سید محمد خاتمی: جنگ هم زندگی انسانها در آتش قهر خود میسوزاند و هم طبیعت پاک را به مخاطره میاندازد
چکیده :همان گونه که پویایی و آفرینندگی و زیبایی زندگی آدمی بسته به رابطه صلح آمیز انسان با انسان است، طراوت و بخشندگی طبیعت نیز در گرو رابطه صلح آمیز انسان با طبیعت قرار دارد. چنانکه این هر دو (انسان و طبیعت) از جنگ و آثار شوم آن آسیب و زیان می بینند. / پژوهش ها نشان می دهد که محو مین های مرزی نیاز به حرکت ملی (و حتی بین المللی) برای پاکسازی دارد و برای پیگیری این مهم باید محیط زیست و حفظ طبیعت در عرصه نظر و عمل مورد توجه جدی قرار گیرد....
حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی در پیامی به پنجمین همایش روز جهانی مقابله با آثار جنگ بر محیط زیست که روز چهارشنبه در تهران برگزار شد، تاکید کرد: همان گونه که پویایی و آفرینندگی و زیبایی زندگی آدمی بسته به رابطه صلح آمیز انسان با انسان است، طراوت و بخشندگی طبیعت نیز در گرو رابطه صلح آمیز انسان با طبیعت قرار دارد. چنانکه این هر دو (انسان و طبیعت) از جنگ و آثار شوم آن آسیب و زیان می بینند.
وی افزود: جنگ و درگیری های خونین نه تنها زندگی انسان ها را در آتش قهر خود می سوزاند، که طبیعت پاک و گستره دراز دامن محیط زیست را هم آلوده می کند و به مخاطره می اندازد.
متن کامل این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
همان گونه که پویایی و آفرینندگی و زیبایی زندگی آدمی بسته به رابطه صلح آمیز انسان با انسان است، طراوت و بخشندگی طبیعت نیز در گرو رابطه صلح آمیز انسان با طبیعت قرار دارد. چنانکه این هر دو (انسان و طبیعت) از جنگ و آثار شوم آن آسیب و زیان می بینند. جنگ و درگیری های خونین نه تنها زندگی انسان ها را در آتش قهر خود می سوزاند، که طبیعت پاک و گستره دراز دامن محیط زیست را هم آلوده می کند و به مخاطره می اندازد.
نیازی نیست در زشتی ستیز و جنگ و آثار مخرب آن، سخن را به درازا کشاند؛ که کوهها و دشت ها و دریاها و شهرها و روستاهای فراوانی در زیباترین مناطق جهان به دنبال جنگ های ویرانگر و در موقعیت های منازعه آمیز منطقه ای و جهانی به نابودی کشانده شده اند و نیز صدها میلیون کشته و زخمی از جنگ ها به جا مانده اند. این همه گواه روشن و حجت موجهی است بر پلیدی جنگ.
متاسفانه در دوران معاصر، خاورمیانه و غرب آسیا بیشترین سهم را در تعداد و ابعاد جنگ ها و درگیری های مسلحانه داشته اند. هنوز فلسطین از اشغال نظامی و سیاسی رنج می برد و آثار شوم جنگ های پیشین، از مین گذاری ها تا استفاده از سلاح های شیمیایی و خسارت هایی که به حیات انسانی و محیط زیست در ایران، عراق ، افعانستان ، کویت و … وارد آمده و می آید، قابل مشاهده است. همچنانکه خاورمیانه غربی و شمال آفریقا با تهدیدهای جدی در این زمینه روبرو هستند.
خوشبختانه در کشور ما مطالعات جدی در این عرصه صورت گرفته است که امید می رود بازتاب خود را در زمینه های حقوقی و اجرایی پیدا کند. پژوهش ها نشان می دهد که محو مین های مرزی نیاز به حرکت ملی (و حتی بین المللی) برای پاکسازی دارد و برای پیگیری این مهم باید محیط زیست و حفظ طبیعت در عرصه نظر و عمل مورد توجه جدی قرار گیرد. سازمان ملل متحد نیز اقدام های مناسبی در روند مطالعه و انتشار گزارش ها نسبت به آثار جنگ بر طبیعت کشورهای مختلف داشته که لازم است مورد استفاده و اهتمام صاحب نظران و علاقمندان قرار گیرد. آنچه در این چشم انداز می تواند و باید مهم قلمداد شود ایفای نقش تشکل ها و نهادهای مدنی و اندیشمندان و صاحب نظران است که به رغم امکانات اندک دارای تاثیرهای فراوان ملی، منطقه ای و بین المللی است.
تلاش های مرکز صلح و محیط زیست، به خصوص اندیشه و عمل سرکار محترم خانم دکتر معصومه ابتکار را در این زمینه ارج می گذاریم و امید داریم استمرار این مهم و گسترش دامنه آن بتواند آثار مخرب جنگ را بر محیط زیست و جامعه انسانی کاهش دهد و اهتمام به صلح مبتنی بر عدالت را افزون سازد.
سید محمد خاتمی
آبان ماه یکهزار و سیصد و نود














به جای این بیانیه هاودفاع ازمحیط زیست
نهیبی بزن فریادی بلند کن
میروشیخ درزندانند
ومصطفی ممنوع الملاقات شده
مرگ یکبارشیون یکبار
مردم ازت انتظاردارند
خاموشی بس است
بس است
بس است
در یک پلاکارت بزرگ تظاهراتی امروز در سوریه نوشته شده بود:
ای رهبران ناتو! اگرلیبی با پول نفت خود هزینه کمک شما را پرداخت کرد ما حاضریم خانه هایمان را بفرشیم و بشما بدهیم!
ا*****
قصاوت رژیم سوریه و بشار اسد پرده خرافه های سیاسی را از روی چشمان مردم آن کشور برداشت و دانستند که دشمن اصلی آنان و بدترینشان همان گرگی است که در لباس چوپان زندگی، آزادی و کرامت انسانی را از انها گرفته است. امید که ما هم بر این خرافه امریکا و ناتو ستیزی غلبه کنیم.
آقای خاتمی تا میتونی انشاهای بی محتوا که هر کلاس اول ابتدایی هم میدونه بگو و بنویس و دلتو خوش کن که تو هم وجود داری.
گسترش خبرهای مربوط به احتمال حمله ی نظامی به ایران و گزارش آژانس نگرانی ها را در این مود افزایش داده است. این نکته هم چنین بسیاری از روشنفکران ایرانی را به دو بخش تقسیم کرده است: مخالفان حمله نظامی و موافقان حمله نظامی. اما در ورای این صف بندی رادیکال عده ای نیز به این نکته پرداخته اند که با حمله ی نظامی مخالف هستند اما با شکل و نوعی از دخالت قدرت های غربی برای تعیین تکلیف وضعیت ایران موافق هستند. آنها به طور مستقیم و غیر مستقیم به دولت آمریکا، به طور مثال، پیشنهاد می دهند که به شکلی از آن چه آنها «مردم ایران» می نامند حمایت کنند تا رژیم را ساقط کنند.
هر چند که می توان وجه احساسی موضوع را درک کرد اما باید به چرایی گرایش فوق توجه کرد.
به نظر می رسد که این گرایش بیش از هر چیز ناشی از ضعف عمومی اپوزیسیون باشد که هیچ افق امیدی را برای بسیاری از ایرانیان ترسیم نمی کند. این هموطنان در مقابل بن بستی که نسبت به آن احساس مطلق دارند آن چنان خود و ملت ایران را ضعیف و ناتوان می بینند که برای آینده ایران و امکان تغییر در شرایط کمترین امیدی به قدرت خویش یا مردم ندارند. آنها نیاز حتمی به حضور یک عنصر بیرونی را احساس می کنند و به محض یافتن فرصت این را به زبان می آورند. آنها می پندارند که اگر آمریکا و اروپا علیه رژیم عمل کنند می توانند او را تا مرز سقوط بکشانند و به این ترتیب مردم ایران بالاخره به آزادی و دمکراسی دست یابد.
این تصور البته چندان مطابق با واقعیت نیست. سرنوشت کشورهایی که آمریکا و غرب به طور مستقیم و یا غیر مستقیم در آن دخالت کردند با یک کلمه قابل معرفی است: فاجعه. افغانستان، عراق، لیبی و امثال آن. وارد شدن آمریکا به عنوان یک کشور سرمایه داری دچار بحران و فاقد مدیریت عقلانی نمی تواند هیچ انگیزه ی انسان دوستانه یا حتی دمکراتیکی داشته باشد. مبنای آن برای آمریکا، اروپا و کشورهای ناتو چیزی نخواهد بود جز منافعشان. و این یک امر ثابت شده است که منافع غرب با منافع مردم ایران همبستگی مستقیم ندارد و در بسیاری موارد در تضاد آشکار قرار می گیرد. به همین دلیل در ورای درک احساسی برخی از قلم بدستان ایرانی به طور واقعی هیچ خیر و صلاحی برای مردم ایران در پشت این دعوت و فراخوان وجود ندارد.
راه شکستن این بن بست یا احساس بن بست دست به دامن بیگانگان شدن نیست، بلکه دست به کار شدن و بر پای خود ایستادن است. برای این منظور نیز باید به پاسخگویی به نیاز اساسی مردم در داخل کشور پاسخ داد. باید به مردم آموزش و روحیه داد برای این که بتوانند از حالت پراکنده و نا آگاه و ناامید بیرون بیایند و به سوی آن روند که همدیگر را پیدا کرده و به طور سازمان یافته شروع به کار جمعی کنند. نیروی مردم و معترضین کم یا ضعیف نیست، اما پراکنده است. زیرا مردم نمی دانند که چه باید کنند. برای همین هم یک وظیفه ی مهم بر عهده ی ما قرار می گیرد: به جای روی آوردن به سوی پایتخت ها ی قدرت های بیگانه به سوی مردم رویم. سعی کنیم با استفاده از رسانه های مختلف پیام و آموزش های مربوط به سازماندهی را به میان مردم ببریم و به این ترتیب قدرت اجتماعی را شکل دهیم. قدرت اجتماعی زمانی وجود دارد که مردم در قالب تشکل های سازمان یافته عمل کنند وبتوانند در قالب شبکه های اجتماعی عمل کنند. در آن صورت هم از پس رژیم بر می آیند و هم می توانند در مقابل خطر جنگ ایستادگی کنند.
سازمان خودرهاگران بر این باورست که با حل شدن مشکل خودسازماندهی توده ها نه فقط سرنوشت اپوزیسیون، بلکه برخورد جهان با ایران و نیز آینده ی ایران دستخوش تحولی جدی خواهد شد. به همین دلیل بد نیست که با جدیت از پناه بردن به بیگانگان و دست به دامن غیر خودی ها شدن بپرهیزیم و به سوی ساختن قدرت اجتماعی روی آوریم. این نیاز به خودباوری و باور به قدرت بی پایان مردم داریم.
درود برخاتمي روشن فكر خاتمي هرجه تو بكويي منتظر دستور هستيم براي انتخابات آينده
واقعا انسان باید خیلی کوته فکر باشه که بقای خودش رو جدای از بقای محیط زیست بداند. به راستی که جنگ نفرت انگیز است. با پولهایی که صرف ساختن سلاح می شود می توان بسیار کارهایی کرد که همه مردم دنیا از آن سود ببرند ولی متاسفانه کارخانجات اسلحه سازی استکبار بقای خود را بر کوبیدن دائم بر طبل جنگ می بینند.
آقای خاتمی لطفا جلو جنگ را بگیرید!
خاتمی ! نام تو در سپهر سیاسی ایران همیشه خواهد درخشید..
drod bar khatami , sadeghtarin rohanie iran.!!are