بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در آستانه روز دانشجو
چکیده :از جنبش دانشجویی انتظار می رود به جای تسلیم شدن در برابر شرایطی که ناخواسته گرفتار آن شده، با تحلیل دقیق وضعیت جامعه ایران و تدبیر برای رهایی از تبعات تحمیلی آن، راه امید بگشاید. اگر شرایط امنیتی و خفقان آور کنونی مانع فعالیت آزادانه ی تشکل های دانشجویی است، به جای پناه بردن به بی تفاوتی در قبال آنچه بر سر ملت می آید، می توان جمع های کوچک دارای هدف و مسئولیت پدید آورد. اگر جو پلیسی حاکم بر دانشگاه ها امکان برگزاری جلسات گفت و گو یا تجمعات اعتراضی باقی نگذاشته، می توان راه های جایگزین برای تبادل آراء یا ابراز نارضایتی دسته جمعی یافت....
شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیهای به مناسبت روز دانشجو، ضمن گرامیداشت یاد دانشجویان شهید و تبریک این روز به همه ی دانشجویان، به ویژه دانشجویان دربند،تاکید کرد: آگاهی، مسئولیت می آورد که یکی از اشکال آن، مسئولیت در قبال جامعه است، و دانشجویان طی دهه ها حضور مؤثر در عرصه های اجتماعی، نشان داده اند که از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نکرده اند.
این شورا همچنین با تاکید بر اینکه از جنبش دانشجویی انتظار می رود به جای تسلیم شدن در برابر شرایطی که ناخواسته گرفتار آن شده، با تحلیل دقیق وضعیت جامعه ایران و تدبیر برای رهایی از تبعات تحمیلی آن، راه امید بگشاید؛ از همه ی دانشجویان خواست در بزرگداشت شانزده آذر و یاد و خاطره ی تمامی دانشجویان آزادی خواه و دموکراسی طلب، با بهره گیری از ابتکارات همیشه تازه ی خود، به هر نحو ممکن تلاش کنند.
متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
به نام خداوند دانا و دوستدار دانایی
آیا آنان که می دانند با کسانی که نمی دانند برابرند؟ (آیه 4 سوره زمر)
دانشجویان عزیز، دانشگاهیان گرامی
شانزدهم آذرماه پیش روی ماست، روزی که به شمار تک تک سال هایی که از عمر دانشجویانی که آن را پدید آوردند گذشته، خاطره دارد. نقطه ی مشترک همه ی این خاطرات، تأیید یک واقعیت انکارناپذیر است و آن اینکه دانشجویان کشور ما، همواره در صف نخست مبارزه با استبداد و استعمار قرار داشته و دارند. راز این پیشگامی را باید در نقش بزرگ دانشجویان در کسب و نشر آگاهی جست، آگاهی که در دل هر دانشجویی، به فوران چشمه ی مسئولیت در قبال شوربختی هایی که جامعه اش با آن دست به گریبان است می انجامد و این چنین دانشجو را که آزاد و رها از بندهایی است که «زندگی کردن» بر دست و پای دیگران پیچانده، در حرکت برای تحقق آرمان هایش استوارتر می سازد. پیشگامی جنبش دانشجویی در تاریخ مبارزات حق طلبانه، از جوانه های هماره تازه ی همین درآمیختگی آزادگی و آگاهی است که در کناره ی این سرچشمه ی مسئولیت روئیده است.
کیست که بتواند نقش مهم جنبش دانشجویی در سال های مبارزه با نظام ستمشاهی را فراموش کند؟ کیست که بتواند حضور سرنوشت ساز دانشجویان در انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 57 را انکار کند؟ کیست که بتواند رزم عاشقانه ی دانشجویان در برابر تجاوز دشمنان جان و خاک ایرانیان را نادیده انگارد؟ کیست که بتواند نیروی عظیم دانشجویان را در خلق حماسه ی دوم خرداد 76 تأثیرگذار نداند؟ کیست که فشارهای وارده بر دانشجویان آزاده از سوی دشمنان آزادی را در تمام روزهای اصلاحات، نفی کند؟و کیست که از مشارکت گسترده دانشجویان در انتخابات سال 88 و ایستادگی قهرمانانه ی آنان در جنبش سبزی که حین و پس از آن متولد شد، بی خبر باشد؟
دانشجویان همواره در صف نخست مبارزه برای آزادی قرار داشته اند، و صد البته، بیشترین آسیب ها را مبارزان ردیف اول می بینند. از خاطرات تلخ سال های دور که بگذریم، دو حادثه ی هولناک حمله ی نیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و همراهان لباس شخصی آنان به کوی دانشگاه تهران در سال های 78 و 88 را همگی به یاد داریم؛ حوادث خونینی که حاکمیت هربار در آغاز به انکار وقوع آن پرداخت و پس از آنکه در مقابل موج اعتراضات مردم ناگزیر به پذیرفتن وقوع آنها شد، دستور پیگیری قضایی صادر کرد، و سرانجام با بازداشت، حبس و محرومیت از تحصیل مظلومان و ارتقای درجه ی ظالمان، به خیال خام خویش، پرونده را مختومه کرد.
در روزهای سخت و تلخی که می گذرانیم، گذشته از دهها شهید به خون خفته، صدها دانشجوی آزادیخواه در زندان ها به سر می برند یا پرونده قضایی برایشان تشکیل شده و به قید وثیقه آزادند و یا از ادامه ی تحصیل محروم و دچار تهدیدهای مشدد شده اند. حاکمیت اما نمی فهمد که بزرگترین دشمن استبداد، آگاهی است و از همین روست که مهندسی آزمون های ورودی مقاطع مختلف دانشگاه، تصفیه ی گسترده ی دانشجویان و اساتید، توسل به شعارهای نخ نمایی همچون «اسلامی کردن» دانشگاه که آگاهانه یا ناآگاهانه به شعار اصلی اسلام یعنی آزادسازی انسان از یوغ بندگی هر آنچه آزادی او را زیر پا می گذارد، ریشخند می زند، دستکاری در ترکیب هیئت علمی دانشگاه ها و انتصاب کسانی که بتوانند «به فرموده» تدریس کنند، همه و همه بی اثر مانده و خواهد ماند. خودکامگان باید به جای مضحکه ی دم زدن از ضرورت برپایی کرسی های آزاداندیشی در شرایط خفقان آوری که بر دانشگاه ها تحمیل کرده اند، برای مقابله با تأثیر طبیعی آگاهی و دانایی فکری کنند؛ تأثیری که در عمق جان آدمی خانه می کند و با بستن دهان ها و شکستن قلم ها از بین نمی رود. چنین است که بسیاری از کسانی که توسط حاکمیت به منظور مقابله با سرشت آگاهی بخشی دانشگاه به آن وارد می شوند، پس از کسب دانش و چشیدن لذت آگاهی، خود در صف مبارزه ی با استبداد جهل پرست قرار می گیرند.
همین عنصر آگاهی بخشی است که دانشجو را به مطالبه ی حقوق مسلم خود برای بهره مندی از امکانات آموزشی و رفاهی برابر با استانداردهای جهانی، آزادی بیان و قلم و تجمع مسالمت آمیز، حق انتقاد از آنچه بر او و جامعه اش می گذرد، حق بهره مندی از فضای آزاد برای گفت و گو و اظهارنظر، حق برابری در برخورداری از مواهب قانونی هنگام تحصیل و اشتغال پس از تحصیل و مانند آن وا می دارد. در همین حال، دانشجو نسبت به حقوق جامعه ی خویش نیز احساس مسئولیت می کند. آگاهی، توشه ای است که دانشجو در زمان حضور در دانشگاه بر می گیرد و در زندگانی پس از دانشگاه نیز از آن بهره می برد.
از همین روست که جنبش سبز مردم ایران، از همان روزهای نخست، آگاهی بخشی را در سرلوحه ی وظایف همراهان جنبش قرار داد. امواج پیاپی این آگاهی بخشی، امروزه از محدوده ی نخبگان گذشته و اقشار وسیعی از جامعه را فراگرفته است. چنین است که دغلکاری دولتمردان سراپا آلوده به سوء استفاده از قدرت و اختلاس های بزرگ مالی، با وجود تمامی تلاشی که حاکمیت حامی آن برای کم رنگ ساختن آن می کند، همچنان نقل محافل و مجالس شهر و روستاست. چنین است که تبلیغات پر زرق و برق دستگاه های دروغ پراکنی حکومت، در مقابل آگاهی روزافزون ایرانیان از فجایعی که بر آنها می گذرد به زانو در آمده است. چنین است که آنانی که قرار بود با این تبلیغات به عنوان وابستگان به دشمن، فریب خوردگان، ناآگاهان و خس خاشاکی که به زودی زایل می شوند معرفی شوند، در دل مردم ما به عنوان قهرمانان آزادی و پیشروان آگاهی شناخته شده اند؛ آنانی که این روزهای تیره و تار را پیش بینی می کردند و برای پیشگیری از وقوع شوربختی هایی که اینک بر عرصه های گوناگون زندگی ایرانیان سایه انداخته به پا خاستند. و چنین است که یاد شهیدانشان همواره زنده است، مقاومت دربندشدگانشان غرق در تحسین همگان، و آرمان هایشان گره خورده با خواست مردم کوی و برزن.
جنبش دانشجویی اینک در کنار اقشار دیگر جامعه، شاهد بن بست های گوناگونی است که کشور را فرا گرفته: معضل برگزاری انتخاباتی که قرار نیست آزادانه برگزار شود و پشت سر خود از جمهوریت نظام نقش یادگاری بیش باقی نمی گذارد؛ دولتی ناکارآمد که با بی انضباطی های مالی و آشفتگی های مدیریتی خویش کشور را در بحران بزرگ اقتصادی وارد کرده و سیاست های نه تنها در گسترش عدالت ناکام مانده بلکه عمیق تر ساختن شکاف غنی و فقیر را در پی داشته؛ تحریم ها و تهدیدهای بین المللی که سیاست های نابخردانه و ماجراجویانه فرش قرمز پیش پای آن گسترده است. شرایط کنونی باعث نومیدی دانشجویان نسبت به آینده ی خویش و دلسردی نسبت به آینده ی کشور گشته است. شمار روزافزون مهاجرت نخبگان که علاوه بر دهها میلیارد دلار خسارتی که سالانه به کشور وارد می کند، پیامدهای بلندمدت شوم بسیاری برای آینده ی علم و فناوری در پی دارد، تنها یکی از نتایج چنین شرایطی است.
با این همه، از جنبش دانشجویی انتظار می رود به جای تسلیم شدن در برابر شرایطی که ناخواسته گرفتار آن شده، با تحلیل دقیق وضعیت جامعه ایران و تدبیر برای رهایی از تبعات تحمیلی آن، راه امید بگشاید. اگر شرایط امنیتی و خفقان آور کنونی مانع فعالیت آزادانه ی تشکل های دانشجویی است، به جای پناه بردن به بی تفاوتی در قبال آنچه بر سر ملت می آید، می توان جمع های کوچک دارای هدف و مسئولیت پدید آورد. اگر جو پلیسی حاکم بر دانشگاه ها امکان برگزاری جلسات گفت و گو یا تجمعات اعتراضی باقی نگذاشته، می توان راه های جایگزین برای تبادل آراء یا ابراز نارضایتی دسته جمعی یافت. آگاهی، مسئولیت می آورد که یکی از اشکال آن، مسئولیت در قبال جامعه است. و دانشجویان طی دهه ها حضور مؤثر در عرصه های اجتماعی، نشان داده اند که از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نکرده اند.
شورای هماهنگی راه سبز امید ضمن گرامیداشت یاد دانشجویان شهید، فرا رسیدن این روز را به همه ی دانشجویان عزیز، به ویژه دانشجویان دربند تیریک می گوید و از همه ی دانشجویان عزیز در هر کجای جهان که هستند، می خواهد در بزرگداشت شانزده آذر و یاد و خاطره ی تمامی دانشجویان آزادی خواه و دموکراسی طلب، با بهره گیری از ابتکارات همیشه تازه ی خود، به هر نحو ممکن تلاش کنند.
شورای هماهنگی راه سبز امید
5 آذر 1390














با تشکر از شورای هماهنگی .
به نظرم مردم دیگر هم باید در مقابل دانشگاه ها تجمع کرده و حمایت کنند
انتطار داریم از شورای هماهنگی راه سبز بیشتر در فضای موجود جامعه دست به انتشاره بیانیه زده و در رابطه با دوشنبه های اعتراض موضع خود را مشخص کند
مثلا چه ابتکاراتی ؟ این دیگر چه شیوه رهبری است؟
mijangim ba zolm valy dar kenare hameye aghshare mardom
سلام به همه دانشجویان عزیز از چندتا مامور نترسید شما ها بی شمارید…
عكس های ميرحسين و کروبی را در کلاس ها و صحن دانشگاه نصب كنيم
اوضاع جنبش عاليه، فقط فعاليت ضد جنگ رو بايد توسعه داد.
راهپیمائی سکوت هم دیگر کارساز نیست با نظر سبز محترم موافقم تجمع وحمایت علنی از دانشجویان در بند وهمچنین کلیه زندانیان سیاسی عزیز
باسلام
یک درس که من سالها درحوزه گرفتم ونتیجه ی آن را برای شما دریک جمله مینویسم: اگرمیخواهید اعتراضتان به نتیجه برسد هریک کتاب قرآنی دردست بگیرید وبا آن به خیابان بیایید.موفق وپیروز باشید
سبز سبزم ریشه دارم……………..
ضمن تبریک روزدانشجو
اول از همه باید گفت دانشجو با ازادیش هس که به عنوان صف اول مبارزین درطول تاریخ شناخته شده اما بایداعتراف کرددرایران برخلاف عرف جهانی دانشجوازکمترین امتیازات انتقادی واصلاحی برخوردارهست پس مابایدازحقوق خودمان دفاع کرده وبرای نجات عزیزان دربند دست در دست هم اوای ازادی نداکنیم
کاش در مورد دوشنبه های اعتراض هم همکاری میکردید
همه شما دروغ گو وخائن به این نظام وانقلاب هستید به کوری چشم شما این بارهم دانشجویان بسیجی باحضورپررنگشان سیلی محکمی به شماخواهندزد.
زنده باد روز 16 آذر روز دانشحو پیام این روز تنها یک شعار می باشد اتحاد مبارزه پیروزی .
با با شما چی می گين. اين مردم هميشه باج داده و سر خم کرده. 50 سال حکومت ناصرالدين شاه و بعد پهلوی و حالا هم اينا. فردا هم اينا نباشن يک مشت مفت خور و دزد ديگه. کشوری که مردم ترسو و ديکتاتور پرور داره بايد فقط حرف زيادی نزنه و خر سواريشو بده. فکر کردين هنر کردين زندانی سياسی دارين و 4 تا ادم تو کوچه کشته شدن. دنيا رانگاه کنيد. شما حتی اين نظر را منتشر نمی کنيد چه برسد به ازادي.
همونان سبز چـــــرا ما هنوز اتحاد و هدف کاملا مشخص و مشترکی که برای آن مبارزه کنیم نداریم
چرا جنبش سبز یک هدف را مشخص نمی کند که خواسته کلی مردم ایران باشد (( مثلا رفراندوم )) اگر هدف مشخص باشد شاهد حضور گسترده مردم خواهیم بود
چرا ازروز جهاني رفع خشونت عليه زنان هم حرف نمی زنید با توجه به این که بیش از نیمی از دانشجویان ایران زن هستند و بر آنها خشونت مضاعف اعمال می شود ؟
ستمی که بر زن ایرانی میرود باید بیش از این قلم شما را به خود مشغول کند .اگر چه به ندرت از زن حرف میزنید و حتا به ندرت مقاله ای از یک زن در کلمه پیدا می شود هر جا هم که خبری از یک زن میدهید در رابطه با همسر اوست که مرد است .
فراموش نکنید که بیشر سبزها را زنان تشکیل میدهند و باز هم فراموش نکنید که زنان ایرانی مبارزتر و شجاع تر از مردان هستند.
محرم شروع شد. اون بالا را سیاه کنید دیگه. همه چیز را که نباید بهتون گفت
@ بشارت :
آره مطمئن باش از دانشگاه امام صادق و حسین شماها رو میارن که مراسم با شکوهی برگزار کنید .. !!! اما اون مراسم روز دانشجو نیست ! مراسم میراث خوران این نظام سراسر ظلم و تباهی است… برای یکبار هم شده در زندگیتون مــــــــرد باشید نه نـــــــامرد
میتونید ؟
نه آقایون زور نزنید.بنده هم به عنوان یکی از فعالین اعتاقد به شکوه و گستردگی روز به روز جنبش داشتم اما باید قبول کنیم که جنبش واقعا شکست خورده…
آقا یا خانم بشارت شما اگر دانشجو هستید پس باید بدانید تعداد دانشجوهایی که شما می گویید اندک است…و من تا جایی که خودم بودم و دیدم همیشه نیرو های خود سر یا همون سربازان گمنام و لباس شخصی ها بودند که با باتوم و چماق و اسلحه می ریختن تو دانشگاه…اصل کاریا می دونن چه خبر بین مردم که اینجور می ترسند شما لازم سطح آگاهی از درون جامعه و فکرتون را بالا ببرید جای این طور حرف زدن…
من ایران نیستم ولی اگه ایرانیا اینجا حمایت کنن می رم جلوی سفارت. می دونم در برابر کار شما بچه ها خیلی حقیر ولی این تنها کاری که ازم بر میاد. دعای مادران شهدا به همراتون.
علی علی یا عی
چه عجب بلاخره ما تحرکی از شما دیدیم ولی در هر صورت منون وتشکر
خوب اين جنگ صفين رو به ياد مياره كه لشگرمعاويه قران به نيزه زدند درمقابل حضرت علي ايستادند؟ اين كار خوب نيس پيشنهاد ديگه بايد پيدا كرد
همه دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آزاد اسفندماه 1390 تجلي دوباره خرداد 88
حیف این دو صفتی که به کار بردید!
آنها که گفتی،نه دانشجویند و نه بسیجی…
برای جهل و تعصبت متاسفم!
به نظر بنده نظر آیت الله درون نظام که گفته اند برای اعتراض هر فردی قآن در دست بگیرد خیلی خوب است زیرا این کار باعث شکستن حرمت قرآن در صورت شکل گیری خشونت توسط می گردد اما بسیار خطرناک است اگر اشتباهی از معترضین نسبت به بی حرمتی به قرآن صورت گیرد ممکن است فاجعه دهه ی شصت رخ دهد حال سؤال اینکه آیا این کار استفاده ابزاری است یا خیر ؟ فرض بر اینکه قرآن توسط خداوند بر محمد (ص) نازل شد تا باعث هدایت بشر شود به عبارتی ابزاری برای هدایت بشر باعث آرامش مؤمنین شود به عبارتی ابزاری برای آرامش مومنین است.
در نهایت اگر با برنامه ریزی صحیح و سازمان یافته این روش را پی بگیریم و در هرجا که امکان دارد بوسیله دوربین لطف اقتدارگرایان را به قرآن را ثبت و سپس به صورت گسترده در سراسرکشور حتی در روستاها و نقاط دور افتاده نمایش دهیم آنگاه مفهوم رسمی و عرفی اسلامی در برخورد ها با معترضین نامعتبر می شود و حکومت ولایت فقیه غیر اسلامی چهره اش آشکارتر خواهد گشت.
ما تا این مسئله را درک نکنیم که این نهال با خون من وشما و نداها رشد نمیکنه حداقل اجازه بدیم نسل بعد طعم زندگی کردن را تجربه کنه و اسم ما در تاریخ مانند آرش کمانگیر زنده بماند و مطمئنم میماند
یا حسین میر حسین
به نظر من باید در این روز نشان دهیم که هنوز جنبش سبز زنده است و مانند دو سال قبل در این روز مقابل حرف زور مقاومت کنیم و یادی از شهیدان سبز کنیم که بی دلیل کشته شدند و نشان دهیم که هنوز رهبران این جنبش در یاد مردم هستند . موفق باشید
چرا جنبش از مردم آذربایجان که 35 میلیون جمعیت داره دعوت نمیکنه؟اگه یک قدم جنبش به سمت آذری ها برداره این مردم آزادی خواه
خیلی کارا میکنه.مطمن باشید خیلی از مردم آذزبایجان از این اوضاع خسته شدند و حتما در تظاهرات شرکت میکنند
داداش اول اهداف جنبش رو مشخص کنید که اگه دو نفر پرسیدن چرا اعتراض میکنید و چه چیزی رو میخواید بتونیم جوابشونو بدیم
راه مبارزه تشکیل گروهای کوچک وبا یک هدف مشترک و به تعداد خیلی زیاد بطوریکه حکومت سردرگم شود و عملا سرکوبش نتیجه ایی نداشته باشد.بابا آخه چرا آقای جمهوری اسلامی دست از قدرت برنمداری .یک صندوق رای با نظارت سازمان ملل بذار تا ببینی چقدر رای می آری؟
حرکت های مصالحت آمیز و اعتراضی که در این حد رادیکال هستند به اطلاع رسانی و همدلی شدید نیاز دارند. باید هرکدام از ما با حتی 5نفر از همفکرانمان هسته ها را تشکیل بدهیم.منظور من ساخت گروهک و غیره نیست به هیچ وجه. فقط باید هسته ها ایجاد شوند تا کم کم به هم بپیوندند. به امید آزادی
یا حسین(ع)
کیست که بتواند نقش مهم جنبش دانشجویی در سال های مبارزه با نظام ستمشاهی را فراموش کند؟ کیست که بتواند حضور سرنوشت ساز دانشجویان در انقلاب اسلامی مردم ایران در سال ۵۷ را انکار کند؟ کیست که بتواند رزم عاشقانه ی دانشجویان در برابر تجاوز دشمنان جان و خاک ایرانیان را نادیده انگارد؟ کیست که بتواند نیروی عظیم دانشجویان را در خلق حماسه ی دوم خرداد ۷۶ تأثیرگذار نداند؟ کیست که فشارهای وارده بر دانشجویان آزاده از سوی دشمنان آزادی را در تمام روزهای اصلاحات، نفی کند؟و کیست که از مشارکت گسترده دانشجویان در انتخابات سال ۸۸ و ایستادگی قهرمانانه ی آنان در جنبش سبزی که حین و پس از آن متولد شد، بی خبر باشد؟
اگر شرایط امنیتی و خفقان آور کنونی مانع فعالیت آزادانه ی تشکل های دانشجویی است، به جای پناه بردن به بی تفاوتی در قبال آنچه بر سر ملت می آید، می توان جمع های کوچک دارای هدف و مسئولیت پدید آورد. اگر جو پلیسی حاکم بر دانشگاه ها امکان برگزاری جلسات گفت و گو یا تجمعات اعتراضی باقی نگذاشته، می توان راه های جایگزین برای تبادل آراء یا ابراز نارضایتی دسته جمعی یافت. آگاهی، مسئولیت می آورد که یکی از اشکال آن، مسئولیت در قبال جامعه است. و دانشجویان طی دهه ها حضور مؤثر در عرصه های اجتماعی، نشان داده اند که از زیر بار این مسئولیت شانه خالی نکرده اند.
تا کی سکوت؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!