سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خدمات متقابل احمدی‌نژاد و اسرائیل...
» چگونه حاکمیت بی‌کفایت، با بی‌تدبیری و خیانت، ایران را ویران کرد

خدمات متقابل احمدی‌نژاد و اسرائیل

چکیده :در بحبوبه اعتراضات مردمی به تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری سال 88، وزیر دفاع اسرائیل انتخاب احمدی نژاد را در حکم یک هدیه آسمانی برای دولت اسرائیل دانست و در جهت توجیه این مسئله اظهار داشت که در چهار ساله اول ریاست جمهوری این فرد و در سایه شعارهای به ظاهر تند و آتشین او دولت اسرائیل توانسته بود سی میلیارد دلار کمک اضافی از امریکا دریافت کند. این خبر به هیچوجه اجازه انتشار در رسانه های ایران پیدا نکرد... ...


کلمه – گروه سیاسی: در بحبوبه اعتراضات مردمی به تقلب گسترده در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و در حالی که باندهای مخوف مافیایی با ربودن نام‌های بسیج و سپاه و اطلاعات و نیروی انتظامی، مردم مظلوم و بی دفاع ایران را به جرم حق خواهی و حق گویی و مطالبه ابتدایی ترین حقوق خود آماج ظلم و شکنجه و زندان و ضرب و شتم قرار داده بودند، وزیر دفاع اسرائیل انتخاب احمدی نژاد را در حکم یک هدیه آسمانی برای دولت اسرائیل دانست و در جهت توجیه این مسئله اظهار داشت که در چهار ساله اول ریاست جمهوری این فرد و در سایه شعارهای به ظاهر تند و آتشین او دولت اسرائیل توانسته بود سی میلیارد دلار کمک اضافی از امریکا دریافت کند و همچنین موفق شده بود که پیشرفته ترین سلاح های امریکایی را نیز تحت این عنوان که یک مقام رسمی در یک دولت متخاصم آشکارا و در انظار عموم تمامیت ارضی اسرائیل را تهدید کرده است، با وجود مقاومت چند ساله وزارت دفاع امریکا، از این کشور تحویل بگیرد.

طبیعی بود که این خبر به هیچوجه اجازه انتشار در رسانه های ایران پیدا نکرد. اما برای همه دلسوزان کشور که در معرض این خبر قرار گرفته بودند این سوال را مطرح ساخت که برای شناخت دوستان و دشمنان واقعی امریکا و اسرائیل چقدر می توان ادعاها و شعارها را مبنا قرار داد و چقدر باید به واقعیت های مربوط به اظهارات مقامات رسمی اسرائیل اتکا کرد. در آن زمان بحث بر سر این بود که احمدی نژاد و امثال او نیازی نیست که آشکارا و مستقیما دست‌پرورده امریکا و اسرائیل باشند زیرا اقدامات جاهلانه و ماجراجویانه آنها از نظر اثر عملی برای اسرائیل و امریکا، درست مانند اقدامات یک گوش به فرمان این دو کشور است.این مسئله همان مضمون کلی ضرب المثل های ایرانی را به یاد می آورد که “اگر دیدید کسی با صدای بلندتر از همه فریاد آی دزد سر داده است، بهتر است اول به خود او مشکوک شوید.”

جالب اینجاست که از آن سو هم رفتار متقابلی را شاهدیم و درست در مواقعی که حاکمیت نیاز به بهانه ای برای سرکوب بیشتر پیدا می کند، یا در موقعیت هایی که روابط حاکمیت و ملت بیش از پیش رو به تیرگی می گذارد و مردم می خواهند قدمی برای بهبود شرایط خود بردارند، برخی چهره های تندرو غربی یا صهیونیستی با سخنان تهدیدآمیز خود، بهترین خوراک را برای تبلیغات رسمی ضد مردمی و یا اقدامات سرکوب گرانه دیکتاتورهای داخلی فراهم می سازند.

شعارهای دهان پر کن و تحریک آمیز احمدی نژاد علیه اسرائیل و امریکا عملا بهترین هدیه به آنها برای پیشبرد اهدافشان علیه جمهوری اسلامی و ملت ایران بوده است. اما مسئله فقط در زمینه سر دادن شعار “آی دزد” از سوی احمدی نژاد و همفکرانش به قضیه اسرائیل منحصر نمی شود. همه مردم ایران به خاطر دارند که او شبیه همین راهبرد فرار به جلو را در زمینه فساد مالی هم دنبال کرده است. او از همان آغاز تبلیغات انتخاباتی در سال 1384 از وجود مافیاها و برخورد شدید با آنان به میان می آورد و وعده می داد که به محض روی کار آمدن، این مافیاها را افشا می کند و آنها را سر جای خود خواهد نشاند. اما آنچه که مردم ایران در عمل مشاهده کردند، این است که بی سابقه ترین میزان فساد در طول تاریخ کشور، در دولت همین فرد دامن ایران و ایرانیان را گرفته است. آیا می توان در این مورد هم بحث از تفاوت برخورد آگاهانه و نا آگاهانه به میان آورد یا لااقل در این زمینه با اطمینان بیشتری می شود قضاوت نمود که کسی به نام مبارزه با فساد تک تک نهادهای نظارتی و سیستم های کنترلی را یا منحل کند و یا از کار بیندازد و یا آنقدر بر علیه آن جوسازی کند که دیگر کسی جرات نظارت به خود ندهد و راه را برای پیگیری مقاصد فاسد برای فاسدترین مجموعه مدیریتی تاریخ ایران هموار سازد.

انحلال سازمان برنامه و بودجه، انحلال شورای پول و اعتبار و انحلال همه شوراهای دیگری که هر کدام به نحوی می توانستند اندک نظارتی داشته باشند، در کنار بی سابقه ترین تهاجمها علیه مجلس و فعالیتهای نظارتی آن، دقیقا در دورانی انجام شده است که کشور بالاترین میزان قیمت نفت را تجربه می کرده است. آیا این اتفاقی است که این اقدامات ضد نظارتی دقیقا همراه می شود با خشن ترین برخوردها با مطبوعات کشور، به گونه ای که هیچ رسانه ای جرات نداشته باشد درباره کوچکترین ضعف و نارسایی و فساد در میان مقامات مسئول کشور سخنی به میان آورد؟

شبیه به این رویه های آگاهانه فرار به جلو ، شعار “آی دزد سر دادن” را می توان در بسیاری از گفته ها و اقدامات احمدی نژاد و حامیانش جست‌و‌جو کرد. او در اولین روزهای مبارزه انتخاباتی در سال 1384 می گفت و ادعا می کرد که پول نفت را سر سفره های مردم ایران بیاورد اما آنچه که عملا نصیب مردم ایران شده است بی سابقه ترین سطوح فقر و فساد، اعتیاد و فحشا و دزدی و نا امنی در سطح جامعه است.

آیا این سه مثال به خوبی نشان نمی دهد که گویی که یک اراده ای در کار است که دائما در سیاست خارجی و داخلی تشنج ایجاد کند و میان همه، دعوا و جنجال راه بیندازد و همه را متهم به دزدی و فساد و ناکارآمدی کند و زمینه را برای خارج شدن ثروتهای ملی به شکل های مختلف هموار کند و کشوری بسازد که به واسطه سیاستهای ماجراجویانه دولت احمدی نژاد، سیستم بانکی بین المللی او را تحریم کند و همه مردم ایران را که به نحوی با خارج ارتباط مالی دارند، در معرض کلاه برداران روسی و چینی و ترکیه ای و … قرار داده شوند و کارهایی که به سادگی قابل انجام بود، به گفته مقامات رسمی اروپایی برای آن بین هشت تا چهل درصد حق العمل باج خواهان اضافی به بانکهای درجه چندم ترکیه ای، روسی و چینی پرداخت شود. از طرفی کار ما در زمینه صنعت نفت به جایی رسیده است که این شریان حیاتی کشور به واسطه تحریم ها و سوء مدیریت ها آنچنان به هم ریخته که حتی در گزارش دستگاه های رسمی هم مسئله افت تولید نفت تبدیل به امر عادی شده است.

از نظر اعتبار بین المللی کار به جایی رسیده که ترشرویی و تحقیر مردم ایران دیگر منحصر و محدود به کشورهای امریکایی و اروپایی نیست و نفرتی بی سابقه از ایران در قلوب افغانها و عراقی ها و سوریه ای ها هم شکل بگیرد و به این ترتیب حتی سرمایه گذاری های سی ساله ایران در افغانستان و عراق و سوریه قلب ماهیت شده و به جای این که مردم آنجا قدردان این همه فداکاری و همراهی ملت و دولتهای پیشین ایران بوده باشند، علاوه بر توهین ها و ترشرویی هایی که در مواجهه رو در رو با زائرین و مسافرین ایرانی می کردند، حتی اسلحه بر روی آنها هم بکشند.

آنهایی که ایرانیان مظلوم را به واسطه حتی یک تماس تلفنی به انواع و اقسام اتهام ها و پرونده سازی ها گرفتار می کردند، خود با التماس به دنبال آوردن هواپیماهای قطری هستند. آیا جز این است که قطر در میان متحدین عربی امریکا و اسرائیل بالاترین رتبه را دارد؟ آیا اگر چنین کاری در دولت های هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی صورت می گرفت شهرهای قم، مشهد و تهران شاهد راهپیمایی کفن پوشان نمی شد؟ آنهایی که فکر می کردند دامن زدن به ماجراجویی های بین المللی فرصتی فراهم می آورد که تحت عنوان شرایط جنگی و رویارویی با دشمن خارجی می توان راحت تر مردم را سرکوب کرد، نمی دانستند که اگر دولتی مشروعیت و مقبولیت خود را نزد مردم از دست داد، برای ساقط شدن، هیچ نیازی به نیروی محرکه خارجی ندارد. این همان چیزی است که امریکایی ها و اروپایی ها و اسرائیلی ها به خوبی فهمیده اند، و بنابراین نیازی به افروختن جنگ برای ساقط کردن دولت و ملت ایران نمی بینند.

در این میان فرزندی برومند از میان ملت ایران برخاست با وجود همه بی مهری ها و تنگ نظری ها و ظلم هایی که به او در طی هشت سال نخست وزیری اش روا شده بود، با انگیزه ای خیرخواهانه و فقط به قصد نجات مردم ایران از دست کسانی که با جهل و فساد خود روزگار را بر مردم تنگ کرده بودند، آمد تا ایران را از سالوسی و ریا و فساد و ناکارآمدی نجات دهد. او می گفت نسبت به کسانی که پاکترین فرزندان این ملت را امریکایی و اسرائیلی می خوانند و جامعه را از خدمات آنها محروم می کنند، مشکوک است. امروز پس از آنکه انفجار اخیر در اطراف تهران رخ داد و بلافاصله اسرائیلی ها تلویحا اعلام کردند که این کار را خود انجام دادند و امیدوارند که در آینده نیز امثال آن تکرار شود، همه می فهمند که وقتی تمام قوای امنیتی و اطلاعاتی کشور مصروف ِ به زنجیر کشیدن پاکترین و فداکارترین فرزندان این مرز و بوم می شود، دیگر زمان و توانی برای مقابله با اسرائیلی ها باقی نمی ماند؛ خواه این کار خائنانه صورت گرفته باشد و خواه جاهلانه. در هر صورت مشغول شدن به پاکترین فرزندان ملت به معنی غفلت از امور حیاتی و سرنوشت ساز کشور است و این فقط منحصر به امور نظامی نیست. وقتی با تجربه ترین و با صلاحیت ترین و پاکدامن ترین مدیران اجرایی با عنوان مضحک جاسوسی برای افغانستان دستگیر و زندانی و محاکمه می شوند و همه توانایی های امنیتی مصروف این قبیل اقدامات مضحک می شود، معلوم است که یکباره معلوم می شود معلم اخلاق دولت گرین‌کارت امریکایی دارد و مدیر به اصطلاح بسیجی بانک ملی، همدست دزدان چند هزار میلیاردی دارایی های امانتی مردم می شود و دولتمردان نیز به جای آنکه در فکر انجام وظیفه باشند، سخت سرگرم خارج ساختن ثروتهای ملی از کشور به نام اشخاص می شوند.

سخن اینجاست که مردم ایران حقانیت مهندس موسوی را هم در کارنامه نخست وزیری اش و هم در سکوت علی گونه ی بیست ساله اش و هم در روشنگری های عالمانه اش در هنگام انتخابات ریاست جمهوری شناختند و با رای صادقانه ی خود با او بیعت کردند. این که همه حرفهایی که مهندس موسوی می زد و طیف به اصطلاح اصول گرایان همه آنها را تکذیب می کردند و امروز کار به جایی رسیده است که با حرارتی بیشتر از حرارت مهندس موسوی به همان واقعیت ها اعتراف می کنند، بیشتر به یک معجزه شبیه است تا یک واقعیت تاریخی.

هنگامی که مهندس موسوی مظلومانه فریاد می زد که نباید کشور را به دست مشتی رمال و جادوگر سپرد، خیلی حرف ها زده شد، اما این که همان تکذیب کنندگان سابق برای رویارویی با رمال ها و جن گیرها به داغ و درفش و زندان و شکنجه متوسل می شوند، خود بهترین مهر تایید بر ذکاوت و هوشیاری کم نظیر مهندس موسوی است. هنگامی که این فرزند برومند ملت ایران در بیانیه شماره 18 خود آن گونه موشکافانه و عمیق خطر فساد مالی در میان دولتمردان را گوشزد کرد، کسی فکر نمی کرد که ظرف کمتر از چند ماه تشت رسوایی دولتمردان فاسد وضعیت کنونی را پیدا کند و شرایطی حاکم شود که در آن دیگر از دزدی های چند ده میلیاردی و چند صد میلیاردی در برابر دزدی های چند هزار میلیاردی رنگ ببازد. هنگامی که مهندس موسوی گفت آمده است که به ماجراجویی های به شدت زیانبار در عرصه سیاست خارجی پایان دهد، کسی فکر نمی کرد که هنوز چند ماه نگذشته سخن از تحریم بانک مرکزی و صنعت نفت ایران و صنعت هواپیمایی و دیگر صنایع کشور کار را به جایی برساند که دیپلمات های درجه یک کشور دست دریوزگی به سمت افغانستان، ترکمنستان، ترکیه، پاکستان، قطر، امارات، چین و روسیه دراز کند.

تجربه دیکتاتورهای فاسد در مصر و یمن و لیبی و تونس و سوریه اینک فراروی آن بخش از حاکمیت جمهوری اسلامی قرار دارد که تا قبل از نابود کردن آخرین فرصت ها راه توبه را در پیش گیرند. هم نزد خدا و رسول و امامان توبه کنند از آن همه ظلم و جنایت و فسادی که در حق مظلوم ترین و پاکدامن ترین مردم روا داشته و هم صادقانه از پیشگاه ملت ایران عذر خواهی کنند. اگر قدر این فرصتهای باقی مانده دانسته نشود و همچنان لجاجت و ظلم و قساوت و استمرار تخریب کشور و فراری دادن سرمایه های انسانی و دلارهای نفتی ادامه داشته باشد بیم آن می رود که در لحظه پشیمانی حتی لوله ای که قذافی در آن پناه گرفته بود در اختیار نابود کنندگان فرصت ها قرار نگیرد.

امروز که فقر و فساد و تبعیض در کنار جدایی دولت از مردم و انزوای کشور و نفرت عمومی از حاکمان بی تدبیر و سرکوبگر گریبان ایران را چسبیده است، مهندس موسوی و یارانش حکم آخرین ذخیره های ملی را برای نجات کشور و نظام را دارند. آیا شدت کینه ورزی ها و حسادت ها و نادانی ها و بی بصیرتی ها در حدی هست که هنوز احمدی نژادها و هم پالگی هایش بقیه فرصت ها و ثروت ها را نابود کنند و خرابه ای بدتر از آنچه صدام و طالبان برای عراق و افغانستان گذاشتند به کشور وارد کنند یا از طریق میدان دادن به رای مردم و بازگرداندن امانت غصب شده ی آرای مردم به مهندس موسوی و یارانش اجازه می دهند که ایرانی آباد و آزاد و محبوب قلوب ایرانیان و جهانیان را بسازند؟


28 پاسخ به “خدمات متقابل احمدی‌نژاد و اسرائیل”

  1. اردوان میهندوست گفت:

    دوتن گرامی درود ،
    جای شگفتی است که شما باز هم بادبادک را رها کردید و دنباله را چسبیدید!!؟ آیا واقعن از دیدگاه شما همه این کارها و این ستمها بر ایران و ایرانی و اینهمه پشت کردن به منافع ملی و خیانت به ایران و آینده این سرزمین به دست احمدینژاد و باند اوباش و رمال او انجام میشود!؟ چرا یکبار هم که شده است دست از این پنهانکاری و سطحی نگری بر نمیدارید وعامل این همه جنایات را آنگونه که هست نمایان نمیکنید!؟ اکنون هر ایرانی ایران دوست و میهن خواهی میداند که بدون خواست و کمک خامنه ای و باند ایران ستیزش احمدینژاد و دار و دسته جنایتکارش نمیتوانستند کمترین سهمی در مدیریت کشور داشته باشند ، اما به واسطه کودتای خامنه ای و نزدیکان او در مافیا ی قاچاق و دزدان سپاهی و امنیتی ، آنها در چنین جایگاهی نشسته اند. خواشمند است اگر خود را هوادار مهندس موسوی و جنبش سبز میدانید بیباکانه از دشمن اصلی این سرزمین نام ببرید، این هاله دروغین تقدس را از یک مستبد که رسما فرمان کشتار جوانان ایرانی را در راهپیمایی سکوت داد، بگیرید. کسی که دربرابر مهندس موسوی راستگو، درستکار و میهندوست کم آورد و احساس کوچکی کرد و به نا حق فرمان زندانی کردن او را داد.
    درود بر میر حسین موسوی که دلاورانه از منافع ملی دفاع کرد و حاضر نشد تن به ننگ پیروی از دیکتاتور ایران ستیز بدهد.

  2. سیاوش گفت:

    خدایا خودت به دل رهبر عزیزمون بینداز که علی وار به صحنه بیاید و کشور را در مسیر درست ودرخشانی رهنمون شود که همانا از حصر در آوردن دو عزیز دل ملت ایران وسپردن امور به کسانیست که در این سی واندی سال مدیریت اجرایی قوی ودلسوزی آنها آزموده شده.

  3. ناشناس گفت:

    این گروه مافیایی احمدی نژاد در سه نقطه فعالیت حداکثری دارد. کرمان، مشهد و تبریز. بنظر می رسد که افغانستان را به ترکیه وصل می کند. مرا به یاد قضیه پل پیروزی جنگ جهانی دوم می اندازد. تشابه عجیبی است که پاسخ قانع کننده ای برای آن نمی یابم.

  4. بلوچ گفت:

    حاکمیت جمهوری اسلامی تا قبل از نابود کردن آخرین فرصت ها راه توبه را در پیش گیرند. از آن همه ظلم و جنایت و فسادی که در حق مظلوم ترین و پاکدامن ترین مردم بلوچستان روا داشته و هم صادقانه از پیشگاه ملت بلوچستان عذر خواهی کنند. اگر قدر این فرصتهای باقی مانده دانسته نشود و همچنان لجاجت و ظلم و قساوت و استمرار تخریب کشور و فراری دادن سرمایه های انسانی و دلارهای نفتی ادامه داشته باشد بیم آن می رود که در لحظه پشیمانی حتی لوله ای که قذافی در آن پناه گرفته بود در اختیار نابود کنندگان فرصت ها قرار نگیرد.

  5. بنده خدا گفت:

    سخن اینجاست که مردم ایران حقانیت مهندس موسوی را هم در کارنامه نخست وزیری اش و هم در سکوت علی گونه ی بیست ساله اش و هم در روشنگری های عالمانه اش در هنگام انتخابات ریاست جمهوری شناختند و با رای صادقانه ی خود با او بیعت کردند.
    **************************************************************************************************
    با اینکه بنده همه این جملات را قبول دارم اما از شما میخواهم به خاطر خودمان هم که شده دست از مقایسه اشخاص با ائمه و امامان بزرگوارمان برداریم،امیدوارم که ما مثل طرف مقابل خودمان نشویم،که با دادن یک شخصیت قدسی و روحانی کاذب راه خودمان را برای نقد منصفانه ببندیم.
    ضمناً ما هنوز به سرعقل آمدن دوستان دیروزمان امیدواریم و ان شاءالله که خداوند هم کمکشان کند که جرات و جسارت غذر و توبه به درگاه خدا و ملت بزرگ ایران را داشته باشند،تا فردای قیامت در پیشگاه شهدا و امام شهدا روسیاه نباشند…..

  6. ناشناس گفت:

    حرف دل خیلی ها بود…دست مریزاد

  7. همايون گفت:

    ذوستان عزيز كلمه
    بنظر اينجانب امكان اينكه حاكميت فعلي تغيير روش دهد وجود ندارد . چرا كه براي تغيير روش بايد حداقلي از حسن نيت وجود داشته باشد كه ندارد بايد حداقلي از وجدان وجود داشته باشد كه ندارد حداقلي از دانش ديپلماسي روز جهان وجود داشته باشد كه ندارد .اينها گروهي از راهزنان هستند كه خوب ميدانند كه اگر فضاي احتناق و نظامي فعلي كمي تعديل كند خيانتهايشان اشكار و رسوا خواهند شد .حتي به قيمت نابودي ايران و ايراني نيز اين خيانتكاران تغيير روش نخواهند داد.اين سخن از نا اميدي نيست و واقعيت موجود و نتيجه گيري منطقي اينست.

  8. علی از کرمانشاه گفت:

    عالی بود. خمینی کجایی؟ موسوی تنها شده

  9. ناشناس گفت:

    درود بر شما فوق العاده بود

  10. حق گفت:

    چرا احمدی نژاد را مقصر همه بدبختی های تاریخ ایران میدانید طوری حرف میزنید که انگار قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد همه جا گلستان بود و همه در رفاه کامل بودند! من خودم طرفدار احمدی نژاد نیستم و حتی در انتخابات به وی هم رای ندادم اما در کنار نقدهایی که به دولت وی دارم معتقدم در بعضی جاها گامهای مثبتی برداشته شده ولی به علت شرایط خاص کشور، منطقه و تحریم های خارجی پسرفتهایی هم داشته اییم و این با توجه به سیاستهای نظام جمهوری اسلامی ایران که از ابتدای انقلاب خواهان قطع رابطه با آمریکا بوده طبیعی است پس ربطی به شخص احمدی نژاد ندارد چرا که احمدی نژاد در چارچوب سیاستهای نظام حرکت میکند دولتهای هاشمی و خاتمی هم همینطوری بودند شما فکر میکنید اگه موسوی رییس جمهور میشد معجزه میکرد، وضع مون بهتر از این بود! نه عزیز!

  11. بی نام و نشان گفت:

    خیلی از مردم با نظر شما موافق هستن.

  12. صورت مسئله گفت:

    آیا واقعا غرب خواهان بر قراری دمکراسی در کشورهاست؟
    در مورد ایران آیا غرب جدا مایل به گسترش جنبش برای رسیدن به دمکراسی واقعی است؟

    کمتر در این خصوص مطلبی نگاشته شده و شاید تضادهائی که اینجا وانجا در بیان نظرات مختلف بچشم می خورد ناشی از این مسئله کلیدی باشد

    درست است که غرب ترجیح می دهد که با نظامهائی با مشروعتت بیشتر طرف باشد ولی این بدان معنی نیست که با جنبش های مردمی همراهی کند.

    از این منظر مسائل ملموس تر است:
    1- به عنوان مثال در مورد مسئله هسته ای فرض کنیم که همین امروز تمامی سران نظام در ایران، بدون استثنا قبول کنند که به غنی کردن اورانیوم خاتمه دهند! چه اتفاقی خواهد افتاد؟ جواب به این سوال را بعهده دوستان می گذارم!
    2- در مورد کمک غرب به جنبش مردمی ایران. بسیار جالب است اگر دوستان پیشنهادی داشته باشند که می شود بسرعت برای سران این کشورها فرستاد!
    3- در مورد تجاوز یا مداخله نظامی. برای مثال اسرائیل وقتی به مراکز اتمی در عراق وسوریه حمله کرد که آنها در حال ساختمان وتجهیزات بوده راه اندازی نشده بودند! یا جنگ عراق بر پایه دروغ استوار بود!
    4- در شرایط کنونی که غرب و ایران در بحران هستند و قصد پیدا کردن راه حل رادیکال را ندارند اوضاع بسیار ناپایدار است و احتمال خطراتی نظیر انچه بر شمردم موجود است.

  13. ناشناس گفت:

    محرم نزدیکه طرحی نیست؟قیام امام حسین برای چی بود؟

  14. ناشناس گفت:

    دیگر مستندات برای حقانیت این مقاله ،طرفداری شدید » فیلنت لوورت « از احمدی نژاد بعداز انتخاباتت، این شخص تحلیلگر سازمان سابق سیا وعضو موسسه صبان در خاورمیانه برای آمریکای جدید.

  15. محسن گفت:

    بسیار تحلیل جامع و عالی بود ممنون از شما

  16. ولی الله ناشناس گفت:

    والله والله والله سخنان جناب موسوی شبیه یک معجزه بود. ایشان بسیار بجا احساس تکلیف کردند. ولی غاصبان قدرت ، جاهلان متعصب بی فکر و قدرت طلبان خود محور و نایبان خودخوانده معصومین عرصه را چنانم بر وی تنگ کردند که ملت از داشتن چنین فرزندی محروم کردند.
    والله والله حرکت آقای موسوی مصداق عینی بزرگترین جهاد تعریف شده در اسلام یعنی بیان حقایق در نزد حاکم ظالم بود.
    همیشه این شک را به بعضی از دارندگان قدرت در صحنه فعلی سیاست کشور می کردم که با توجه به عملشان شاید نفوذی اسرائیل باشد شاید نفوذی امریکا و یا دیگر دشمنان باشد. رفته رفته فکرم از شک به سوی یقین حرکت کرد. و الان هم اگر چه به این نفوذی بودنشان یقین ندارم ولی عملشان عین نفوذی ها است.

  17. 349 گفت:

    بنده خدایی بنام حق گفته بود زمان سید محمد خاتمی هم همین اوضاع بود !!!! آیا واقعا همین اوضاع بود آیا پیشرفتهای ایران در سیاست خارجی برای شما ملموس نبود آیا تنها شدن آمریکا و اسراییل در جهان در زمان خاتمی بخاطر سیاست خارجی عالی دولت ایشان نبود آیا اینهمه تعطیلی کارخانجات و گرانی لجام گسیخته وجود داشت ؟ یا کنترل شده بود آیا هشت فاز راه اندازی عسلویه با نزدیک به هفتاد هزار نفر شاغل کم کار انجام شده است با وجود آنهمه سنگ اندازی شورای نگهبان که برای ساده ترین قوانین برای دولت مشکل می آفرید و باعث تعویق اجرای قوانین می شد علت خناق گرفتن این شورا در حال حاضر چیست ؟ آنهمه صدا و سیمای میلی ایران بر ایشان حمله نمی کرد و از کوچکترین نقایص اشان کوه نمی ساخت آیا اینهمه اختلاس و انحراف و اهانت به مقدسات از طرف نزدیکان ایشان وجود داشت ؟ آیا مردم اینهمه افسرده بودند ؟

  18. سارا گفت:

    در جواب دوستمون خانم یا آقای “حق”که میگویند در بعضی جاهاپیشرفتهایی بوده باید بگویم بله درست میگویید در بالا رفتن قیمتها از بنزین بگیرتا گاز وبرق و….پیشرفتهای عجیب وغریبی داشته ایم.درست میگویید.

  19. جنگ هسته ای و مسافر زمان گفت:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    آقای حق (احتمالا سایبری) به نکته خوبی اشاره فرمودید , اتفاقا تمام دولتهایی را که ذکر کردید همه زیر نظر دیکتاتور اداره میشدند و میشوند و اتفاقا ما هم به این اعتراض داریم که چرا به زعم وجود دیکتاتور همیشه کاسه و کوزه ها سر رییس جمهور ها شکسته میشود (یعنی از ایشان به عنوان سپر بلا استفاده میشود) مخصوصا که خیلی روی “دیکتاتوری مطلقه” اصرار دارید!
    پس درود بر خمینی مرگ بر دیکتاتور

  20. همیشه سبز گفت:

    در تایید دوست عزیزمون آقای میهندوست باید بگم که هنوز هم که هنوزه آقای خامنه ایی راه را برای
    برگشت احمدینژاد به دایره ولایت باز گذاشته و این احمدینژاد استکه داره لقد پرانی میکنه!
    همانطور که خود ذوب شدگان در ولایت میگویند همه نظام مشرعیت اش را از رهبری میگیرد و این
    رهبر با بصیرت استکه به دلیل داشتن بصیرت زیاد و هوش و نبوغ فراوان به همه دولتیان پند و اندرز
    میدهد پس بجای اینکه همه کاسه کوزه ها را سر احمدینژاد و دولت بی کفا یت اش بشکنید یک نظری هم
    به رهبری و هواریونش (مجلس خبرگان رهبری ، مجلس شورای نگهبان ، شورای مصلحت نظام ،…)
    بیاندازید که مسول تمام نابسمانیها و سرکوبها و بگیر و ببندها هستند ! بدون فتوای رهبری که سپاه و
    پلیس نمیتواند زن و بچه مردم را زیر مشت و لقد بگیرد و هر کاری خواست بکند ! این رهبری بود که
    خرداد ۸۸ با مخالفین انتخابات اتمام حجت کرد خونشان را حلال کرد !
    احمدینژاد ها میایند و میروند مشکل اصلی ولی فقیه استکه بدون رای مردم آمده و خیال رفتن هم ندارد !

  21. آگاه گفت:

    دوستان وظیفه ملی و دینی همه هست که دامنه اطلاع رسانی به مردم عزیزی که به دلیل عدم اطلاع از واقعیاتی که زندگی و سزنوشت همه را به نابودی میکشاند گسترش دهیم پیشنهاد میکنم همه آنهائی که از وضع و ظلمهای جاری غمگین و خشمگین و ناراحتند این گونه مطالب را تکثیر و در اختیار ملت مظلوم قرار دهند و زیر برکه تکثیری هم قید بفرمائید تا آنها نیز تکثیر و در اختیا دیگران قرار دهند مطمئن باشید موثرترین راه رهائی از این مخاصم ، گسترش دامنه آگاهی مردم است و دقیقا حاکمان خطا کار و ضایع کنندگان حقوق مردم بر همین مبنا راه هرگونه اطلاع رسانی و اعتراضات حضوری را میبندند تا دوام حکومتشان را بر گرده مردم نا آگاه و مظلوم تداوم دهند. موفق باشید

  22. فتحعلیخان گفت:

    من از روییدن خار سر دیوار دانستم که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشینیها …. منصوب به صایب تبریری

  23. usef گفت:

    سلام.
    احمدی نژاد مقصر همه بدبختی های ایران نیست. ولی در این شکی ندارم که این آقا بدترین عملکرد رو به عنوان رییس جمهور داشته.
    من نمی دونم کدام کار مثبت رو آقای احمدی نژاد انجام داده که شما از اون حرف می زنید. من خیلی دنبال این بودم که یک نکته مثبت دی این شخص پیدا کنم. متاسفانه چیزی پیدا نکردم. جز اینکه این آقا بسیار بی ملاحظه و جسور است و هیچ چیزی برایش اهمیت ندارد. می تواند همه چیز را پشت سر خود خراب کند

  24. صبور گفت:

    اقا یا خانم بنده ی خدا توبه به چه قیمتی .مگر مملکت داری شوخی داره .حالا اینا بیان یه موقع توبه کنن .ایران را نابود کردند.

  25. ناشناس گفت:

    سرائیل چه بلایی بر سر این ملت و این انقلاب می خواست بیاورد که احمدی نژاد تا بحال نیاورده؟؟؟؟؟

  26. ناشناس گفت:

    درست است ولي نه به اين غلظت! كارهاي مهمي متل يارانه ها -سهميه بندي بنزين بيشرفتهاي علمي – بس از سي سال با شجاعت دولت فعلي انجام شد. البته با غلظت كمتر بسياري از حرفهاي مقاله صحيح است.

  27. ناشناس گفت:

    درود بر خمینی مرگ بر انگلیس

  28. نسیم گفت:

    اگرموسوی تن به قانون داده بود اینقدر مشکل برای کشور بوجود نمی امد.