سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » راه پرهیز از جنگ حقارت و عزت‌فروشی در پیشگاه بیگانه نیست؛ زنجیرها را باز کنید...

راه پرهیز از جنگ حقارت و عزت‌فروشی در پیشگاه بیگانه نیست؛ زنجیرها را باز کنید

چکیده : اگر اندک خردی باقی مانده بود، بند و زنجیر از پای آزادی‌خواهان دل‌سوز باز می‌کردند و افسار به دهانه عربده‌جوهای شهرآشوب می‌زدند و اگر اندک خردی باقی مانده بود در می‌یافتند که راه پرهیز از خطر جنگ و نابودی، عزت فروشی و حقارت در پیشگاه بیگانه فرصت‌طلب نیست؛ بقا و امنیت و استقلال کشور را تنها اتحاد و هم‌دلی ملی تضمین می‌کند. دریغ که «نادان سالاری» چه خواهد کرد با این ملک...


آرمان امیری: یک دیوانه هم که سنگی درون چاه بیندازد، هزار عاقل می‌خواهد تا درش بیاورند، حالا که در این ملک گروه دیوانه‌ها بسیارند و عاقلی پیدا نمی‌شود چه باید کرد؟ هنوز فتح‌الفتوح بسیجی‌های دوران صلح(!) به پایان نرسیده بود که وزارت خارجه برای ماست مالی افتضاح به بار آمده شروع کرد به بیانیه صادر کردن و وزیر فخیمه هم تلفن به دست افتاد به دنبال همتای امپریالیستش!  اما ماجرا این بار بیخ‌دارتر از این حرف‌هاست. حالا نوبت به جناب سردار احمدی‌مقدم و رادان رسیده است.  این سرداران قدرقدرت میلیون‌ها شهروندی را که در سکوت به خیابان‌ها آمده بودند قاطعانه سرکوب کرده و جواب پرسش‌هایشان را با گلوله داده بودند، اما در برابر یک مشت عربده‌جو مثل تماشاگران فوتبال نظاره‌گر باقی ماند تا به ناچار برود و جلوی کارمندان دون‌پایه استعمار پیر سر خم کنند*. ولی چه سود که افاقه نمی‌کند و انگلیس که هیچ، نروژ هم سفارت خود را تعطیل می‌کند. نوبت به «علاءالدین بروجردی» می‌رسد که دست به دامان سفرا شود و قول بدهد که باقی سفارت‌خانه‌ها در امان هستند اما مسئله بیخ‌دارتر از این حرف‌هاست.

درآوردن این سنگِ درچاه‌افتاده نیازمند خردورزی عقلایی است که دست‌هایشان به زنجیر است و دهان‌هایشان بسته. ورنه در حاکمیت «نادان سالار» اگر اندک عقلانیتی وجود داشت امروز لازم نبود گردن حقارت پیش «گرگ پیر استعمار» خم کنند تا ای بسا از واکنش گرگ درنده در امان باشند. سرفراز و سربلند می‌رفتند به سراغ مردم خودشان، یک کلام از آنانی پوزش می‌خواستند که به ناحق بر سرشان کوبیده بودند. از مادرانی پوزش می‌خواستند که نه بیگانه بودند و نه چشم طمع به استعمار این آب و خاک داشتند. بلکه تنها به دنبال فرزندان دلبندشان آواره گورستان‌ها یا سرگشته سیاه‌چال‌ها شده‌اند. و از پدرانی دل‌جویی می‌کردند که یک عمر از آب و خاک و آزادی این کشور دفاع کرده‌ بودند تا امروز فرزندانشان به بند و اسارت کشیده شوند و به سراغ فرزندانی می‌رفتند که قرار بود سرمایه‌های آینده این کشور باشند اما یا آواره غربت شدند یا محبوس سیاه‌چال.

اگر اندک خردی باقی مانده بود، بند و زنجیر از پای آزادی‌خواهان دل‌سوز باز می‌کردند و افسار به دهانه عربده‌جوهای شهرآشوب می‌زدند و اگر اندک خردی باقی مانده بود در می‌یافتند که راه پرهیز از خطر جنگ و نابودی، عزت فروشی و حقارت در پیشگاه بیگانه فرصت‌طلب نیست؛ بقا و امنیت و استقلال کشور را تنها اتحاد و هم‌دلی ملی تضمین می‌کند. دریغ که «نادان سالاری» چه خواهد کرد با این ملک.

 پی‌نوشت:

جناب رادان با طرح این ادعا که گروهی از حمله کنندگان «شناسایی» شده‌اند، افزوده‌اند: «موضوع در حال بررسی که این افراد با چه مجوزی وارد سفارت انگلستان شدند». به نظرتان اگر جهانیان تصاویر سان دیدن رهبران ارشد نظامی و انتظامی ایران از رژه چند روز پیش بسیجی‌های مسلح شده را بازبینی کنند تا چه حد به این ادعاها و ادا و اصول‌های تکراری اهمیت می‌دهند؟

منبع: وبلاگ مجمع دیوانگان


5 پاسخ به “راه پرهیز از جنگ حقارت و عزت‌فروشی در پیشگاه بیگانه نیست؛ زنجیرها را باز کنید”

  1. ناشناس گفت:

    کار خود حکومت بود اين تسخير و حشيانه و مغرضانه ، شک نکنيد

  2. ناشناس گفت:

    آیا تا به‌حال دیده‌اید که خری بر آدم سوار شود؟
    به نظرم من دیده‌ام. فقط به اساتید حرف‌شنو، به متفکران تحت قدرت و بی‌اجازه صحبت و به مدیران نابالغ فکری بیندیشید. آری. اینجا ایران است.

  3. هر ایرانی، یک رسانه سبز گفت:

    حکایت
    منجمی به خانه درآمد، یکی مرد بیگانه را دید با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلی که برین واقف بود گفت:
    تو بر اوج فلک چه دانی چیست؟ که ندانی که در سرایت کیست؟ !

    اینک مَلِکِ مُلکِ ما را وقت چنین شده که تا دهان باز کنی، برچسب نچسب فتنه را به اندیشمند زده و او را به زنجیر یا به سیاست برند. اما فتنه‌ی در دامانِ خویش را نبیند. (نتواند و درکِ آن ندارد، یا نخواهد و فهم خطرِ آن ندارد!؟)

  4. sabz گفت:

    agar shah del be eslah talabi dade bood va asire ghodrat nemishod,,be fana nemiraft.hala ham in aghayan agar dars nagirand va be soraat dar keshvar eslahat ijad nakonand,be naboodi khahand resid va tarse man az naboodi in aghayan nist ke mitarsam iranam va mardomam ham ba anha be naboodi keshide shavand

  5. ناشناس گفت:

    فرض کنید جنگ بشه و اینها بخوان فرمانده جنگ باشن و فرض کنید مردم هم بخوان جلوی دشمن بایستند،
    اونوقت مردم بیشتر باید از حماقتهای این افراد بترسن یا دشمن؟