سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه شورای هماهنگی راه سبز امید به مراجع عظام و علمای اعلام...
» «الا ترون انّ الحقّ لا یعمل به و انّ الباطل لا یتناهی عنه»

نامه شورای هماهنگی راه سبز امید به مراجع عظام و علمای اعلام

چکیده :مگر نه این است که دین برای برخی ابزاری برای رسیدن به مقاصد قدرت مطلق و کسب ثروت نامشروع از اموال مردم شده، در حالی که پذیرش قدرت، جز برای احقاق حقوق و اقامه‌ی قسط و عدل و اعلای کلمه‌ی توحید از جانب پیامبران عظام وامامان کرام نبوده است؟ مگر نه این است که حتّی مراجع دینی که در تاریخ این سرزمین پناهگاه مردم بوده اند، خود و بیوت شان از تعرّض مصون نمانده اند؟ مگر نه اینست که همه‌ی مضامین و شعائر دینی با عملکرد قدرت طلبان و ثروت جویان در لباس دین از محتوا تهی شده و نقش پرارج دین در معنادهی به زندگی پیر و جوان ما در حال رنگ باحتن است؟ مگر نه این است که مردم سخن «لایبقی مع الظلم» و «انّما اعظکم بواحده» را از زبان کسانی جون شما شنیده اند؟...


شورای هماهنگی راه سبز امید همزمان با ایام عاشورای حسینی در نامه‌ای به مراجع عظام و علمای اعلام، با اشاره به این سخن شهید عاشورا که در توجیه قیام خود فرموده «الا ترون انّ الحقّ لا یعمل به و انّ الباطل لا یتناهی عنه» تصریح کرد: مردم دیندار ما، به حق، لبّیک به آن را پیش و بیش از همه، از شما چشم انتظارند.

این شورا در بخشی از بیانیه خود آورده است: از تاریخ آموخته ایم که ایستادگی دینداران حقیقی در برابر مدعیان دینداری تا چه حد دشوار است و نیز می دانیم که دغدغه‌ی خاطر بسیاری از شما حفظ دیانت است. امّا آیا در تندباد حوادث امروز از چهره‌ی دیانت که روز به روز بر آن شائبه های ظلم و فساد می افتد و ایمان ها را به یغما می برد، چیزی برای محافظت باقی می ماند؟

شورای هماهنگی راه سبز امید با اذعان به اینکه حتی سکوت برخی از مراجع و علما نیز بی هزینه نبوده و با حریم شکنی و هتاکی رو به رو بوده، در عین حال پرسیده است: آیا این سکوت سنگین کافی است؟ مگر نه این است که دین برای برخی ابزاری برای رسیدن به مقاصد قدرت مطلق و کسب ثروت نامشروع از اموال مردم شده، در حالی که پذیرش قدرت، جز برای احقاق حقوق و اقامه‌ی قسط و عدل و اعلای کلمه‌ی توحید از جانب پیامبران عظام و امامان کرام نبوده است؟ مگر نه اینست که همه‌ی مضامین و شعائر دینی با عملکرد قدرت طلبان و ثروت جویان در لباس دین از محتوا تهی شده و نقش پرارج دین در معنادهی به زندگی پیر و جوان ما در حال رنگ باحتن است؟

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احداّ الا الله و کفی بالله حسیبا

محضر مبارک مراجع عظام و علماء اعلام (ادام الله برکاتهم)

در ایام عاشورای حسینی که یادآور ایستادگی مسئولانه و شجاعانه تا پای جان حضرت سید الشهداء (ع) در برابر ستمگری است، بر خود فرض دیدیم تا با شما که برای پاسداری از ارزش های الهی و انسانی با خداوند پیمان صدق بسته اید و دل در گرو دیانت دارید، بار دیگر شرایط ناگوار و خطیر حاکم بر کشور را بنا به فریضه‌ی تواصی به حق یادآور شویم.

این روزها، انقلابی که با تلاش جانکاه مردم در بند نظام استبداد و استعمار، با محوریت آزادی، استقلال و ارزشهای انسانی اسلام و راهبری مرجعی زمان آگاه، شجاع و از خودگذشته که زبان خواسته های بحق مردم شد و با همت صدها انسان حق طلب که در زندان های مخوف ستمشاهی و در کوی و برزن شهرها و روستاهای این سرزمین به خاک و خون افتادند و مصائبی وصف ناپذیر کشیدند به پیروزی رسید و پس از بیرون راندن نظام فاسد، بر اساس آراء مردم، نظمی نوین برپا کردند و در پی استقرار و تثبیت آن، در برابر فشارها و تهدیدها و ترورها و جنگی تحمیلی هرآنچه داشتند در طبق اخلاص نهادند تا شاهد تحقق احترام به کرامت انسانی و ارزش های والای زمینه ساز آن باشند، در پی گذشت بیش از سه دهه، در معرض آزمونی بزرگ قرار گرفته است.

در حالی که با این تلاشهای بی شمار چنین به نظر می رسید که آرزوهای برآمده از تاریخ دیرینه‌ی پرفراز و نشیب این ملّت در مسیری دشوار امّا پیمودنی، در فرآیندی درازمدّت رو به سوی تحقق نسبی نهاده است، شاهد آنیم که این حرکت بر اثر کم ظرفیتی ها، خودبینی ها، سستی در پایبندی به میثاق با مردم، عوام فریبی ها و حاکمیت مجدد خوی استبداد و تفرعن، به کژراهه ای آشکار افتاده است. چشم گشوده ایم و خود را در جامعه ای می بابیم که بار دیگر چهره‌ی بی اخلاقی، دروغ، فساد، تباهی، تجاوز به حقوق مردم و تفرقه بر آن حکمفرماست و بر اثر خودخواهی ها و بی تدبیری ها، آزادی و استقلال نه تنها پایمال، بلکه تعدّی به آبرو و جان و مال و ناموس مردم به تدریج سنت جاری و روال ساری شده است.

جانسوزتر این که با وجود این استحاله‌ی بزرگ، وقیحانه بر آن لعاب دین و دینداری می کشند تا مقاصد شرک آلود برخی پوشیده بماند و زبان اعتراض بحق مردم بر آنان کُند و بلکه بسته شود (مستعملاً آلة الدین للدنیا و مستظهراً بنعم الله علی عباده و بحججه علی اولیائه). تزویرگرانه سخن از «اصل» و «فرع» بر زبان می رانند، در حالی که «اصل»، یعنی موهبت الهی کرامت، آزادی، عدالت و زندگی انسانی، نه تنها قربانی «فرع»، که قربانی «شخص» شده است. فراتر از دین و حق و قانون و خواست مردم، به جای آن که فروتنانه ملتزم اصول باشند، با بدعتی جدید مدعی آن شده اند که خود، «اصل» اند و همه چیز دیگر باید به پای این «اصل» قربانی شود. بلندگوها در خدمت مدّاحی و مجیزگویی غالیانه و نقل معجزات و کرامات برای این «اصل»، مرتبت «فصل الخطاب» بودن را که خداوند از روی لطف به پیامبری بزرگ و معصومی چون داوود نبیّ (ع) عطا نموده است، بی چون و چرا برای آن مصادره می کنند. با انطباق دروغین اخبار آخرالزّمان بر خود و شرایط خود و یا سکوت تأییدآمیز و مجال دادن تلویحی به این انتساب های ناروا، هاله‌ی تقدّس و نور گرداگرد خود می کشند و حتّی از زبان وابستگان خود، مدّعی مدیریّت و هدایت مستمرّ امامت معصوم بر این همه تباهی ها می شوند و او را ملزم به تصحیح نارواها، ظلم ها، سوء تدبیر ها و عنان گسیختگی هایی می دانند که مرتکب می شوند.

کارگزارانی جاهل، خودشیفته و زبان آور نه تنها با تعابیری نظیر آنچه در آموزه های خودساخته‌ی شیخیّه سراغ داشته ایم و طرح مفهوم انسان کامل برگزیده‌ی الهی، حتی خود را از رجوع به حدیث پیامبر(س) و اوصیای کرام(ع) بی نیاز و مستقیماً به منبع وحی و الهام متّصل می بینند و از ناحیه‌ی مقدّسه مورد تأیید، بلکه ادعای برخورداری از علوم غریبه و ارتباط با جنّیان و اجنّه و پیش گویی آینده سر می دهند. اینان به مصداق «و جعل اهلها شیعاً»، با تقسیم جامعه به «خودی» و «ناخودی» و «عوام» و «خواص»، خود را عمود خیمه‌ی دین و «امّ القرا» می خوانند، خودی ها را از امتیازات بی شمار و حیف و میل بی حساب بیت المال برخوردار و ناخودی ها را حتّی از حقوق اولیّه انسانی شان محروم می سازند.

قانون در دست اینان و کارگزاران شان بازیچه شده، تا آنجا که حتّی قانون اساسی که میثاق وحدت این ملّت است با بی اعتنایی به فرمان الهی «اوفوا بالعهد، انّ العهد کان مسئولاً» به ورق پاره ای بی ارزش مبدّل شده و نهاد های نظارتی، ناتوان از انجام وظایف خود شده و آراء مردم و نمایندگان شان که اساس مشروعیت این حکومت بر آن استوار است، به هیج گرفته می شود.

مأموران نظامی، امنیتی و اطّلاعاتی بر خلاف اصول بدیهی حکمرانی مردم سالار، بر تمامی شئون سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و حتّی دینی جامعه بی محابا دست انداخته اند و سخن و فعل شان نافذ و جاری و تخطّی های آشکارشان بی پاسخ می ماند. ضعف و سست عهدی درون و ناتوانی شان از پذیرش خطا، بلکه معصیت بودن مسیری که با دروغ بزرگ انتخابات اخیر آغاز شد و برای پوشاندنش ناچار به گفتن هزاران دروغ بزرگتر شدند، با هتک حرمت ها، قتل بی گناهان، انباشتن زندان ها از معترضان، تجاوز به نوامیس، تصاحب اموال و انهدام حرث و نسل، ردّ پای خونین خود را در تاریخ معاصر این ملّت برجای گذارده است.

این ها دیگر نه سخنی است که از ناحیه‌ی دشمنان و بیگانگان، بلکه از زبان کارگزاران و کسانی شنیده می شود که خود، برکشیدگان و گماشتگان این طایفه اند و هر روز با افشای اسرار مگوی رقیب، در صدد تفوّق جویی بر یکدیگرند و متقابلاً یکدیگر را تهدید به افشا و وادار به سکوت می کنند. ملتی که تمامی شئون زندگی اش را این چنین دستخوش یغما می بیند و بی تدبیری ها، آن را تا لبه‌ی تهدید آشکار و پنهان بیگانگان رانده، جز تجربه های تلخ تاریخی و نجابت ذاتی اش چه انگیزه ای برای ایستادگی دارد؟

جای بسی تأسف است که همه‌ی این فجایع به نام اسلام و تشیع صورت می گیرد. همه‌ی ما پیش از انقلاب در برابر نظامی فاسد و آلوده صادقانه فریاد اعتراض خویش را سر می دادیم و بسیاری از ما در راه مقابله با ظلم، همه‌ی خطرها را به جان می خریدیم. ما در پای خطابه ها شما یاد گرفته ایم و از زیارت وارث آموخته ایم که لعن و نفرین خداوندی تنها بر آمران و عاملان آن حادثه‌ی شوم سزا نیست بلکه بر آنها که شنیدند و با سکوت خود به آنچه اتفاق افتاد رضایت دادند نیز رواست. ما را چه شده است که در قبال این کژروی ها و بی عدالتی ها و تعدّی ها به ساحت تعالیم دینی و حقوق مردم و در برابر این همه خودخواهی که نه خود راه بجایی می برد و نه راه را برای تلاش های ناصحانه و مشفقانه برای اصلاح می گشاید، سکوت اختیار کرده ایم؟

اگر امروز شاهد گسترش امواج دین گریزی در میان مردم و به ویژه جوانانمان هستیم (که صد البته از ابعاد آن باخبرید) نه از آن روست که در قلب های ایرانیان جایی برای شناخت و پرستش خداوند نمانده، بلکه از آن روست که می بینند دین در دستان کسانی که به منظور حفظ قدرت خویش در ظلم و ستم هیچ خط قرمزی نمی شناسند و از ضرب و شتم و حبس و شکنجه و تجاوز پروا ندارند، ابزاری بیش نیست و از روح پالایشگر دین اثری برجای نمانده است. می بینند که دختران و پسران بی گناه را به کوچک ترین لغزشی در خور بازداشت، آبرورویزی و تعزیر می دانند در حالی که از کرور کرور دزدی شریکان قدرتشان چشم پوشی می کنند. این همه به نام «حفظ نظام» انجام می شود، در حالی که حفظ نظام یعنی حفظ ارزش های والای اخلاقی که باید در عرصه های گوناگون زندگی شخصی و اجتماعی تجلی یابد، نه حفظ صاحبان قدرت و حراست از سفره ای که برای همگنان گسترده شده. آنچه باعث ایجاد فاصله میان روحانیت و مردم می شود، فاصله ای است که میان قول و عمل روحانیت دیده شود. اگر جوان مسلمان ببیند که دین نه تنها دردی از او دوا نمی کند بلکه بر دردهای او می افزاید، چگونه می توان انتظار داشت که از دین، دست کم صورت رسمی و رایج آن، رویگردان نشود.

اگر روحانیت توانسته است در طول تاریخ در کنار مردم مظلوم و در مقابل حاکمان ظالم بایستد، با پشتوانه‌ی استقلال و نیز تحمل گوناگونی دیدگاه ها در میان علمان دینی بوده است. اینک دستگاه های امنیتی و دولتی از طریق کمک های مالی هدفمند، برنامه ریزی برای یکدست کردن آنچه در خطابه ها گفته و در مرثیه خوانی ها خوانده می شود، کنترل شدید دفاتر مراجع، تشکیل هیئت های مذهبی هماهنگ با خود، به انحصار درآوردن شبکه های صدا و سیما و مانند آن، کار را بدانجا کشانده اند که به روحانیون مستقل پیام می دهند که در پایان سخنرانی خود دعا به صاحبان قدرت را از قلم نیندازند، و در عرصه‌ی فقاهت و افتاء در تعیین صلاحیت یا عدم صلاحیت علمی مراجع تقلید دخالت می کنند. اگر بنا باشد به نشانه‌ی اعتراض کفن پوش به خیابان آمد، باید برای اعتراض به دست اندازی اینان به ساحت دین و دینداری آمد.

اگر چراغ مرجعیت و روحانیت هنوز در جامعه‌ی ما خاموش نشده، بی تردید مرهون پایمردی برخی از مراجع و عالمان دینی بوده که جانبداری از حق را بر هرچیز دیگر ترجیح داده اند. همه می دانیم که سکوت بسیاری از شما ارجمندان، بی هزینه نبوده و با حریم شکنی های متفرعنانه و نیز هتاکی های بلندگوها و ایادی قدرت و ثروت روبه‌رو بوده اید. امّا آیا این سکوت سنگین کافی است؟ مگر نه این است که دین برای برخی ابزاری برای رسیدن به مقاصد قدرت مطلق و کسب ثروت نامشروع از اموال مردم شده، در حالی که پذیرش قدرت، جز برای احقاق حقوق و اقامه‌ی قسط و عدل و اعلای کلمه‌ی توحید از جانب پیامبران عظام وامامان کرام نبوده است؟ مگر نه این است که حتّی مراجع دینی که در تاریخ این سرزمین پناهگاه مردم بوده اند، خود و بیوت شان از تعرّض مصون نمانده اند؟ مگر نه اینست که همه‌ی مضامین و شعائر دینی با عملکرد قدرت طلبان و ثروت جویان در لباس دین از محتوا تهی شده و نقش پرارج دین در معنادهی به زندگی پیر و جوان ما در حال رنگ باحتن است؟ مگر نه این است که مردم سخن «لایبقی مع الظلم» و «انّما اعظکم بواحده» را از زبان کسانی جون شما شنیده اند؟

از تاریخ آموخته ایم که ایستادگی دینداران حقیقی در برابر مدعیان دینداری تا چه حد دشوار است و نیز می دانیم که دغدغه‌ی خاطر بسیاری از شما حفظ دیانت است. امّا آیا در تندباد حوادث امروز از چهره‌ی دیانت که روز به روز بر آن شائبه های ظلم و فساد می افتد و ایمان ها را به یغما می برد، چیزی برای محافظت باقی می ماند؟ و مگر نه این است که خداوند که فروفرستنده‌ی ذکر است، خود حفظ آن را ضمانت نکرده است؟

این سخن شهید عاشورا را از ورای تاریخ به روزگارمان می شنویم که «الا ترون انّ الحقّ لا یعمل به و انّ الباطل لا یتناهی عنه». و مردم دیندار ما، به حق، لبّیک به آن را پیش و بیش از همه، از شما چشم انتظارند.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

شورای هماهنگی راه سبز امید


29 پاسخ به “نامه شورای هماهنگی راه سبز امید به مراجع عظام و علمای اعلام”

  1. ناشناس گفت:

    طیب الله…
    بنده طلبه ای هستم که زبان حال بنده نیز همینست قدرت و حکومت یغمای وجودشان اما باید به ملوک الناس این مرز و بوم گفت: فقط ستمگری خود را از دین لطیف الهی بردارید که لا یبقی له شیء الا اسمه

  2. ناشناس گفت:

    [جای خرسندی است که در بین طلبه ها هم هستند کسانی که مخالف روند ظالمانه حاکمیت در مصادره دین و پیاکبر و امامان برای مقاصد قدرت طلبانه خود هستند. درود بر تو طلبه آزاده

  3. قا دسیه گفت:

    مرحبا:به درستی که دست روی نقطه حساسی گذاشته و راه خود را در مسیری صحیح قرار داده اید.باشد که با رسیدن به این هدف مهم و با پشتیبانی کردن مراجع تقلید بتوان دوباره طعم شیرین آزادی وبه اسلام ناب محمدی وبه معنی واقعی کلمه به عدل علی دست پیدا کنیم.

  4. ما هستیم گفت:

    خطاب به علما محترم و شورای هماهنگی راه سبز امید
    امروز ایران در نقطه عطف تاریخی خود قرار گرفته که سه سرنوشت بیشتر برای آن متصور نیست
    یک – افتادن به ورطه جنگ که طومار دار وندار این مرز بوم را می پیچد و مردم ایران را غلام حلقه بگوش نظام سلطه میکند
    دو – برگشت به عقب و از بین رفتن خون تمامی فرزندان این مرزو بوم که در راه آزادی و دموکراسی پرداخت شده چه آنها که در زندان مردند و چه آنها که در جنگ رفتند فرزندان این سرزمین و سرمایه این مملکت بودند شما خوب میدانید در خلع حضور جنبش سبز در عرصه اجتماعی جا برای گروه های فرصت طلب مانند سلطنت طلب ها و غیره باز میشود
    سه – پرچمداری و بمیدان آمدن شما و یکسره کردن کار دیکتاتورها و ادامه راه توسعه جامعه مدنی ایران مردم ایران ثابت کرده اند بهای آزادی را پرداخت خواهند کرد
    بی پرده بگوییم در هر دو صورت نخست شما در قبال تاریخ و سرنوشت مردم ایران باید پاسخگو باشد و ایران شما را نخواهد بخشید
    مسافر کهریزک
    ماهستیم

  5. narahat گفت:

    ازاین مراجع غیرازبیات ودستغیب وصانعی کدومشون همراه مردم بودندونوکرحکومت نبودندکه حالا انتظاری ازشون داشته باشیم?توروخدا اینقد اینا رو آیات خدا خطاب نکنید

  6. ناشناس گفت:

    درود بر شما

  7. ناشناس گفت:

    احسنت به شوراي هماهنگي، جنين فعاليتهايي به به كرات و به صورت مداوم از سوي آن شورا انجام گيرد. ارسال نامه هاي علني و خصوصي به مراجع و … بايد تداوم يابد.

  8. حسن گفت:

    اگر این علمای دین و مراجع عظام با مشاهده این همه ظلم و جور و پایمال شدن دین و تعالیم آن احساس مسئو لیت می کردند و درد مردم و اجتماع را درک میکردند تا حالا از خود بخاری نشان می دادند و نیازی هم به این یادآوری وظایفشان نبود. اکنون هم این هشدارها اثری در آنها ندارد. تنها عالمان محدودی مانند آیت اله دستغیب و بیات هستند که دین شان را به دنیا یشان و حفظ جانشان نفروخته اند. دو چیز آقایان حامی حکومت و سر به لاک خود فرو برده ها را از اعتراض و انجام وظایف الهی شان باز می دارد.
    1- مال و منالی که از طرفداری از حاکمان کسب می کنند و خودشان و فامیل شان بهره مند می شوند.
    2- ترس از زندان و در حصر شدن و به خطر افتادن رفاه شان.

  9. محمد رزمنده سابق گفت:

    با درود بر جنبش سبز ایران علما که یک عمر از ظلم و ستم به حسین ع و امامان معصوم مردم را گریاندند باید پاسخ این پرسش را امروز بدهند ایا به نام اسلام می شود ظلم کرد دروغ گفت فریب داد و بهتان و افترا زد و کشور را به ورطه نا بودی و ورشکستگی کشاند

  10. علی گفت:

    با درود بر همه کوشندگان راه ازادی و درستی و جنبش سبز .زندانیان سیاسی را باید ازاد کنند و از جهل و دیکتا توری و واپسگرائی به نام دین باید
    جلو گیری شود که با این روش ترو خشک با هم روزی خواهند سوخت

  11. ناشناس گفت:

    عنان به ميكده خواهيم تاخت زين مجلس/ كه وعظ بي عملان واجبست نشنيدن

  12. ناشناس گفت:

    اي بابا

    اگر اين مراجع معظم هم بخواهند در سايت دخالت نكنند شما نمي‌گذاريد. پدرجان، مشكل ملت ما يك مشكل سياسي است. يك گروه اوباش دين را ابزار سركوب مردم كرده‌اند. مراجع بيچاره چكار مي‌توانند بكنند؟ چقدر اعلاميه بدهند؟ چقدر مخالفت كنند؟ مگر آن‌ها را سركوب نمي‌كنند؟‌

    لطفاً موضوع را يك امر سياسي تلقي كنيد و اجازه بدهيد مراجع كاري به كار سياست نداشته باشند. بهترين كار مراجع همين است كه سياست را به سياست مداران و سياستگذاران بسپارند و گليم دين را از آب بيرون بكشند.

    آنقدر هم اين مراجع بينگناه را از نظر اخلاقي تحت فشار قرار ندهيد. آيا آنان بايد به صورت علني اعلام كنند كه كاره‌اي نسيتند؟‌ تا دست از سرشان برداريد؟ آيا اين اراذل به حرف آدم بزرگي مثل خاتمي توجه مي‌كنند؟ آيا اصرار بيش از حد خاتمي او را بي‌اعتبار نمي‌كند؟‌

    من كه از شوراي راه سبز اميد در حيرتم!

  13. شیراز سبز گفت:

    به این سکوت مرگبار پایان دهید

  14. سبزه قبا گفت:

    ما دیگر امیدی به این آخوندها نداریم. اکثر آنان حتی به وظایف شرعی خود مخصوصا امر به معروف و نهی از منکر عمل نمیکنند اما تا میتوانند روضه ی امام حسین میخوانند که یزید چگونه امام حسین و یارانش را در روز عاشورا کشت و اینکه امام حسین به خاطر امر به معروف و نهی از منکر شهید شد.
    اما این نامه برای ثبت در تاریخ مناسب است که بگوییم آی علمای اعلام ، روزی بود که این سخنان را به شما گفتیم ولی از دیوار صدا درآمد و از شما صدایی در نیامد.

  15. دلسوز واقعی میهن گفت:

    با سلام- کارکنان محترم کلمه خواهش می کنم این پیام من را به این شورا برسانید. لازمه تاثیر گذاری شورا بر مردم برقراری ارتباط موثر با آنها است
    بنده انتقاداتی به شورای هماهنگی راه سبز امید دارم. متاسفانه این شورا از ظرفیت جنبش سبز استفاده نمی کند. برادران صرف بیانیه دادن مشکل ما حل نمی شود. باید مرد میدان و عمل بود. باید از همین اکنون با تمام ابزارهای موجود و ظرفیت های فضای مجازی بیانیه ای در حمایت از آزادی رهبران عزیز در بندمان صادر و از حکومت بخواهید تا پایان دی ماه آنها را آزاد کنند. در غیر این صورت از مردم بخواهید در 25 بهمن به خیابان ها بیایند. متاسفانه خیلی منفعل عمل می کنید. می گویند 2 صد گفته چو نیم کردار نیست. ما آزادی رهبران عزیزمان را می خواهیم. نگذارید این سیاست منفعلانه شما موجب بدنامی و بی وفایی برای مردمان کشورمان گردد. اگر خدایی نکرده اتفاقی برای این دو عزیز بیافتد ما شما را نخواهیم بخشید. چون در هر صورت به عنوان جانشینان میرعزیز قرار گرفته اید. باید در بیانیه ای محکم به حکومت( رهبر) شرایط بسیار وخیم حاکم بر کشور را گوشزد کنید و از او بخواهید دست از لجاجت ها و سایت های خانمان برانداز دست بردارد و بگذارد مردم بر سرنوشت خود تصمیم یگیرند. باید این حس را در مردم به طور کامل زنده کرد که این عزیزان به خاطر دفاع از حقوق ما در زندان گرفتار شدند. نگارش بیانیه ها به طور حرفه ای عمل نمی کنید و حس وظیفه شناسی مردم را تحریک نمی کنید. باید بیانیه ها واقع بینانه و جامع باشد و بیانگر عمق دلسوزی خود در قبال جامعه باشد. باید پایداری رهبران را به مردم گوشزد و دین مردم را به آنها گوشزد کنید
    من از امروز در دفاع از آزادی رهبران عزیزمان از هیچ تلاشی برای تبلیغ راهپیمایی مجدد در 25 بهمن دریغ گذار نخواهم کرد. من به وظیفه انسانی و اخلاقی خود در دفاع از رهبران خود عمل می کنم و نمی خواهم در تاریخ همچون مردم کوفه به بی وفایی متهم شوم/

  16. ناشناس گفت:

    نامه نوشتن برای ثبت در تاریخ و کمک به آیندگان کار خوبیه. ولی امیدوارم با امید تأثیر ننوشته باشید. ما خیلی وقته امید از غیر خدا بریده ایم. به خصوص از علمایی که به بی اثر بودن و ترسو بودنشون یقین حاصل کرده ایم.

  17. ناشناس گفت:

    خیلی جاهل هستید. علما وظائف خودشان را می دانند. نیازی به تذکر شما نیست.

  18. بسیجی دوران امام خمینی گفت:

    باید مردونه اومدتو میدون وبرعلیه یزید زمان قیام کرد باتوخونه نشستن کاربجایی نمیبره ونیروها تحلیل میرن حداقل ازتجربه کشورهای عربی استفاده بکنید که شبانه روز تومیدونن
    حتما اونهایی که به اینترنت دسترسی دارند نامه های آقای نوری زاد را درجمع میهمانی خانواه وفامیل هایشان مطالعه کنند باید روشنگری کرد

  19. ناشناس گفت:

    با سیه دل چه سود خواندن وعظ نرود میخ اهنی در سنگ

  20. بی طرف گفت:

    سلام
    متاسفانه خودهمین شورای هماهنگی در قدرت حضور داشت ولی همین حرفها وعملکردها رو از اونا هم دیدیم دعوای اینه دعوای پس توچرا است نه چیز دیگر دنبال این منفعت طلب ها نگردید
    اگر این نام به قول شما اینگونه بود که میگفتید پس چرا از اول وزمانی که دست شما در کاسه بود از ایشان اعلام براعت نکردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  21. ناشناس گفت:

    بین خوب و خوبتر و بد و بدتر کدام یک را انتخاب میکنید. انتخاب شما اول بقای خودتان بعد صلاح ملت را یا اول صلاح ملت را بعد بقای خودتان را سبب می شود شاید هم باید فداکاری کنید شاید باید ملت را فدا کنید و شاید حتی دین را فدای ملت کرد ما اول انسان هستیم بعد مسلمان
    موقع آن رسیده که تکلیف خودتان با این ملت را با انسانیت را مشخص کنید.

  22. ناشناس گفت:

    بین خوب و خوبتر و بد و بدتر کدام یک را انتخاب میکنید. انتخاب شما اول بقای خودتان بعد صلاح ملت را یا اول صلاح ملت را بعد بقای خودتان را سبب می شود شاید هم باید فداکاری کنید شاید باید ملت را فدا کنید و شاید حتی دین را فدای ملت کرد ما اول انسان هستیم بعد مسلمان
    موقع آن رسیده که تکلیف خودتان با این ملت را با انسانیت را مشخص کنید.

  23. ناشناس گفت:

    . قال الحسین (ع) :

    « وعلی الاسلام السّلام اذ قد بُلیت الامّة براعٍ مثلَ یزید »

    آن هنگام که عنصر آلوده ای بسان یزید زمام امور دین و جامعه را به کف گیرد و مردم به زمامداری چون او گرفتار آیند ، باید فاتحه اسلام را خواند.

  24. ناشناس گفت:

    کارگزارانی جاهل، خودشیفته و زبان آور نه تنها با تعابیری نظیر آنچه در آموزه های خودساخته‌ی شیخیّه سراغ داشته ایم و طرح مفهوم انسان کامل برگزیده‌ی الهی، حتی خود را از رجوع به حدیث پیامبر(س) و اوصیای کرام(ع) بی نیاز و مستقیماً به منبع وحی و الهام متّصل می بینند و از ناحیه‌ی مقدّسه مورد تأیید، بلکه ادعای برخورداری از علوم غریبه و ارتباط با جنّیان و اجنّه و پیش گویی آینده سر می دهند. اینان به مصداق «و جعل اهلها شیعاً»، با تقسیم جامعه به «خودی» و «ناخودی» و «عوام» و «خواص»، خود را عمود خیمه‌ی دین و «امّ القرا» می خوانند، خودی ها را از امتیازات بی شمار و حیف و میل بی حساب بیت المال برخوردار و ناخودی ها را حتّی از حقوق اولیّه انسانی شان محروم می سازند.

  25. ناشناس گفت:

    زبان حال روحانیت در ایران این بیت صائب تبریزی است که میگوید
    انچه دین در سالها کافر مسلمان کرده بود این حریفان جمله در یک روز کافر میکنند

  26. سامان 12 گفت:

    در زمان شاه هم فقط چند نفر از مراجع سیاسی بودند وبقیه عافیت طلب وسازشکار بودند.ازاین اخوندهاکه درایام دهه محرم برای ایثارواز خودگذشتگی امام حسین”ع”روایتها میگفتند چند نفرشان مجانی وبرای رضای خدا موعظه میکردند؟با این سکوتی که مراجع و جامعه روحانیت دربرابر اعمال دیکتاتور میکنند وبا بی تفاوتی در برابر فریاد مظلومان دربند و اه مادران عزادار وخون بناحق ریخته ازادیخواهان /برای همیشه اعتبارونفوذ خودشان را در این سرزمین از دست میدهندوبه حاشیه میروند.

  27. ناشناس گفت:

    آقای امیر ارجمند.

    خیلی ممنون از بابت این نامه و اقدام به همراه سازی مراجع با حرکت. خواهشمندم نامه را به عنوان و با ذکر اسامی خاص مراجع تقلید برای ایشان بفرستید و در سایت ها منتشر کنید تا مجبور به پاسخگویی باشند.

  28. ابراهیم گفت:

    آقا من نمی دونم این مراجع چه می کنند؟
    خلخال پای یهودیه به کنار، گفته اند یک گروه مخفی بر چاپ رساله ها نظارت می کنند! خبر را محمد یزدی (شریح زمان) داده است.

  29. آریا گفت:

    بالاخره ریشه ظلم و فساد یه روز سوزونده و خشک می شه.. مهم اینه که یه روزی اینا باید جوابگو باشن اون دنیا هیچ عذری پذیرفته شده نیست