فرمان فتحعلیان: از اواخر تابستان اجازه کار ندارم
چکیده :متاسفانه از اواخر تابستان اعلام كردند كه من نميتوانم فعاليت صحنهاي داشته باشم و صدايم از هيچ رسانهاي پخش نميشود. اكنون هيچ شغلي ندارم و در كنج خانه هستم. اگر اين وضعيت ادامه داشته باشد به اجبار بايد بروم و در آژانس مسافرتي كار كنم....
فرمان فتحعليان خبر داد که از اواخر تابستان دیگر مجاز به کار نیست.
این خواننده موسيقي پاپ در گفتگو با ايلنا در اين باره گفت: متاسفانه از اواخر تابستان اعلام كردند كه من نميتوانم فعاليت صحنهاي داشته باشم و صدايم از هيچ رسانهاي پخش نميشود.
وي افزود: اين ماجرا را از حراست وزارت فرهنگ و ارشاد و همچنين مديران فرهنگي پيگيري كردهام اما هنوز به نتيجه قطعي و جواب مشخصي نرسيدهام.
اين خواننده در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين ممنوعيت به دليل محدوديت براي كساني است كه بنظر ميرسد جزو دراويش هستند يا ظاهري شبيه به آنها دارند، خاطرنشان كرد: معلوم نيست؛ شايد هم اينگونه باشد. اما آنچه مهم است اينكه من درويش نيستم اما شخصيت حضرت علي(ع) را از نظر شخصي بسيار دوست دارم.
فتحعليان با تاكيد بر اين موضوع كه موسيقي من؛ موسيقي مذهبي است و نه وابسته به هيچ مرام و مسلك خاصي، گفت: من يك هنرمند هستم و آرايش ظاهري مانند ريش و موي بلند را دوست دارم و اين به معناي درويش بودن من نيست؛ چراكه درويش بودن ويژگيهايي دارد كه من آنها را نداشته و ندارم.
اين هنرمند با اظهار تاسف از وضعيت كارياش درحال حاضر گفت: اكنون هيچ شغلي ندارم و در كنج خانه هستم. اگر اين وضعيت ادامه داشته باشد به اجبار بايد بروم و در آژانس مسافرتي كار كنم.
محمد ميرزماني، مدير دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد نيز درباره دلايل اين ممنوعيت؛ صحبتي به ميان نياورد و به اين جمله بسنده كرد كه: درپي رفع توقيف ممنوعيت اين خواننده هستيم و به زودي اين قضيه حل خواهد شد.














با عرض پوزش از تمام هنرمندان و بادرود به همه ی کسانی که عقلی در سر و چشم بینایی در دل دارند.جناب هنرمند اگر طالبی نفس بکشی و از دایره برون نیفتی باید داستان بادمجان و …..را بخوانی و هر روز در مکتب خانه به درس و مشق بابا نون داد بپردازی و پا از گلیم برون نگذارید تا بتوانید در دایره بصییرت و مدیریت جهان بمانی.اگر به دنبال مشق خون دادن بابا باشی لای جرز هم جایت نخواهد بود.نکته ای که از پیر دیر و دنیا دیده ای شنیدم برای کسانی چون تو مینگارم که تا صحیح و سلامت و عافیت این جهانی به دست اورید.این پیر دیر حمامی محل ما بود و دلی به بزرگی دریاداشت.هر موقع سوالی از این پیر داشتیم جوابش در همه حال و همه کار بدین گونه بود.صبح از منزل با دو شاخ در سر عینهو گاو یه بیرون قدم میگذارم و شبانگاه در بر گشت به منزل از شاخ خبری نیست و احساس خریت و خر بودن مینمایم.ضمنن داستان بادمجان و خان را بخوان شاید فرجی حاصل اید.
خوش به حالت که در آژانس می توانی کار کنی! ما که از همه جا ماندهایم چه کنیم؟