برگزاری انتخابات بد، زخم انتخابات 88 را به دمل درمانناپذیر تبدیل خواهد کرد
چکیده :انتخابات خوب، ولو نتيجه دلخواه به همراه نداشته باشد، مصداق عدالت در توزيع فرصتهاست. بخش مهمي از آسيبهاي واردشده پس از انتخابات 88 با انتخاباتي خوب جبران خواهد شد. بديهي است اگر بسترسازي و مقدمهچينيها بهگونهاي پيش رود که در اسفند90 شاهد انتخاباتي بد باشيم، زخم ايجادشده ظرف دو سال گذشته، به دملي چرکين و درمانناپذير تبديل خواهد شد و دود آن هم به چشم نظام ميرود. پس براي خوشايند تعداد معدودي آدم فرصتطلب، فرصتهاي ملي را بر باد ندهيم. ميتوان انتخابات اسفندماه را به صحنه آشتي ملي و آيينه انسجام و اتحاد ملي تبديل کرد....
روزنامه ابتکار در سرمقاله امروز خود نسبت به برگزاری «انتخابات بد» هشدار داد و نوشت:
تبوتاب انتخابات مجلس نهم در بين سياستمداران و از طريق تريبونهاي رسمي و غيررسمي تا کنون نتوانسته بدنه اجتماعي و سپهر عمومي را متأثر و انتخاباتي کند و در حد گپ و گفت گروههاي سياسي و بعضي نيروهاي محلي، محصور مانده و به گفتمان عمومي تبديل نشده است.
انتخابات همواره فرصت بازتوليد نشاط، پويايي و نمايش مشارکت همگان و درحقيقت رفراندوم ميزان مشروعيت نظام مردمسالار است؛ ازاينرو رهبران نظام بر اصل مشارکت حداکثري، بهعنوان هدف نهايي تأکيد مکرر کردهاند. طبيعي هم اين است که در هر نظام مردمسالار که ميزان در آن رأي مردم است، اصل بر حضور حداکثري مردم باشد؛ بههميندليل در مقاطع مختلف، نگاه گروههاي سياسي به انتخابات، مختلف و متفاوت بوده است. بخشي از گروهها بهدليل داشتن بلوغ فکري و توجه به منافع عموم، اصل انتخابات را فرصتي تاريخي تلقي کردهاند و فارغ از نتيجه محتمل، به استقبال آن ميروند.
برخي ديگر، برخوردشان با انتخابات مشروط به نتيجه دلخواهشان است. اين گروهها اگر بيم رأينياوردن داشته باشند، نگاهشان به انتخابات با هشدار، بيم و تهديد است؛ دراينصورت انتخابات را نه فرصت، بلکه تهديد بهحساب ميآورند.براساس اين رويکردها، در سپهر سياست ايران، همواره سه نوع برخورد با انتخابات شده است.
. انتخابات خوب و نتيجه مطلوب؛
. انتخابات بد با نتيجهاي خوب؛
. انتخابات خوب و نتيجهاي بد.
انتخابات خوب و نتيجه مطلوب، آنگاه محقق ميشود که انتخابات از نظر ميزان مشارکت، رکورددار باشد و حضور پررنگ مردم را در مقايسه با انتخاباتهاي گذشته به نمايش بگذارد. نتيجه مطلوب هم براساس ليست گروههاي سياسي، معناي متفاوتي دارد. هر گروهي که اکثريت را در انتخابات بهدست آورد، از آن با عنوان نتيجه مطلوب ياد خواهد کرد.
نوع دوم اينکه انتخاباتي بدون شور و شوق مردم و با درصد کمتري از شرکتکنندگان در مقايسه با انتخابات گذشته صورت گرفته باشد و البته نتيجه دلخواه گروههاي منفعتمحور را تأمين کند. چنين انتخاباتي ممکن است عمر حضور در قدرت بعضي گروهها را افزايش دهد؛ اما باعث همافزايي قدرت ملي نخواهد شد.
نوع سوم اينکه انتخابات با مشارکت حداکثري صورت پذيرد، بهگونهاي که سلايق مختلف سياسي در آن حضور چشمگير يابند و باعث شور و شعف عمومي در لايههاي مختلف اجتماعي جامعه گردد و سپهر سياست را به عرصه عمومي بازيگري آحاد مردم تبديل کند. چنين انتخاباتي، باعث همافزايي قدرت ملي و کاهش تهديدهاي خارجي خواهد شد. تجربه تاريخي سه دهه گذشته نيز شاهد گويايي است بر اينکه هرگاه انتخابات مشارکت حداکثري مردم را در پي داشته، لحن قدرتهاي بزرگ در تعامل با ايران تغيير کرده و آنان به حقوق ملت ايران اذعان نمودهاند.
ممکن است در چنين فرضي نتيجه دلخواه بعضي گروههاي حقبهجانب بهدست نيايد؛ اما نتيجهاي که از انتخاباتي خوب با مشروعيت صددرصدي نصيب کليت نظام ميگردد، با نتيجهاي که در سبد گروههاي سياسي واريز ميشود، قابل مقايسه نيست.
مشکل کنوني ساحت سياست ما اين است که بعضيها زلف خود را به سقف نظام گره زدهاند، بهگونهاي که بود و نبود نظام را با بود و نبود خودشان مساوي ميدانند؛ درنتيجه قائل به هماوردي يکسان با گروههاي رقيب نيستند. اين افراد تلاش ميکنند عرصه رقابت را آنچنان تنگ و محدود کنند تا حتيالامکان در غياب حريف و در نيمه زمين، نتيجه دلخواه را پيشاپيش تضمين نمايند. اينان به پيامدهاي چنين رفتار سياسياي توجه نميکنند. در تصورشان گويي مردم عروسکان خيمهشببازي آنان هستند که با اشاره آنها به پا ميخيزند و با اخم آنان فرو مينشينند و زبان در کام خاموش ميگيرند.
حال که تا انتخابات اسفند زمان زيادي نمانده و شور انتخاباتي فراگير نشده، بهگونهاي که گويي سکته سياسي، بخشي از جامعه را فلج کرده، سؤال پيش رو اين است که چاره کار در کجاست؟! انتخابات خوب با نتيجه بد يا انتخابات بد با نتيجه دلخواه؟ کدام به منافع عموم نزديکتر است؟ در ارجحبودن انتخابات خوب و نتيجه مطلوب شکي نيست؛ اما با عينک برآورد گروههاي سياسي، چنين گزينهاي امکانناپذير است. پس چاره ما يکي از دو معادله فوقالذکر است. بنبست کنوني هم برايند اولويتيافتن گزينه «انتخابات بد، با نتيجه دلخواه» است.
يکي از مظاهر مهم عدالت، تقسيم عادلانه فرصتهاست. انتخابات خوب، ولو نتيجه دلخواه به همراه نداشته باشد، مصداق عدالت در توزيع فرصتهاست. بخش مهمي از آسيبهاي واردشده پس از انتخابات 88 با انتخاباتي خوب جبران خواهد شد. بديهي است اگر بسترسازي و مقدمهچينيها بهگونهاي پيش رود که در اسفند90 شاهد انتخاباتي بد باشيم، زخم ايجادشده ظرف دو سال گذشته، به دملي چرکين و درمانناپذير تبديل خواهد شد و دود آن هم به چشم نظام ميرود.
پس براي خوشايند تعداد معدودي آدم فرصتطلب، فرصتهاي ملي را بر باد ندهيم. ميتوان انتخابات اسفندماه را به صحنه آشتي ملي و آيينه انسجام و اتحاد ملي تبديل کرد.














انتخابات = خیانت به ایران و ایرانی و گناهی نابخشودنی