خواهر داوود سلیمانی: شما حقیقت را از پشت میله های زندان فریاد می زنید و ما در تکیه حسین حسین می کنیم
چکیده :زهرا سلیمانی، خواهر دکتر داوود سلیمانی عضو دربند شورای مرکزی جبهه مشارکت اسلامی در یادداشتی برای برادرش نوشته است: داوودم، پس از سالهای مدیدی که از حماسه عاشورا می گذرد هنوز هم ندای آزادی و آزادگی از لا بلای غل و زنجیر به گوش می رسد. هنوز هم هستند مردان حسینی چون مثال شما که در پشت میله ی زندان قفل بر زبان...
زهرا سلیمانی، خواهر دکتر داوود سلیمانی عضو دربند شورای مرکزی جبهه مشارکت اسلامی در یادداشتی برای برادرش نوشته است: داوودم، پس از سالهای مدیدی که از حماسه عاشورا می گذرد هنوز هم ندای آزادی و آزادگی از لا بلای غل و زنجیر به گوش می رسد. هنوز هم هستند مردان حسینی چون مثال شما که در پشت میله ی زندان قفل بر زبان دارند.
سلیمانی نماینده مردم تهران در مجلس ششم شورای اسلامی و معاون دانشجویی دانشگاه تهران در دوره اصلاحات بود.
وی در سال ۱۳۷۸ و در زمان حملهٔ لباسشخصیها به کوی دانشگاه تهران نقش مؤثری در افشای جنایتهای لباسشخصیها و عوامل سرکوبگر نیروی انتظامی در حمله به کوی دانشگاه داشت.
او که در جریان انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران قائم مقام ستاد انتخاباتی استان تهران میرحسین موسوی بود، روز ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ بازداشت و به اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، تبانی و اجتماع و تبلیغ علیه نظام» به ۶ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از فعالیتهای حزبی و مطبوعاتی محکوم شد.
خواهر داوود سلیمانی این عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها و استاد دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران در یادداشت خود آورده است: شما حقیقت را از پشت میله های زندان فریاد می زنید و ما کام در دهان فرو بسته ایم و در حسینیه و مسجد و تکیه حسین حسین می کنیم.
متن کامل این یادداشت کوتاه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز…
باز نوای خروش عاشورای حسینی؛ از کوچه پس کوچه های این سرزمین به گوش میرسد. ندای هل من ناصر ینصرنی…
داوودم، پس از سالهای مدیدی که از حماسه عاشورا می گذرد هنوز هم ندای آزادی و آزادگی از لا بلای غل و زنجیر به گوش می رسد. هنوز هم هستند مردان حسینی چون مثال شما که در پشت میله ی زندان قفل بر زبان دارند.
وای بر ما که از قیام نینوا چه ها آموخته ایم….
داوودم؛ کرببلا به من آموخت تا بدانم؛ آزادگی و ایثار از آن شماهاست. شما آزاده اید و من و امثال من در بند هستیم.
شما حقیقت را از پشت میله های زندان فریاد می زنید و ما کام در دهان فرو بسته ایم و در حسینیه و مسجد و تکیه حسین حسین می کنیم….
و دوریم و دور تر می شویم از راه حسین
داوودم؛ تو را در بند می بینم و خود را در بند تو. پس چگونه رها شوم از کسی که به من حسینی بودن را آموخت و خود اسیر…..
ما نیز تشنگانیم و حسین (ع) می دانست که عباس ساقی تشنگان عالم عشق.
یا حسین رنگ مرا زرد مکن، محتاج مرا به خلق نامرد مکن














کرببلا به من آموخت تا بدانم؛ آزادگی و ایثار از آن شماهاست. شما آزاده اید و من و امثال من در بند هستیم.
از دوران دانشجویی آقای سلیمانی را می شناسم، صادقانه بگویم که ارادتی به ایشان نداشتم اما این اواخر استقامت ایشان را شگفت آور دیدم تا آنجا که مجبور بود (مدتی پیش از دستگیری) برای گذران زندگی از دوستانش قرض بگیرد. اما ایستادگی کرد. آیا ما این مردانگی ها را قدر خواهیم دانست؟؟