عبدالفتاح سلطانی، وکیل زندانی، تاكنون اجازه نيافته پرونده و كيفرخواست خود را ببيند
چکیده :آقای سلطانی بنا به وقت رسيدگی که دادگاه توسط قاضی پیرعباسی معين كرده است دهم دی ماه جلسهی دفاع دارد ولی تا كنون اجازه نيافته تا پرونده و كيفر خواست خود را ببيند. اگر پرونده مربوط به آقای سلطانی است چرا نمیتواند پروندهی خود را ببيند و قلم كاغذ جهت نوشتن دفاعيه در اختيار ندارد؟...
عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان و عضو هیات موسس کانون مدافعان حقوق بشر، تاکنون اجازه دیدن پرونده و کیفرخواست خود نیافته است.
همسر عبدالفتاح سلطانی با بیان این خبر به جرس گفت: آقای سلطانی بنا به وقت رسيدگی که دادگاه توسط قاضی پیرعباسی معين كرده است دهم دی ماه جلسهی دفاع دارد ولی تا كنون اجازه نيافته تا پرونده و كيفر خواست خود را ببيند. اگر پرونده مربوط به آقای سلطانی است چرا نمیتواند پروندهی خود را ببيند و قلم كاغذ جهت نوشتن دفاعيه در اختيار ندارد؟
معصومه دهقان همچنین گفت: هفتهی گذشته به قاضي شعبهی 26 مراجعه كردم و درخواستی مبني بر تبديل قرار و ملاقات حضوري و استرداد لوازم شخصی تسليم آن شعبه کردم؛ به ويژه كتابهايی كه دو بازپرس و داديار دادسرا دستور تحويل آنها را به آقاي سلطاني صادر کردهاند و از قاضی خواستم تا كتابها تحويل آقاي سلطانی شود ولي تا كنون خبری نشده است.
عبدالفتاح سلطانی که سابقه وکالت در بسیاری از پروندههای سیاسی و حقوق بشری از جمله پروندههای اکبر گنجی، زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، هاله اسفندیاری، تنی چند از نیروهای ملی مذهبی و اعضای سندیکای شرکت واحد را دارد، نوزدهم شهریور ماه بازداشت شد.
این فعال حقوق بشر که با اتهاماتی چون مشارکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر، تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت و تحصیل مال نامشروع از طریق گرفتن جایزهی نورنبرگ روبهرو است، چندی پیش از سوی بازجو به صدور حکم ۲۰ سال حبس در دادگاه تهدید شده بود.
همسر عبدالفتاح سلطانی همچنین متنی را که روز گذشته عبدالفتاح سلطانی در تماس با خانوادهاش برای آنها خوانده بود، بدین شرح منتشر کرد:
بي گمان، ديدگان چشم به راهم كه ديري است با ريسماني از عشق به در بسته دوخته شده اند و جام شوكران انتظار را با چه ولعي جرعه جرعه مي نوشند، طعم خستگي را هرگز نخواهند چشيد؛
و گوشهاي تيزشدهام كه ديرگاهي است به سكوت خيره شدهاند و تولد صداي نوازشگرت را از آن حامله ي پابه ماه به انتظار نشسته اند، روي دلتنگي و نااميدي را هرگز نخواهند ديد؛
و دلم كه با سيلي صورتش را سرخ نگاه داشته و همچون مرغ سركنده افتان و خيزان ، با چه اميدي به سوي تو بال و پر گشوده است از پاي نخواهد نشست؛
و من جان سخت خيره سر، كه سنگيني و سنگدلي سكوت را ديگر برنتافتم از جا كندم و جان شيفته را بر طبقي از عشق بر سر گرفته تا ناقوس رسوايي ام در هر كوي و برزني به صدا درآيد؛
باشد كه ازين ره، بند از پاهايم گشوده و قفس آرزوهايم شكسته، فرصت پرواز از خاك تا افلاك فراهم گردد. بدين سان دردانههاي آزادي و عدالت را آويزهي گوش ملك و ماه كرد تا اگر روزي ناله ي ستمديدگان در هياهوي دلقكان بازار مكر و ريا و كفتاران رو سياه گم شد، خلق الله بتوانند در شبهاي مهتابي با ديدن قرص ماه ياد دردانه هاي پر پر شدهی به سوي ماه پر كشيده را گرامي دارند و با هم يكدل و يكصدا زمزمه كنند.
نه آزادي! نه دادی! فلك ما را چه دادي؟














معمایی به نام پرونده یا تخریب روح و روان ؟
در آن پرونده و بسیاری دیگر پرونده ها هیچگاه چیزی نبوده و نخواهد هم بود جز تراوشی از افکار سیاهی که به دنبال دست آویزی بیمعنا و واهی
جهت جلوه به ارباب تباهی که چنینیم و چنانیم و