استراتژی خستهسازی جواب داده است
چکیده :سیاست خستهسازی تولید گران از طرف دولت در سال 1390 در دستور کار بوده و وزیر صنعت، معدن و تجارت همچنان از بستههای حمایتی رونمایی میکند. سیاست خستهسازی همه، انگار نتیجه داده و کسی از رییس دولت که با صراحت از کاهش قیمتها در سال 1390 خبر داده بود نمیپرسد چرا روندها عکس شده و نرخ تورم در پایان مهر ماه 1390 به 19 درصد رسیده است؟ ...
محمدصادق جنانصفت در سرمقاله ماهنامه صنعت و توسعه نوشت:
محمود احمدینژاد، رییس دولت نهم و دهم به همراه حلقه اول یارانش، همچنان نبض جریانسازیهای پرشمار در سیاست ایران را در چنگ دارند و از آن به مثابه سلاحی کارساز در مسیر هموار کردن راه خود تا رسیدن به مجلس بعدی استفاده میکنند. این گروه کوچک اما به شدت سازماندهی شده و با اهداف مشخص، نشان داده است از گرهها و تنگناهای سیاست داخلی، پیچیدگیهای سیاست خارجی و تواناییها و ناتوانیهای اصولگرایان آشنایی دقیق، عمیق و کافی دارد و به نظر میرسد اطلاعات در دست آنها بسیار ارزشمند است. با این شناخت در تواناییهای بازی سیاسی داخلی است که احمدینژاد با حرکت دادن مهرههای خود در شطرنج سیاسی و اجرای تاکتیکهای پیچیده و چند لایه، تاثیرگذاری بر تحولات جاری را ادامه داده و بقیه را دنبال خود میکشد. او اکنون دومین سال مسوولیت دوره دوم خود در راس قوه مجریه را پشت سر گذاشته است و به جای اینکه پاسخگوی کارنامه خود باشد با طرح مباحث جنجالی و تحریک رقبای خود، آنها را آشفته و سردرگم میکند. اصولگرایان که همه آبرو و سابقه سیاسی خود را به ویژه در انتخابات سال 1388 در سبد احمدینژاد ریخته و به قیمت کنار گذاردن نیروهای ورزیده انقلاب در جبهه اصلاحطلبان، از وی حمایت کردند، اکنون بر سر دو راهی سرنوشت قرار گرفتهاند. اصولگرایان و طیفهای گوناگون از یک طرف باید پاسخگوی ناکارآمدی دولت در حوزههای گوناگون به ویژه در میدان اقتصاد باشند و از طرف دیگر میخواهند به جامعه و نیروهای طرفدار خود اثبات کنند که برنده انتخابات ریاست جمهوری دهم اصولگرایان بودهاند نه احمدینژاد. از طرف دیگر اصولگرایان میبینند که تلاش و زحمت آنها برای حذف اصلاحطلبان از صحنه سیاست و کسب همه قدرت سیاسی به کام یک گروه تازه شده که خودشان آنها را «جریان انحرافی» نام گذاشتهاند. اصولگرایان از این وضع آشفته و سردرگم شده و نمیدانند با پدیده احمدینژاد که اصرار دارد خود را رهبر یک جریان مستقل میداند چه کنند. تضعیف نهادینه شده جریان اصلاحطلبی در ایران با طیفهای گوناگون نیز مزید بر علت شده و احمدینژاد را به نقش کارگردان بازیهای سیاسی تبدیل کرده است. دقت در بحثهای مهم آبان ماه که با انتشار سخنان احمدینژاد در جمع یارانش همراه شد و موجی از بحث و مجادله برانگیخت و توجه به خواستهای اصولگرایان که عموما در حوزه سیاست است، این داوری را که احمدینژاد سیاست «خسته کردن همه» را به خوبی اجرا کرده تقویت میکند. احمدینژاد نشان داده است در سیاست «خسته کردن همه» مهارت دارد. به این ترتیب است که مسائل و مشکلات در کسب و کار شهروندان و حرکت اقتصاد در سطح کلان کنار گذاشته شده و کسی برای آن اشک نمیریزد. احمدینژاد در هر فرصتی که برای سخنرانی به دست میآورد و البته دیگر مثل سابق از صدا و سیما پوشش داده نمیشود مباحث فرعی را با مردم در میان میگذارد که ارتباط اندکی با اقتصاد دارند. امروز دیگر نمایندگان مجلس هشتم که خود را برای انتخابات اسفند ماه آماده میکنند دیگر حوصله پرسش از رییسجمهور در حوزه اقتصاد را از دست دادهاند. کارشناسان و اقتصاددانان نیز که قدرت سیاسی ندارند نیز خسته از پرسشهای چند باره درباره کارنامه دولت در سیاستهای پولی و مالی، صنعت و تجارت خارجی، در سکوت نسبی به سر میبرند. دیگر کسی حوصله ندارد از احمدینژاد به عنوان فردی که 6 سال است مهمترین تصمیمها درباره سرنوشت شغلی و درآمدی میلیونها ایرانی را اتخاذ کرده است بپرسد چرا در حالی که سال 1390 تا 4 ماه دیگر تمام میشود، هنوز آمارهای اقتصادی مهم مثل نرخ رشد اقتصادی، نرخ رشد تولیدات صنعتی، نرخ رشد سرمایهگذاری و چگونگی هزینه کردن 500 میلیارد دلار درآمد ارزی را به شهروندان نمیدهد. بانک مرکزی ایران که تا همین چند سال پیش به طور منظم و در فاصلههای حداکثر 4ماهه و با انتشار نشریه «نماگرهای اقتصادی»، تحولات شاخصهای کلان اقتصاد را ارائه میکرد نیز احساس مسوولیت نمیکند و کار را به شورایی که اثر وجودی ندارد سپرده است. وزارت امور اقتصادی و دارایی نیز که دست کم از شهریور ماه تا همین چند روز پیش نگران رای عدم اعتماد مجلس به وزیر بودند همچنان با نصیحت کردن دیگر نهادها، کاری به ارائه آمار و ارائه کارنامه دولت در حوزه اقتصاد کلان ندارد. مسوولان وزارت جدید کار، رفاه و تامین اجتماعی نیز برای ارائه آمار دقیق و کارشناسی شده و بدون دستکاریهای فنی از شمار بیکاران شتابی نشان نمیدهد.
در شرایطی که ترکیه در همسایگی ایران با رشدهای شتابان در تولید ملی و صادرات به قدرت اول خاورمیانه تبدیل میشود هیچکس نمیداند که فاصله 6 سال ریاست جمهوری احمدینژاد چه تفاوت معناداری در قدرت اقتصادی ایران با این کشور پدیدار شده است و البته مقایسه کردن نیز جایز نیست. در حالی که یک سال از اجرای قانون هدفمندکردن یارانهها سپری شده است و صنعتگران ایرانی از یک سو همچنان زیر فشار قیمتگذاری دستوریاند و از طرف دیگر دولت در پرداخت یارانه نقدی که در قانون مجلس تصویب شده سستی میکند، هیچکس را پاسخگو نمیبینند. سیاست خستهسازی تولید گران از طرف دولت در سال 1390 در دستور کار بوده و وزیر صنعت، معدن و تجارت همچنان از بستههای حمایتی رونمایی میکند. سیاست خستهسازی همه، انگار نتیجه داده و کسی از رییس دولت که با صراحت از کاهش قیمتها در سال 1390 خبر داده بود نمیپرسد چرا روندها عکس شده و نرخ تورم در پایان مهر ماه 1390 به 19 درصد رسیده است؟ سیاستهای عجیب دولت و بانک مرکزی در بازار ارز که قیمت هر دلار را از حدود 1045 تومان نرخ رسمی به 1340 تومان (روز 26 آبان 1390) رسانده است، دیگر حساسیتی ایجاد نمیکند. در حالی که مطابق قانون هدفمند کردن یارانهها دولت باید منابع یارانه نقدی را از محل مابهالتفاوت قیمتهای آزاد شده حاملهای انرژی با قیمتهای قبلی تامین میکرد، وزیر اقتصاد بیمی ندارد که بگوید همه این منابع از این محل تامین نشده است و سیاست خستهسازی نیز موثر واقع شده و پرسشها اندک است. در وضعی که عراق، کویت و قطر با سرمایهگذاریهای کلان نفت و گاز میدانهای مشترک را استخراج و به مرحله تولید میرسانند، عقب افتادن ایران نیز جز چند انتقاد از طرف برخی کارشناسان دستاوردی ندارد. عقب ماندن سرمایهگذاری ایران حتی از پیشبینیهای قانون برنامه چهارم در توسعه نفت و گاز و کاهش توانایی تولید ایران از میدانهای موجود نیز در کلام و قلم برخی منتقدان و روزنامهنگاران جاری و به سرعت فراموش میشود. سیاست خسته کردن همه، در تجارت خارجی نیز اثر گذاشته و واردات 12 میلیارد دلاری در 6 ماه گذشته از امارات متحده عربی و سیل واردات کالاهای بیکیفیت چینی به بازارهای ایران نیز هرگز با حساسیت مواجه نمیشود. در حالی که دولت دهم در شروع کار خود وعده داد «مدیریت واردات» را به مثابه یک استراتژی در دستور کار قرار دارد، اما اجرای آن با پرسش جدی و موثر همراه نیست.
آیا جز برخی مسوولان ارشد اقتصادی و سیاسی، کسی یا افرادی یا نهادهای غیر از حکومت میداند نرخ رشد سرمایهگذاری در 6 سال سپری شده چه تحولاتی داشته و از روندهای کاهنده یا فزاینده تبعیت کرده است؟
سرزمین پهناور و قدیمی ایران که میتوانست و هنوز میتواند مقام شایستهای در اقتصاد داشته باشد، چرا ناگزیر میشود که از کشور کوچک قطر برای تنظیم بازار پروازهای داخلی استفاده کند؟ این فهرست طولانی ابهام و ناکارآمدی در حوزههای اقتصاد که در کارنامه دولتهای نهم و دهم ثبت شده است را میتوان با پرسش درباره شاخصهای دیگر ادامه داد، اما در شرایطی که دولت سیاست خستهسازی را با بیتفاوتی در پاسخگویی در دستور کار قرار دارد، آیا فایدهای دارد؟ یادمان باشد مشکلات به ظاهر کوچک و البته پرشمار در حوزههای کسب و کار اگر در زمان مناسب حل نشوند و گرهها در هم تنیده و کور شوند، باز کردن آن ناممکن و با هزینههای ناشناس مواجه خواهد شد.














چشم و دل حضرت آقا که نظرشان به احمدی نژاد نزدیک تر است روشن باد. حضرت آقا سرشان سلامت باد گور پدر ملت و مملکت. حضرت آقا اسب قدرتشان چهار نعل بتازد گورپدر ملک و سرمایه مردم!!!!!……………..
کار از حرف و آمار و ازقام گذشته ،سپیده نزدیک است!
دیگر تنها چیزی که از اقدامات مسئولین نظام جمهوری اسلامی(بخوانید بی نظمی جمهوری اسلامی) می توان درک کرد این است که ، یک عده خائن به وطن وملت ایران این نظام را تاسیس وبنام “دین” تا بحال آن راحفظ می کنند، صدالبته به قیمت جان ومال ملت. هدف ازبدوامر پیشرفت نبوده بلکه “تخریب” به معنای واقعی کلمه درتمام ارکان مملکت بوده است. چه کسی نهایتا” ازاین وانفسا بهره برده ومی برند؟! معلوم است همان غرب وشرقی که درتاریخ این مملکت همواره حضور داشته اند.
moshkele aslye IRAN rahbare ast ke ghodrat darad va pasokhgo nist.!!!are
خدا روشکرمیکنم که همون کسانی که به خاطراحمدی نژادچشمشون رو روی حقیقت بستندوخدا وقیامت روفراموش کردندالان یک لحظه ازدست احمدی نژادومشایی و”جریان انحرافی”خواب خوش نمیکنند.جرأت هم ندارندچیزی بهش بگن.اولا که پرونده هاشون زیربغل احمدی نژاده ثانیا اگه حرف بزنن بهشون میگه:انگاریادتون رفت۲۴میلیون رأی دارم?
آدم میخواد بی تفاوت از کنار این مسائل بگذره ولی نمیشه،اعترافات دو سال اخیر اصلاح طلبها (یی که گرفتار رژیم شدند) در مورد اینکه چقدر در تحکیم ولایت نقش پررنگی داشته اند،اولا این تفکرو در برخی مثل من تایید میکنه که ” از ماست که بر ماست” یا “خود کرده را تدبیر نیست” و از طرفی انفعال ایجاد میکنه چرا که وقتی رژیم و در راسش آقای خامنه ای با سرسخت ترین حامیان دیروزش در حد محو کردنشون پیش میره،دیگه تکلیف آدمهای عادی معلومه چیه،هر کس تو زمینه فعالیت حرفه ای خودش می تونه ده ها شاخص فاجعه بار دیگ رو به لیست بالا اضافه کنه و اشک هر میهن پرست و یا مسلمونی رو دربیاره،اما خوب میدونیم که هیچ کدوم از اینها راه کار نیست و هیچ تاثیری بر روند رو به رشد تخریبی فعلی نداره، به هر حال فکر میکنم تغییر این روند نیاز به 3 مورد داره اول: تحرک از سوی کسانی که بازیکنان این بازی رو بهتر می شناسن، دوم: استفاده به موقع از اطلاعاتی که امروز ممکنه طبقه بندی شده به حساب بیاد و فردا به خاطر اینکه مثلا گروه انحرافی یا احمدی نژاد از اون استفاده کردن پشیزی ارزش نداره سوم:استفاده از جریانات و افرادی که هنوز در بازی هستند و به جمع عناصری که با حرکات رژیم مهره سوخته به حساب میان نپیوستن و البته در این مورد به نظر میاد قیر از مواردی خاص مثل تاجزاده و امثالهم عمده کسانی که یکسال از حبس شون میگذره به مهره های سوخته در بازی جاری سیاست تبدیل شدن. اگر چهتا به حال تقریبا هیچ کدوم از این موارد مد نظر قرار نگرفته و از طرف اصلاح طلبان نه راهکار و راهبرد معقولی از طرف کسی یا گروهی اصلاح طلبها صادر شده نه برگ برنده ای رو کردن و نه در مجلس جرات کردن خودی نشون بدن و اعلام موجودیت کنن و … به امید خارج شدن از این انفعال کشنده.
مسئولین محترم سایت کلمه: لطفا سانسور نکنیم شعار جدید: “سانسور ممنوع، حتی شما دوست عزیز”
سردبیر محترم سایت کلمه
برخی اوقات به نظر می رسد راه شما هم به ترکستان است. به شما یادآوری میکنم که چشم تاریخ همیشه باز است. سعی نکنید گزنیشی با مطالب مردم برخورد کنید چون در حوزه وظیفه شما نیست. یا در این دکان را تخته کنید و یا نظرات مردم را همانگونه که می نویسند منتشر کنید. به شما راهنمایی می کنم : برای اینکه در آینده دچار مشکل پاسحگویی به مردم نشوید تعداد صفحاتی را که به نظرات اختصاص می دهید مشخص کنید و وقتی به حد نصاب رسید اعلام کنید اما سانسور نکنید. قبلا گفتم به شما که از تمام نظرات خودم که در سایت شما می نویسم عکس می گیرم. این برای آینده ای است که چندان دور هم نیست. این آخرین تذکر است. 5/12/2011