکومت بکند در حالی که حکومتی که مظهر رذیلت است بر جامعه حاکم شده و جامعه را محروم کرده است از اینکه فضیلت بر آن حکومت کند.
دوم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت و اینکه خود انتخاب کنند و بربگزینند حکومت مورد نیاز خود را در حالی که بی توجه به خواست و نیاز و حق مردم حکومت جبار بر مردم تحمیل کرده است.
عاشورا نفی کننده چنین حکومتی است و نیز نشان دهنده منشا همه فسادها و انحراف ها د رجامعه بشری یعنی حکومت فاسد و منحرف است؛نشان می دهد که وقتی حکومت فاسد و منحرف بود فساد و انحراف همه اجزاء جامعه را در بر می گیرد.
عاشورا تقابل اخلاق با بد اخلاقی است عاشورا درس اخلاق و اخلاق مداری را می دهد در مقابل کسانیکه اخلاق را زیر پا می گذارند و بد اخلاقی می کنند و بالاخره عاشورا همچنان که گفتم درس عرفان در برابر دنیا زدگی و درس عدالت در برابر ظلم و بیداد می دهد.
از عاشورا خیلی چیزها را می شود بیاموزیم ولی من با توجه به وضعیتی که ما و دنیای امروز در آن به سر می برد و درسی که باید به عنوان پیروان ابا عبدالله (ع) از عاشورا بگیریم به دو نکته که در نهضت ابا عبدالله به چشم می خورد اشاره می کنم و می دانید که ابا عبدالله که جهت قیامش را اصلاح در جامعه و امت پیامبر و رفع ناروائی ها و اصلاح نارسائی ها معرفی کرد ما به عنوان کسانی که افتخار می کنیم به نحوی این نظام و انقلاب را قبول داریم و در درون این انقلاب و نظام خواستار اصلاح و اصلاحات هستیم باید ازامام حسین (ع) درس بگیریم.
ادیان الهی بخصوص دین اسلام که دین آخر و اکمل هست برای کمال انسانی آمده اند.
آمده اند تا همه چیز در خدمت رشد و اعتلاء جان انسان قرار بگیرد و این مربوط به تک تک افراد است . همه افراد جداگانه مخاطب خداوند و پیامبر خداوندند اصلا یکی از نشانه های کرامت آدمی و شاید بزرگ ترین کرامت این است که آدمی این افتخار را یافته است که مخاطب به خطاب الهی گردد.
”یا ایها الانسان” ؛”یا ایها الناس” در قرآن و سایر کتب الهی زیاد آمده است.انسان از آن جهت انسان است که مخاطب به خطاب الهی است برای چه؟ برای این که اندیشه و اراده خود را به کار بگیرد و در مسیر درست راه برود.
قرآن کتاب هدایت است هدایت این است که انسانی که راهرو است و به سوی قله و هدف مشخصی راهنمایی شود قزآن و دین صراط مستقیم است صراط برای کسی است که راه می رود.یعنی انسان کسی است که در حال حرکت و رفتن است.انسان موجود ثابتی نیست بر خلاف سایر موجودات که از پیش چارچوب وجودی آنها؛هویت و ماهیت آنها مشخص است اما انسان کسی است که تا وقتی زنده است نمی شود بگوئیم کیست ؟ چون در حال حرکت است هر لحظه او لحظه دیگری است هدف او هم خداست، الی ربک المنتهی. انسان در حال شدن است یک موجود شونده است موجود ثابت نیست موجود سیار است ولی به کدام سو؟
دین آمده است آن سو را نسان دهد راه مستقیم را ؛راه هدایت را؛راه کمال را.اینکه انسان این استعداد فراوانی دارد که اگر به فعلیت برسد از همه طبیعت و مابعدالطبیعه بزرگ تر است. اگر آن استعداد ها به فعلیت برسد نه تنها از طبیعتی که در متن آن برآمده است با آن عظمت که خداوند می فرماید ” أأَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمْ السَّمَاءُ بَنَاهَا” یعنی در مقابل این عظمت از نظر خلقت طبیعی انسان خیلی نسبت به آن کوچک است اما این انسان دارای استعداد هایی است که از همه این طبیعت می تواند برتر شود و از ملکوت هم بالاتر می رود یعنی از فرشتگان خدا برتر می شود این استعداد ها در درون انسان است و حدی هم ندارد چگونه باید به فعلیت برسد؟
دین آمده است راه به فعلیت رساندن استعداد ها را به انسان بگوید؛آن هدفی که در ادیان الهی و در قرآن گفته شده است کجاست؟قرب به خداوند و نزدیک شدن به خداوند است.
این انسان کسی است که روح خدا در او دمیده شده است خدا گونه است البته استعدادهایی دارد که می تواند خداگونه شود اگر آن استعداد ها از بین برود از انعام و چهارپایان هم پست تر خواهد بود ولی اگر این استعداد ها به فعلیت برسد “رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند – بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت”
دین برای این آمده است هدف، قرب خداست یعنی تخلق به اخلاق الهی و خداوند مطلق است زیبایی مطلق حکمت مطلق است قدرت و علم مطلق و تخلق به اخلاق الهی یعنی این صفات و وضعیت ها را در خود پروراندن.
دین برای این آمده است و تک تک افراد مخاطب دین هستند درست است که ما خطاب های اجتماعی هم در قرآن داریم ولی راه کمال متوجه تک تک افراد است صرف نظر از جامعه هر فردی موظف است که خود را بسازد و حرکت به سوی کمال کند.
ولی دین خدا که خواستار کمال انسان نمی تواند بی تفاوت به طبیعت و جامعه انسانی باشد اینجاست که آن بحث بزرگ روزگار ما که در گذشته به این صورت اصلا مطرح نبود در دنیای مدرن مطرح شده است که آیا دین در حوزه مسائل اجتماعی دخالت دارد یا فقط به مسائل فردی می پردازد و ما می گوییم دین اگر بخواهد انسان را رشد دهد و واقعیت ها را در نظر داشته باشد انسان در متن طبیعت و جامعه به سر می برد و نمی تواند نسبت به طبیعت و جامعه و نسبت انسان با آن ها بی تفاوت باشد.
شخصیت انسانی شخصیت اجتماعی است دین نمی تواند برای رشد انسان بی تفاوت و بی توجه به مسائل اجتماعی باشد وقتی به دین رجوع می کنیم خیلی روشن مشخص می شود آنچه به نام سکولار و سکولاریسم مطرح شده است مورد قبول دین نیست.دست کم ما کسانیکه دین خدا را قبول داریم و خواستار اصلاحات دائم در متن جامعه هستیم معتقدیم که دین به جنبه اجتماعی انسان می پیردازد و کمال فردی انسان گرچه هدف اصلی است، ولی نمی تواند نسبت به امور اجتماعی و وجود اجتماعی انسان بی تفاوت باشد. و می بینیم که بخش قابل توجهی از احکام الهی، احکام اجتماعی است. یعنی نسبت به مسائل اجتماعی, ارتباطات اجتماعی،نحوه سلوک در متن جامعه نحوه ارتباطی که انسان با دیگران باید داشته باشد نحوه نظاماتی که باید برای زندگی برگزیند دین، حکم و فرمان دارد و نیز سیره و سنت پیامبر اکرم و ائمه طاهرین و صحابه بزرگوار هم این است دین توجه به مسائلی دارد که مربوط به جامعه و ارتباطات اجتماعی می شود به طور کلی در سپهر اجتماعی زندگی انسان دخالت ؛مطلب معیار و حکم و ارزش هایی دارد که مربوط به این جنبه می شود.
تفاوت ما با خیلی از کسانیکه بعضی مسائل را نمی پسندند و بعضی اشکالات را دارند و حتی شاید انقلاب را هم قبول نداشته باشند این است که ما هم انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را قبول داریم هم اینکه معتقدیم دین به جنبه اجتماعی حیات انسان می پردازد و نگاه و عنایت دارد و فقط به جنبه های فردی نمی پردازد.
از جمله وظایف انسان این است که نظم اجتماعی مطابق معیارهای الهی در جامعه برقرار کند.اگر این چنین است چگونه دین در مسائل دخالت می کند؟ اینجاست که ممکن است اختلاف نظرهایی پیش بیاید.
اینکه ما اینقدر روی جمهوریت نظام تکیه می کنیم و می گوئیم نظام نظام جمهوری باشدیعنی متکی بر آراء و رای و نظر مردم باشد و قدرت در مقابل مردم و نهادهای مردمی مسئول باشد و مردم بتوانند قدرت را بدون توسل به زور جا به جا کنند؛حاکمان خود را خدمتگزار مردم بدانند و در مقابل مردم مسئول بشناسند و تعیین کننده سرنوشت جامعه رای و نظر مردم و اظهار نظر آزاد مردم باشد یک تعارف نیست در مقابلش کسانی هستند که این را قبول ندارند.
می گویند نظام یک چیزی است عده ای که تشخیص می دهند بدون اینکه توجهی به مردم داشته باشند و نظر مردم را بخواهند اگر قدرت و زور پیدا کردند بر جامعه به هر قیمتی هست تحمیل می کنند و رای و نظر مردم هیچ ارزشی ندارد و حکومت هم مسئولیتی در مقابل مردم و رضایت آنان ندارد. اگر هم دنبال رضایت مردم می رود برای این است که بتواند دوام بیاورد و کار بکند بنابراین می تواند به فریب هم متوسل شود می تواند به دروغ هم متوسل شود به هر قیمتی به زور هم متوسل شود به جنبه های دیگر هم متوسل شود برای حفظ و تحمیل این حکومت بر مردم.
اختلاف نظر در اینجاست. ما تاکید می کنیم که رای و انتخاب مردم تشریفاتی نیست و این برداشتی است که ما از اسلام داریم و در قانون اساسی ما هم آمده است و مردم هم به همین رأی داده اند.
از اینجا می خواهم از نهضت عاشورا استفاده بکنم البته این نکته ای را که می گوییم باید در متن در نظر گرفت یعنی باتوجه به سلوک و رفتار پیامبر و مواضع امیرالمؤمنین و حتی حسن ابن علی (ع) و دیگر امامان تا موید نظری باشد که داریم.
ابا عبدالله (ع) خیلی مطالب زیادی دارند از قبل از حرکتشان از مدینه و بعد تا کربلا و روز عاشورا که همه شما شنیدید و می دانید.
ولی نکته مورد نظر ما این است که ایشان در مقابل کسانی که می گویند شما این اقدام را نکن؛نرو ، کار دیگری بکن ایشان استدلال می کند که مردم از من خواسته اند که بروم و من اجابت میکنم خواست مردم را و نیز اینکه این حکومتی که هست حکومت جور و ظلم و فساد و انحراف است و یک انسان مسئول نباید این حکومت را بپذیرد در مقابلش حکومتی است که مورد خواست و رضایت مردم است.
اقدام امام حسین (ع) نشان دهنده این است که ما در عرصه حیات اجتماعی هم مسئولیم و واگذار به خود نشده و به عنوان یک دین دار ما باید بکوشیم که بر جامعه روابط جامعه، معیارهای مبتنی بر ارزش های الهی و فضیلت های انسانی عالم باشد.دیگر آنکه استقرار یک نظام مطلوب دینی مبتنی بر رضایت و رای مردم است.
این را می توان در کنار شیوه پیامبر اکرم(ص)و ایمه اطهار(ع) بدست آوریم. چنان که پیامبر در تأسیس مدینه النبی کرد و امام علی مسؤولیت را به خاطر حضور حاضرو اصرار مردم پذیرفت و امام حسن هم در قراردادی که با معاویه بست به جدّ تأکید کرد که معاویه بعد از خود کسی را نصب نکند و کار را به تشخیص و رأی مردم واگذارد.
بنابراین وقتی می گوئیم جمهوری اسلامی یعنی مردم و رضایت آنان در استقرار حکومت اصل است. ما طرفدار انقلاب و اباعبدالله هستیم. کسانی که می گویند رأی مردم در یک نظام مطلوب الهی تعیین کننده است، حکومت ها برآمده از مردمند، در مقابل مردم مسؤول اند، و حق ندارند چیزی را به زور بر مردم تحمیل کنند در مقابل کسانی قرار دارند که می گویند رای مردم تزئینی است و در رأی مردم می توان تصرف کرد و وقتی حکومتی روی کار آمد به هر قیمتی می تواند ادامه دهد. این تفاوت تفاوت عمده ای است. این همه تکیه روی رای مردم و آزادی های موجود در جامعه، تکیه روی پاسخ گویی حاکمان و مسؤولان در مقابل مردم و تحمیل نکردن امور بر آنان از همین جا ناشی می شود. کاملا معلوم است چه کسی طرفدار انقلاب و اسلام اصیل است!؟
در مورد انتخابات هم چنان که بارها گفته شده است امیدواریم شرایط لازم و فضای مناسب برای حضور همگان در انتخابات فراهم آید، گرچه نشانی از فراهم آمدن آن نمی بینیم و معتقدیم گذر از فضاهای امنیتی و باز شدن فضا طبق موازین و پرهیز از تنگ نظری مسؤولان و اعتماد به مردم و نگاه به آینده ای که همه آزادانه و مسؤولانه در عرصه حضور داشته باشند می تواند بسیاری از مشکلات را حل و تهدیدهایی که از هر سو متوجه کشور و مردم است از میان بردارد یا لااقل کاهش دهد.
در این دیدار که با مرثیه خوانی آغاز و با ذکر مصیبت به مناسبت عاشورای حسینی و اقامه نماز جماعت ظهر به پایان رسید از سوی اعضاء انجمن مطالبی مطرح شد:
تجلیل از عاشورای حسینی و نقش آن در سرنوشت تاریخ و ملت و این که قیام حضرت اباعبدالله الهام بخش انقلاب بزرگ اسلامی بوده است و درس آزادگی و عدالت خواهی عاشورا همواره باید مورد توجه باشد.
از شهیدان بزرگوار دکتر بهشتی، رجایی و دکتر باهنر به عنوان بنیانگزاران انجمن اسلامی معلمان تجلیل و بر ادامه راه آن عزیزان تأکید شد.
در آستانه انتخابات نیز گفته شد که خواست های حداقلی مطرح شده اگر تحقق یابد می توان شاهد انتخابات خوب و پرشور بود. انتخابات یک اصل محکم در دموکراسی و مردم سالاری است که هدف انقلاب ما بوده است و همه باید بتوانند در آن حضور یابند. طبیعی است ما هم خواستار شرکت همگان در انتخابات سالم و آزاد هستیم، ولی امروز متأسفانه نهادهای نظارتی و دارای اشراف بر انتخابات جناحی هستند و جناحی عمل می کنند و نهادهایی که رسالتشان دفاع از اصل انقلاب و تمامیت ارضی و امنیت است و نباید در امور سیاسی دخالت کنند این اصل را رعایت نمی کنند و با همه سوابق درخشانی که دارند امروز طوری شده است که نظر مردم نسبت به آنان عوض شده است و این باعث تأسف فراوان است.
انجمن اسلامی معلمان همواره پای بندی خود را به موازین و ارزشهای انقلاب و مصالح ملی نشان داده و براساس قانون حرکت کرده است، ولی در مقابل مورد جفا قرار گرفته است، چنان که در این سال ها شاهد دستگیری ها و وادار کردن به استعفا و اخراج بسیاری از برادران و خواهران بوده ایم.
انتخابات فرصت برای حضور و بیان آراء و روشنگری است، ولی وقتی همه راهها به روی ما و بسیاری از گروه ها و جریان ها بسته می شود از کدام رقابت و فرصت می توان صحبت کرد و وقتی شرایط حضور عادلانه فراهم نباشد شرکت ما در انتخابات چه توجیهی دارد؟














فقط تحریم انتخابات
shoma be bighane khedmat konin
قسم به خون برادر شهیدم تا پای جان به پای تو خواهم ایستاد و هر جور بگی عمل خواهم کرد.
بهترین راه برای رسیدن به کمال انسانی گریه و زاری و آه و ناله و عزاداری و توی سر و سینه زدن و خاک و گل به سر ریختن و وپرهیز از هر چه رنگ غیر سیاه و غیره اندوه است. این دقیقا عین دستور پیامبران الهی بوده است – نیست؟ مگر پیامبران مردم را به اقامه دستجات عزاداری و مراسم کفن و دفن و نوحه خوانی و تعزیه دعوت نکردند؟ صد در صد.
موسوی در دیدار با دخترانشان گفته است که امیدی به شرکت در انتخابات نیست.
جناب استاد و سرور گرامی خاتمی.
سلام بر شما.
استاد بزرگوار. عنایت بفرمایید که جز با حذف جنتی و طیف همراه ایشان، هیچ نسیمی از تغییر در روند تخلفات و توجیهات انتخاباتی ( از خلق واژگان و بدعتها و بدفهمی قانون تا کجفهمی و پروندهسازی) احساس نخواهد شد. پس باور کنیم که انتخابات به زور سرنیزه و به نفع یک طیف خاص، هر چند وجود دارد و داشته و خواهد داشت، معنایی عفن و ننگآور بیش نیست.
نه عزيزم ديگه اين تو بميري اون تو بميري نيست. تا تقاص خون و جان آن همه شهيد و مجروح مظلوم جنبش سبز گرفته نشود انتخاباتي در كار نيست.
با این وضعیت های امنیتی و ادامه ظلمها و حبس و حصرها و فساد ها ی اقتصادی و فشارهای داخلی و خارجی برآمده از یک دولت کودتایی و عدم جبران و عذر خواهی از مردمی که حق شان پایمال شد و عدم پاسخگویی رهبر و غیر ذالک دیگر انتخابات یعنی چه ؟!بگذارید حاکمیت یکدست و مروجین آن کشور را به سمت پرتگاه ببرند و خیال همه را راحت کنند .مگر آقای خاتمی نمیدانند که در قرآن آمده که لا یکلف الله نفسا الا وسعها. تکلیف بقدر قدرت و توانایی انسان است و اینها با ضرب زور و تقلب و فساد و دروغگویی حاکمیت خود را تثبیت کرده اند پس بگذارید بتازند . انتخابات دیگر چیست ؟انتخابات مربوط به شرایط یکسان و آزاد برای همه گروهها و احزاب و افراد برای ورود به قدرت است و این شرائط مدتهاست از بین رفته است . ومن پیشنهادم به آقای خاتمی این است که ایشان همان روش میر سرافراز را پیش بگیرند وتنها متمرکز شوند بر ذکر مفاسد این جامعه و حکومت و بیان ایرادات اقتصادی و سیاسی و انحرافات عقیدتی و اجتماعی و اخلاقی و غیرو و فقط نپردازند به ایده آلهای فرضی که فرسنگها از آن دوریم .آقای خاتمی ! ابتدا باید خانه را از آلودگیها پاک کرد بعد آنرا آراست ! در اخلاق هم میگویند ابتدا تخلیه رذائل و دور ریختن اخلاق فاسد سپس تحلیه و آراستن نفس به اخلاق نیک.
تا وقتي كه اين نظام هست راي نخواهيم داد.سيد شما هم بيايي باز راي نميديم تكرار اشتباه ديگه بسه.
سید عزیز تنها راه , تحریم انتخابات است و در خواست شما و مردم از ایات عظام وحید خراسانی سیستانی صانعی دستغیب و .. که این بزرگواران با صدور بیانیه های دستجمعی از مردم بخواهند انتخابات را تحریم کنند اقتدارگران باید از مشروعیت قانونی بیفتند ما مردم مطعئن باشید از مراجع عظام تبهیت می نمائیم
درود بر نخست وزیر امام ره موسوی قهرمان
مردم ایران از نظر رهبران حکومتی کشور رعیتند نه شهروند.
انتخابات تحریم است
خاتمی عزیز
ما در سال 76 تا توان داشتیم به روشنگری مردم پرداختیم و شما را به میدان آوردیم ا. شما در دوره ریاست جمهوری با گرگ هایی طرف بودید که دندانشان را تیز کرده بودند تا به هر نحوی شما را زمین بزنند اما شما با هوشیاری و عقلانیت و ملایمت آب بر آتش آتش افکنان می ریختید. بالاخره اقایانی که با اصلاح مملکت مخالف بودند موفق شدند و همه مردم را یکجا کنار زدند. حالا هم به نظر می رسد که بهترین کار عدم شرکت در انتخابات است تا شاید از این طریق مشروعیت این انتخابات زیر سوال برود. و برای یکبار هم که شده مردم شهروند بودنشان را به اثبات برسانند.
برای آزادی باید جنگید!
اقای خاتمی من می جنگم!
در راه فکر و دین حقیقی خودم.
برای اسلامی که می دانم نه برای اسلامی که به من می شناسانند.
آقای خاتمی حرفهای شما درست بود اما بدان که رهبر من عقل من است. حرفهایتان تا به این جا درست است و همراهتانیم. اما اگر روزی شما هم راه دوستان سابقتان را در پیش بگیرید و زیر حرفهایتان بزنید مطمئن باشید دیگر شخصیت زده نیستیم تا سکوت کنیم.
من شخصیت زده نیستم. حرفهایتان را با اندیشه ام پسندیدم. اگر عملتان هم به زیبایی حرفهایتان هست می توانید روی پشتیبانی من حساب کنید.
به امید وقوع اسلام حقیقی و مدینه فاضله!
یا علی!
انتخاباتي که يزيد ناطرش هست ايا براي مردم نفعي هم داره ؟
سلام بر سید خندان
صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را نیکی چه بدی داشت که یک بار نکردی
همیشه رای دادن را توصیه کردی . یک بار هم با شجاعت بگو این بار رای ندید.
جناب خاتمی عزیز احتیاط خوبه ولی از حد که بگذره میشه ترس!
منتظر هستیم که مثل شیر بیای وسط.
اگه شرایط مهیا نشد که نمیشه منتظر پیام تحریم از زبان شما هستیم . بدون ترس. یا علی مدد
جمعی از بسیجیان اصلاح طلب
قال (ع) کسی که در سیاستش قصوری ایجاد شود ریاستش به چیز ی شمرده نمی شود
اگر شرایط فراهم شود هم شرکت نمی کنیم
تحريم انتخابات و برگزاري تجمع اعتراضي در روز انتخابات سخني است كه من از طرف تمام اطرافيانم ميشنوم.
آقای خاتمی شما عجب خوش باور هستید و چه استقامتی دارید! برادر اینها می گویند ما نمی خواهیم شما در انتخابات شرکت کنید. آنوقت شما شرط و شروط می گذارید که درآن صورت در انتخابات شرکت خواهیم کرد. نکنید این کار را بگذارید اینها یک بار مثل کرم خودشان تولید کره و خودشان بخورند و وقتی سرشان به سنگ خورد و از انتخابات بی رونق آب شده به زمین رفتند شاید یا از بین بروند یا حاضر شوند به شرایط مردم تن دهند. آخوند جماعت بسیار پر رو و وقیح و زیاد طلب هستند و با آنان بایستی با خشونت و بسیار محکم برخورد کرد وگرنه شرایط قرار داد ترکمن چای را در برابر ملت قرار خواهند داد. کدام کار اینها درست بود ما کی به جمهوری اسلامی ولایت مطلقه فقیه رای دادیم؟ همه را رفته رفته به ما حقنه کردند و حال ازما طلبکار هم شده اند. به اینها اصلا محل نگذارید.
لذت بردم از اندیشه دوست عزیزم(داوطلب).
راهنمای ما عقل ماست. خاتمی می سوزد تا این نکته ظریف را به ما بفهماند.
عزیزان خاتمی می داند که این شروط حداقلی برقرار نمی شود همان گونه که نوری زاد میداند که نامه هایش با آن همه مهربانی و خیر خواهی پذیرفته نمی شود. هدف این رادمردان آن است که به تاریخ و موافقان وضع موجود ثابت شود که سردمداران این مملکت فقط داعیه قدرت دارند و
همچون سنگی هستند که میخ آهنین را راهی بدانها نیست. چرا ما همیشه منتظریم که خاتمی شتابزده عمل کند؟
قدر اندیشه آینده نگر خاتمی و نوری زاد را بیشتر بدانیم.
جانم فدای اسلام
درود بر موسوی
لعنت بر یزید
بالاخره آقای خاتمی به آن نتیجه ای رسید که باید میرسید زیرا توقع معجزه از امامزاده استبداد داشتن که سخاوت و گذشت به خرج داده و بخشی از آن حقی را که از مردم ربوده است یعنی حق مشارکتی چند درصدی در اداره و مدیریت مملکت،
را به آنان و نمایندگانشان بدهد، توقعی بیهوده بود. این حکومت بیش از بیش بسوی انحصاری و استبدادی شدن بیشتر پیش میرود و این روند دینامیک را هیچ قدرتی نمیتواند متوقف کند مگر خیزش یک پارچه مردم و اوراق کردن این ماشین استبداد.
شرط و شرط گذاریهای حد اقلی آقای خاتمی، بعنوان رئیس جمهوری 22 میلیونی( به نسبت جمعیت 10 سال پیش و 30 میلیونی به نسبت امروز) و یا حتی آن پانزده میلیون آرای اعلام شده کروبی و موسوی در انتخابات 88 ریاست جمهوری، بمعنای حقوقی کلمه، شرط و شروط گذاری تعداد بین 15 تا 30 میلیون از جمعیت کشور ما برای حکومت بود و نه شروط شخصی خاتمی. و هیچ منبع و مرجع آماری هم وجود ندارد که بتواند اثبات کند این تعداد میلیونیِ پشت سر این شرط گذاریها تقلیل یافته است ولی برعکس روند انقباض و انسداد فضای سیاسی پس از کودتا و افزایش مسایل و مشکلات سیاسی اقتصادی و اجتماعی مملکت میتواند دلیلی بر افزایش این میزان از جمعیت صاحب حق رأی هم باشد.
بی اعتنایی آشکار حکومت به این شرط و شروط ها از سوی نماینده این میلیونها، یعنی روی آوردن رژیم به استبداد عریان و بی رتوش، یعنی برداشتن نقاب از چهره استبداد متکی بر سرنیزه و برداشتی غیر از این از رفتار حکومت تعبیری نادرست است.
رژیم با طرفندهای گوناگون از جمله شایعه پراکنی و «اصلاح طلب سازیها»ی طراحی شده توسط ماشین دیس اینفرماسیون و فریب دهی، از مجرای دستگاه های گوناگون اطلاعاتی و امنیتی خود کوشید تا نقاب از چهره برنداشته و همچنان به نمایش تکراری و اثر باخته« انتخابات بازی» و رنگ کردن مردم ادامه دهد.
شرط گذاریهای آقای خاتمی را از دو زاویه میتوان نگریست و به دو نتیجه متفاوت رسید. نگاه اول این است که با این شرط گذاریها دیگر نه برای حکومت بهانه ای باقیمانده است و نه برای آن نیروهایِ «حزب باد گونه» و فرصت طلبی که جز به امتیازات 4 ساله کرسی های مجلس و عنوان وکالت نمی اندیشند. نگاه دیگر این است که آقای خاتمی با این شرط و شروط گذاری از خط قرمز «رأی من کو؟» عبور کرده و با شرط گذاری خود این توهم را تقویت کردند که گویا در این نظام هنوز شانسی و امکانی برای شرکت در سرنوشت کشور از طریق سازو کار های انتخاباتی هست. توهمی که کودتای انتخاباتی 88 ریاست جمهوری آنرا با قاطعیت از ذهن مردم و بویژه اقشار میانه و جامعه شهری زدوده بود.
تصور اینکه رژیم به این سادگی لنگ انداخته و از صحنه آرایی این نمایش موسمی دست بردارد تصوری بیهوده است نه از این جهت که تره ایی برای مردم و اصلاح طلبان خُرد میکند بلکه بلحاظ وضعیتی که در خود ساختار استبداد با ظهور « باند انحراف» پیش آمده است. «باند انحراف» یا شبکه مافیایی و شبه فراماسونی احمدی نژاد و رحیم مشاعی، امروز برای اقتدارِ خود رهبر به یک خطر جدی تبدیل گشته است زیرا ابن باند انحراف یک جریان اجتماعی ـ سیاسی مخالف یا معترض مثل جنبش اصلاح طلبی و جنبش سبز نیست بلکه یک تومور سرطانی کشنده در خود بدنه و ساختار قدرت حقیقی است. کافیست به نامه دهم آقای نوری زیاد نگاهی بیاندازیم و از سرقت دو کامیون اسناد وزارت اطلاعات توسط این باند مطلع شویم تا بدانیم که خطر «باند انحراف » برای نظام و قدرت مطلقه آقای خامنه ایی تا چه اندازه خطری جدیست.
آنچه «باند انحراف» کم داشته و دارد بهیچ وجه شبکه سرطانی گسترده شده در بدنه ساختار قدرت نیست بلکه کسب مشروعیت و اعتباری حقوقی است [ مستقل از رهبر و قائم بخود] تا هیولای قدرت زیر زمینی و پنهان خود را از درون نظام به خیابانها و عرصه پیکار سیاسی و انتخاباتی بکشاند و با بسیج و نمایش قدرت خود اقتدار رأس نظام را رسماً به چالش کشد. فرصت انتخاباتی آینده برای این باند چنین فرصتی است. تا کنون و بویژه پس از کوتای انتخاباتی 88 این تصور در میان مردم رایج بوده است که آرای احمدی نژاد آرایی، یا تقلبی بوده و هست یا آرایی دستوری از طرف رهبری که البته تصوری پر بیراه هم نبوده و نیست. رهبری نظام، قدرت و ابزار لازم برای جراحی این غده سرطانی را، که پارادوکسل، خود در درون خویش ایجاد کرده است را ندارد و از علنی شدن آنهم، که درحکمِ چالش آشکار با رهبری نظام می باشد به هراس افتاده است. تنها ابزاری که رژیم میتوانست برای جراحی سیاسی ـ انتخاباتی این باند بکار برد، به میدان کشاندن بخشی «و فقط بخشی » از نیروهای موسوم به اصلاح طلب در جریان انتخابات پیشِ روست تا با دست و نیروی آنها از قدرت نمایی میدانی و انتخاباتی این «باند»، موقتاً جلوگیری کرده تا پس از انتخابات در فرصت مناسب و پس دور کردن آنان از پایگاه اجتماعیشان، آنها را نمد ملی کند.
شرکت گروهی بنام اصلاح طلب در انتخابات برنامه ریزی شده آینده، بطور عمده، آرای «باند انحراف» را می شکند و نه آرای اقتدار گرایان را. رژیم، به شرکت اصلاح طلبان در انتخابات آینده مجلس، نه با نیت تسهیم قدرت و مشارکت دادن مردم در سرنوشت خودشان بلکه بعنوان ضربه گیری بر ضد «باندانحراف» نیاز داشته و دارد.
از این روست که رهبری و اقتدارگرایان در این انتخابات، تمام نیروی ذخیره پنهان خود را در درون اردوی منتقدین نظام و رهبری آن [ که من آنرا ستون پنجم سیاسی رهبری نظام میدانم] به صحنه خواهند آورد تا خطر «باند انحراف» را از خود دور کنند.
پیش بینی من اینست که باند احمدی نژاد ـ رحیم مشاعی بخش عمده شعار های اصلاح طلبان و جنبش سبز را [ابزاری] بعنوان مهمات توپخانه انتخاباتی آینده خود انتخاب خواهند کرد و رژیم هم اینرا میداند و درست از اینروست که به شرکت بخشی از اصلاح طلبان یا شبیه سازیهای اصلاح طلبانه برای خنثی کردن حمله رقیب در این انتخابات شدیداً احتیاج دارد. لذا، من زمزمه شرکت جریاتاتی نظیر «حزب مردمسالاری» با پرچم اصلاح طلبی، ضمن عبور آنان از شرایط خاتمی بعنوان شاخص ترین چهره اصلاح طلبی را، در این راستا می بینم.
با تحریم قاطع انتخابات آینده از سوی اصلاح طلبان و از زبان نمایندگان و چهره های شاخص آن نظیر خودِ آقای خاتمی، احزاب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب اعتماد ملی، برای رهبری نظام راهی باقی نمی ماند مگر، قبل از اینکه رقیب نیروهایش را رسماً به صحنه آورد و اعتماد آفرینی روانی( نه الزاماً مشروعیت) نسبت ب قدرت خود در میان مردم ایحاد کند، آنرا با ساطور استصوابی از حرکت و جنبش بیاندازد.
و تحریم انتخابات، با کاربرد صریح همین واژه و شعار: «تحریم!» و بدون هیچگونه بازی با عبارت، یعنی اینکه؛ خود رژیم با دست خود صندوقهای انتخابات را به زباله دان استبداد افکنده است و سازو کارهای انتخاباتی دیگر در این نظام کارساز نیست.
فرصت یافتن کارزار تبلیغاتی انتخاباتی «باند انحراف» در دوئلی تن به تن و دو طرفه، بین اقتدار گرایان و اصول گرایان وابسته به رهبری یعنی خاتمه یافتن اقتدار مقام معظم. و دقیقاً این آن خظری است که چندی پیش، ایشان از آن بعنوان چالش بودن انتخابات آینده برای نظام بدان اشاره کردند.
انتخابات پیش رو واقعاً یک چالش برای نظام است نه بدلیل خطر رخداد جنبشی نظیر جنبش سبز که میشد آنرا با سرکوب خاموش کرد بلکه بعلت گسل مرگ و زندگی بین دو پاره از ساختار واقعی قدرت.
مردم هیچ نفعی در کشانده شدن به این جنگ تن به تن ندارند و تحریم صریح انتخابات بهترین رویکرد در شرایط کنونی است و این ممکن نمیشود مگر با افشای آن ستون پنجمی که میخواهد این جنگ تن بتن را به جنگ سه یا چند طرفه تبدیل کند!
آقا ی خاتمی ترا خدا دست از سر این مردم بردار وقتی که مجلس وودولت دست شما بود چه گلی به سر مردم زدید چه برسد به حالا؟؟؟!!!!!
کسانی که دم از تحریم انتخابات میزنند کاری است که انجام شدنی نیست اخر بعضیها بخاطر سربازی را ی میدهند بعضی میگویند کار برای بچه ام پیدا شود بعضی میترسند بعضی عادت دارند این است که رای میدهند هستند کسانی که فکر کنند اگر رای بدهند کار گیرشان میاید و یا هر فکر دیگری واقعیت است نگوئید تحریم چون رای دهنده هست اگر بگیم تحریم رژیم میگه دیدید اینها تحریم کردند اما مردم رای دادند هرچی میگیم بابا این ارا در دانشگاه فرزند تو اثر ندارد باز میترسه میگه اگر رای ندهم و او قبول شود باز هم او را از دانشگاه بیرون میکنند یا بعد برایش دردسر درست میکنند موضع خاتمی موضع صحیحی است درود بر سید
ایول ما اصفهو نیام همینطور
بنظرم در وضعیت کنونی انتصابات (انتخابات سابق ) دو گروه همواره شرکت میکنند 1- افراد جاهل 2- افرادی که در 33 سال گذشته برای خودشان کیسه دوخته و منافعشان در اولویت است نه سرنوشت ایران