واکنشی دوباره به تحریف تاریخ
چکیده :حتماً به خاطر دارید – به دلیل صمیمیتی که ابراز میکردید- ریز ودرشت بسیاری از مسائل را با من در میان میگذاشتید؟ و در همان زمان شما ضمن انجام وظائفی که در بیت رهبری برعهده داشتید مسؤل حراست بنیاد مستضعفان نیز بودید و به خاطر دارید که از فساد موجود در درون بنیاد مستضعفانِ آن روز، چه اعداد وارقامی را به اطلاع من می رساندید؟ آیا هرگز به خاطرمبارک نرسید حداقل در یکی از این دیدارها به جای آن اطلاعاتی که در اختیار من قرار می دادید و من نیازی هم به آنها نداشتم از ماجرای این پرونده می گفتید؟...
آیتالله موسوی خوئینی در یادداشتی با عنوان “بار دیگر، برای جلوگیری از تحریف تاریخ” به نامهای که خبرگزاری فارس با امضای پنج نفر درباره پرونده انفجار نخستوزیری منتشر کرده بود، واکنش نشان داد و خطاب به نویسندگان نوشت: گویا شما و دوستانتان از گشودن پرونده ای که امام دستور مختومه شدن آن را داده اند شرعاً و قانوناً پروائی ندارید، اکنون که چنین است پس معطل چه چیزی هستید؟ نترسید، اقدام کنید ولی هشدار می دهم که از یک چیز بترسید و آن افشا شدن آن دستهائی است که امام فرمودند: من از اول می دانستم دستهائی در کار است که می خواهند افرادِ به درد بخور را از ما بگیرند و خود جای آنها را بگیرند.
خوانندگان علاقهمند میتوانند مشروح نامه به امضای احمد قدیریان، اصغر فاضل، حسین همدانی، مرتضی صالحی و محمدعلی امانی را در اینجا بخوانند. متن کامل پاسخ آیتالله موسوی خوئینی هم به نقل از وبسایت ایشان در ادامه میآید:
پس از انتشار توضیحات اینجانب درباره پرونده انفجار نخست وزیری در تاریخ ۲۲/۷/۹۰ تحت عنوان: از آقای خوئینیها بپرس رجایی و باهنر را چه کردی؟/ ماجرای پرونده انفجار، روز گذشته مطلبی تحت عنوان پاسخ جمعی از یاران شهید لاجوردی با امضاء پنج نفر منتشر شد که … نیازی به پرداختن به آن نمی بینم. از چند نفری که اسامی آنان در آخر این پاسخ آمده است تنها آقای حاج احمد قدیریان رابه خاطر می آورم، از همین رو عرض میکنم : جناب آقای قدیریان!قطعاً فراموش نکرده اید که از آغاز مسؤلیت بنده در دستگاه قضائی، جناب عالی نماینده دادستان کل کشور در امور مربوط به اسلحه و مواد منفجره بودید و تا زمانی که من در این سمت بودم ( تا پایان عمر مبارک حضرت امام-ره-) شما هم نماینده بنده بودید و قطعاً نیز ابراز ارادتهای مکرر خود را نسبت به اینجانب فراموش نکرده اید و نیز برای تأکید بر ارادت خود به اینجانب به یاد دارید از مرحوم شهید بهشتی درباره جایگاه من در انقلاب چه سخنی را نقل میکردید.
اکنون سؤال من از شما این است که چرا در تمام آن سالها که نماینده من بودید حداقل یک بار اطلاعات خود را درباره این پرونده و درباره آنچه از اقدامات مرحوم شهید لاجوردی میدانستید و در پرونده منعکس نبود با من در میان نگذاشتید؟ چرا در زمانی که دادستانی انقلاب برای آخرین بار این پرونده را به جریان انداخت شما حداقل برای یک بار لب به سخن باز نکردید واطلاعات خود را در اختیار من یا کسانی که مسؤل مستقیم پرونده بودند مانند آقای رئیسی قرار ندادید؟ چرا شما و آن چند نفر دیگر که با هم این پاسخ را امضاء کرده اید در همان زمان خود را به دفتر حضرت امام نرساندید و اطلاعات خود را در اختیار ایشان نگذاشتید؟ چه کسی جلوی شما را می گرفت ومانع شما میشد؟ حتماً نمیگوئید دسترسی به امام ممکن نبود و امام در حلقه محاصره اطرافیان بودند و…؟
جناب آقای قدیریان من پس از ارتحال حضرت امام-ره- در سمت مشاور سیاسی رهبری چندین سال به دفتر کارم در بیت رهبری رفت و آمد داشتم و جناب عالی مکرر در همان دفتر به دیدار من آمدید، حتماً به خاطر دارید – به دلیل صمیمیتی که ابراز میکردید- ریز ودرشت بسیاری از مسائل را با من در میان میگذاشتید؟ و در همان زمان شما ضمن انجام وظائفی که در بیت رهبری برعهده داشتید مسؤل حراست بنیاد مستضعفان نیز بودید و به خاطر دارید که از فساد موجود در درون بنیاد مستضعفانِ آن روز، چه اعداد وارقامی را به اطلاع من می رساندید؟
آیا هرگز به خاطرمبارک نرسید حداقل در یکی از این دیدارها به جای آن اطلاعاتی که در اختیار من قرار می دادید و من نیازی هم به آنها نداشتم از ماجرای این پرونده می گفتید؟
جناب آقای قدیریان! من رفتار امروز شما و دیگر دوستانتان را که میبینم و با رفتار شماها در گذشته مقایسه میکنم تنها به این میاندیشم که خدایا سیاست وقتی از مسیر الاهی خود منحرف میشود چه به روزگار بندگان تو می آورد و چگونه انسانها را در خود هضم میکند؟
جناب آقای قدیریان وعده افشاگری و دیگر اقدامات را داده اید چرا همین امروز اقدام نمیکنید؟ چرا رهبری را هزینه کارهای کرده و نکرده خود میکنید؟ بیائید تا دیر نشده است و تا آقایان حجج اسلام : نیّری، رازینی، رئیسی و دیگرانی که در جریان این پرونده بودهاند زنده اند( که عمرشان دراز باد) اطلاعاتتان رادر اختیار بگذارید. امروز قوه قضائیه مثل همه سالهای پس از رحلت حضرت امام دربست در اختیار دوستان شما بوده است، هرجا هم کم آوردید اطلاعات کمکتان خواهد کرد. چرا کار را به فدا و فرداهای نامعلوم حواله میدهید؟
جناب آقای قدیریان گویا شما و دوستانتان از گشودن پرونده ای که امام دستور مختومه شدن آن را داده اند شرعاً و قانوناً پروائی ندارید، اکنون که چنین است پس معطل چه چیزی هستید؟ نترسید، اقدام کنید ولی هشدار می دهم که از یک چیز بترسید و آن افشا شدن آن دستهائی است که امام فرمودند: من از اول می دانستم دستهائی در کار است که می خواهند افرادِ به درد بخور را از ما بگیرند و خود جای آنها را بگیرند.














این پرونده ان روز نه نونی داشت و نه ابی و نه پستی و نه مقامی.چون اخلاص سر امد بود.امروزه روز شاید بوی کبابی و شاید خود کباب ره گشا و مشگل گشا ی خیلی از نفرات باشد.بره کشون ارادت و اخلاس و از خود گذشتن دوره اش به سر امده .انتظار به سر رسیدن و یه سر دویدن ها به تاریخ پیوسته.پس انتظار از رفاقت و ارادت و مریدی رویاست که چند سالیست مرگ ان در هر کوی و برزن به صدا در امده است.خواب قیلوله به شب رسیده و پایان نزدیک است.تکرار تاریخ نشدنیست.هیچگاه یک با یک مساوی نبوده است و نیست. اکنون دو و دوییت گردن فرازی میکند.
آقای موسوی خوینیها دست از این لاپوشانی ها بردارید چرا تمام حقایق را به مردم نمی گوید مگر مردم غریبه هستند آگر راست می گوئید صادق هستید با مردم حقایق را بگوید